▫️ بریدهای از کتاب « دختر پرتقالی » 🍊
▪️« ما در هستی یک مکان نداریم بلکه در آن به همان اندازهای جا داریم که برای خود تعیین میکنیم. »
#سم_سم
#بریده_کتاب
#دختر_پرتقالی
@bookestun
▪️« ما در هستی یک مکان نداریم بلکه در آن به همان اندازهای جا داریم که برای خود تعیین میکنیم. »
#سم_سم
#بریده_کتاب
#دختر_پرتقالی
@bookestun
❤4👍1
منو این همه خوشبختی محاله محالهههههه
شما رو داشتن برام خواب و خیاله خیاله😍😁
کتاب هدیه گرفتن ذوووق داره خصوصا از رفیقی که طرفدار کتاب الکترونیک هست☺️😁😍😍
#سم_سم
@bookestun
شما رو داشتن برام خواب و خیاله خیاله😍😁
کتاب هدیه گرفتن ذوووق داره خصوصا از رفیقی که طرفدار کتاب الکترونیک هست☺️😁😍😍
#سم_سم
@bookestun
😍5🤣1
❤6💔1
یه جایی تو کتاب مهمانخانه قاچاقچیها،
پدر مایلو این طور توصیف میشه؛
از اون آدمهاست که میتونی ساعتها کنارش در سکوت بگذرونی اما حس معذب بودن نکنی و این حس رو داشته باشی که باهم وقت گذروندین...
میتونم اسم دوستانم رو ببرم که کنارشون این حس رو دارم.
اما بینشون، اسم تو، جاش خالیه...
#سم_سم
#مهمانخانه_قاچاقچیها
#درد_دل
@bookestun
پدر مایلو این طور توصیف میشه؛
از اون آدمهاست که میتونی ساعتها کنارش در سکوت بگذرونی اما حس معذب بودن نکنی و این حس رو داشته باشی که باهم وقت گذروندین...
میتونم اسم دوستانم رو ببرم که کنارشون این حس رو دارم.
اما بینشون، اسم تو، جاش خالیه...
●#دوستی_که_دیگر_دوستم_نیست
#سم_سم
#مهمانخانه_قاچاقچیها
#درد_دل
@bookestun
❤7
Nafas
Mohsen Chavoshi @RozMusic.com
هنوز اون هدیه رو دارم که گفتی بسوزونش به یاد من نیوفتی...
@bookestun
❤7
❤13
▫️ بریدهای از کتاب « جادهی رستگاری »
▪️« گاهی وقتها عدالت از قانون مهمتره. »
#سم_سم
#بریده_کتاب
#جادهی_رستگاری
@bookestun
▪️« گاهی وقتها عدالت از قانون مهمتره. »
#سم_سم
#بریده_کتاب
#جادهی_رستگاری
@bookestun
❤15💯2
▫️ بریدهای از کتاب « جادهی رستگاری »
▪️« شُر به میز سنگینی تکیه داد و لبخند غمآلودی زد: «دخترها برای پدرشون یه هدیه از طرف خدان. جوری که بهت نگاه میکنن و فکر میکنن که هیچ مشکلی نیست که تو نتونی حلش کنی، هیچ تهدیدی توی دنیا نیست که تو نتونی از اونها در مقابلش محافظت کنی. کارآگاه امیدوارم هیچوقت نبینی که اون نگاه پراعتماد از چشمهای دخترهات بره. »
#سم_سم
#بریده_کتاب
#جادهی_رستگاری
@bookestun
▪️« شُر به میز سنگینی تکیه داد و لبخند غمآلودی زد: «دخترها برای پدرشون یه هدیه از طرف خدان. جوری که بهت نگاه میکنن و فکر میکنن که هیچ مشکلی نیست که تو نتونی حلش کنی، هیچ تهدیدی توی دنیا نیست که تو نتونی از اونها در مقابلش محافظت کنی. کارآگاه امیدوارم هیچوقت نبینی که اون نگاه پراعتماد از چشمهای دخترهات بره. »
#سم_سم
#بریده_کتاب
#جادهی_رستگاری
@bookestun
❤12💯2💔2
📖 معرفی کتاب« جادهی رستگاری » 🌱
📚خلاصه داستان:
شخصیت اصلی داستان کاراگاهی به اسم الیزابت هست که بخاطر اتفاقاتی که تو یکی از پروندههاش میوفته در شُرُف از دست دادن شغلش هست. اینکه چه اتفاقی پشت پرده افتاده که الیزابت اینطور بدردسر افتاده برای خواننده جذابه و اجازه نمیده کتاب رو زمین بذاریم.
اما در کنار این موضوع حادثهی دیگهای هم در جریان هست. جسدی پیدا میشه که نحوه قتل، مشابه قتلیه که ۱۳ سال پیش اتفاق افتاده. قتلی که کلی سروصدا کرده بوده چون قاتلش یه پلیس بوده!
💭احساسات نوشت:
نظر خودم و ادامه توضيحات تو ویس گفته شده🌱
#سم_سم
#جادهی_رستگاری
#جان_هارت
#جنایی
@bookestun
📌از این نویسنده اگه کتابی خوندید که جذاب بود تو کامنت بگید🌱✨
📚خلاصه داستان:
شخصیت اصلی داستان کاراگاهی به اسم الیزابت هست که بخاطر اتفاقاتی که تو یکی از پروندههاش میوفته در شُرُف از دست دادن شغلش هست. اینکه چه اتفاقی پشت پرده افتاده که الیزابت اینطور بدردسر افتاده برای خواننده جذابه و اجازه نمیده کتاب رو زمین بذاریم.
اما در کنار این موضوع حادثهی دیگهای هم در جریان هست. جسدی پیدا میشه که نحوه قتل، مشابه قتلیه که ۱۳ سال پیش اتفاق افتاده. قتلی که کلی سروصدا کرده بوده چون قاتلش یه پلیس بوده!
💭احساسات نوشت:
نظر خودم و ادامه توضيحات تو ویس گفته شده🌱
#سم_سم
#جادهی_رستگاری
#جان_هارت
#جنایی
@bookestun
📌از این نویسنده اگه کتابی خوندید که جذاب بود تو کامنت بگید🌱✨
❤12👍3💯1
Audio
📌معرفی کتاب «جادهی رستگاری»
اثر جان هارت
@bookestun
#سم_سم
#پادکست
#جادهی_رستگاری
#جنایی
پ.ن: تند حرف زدم، خواستم صوتام طولانی نشه🪴
اثر جان هارت
@bookestun
#سم_سم
#پادکست
#جادهی_رستگاری
#جنایی
پ.ن: تند حرف زدم، خواستم صوتام طولانی نشه🪴
❤8😍4👍2💯1
▫️ بریدهای از کتاب « جادهی رستگاری »
- همه چی درست میشه.
- قول میدی؟
الیزابت به سمت چپ پیچید و زیر چراغ ایستاد: «زخمت هنوز تازه است و زخمها همیشه خوب میشن.»
- همیشه؟
چراغ سبز شد: «اگه قوی باشی و اگه حق با تو باشه.»
#سم_سم
#بریده_کتاب
#جادهی_رستگاری
@bookestun
- همه چی درست میشه.
- قول میدی؟
الیزابت به سمت چپ پیچید و زیر چراغ ایستاد: «زخمت هنوز تازه است و زخمها همیشه خوب میشن.»
- همیشه؟
چراغ سبز شد: «اگه قوی باشی و اگه حق با تو باشه.»
#سم_سم
#بریده_کتاب
#جادهی_رستگاری
@bookestun
❤14💯1
▫️ بریدهای از کتاب « جادهی رستگاری »
▪️ یه بار گفتی باید بریم بیابون. به نظرم عجیب بود.
چانینگ چشمهایش را بست و صورتش را به سمت خورشید گرفت:
«توی بیابون هیچ چیزی بوی سرداب رو نمیده.»
#سم_سم
#بریده_کتاب
#جادهی_رستگاری
@bookestun
▪️ یه بار گفتی باید بریم بیابون. به نظرم عجیب بود.
چانینگ چشمهایش را بست و صورتش را به سمت خورشید گرفت:
«توی بیابون هیچ چیزی بوی سرداب رو نمیده.»
#سم_سم
#بریده_کتاب
#جادهی_رستگاری
@bookestun
❤4💔2
بالاخره این کتاب رو یافتم🥹😭
آقای شاهآبادی یکی از نویسنده های مورد علاقهی من هستند. قلمشون بسی جذابه😍
کتاب هاشون اغلب جایزههای داخلی و خارجی گرفته. فقط کاش زودتر اثر جدید منتشر کنن!
📍فعلا دارم مادام کاملیا رو میخونم بعدش میرم سراغ این کتاب و معرفیشو براتون میذارم.
روح هنری سَم سَم نوشت: کاش طراحی جلدش بهتر بود!
@bookestun
#سم_سم
#وقتی_مژی_گم_شد
آقای شاهآبادی یکی از نویسنده های مورد علاقهی من هستند. قلمشون بسی جذابه😍
کتاب هاشون اغلب جایزههای داخلی و خارجی گرفته. فقط کاش زودتر اثر جدید منتشر کنن!
📍فعلا دارم مادام کاملیا رو میخونم بعدش میرم سراغ این کتاب و معرفیشو براتون میذارم.
روح هنری سَم سَم نوشت: کاش طراحی جلدش بهتر بود!
@bookestun
#سم_سم
#وقتی_مژی_گم_شد
❤5😍1
❤12
📖 معرفی کتاب« مانون لسکو» 🌱
📚خلاصه داستان:
شوالیه دِ گریو یه پسر جوونه. قراره وارد گروه مالت بشه. قابل ذکره که در این گروه شما اجازه ازدواج ندارید. در روز موعود، در نگاه اول دلباخته دختری زیبارو میشه، دختری که قرار بوده به صومعه بره تا راهبه بشه.
دل رو به دریا میزنه و به دخترک نزدیک میشه و از علاقه و شیفتگیش میگه و در همون لحظه با هم تصمیم به فرار میگیرن و این آغاز ماجراست...
#سم_سم
#مانون_لسکو
#آبه_پرهوو
#کلاسیک
@bookestun
📚خلاصه داستان:
شوالیه دِ گریو یه پسر جوونه. قراره وارد گروه مالت بشه. قابل ذکره که در این گروه شما اجازه ازدواج ندارید. در روز موعود، در نگاه اول دلباخته دختری زیبارو میشه، دختری که قرار بوده به صومعه بره تا راهبه بشه.
دل رو به دریا میزنه و به دخترک نزدیک میشه و از علاقه و شیفتگیش میگه و در همون لحظه با هم تصمیم به فرار میگیرن و این آغاز ماجراست...
#سم_سم
#مانون_لسکو
#آبه_پرهوو
#کلاسیک
@bookestun
❤5
معرفی کتاب✎✐سیـاﳙـچالہ✐✎
📖 معرفی کتاب« مانون لسکو» 🌱 📚خلاصه داستان: شوالیه دِ گریو یه پسر جوونه. قراره وارد گروه مالت بشه. قابل ذکره که در این گروه شما اجازه ازدواج ندارید. در روز موعود، در نگاه اول دلباخته دختری زیبارو میشه، دختری که قرار بوده به صومعه بره تا راهبه بشه. دل رو به…
💭سم سمنوشت:
محتوا دارای اسپیول است/ خطر لوث شدن!
داستان درباره عشق یه جوونه که عاشق دخترکی بسیار زیبا میشه.
وقتی میخوندمش با خودم گفتم این حجم از شیفتگی دِ گریو نسبت به مانون اسمش چی بود؟ عشق؟ عشق یعنی چی؟؟
من تو جامعه فعلی عاشقهایی رو دیدم که چشم به بدیها و خطاهای معشوقشون میبندن، اما دِ گریو خیلییی عجیب بود، چیزی فرارتر از عشق، شاید جنون، که باعث شد چندین بار چشم بر خیانت مانون ببنده و برای بودن در کنار مانون تمام زندگی ، آبرو و جایگاهی که در جامعه داشت رو از دست بده.
اما چند نکته ذهنم رو درگیر کرد، چیزی که بنظرم آغازگر بدبختیهاشون بوده.
کافی بود دِ گریو از پدرش کمک بخواد و بگه نمیخواد به مالت بپیونده، و شرایط رو برای ازدواجش با مانون فراهم کنه.
بر فرض که بعد از اولین دیدارشون وقت تنگ بود و مجبور شده بودن فرار کنن، بعدش چی؟ بعد از اون فرصت داشتن که به صورت رسمی ازدواج کنن و با توجه به ویژگیهای شخصیتی که از پدر دِ گریو در داستان میبینیم نهایتش چند ماه با پسرش قهر میکرد و بعد اونها رو میپذیرفت و میتونست حامیشون باشه.
هرچند در قسمتی از داستان اشاره به این میشه که در جامعه اون زمان فرانسه، داشتن معشوقه و انجام قمار امری طبیعی بوده، اما دِ گریو که در یک خانواده شرافتمند بزرگ شده چرا راهی اینطور مشکل رو در پی گرفت؟!
واقعا نتونستم درکش کنم. شما اگه متوجه شدید برام تو کامنت بنویسید!
اما نکته دومی که توجهم رو جلب کرد نکتهایه که در کتاب جنایات و مکافات هم توجهم رو جلب کرده بود.
چرا این بشر، آقای دِ گریو برای گذران زندگی کار نمیکرد؟!!! یا در حال قرض گرفتن پول از این و اون بود، یا قمار میکرد.
نکته سوم، در بخشهایی از داستان، خود دِ گریو با مانون همراه میشه تا شخص پولداری رو که زیبایی مانون توجهش رو جلب کرده سرکیسه کنن. بعد همین آقای دِ گریو از جهان و آدمیان میناله و شکوه میکنه که همه بر علیه اون و عشقش هستن و میخوان معشوقشو ازش بگیرن!
بار اول رو بگیم برای جلب رضایت مانون باهاش همراه شد. بار دوم چطور؟؟ بنظر بدش نمیومد با کلی پول دزدی با معشوقش در رفاه زندگی کنه.
و در آخر مرگ مانون!!! اینکه یهویی میوفته میمیره عجیب بود!!!
اثری از بیماری در مانون نبود. صرفا بعد از دو فرسنگ بیتوقف راه رفتن خسته شد و شب مرد!!!
💭پیشنهاد نوشت:
بنظرم برای خریدش پول صرف نکنید. اما اگه مثل من جز دستهای هستید که دوست دارن همه آثار عاشقانه کلاسیک رو بخونن، بله بخونید ولی بدونید که دندونگیر نیست.
فقط یک سوال بزرگ در ذهنم بوجود آورد: احساس دِ گریو به مانون چی بود؟ عشق؟ تعریف عشق چیه؟
با خوندن این کتاب و دِ گریو یاد یه شعر افتادم:
سنگم به زیر پای تو افتادم هر جا که میخواهی بغلتانم...
📍پوکر نوشت:
به عشق در نگاه اول اعتقادی ندارم. بله ما در نگاه و برخورد اول ممکنه از کسی خوشمون بیاد و دلمون بخواد بیشتر باهاش آشنا بشیم، اما اینجور دلباخته شدن و عاشق شدن صرفا بازی نویسندهها و فیلمسازها هست که خیلی رو مخه.
#سم_سم
#مانون_لسکو
#آبه_پرهوو
#کلاسیک
@bookestun
.
محتوا دارای اسپیول است/ خطر لوث شدن!
داستان درباره عشق یه جوونه که عاشق دخترکی بسیار زیبا میشه.
وقتی میخوندمش با خودم گفتم این حجم از شیفتگی دِ گریو نسبت به مانون اسمش چی بود؟ عشق؟ عشق یعنی چی؟؟
من تو جامعه فعلی عاشقهایی رو دیدم که چشم به بدیها و خطاهای معشوقشون میبندن، اما دِ گریو خیلییی عجیب بود، چیزی فرارتر از عشق، شاید جنون، که باعث شد چندین بار چشم بر خیانت مانون ببنده و برای بودن در کنار مانون تمام زندگی ، آبرو و جایگاهی که در جامعه داشت رو از دست بده.
اما چند نکته ذهنم رو درگیر کرد، چیزی که بنظرم آغازگر بدبختیهاشون بوده.
کافی بود دِ گریو از پدرش کمک بخواد و بگه نمیخواد به مالت بپیونده، و شرایط رو برای ازدواجش با مانون فراهم کنه.
بر فرض که بعد از اولین دیدارشون وقت تنگ بود و مجبور شده بودن فرار کنن، بعدش چی؟ بعد از اون فرصت داشتن که به صورت رسمی ازدواج کنن و با توجه به ویژگیهای شخصیتی که از پدر دِ گریو در داستان میبینیم نهایتش چند ماه با پسرش قهر میکرد و بعد اونها رو میپذیرفت و میتونست حامیشون باشه.
هرچند در قسمتی از داستان اشاره به این میشه که در جامعه اون زمان فرانسه، داشتن معشوقه و انجام قمار امری طبیعی بوده، اما دِ گریو که در یک خانواده شرافتمند بزرگ شده چرا راهی اینطور مشکل رو در پی گرفت؟!
واقعا نتونستم درکش کنم. شما اگه متوجه شدید برام تو کامنت بنویسید!
اما نکته دومی که توجهم رو جلب کرد نکتهایه که در کتاب جنایات و مکافات هم توجهم رو جلب کرده بود.
چرا این بشر، آقای دِ گریو برای گذران زندگی کار نمیکرد؟!!! یا در حال قرض گرفتن پول از این و اون بود، یا قمار میکرد.
نکته سوم، در بخشهایی از داستان، خود دِ گریو با مانون همراه میشه تا شخص پولداری رو که زیبایی مانون توجهش رو جلب کرده سرکیسه کنن. بعد همین آقای دِ گریو از جهان و آدمیان میناله و شکوه میکنه که همه بر علیه اون و عشقش هستن و میخوان معشوقشو ازش بگیرن!
بار اول رو بگیم برای جلب رضایت مانون باهاش همراه شد. بار دوم چطور؟؟ بنظر بدش نمیومد با کلی پول دزدی با معشوقش در رفاه زندگی کنه.
و در آخر مرگ مانون!!! اینکه یهویی میوفته میمیره عجیب بود!!!
اثری از بیماری در مانون نبود. صرفا بعد از دو فرسنگ بیتوقف راه رفتن خسته شد و شب مرد!!!
💭پیشنهاد نوشت:
بنظرم برای خریدش پول صرف نکنید. اما اگه مثل من جز دستهای هستید که دوست دارن همه آثار عاشقانه کلاسیک رو بخونن، بله بخونید ولی بدونید که دندونگیر نیست.
فقط یک سوال بزرگ در ذهنم بوجود آورد: احساس دِ گریو به مانون چی بود؟ عشق؟ تعریف عشق چیه؟
با خوندن این کتاب و دِ گریو یاد یه شعر افتادم:
سنگم به زیر پای تو افتادم هر جا که میخواهی بغلتانم...
📍پوکر نوشت:
به عشق در نگاه اول اعتقادی ندارم. بله ما در نگاه و برخورد اول ممکنه از کسی خوشمون بیاد و دلمون بخواد بیشتر باهاش آشنا بشیم، اما اینجور دلباخته شدن و عاشق شدن صرفا بازی نویسندهها و فیلمسازها هست که خیلی رو مخه.
#سم_سم
#مانون_لسکو
#آبه_پرهوو
#کلاسیک
@bookestun
.
❤6
▫️ بریدهای از کتاب « مادام کاملیا »
▪️« تمام افرادی را که میدیدم دوست داشتم، بیآنکه حتی آنها را بشناسم.
عشق آدمی را چه خوش اخلاق میکند! »
#سم_سم
#بریده_کتاب
#مادام_کاملیا
@bookestun
▪️« تمام افرادی را که میدیدم دوست داشتم، بیآنکه حتی آنها را بشناسم.
عشق آدمی را چه خوش اخلاق میکند! »
#سم_سم
#بریده_کتاب
#مادام_کاملیا
@bookestun
❤8
❤3👎1
📍وقتی من و رفیقم ( درویش قونیه ) باهم یه کتابی رو شروع به خوندن میکنیم😂😂
آخه چرا این مدلی ایم؟!!😂🩵
@bookestun
#سم_سم
#طنز
بعدا نوشت: کتاب شهر دزدها رو داریم میخونیم، تا اینجا که قلم نویسنده عالیییی بوده👌
آخه چرا این مدلی ایم؟!!😂🩵
@bookestun
#سم_سم
#طنز
گفتوگو من و درویش قونیه
بعدا نوشت: کتاب شهر دزدها رو داریم میخونیم، تا اینجا که قلم نویسنده عالیییی بوده👌
🤣2❤1😁1
▫️ بریدهای از کتاب « آدام بید »
▪️« کدام یک از ما آدمها، در نخستین لحظههای دردی جانکاه، میتواند تصور کند آن کسی که موجب درد ما شده است قصد به دردآوردن ما را نداشته است؟ »
#درویش_قونیه
#بریده_کتاب
#آدام_بید
@bookestun
▪️« کدام یک از ما آدمها، در نخستین لحظههای دردی جانکاه، میتواند تصور کند آن کسی که موجب درد ما شده است قصد به دردآوردن ما را نداشته است؟ »
#درویش_قونیه
#بریده_کتاب
#آدام_بید
@bookestun
❤4