#معرفی_کتاب
سفر به انتهای شب
فردینان سلین
سفر به انتهای شب، نخستین رمان لویی فردینان سلین نویسنده فرانسوی است که در ۱۹۳۲ چاپ شد و داستان فردینان باردومو را تعریف میکند که در بین سالهای جنگ جهانی اول تا دوم زندگی میکرد. او از روزهای جوانی خودش میگوید که بیشتر به ولگردی و خوشگذرانی گذشته است. این رمان داستان خود سلین است.
سفر به انتهای شب به قلم فرهاد غبرایی از فرانسه به فارسی ترجمه شدهاست. برطبق تحقیقات فرهاد غبرایی که در مقدمه ترجمه سفر به اتهای شب نیز آمده، اولین بار نام این کتاب از زبان آل احمد و در کتاب ارزیابی شتابزده آمدهاست.
سفر به انتهای شب، داستان جوانی است که هستی اش را بر سر مخالفت با اخلاق ریاکارانه ی جامعه ی بورژوازی، به قمار میگذارد. موقعیت دوگانه ی این شخصیت، کمک میکند تا نویسنده هر چه بهتر تناقضات جامعه ی مدرن را برملا کند.
در تاریخ ادبیات نویسنده هایی هستند که زبان و ادبیات کشور و فرهنگ خویش را از رکود و بی ثمری نجات داده اند . آن را احیا کرده اند و به آن روحی دوباره دمیده اند . یکی از آن ها لویی سلین است که با تغییراتی که در زبان ادبی فرانسه داد به یکی از غول های ادبیات فرانسه ی قرن بیستم بدل شد . او از همان اولین کتابش یعنی سفر به انتهای شب ، این کار را آغاز کرد . عده ی بسیاری این رمان را اتوبیو گرافی خود سلین می دانند . قهرمان کتاب خود سلین است ، با همان بدعنقی ، کج خلقی و سردرگمی .
خواندن کتاب های سلین ( به خصوص از سفر به انتهای شب به بعد ) مثل شنا کردن در مغز افراد مختلف است ، مغزی که چون لانه ی مورچگان هزاران سوراخ دارد و همیشه راهت را در آنجا گم می کنی ولی شاید روزی به مقصد برسی.
سفر به انتهای شب
فردینان سلین
@book_tips 📗
سفر به انتهای شب
فردینان سلین
سفر به انتهای شب، نخستین رمان لویی فردینان سلین نویسنده فرانسوی است که در ۱۹۳۲ چاپ شد و داستان فردینان باردومو را تعریف میکند که در بین سالهای جنگ جهانی اول تا دوم زندگی میکرد. او از روزهای جوانی خودش میگوید که بیشتر به ولگردی و خوشگذرانی گذشته است. این رمان داستان خود سلین است.
سفر به انتهای شب به قلم فرهاد غبرایی از فرانسه به فارسی ترجمه شدهاست. برطبق تحقیقات فرهاد غبرایی که در مقدمه ترجمه سفر به اتهای شب نیز آمده، اولین بار نام این کتاب از زبان آل احمد و در کتاب ارزیابی شتابزده آمدهاست.
سفر به انتهای شب، داستان جوانی است که هستی اش را بر سر مخالفت با اخلاق ریاکارانه ی جامعه ی بورژوازی، به قمار میگذارد. موقعیت دوگانه ی این شخصیت، کمک میکند تا نویسنده هر چه بهتر تناقضات جامعه ی مدرن را برملا کند.
در تاریخ ادبیات نویسنده هایی هستند که زبان و ادبیات کشور و فرهنگ خویش را از رکود و بی ثمری نجات داده اند . آن را احیا کرده اند و به آن روحی دوباره دمیده اند . یکی از آن ها لویی سلین است که با تغییراتی که در زبان ادبی فرانسه داد به یکی از غول های ادبیات فرانسه ی قرن بیستم بدل شد . او از همان اولین کتابش یعنی سفر به انتهای شب ، این کار را آغاز کرد . عده ی بسیاری این رمان را اتوبیو گرافی خود سلین می دانند . قهرمان کتاب خود سلین است ، با همان بدعنقی ، کج خلقی و سردرگمی .
خواندن کتاب های سلین ( به خصوص از سفر به انتهای شب به بعد ) مثل شنا کردن در مغز افراد مختلف است ، مغزی که چون لانه ی مورچگان هزاران سوراخ دارد و همیشه راهت را در آنجا گم می کنی ولی شاید روزی به مقصد برسی.
سفر به انتهای شب
فردینان سلین
@book_tips 📗
👍1
قاعده هجدهم – تمام کائنات با همه لایه ها و با همه بغرنجی اش در درون انسان پنهان است. شیطان مخلوقی ترسناک نیست که بیرون از ما در پی فریب دادنمان باشد، بلکه صدایی است در درونِ خودمان. در خودت دنبال شیطان بگرد، نه در بیرون و در دیگران. و فراموش نکن هر که نفسش را بشناسد، پروردگارش را شناخته است. انسانی که نه به دیگران، بلکه به خود بپردازد، سرانجام پاداشش شناخت آفریدگار است.
ملت عشق
الیف شافاک
@book_tips 💚
ملت عشق
الیف شافاک
@book_tips 💚
روزگار عجیبیست
آدمهــا
وقتی میخواهند به تو نزدیک شوند,
دروغ میگویند
وقتی میخواهند بروند,
راست میگویند
وهرگز به یاد نمی اورند,
تمام بودنشان
همان دروغ اولی بود
که به رویشان
نیاوردی
@book_tips 🍀
آدمهــا
وقتی میخواهند به تو نزدیک شوند,
دروغ میگویند
وقتی میخواهند بروند,
راست میگویند
وهرگز به یاد نمی اورند,
تمام بودنشان
همان دروغ اولی بود
که به رویشان
نیاوردی
@book_tips 🍀
مرد به رغم چندین عشق طولانی و پرمخمصه، یک بند فقط به او فکر کرده بود و پنجاه و یک سال و نه ماه و چهار روز سپری شده بود. لزومی نداشت تا مثل زندانی ها روی دیوار سلول هر روز خط بکشد تا زمان را به خاطر داشته باشد و قاطی نکند.
عشق سالهای وبا
گابریل گارسیا مارکز
@book_tips 🌸
عشق سالهای وبا
گابریل گارسیا مارکز
@book_tips 🌸
می خواهم لااقل یک نفر باشد
که با او
از همه چیز
همانطور حرف بزنم
که با خودم حرف میزنم ..❤️
داستایوفسکی
@book_tips 💙
که با او
از همه چیز
همانطور حرف بزنم
که با خودم حرف میزنم ..❤️
داستایوفسکی
@book_tips 💙
یه جایی هست توی زندگی که دلت گرفته، ولی مجبوری بخندی و شاد باشی،
بهش می گن اوج بدبختی!
دسته دلقک ها
لوئی فردینان سلین
@book_tips 🌹
بهش می گن اوج بدبختی!
دسته دلقک ها
لوئی فردینان سلین
@book_tips 🌹
نبودن هایی هست که آدم را
زمین گیر میکند
هیچ وقت تمام نمی شود
بُود نمی شود
پُر نمی شود
کهنه نمی شود
همیشه می ماند
فراموش نمیشود
خُوره میشود
موریانه می شود
می اُفتد به جان زندگی ات.......
@book_tips 😒
زمین گیر میکند
هیچ وقت تمام نمی شود
بُود نمی شود
پُر نمی شود
کهنه نمی شود
همیشه می ماند
فراموش نمیشود
خُوره میشود
موریانه می شود
می اُفتد به جان زندگی ات.......
@book_tips 😒
به شوق آمدنت ،
بیدار شدم،
و فقط به اندازه بوئیدن یک سیب،
خوابیدم.
با آفتاب،خندیدم،
غصه ها را،
زیر انبوهی از برگها ،
پنهان کردم ،
باتو عشق را نوشتم،
و تا رسیدن انجیرها،
در سبد یاس ها، چیدم.
موهایم سپید می شد.
دوباره آفتاب می آمد،
انجیرها رسیده بود،
و تو هیچوقت،
نیامدی ، و من دوباره،
به اندازه بوییدن یک سیب،
خواهم خوابید....
شاید فردا ،با آفتاب بیایی.
@book_tips 🌹🌺🌹
بیدار شدم،
و فقط به اندازه بوئیدن یک سیب،
خوابیدم.
با آفتاب،خندیدم،
غصه ها را،
زیر انبوهی از برگها ،
پنهان کردم ،
باتو عشق را نوشتم،
و تا رسیدن انجیرها،
در سبد یاس ها، چیدم.
موهایم سپید می شد.
دوباره آفتاب می آمد،
انجیرها رسیده بود،
و تو هیچوقت،
نیامدی ، و من دوباره،
به اندازه بوییدن یک سیب،
خواهم خوابید....
شاید فردا ،با آفتاب بیایی.
@book_tips 🌹🌺🌹
در من چیزی کم بود و دراین زندگانی هم چیزی کج بود.میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند. ما دیر آمدیم یا زود هرچه بود به موقع نیامدیم. گذشت و بهتر که میگذرد.
محمود دولت آبادی
کلیدر
@book_tips 🌸
محمود دولت آبادی
کلیدر
@book_tips 🌸
🌦
هنــوز از مــن
تاريخ تولدم را میپــرسی؟
پـس بنويـس
روز عاشـق شدنم به تـو
روز ميـــلاد مــن است. . .
نزار قبانی
@book_tips 🌸
هنــوز از مــن
تاريخ تولدم را میپــرسی؟
پـس بنويـس
روز عاشـق شدنم به تـو
روز ميـــلاد مــن است. . .
نزار قبانی
@book_tips 🌸
"اين يكى از چيزهاييه كه خدا براى امتحان ما مى فرسته."
گفتم:"فكر كنم خدا كارهاى مهم ترى از امتحان كردن ما داره."
گفت:"پس چرا همچين اتفاقاتى مى افتن؟"
گفتم:"كدوم اتفاقات؟"
"اتفاقات بد."
گفتم:" كشيش مى گه براى تنبيه ما به خاطر ذات خراب مون."
پرسيد:" نظر تو چيه؟"
چند لحظه مكث كردم و گفتم:"به نظر من هيچ دليلى پشت اين اتفاقات نيست."
پروژه خونين او
گرم مكرى برنت
@book_tips 😍
گفتم:"فكر كنم خدا كارهاى مهم ترى از امتحان كردن ما داره."
گفت:"پس چرا همچين اتفاقاتى مى افتن؟"
گفتم:"كدوم اتفاقات؟"
"اتفاقات بد."
گفتم:" كشيش مى گه براى تنبيه ما به خاطر ذات خراب مون."
پرسيد:" نظر تو چيه؟"
چند لحظه مكث كردم و گفتم:"به نظر من هيچ دليلى پشت اين اتفاقات نيست."
پروژه خونين او
گرم مكرى برنت
@book_tips 😍
دروغ را به سَبک خود گفتن
بهتر از حقیقتی است به تقلید دیگری ،
زیرا در مورد اول تو انسانی
ولی در مورد دوم تو فقط و فقط یک طوطی هستی ...!
“فئودور داستایوفسکی”
@book_tips 🌿🍀🌿
بهتر از حقیقتی است به تقلید دیگری ،
زیرا در مورد اول تو انسانی
ولی در مورد دوم تو فقط و فقط یک طوطی هستی ...!
“فئودور داستایوفسکی”
@book_tips 🌿🍀🌿
➕دنیای اطرافمان را با “پرده ی سینما” اشتباه گرفته ایم،
یکی فراموش میشود
یکی خاموش میشود
یکی میمیرد …
و ما تماشا میکنیم!
@book_tips 🌸
یکی فراموش میشود
یکی خاموش میشود
یکی میمیرد …
و ما تماشا میکنیم!
@book_tips 🌸
عشق؛ اگر چه میسوزاند
اما جلای جان نیز هست ...
لحظهها را رنگین میکند ...
محمود دولت آبادی
@book_tips 💐
اما جلای جان نیز هست ...
لحظهها را رنگین میکند ...
محمود دولت آبادی
@book_tips 💐
آنچه در آن موقع اینهمه مرا ناراحت کرد، گول خوردگی و فریب بود. فریب ِ مشاهده. اینکه این مرد جوان با این حالت تسلیم و اطاعت رفته بود. بدون آنکه کوچکترین تلاشی کرده باشد تا مرا به چنگ آورد. برای اینکه پیش من بماند.
از مشاهده ی اینکه در کمال تواضع و در نهایت احترام از اولین تقاضای من که میخواستم از اینجا برود اطاعت کرد و تسلیم شد، بجای اینکه مرا به زور و جبر به طرف خودش بکشد از مشاهده اینکه فقط مثل یک زن «مقدس» که بر سر راهش ظاهر شده بودم به من احترام میکرد. و اینکه...
اینکه اصلأ احساس نمیکرد که من یک زن بودم .
استفان زوایگ
۲۴ ساعت از زندگی یک زن
@book_tips 🌹
از مشاهده ی اینکه در کمال تواضع و در نهایت احترام از اولین تقاضای من که میخواستم از اینجا برود اطاعت کرد و تسلیم شد، بجای اینکه مرا به زور و جبر به طرف خودش بکشد از مشاهده اینکه فقط مثل یک زن «مقدس» که بر سر راهش ظاهر شده بودم به من احترام میکرد. و اینکه...
اینکه اصلأ احساس نمیکرد که من یک زن بودم .
استفان زوایگ
۲۴ ساعت از زندگی یک زن
@book_tips 🌹