تعصب چيست؟
تعصب شايع ترين بيمارى فكرى
در جـوامع عـقب افتاده است.
درمان آن هم بسيار دشوار است،
چون هــيچ كس خـود را متعصب
نمى داند..
احمد_شاملو
@book_tips🐞
تعصب شايع ترين بيمارى فكرى
در جـوامع عـقب افتاده است.
درمان آن هم بسيار دشوار است،
چون هــيچ كس خـود را متعصب
نمى داند..
احمد_شاملو
@book_tips🐞
دلم را که مرور میکنم
تمام آن از آن توست
فقط نقطه ای از آن خودم
روی آن نقطه هم
میخ میکوبم
و قاب عکس تو را می آویزم.
#نزار_قبانی
💫
@book_tips 🐞
دلم را که مرور میکنم
تمام آن از آن توست
فقط نقطه ای از آن خودم
روی آن نقطه هم
میخ میکوبم
و قاب عکس تو را می آویزم.
#نزار_قبانی
💫
@book_tips 🐞
گل که باشی ؛ باغبانها دست چینت میکنند
سنگ باشی میتراشند و نگینت میکنند ...
هرگز از این پیله تنهایی ات غمگین نباش ؛
روزگاری میرسد ؛ فرش زمینت میکنند !!!
چوب خشکی در بیابان باش ؛ اما مرد باش
چوب نامردی اگر ...در آستینت میکنند ...
ای درخت پیر ؛ بر این شاخه ها دل خوش نکن
چون که با دست تبر ؛ مطبخ نشینت میکنند
نیشخند دوستان از زخم دشمن بدتر است
آشنایان بیشتر اندوهگینت میکنند ...
@book_tips🐞
سنگ باشی میتراشند و نگینت میکنند ...
هرگز از این پیله تنهایی ات غمگین نباش ؛
روزگاری میرسد ؛ فرش زمینت میکنند !!!
چوب خشکی در بیابان باش ؛ اما مرد باش
چوب نامردی اگر ...در آستینت میکنند ...
ای درخت پیر ؛ بر این شاخه ها دل خوش نکن
چون که با دست تبر ؛ مطبخ نشینت میکنند
نیشخند دوستان از زخم دشمن بدتر است
آشنایان بیشتر اندوهگینت میکنند ...
@book_tips🐞
"آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتم
سر تا پایِ زندگیم را آبی کرده بودم ،
آبیِ آبی .. آبی به رنگ دریـا ..
و ناگهان یک روز او را دست در دست کسی دیدم که
سر تا پایش زرد بود .. زرد ، مثل نـور
من شنا نمی دانستم .
دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم .
و غرق شدم
در دریایِ آبی بیکران رویاها و کابوسها!"
حسین پناهی
🍷🍒
@book_tips 🐞
سر تا پایِ زندگیم را آبی کرده بودم ،
آبیِ آبی .. آبی به رنگ دریـا ..
و ناگهان یک روز او را دست در دست کسی دیدم که
سر تا پایش زرد بود .. زرد ، مثل نـور
من شنا نمی دانستم .
دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم .
و غرق شدم
در دریایِ آبی بیکران رویاها و کابوسها!"
حسین پناهی
🍷🍒
@book_tips 🐞
ملتِ بی سواد ، زاده نمی شود ، ساخته می شود ... !
بی سوادی یعنی ؛ شبکه ی محبوبِ اجتماعی را که باز می کنی ؛
تمامِ صفحات ، پر باشد از روزمرگیِ آدم معروف ها ،
و مسخره بازیِ معروف نماها ...
نه از مطالبِ آموزشی خبری باشد ،
نه از چهار کلام حرفِ حساب ... !
بی سوادی یعنی ؛ تویِ صفحه و روی پروفایلت بنویسی ؛
"به بهشت نمی روم اگر مادرم آن جا نباشد ... "
و کمی آنطرف تر ، مادرت از بی توجهی ات بغض کرده باشد ...
بی سوادی یعنی ؛ مسیرِ تمامِ لباس فروشی و
آرایشگاه هایِ شهر را از حفظ باشی ،
اما حتی یک بار هم گذرت به کتابفروشی نیفتاده باشد ...
این بی سوادیِ مدرن
دارد فرهنگمان را از ریشه می خشکانَد ...
حواستان هست ؟!
@book_tips🐞
بی سوادی یعنی ؛ شبکه ی محبوبِ اجتماعی را که باز می کنی ؛
تمامِ صفحات ، پر باشد از روزمرگیِ آدم معروف ها ،
و مسخره بازیِ معروف نماها ...
نه از مطالبِ آموزشی خبری باشد ،
نه از چهار کلام حرفِ حساب ... !
بی سوادی یعنی ؛ تویِ صفحه و روی پروفایلت بنویسی ؛
"به بهشت نمی روم اگر مادرم آن جا نباشد ... "
و کمی آنطرف تر ، مادرت از بی توجهی ات بغض کرده باشد ...
بی سوادی یعنی ؛ مسیرِ تمامِ لباس فروشی و
آرایشگاه هایِ شهر را از حفظ باشی ،
اما حتی یک بار هم گذرت به کتابفروشی نیفتاده باشد ...
این بی سوادیِ مدرن
دارد فرهنگمان را از ریشه می خشکانَد ...
حواستان هست ؟!
@book_tips🐞
دو تا دانه توي خاك حاصلخيز بهاري كنار هم نشسته بودند.
دانه اولي گفت: «من مي خواهم رشد كنم! من مي خواهم ريشه هايم را هر چه عميق تر در دل خاك فرو كنم و شاخه هايم را از ميان پوسته زمين بالاي سرم پخش كنم... من مي خواهم شكوفه هاي لطيف خودم را همانند بيرق هاي رنگين برافشانم و رسيدن بهار را نويد دهم... من مي خواهم گرماي آفتاب را روي صورت و لطافت شبنم صبحگاهي را روي گلبرگ هايم احساس كنم!» و بدين ترتيب دانه روئيد.
دانه دومي گفت: «من مي ترسم. اگر من ريشه هايم را به دل خاك سياه فرو كنم، نمي دانم كه در آن تاريكي با چه چيزهائي روبرو خواهم شد. اگر از ميان خاك سفت بالاي سرم را نگاه كنم، امكان دارد شاخه هاي لطيفم آسيب ببينند... چه خواهم كرد اگر شكوفه هايم باز شوند و ماري قصد خوردن آنها را كند؟ تازه، اگر قرار باشد شكوفه هايم به گل ننشينند، احتمال دارد بچه كوچكي مرا از ريشه بيرون بكشد. نه، همان بهتر كه منتظر بمانم تا فرصت بهتري نصيبم شود.» و بدين ترتيب دانه منتظر ماند.
مرغ خانگي كه براي يافتن غذا مشغول كند و كاو زمين بود دانه را ديد و در يك چشم بر هم زدن قورتش داد.
آن عده از انسان ها كه از حركت و رشد مي ترسند، به وسيله زندگي بلعيده مي شوند
@book_tips🐞
دانه اولي گفت: «من مي خواهم رشد كنم! من مي خواهم ريشه هايم را هر چه عميق تر در دل خاك فرو كنم و شاخه هايم را از ميان پوسته زمين بالاي سرم پخش كنم... من مي خواهم شكوفه هاي لطيف خودم را همانند بيرق هاي رنگين برافشانم و رسيدن بهار را نويد دهم... من مي خواهم گرماي آفتاب را روي صورت و لطافت شبنم صبحگاهي را روي گلبرگ هايم احساس كنم!» و بدين ترتيب دانه روئيد.
دانه دومي گفت: «من مي ترسم. اگر من ريشه هايم را به دل خاك سياه فرو كنم، نمي دانم كه در آن تاريكي با چه چيزهائي روبرو خواهم شد. اگر از ميان خاك سفت بالاي سرم را نگاه كنم، امكان دارد شاخه هاي لطيفم آسيب ببينند... چه خواهم كرد اگر شكوفه هايم باز شوند و ماري قصد خوردن آنها را كند؟ تازه، اگر قرار باشد شكوفه هايم به گل ننشينند، احتمال دارد بچه كوچكي مرا از ريشه بيرون بكشد. نه، همان بهتر كه منتظر بمانم تا فرصت بهتري نصيبم شود.» و بدين ترتيب دانه منتظر ماند.
مرغ خانگي كه براي يافتن غذا مشغول كند و كاو زمين بود دانه را ديد و در يك چشم بر هم زدن قورتش داد.
آن عده از انسان ها كه از حركت و رشد مي ترسند، به وسيله زندگي بلعيده مي شوند
@book_tips🐞
باز باران ، میچکد از چشم خیسم!
با گهر های فراوان ، قصه ام را مینویسم
میخورد بر بام گونه ، اشکای بی درنگمI
میچکد بر روی کاغذ ، لحظه های رنگ رنگم
یادم آرد روز باران ، چشم در چشم سیاهش
گردش یک روز شیرین ، در بلندای نگاهش
شاد و خرم نرم و نازک عاشقی دیوانه بودم
توی جنگل ها پر احساس از نگارم می سرودم
می دویدم همچو آهو ، گرد قلب مهربانش
می پریدم از لب جوی بلند گیسوانش
می شنیدم از پرنده ، قصه های مرگ فرهاد
از لب باد وزنده ، عشق های رفته بر باد
داستان های نهانی ، گشت بر من آشکارا
راز های زندگانی ، کرده بودش سنگ خارا
پیش چشم روزگاران ، دستش از دستم جدا شد
قصه ي عشق من و او خاطراتي برفنا شد
@book_tips🐞
با گهر های فراوان ، قصه ام را مینویسم
میخورد بر بام گونه ، اشکای بی درنگمI
میچکد بر روی کاغذ ، لحظه های رنگ رنگم
یادم آرد روز باران ، چشم در چشم سیاهش
گردش یک روز شیرین ، در بلندای نگاهش
شاد و خرم نرم و نازک عاشقی دیوانه بودم
توی جنگل ها پر احساس از نگارم می سرودم
می دویدم همچو آهو ، گرد قلب مهربانش
می پریدم از لب جوی بلند گیسوانش
می شنیدم از پرنده ، قصه های مرگ فرهاد
از لب باد وزنده ، عشق های رفته بر باد
داستان های نهانی ، گشت بر من آشکارا
راز های زندگانی ، کرده بودش سنگ خارا
پیش چشم روزگاران ، دستش از دستم جدا شد
قصه ي عشق من و او خاطراتي برفنا شد
@book_tips🐞
صبح آمد
دفتر اين زندگى را باز کن,
زيستن را با سلام تازه اى آغازکن
روشن و شفاف باش
و بى تخلف همچو روز,
با نواى مهربانى عاشقى را سازکن,
با محبت آشتى کن همزبانى پيشه ساز,
قلب خود را با صفاى همدلى دمساز کن,
گل بخند و گل شنو درگلشن اين بوستان,
غنچه هاى لحظه ها را با نوازش نازکن,
روز تازه, فکرتازه, راه تازه پيش گير,
عاشقى را باکلام تازه اى آواز کن
بگذر از امواج منفى همچو طوفان خزر,
سمت و سوى ساحل آرام دل پرواز کن.
@book_tips🐞
دفتر اين زندگى را باز کن,
زيستن را با سلام تازه اى آغازکن
روشن و شفاف باش
و بى تخلف همچو روز,
با نواى مهربانى عاشقى را سازکن,
با محبت آشتى کن همزبانى پيشه ساز,
قلب خود را با صفاى همدلى دمساز کن,
گل بخند و گل شنو درگلشن اين بوستان,
غنچه هاى لحظه ها را با نوازش نازکن,
روز تازه, فکرتازه, راه تازه پيش گير,
عاشقى را باکلام تازه اى آواز کن
بگذر از امواج منفى همچو طوفان خزر,
سمت و سوى ساحل آرام دل پرواز کن.
@book_tips🐞
📗 یک جرعه کتاب📕
کتاب را هرگز کسی نمیخواند. در خلال کتابها ما خود را میخوانیم، خواه برای کشف و خواه برای بررسی خود. و آنان که دید عینیتری دارند بیشتر دچارِ پندارند.
بزرگترین کتاب آن نیست که پیامش، بسان تلگرامی روی نوار کاغذ، در مغز نقش میبندد، بل آن که ضربهی جان بخش وی زندگیهای دیگری را بیدار کند و آتش خود را که از همه گون درخت مایه میگیرد از یکی به دیگری سرایت دهد و پس از آن که آتش سوزی در گرفت از جنگلی به جنگل دیگر خیز بردارد.
رومن_رولان
سفر دروني
@book_tips🐞
کتاب را هرگز کسی نمیخواند. در خلال کتابها ما خود را میخوانیم، خواه برای کشف و خواه برای بررسی خود. و آنان که دید عینیتری دارند بیشتر دچارِ پندارند.
بزرگترین کتاب آن نیست که پیامش، بسان تلگرامی روی نوار کاغذ، در مغز نقش میبندد، بل آن که ضربهی جان بخش وی زندگیهای دیگری را بیدار کند و آتش خود را که از همه گون درخت مایه میگیرد از یکی به دیگری سرایت دهد و پس از آن که آتش سوزی در گرفت از جنگلی به جنگل دیگر خیز بردارد.
رومن_رولان
سفر دروني
@book_tips🐞
☆اندکی تفکر☆
اگر شما در اسراییل به دنیا میآمدید به احتمال زیاد یهودی میشدید !
اگر در عربستان به دنیا میآمدید قطعا مسلمان میشدید !
اگر در اروپا به دنیا میآمدید به احتمال زیاد مسیحی و اگر در ژاپن به دنیا میآمدید شینتو میشدید !
"دین" پدیده ای است که ؛
"جغرافیا" برای شما تعیین میکند ، پس تعصب برای چیست ؟!
آنچه مهم است" اخلاق و انسانیت" است که به جغرافیای زمان و مکان محدود نیست !
چارلی چاپلین
@book_tips🐞
اگر شما در اسراییل به دنیا میآمدید به احتمال زیاد یهودی میشدید !
اگر در عربستان به دنیا میآمدید قطعا مسلمان میشدید !
اگر در اروپا به دنیا میآمدید به احتمال زیاد مسیحی و اگر در ژاپن به دنیا میآمدید شینتو میشدید !
"دین" پدیده ای است که ؛
"جغرافیا" برای شما تعیین میکند ، پس تعصب برای چیست ؟!
آنچه مهم است" اخلاق و انسانیت" است که به جغرافیای زمان و مکان محدود نیست !
چارلی چاپلین
@book_tips🐞
روزه که هیچی٬ حتی اگه کل دار و ندارت رو ول کنی ،
بری وسط بیابون زندگی کنی ،
باز هم حال فقرا رو درک نمیکنی !
چون یه فرقی هست ،
بین انتخاب
و اجبار
@book_tips🐞
بری وسط بیابون زندگی کنی ،
باز هم حال فقرا رو درک نمیکنی !
چون یه فرقی هست ،
بین انتخاب
و اجبار
@book_tips🐞
📗 یک جرعه کتاب📕
- این بلا را چه کسی سرت آورده شمس گیلانی؟
+ عشق. تو که میدانی.
- خب عشق که گناه نیست، چرا میترسی؟
+ عشق به نامحرم حتی؟
- محرمی و نامحرمی به نیت بستگی دارد.
+ نیتم که پاک است، جراتم کم است.
- حرف از پاکی و ناپاکی نیست، حرف از قصد است. مقصد عشق حد محرمی و نامحرمی را مشخص میکند.
+ مرد! آنچه میگویی با این جسارت آیا در دیانت ما خلاف نیست؟
- خلاف از چشم خدا، یا خلاف از چشم آنها که به جای خدا حرف میزنند؟
+ چه فرق میکند؟ اینها هستند که احکام الهی را اجرا میکنند.
- تو که از حکم عاشقی میترسی چرا عاشق شدی مرد؟
مردی در تبعید ابدی
نادر ابراهیمی
@book_tips🐞
- این بلا را چه کسی سرت آورده شمس گیلانی؟
+ عشق. تو که میدانی.
- خب عشق که گناه نیست، چرا میترسی؟
+ عشق به نامحرم حتی؟
- محرمی و نامحرمی به نیت بستگی دارد.
+ نیتم که پاک است، جراتم کم است.
- حرف از پاکی و ناپاکی نیست، حرف از قصد است. مقصد عشق حد محرمی و نامحرمی را مشخص میکند.
+ مرد! آنچه میگویی با این جسارت آیا در دیانت ما خلاف نیست؟
- خلاف از چشم خدا، یا خلاف از چشم آنها که به جای خدا حرف میزنند؟
+ چه فرق میکند؟ اینها هستند که احکام الهی را اجرا میکنند.
- تو که از حکم عاشقی میترسی چرا عاشق شدی مرد؟
مردی در تبعید ابدی
نادر ابراهیمی
@book_tips🐞
با هم باشید اما بگذارید در با هم بودن شما فاصله ای باشد و بگذارید نسیم در میان شما بورزد. یکدیگر را دوست بدارید اما از عشق زندانی برای یکدیگر نسازید..
بگذارید عشق جایی در ساحل روحتان باشد.
پیمانه های یکدیگر را پر کنید اما از یک پیمانه ننوشید. از نان خود به یکدیگر ارزانی کنید اما از یک قرص نان نخورید.. با هم بخوانید و برقصید و شادکام باشید اما به حریم تنهایی یکدیگر تجاوز نکنید.
همچون تارهای عود باشید که جدا از هم اما با یک نوا مترنم میشوند. قلبهایتان را به هم هدیه کنید اما یکدیگر را به اسارت در نیاورید.. زیرا تنها دستان زندگی است که بر قلبهای شما حاکم است. در کنار یکدیگر باشید اما نه چندان نزدیک زیرا ستونهای معبد دور از هم قرار دارند و درخت بلوط و سرو در سایه یکدیگر رشد نمیکنند.
جبران_خلیل_جبران
پیامبر
@book_tips🐞
بگذارید عشق جایی در ساحل روحتان باشد.
پیمانه های یکدیگر را پر کنید اما از یک پیمانه ننوشید. از نان خود به یکدیگر ارزانی کنید اما از یک قرص نان نخورید.. با هم بخوانید و برقصید و شادکام باشید اما به حریم تنهایی یکدیگر تجاوز نکنید.
همچون تارهای عود باشید که جدا از هم اما با یک نوا مترنم میشوند. قلبهایتان را به هم هدیه کنید اما یکدیگر را به اسارت در نیاورید.. زیرا تنها دستان زندگی است که بر قلبهای شما حاکم است. در کنار یکدیگر باشید اما نه چندان نزدیک زیرا ستونهای معبد دور از هم قرار دارند و درخت بلوط و سرو در سایه یکدیگر رشد نمیکنند.
جبران_خلیل_جبران
پیامبر
@book_tips🐞
اگر به من بگویند زیباترین واژهای که یادگرفتی چیست؟
میگویم "پذیرش" است
پذیرش یعنی:
پذیرفتن شرایط با تمام سختیهاش
پذیرفتن آدم ها با تمام نقص هاشون.
پذیرفتن اینکه مشکلات هست و باید به مسیر ادامه داد.
پذیرفتن اینکه گاهی من هم اشتباه میکنم.
پذیرفتن اینکه من کامل نیستم.
پذیرفتن اینکه هیچ کس مسئول زندگی من نیست.
پذیرفتن اینکه انتظار از دیگران نداشتن.
داشتن پذیرش توی زندگی یعنی پایان دادن به تمام دعواها و اختلافها
@book_tips🐞
میگویم "پذیرش" است
پذیرش یعنی:
پذیرفتن شرایط با تمام سختیهاش
پذیرفتن آدم ها با تمام نقص هاشون.
پذیرفتن اینکه مشکلات هست و باید به مسیر ادامه داد.
پذیرفتن اینکه گاهی من هم اشتباه میکنم.
پذیرفتن اینکه من کامل نیستم.
پذیرفتن اینکه هیچ کس مسئول زندگی من نیست.
پذیرفتن اینکه انتظار از دیگران نداشتن.
داشتن پذیرش توی زندگی یعنی پایان دادن به تمام دعواها و اختلافها
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
لحظه شفاف صبح که از لبان آفتاب بیرون می زند
بازی سرخوشانه گنجشک ها،
خواب را از سر کاج ها می پراند.
جوانه ی نورسته شور،
بر سر شاخه های زندگی می روید
و زیرِ بارش نور،
ویترین طبیعت، خوش رنگ تر می نماید.
و کلمه ی سحرانگیزِ «ســلام»،
چه قدرتی دارد برای تابش محبت!
حس کرده ای که بیانش، چه خون گرمی در رگ صبح می دواند؟!
آخر، این رمز آغاز هر روز زندگی ست
که با نام موزون خالق مهربانش جان می گیرد.
پس موج لطیفی بســـاز
از واژه پرمهــر «ســــلام»
و در گوش تمام اهالی صبح زمزمه کن
🍃🌺🍃
@book_tips🐞
لحظه شفاف صبح که از لبان آفتاب بیرون می زند
بازی سرخوشانه گنجشک ها،
خواب را از سر کاج ها می پراند.
جوانه ی نورسته شور،
بر سر شاخه های زندگی می روید
و زیرِ بارش نور،
ویترین طبیعت، خوش رنگ تر می نماید.
و کلمه ی سحرانگیزِ «ســلام»،
چه قدرتی دارد برای تابش محبت!
حس کرده ای که بیانش، چه خون گرمی در رگ صبح می دواند؟!
آخر، این رمز آغاز هر روز زندگی ست
که با نام موزون خالق مهربانش جان می گیرد.
پس موج لطیفی بســـاز
از واژه پرمهــر «ســــلام»
و در گوش تمام اهالی صبح زمزمه کن
🍃🌺🍃
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
صادقانه زندگی کنیم
🔹اﮔﺮ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ "ﻏﯿﺒﺖ" ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ،
ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﺴﺎﺑﻤﺎﻥ ﺑرداشته ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻭﺭﺍ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ، ﻭﺍﺭﯾﺰ ﮐﻨﻨﺪ،
ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮏ به خاﻃﺮ ﺣﻔﻆ ﺍﻣﻮﺍﻟﻤﺎﻥ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ.
ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻓﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻓﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﯼ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵﺗﺮ ﻭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﻧﺪ؟!
جواب با شما...
🔸نگذاريد گوشهايتان گواه چيزی باشد که چشمهايتان نديده،
🔹نگذارید زبانتان چيزی را بگويد که قلبتان باور نکرده...
"صادقانه زندگی کنيد"
🔸ما موجودات خاکی نيستيم که به بهشت ميرويم.
ما موجودات بهشتی هستيم که از خاک سر برآورده ایم...
☆التماس تفکر☆
🍃🌺🍃
@book_tips🐞
صادقانه زندگی کنیم
🔹اﮔﺮ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ "ﻏﯿﺒﺖ" ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ،
ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﺴﺎﺑﻤﺎﻥ ﺑرداشته ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻭﺭﺍ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ، ﻭﺍﺭﯾﺰ ﮐﻨﻨﺪ،
ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮏ به خاﻃﺮ ﺣﻔﻆ ﺍﻣﻮﺍﻟﻤﺎﻥ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ.
ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻓﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻓﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﯼ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵﺗﺮ ﻭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﻧﺪ؟!
جواب با شما...
🔸نگذاريد گوشهايتان گواه چيزی باشد که چشمهايتان نديده،
🔹نگذارید زبانتان چيزی را بگويد که قلبتان باور نکرده...
"صادقانه زندگی کنيد"
🔸ما موجودات خاکی نيستيم که به بهشت ميرويم.
ما موجودات بهشتی هستيم که از خاک سر برآورده ایم...
☆التماس تفکر☆
🍃🌺🍃
@book_tips🐞
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥دیدار شمس و مولانا به روایت «اپرای عروسکی مولوی» (بهروز غریبپور، ۱۳۸۸)
🎤با صدای
همایون شجریان (شمس)
محمد معتمدی (مولانا)
🎼 آهنگساز: بهزاد عبدی
@book_tips🐞
🎤با صدای
همایون شجریان (شمس)
محمد معتمدی (مولانا)
🎼 آهنگساز: بهزاد عبدی
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
امشب روحم شوق پرواز دارد ....
ای روح عاشق محبس تن بشکن و پرواز کن
با جسم خسته و رنجورت عاشقانه الوداع کن
تا قله ی آزادی همبال پرندگان پرواز کن .
بداهه
#آذر
۹۷/۳/۱۵
ساعت۲۲:۴۴
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
امشب روحم شوق پرواز دارد ....
ای روح عاشق محبس تن بشکن و پرواز کن
با جسم خسته و رنجورت عاشقانه الوداع کن
تا قله ی آزادی همبال پرندگان پرواز کن .
بداهه
#آذر
۹۷/۳/۱۵
ساعت۲۲:۴۴
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
عشقی که با منطق ، همراه شود، عشق نیست ،یک حسابگری چند جانبه است !... عشق ، کور می آید ، که می تازد، به کمتر از آنی ،به تاراج می برد و ویران میکند تمام ساخته ها و سازه های ذهنیت را، که عمری برخود ، بخاطر ساختنشان و داشتنشان، بالیده ای !. به کمتر از مژه برهم زدنی، ،از جنگل دست ساز معادلات زندگیت ، برهوتی میسازد که تا چشم کار میکند واهه هایی پیش روی توست که نمیدانی بر بستر اب روییده اند ویا تنها سرابی پوچ و اغواگرند!...
یک سونامی غیر قابل پیش بینی عاطفه ، که خط فاصله را در گوشه ای پاک میکند و همزمان در نقطه ای ایجاد!....
آه ای عشق!...
چیستی ات را خودت هم به یقین نمیدانی،میدانم! ...
اما فقط ، میدانم که اعجاب انگیزی! معجزه میکنی ،و نهایت ، برایت واژه ای ابتر است...این را نیز میدانم...
که دوستت دارم.....
مژگان عظیمی کاظمی / ۹۷/۳/۷
@book_tips 🐞
یک سونامی غیر قابل پیش بینی عاطفه ، که خط فاصله را در گوشه ای پاک میکند و همزمان در نقطه ای ایجاد!....
آه ای عشق!...
چیستی ات را خودت هم به یقین نمیدانی،میدانم! ...
اما فقط ، میدانم که اعجاب انگیزی! معجزه میکنی ،و نهایت ، برایت واژه ای ابتر است...این را نیز میدانم...
که دوستت دارم.....
مژگان عظیمی کاظمی / ۹۷/۳/۷
@book_tips 🐞