#معنا
در عالم معنا طلب مطلوب را باید از درون آغاز کرد. اگر می خواهی چیزی در عالم خارج رخ دهد، نخست باید چیزی را در عالم درون خود تغییر دهی.
اگر می خواهی شیرینی ای را در جهان خارج بچشی، باید تلخی را در جهان درون بزدایی.
شیرینی درونی، شیرینی بیرونی را می آفریند.
بنابراین، در عالم معنا، برای یافتن آب نباید چاه کند، باید تشنه شد. وقتی تشنه شدی، آب به سراغ تو می آید.
آب کم جو تشنگی آور بدست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
هر کجا دردی دوا آنجا رود
هرکجا فقری نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آن رود
هر کجا کشتی است آب آنجا رود
تا نزاید طفلک نارک گلو
کی روان گردد ز پستان شیر او
مولانا
@book_tips 🐞
در عالم معنا طلب مطلوب را باید از درون آغاز کرد. اگر می خواهی چیزی در عالم خارج رخ دهد، نخست باید چیزی را در عالم درون خود تغییر دهی.
اگر می خواهی شیرینی ای را در جهان خارج بچشی، باید تلخی را در جهان درون بزدایی.
شیرینی درونی، شیرینی بیرونی را می آفریند.
بنابراین، در عالم معنا، برای یافتن آب نباید چاه کند، باید تشنه شد. وقتی تشنه شدی، آب به سراغ تو می آید.
آب کم جو تشنگی آور بدست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
هر کجا دردی دوا آنجا رود
هرکجا فقری نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آن رود
هر کجا کشتی است آب آنجا رود
تا نزاید طفلک نارک گلو
کی روان گردد ز پستان شیر او
مولانا
@book_tips 🐞
👍1
پنجشنبه ها
دلها، حرفِ خصوصي مي خواهند
حرفي بيشتر از
يك احوالپرسی ساده
گناهي ندارند
مي دانند فردا جمعه است....
#فريد_صارمي
@booo_tips 🐞
دلها، حرفِ خصوصي مي خواهند
حرفي بيشتر از
يك احوالپرسی ساده
گناهي ندارند
مي دانند فردا جمعه است....
#فريد_صارمي
@booo_tips 🐞
🍃🌺🍃
از کوروش کبیر"پرسیدند:
قصر شما دو راه پله دارد ،
یکی از آنها بیست پله"
و دیگری نوزده پله" دارد،
دلیل این امر چیست؟
کوروش پاسخ داد:
آن راه پله که نوزده پله دارد
برای ورود و خروج کسانیست که از خارج ایران به دیدارمان آمده اند.
و آن راه پله که بیست پله دارد
برای ورود و خروج مردمان ایران زمین است
پرسیدند دلیلش چیست؟
کوروش گفت:
چون ایرانیان همیشه بدانند که همواره یک پله از دیگران بالاترند
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
از کوروش کبیر"پرسیدند:
قصر شما دو راه پله دارد ،
یکی از آنها بیست پله"
و دیگری نوزده پله" دارد،
دلیل این امر چیست؟
کوروش پاسخ داد:
آن راه پله که نوزده پله دارد
برای ورود و خروج کسانیست که از خارج ایران به دیدارمان آمده اند.
و آن راه پله که بیست پله دارد
برای ورود و خروج مردمان ایران زمین است
پرسیدند دلیلش چیست؟
کوروش گفت:
چون ایرانیان همیشه بدانند که همواره یک پله از دیگران بالاترند
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
🔹آیا معنی کلمه سپاس را میدانید ؟
سپاس کلمه ای ایرانیست و یادگار زرتشت که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید:
پندار نیک "پاس یک"
گفتار نیک "پاس دو"
کردار نیک "پاس سه"
"سه پاس = پاسداشت و پاسداری از سه نیک"
و ایرانیان با گفتن "سپاس" به همدیگر
یادآور این سه مورد مهم میشدند
درود برکوروش کبیر
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
🔹آیا معنی کلمه سپاس را میدانید ؟
سپاس کلمه ای ایرانیست و یادگار زرتشت که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید:
پندار نیک "پاس یک"
گفتار نیک "پاس دو"
کردار نیک "پاس سه"
"سه پاس = پاسداشت و پاسداری از سه نیک"
و ایرانیان با گفتن "سپاس" به همدیگر
یادآور این سه مورد مهم میشدند
درود برکوروش کبیر
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
❤1
🍃🌺🍃
اگر در شطرنج یک مهره مونث وجود داشت، بدون شک پادشاه از عشق جان می باخت!
اما کسی نمی داند چرا در شطرنج ملکه ای نیست و فقط یک پادشاه وجود دارد؟!
چراکه " زن " شایسته نیست بازیچه قرار گیرد!
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
اگر در شطرنج یک مهره مونث وجود داشت، بدون شک پادشاه از عشق جان می باخت!
اما کسی نمی داند چرا در شطرنج ملکه ای نیست و فقط یک پادشاه وجود دارد؟!
چراکه " زن " شایسته نیست بازیچه قرار گیرد!
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
به_نام_زن
کاش دنیا دستِ زن ها بود،
زن ها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند و
قدرِ مخلوق خودشان را می دانند.
قدرِ تحمل و حوصله و یکنواختی و
برای خود هیچ کاری نتوانستن را.
شاید مردها چون هیچ وقت خالق نبوده اند آن قدر خود را به آب و آتش میزنند
تا چیزی بیافرینند.
اگر دنیا دستِ زن ها بود،جنگ کجا بود؟
#سیمین_دانشور
سووشون
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
به_نام_زن
کاش دنیا دستِ زن ها بود،
زن ها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند و
قدرِ مخلوق خودشان را می دانند.
قدرِ تحمل و حوصله و یکنواختی و
برای خود هیچ کاری نتوانستن را.
شاید مردها چون هیچ وقت خالق نبوده اند آن قدر خود را به آب و آتش میزنند
تا چیزی بیافرینند.
اگر دنیا دستِ زن ها بود،جنگ کجا بود؟
#سیمین_دانشور
سووشون
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده ی تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه میخواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم...
شفیعی کدکنی
@book_tips 🐞
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
زان که بر این پرده ی تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه میخواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم...
شفیعی کدکنی
@book_tips 🐞
وقتى زنى روزنامه
ميخواند آن هم صفحه سياست؛
آن جامعه خوشبخت است...!
#کارل_پوپر
🍃 @book_tips
ارسالی هایده عزیز☺️
ميخواند آن هم صفحه سياست؛
آن جامعه خوشبخت است...!
#کارل_پوپر
🍃 @book_tips
ارسالی هایده عزیز☺️
هیچ چیز خاطرات را از لحظات عادی متمایز نمی کند، بعدهاست که آنها با نشان دادن زخم هایشان مدعی یادآوری می شوند.
دیالوگ
📽 La Jetée
@book_tips 🐞
دیالوگ
📽 La Jetée
@book_tips 🐞
ﺍﺳﺮﺍﺭ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﯿﺪ،
ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﺷﻌﺮ ﻋﺸﻖ ﻓﺮﻭ ﺭﻭﯾﺪ،
ﺩﺭ آهنگ ﺁﻥ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﯿﺪ،
ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﺩﺭ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ شوید،
ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ باشید .
اشو
@book_tips 🐞
ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﺷﻌﺮ ﻋﺸﻖ ﻓﺮﻭ ﺭﻭﯾﺪ،
ﺩﺭ آهنگ ﺁﻥ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﯿﺪ،
ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﺩﺭ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ شوید،
ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ باشید .
اشو
@book_tips 🐞
قدیم ها همه چیز فرق می کرد
قدیم ها همه چیز فرق می کرد. شهرها خیلی بزرگ تر و دهات هنوز دهات بودند. قدیم ها هنوز عدالتی بود و هر کس که نمی خواست بشنود، مجبور بود حس کند. آن وقت ها معلم های ما هنوز معلمِ پدر و مادر ما هم بودند. یکشنبه ها لباس روز یکشنبه می پوشیدیم. کلسیا هنوز در ده بود. هنوز کنار راین نگهبان بود. قدیم ها می دانستیم خدا با ماست. قدیم ها هنوز هانس موف می آمد. هر کس را می گرفتیم، جایش روی تیرک شکنجه بود. تابستان ها ، تابستان درست و حسابی بود. تعطیلات همیشه تمام نشدنی به نظر می رسید. شیر هنوز سالم بود. قدیم ها می دانستیم به چه چیز باید تکیه کنیم. آن وقت ها مردم هنوز پیاده روی می کردند. هر کس که در رستوران می نشست، به زودی در کلینگل بوتس هم غذا می خورد. قدیم ها مردم هنوز پیاده راه می رفتند. آن وقت ها مردم از ساختمان هایشان نگهداری می کردند. آنوقت ها اینجور چیزها نبود. آن وقت ها هنوز دشمنانی داشتی که می توانستی توی سفیدی چشمشان نگاه کنی ، هر جا می رفتی، همیشه یک همزبان پیدا می کردی. کسی که از چیزی اطلاع نداشت، ساکت می ماند و کسی هم که مطلقاً از چیزی خوشش نمی آمد، می توانست گورش را گم کند. قدیم ها هنوز هویج بود، چینی و سرخپوست بود. قدیم ها همه چیز خیلی آسان تر بود. آن وقت ها هرگز چنین چیزهایی پیش نمی آمد. آن وقت ها این همه چیز وجود نداشت. قدیم ها وقتی از قدیم ها حرف می زدی، مردم گوش می دادند.
یورگن بکر
@book_tips 🐞
قدیم ها همه چیز فرق می کرد. شهرها خیلی بزرگ تر و دهات هنوز دهات بودند. قدیم ها هنوز عدالتی بود و هر کس که نمی خواست بشنود، مجبور بود حس کند. آن وقت ها معلم های ما هنوز معلمِ پدر و مادر ما هم بودند. یکشنبه ها لباس روز یکشنبه می پوشیدیم. کلسیا هنوز در ده بود. هنوز کنار راین نگهبان بود. قدیم ها می دانستیم خدا با ماست. قدیم ها هنوز هانس موف می آمد. هر کس را می گرفتیم، جایش روی تیرک شکنجه بود. تابستان ها ، تابستان درست و حسابی بود. تعطیلات همیشه تمام نشدنی به نظر می رسید. شیر هنوز سالم بود. قدیم ها می دانستیم به چه چیز باید تکیه کنیم. آن وقت ها مردم هنوز پیاده روی می کردند. هر کس که در رستوران می نشست، به زودی در کلینگل بوتس هم غذا می خورد. قدیم ها مردم هنوز پیاده راه می رفتند. آن وقت ها مردم از ساختمان هایشان نگهداری می کردند. آنوقت ها اینجور چیزها نبود. آن وقت ها هنوز دشمنانی داشتی که می توانستی توی سفیدی چشمشان نگاه کنی ، هر جا می رفتی، همیشه یک همزبان پیدا می کردی. کسی که از چیزی اطلاع نداشت، ساکت می ماند و کسی هم که مطلقاً از چیزی خوشش نمی آمد، می توانست گورش را گم کند. قدیم ها هنوز هویج بود، چینی و سرخپوست بود. قدیم ها همه چیز خیلی آسان تر بود. آن وقت ها هرگز چنین چیزهایی پیش نمی آمد. آن وقت ها این همه چیز وجود نداشت. قدیم ها وقتی از قدیم ها حرف می زدی، مردم گوش می دادند.
یورگن بکر
@book_tips 🐞
🌸
زندگی ، بودن میخواهد
شادی ، عشق میخواهد
عاشق ، انگيزه میخواهد
انگيزه ، سبب میخواهد
و چه سببی بالاتر از آنكه
خالقی هست ڪه
سراسر امید است . . .
@book_tips 🐞
زندگی ، بودن میخواهد
شادی ، عشق میخواهد
عاشق ، انگيزه میخواهد
انگيزه ، سبب میخواهد
و چه سببی بالاتر از آنكه
خالقی هست ڪه
سراسر امید است . . .
@book_tips 🐞
آدم هایی که در تلهء ایثار می افتند مدام نیازها و خواسته های دیگران را بر نیازها و خواسته های خود ارجح می دانند. انگار وظیفه ای نانوشته دارند که همه را خوشحال کنند و خودشان آخرین فرد دنیا باشند که اهمیت دارد. مشکل اینجا است که وقتی همه بیشتر از ما اهمیت داشته باشند تعجبی ندارد اگر نسبت به خودمان احساس خوبی نداشته باشیم! این افراد در چرخهء حال بد گیر می کنند بطوریکه وقتی دیگران را در اولویت قرار می دهند در دل عصبانی هستند و وقتی خودشان را در اولویت قرار می دهند احساس گناه می کنند. انگار هرکاری بکنند همچنان حالشان بد است و این چرخه معیوب مدام ادامه پیدا می کند مگر اینکه آگاهانه از جایی آن را قطع نمایند.
@book_tips 🐞
@book_tips 🐞
آدم شجاع تنها میماند. اگر بخواهی مردم را همآنطور که هستند ببینی، خیلی تنها میشوی تازه شجاعت همه این نیست که آدمها را همآنطور که هستند ببینی، شجاعت واقعی آن است که آنها را ببینی و اهمیّت ندهی و راه خودت را بروی...
روح انگیز شریفیان
روزی که هزار بار عاشق شدم
@book_tips 🐞
روح انگیز شریفیان
روزی که هزار بار عاشق شدم
@book_tips 🐞
📚 #تکه_کتاب 📚
یک روز اورلف آن قدر پوره نخود فرنگی خورد که مُرد ، کریلف هم بعد از شنیدن خبر مرگ اورلف مُرد!
و اسپیریدونوف بدون هیچ ارتباطی با این قضایا مُرد و زن اسپیریدونوف هم از روی گنجه افتاد و مُرد و بچه های اسپیریدونوف در برکه ای غرق شدند ، مادر بزرگ اسپیریدونوف الکلی شد و آواره خیابان ها!
میخائیلوف دست از شانه کردن موهایش برداشت و کچل شد و کروگلوف بعدِ کشیدن نقاشی "زن شلاق به دست" دیوانه شد و پرخریوستوف چهارصد روبل از طریق تلگراف دریافت کرد و آن قدر مغرور شد تا که از کار اخراجش کردند ...
آدم های خوب نمیدانند که نباید به چیزی وابسته شوند...
امروز چیزی ننوشتم
دانیل خارمس
@book_tips 🐞
یک روز اورلف آن قدر پوره نخود فرنگی خورد که مُرد ، کریلف هم بعد از شنیدن خبر مرگ اورلف مُرد!
و اسپیریدونوف بدون هیچ ارتباطی با این قضایا مُرد و زن اسپیریدونوف هم از روی گنجه افتاد و مُرد و بچه های اسپیریدونوف در برکه ای غرق شدند ، مادر بزرگ اسپیریدونوف الکلی شد و آواره خیابان ها!
میخائیلوف دست از شانه کردن موهایش برداشت و کچل شد و کروگلوف بعدِ کشیدن نقاشی "زن شلاق به دست" دیوانه شد و پرخریوستوف چهارصد روبل از طریق تلگراف دریافت کرد و آن قدر مغرور شد تا که از کار اخراجش کردند ...
آدم های خوب نمیدانند که نباید به چیزی وابسته شوند...
امروز چیزی ننوشتم
دانیل خارمس
@book_tips 🐞
قاعده بیست و سوم.
بیست و سوم – زندگی اسباب بازی پر زرق و برقی است که به امانت به ما سپرده اند. بعضی ها اسباب بازی را آن قدر جدی می گیرند که به خاطرش می گریند و پریشان می شوند. بعضی ها هم همین که اسباب بازی را به دست می گیرند کمی با آن بازی می کنند و بعد می شکنندش و می اندازندش دور. یا زیاده بهایش می دهیم یا بهایش را نمی دانیم. از زیاده روی بپرهیز. صوفی نه افراط می کند و نه تفریط. صوفی همیشه میانه را بر می گزیند.
ملت عشق
الیف شافاک
@book_tips 🐞
بیست و سوم – زندگی اسباب بازی پر زرق و برقی است که به امانت به ما سپرده اند. بعضی ها اسباب بازی را آن قدر جدی می گیرند که به خاطرش می گریند و پریشان می شوند. بعضی ها هم همین که اسباب بازی را به دست می گیرند کمی با آن بازی می کنند و بعد می شکنندش و می اندازندش دور. یا زیاده بهایش می دهیم یا بهایش را نمی دانیم. از زیاده روی بپرهیز. صوفی نه افراط می کند و نه تفریط. صوفی همیشه میانه را بر می گزیند.
ملت عشق
الیف شافاک
@book_tips 🐞
💕عشق
مساحت مشخصی ندارد
گاهی به اندازه یک دل
وگاهی...
به بزرگی یک دنیا
✨یاد بگیریم...
با دل کوچکمان یک دنیــا
عشـق بورزیم
@book_tips 🐞
💕عشق
مساحت مشخصی ندارد
گاهی به اندازه یک دل
وگاهی...
به بزرگی یک دنیا
✨یاد بگیریم...
با دل کوچکمان یک دنیــا
عشـق بورزیم
@book_tips 🐞
از روزی که فهميدم نیازی به خوشبختی ندارم، خوشبختی در وجودم آشیان کرد.
آری، از همان روز که به خود قبولاندم که برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز ندارم.
مائده های زمینی
آندره_ژید
@book_tips
آری، از همان روز که به خود قبولاندم که برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز ندارم.
مائده های زمینی
آندره_ژید
@book_tips