Book_tips
21.5K subscribers
7.05K photos
2.33K videos
68 files
587 links
اهدای کتاب اهدای کلمه است.
کلمات نور هستند، باعث می‌شوند زندگی را بهتر ببینیم.

ارتباط با ادمین
@zarnegar503
@Lady_bug_33

تبلیغات
@booktips_ads


❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016

زاپاس
https://t.me/+ZYkaFxh2tAoyMjNk
Download Telegram
نباید نگران این باشیم که روزی حیاتِ کالبد فیزیکی ما به پایان
می رسد،بلکه تمامی علاقه و توجه مان باید این باشد که تا
زنده ایم،زندگی کنیم. برای به تمامی زیستن،لازم است "من" درونی مان را از انهدام روحی برهانیم و راهِ آن ،تن ندادن به زندگی با نقابی است که طوری طراحی شده تا ما با تعاریف بیرونیِ
من کیستم و چیستم ،همسو باشیم.

چرخ زندگی
الیزابت کوبلر راس

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

وارد مغازه میشوم و یک سری استکان نعلبکی و قوری زرد رنگ اسباب بازی انتخاب می کنم فروشنده میگوید: خانم صورتیشو ببرید دخترونه تره. میگم: برا پسرم می خوام با تعجب به من نگاه میکنه و میگه: اگه پسره ماشین بگیرید یا جعبه ابزار، هواپیما یا چراغ قوه. پسر که آشپزی نمیکنه. با خودم مرور میکنم در دنیایی که زنهایش پا به پای مردها کار می کنند مردهایش باید یاد بگیرند خستگی را با چای از تن همسرشان درآورند. در دنیایی که زنهایش با مفهوم چک و قسط و وام عجین شده اند، شرم دارد مردهایش با دستور قورمه سبزی و ته دیگ ماکارونی بیگانه باشند. من برای فرزندم همسری قدرتمند آرزو میکنم زنی که تنها دغدغه اش نهار ظهر و شام شب نباشد. زنی که تمام لذتش در خرید خلاصه نشود. زنی که سیاست را بفهمد، شعر ببافد، کتاب بخواند و از دنیای اطرافش بی خبر نباشد. برای آنکه پسرم شایسته چنان زنی باشد باید یاد بگیرد چای دارچینی درست کند. یاد بگیرد آشپزی کند. لالایی بخواند. نوازش کند و جملات عاشقانه بگوید. پسر سه ساله ام استکان اسباب بازی زرد رنگ را به طرفم می گیرد. من نگاهش می کنم و او می گوید: بخور چای دارچینی برات پختم.....

دکتر المیرا لایق
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
تفاوت بیشعور با احمق!

حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست، بیمار است....
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند نه احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند....

بیشعور ها اما داستان شان با احمق ها فرق دارد.

کسی که ساعت سه صبح بوق میزند بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود بیشعور است.

این ها بیشعورند حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پروفسور بیشعور

احمق بودن درد ندارد،‌ درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد، بیشعوری از جای دیگری می آید
از خانه و مدرسه، از سرانه مطالعه، از خود شیفتگی، از بی وجدانی، از مرکز فرهنگ فاسد
بیشعوری واگیر دارد، هم درد دارد و هم درمان...

مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمیاره.

شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور هست که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند!

کتاب بیشعوری
دکتر خاویر کرمنت

🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
پنج چیزی که همین الان باید متوقف کنید:
2- راضی نگه داشتن همگان
4- ترس از تغییر
1- زندگی کردن در گذشته
3- کم ارزش کردن خودتان
5- فکر کردن بیش از حد

@book_tips 🐞
بزرگترین ؛
خیانتی که انسان میتواند به خودش بکند
ترس از این است که
حالا دیگران درباره ی من
چه فکری می کنند...؟

ژان پل ساتر
@book_tips 🐞
سلام دوستان عزیز 🌺
با توجه به اینکه چهار کتاب در معرض نظرسنجی قرار گرفته و مقرر است از تاریخ 11 خرداد برنامه مطالعه کتاب منتخب شروع بشود، لذا تصمیم بر معرف این 4 کتاب گرفتم. لطفا آماده شروع برنامه مطالعه باشید. امروز آخرین روز مطالعه کتاب ملت عشق است.

🌸🌸🌸🌸🌸

@Dr_MFaramarz
#معرفی_کتاب
سفر عشق (Wanderlust)
دانیل استیل (Danielle Steel)
درباره کتاب:
کتاب درباره شخصیتی به نام اودری دریسکال است. دختری جوان و یتیم، اودری در جایی رشد کرد که از پدربزرگ میلیونر عجیب و غریبش و خواهر کوچکترش آنابلا کسی که تصور میکرد اودری همیشه در کنارشان می ماند، مراقبت می کرد. اودری با بدوش کشیدن سالهای گذشته اش، دارای حس نا امیدی بوده تا اینکه تصمیمی شجاعانه برای ترک خانه و سفر می کند. با شروع دهه 1930، با دوربینی به دست، با ورود به دنیای وسیع خشم خانواده را برانگیخته و دوستان خود را شگفت زده می کنند.
با گذر از آتلانتیک اودری شخصی بنام جیمز و وایولت را ملاقات می کند، کسی که وی را وارد ماجراهای پیچیده هنرمندان، پناهندگان و مهاجران می کند. در این مسیر با مردی به نام چارلز پارکر اسکات آشنا می شود و میفهمد نیمه دوم خود اوست. مردیبا خصوصیات بسیار کنجکاو، صمیمی و مستقل. اودری پدرش عاشق سفر و ماجراجویی بود که پدر و مادرش در سفر از دنیا می روند. ولیکن علی رغم مخالفتهای پدربزرگش وی نیز براساس علاقه خود سفر را اختیار میکند. در حین مسافرت مسیرشان به مناطق جنگی جنوب شرق آسیا در چین می رسد. جائیکه ژاپن به چین حمله کرده و هرکجا چینی ها را ببیند می کشند. چارلز ترجیح میدهد به اروپا برگردند. ولی اودری وقتی می بیند یتیم خانه ای تحت محاصره ژاپنی ها بدون هیچگونه سرپرستی هست ترجیح می دهد علی رغم تمامی تهدیدات توسط ژاپنی ها و همچنین اصرار چارلز پارکر برای بازگشت به اروپا در آنجا بماند و از بچه های یتیم سرپرستی کند. او بدون چارلز و تک و تنها با تمامی مشکلات می ماند و از بچه ها سرپرستی میکند. وقتی به آمریکا بر میگردد با بچه ای فرزندخوانده بر میگردد. بچه ای که حاصل تجاوز سربازان جنگی دشمن به یکی از دختران در یتیم خانه بوده که هنگام تولد مادر نوزاد می میرد. و ....
@book_tips 📗
#معرفی_کتاب
ستاره (Star)
دانیل استیل (Danielle Steel)
درباره کتاب:
کریستال وایات دختری که به همراه خانواده اش در مزرعه ای زندگی می کنند، آرزوی خواننده شدن را در سر می پروراند. وقتی پدرش مرد، زندگی کریستال دراماتیک شد. بعد از اینکه شوهر خواهرش (تام) در انبار غله به او تجاوز می کند، موضوع را سریعا با مادرش (کسیکه هرگز به کریستال علاقه ای نداشت) برای اینکه حمایتش کند درمیان می گذارد. ولی مادرش حرفهای اورا باور نمی کند. کریستال زمانی با شوهر خواهر خود همراه با اسلحه مواجه می شود و در این نزاع برادرش در اثر اصابت تیر میمیرد. پس از ا« کریستال به سانفرانسیسکو فرار می کند. جایی که در کسوت پیشخدمتی مشغول می شود و همزمان خوانندگی می کند. زمانی با وکیلی خیر و مهربان به نام اسپنسر آشنا می شود. کریستال با توجه به ظاهرش و صدایش به سمت هنرپیشگی و ستاره شدن در سینما با حمایتهای مردی که بهش افتخار می کرد پیش می رود. اسپنسر زنی داشت که بدنبال زندگی کامل و درجه یک بود ولیکن زمانی کریستال با دوست فرزند اسپنسر در یکی از روستاها آشنا شده و از او حامله می شود. و زمانی میرسد مرد مورد علاقه اش از زندگی و شغلش خارج و به دنبال کریستال زن مورد علاقه اش می رود زمانیکه فرزند کریستال 5 ساله شده. در میان داستان ماجراها و دشواریهای زیادی بر کریستال اتفاق می افتد.

@book_tips 📗
#معرفی_کتاب
زوربای یونانی (Zorba The Greek)
نیکوس کازانتزاکیس (Nikos Kazantzakis )
درباره کتاب:

راوی، یک روشنفکر جوان یونانی است که می‌خواهد برای مدتی کتابهایش را کنار بگذارد. او برای راه‌اندازی مجدد یک معدن زغال سنگ به جزیره کرت سفر می‌کند. درست قبل از مسافرت با مرد ۶۵ ساله راز آمیزی آشنا می‌شود به نام آلکسیس زوربا. این مرد او را قانع می‌کند که او را به عنوان سرکارگر معدن استخدام کند. آنها وقتی که به جزیره کرت می‌رسند در مسافرخانه یک فاحشه فرانسوی به نام مادام هورتنس سکونت می‌کنند. بعد از آن شروع به کار روی معدن می‌کنند. با این حال راوی نمی‌تواند بر وسوسه‌اش برای کار بر روی دستنوشته‌های ناتمامش دربارهٔ زندگی و اندیشه بودا خودداری کند. در طول ماه‌های بعد زوربا تأثیر بسیار عمیقی بر مرد می‌گذارد و راوی در پایان به درک تازه ای از زندگی و لذت‌های آن می‌رسد.
از کتاب زوربای یونانی تاکنون یک اقتباس سینمایی موفق در سال ۱۹۶۴ با نام زوربای یونانی و یک نمایش موزیکال با نام زوربا در سال ۱۹۴۸ ساخته شده‌است.

@book_tips 📗
#معرفی_کتاب
پیرمرد و دریا (The old man and the sea)
ارنست همینگوی (Ernest Hemingway)
درباره کتاب:
پیرمرد و دریا (به انگلیسی: The Old Man and the Sea) نام رمان کوتاهی است از ارنست همینگوی، نویسنده سرشناس آمریکایی. این رمان در سال ۱۹۵۱ در کوبا نوشته شد و در ۱۹۵۲ به چاپ رسید. پیرمرد و دریا واپسین اثر مهم داستانی همینگوی بود که در دوره زندگی‌اش به چاپ رسید. این داستان، که یکی از مشهورترین آثار اوست، شرح تلاش‌های یک ماهیگیر پیر کوبایی است که در دل دریاهای دور برای به دام انداختن یک نیزه‌ماهی بسیار بزرگ با آن وارد مبارزهٔ مرگ و زندگی می‌گردد. نوشتن این کتاب یکی از دلایل عمده اهدای جایزه ادبی نوبل سال ۱۹۵۴ به ارنست همینگوی بوده‌است.
ارنست همینگوی در این کتاب به حوزهٔ زندگی پیرمردی چنگ می‌اندازد که روزی قلمرو بزرگ دریا در حیطه اقتدارش بود و عروسکان خوش خرام دریا بیوه‌هایی بوده‌اند درمانده در تار و پود تورش و اینک زندگی او به پایان خود می‌رسد، در آرزوی بزرگترین صیدش دل به دریای بزرگ می‌سپارد و بزرگترین صیدش را به چنگ می‌آورد ولی آن قدرتی که بتواند شاهکار آخرین خود را به ساحل بکشد ندارد و چیزی جز اسکلت به ساحل نمی‌آورد. همینگوی در پیرمرد و دریا شکوه قلمرو دریا را با افت و خیز زندگی دراز یک صیاد در هم می‌آمیزد و از این آمیزش زندگینامه‌ای سرشار از اندوه برای صیادی از پا افتاده فراهم می‌کند.
پیرمرد و دریا یک «رمان کوتاه» است، چراکه این رمان به فصل‌ها یا قسمت‌های جدا تقسیم نشده‌است و علاوه بر این فقط اندکی از یک داستان کوتاه بلندتر است. پیرمرد و دریا اولین بار در تمامیت خود، شامل ۲۶٬۵۰۰ واژه، در شماره یکم سپتامبر ۱۹۵۲ مجله لایف (Life) منتشر شد و باعث شد ظرف فقط ۲ روز بیش از ۵ میلیون نسخه از این مجله فروش برود. نقدهایی که دربارهٔ این داستان نوشته شد همگی بدون استثناء و به‌طور اغراق‌آمیزی مثبت بودند. هرچند بعدها تعداد کمی نقد مخالف نیز نوشته شد که نویسندگانشان زیاد با پیرمرد و دریا میانه خوبی نداشتند و به آن خرده می‌گرفتند. در یکی از چاپ‌های اولیه نام کتاب بر روی جلد اشتباهاً پیرمردها و دریا چاپ شده بود.
الکسی لئونوف در خاطراتش نقل کرده که پیرمرد و دریا یکی از کتاب‌های مورد علاقه یوری گاگارین بوده‌است. وی این موضوع را در سفرش به کوبا به خود ارنست همینگوی هم گفته بوده‌است.

@book_tips 📗
خیلی عجیب است. حساب بقیه گناه ها را بجز غیبت کردن دارند. شرابخوار را تازیانه می زنند، زناکار را سنگسار میکنند... کلاهبرداری کردن، مال یتیم را خوردن، دزدی کردن، به ناموس دیگران چشم داشتن، خلاصه هر گناهی جزایی دارد، اما معلوم نیست چرا کسانی که غیبت می کنند، مجازات نمی شوند. حال آنکه غیبت کردن، پشت سر کسی حرفهای ناروا زدن، گناهی بس بزرگ است.. مگر این را نمی دانند؟

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🐞
اگر یکی را دوستش داری از دست بدهی، بخشی از وجودت همراه با او از دست می رود. مانند خانه ای متروکه اسیر تنهایی ای تلخ می شوی؛ ناقص می مانی. خلآ محبوبِ از دست رفته را همچون راز در درونت حفظ می کنی. چنان زخمی است که با گذشت زمان، هر قدر هم طولانی، باز تسکین نمی یابدو چنان زخمی است که حتی زمانی که خوب شود، باز خون چکان است. گمان می کنی دیگر هیچ گاه نخواهی خندید، سبک نخواهی شد. زندگی ات به کورمال کورمال رفتن در تاریکی شبیه می شود؛ بی آنکه پیش رویت را ببینی، بی آنکه جهت را بدانی، فقط زمان حال را نجات می دهی... شمع دلت خاموش شده، در شب ظلمات مانده ای. اما فقط در چنین وضعیتی، یعنی زمانی که هر دو چشم باهم در تاریکی بمانند، چشم سومی در وجود انسان باز می شود. چشمی که بسته نمی شود... و فقط آن هنگام است که می فهمی این درد ابدی نیست. پس از خزان موسمی دیگر، پس از گذر از این بیابان وادی ای دیگر در راه است؛ پس از این فراق نیز وصالی ابدی.

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

من چیزی از گناه، سر درنمی آورم ؛
و تازه مطمئن نیستم که اعتقادی هم به آن داشته باشم.
شاید کشتنِ ماهی، گناه باشد.
به گمانم گناه بوده، حتّی اگر برای این کشته باشمش که خودم را زنده نگه دارم و
شکمِ چند نفرِ دیگر را سیر کنم.
اگر اینجور باشد،
هر کاری گناه است.
به فکر گناه نباش ...
حالا برای فکر کردن به گناه، خیلی دیر شده.
تازه بعضی از مردم پول می گیرند تا به گناه فکر کنند.
بگذار همان ها به فکرِ گناه باشند.

تو برای این به دنیا آمده ای که ماهیگیر شوی...

ارنست همینگوی
پیرمرد و دریا
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

"سیستم فقر"
پیتر گفت: همیشه دلم می خواست اونقدر پول داشته باشم که همه بچه های گرسنه دنیا رو سیر کنم. هرچی دلشون می خواد براشون بخرم.
تام گفت: آرزوی خیلی قشنگیه. ولی به نظر من بهتره آدم توانش رو صرف برداشتن سیستم فقر بکنه.
- یعنی چی؟
- ببین، یک سیستم معیوبی وجود داره که تو هر چقدر هم گرسنه سیر کنی باز هم گرسنه های بیشتری تولید می کنه. به همین دلیل بهتره فکر کنیم چطور می شه فرهنگ و مناسبات بیماری رو که ظلم و فقر رو تولید می کنند از بین برد.
- عجب! تا حالا اینجوری بهش فکر نکرده بودم...

بندباز
ساسان حبیب وند

🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
لطفا...
طوری بخند که...
حتی تقدیر شکستش رو بپذیره....

طوری عشق بورز که...
حتی تنفر راهش رو بگیره بره،

و طوری خوب زندگی کن...
که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشه...

@book_tips 🐞
خداوند
در مکانهایی دور از انتظار،
به دست افرادی دور از انتظار
و در مواقعی تصور ناپذیر معجزات خود را به انجام می رساند🌿


فلورانس اسکاول شین

🌸
@book_tips 🐞
ما امروزی ها هیچ چیز از خود نداریم؛ فقط با پُر کردن و انباشتن خودمان از دانش، ادیان، فلسفه ها، هنرها، رسوم و اعصار بیگانه چون دایرة المعارف متحرک چیزی قابل اعتنا می شویم!


به هرحال تمام ارزش دایرة المعارف ها در محتوای آنهاست نه بر عناوین نوشته شده بر روی آنها یا جلد و پوست آنها... و بنابراین تمام فرهنگ مدرن اساسا درونی است و صحّاف روی کتاب چیزی شبیه این نوشته است: دستورالعمل فرهنگ درونی برای وحشیان بیرونی!


سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی
فردریش نیچه

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

ما باید نخستین قدم ها را به سوی انسان بی عیب برداریم.
و نه قدم های بلند به سوی برشمردن عیوب همدیگر، به قصد آزردن، افسردن، کوباندن، له کردن و به گریه انداختن..

ما افعی نیستیم! با کیسه هایی از زهر ناب خالص!
که اگر باشیم هم، باید آن کیسه ها را پیش از روز بزرگ ترک تنهایی، چون دندان های پوسیده و از ریشه به فساد آلوده و یکپارچه درد، به دور اندازیم..

عزیز من!
ما برای تکمیل هم آمده ایم نه برای تعذیب و تعزیر هم..

نادر ابراهیمی
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
سقراط می گوید:

وقتی دیدید سایه انسان های کوچک در
حال بلند شدن است... بدانید آفتاب
سرزمین شما در حال غروب کردن است...
سرزميني كه متفكرانش بيكار باشند
و بیسوادانشان شاغل
مشاورانش بيمار باشند، و وكلايش ساكت؛
جوانانش دل مرده باشند، و سالخوردگانش
بلند پرواز:
مردانش لحن زنانه داشته باشند،
و زنانش ژست مردانه؛
اغنيايش دزدي كنند، و فقرايش
كارگري با حقوق بخور و نمیر؛
صادراتش فيلسوف باشد، و وارداتش
مواد مخدر، قبرهايش خريده شوند،
و مغزهايش فروخته؛

گورستان تاريخ است...
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞