چند کلام ساده کافی ست
نه قرار بر کوه کندنِ فرهاد است؛
نه صحبت از ناز و ادایِ لیلی و
سماجت مجنون
این روزها؛
ساده ترین باید بود
در نگاه؛در کلام.
کافی ست در پشت این سادگی ؛
دلدادگی باشد؛ دلداادگی!
متن:#عادل_دانتیسم
از مجموعه کتاب عزیز روز های من /انتشارات برکه خورشید
@book_tips 🐞
نه قرار بر کوه کندنِ فرهاد است؛
نه صحبت از ناز و ادایِ لیلی و
سماجت مجنون
این روزها؛
ساده ترین باید بود
در نگاه؛در کلام.
کافی ست در پشت این سادگی ؛
دلدادگی باشد؛ دلداادگی!
متن:#عادل_دانتیسم
از مجموعه کتاب عزیز روز های من /انتشارات برکه خورشید
@book_tips 🐞
♦️نارسیس نام جوان زیبایی است در اساطیر یونان که دختری به نام اکو (انعکاس صدا یا به فارسی پژواک) بر او عاشق می شود و چون جواب نامساعد می شنود نفرین می کند که او عاشق کسی شود که هرگز نتواند به او برسد.
پس او روزی عکس خود را در آب می بیند و برخود عاشق می شود. هر روز بر لب برکۀ آب می آید و شِکوه می کند که آخر تو که با من دوستی: وقتی می آیم می آیی، وقتی لبخند می زنم لبخند می زنی؛ پس چرا وقتی دستم را دراز می کنم تا دست تو را بگیرم آشفته می شوی و از من می رمی.
نارسیسوس آن قدر در فراق خویش غصه می خورد و اشک می ریزد تا می میرد. پس حوریان و پریان صحرایی گرد او می آیند و می گویند «حیف است چنین جلوه ای از زیبایی به زیرخاک رود.
بهتر است او را به گُلی تبدیل کنیم که پیوسته در کنار آب بروید و عکس جمال خود را در آب ببیند.» و او را به گل نرگس تبدیل می کنند.(معنی نارسیس نیز «نرگس» است.)
اصطلاح نارسیسیسم به معنی «خود شیفتگی» یکی از بیماری های روانی است و به کسانی گفته می شود که سخت و به طور بیمار گونه ای شیفته و بیقرار خویش اند.
@book_tips 🐞
پس او روزی عکس خود را در آب می بیند و برخود عاشق می شود. هر روز بر لب برکۀ آب می آید و شِکوه می کند که آخر تو که با من دوستی: وقتی می آیم می آیی، وقتی لبخند می زنم لبخند می زنی؛ پس چرا وقتی دستم را دراز می کنم تا دست تو را بگیرم آشفته می شوی و از من می رمی.
نارسیسوس آن قدر در فراق خویش غصه می خورد و اشک می ریزد تا می میرد. پس حوریان و پریان صحرایی گرد او می آیند و می گویند «حیف است چنین جلوه ای از زیبایی به زیرخاک رود.
بهتر است او را به گُلی تبدیل کنیم که پیوسته در کنار آب بروید و عکس جمال خود را در آب ببیند.» و او را به گل نرگس تبدیل می کنند.(معنی نارسیس نیز «نرگس» است.)
اصطلاح نارسیسیسم به معنی «خود شیفتگی» یکی از بیماری های روانی است و به کسانی گفته می شود که سخت و به طور بیمار گونه ای شیفته و بیقرار خویش اند.
@book_tips 🐞
#یک_جرعه_کتاب
علت اینکه دنیا در حال حاضر به چنین وضع اسفناکی افتاده این است که همه کارشان را نیمه کاره انجام
می دهند، افکارشان را نیمه کاره بیان می کنند و گناهکار بودن یا پرهیزگار بودن شان هم نیمه کاره است.
ای بابا ! تا آخر برو و محکم بکوب، و نترس که موفق خواهی شد.
خداوند از نیمه شیطان، بسیار بیش از شیطان تمام عیار، نفرت دارد !
زوربای_یونانی
نیکوس_کازانتزاکیس
@book_tips🐞
علت اینکه دنیا در حال حاضر به چنین وضع اسفناکی افتاده این است که همه کارشان را نیمه کاره انجام
می دهند، افکارشان را نیمه کاره بیان می کنند و گناهکار بودن یا پرهیزگار بودن شان هم نیمه کاره است.
ای بابا ! تا آخر برو و محکم بکوب، و نترس که موفق خواهی شد.
خداوند از نیمه شیطان، بسیار بیش از شیطان تمام عیار، نفرت دارد !
زوربای_یونانی
نیکوس_کازانتزاکیس
@book_tips🐞
یادمان نرود که محبت، تجارت نيست
چرتکه نیندازيم که من چه کردم تو چه کردی
بی شمار محبت کنيم
اگر خوبی ما وابسته به رفتار
دیگران باشد این دیگر خوبی نیست،
بلکه معامله است
@book_tips🐞
چرتکه نیندازيم که من چه کردم تو چه کردی
بی شمار محبت کنيم
اگر خوبی ما وابسته به رفتار
دیگران باشد این دیگر خوبی نیست،
بلکه معامله است
@book_tips🐞
بدترین بیسواد، بیسواد سیاسی است
وی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمیداند که هزینههای زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند.
او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو میاندازد و میگوید که...: "از سیاست بیزار است". چنین آدم سبکمغزی نمیفهمد که بیتوجهی به سیاست است که زنــان فــاحــشه و کــودکان خــیابانــی میسازد، قتــل و غــارت را زیاد میکند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت میافزاید...
برتولت برشت
@book_tips🐞
وی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمیداند که هزینههای زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند.
او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو میاندازد و میگوید که...: "از سیاست بیزار است". چنین آدم سبکمغزی نمیفهمد که بیتوجهی به سیاست است که زنــان فــاحــشه و کــودکان خــیابانــی میسازد، قتــل و غــارت را زیاد میکند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت میافزاید...
برتولت برشت
@book_tips🐞
#سخنان_ناب
اگر درسر یک ملت بذردانش واخلاق بکاریدوآنها را آبیاری کنید
حاصلخیز کنید
روشن کنید و تربیت کنید
خواهید دید که دیگر نیاز به بریدن و به دارآویختن این سرهای نازنین نیست.
ویکتور هوگو
@book_tips🐞
اگر درسر یک ملت بذردانش واخلاق بکاریدوآنها را آبیاری کنید
حاصلخیز کنید
روشن کنید و تربیت کنید
خواهید دید که دیگر نیاز به بریدن و به دارآویختن این سرهای نازنین نیست.
ویکتور هوگو
@book_tips🐞
از غصهها دست بکش
کمی لبخند به لبهایت بزن
پاهـایت را بـردار و راه بیفت!
زندگی پر از زیباییهای بیانتهاست ؛
لذت ببر ...
این لحظهها حق توست
تو را که برای گریستن نیافریدهاند !
نگران آدمهایی نباش که مدام شاخ و برگت را میریزند.
آنها غافل هستند که تو ریشه داری و در بدترین شرایط هم جوانه میزنی!
پاهایت را بردار و به کفشهایت ایمان داشته باش؛
آنها تو را از پیچ و خمها عبور میدهند!
@book_tips🐞
کمی لبخند به لبهایت بزن
پاهـایت را بـردار و راه بیفت!
زندگی پر از زیباییهای بیانتهاست ؛
لذت ببر ...
این لحظهها حق توست
تو را که برای گریستن نیافریدهاند !
نگران آدمهایی نباش که مدام شاخ و برگت را میریزند.
آنها غافل هستند که تو ریشه داری و در بدترین شرایط هم جوانه میزنی!
پاهایت را بردار و به کفشهایت ایمان داشته باش؛
آنها تو را از پیچ و خمها عبور میدهند!
@book_tips🐞
حضور بعضی ها در زندگی
درست مانند
دانه ی "انگور" است!
ماندنشان "تقدیر" را
به "مستی" می کشاند...
@book_tips🐞
درست مانند
دانه ی "انگور" است!
ماندنشان "تقدیر" را
به "مستی" می کشاند...
@book_tips🐞
صبحها وقتی خورشید در میآید ،
متولد بشویم
هیجانها را پرواز دهیم !
روی ادراک ، فضا ، رنگ صدا
آسمان را بنشانیم ،
میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
سهراب_سپهری
@book_tips🐞
متولد بشویم
هیجانها را پرواز دهیم !
روی ادراک ، فضا ، رنگ صدا
آسمان را بنشانیم ،
میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
سهراب_سپهری
@book_tips🐞
بیا کمی دیووانگی کنیم !
نردبان پنجره را بگیریم تا به آسمان برسیم؛
بخزیم بغل آبی آرام اش!
ابرها را قلقلک دهیم تا صدای خنده شان ستاره ها را بیدار کند ؛
برویم آن بالا بالاها و خورشید را با باران آشتی دهیم؛
درخانه ی خدا را بزنیم ودزدکی به تاریک خانه اش برویم ؛
روزهای خوبمان را ظاهرکنیم و وقت های تنهایی مان را آن دور دورها پنهان کنیم؛
دفتر خدارا قرض بگیریم و وقتی به بازی ابرها لبخند میزند روزمرگمان را دریک رویای پاییزی نقاشی کنیم ؛
بعد خدا را ببوسیم !
باماه قایم موشک بازی کنیم تا حلال خنده اش بیشترشود وشب ها کسی دلتنگ نشود !
ازخدا بخواهیم دکمه ی پایان پاییز را دیرتر بزند تا خوابهای نارنجی مان دیر تمام شوند !
از رویاهایمان درگوش خورشید بگوییم تاروی ابرها خوابش ببرد و باران را هل دهیم تاروی یک گلبرگ خسته پروازکند !
آری بیاکمی دیووانه شویم ؛
ازهمانهایی که باصدای بلند زندگی را می خندانند....
#پنجشنبه_نوشت_شما
@book_tips🐞
نردبان پنجره را بگیریم تا به آسمان برسیم؛
بخزیم بغل آبی آرام اش!
ابرها را قلقلک دهیم تا صدای خنده شان ستاره ها را بیدار کند ؛
برویم آن بالا بالاها و خورشید را با باران آشتی دهیم؛
درخانه ی خدا را بزنیم ودزدکی به تاریک خانه اش برویم ؛
روزهای خوبمان را ظاهرکنیم و وقت های تنهایی مان را آن دور دورها پنهان کنیم؛
دفتر خدارا قرض بگیریم و وقتی به بازی ابرها لبخند میزند روزمرگمان را دریک رویای پاییزی نقاشی کنیم ؛
بعد خدا را ببوسیم !
باماه قایم موشک بازی کنیم تا حلال خنده اش بیشترشود وشب ها کسی دلتنگ نشود !
ازخدا بخواهیم دکمه ی پایان پاییز را دیرتر بزند تا خوابهای نارنجی مان دیر تمام شوند !
از رویاهایمان درگوش خورشید بگوییم تاروی ابرها خوابش ببرد و باران را هل دهیم تاروی یک گلبرگ خسته پروازکند !
آری بیاکمی دیووانه شویم ؛
ازهمانهایی که باصدای بلند زندگی را می خندانند....
#پنجشنبه_نوشت_شما
@book_tips🐞
Forwarded from اتچ بات
جوانه هایی که از دل خاکستر میرویند،عشقهای ممنوعه ی دوران "نبایدی" را میمانند!
زیبا ،جذاب ،اغواگر....
اما به هر حال بر بستر خاکسترند!...
ریشه در تاریکی دارند ، و به عبور نسیمی، ترسنده!...
با این همه ، نمیتوان انکار شان کرد،بس که زیبایند و چشم نواز!...
بیایید بیش از آن که بر دل ، گرانشان کنیم ،به پاس اینهمه جذابیت و چشم نوازی ها و دلبریهایشان، دوستشان داشته باشیم..اگرچه به دمی و یا حتی آهی...
ویا حداقل ، به احترامشان سکوت کتیم.!...
#پنجشنبه_نوشت_شما
مژگان عظیمی /آخرین روزهای بهار ٩٧
@book_tips 🐞
زیبا ،جذاب ،اغواگر....
اما به هر حال بر بستر خاکسترند!...
ریشه در تاریکی دارند ، و به عبور نسیمی، ترسنده!...
با این همه ، نمیتوان انکار شان کرد،بس که زیبایند و چشم نواز!...
بیایید بیش از آن که بر دل ، گرانشان کنیم ،به پاس اینهمه جذابیت و چشم نوازی ها و دلبریهایشان، دوستشان داشته باشیم..اگرچه به دمی و یا حتی آهی...
ویا حداقل ، به احترامشان سکوت کتیم.!...
#پنجشنبه_نوشت_شما
مژگان عظیمی /آخرین روزهای بهار ٩٧
@book_tips 🐞
Telegram
attach 📎
بهترین جفت در جهان خنده و گریه است،
آنها اغلب یکدیگر را همزمان ملاقات نمیکنند
ولی اگر آن دو یکدیگر را ملاقات کردند آن لحظه بهترین لحظه زندگی شماست.
#پنجشنبه_نوشت_شما
💖
@book_tips🐞
آنها اغلب یکدیگر را همزمان ملاقات نمیکنند
ولی اگر آن دو یکدیگر را ملاقات کردند آن لحظه بهترین لحظه زندگی شماست.
#پنجشنبه_نوشت_شما
💖
@book_tips🐞
خداحافظ خرداد
ماهِ دخترکانِ خنده های بلند،
گریه های بلند
ماهِ دخترکانِ سقفِ آرزوهایِ بلند.
خداحافظ خرداد
ماهِ دخترکانی که نه به ماندن،
نه به رفتن
بهپوسیدگی، ماندگی خو نکردنی
دخترکانِ یک جسم و دو روح
دخترکانِ ارواح بلندپرواز
دخترکانِ هرگز متوقف نشدنی،
رخوت نپذیرفتنی
زمین نخوردنی
خداحافظ خرداد
ماهِ دخترکانِ پری رویِ شیردل
ماهِ دخترکانِ نشناختنی
خداحافظ خرداد
نقطه سرِ خطِ بهار.
#پنجشنبه_نوشت_شما
@book_tips🐞
ماهِ دخترکانِ خنده های بلند،
گریه های بلند
ماهِ دخترکانِ سقفِ آرزوهایِ بلند.
خداحافظ خرداد
ماهِ دخترکانی که نه به ماندن،
نه به رفتن
بهپوسیدگی، ماندگی خو نکردنی
دخترکانِ یک جسم و دو روح
دخترکانِ ارواح بلندپرواز
دخترکانِ هرگز متوقف نشدنی،
رخوت نپذیرفتنی
زمین نخوردنی
خداحافظ خرداد
ماهِ دخترکانِ پری رویِ شیردل
ماهِ دخترکانِ نشناختنی
خداحافظ خرداد
نقطه سرِ خطِ بهار.
#پنجشنبه_نوشت_شما
@book_tips🐞
خانم پنجاه ساله موقريست كه آرام صحبت ميكند.
ميگويد معلم است و شيفته گل و گياه، بعد از خشم هاي گاه به گاهش حرف ميزند.
اينكه وقتي عصباني ميشود زمين و زمان را به هم ميريزد.به اشك مي افتد و ميپرسد:
كدومش منم،اينكه آروم صحبت ميكنه و با گلها روزگار ميگذرونه يا"... اون موجود عصبي ويرانگر؟
حق با اوست.هر آدمي زيستگاهيست از چندين آدم. مني كه هستم، مني كه ميبيند، مني كه خودم ميشناسم و مني كه سالهاست گم شده ...
فقط مانده ام با كدام منمان عاشق ميشويم كه تمام من هايمان شاعر مي شوند ؟؟!!
دکتر الميرا لايق
#پنجشنبه_نوشت_شما
@book_tips🐞
ميگويد معلم است و شيفته گل و گياه، بعد از خشم هاي گاه به گاهش حرف ميزند.
اينكه وقتي عصباني ميشود زمين و زمان را به هم ميريزد.به اشك مي افتد و ميپرسد:
كدومش منم،اينكه آروم صحبت ميكنه و با گلها روزگار ميگذرونه يا"... اون موجود عصبي ويرانگر؟
حق با اوست.هر آدمي زيستگاهيست از چندين آدم. مني كه هستم، مني كه ميبيند، مني كه خودم ميشناسم و مني كه سالهاست گم شده ...
فقط مانده ام با كدام منمان عاشق ميشويم كه تمام من هايمان شاعر مي شوند ؟؟!!
دکتر الميرا لايق
#پنجشنبه_نوشت_شما
@book_tips🐞
⚜
۲۰ سال بعد
بابت کارهایی که نکرده ای
بیشتر افسوس میخوری
تا بابت کارهایی که کرده ای
پس تسلیم نشو
فکر حرف مردم را نکن
بگرد،آرزو کن،کشف کن
وهرآنچه بکن که دلت میخواهد...
#مارک_تواین
💖
#پنجشنبه_نوشت_شما
@book_tips🐞
۲۰ سال بعد
بابت کارهایی که نکرده ای
بیشتر افسوس میخوری
تا بابت کارهایی که کرده ای
پس تسلیم نشو
فکر حرف مردم را نکن
بگرد،آرزو کن،کشف کن
وهرآنچه بکن که دلت میخواهد...
#مارک_تواین
💖
#پنجشنبه_نوشت_شما
@book_tips🐞
Forwarded from اتچ بات
دادگاه یک پیرزن- نیویورک 1935
در یک غروب سرد ژانویه 1935،
دادگاهی در شهر نیویورک برگزار شد،
زنی مسن، با لباسهای مندرس بخاطر دزدی یک قرص نان در حال محاکمه بود،
بنظر می رسید، شهردار نیویورک، فیورلو لاگاردیا، قاضی اون شب بود.
ازش سوال کرد، " ایا شما قرص نان را دزدیدین؟"
زن سرش را پائین انداخته گفت: " درسته من اون کار رو کردم"
قاضی بعدش پرسید: انگیزه ات برای دزدی نان چه بوده؟ آیا گرسنه ات بود؟
زن ب نگاه به قاضی گفت: "بله گرسنه بودم ولی بخاطر اون دزدی نکردم.
دامادم خانواده اش رو ترک کرده، دخترم مریض شد،
و دو تا بچه اش گرسنه بودن، چندین روز چیزی نخورده بودن.
نمیتونستم بشینم وگرسنگی آنها را تماشا کنم ، اونها خیلی جونن.
وقتی حرفهاش تموم شد کل سالن دادگاه در سکوت فرو رفت.
قاضی رو به پیرزن گفت، تحت لوای قانون همه چیز یکسانه،
برای دزدیدن نان باید انتخاب کنی، یا 10 دلار جریمه بدی یا 10 روز بری زندان.
آقای قاضی من تمایل دارم برای آنچه که انجام داده ام مجازات شوم.
ولی با احترام، اگر من 10 دلار داشتم که نان نمی دزدیدم، من ترجیح می دهم زندان بروم.
تنها نگرانی من اینه که چه کسی از دخترم و نوه هایم مراقبت خواهد کرد وقتی در زندان هستم.
قاضی لحظه ای سکوت کرد و به صندلی تکیه داد
سپس دست کرد تو جیبش ی ده دلاری درآورد و اونو با دستش بالاگرفت طوریکه همه ببینند.
با صدای بلند گفت: با این ده دلار من جریمه شما رو می پردازم و شما آزاد هستین و میتونین برین.
او به رو به حاضرین کرد و گفت:
بعلاوه من هر کدام از شما رو که حضور دارین 50 سنت جریمه می کنم.
به خاطر بی تفاوتی و غفلت در این جامعه
جای که یک زن پیر نبایستی مجبور به دزدی نان برای تغذیه خانواده اش بشود.
50 سنتی ها جمع شد و به به متهم داده شد.
@book_tips 🐞
در یک غروب سرد ژانویه 1935،
دادگاهی در شهر نیویورک برگزار شد،
زنی مسن، با لباسهای مندرس بخاطر دزدی یک قرص نان در حال محاکمه بود،
بنظر می رسید، شهردار نیویورک، فیورلو لاگاردیا، قاضی اون شب بود.
ازش سوال کرد، " ایا شما قرص نان را دزدیدین؟"
زن سرش را پائین انداخته گفت: " درسته من اون کار رو کردم"
قاضی بعدش پرسید: انگیزه ات برای دزدی نان چه بوده؟ آیا گرسنه ات بود؟
زن ب نگاه به قاضی گفت: "بله گرسنه بودم ولی بخاطر اون دزدی نکردم.
دامادم خانواده اش رو ترک کرده، دخترم مریض شد،
و دو تا بچه اش گرسنه بودن، چندین روز چیزی نخورده بودن.
نمیتونستم بشینم وگرسنگی آنها را تماشا کنم ، اونها خیلی جونن.
وقتی حرفهاش تموم شد کل سالن دادگاه در سکوت فرو رفت.
قاضی رو به پیرزن گفت، تحت لوای قانون همه چیز یکسانه،
برای دزدیدن نان باید انتخاب کنی، یا 10 دلار جریمه بدی یا 10 روز بری زندان.
آقای قاضی من تمایل دارم برای آنچه که انجام داده ام مجازات شوم.
ولی با احترام، اگر من 10 دلار داشتم که نان نمی دزدیدم، من ترجیح می دهم زندان بروم.
تنها نگرانی من اینه که چه کسی از دخترم و نوه هایم مراقبت خواهد کرد وقتی در زندان هستم.
قاضی لحظه ای سکوت کرد و به صندلی تکیه داد
سپس دست کرد تو جیبش ی ده دلاری درآورد و اونو با دستش بالاگرفت طوریکه همه ببینند.
با صدای بلند گفت: با این ده دلار من جریمه شما رو می پردازم و شما آزاد هستین و میتونین برین.
او به رو به حاضرین کرد و گفت:
بعلاوه من هر کدام از شما رو که حضور دارین 50 سنت جریمه می کنم.
به خاطر بی تفاوتی و غفلت در این جامعه
جای که یک زن پیر نبایستی مجبور به دزدی نان برای تغذیه خانواده اش بشود.
50 سنتی ها جمع شد و به به متهم داده شد.
@book_tips 🐞
Telegram
attach 📎
عشق رنگ به رخسار خورشید میزند
عشق به زندگی انسان ها گرمی میبخشد
تن تو را به خاک خواهند سپرد، ای عشق مجسم!
و خاک عشق را از تن مرمرینت تغذیه خواهد کرد
و از خاک گیاهانی خواهد رویید،
که شاخه ها و ساقه های شان،عشق را میپرورند!
تو تجسم راستین عشقی پانته آ!
زمین را با عشق سیراب کن!
پانته آ📚
#پنجشنبه_نوشت_شما
@book_tips🐞
عشق به زندگی انسان ها گرمی میبخشد
تن تو را به خاک خواهند سپرد، ای عشق مجسم!
و خاک عشق را از تن مرمرینت تغذیه خواهد کرد
و از خاک گیاهانی خواهد رویید،
که شاخه ها و ساقه های شان،عشق را میپرورند!
تو تجسم راستین عشقی پانته آ!
زمین را با عشق سیراب کن!
پانته آ📚
#پنجشنبه_نوشت_شما
@book_tips🐞
Forwarded from اتچ بات
خانمی از یک پیرمرد تخم مرغ فروش پرسید:
قیمت تخم مرغها چقدره!!
پیرمرد فروشنده گفت: خانم، هر تخم مرغ نیم دلار
خانم گفت: من 6 تخم مرغ رو 2.5 دلار ازت میخرم وگرنه میرم.
فروشنده گفت: خانم با قیمتی که گفتین تخم مرغها رو بخرین
شاید یک شروع خوب برای من باشد چرا که تا الان حتی یک تخم مرغ هم نفروخته ام و برای زنده ماندن لازم دارم.
خانم تخم مرغها را خرید و با احساسی از برنده بودن رفت
او سوار خودروی لوکسش شد و با دوستش به یک رستوران شیک رفتند.
و هر آنچه می خواستند سفارش دادند،
کمی غذا خوردند و بیشتر آنچه سفارش داده بودند ، موند.
400 دلار هزینه سفارششان شد و آنها به جای آن 500 دلار پرداختند و بقیه رو به صاحب رستوران بعنوان انعام دادند.
این داستان شاید بنظر صاحب رستوران طبیعی بنظر بیاید ولی از نظر تخم مرغ فروشند یک کار غیر منصفانه است.
سوال اینه: چرا احتیاج به این پیدا می کنیم تا خودمان را در هنگام خرید از یک محتاج، قدرتمند و در مواجهه با افرادی که نیاز ندارند، بخشنده نشان بدهیم.
یک جایی خوندم:
پدرم همیشه اجناس رو از آدمای فقیر با قیمت بالاتر می خرید. گاهی حتی به اون اجناس احتیاجی نداشت.
گاهی او بیشتر پول میداد، من از موضوع گیج شده و می پرسیدم چرا اینکا رو انجام می دهی.
پدرم جواب داد: پسرم این این نیکوکاری پوشیده در کرامت و بزرگی است.
@book_tips 🐞
🌸🌸
قیمت تخم مرغها چقدره!!
پیرمرد فروشنده گفت: خانم، هر تخم مرغ نیم دلار
خانم گفت: من 6 تخم مرغ رو 2.5 دلار ازت میخرم وگرنه میرم.
فروشنده گفت: خانم با قیمتی که گفتین تخم مرغها رو بخرین
شاید یک شروع خوب برای من باشد چرا که تا الان حتی یک تخم مرغ هم نفروخته ام و برای زنده ماندن لازم دارم.
خانم تخم مرغها را خرید و با احساسی از برنده بودن رفت
او سوار خودروی لوکسش شد و با دوستش به یک رستوران شیک رفتند.
و هر آنچه می خواستند سفارش دادند،
کمی غذا خوردند و بیشتر آنچه سفارش داده بودند ، موند.
400 دلار هزینه سفارششان شد و آنها به جای آن 500 دلار پرداختند و بقیه رو به صاحب رستوران بعنوان انعام دادند.
این داستان شاید بنظر صاحب رستوران طبیعی بنظر بیاید ولی از نظر تخم مرغ فروشند یک کار غیر منصفانه است.
سوال اینه: چرا احتیاج به این پیدا می کنیم تا خودمان را در هنگام خرید از یک محتاج، قدرتمند و در مواجهه با افرادی که نیاز ندارند، بخشنده نشان بدهیم.
یک جایی خوندم:
پدرم همیشه اجناس رو از آدمای فقیر با قیمت بالاتر می خرید. گاهی حتی به اون اجناس احتیاجی نداشت.
گاهی او بیشتر پول میداد، من از موضوع گیج شده و می پرسیدم چرا اینکا رو انجام می دهی.
پدرم جواب داد: پسرم این این نیکوکاری پوشیده در کرامت و بزرگی است.
@book_tips 🐞
🌸🌸
Telegram
attach 📎
دروغ چرا
بگذار راستش را بگویم
راستش را بخواهی
چند وقتیست ک میبینمت
قلبم تندتر میزند
انگار از قفسه سینه ام
میخواهد بیرون بیاید
بگذار کمی راست بگویم
من دلم تو را میخواهد
تمام تو را
همه تو را
@book_tips
بگذار راستش را بگویم
راستش را بخواهی
چند وقتیست ک میبینمت
قلبم تندتر میزند
انگار از قفسه سینه ام
میخواهد بیرون بیاید
بگذار کمی راست بگویم
من دلم تو را میخواهد
تمام تو را
همه تو را
@book_tips