#یک_جرعه_کتاب
ماهی به خودش گفت: مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ رو به رو شدم- که می شوم - مهم نیست ، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
ماهی_سیاه_کوچولو
صمد_بهرنگی
@book_tips🐞
ماهی به خودش گفت: مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ رو به رو شدم- که می شوم - مهم نیست ، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
ماهی_سیاه_کوچولو
صمد_بهرنگی
@book_tips🐞
All God's testing has a purpose, someday you'll see the light
All He asks is that you trust Him, walk by faith and not by sight
در امتحانات الهی حکمتی نهفته هست
روزي مصلحتـــش را خواهـــــی فهمیـــد
او فقط مي خواهد که به او اعتماد کني
پس با " ايمانت "قدم بردار نه با چشمانت.
@book_tips🐞
All He asks is that you trust Him, walk by faith and not by sight
در امتحانات الهی حکمتی نهفته هست
روزي مصلحتـــش را خواهـــــی فهمیـــد
او فقط مي خواهد که به او اعتماد کني
پس با " ايمانت "قدم بردار نه با چشمانت.
@book_tips🐞
تعدادی حشره کوچک در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند...
آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند؛ یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد می زدند که مرگ تنها چیزی است که عاید او میشود، چون هر حشره ای که بیرون رفته بود برنگشته بود...!
وقتی حشره به سطح آب رسید نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.
وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود؛ حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود.
سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود؛ تصمیم داشت برگردد و به دوستانش هم بگوید که بالای آن ساقه ها کسی نمی میرد ولی نمی توانست وارد آب شود چون به موجود دیگری تبدیل شده بود...!!
«شاید بیرون رفتن از شرایط فعلی ترسناک باشد، اما مطمئن باشید خارج از پیله تنهایی، غم و ترس، تلاش برای رفتن به سوی کمال عالی است!»
اريک_امانوئل_اشمیت
@book_tips🐞
آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند؛ یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد می زدند که مرگ تنها چیزی است که عاید او میشود، چون هر حشره ای که بیرون رفته بود برنگشته بود...!
وقتی حشره به سطح آب رسید نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.
وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود؛ حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود.
سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود؛ تصمیم داشت برگردد و به دوستانش هم بگوید که بالای آن ساقه ها کسی نمی میرد ولی نمی توانست وارد آب شود چون به موجود دیگری تبدیل شده بود...!!
«شاید بیرون رفتن از شرایط فعلی ترسناک باشد، اما مطمئن باشید خارج از پیله تنهایی، غم و ترس، تلاش برای رفتن به سوی کمال عالی است!»
اريک_امانوئل_اشمیت
@book_tips🐞
تنها چیزی که عشق میگوید این است (خودت را رها کن بگذار برود).عقل به آسانی خراب نميشود. عشق اما خودش را ویران میکند.پس هرچه هست در دل خراب است.
@book_tips 🐞
@book_tips 🐞
#صبح_آمد
صبح یعنی انتشار روشنی
صبح یعنی بوسه ی خورشید بر لبهای روز
صبح یعنی رقص نور و چین چین دامن خوشرنگ یاس
صبح یعنی زندگی
از ترنّم _از نفس آکندگی
صبح یعنی روی خندان خدا
یک سلام گرم و یک فنجان چای و نان داغ
صبحتان لبریز عشق و زندگی جانان من
تا همیشه مهترانِ من _تنور سینه هاتان داغ داغ
@book_tips🐞
صبح یعنی انتشار روشنی
صبح یعنی بوسه ی خورشید بر لبهای روز
صبح یعنی رقص نور و چین چین دامن خوشرنگ یاس
صبح یعنی زندگی
از ترنّم _از نفس آکندگی
صبح یعنی روی خندان خدا
یک سلام گرم و یک فنجان چای و نان داغ
صبحتان لبریز عشق و زندگی جانان من
تا همیشه مهترانِ من _تنور سینه هاتان داغ داغ
@book_tips🐞
#سخنان_ناب
غمگین نشو
وقتی کسی تلاشت را نمیبیند
هنرت را درک نمیکند ...
طلوع خورشید ،
منظرهای تماشایی است
اما بیشتر مردم همیشهی خدا
آن موقع صبح خواب هستند !
#جان_لنون
@book_tips🐞
غمگین نشو
وقتی کسی تلاشت را نمیبیند
هنرت را درک نمیکند ...
طلوع خورشید ،
منظرهای تماشایی است
اما بیشتر مردم همیشهی خدا
آن موقع صبح خواب هستند !
#جان_لنون
@book_tips🐞
طفلی به نام شادی
دیری است گم شده است
با چشمهای روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یکسو خلیج فارس
سوی دگر خزر
#شفیعی_کدکنی
@book_tips🐞
دیری است گم شده است
با چشمهای روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یکسو خلیج فارس
سوی دگر خزر
#شفیعی_کدکنی
@book_tips🐞
🌺 یادآوری 🌺
مطالعه سهم روز بیست وششم کتاب «سفر عشق»
تعداد صفحات: 465 صفحه
سهم روزانه: 15 صفحه.
۹۷/۴/۵
@book_tips 🐞
مطالعه سهم روز بیست وششم کتاب «سفر عشق»
تعداد صفحات: 465 صفحه
سهم روزانه: 15 صفحه.
۹۷/۴/۵
@book_tips 🐞
دختران شهر
به روستا فکر میکنند ؛
دختران روستا ،
در آرزوی شهر میمیرند !
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر میکنند ...
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک میمیرند !
کدام پُل در کجای جهان ،
شکسته است که هیچکس
به خانهاش نمیرسد ...!
گروس_عبدالملکیان
@book_tips🐞
به روستا فکر میکنند ؛
دختران روستا ،
در آرزوی شهر میمیرند !
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر میکنند ...
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک میمیرند !
کدام پُل در کجای جهان ،
شکسته است که هیچکس
به خانهاش نمیرسد ...!
گروس_عبدالملکیان
@book_tips🐞
"بانک زمان" در سوئیس
یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم.
صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند.
به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! مراقبت از یک پیرمرد 87 ساله
از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می کند، پاسخش من را متحیر کرد!من برای پول کار نمی کنم، بلکه "زمان" خودم را در "بانک زمان" سپرده می کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم
این اولین بار بود که درباره مفهوم "بانک زمان" می شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم "بانک زمان" یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است.
داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در "سیستم امنیت اجتماعی" پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند
طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک "کارت بانک زمان" می دهد!
وقتی او هم نیاز به کمک یک نفر دیگر دارد، می تواند با استفاده از آن کارت؛ "زمان و بهره" آنرا برداشت کند. بعد از تایید، بانک زمان داوطلبانی را برای مراقبت از او در بیمارستان و یا منزل تعیین می کند!
در ضمن، متقاضیان سپرده گذاری "زمان"، باید سالم و تندرست، دارای مهارت های ارتباطی خوب و پر از عشق و علاقه به همنوعان باشند
صاحبخانه ام هفته ای دو بار برای مراقبت از پیرمرد سرکار می رفت و هر بار هم دو ساعت وقت برای خرید، تمیز کردن اتاق، آفتاب گرفتن پیرمرد و گپ زدن با او سرمایه گذاری می کرد
اتفاقا یک روز دانشگاه بودم که تماس گرفت و گفت در حالی که شیشه اتاق منزل خودش را تمیز می کرده از چهارپایه افتاده! من فورا مرخصی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. مچ پای او شکسته بود و برای مدتی نیاز داشت روی تخت بماند. داشتم کارهای تقاضا برای مرخصی جهت مراقبت خانگی را انجام می دادم که به من گفت جای نگرانی نیست چرا که برای برداشت از بانک زمان درخواست داده است
ظرف کمتر از دو ساعت بانک زمان یک داوطلب فرستاد که به مدت یک ماه هر روز با گپ زدن و پختن غذاهای لذیذ از او مراقبت می کرد.
او به محض بهبودی، دوباره مشغول کار مراقبت از دیگران شد و گفت که می خواهد برای روزهای پیری زمان سپرده گذاری کند!
@book_tips🐞
یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم.
صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند.
به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! مراقبت از یک پیرمرد 87 ساله
از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می کند، پاسخش من را متحیر کرد!من برای پول کار نمی کنم، بلکه "زمان" خودم را در "بانک زمان" سپرده می کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم
این اولین بار بود که درباره مفهوم "بانک زمان" می شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم "بانک زمان" یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است.
داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در "سیستم امنیت اجتماعی" پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند
طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک "کارت بانک زمان" می دهد!
وقتی او هم نیاز به کمک یک نفر دیگر دارد، می تواند با استفاده از آن کارت؛ "زمان و بهره" آنرا برداشت کند. بعد از تایید، بانک زمان داوطلبانی را برای مراقبت از او در بیمارستان و یا منزل تعیین می کند!
در ضمن، متقاضیان سپرده گذاری "زمان"، باید سالم و تندرست، دارای مهارت های ارتباطی خوب و پر از عشق و علاقه به همنوعان باشند
صاحبخانه ام هفته ای دو بار برای مراقبت از پیرمرد سرکار می رفت و هر بار هم دو ساعت وقت برای خرید، تمیز کردن اتاق، آفتاب گرفتن پیرمرد و گپ زدن با او سرمایه گذاری می کرد
اتفاقا یک روز دانشگاه بودم که تماس گرفت و گفت در حالی که شیشه اتاق منزل خودش را تمیز می کرده از چهارپایه افتاده! من فورا مرخصی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. مچ پای او شکسته بود و برای مدتی نیاز داشت روی تخت بماند. داشتم کارهای تقاضا برای مرخصی جهت مراقبت خانگی را انجام می دادم که به من گفت جای نگرانی نیست چرا که برای برداشت از بانک زمان درخواست داده است
ظرف کمتر از دو ساعت بانک زمان یک داوطلب فرستاد که به مدت یک ماه هر روز با گپ زدن و پختن غذاهای لذیذ از او مراقبت می کرد.
او به محض بهبودی، دوباره مشغول کار مراقبت از دیگران شد و گفت که می خواهد برای روزهای پیری زمان سپرده گذاری کند!
@book_tips🐞
#سخنان_ناب
باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفتهای تحویل بدهی؛
خواه با فرزندی خوب یا باغچهای سرسبز؛
اگر فقط یک نفر با بودن تو سادهتر نفس کشید، یعنی تو موفق شدهای...
#گابریل_گارسیا_مارکز
@book_tips🐞
باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفتهای تحویل بدهی؛
خواه با فرزندی خوب یا باغچهای سرسبز؛
اگر فقط یک نفر با بودن تو سادهتر نفس کشید، یعنی تو موفق شدهای...
#گابریل_گارسیا_مارکز
@book_tips🐞
#سخنان_ناب
آیا این جهالت نیست که:
انسان ساعت های شیرین امروز را
فدای روزهای آینده کند...؟!
#آرتور_شوپنهاور
@book_tips🐞
آیا این جهالت نیست که:
انسان ساعت های شیرین امروز را
فدای روزهای آینده کند...؟!
#آرتور_شوپنهاور
@book_tips🐞
بیدار شده ام
لباسهایی برای پوشیدن دارم و آبی گوارا برای نوشیدن
و غذایی برای خوردن
زندگی نیکوست.
@book_tips🐞
لباسهایی برای پوشیدن دارم و آبی گوارا برای نوشیدن
و غذایی برای خوردن
زندگی نیکوست.
@book_tips🐞
ماه من !
با چشمهایی روشن از لبخند،
نه خیلی دور شبهایی ،
عشق ورزیهای صادقانه ای را
به تماشا نشستی ...تنهایی!...
امشب اما
در قاب پنجره ی اتاقم
من معاشقه ی دوتصویر از تورا
به تماشانشسته ام
.به تنهایی...
#یار_بوک_تیپس
..
مژگان عظیمی /// ۹۷/۴/۴
@book_tips 🐞
با چشمهایی روشن از لبخند،
نه خیلی دور شبهایی ،
عشق ورزیهای صادقانه ای را
به تماشا نشستی ...تنهایی!...
امشب اما
در قاب پنجره ی اتاقم
من معاشقه ی دوتصویر از تورا
به تماشانشسته ام
.به تنهایی...
#یار_بوک_تیپس
..
مژگان عظیمی /// ۹۷/۴/۴
@book_tips 🐞
دختر: مادر، آزادی چیست؟
مادر: آزادی چیزی گرانبهاست.
دختر: پس ما نمیتوانیم آن را بخریم؟
مادر: آنها کاری میکنند که بهایش، زندگیمان باشد.
@book_tips🐞
مادر: آزادی چیزی گرانبهاست.
دختر: پس ما نمیتوانیم آن را بخریم؟
مادر: آنها کاری میکنند که بهایش، زندگیمان باشد.
@book_tips🐞
در یکی از روستاهای کوهستانی "دیاربکر" ترکیه ، آموزگار دبستانی
بنام احمد در درس ریاضی به شاگردانش میگوید که اگر در یک کاسه
۱۰ عدد توت فرنگی باشد، در ۵ کاسه چند عدد توت فرنگی داریم.
دانش آموزان: آقا اجازه، توت فرنگی چیه؟
معلم: شما نمیدانید توت فرنگی چیه؟
دانش آموزان: ما تابحال توت فرنگی ندیدهایم.
معلم فکری به نظرش میرسد،
مقداری از خاک آن روستا را به یک موسسه کشت و صنعت در شهر "
بورسا" فرستاده و از آنها سوال میکند که آیا این خاک برای کشت توت
فرنگی مناسب است یا نه؟
آن موسسه پاسخ میدهد که این خاک و آب و هوای دیاربکر برای کشت
توت فرنگی مناسب بوده و همچنین مقداری بوته توت فرنگی و
دستورالعمل کاشت و داشت محصول را برای وی میفرستد.
معلم بچه ها را به حیاط مدرسه برده و طرز کاشتن بوتههای توت فرنگی
را به دانش آموزان یاد میدهد.
و به آنها میگوید: که امسال از شما امتحان ریاضی نخواهم گرفت،
بجای آن به هر کدام از شما چهار بوته توت فرنگی میدهم که آنها را به
خانه برده و کاشت آنها را همانطوریکه یاد گرفتهاید، به پدر و مادرتان یاد
بدهید
وقتی که توت فرنگیها رسیدند آنها را توی بشقاب گذاشته و به مدرسه
میآورید. برای هر ۱۰ عدد توت فرنگی یک نمره خواهید گرفت.
وقتی میوهها رسیدند، بچهها آنها را در بشقابی گذاشته و به مدرسه
میآورند.
معلم میپرسد که مزهشان چطور بود؟
بچه ها میگویند که چون پای نمره در میان بود، اصلا از آنها نخورده ایم
معلم میخندد و میگوید همه شما نمره کامل را میگیرید.
میتوانید بخورید
بچهها با ولعی شیرین توت فرنگیها را میخورند.
بعد از دوسال از آن ماجرا، مردم آن روستایی که تا به آن زمان توت
فرنگی ندیده بودند، در بازارهای محلیشان، توت فرنگی میفروشند.
معلم بودن یعنی این
فقط روی تخته سیاه آموزش ضرب وتقسیم نیست
معلم بودن شاید از خود اثری برجا گذاشتن باشد.
پس بیاییم در زندگی اثری از خود بجا بگذاریم
بیایم زندگی مردم را به سمت شادی تغییر دهیم.
@book_tips🐞
بنام احمد در درس ریاضی به شاگردانش میگوید که اگر در یک کاسه
۱۰ عدد توت فرنگی باشد، در ۵ کاسه چند عدد توت فرنگی داریم.
دانش آموزان: آقا اجازه، توت فرنگی چیه؟
معلم: شما نمیدانید توت فرنگی چیه؟
دانش آموزان: ما تابحال توت فرنگی ندیدهایم.
معلم فکری به نظرش میرسد،
مقداری از خاک آن روستا را به یک موسسه کشت و صنعت در شهر "
بورسا" فرستاده و از آنها سوال میکند که آیا این خاک برای کشت توت
فرنگی مناسب است یا نه؟
آن موسسه پاسخ میدهد که این خاک و آب و هوای دیاربکر برای کشت
توت فرنگی مناسب بوده و همچنین مقداری بوته توت فرنگی و
دستورالعمل کاشت و داشت محصول را برای وی میفرستد.
معلم بچه ها را به حیاط مدرسه برده و طرز کاشتن بوتههای توت فرنگی
را به دانش آموزان یاد میدهد.
و به آنها میگوید: که امسال از شما امتحان ریاضی نخواهم گرفت،
بجای آن به هر کدام از شما چهار بوته توت فرنگی میدهم که آنها را به
خانه برده و کاشت آنها را همانطوریکه یاد گرفتهاید، به پدر و مادرتان یاد
بدهید
وقتی که توت فرنگیها رسیدند آنها را توی بشقاب گذاشته و به مدرسه
میآورید. برای هر ۱۰ عدد توت فرنگی یک نمره خواهید گرفت.
وقتی میوهها رسیدند، بچهها آنها را در بشقابی گذاشته و به مدرسه
میآورند.
معلم میپرسد که مزهشان چطور بود؟
بچه ها میگویند که چون پای نمره در میان بود، اصلا از آنها نخورده ایم
معلم میخندد و میگوید همه شما نمره کامل را میگیرید.
میتوانید بخورید
بچهها با ولعی شیرین توت فرنگیها را میخورند.
بعد از دوسال از آن ماجرا، مردم آن روستایی که تا به آن زمان توت
فرنگی ندیده بودند، در بازارهای محلیشان، توت فرنگی میفروشند.
معلم بودن یعنی این
فقط روی تخته سیاه آموزش ضرب وتقسیم نیست
معلم بودن شاید از خود اثری برجا گذاشتن باشد.
پس بیاییم در زندگی اثری از خود بجا بگذاریم
بیایم زندگی مردم را به سمت شادی تغییر دهیم.
@book_tips🐞
ﻟﺒﺮﯾﺰﻡ
ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ
ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ، ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﻨﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺧﯿﺎﻟﻢ
ﻭ ﮐﻮﭺ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﺑﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﻮﺳﻢ ﭘﺎﯾﯿﺰﯼ
ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪﯼ ﻧﺎﭘﯿﺪﺍ
ﺍﻣﺎ ...
ﮔﻢ ﻧﻤﯿﺸﻮﻧﺪ !
#نرجس_قهرمانی
@book_tips 🐞
ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ
ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ، ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﻨﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺧﯿﺎﻟﻢ
ﻭ ﮐﻮﭺ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﺑﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﻮﺳﻢ ﭘﺎﯾﯿﺰﯼ
ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪﯼ ﻧﺎﭘﯿﺪﺍ
ﺍﻣﺎ ...
ﮔﻢ ﻧﻤﯿﺸﻮﻧﺪ !
#نرجس_قهرمانی
@book_tips 🐞
بهترین روش برای نیک آغازیدن یک روز این است : «به هنگام بیدار شدن، بیندیشیم که امروز چگونه میتوانیم دستکم یک نفر را شاد کنیم.»
#فردریش_نیچه
@book_tips🐞
#فردریش_نیچه
@book_tips🐞