Book_tips
21.5K subscribers
7.05K photos
2.33K videos
68 files
587 links
اهدای کتاب اهدای کلمه است.
کلمات نور هستند، باعث می‌شوند زندگی را بهتر ببینیم.

ارتباط با ادمین
@zarnegar503
@Lady_bug_33

تبلیغات
@booktips_ads


❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016

زاپاس
https://t.me/+ZYkaFxh2tAoyMjNk
Download Telegram
🍃🌺🍃

اغلب مردم تعریف و تمجیدها را ظرف چند دقیقه فراموش می‌کنند، اما یک اهانت را سال ها به‌خاطر می‌سپارند.

آنها مانند زباله جمع کُن‌هایی هستند که هنوز توهینی را که مثلاً بیست‌ سال پیش به آنها شده با خود حمل می‌کنند و بوی ناخوشایند این زباله‌ها همواره آنان را می‌آزارد.

برای شاد بودن باید بر «افکار شاد» تمرکز کنید و باید ذهن خود را از زباله‌هایِ تنفّر، خشم، کینه، نگرانی و ترس رها کنید.
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
دستمال کاغذي به اشک گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
يک کم از طلاي خود حراج مي‌کني؟
عاشقم.. با من ازدواج مي‌کني؟
اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذي!؟
تو چقدر ساده‌اي خوش خيال کاغذي!
توي ازدواج ما، تو مچاله مي‌شوي
چرک مي‌شوي و تکه‌اي زباله مي‌شوي
پس برو و بي‌خيال باش
عاشقي کجاست؟ تو فقط دستمال باش!
دستمال کاغذي، دلش شکست
گوشه‌اي کنار جعبه‌اش نشست
گريه کرد و گريه کرد و گريه کرد
در تن سفيد و نازکش دويد خون درد
آخرش، دستمال کاغذي مچاله شد
مثل تکه‌اي زباله شد
او ولي شبيه ديگران نشد
چرک و زشت مثل اين و آن نشد
رفت اگرچه توي سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمال‌هاي کاغذي فرق داشت
چون که در ميان قلب خود دانه‌هاي اشک کاشت.

عرفان نظرآهاري
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

از خیاطی پرسیدند:
زندگی یعنی چه ؟
گفت : دوختن پارگی های
روح با نخ توبه !!!!

از باغبانی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت: کاشت بذر عشق
در زمین دلها، زیر نور ایمان !!!!! ‌

از باستان شناسی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت : کاویدن جانها برای
استخراج گوهر درون !!!!!

از آیینه فروشی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت : زدودن غبار آیینه دل
با شیشه پاک کن توکل !!!!!

از میوه فروشی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت : دست چین خوبی ها
در صندوقچه دل !

«بهترین تعبیر زندگی را برایتان آرزومندم»
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
امروز صبح شیطان را دیدم.
نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت.
گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را
پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز
خود را بی تو گذرانده اند.
شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام.
پیش از موعد.
گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای
یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

گفت:
من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید
تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن
روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده میرفتم و میگفتم که:
همانا تو خود پدر منی ..
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

من دیگر باور دارم فقط یک بار در عمر عشقی می‌آید، حریق می‌شود و تو را آتش می‌زند ...
پس از آن عشقِ خانه برانداز، اگر جان به در ببری، عشق‌های بعد از آن حریق، کپی آن عشق خانمان برانداز اول است !
این عشق‌هایی که می‌آیند و می‌روند، دیگر نه شعله دارند، نه شور. فقط عادت است، عادتی که شاید مدام تکرار شود ...

احمدرضا_احمدی
آپارتمان دريا
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

غیر از بانک‌های معمولی نوع دیگری بانک وجود دارد به نام
" بانک عاطفی "
که باید هر وقت که می‌توانیم و موجودی داریم در آن سپرده گذاری کنیم.
یعنی هر زمان که انرژی و روحیه مثبت داریم به افرادی که با آنها در ارتباط هستيم محبت کنیم و توجه نشان دهیم.
این از اصول مهمِ موفقیت در افرادی است که ارتباطات قوی دارند..
همچنان که سپرده‌های مادی در بحران به کارمان می‌آید سپرده‌هاى عاطفی نيز نجات بخشمان خواهند بود...

دلتون مملو از عشق
سپرده هاتون فراوان
عصر تون بخیر
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

«دوست داشتن که عیب نیست بابا جان. دوست داشتن دل آدم را روشن می‌کند. اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه می‌کند. اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت، بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن چیزهای خوب و زیبای دنیا هستی. دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است، اگربا محبت غنچه‌ها را آب دادی باز می‌شوند، اگر نفرت ورزیدی غنچه‌ها پلاسیده می‌شوند.

سووشون
سیمین دانشور
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
قاعده سی ام:
صوفی حقیقی آن است که اگر دیگران سرزنشش کنند ، عیبش بجویند ، بدش را بگویند ، حتی به افترا ببندند، دهانش را بسته نگه دارد و درباره کسی حتی یک کلمه حرف نا شایست نزند . صوفی عیب را نمی بیند، عیب را می پوشاند.

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🐞
قاعده سی و یکم :
برای نزدیک شدن به حق باید قلبی مخملی داشت . هر انسانی به شکلی نرم شدن را فرا می گیرد، بعضی ها حادثه ای را پشت سر می گذارند . بعضی ها مرضی کشنده را ، بعضی ها درد فراق می کشند . بعضی ها درد از دست دادن مال ... همگی بلاهای ناگهانی را پشت سر می گذاریم ، بلاهایی که فرصتی فراهم می آورند برای نرم کردن سختی های قلب . بعضی هایمان حکمت این بلایا را درک می کنیم و نرم می شویم ، بعضی هایمان افسوس که سخت تر از پیش می شویم.

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🐞
اگر روی صندلی قربانی نشسته اید
و علت بدبختی های تان را همسر نادان،
رئیس بداخلاق ، عوامل بد ژنتیکی، سياسی و اجتماعی می دانید و مسئولیتهای خود را به گردن دیگران می اندازید ،
شما در وضعیتی هستید که از آن رهایی نخواهید داشت و به بن بست رسیده اید.
مگر اینکه صندلی خود را عوض کرده
روی صندلی مسئول بنشینید.

اروين يالوم

@book_tips 🐞
اگر مثل آن چیزی که میشناختمت،
می ماندی
آنطور که می خواستی،
دوست می داشتمت...

"باب مارلی"


@book_tips 🐞
نباید نگران این باشیم که روزی حیاتِ کالبد فیزیکی ما به پایان
می رسد،بلکه تمامی علاقه و توجه مان باید این باشد که تا
زنده ایم،زندگی کنیم. برای به تمامی زیستن،لازم است "من" درونی مان را از انهدام روحی برهانیم و راهِ آن ،تن ندادن به زندگی با نقابی است که طوری طراحی شده تا ما با تعاریف بیرونیِ
من کیستم و چیستم ،همسو باشیم.

چرخ زندگی
الیزابت کوبلر راس

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

وارد مغازه میشوم و یک سری استکان نعلبکی و قوری زرد رنگ اسباب بازی انتخاب می کنم فروشنده میگوید: خانم صورتیشو ببرید دخترونه تره. میگم: برا پسرم می خوام با تعجب به من نگاه میکنه و میگه: اگه پسره ماشین بگیرید یا جعبه ابزار، هواپیما یا چراغ قوه. پسر که آشپزی نمیکنه. با خودم مرور میکنم در دنیایی که زنهایش پا به پای مردها کار می کنند مردهایش باید یاد بگیرند خستگی را با چای از تن همسرشان درآورند. در دنیایی که زنهایش با مفهوم چک و قسط و وام عجین شده اند، شرم دارد مردهایش با دستور قورمه سبزی و ته دیگ ماکارونی بیگانه باشند. من برای فرزندم همسری قدرتمند آرزو میکنم زنی که تنها دغدغه اش نهار ظهر و شام شب نباشد. زنی که تمام لذتش در خرید خلاصه نشود. زنی که سیاست را بفهمد، شعر ببافد، کتاب بخواند و از دنیای اطرافش بی خبر نباشد. برای آنکه پسرم شایسته چنان زنی باشد باید یاد بگیرد چای دارچینی درست کند. یاد بگیرد آشپزی کند. لالایی بخواند. نوازش کند و جملات عاشقانه بگوید. پسر سه ساله ام استکان اسباب بازی زرد رنگ را به طرفم می گیرد. من نگاهش می کنم و او می گوید: بخور چای دارچینی برات پختم.....

دکتر المیرا لایق
🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
تفاوت بیشعور با احمق!

حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست، بیمار است....
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند نه احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند....

بیشعور ها اما داستان شان با احمق ها فرق دارد.

کسی که ساعت سه صبح بوق میزند بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود بیشعور است.

این ها بیشعورند حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پروفسور بیشعور

احمق بودن درد ندارد،‌ درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد، بیشعوری از جای دیگری می آید
از خانه و مدرسه، از سرانه مطالعه، از خود شیفتگی، از بی وجدانی، از مرکز فرهنگ فاسد
بیشعوری واگیر دارد، هم درد دارد و هم درمان...

مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمیاره.

شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور هست که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند!

کتاب بیشعوری
دکتر خاویر کرمنت

🍃🌺🍃

@book_tips 🐞
پنج چیزی که همین الان باید متوقف کنید:
2- راضی نگه داشتن همگان
4- ترس از تغییر
1- زندگی کردن در گذشته
3- کم ارزش کردن خودتان
5- فکر کردن بیش از حد

@book_tips 🐞
بزرگترین ؛
خیانتی که انسان میتواند به خودش بکند
ترس از این است که
حالا دیگران درباره ی من
چه فکری می کنند...؟

ژان پل ساتر
@book_tips 🐞
سلام دوستان عزیز 🌺
با توجه به اینکه چهار کتاب در معرض نظرسنجی قرار گرفته و مقرر است از تاریخ 11 خرداد برنامه مطالعه کتاب منتخب شروع بشود، لذا تصمیم بر معرف این 4 کتاب گرفتم. لطفا آماده شروع برنامه مطالعه باشید. امروز آخرین روز مطالعه کتاب ملت عشق است.

🌸🌸🌸🌸🌸

@Dr_MFaramarz
#معرفی_کتاب
سفر عشق (Wanderlust)
دانیل استیل (Danielle Steel)
درباره کتاب:
کتاب درباره شخصیتی به نام اودری دریسکال است. دختری جوان و یتیم، اودری در جایی رشد کرد که از پدربزرگ میلیونر عجیب و غریبش و خواهر کوچکترش آنابلا کسی که تصور میکرد اودری همیشه در کنارشان می ماند، مراقبت می کرد. اودری با بدوش کشیدن سالهای گذشته اش، دارای حس نا امیدی بوده تا اینکه تصمیمی شجاعانه برای ترک خانه و سفر می کند. با شروع دهه 1930، با دوربینی به دست، با ورود به دنیای وسیع خشم خانواده را برانگیخته و دوستان خود را شگفت زده می کنند.
با گذر از آتلانتیک اودری شخصی بنام جیمز و وایولت را ملاقات می کند، کسی که وی را وارد ماجراهای پیچیده هنرمندان، پناهندگان و مهاجران می کند. در این مسیر با مردی به نام چارلز پارکر اسکات آشنا می شود و میفهمد نیمه دوم خود اوست. مردیبا خصوصیات بسیار کنجکاو، صمیمی و مستقل. اودری پدرش عاشق سفر و ماجراجویی بود که پدر و مادرش در سفر از دنیا می روند. ولیکن علی رغم مخالفتهای پدربزرگش وی نیز براساس علاقه خود سفر را اختیار میکند. در حین مسافرت مسیرشان به مناطق جنگی جنوب شرق آسیا در چین می رسد. جائیکه ژاپن به چین حمله کرده و هرکجا چینی ها را ببیند می کشند. چارلز ترجیح میدهد به اروپا برگردند. ولی اودری وقتی می بیند یتیم خانه ای تحت محاصره ژاپنی ها بدون هیچگونه سرپرستی هست ترجیح می دهد علی رغم تمامی تهدیدات توسط ژاپنی ها و همچنین اصرار چارلز پارکر برای بازگشت به اروپا در آنجا بماند و از بچه های یتیم سرپرستی کند. او بدون چارلز و تک و تنها با تمامی مشکلات می ماند و از بچه ها سرپرستی میکند. وقتی به آمریکا بر میگردد با بچه ای فرزندخوانده بر میگردد. بچه ای که حاصل تجاوز سربازان جنگی دشمن به یکی از دختران در یتیم خانه بوده که هنگام تولد مادر نوزاد می میرد. و ....
@book_tips 📗
#معرفی_کتاب
ستاره (Star)
دانیل استیل (Danielle Steel)
درباره کتاب:
کریستال وایات دختری که به همراه خانواده اش در مزرعه ای زندگی می کنند، آرزوی خواننده شدن را در سر می پروراند. وقتی پدرش مرد، زندگی کریستال دراماتیک شد. بعد از اینکه شوهر خواهرش (تام) در انبار غله به او تجاوز می کند، موضوع را سریعا با مادرش (کسیکه هرگز به کریستال علاقه ای نداشت) برای اینکه حمایتش کند درمیان می گذارد. ولی مادرش حرفهای اورا باور نمی کند. کریستال زمانی با شوهر خواهر خود همراه با اسلحه مواجه می شود و در این نزاع برادرش در اثر اصابت تیر میمیرد. پس از ا« کریستال به سانفرانسیسکو فرار می کند. جایی که در کسوت پیشخدمتی مشغول می شود و همزمان خوانندگی می کند. زمانی با وکیلی خیر و مهربان به نام اسپنسر آشنا می شود. کریستال با توجه به ظاهرش و صدایش به سمت هنرپیشگی و ستاره شدن در سینما با حمایتهای مردی که بهش افتخار می کرد پیش می رود. اسپنسر زنی داشت که بدنبال زندگی کامل و درجه یک بود ولیکن زمانی کریستال با دوست فرزند اسپنسر در یکی از روستاها آشنا شده و از او حامله می شود. و زمانی میرسد مرد مورد علاقه اش از زندگی و شغلش خارج و به دنبال کریستال زن مورد علاقه اش می رود زمانیکه فرزند کریستال 5 ساله شده. در میان داستان ماجراها و دشواریهای زیادی بر کریستال اتفاق می افتد.

@book_tips 📗
#معرفی_کتاب
زوربای یونانی (Zorba The Greek)
نیکوس کازانتزاکیس (Nikos Kazantzakis )
درباره کتاب:

راوی، یک روشنفکر جوان یونانی است که می‌خواهد برای مدتی کتابهایش را کنار بگذارد. او برای راه‌اندازی مجدد یک معدن زغال سنگ به جزیره کرت سفر می‌کند. درست قبل از مسافرت با مرد ۶۵ ساله راز آمیزی آشنا می‌شود به نام آلکسیس زوربا. این مرد او را قانع می‌کند که او را به عنوان سرکارگر معدن استخدام کند. آنها وقتی که به جزیره کرت می‌رسند در مسافرخانه یک فاحشه فرانسوی به نام مادام هورتنس سکونت می‌کنند. بعد از آن شروع به کار روی معدن می‌کنند. با این حال راوی نمی‌تواند بر وسوسه‌اش برای کار بر روی دستنوشته‌های ناتمامش دربارهٔ زندگی و اندیشه بودا خودداری کند. در طول ماه‌های بعد زوربا تأثیر بسیار عمیقی بر مرد می‌گذارد و راوی در پایان به درک تازه ای از زندگی و لذت‌های آن می‌رسد.
از کتاب زوربای یونانی تاکنون یک اقتباس سینمایی موفق در سال ۱۹۶۴ با نام زوربای یونانی و یک نمایش موزیکال با نام زوربا در سال ۱۹۴۸ ساخته شده‌است.

@book_tips 📗