Book_tips
21.5K subscribers
7.05K photos
2.34K videos
68 files
587 links
اهدای کتاب اهدای کلمه است.
کلمات نور هستند، باعث می‌شوند زندگی را بهتر ببینیم.

ارتباط با ادمین
@zarnegar503
@Lady_bug_33

تبلیغات
@booktips_ads


❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016

زاپاس
https://t.me/+ZYkaFxh2tAoyMjNk
Download Telegram
زندگی‌ مانند یک پتوی کوتاه است.
آن را بالا می‌کشید، انگشت شستتان بیرون می زند
آن را پایین می‌کشید شانه‌هایتان از سرما می لرزد
آدم های وسواسی؛
مدام در حال تست اندازه پتو هستند و زندگی را نمی فهمند!
ولی‌ آدم‌های شاد؛
زانوهای خود را کمی‌ خم میکنند و شب راحتی‌ را سپری می کنند.

ماریون هاوارد

@book_tips 🐞
واقعیت این است که برای هیچ کدام از ما نیمه ای وجود ندارد!

به دنبال نیمه ی گمشده ی خود گشتن اشتباه محض است، زیرا ما اصلاً نیمه نیستیم !!

هر کدام از ما یک " من " هستیم
منی که باید قوی، مستقل، شاد و آزاد باشد همان طور که آفریده شده ایم

در انتظار یک " او " باشیم
اویی که تکامل و آزادی و استقلال ما را به رسمیت بشناسد و برایش احترام قائل باشد؛
آنوقت می شود یک " ما " بود
مایی همیشگی، آرام، قوی و شاد

بیاییم از نیمه بودم دست برداریم،
" من "خود را باور کنیم و
در کنار " او "
از " ما " شدن لذت ببریم...

@book_tips 🐞
انرژی که صرف افکار منفی میکنید برای پرورش افکار مثبت به کار ببندید...

انرژی که صرف شمردن نداشته هایتان و کمبودهای زندگیتان میکنید برای شمردن داشته های زندگیتان به کار ببنید...

این انرژی بسیار اهمیت دارد زیرا باعث فرستادن ارتعاش شما به جهان هستی می‌شود...
زیرا باعث ساخته شدن احساس شما در هر لحظه می شود واحساس در زندگی همه چیز است.
لحظه هایتان را خرج چیزهایی که می خواهید و دوست دارید اتفاق بیافتد کنید...

راندا برن ( نویسنده کتاب "راز" )

@book_tips 🐞
زبان تند و لهجه صریح خیلی خیلی بهتر از رعایت ادب ریاکارانه است.


@book_tips 🐞
ازدواج یعنی متاهل بودن

پیتمن (روانشناس) می گوید:
ازدواج برای این نیست که شما را خوشبخت کند، برای این است که شما را متأهل کند. وقتی ازدواج می کنید، آزادید که کارهای مثبت و مفید انجام دهید، آزادید که انسان بهتری باشید." یک رابطه ی متعهد به شما کمک می کند تا جلوی وسوسه ها و اغواها مقاومت کنید، ضعف هایتان را ظاهر کنید و خودتان باشید و مطمئن باشید که با وجود همه ی اینها، کسی هست که دوستتان بدارد. یک رابطه واقعی باید برخوردی از انسانیت من و انسانیت طرف مقابل باشد، با همه ی لذت ها و محدودیت هایش. اینکه زوج ها چطور با این اختلافات و برخوردها کنار می آیند کیفیت رابطه شان را تعیین خواهد کرد.
این دیدگاه از ازدواج، ممکن است چندان عاشقانه و رمانتیک نباشد، اما بر این معنا نیست که عمق هم ندارد.
پیتمن عقیده دارد که همه ی ازدواج ها ناسازگارند چون بین افرادی از خانواده های مختلف شکل می گیرد، افرادی که دیدگاه ها و اعتقادات متفاوت دارند. جادوی داشتن یک ازدواج موفق این است که دیدگاهی دوچشمی داشته باشید و زندگی را علاوه بر چشم خودتان، از چشم دیگر ببینید.

@book_tips 🐞
هیچ وقت بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید و بعدها به این نتیجه رسیده اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده اند، افسوس نخورید
شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشیدید
و چه چیزی زیباتر از عشق
هر رنج دوست داشتن صیقلی ست بر روح؛ و با هر تمرین دوست داشتن،
روح تو زلال تر می شود ...


شل سیلور استاین

@book_tips 🐞
باید به کودکان آموخت که جهان بی باتوم و گلوله زیباتر است!
باید به فکر ساختن یک بادبادک بود!
هنوز هم با مُشتی نخ و کمی کاغذ می‌شود به گیسِ طلای خورشید رسید!
کودکی که با مسلسل بازی کند،
جهان را نجات نخواهد داد ...

یک مرد

اوریانا فالاچی

@book_tips 🐞
من روزه ام!!!!
تمام سال را روزه ام.
ولی بجای دهان و شکم ، اندیشه ام را روزه ام.
فکر من حق ندارد به کسی بی حرمتی کند.
فکر من حق ندارد به کسی ناسزا بگوید.
فکر من حق ندارد به مال کسی دست درازی کند.
فکر من حق ندارد با زندگی کسی بازی کند.
فکر من حق ندارد به کسی بهتان بزند.
فکر من حق ندارد به کسی جفا کند.

فکر من حق ندارد با دل کسی بازی کند.
فکر من حق ندارد به کسی دروغ بگوید.
فکر من حق ندارد به یتیمی بی تفاوت باشد.
فکر من حق ندارد زورگو باشد.
فکر من حق ندارد بینوایی را ببیند و بی تفاوت از کنارش عبور کند.
فکر من ..................
آری من روزه ام ،
روزه مردانه زیستن،
روزه جاودانه شدن.
آری من تمام سال را روزه ام.
تمام ساعتها را روزه ام.
تمام دقایق را روزه ام.

حسين پناهي

@book_tips 🐞
جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند...!
حلاج بر سر سفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد...!
جذامیان گفتند : دیگران بر سر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند...
حلاج گفت آنها روزه اند و برخاست..!!
غروب ، هنگام افطار حلاج گفت : خدایا روزه مرا قبول بفرما!!!
شاگردان گفتند : استاد ما دیدیم که
روزه شکستی...
حلاج گفت : ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم ولی دل نشکستیم....

@book_tips 🐞
✔️ ✔️
: 、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ ║∩田│║▓田▓∩║ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、``、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه... خانه ام کو؟
خانه ات کو؟

آن دل دیوانه ات کو؟؟؟؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران! گردش یک روز دیرین.. پس چه شد؟!
دیگر کجا رفت؟!
خاطرات خوب و شیرین
باز باران، بی ترانه، بی هوای عاشقانه، بی نوای عارفانه، درسکوت ظالمانه، خسته از مکر زمانه، غافل از حتی رفاقت، حاله ای ازعشق ونفرت، اشکهایی طبق عادت، قطره هایی بی طراوت، روی دوش آدمیت، میخورد بربام خانه... ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽヽ、ヽ、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ``、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ ╱◥████◣ │田│▓ ∩ │◥███◣ ╱◥◣ ◥████◣田∩田│ │╱◥█◣║∩∩∩ ║◥███◣ ││∩│ ▓ ║∩田│║▓田▓∩║ `、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、``、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه




💖🌸
@book_tips 🐞
عشق جذب می کند همهء چیزهایی راکه از جنس وحس خودش باشد!!
هرچقدر زیباتر شوی کسی زیباتر را پیدا می کنی ...
وهرچقدر مهربانتر شوی وعاشق تر مهربانترین وعاشق ترین را جذب خواهی کرد !!!
وهرچقدر آرامتر باشی این آرامشت را به عشقت نیز منتقل خواهی کرد ...
آن چه از جنس افکارتوست به سمت تو درحال حرکت است .
همانطور که تو به سمت آن درحرکتی
پس آرام وآسوده باش وبگذار هستی کار خودش را درزمان خودش بکند ...
كافيست انسان باشيم و عاشق...
مهرورزيم و دستي بگيريم.
آنگاه ميبيني كه دنيا برايت ميشود بهشت
زندگى را زندگى كن

@book_tips 🐞
بهترین شیوۀ زندگی آن نیست که نقشه‌هایی بزرگ برای فردایت بکشی،
آن است که وقتی آفتاب غروب می‌کند، لذت یک روز آرام را چشیده باشی...!

دونالد بارتلمی

@book_tips 🐞
قاعده بیستم – اندیشیدن به پایانِ راه کاری بیهوده است. وظیفه تو فقط اندیشیدن به نخستین گامی است که بر می داری. ادامه اش خود به خود می آید.

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🐞
قاعده بیست و یکم – به هر کدام ما صفاتی جدا گانه عطا شده است. اگر خدا می خواست همه عینا مثل هم باشند، بدون شک همه را مثل هم می آفرید. محترم نشمردن اختلاف ها و تحمیل عقاید صحیح خود به دیگران بی احترامی است نسبت به نظام مقدس خدا.

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🐞
پنج انسان سرشناسی که در ایام پیری مهم ترین کار را انجام دادند ...

تولستوی در 82 سالگی کتاب «من نمی توانم ساکت باشم» را نوشت.

جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه «قصه های خارق العاده پند آموز» را نوشت.

پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید.

چرچیل در 82 سالگی کتاب «تاریخ کشورهای انگلیسی زبان» را نوشت.

سامرست موام در 84 سالگی کتاب «دیدگاه ها» را نوشت

«هیچوقت برای هیچی دیر نیست»


@book_tips 🐞
در سنین پیری ... ما شبیه یک دسته نامه هستیم
که کسی فرستاده است.
ما در گذشته قرار نداریم،
ما رسیده‌ایم.

کنوت هامسون


@book_tips 🐞
📔 زندگی جورج اورول
ب.اوکسلی
🔃 شهرام جعفری
110 صفحه

ب اوکسلی



@book_tips 📗
اگر دو عبارت " خسته‌ام " و " حالم خوب نیست " را از زندگی خود پاک کنید،
نیمی از بی حالی و بیماری خود را درمان کرده اید...!

وین دایر

@book_tips 🐞
زمان است
چه آهسته برای آنانکه منتظرند
چه تند برای آنانکه می‌ترسند
چه دراز برای آنانکه سوگوارند
چه کوتاه برای آنانکه شادمانند
اما برای آنان‌که عاشقند "زمان نیست".

هنری ون‌ دایک

@book_tips 🐞
همیشه مقداری دلگرمی داخل جیبت بگذار.....!!!
که اگر ناگهان ....در خیابان
یا محل کار ....یا در گوشه کناری...
یا حتی در خواب..............
سرمای نا امیدی به سراغت آمد...!!!!
یا بغضی دهانت را تلخ و گس کرد....!!!!!
دلگرمیت را از جیب در آوری
گوشه ی دهانت بگذاری
تا آرام آرام شیرینی اش در وجودت بپیچد....!!!
دلگرمی همیشه باااااااید باشد....
و..............
واااااای به تمام لحظه هایی که هر چه جیب ها و کیفت را
بگردی .....
دلگرمی پیدا نكنى...

@book_tips 🐞
هفت یا هشت سالم بودم، برای خرید میوه و سبزی به مغازه محل باسفارش مادرم رفتم. اون موقع مثل حالا نبود که بچه رو تا دانشگاه هم همراهی کنن! پنج تومن پول داخل یه زنبیل پلاستیکی قرمز رنگ که تقریباً هم قد خودم بود با یه تکه کاغذ از لیست سفارش... میوه و سبزی رو خریدم کل مبلغ شد سی و پنج زار. دور از چشم مادرم مابقی پول رو دادم یه کیک پنج زاری و یه نوشابه زرد کانادادرای از بقالی جنب میوه فروشی خریدم و روبروی میوه فروشی روی جدول نشستم و جای شما خالی نوش جان کردم. خونه که برگشتم مادر گفت: مابقی پولو چکار کردی؟ راستش ترسیدم بگم چکار کردم، گفتم بقیه پولی نبود... مادر چیزی نگفت و زیر لب غرولندی کرد منم متوجه اعتراض او نشدم. داشتم از کاری که کرده بودم و کسی متوجه نشده بود احساس غرور می‌کردم اما اضطراب نهفته ای آزارم می‌ داد. پس فردا به اتفاق مادر به سبزی فروشی رفتم اضطرابم بیشتر شده بود. که یهو مادر پرسید آقای صبوری میوه و سبزی گران شده؟ گفت نه همشیره. گفت پس بقیه پول رو چرا به بچه پس ندادی؟ آقای صبوری که ظاهراً فیلم خوردن کیک و نوشابه ازجلو چشمش مرور میشد با لبخندی زیبا روبه من کرد گفت: آبجی فراموش کردم ولی چشم طلبتون باشه. دنیا رو سرم چرخ می‌خورد اگه حاجی لب باز میکرد و واقعیت رو می گفت به خاطر دو گناه مجازات می شدم، یکی دروغ به مادرم یکی هم تهمت به حاج صبوری! مادر بیرون مغازه رفت. اما من داخل بودم. حاجی روبه من کرد و گفت: این دفعه مهمان من! ولی نمی دونم اگه تکرار بشه کسی مهمونت میکنه یا نه!؟! بخدا هنوزم بعد ۶۱ سال لبخندش و پندش یادم هست! بارها باخودم می گم این آدما کجان و چرا نیستن؟ چرا تعدادشون کم شده آدمهایی از جنس بلور که نه كتاب های روان‌شناسی خوندن و نه مال زیادی داشتن که ببخشند؟ ولی تهمت رو به جان خریدن تا دلی پریشون نشه...! یادشون بخیر.


پرویز پرستویی

@book_tips 🐞