Book_tips
21.5K subscribers
7.05K photos
2.34K videos
68 files
587 links
اهدای کتاب اهدای کلمه است.
کلمات نور هستند، باعث می‌شوند زندگی را بهتر ببینیم.

ارتباط با ادمین
@zarnegar503
@Lady_bug_33

تبلیغات
@booktips_ads


❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016

زاپاس
https://t.me/+ZYkaFxh2tAoyMjNk
Download Telegram
وﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﻥ ﻋﺎﺷﻖ!

ﺣﺘﯽ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺯﺷﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺘﺪ!

ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺟﻨﺎﯾﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﻧﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﺒﺮﺋﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺗﺒﺮﺋﻪ ﮐﻨﺪ ...!

فئودور داستایوفسکی
نیه توچکا

@book_tips 🌸
🎖یادآوری 🎖

مطالعه سهم روز شانزدهم کتاب ملت عشق

@book_tips 🍀😍🍀
سلام صبح زیبای شما بخیر و شادی.

زندگی شبیه بستنیه،

قبل از اینکه آب بشه ازش لذت ببر.

@book_tips ❤️🌸❤️
کسی کاراهایی که براش انجام میدی رو نمیبینه، بلکه فقط کارهایی که براش نمیکنی رو میبینه.

@book_tips 🌺
شبی که پدربزرگم فوت کرد کسانی که برای تسلیت به خانه‌مان آمدند اکثراً معتقد بودند که "راحت شد".
این را البته با گریه و ناراحتی می‌گفتند و برای من سوال بود که چرا می‌گویند راحت شد؟ طرف مُرده است...کسی که مُرده است چگونه راحت می‌شود؟ بعد وقتی خودِ ما تا این حد ناراحتیم...او چگونه راحت‌ است؟
بزرگ‌تر که شدم دیدم درست می‌گفتند پدربزرگ راحت شد...
فکرش را بکنید همسر و دخترش را از دست داده بود در گذشته خانِ یک روستا بود اما اواخرِ عمر با ما زندگی می‌کرد و تمام زندگی‌اش در اتاقِ کوچک‌اش خلاصه شده بود ....
حق نداشت لب به شیرینی و شکلات بزند او عاشق شیرینی و شکلات بود و مجبور بود یواشکی بخورد...چربی و امثال‌هم که جای خود داشت...
این اواخر دوست و رفیقی هم نداشت یک رفیق داشت که کمی قبل از او فوت کرد پدربزرگ هم از آن دسته پیرمردهایی نبود که برود پارک....
تمام تفریح‌‌اش شده بود تلویزیون نگاه کردن آن یک یک تلویزیونِ تمام رنگی که مجبور بود کلی منتِ آنتنش را بکشد....
شبی که داشت می‌رفت بیمارستان خداحافظی کرد ولی ناراحت نبود بیشتر به منتظرها شبیه بود انگار خودش دلش می‌خواست که راحت بشود...
بعد از مرگش من یک بار خواب دیدم در یک باغ زیبا نشسته و با رفیقش مشغول تن ماهی خوردن است...
نمی‌دانم آن خواب حقیقت دارد یا نه اما حتی اگر هم حقیقت نداشته باشد و مُردن پایانِ زندگی باشد باز هم به مراتب بهتر از به زور زندگی کردن است....
پدربزرگ حداقل به من یکی درس بزرگی داد آن هم اینکه رفتن همیشه حاصلش "نا"راحتی نیست یک‌وقت‌هایی با راحتی همراه است...

کیومرث مرزبان

@book_tips 👌
در دنیا هیچ چیز پایدار نیست و اگر انسان توقعِ بقای چیزی را داشته باشد، احمق است.

اما اگر از آنچه که برای مدتِ کوتاهی دارد لذت نبرد، از آن هم احمق‌تر است...!

سامرست_موآم

@book_tips 🌺
او واقعاً مرا دوست دارد. برای همین هم می‌خواهد اذیتم بکند…
چون عشق خودش یک جور آدم‌کشی است...


خداحافظ گاری کوپر
رومن گاری

@book_tips 🌹
خیلیا، خودشون نیستن، و افکارشون عقاید و نظرات دیگرانه.

اسکار وایلد

@book_tips 😒
هر وقت روز بدی را تجربه کردی!
بدان هیچ کس به تو وعده نداده که زندگی ات بدون مشکل خواهد بود!
یک نفس عمیق بکش،
و به خودت بگو:
این فقط یک روز بد است
نه یک زندگی بد!

@book_tips 🌸
🎖یادآوری 🎖

مطالعه سهم روز هفدهم کتاب ملت عشق

@book_tips 🍀😍🍀
بعضی وقتها یه اتفاقی تو زندگیت میفته که باعث میشه، اون آدم احمق سابق نباشی و این خیلی خوبه ...

📽Eyes Wide Shut

@book_tips 🌸
شخصی جهنم را اینگونه برایم توصیف کرد:
در آخرین روز زندگیت روی زمین آن شخصی که از خودت ساخته ای , شخصی که میتوانستی باشی را ملاقات خواهد کرد...

@book_tips 🌹
واقعيت اين است كه زندگی بسيار يكنواخت است . مردم همه مثل هم هستند ، يكسان هستند ، هر كس به فكر خويش است ، به خصوص در مورد امور مادی .

در نتيجه كاری باقی نمی ماند جز اينكه در خود فرو روی و غرق در رويای خود به زندگی ادامه دهی .

گراتزیا دلدا
رقص گردنبند

@book_tips 💝
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر ، سحر نزدیک است.
هر دم این بانگ برآرم بر دل:
وای، این شب چقدر تاریک است!

خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان اویزم؟

مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم است به دل،
غم من،لیک، غمی نمناک است.

هشت کتاب
سهراب سپهری

@book_tips 💓💓
◾️تمام رازهایت را
با سکوتِ شب در میان بگذار،

برملا که نمی‌کند هیچ،
آرامشی عجیب می‌بخشد.

شب رفیقی بـی ادعـاست...



@book_tips 🍀
زیر تابلو،زیر قاب عکس،استاد به خط خود نوشته بود چشمهایش_یعنی چشمهای زنی که او را خوشبخت کرده یا به روز سیاه نشانده.
چشمهای زنی که در هر حال در زندگی استاد اثر سنگینی گذاشته و نقاش را برانگیخته است.
به چه قصد این صورت را ساخته بود؟آیا بدین منظور که از غربت پس از مرگش هدیه ای برای معشوقه اش فرستاده و بدین وسیله وفاداری و دلدادگی خود را بروز داده باشد؟
یا اینکه می خواسته به زنی که با چشمهایش او را اسیر کرده بود بگوید که من تو را شناختم به طوری که خودت نتوانستی خویشتن را بشناسی، و من میدانم تو باعث شدی که من امروز زجر بکشم.
شاید هم میخواهد بگوید:ای چشمها، اگر صاحب شما با من بود من تاب می آوردم و کامیاب می شدم.

چشم هایش
بزرگ_علوی

@book_tips 🌸
درمواقعی که بسیار عصبانی هستید قدم زدن بهترین وسیله برای رهایی سریع ازعصبانیت است

زیرا با حرکت،هورمون استرس
کاهش می یابد وهورمون اندروفین یاهمان هورمون شادی آزاد میشود.

@book_tips 💙
یک دانه زتسبیح نماز سحرت را
یکبار به نام منِ محتاج بینداز

شاید همان دانه ی تسبیح دعایت
یکباره بیفتد به دریایِ اجابت

حلول ماه مبارک رمضان مبارک


@book_tips 🌸🍀🌸
یک جایی اونور فراسوی زمان، اونور تمام احساسات بروز نیافته ای که فقط اونها رو تو دلت جا گذاشتی. تمام رویاهایی که تو ذهنت اومدن و خاکستر شدن. یه جایی اونور دلتنگی ؟! نه اونور تر از دلتنگی... اونور دلِ تنگی که پر از آه شده.اونور تمام ناامیدی ها و خیلی اونور تر از روی سیاهی که از گناه شرمساره... یه عطری میاد... 🍃🍃 ...  اون عطر، عطرِ خداست. برو زیر آسمون.سرتو بالا بگیر... آسمونو ببین . نه اینکه خدا تو آسمون باشه هاا.. نه
فقط میخوام ببینی خدا از اون آسمون هم بزرگ تره... وقتی میگم خدا یعنی مهربونیِ خدا، یعنی بخشندگی خدا، یعنی صبوری خدا، یعنی عشق خدا... حالا دیگه یه جایی اونور فراسوی زمان ، دلت آرومه ...

#یار_بوک_تیپس
#مبینا_جعفری

@book_tips 🌿💚🌿
اگر میدانستم آن دیدار آخرمان است
شکل دیگری خداحافظی میکردم
دیگر از همه چیز ذره ای برنمیداشتم
برای روز دلتنگی
حالا میدانم روز دلتنگی هیچ کدام به کارت نمی آید
همه ذره ها را هزار بار مرور کرده ام
دلتنگی دردیست بی درمان
من آنروز ها که کنارت بودم هم، دلتنگ بودم
ندیدنت انتظار دیدار بود و دلتنگی
دیدنت ترس پایان دیدار بود و دلتنگی

تاوان دوست داشتن انتظار است و دلتنگی...
روزی از هر دوشان شاکی بودم.
از انتظار بیشتر
حالا برای انتظار هم دلتنگم!!

#یار_بوک_تیپس
#مرجان_بائی

@book_tips 🍀😍🍀
تو بمان ، برای روز های "بعدتر" از امروز ها ، آنجایی که عصرهایش یک بالکن است و دو فنجان چایِ "تـو" دم کرده!
و شب هایش به دور میز شام ، جمعی است بسیار صمیمی و به وسعت یک خانواده ، خانواده ای که این روزها حتی به اعضایی که قرار است واردش شوند شاید فکر هم نکنیم اما  روزی می آیند ، همان روزی که زندگی ، جور دیگر لبخند خواهد زد.
بمان برای روز های بعد تر از امروز ها ، آنجایی که صبح هایش را با صدای باد و بوی خاک باران خورده و نوازش نسیم صبحگاهی و زیر پنجره ای رو به خورشیدِ کسلِ تازه از خواب بیدار شده ، بیدار خواهیم شد ؛ صبح هایی که قرار است صدای خش دار و گرفتهٔ "تـو"بخیرشان کند!
آن روزهایی که آخر هفته هایش بین مان فقط بحث و جدل باشد ، آن هم برای مقصدِ سفری کوتاه و ۲-۳ روزِ ؛ یک بحث و جدل دوست داشتنی که برنده اش همیشه تو خواهی بود!
تو بمان برای روزهای بعد تر از امروز ها ، روزهایی که برای من و تو ست ؛ روزهایی که نزدیکی ، روزهایی که خیلی نزدیک است و آنقدر شیرین که شیرین ترین شیرینی های دنیا هم نزد آن بی مزه اند!
پس "تـو" بمان ، برای روزهای شیرین و دوست داشتنیِ بعدتر از امروز ها!
روزهایی که خاطرات این روزها را در فنجان چای عصر هایش هم خواهید زد!
#عرفان_محمودیان
اِرما📖
@book_tips