This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک زن تنها و قوی خودش رو دوست داره و برای خوشامد بقیه تن به هر کاری نمیده. این ویدئو رو هر روز ببینید ❤️
@book_tips 🌸🌸🌸🌸
@book_tips 🌸🌸🌸🌸
من محو تماشایت تو خیره به لب هایم
لب هایم و لب هایت من غرق نفسهایت
#یار_بوک_تیپس
#مبینا_جعفری
@book_tips
لب هایم و لب هایت من غرق نفسهایت
#یار_بوک_تیپس
#مبینا_جعفری
@book_tips
در ﻗﺮﻥ ۱۳ میلادی ﻃﺎﻋﻮﻥ ﺷﺎﯾﻊ ﺷﺪ،
ﮐﻠﯿﺴﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥﺩﺍﻧﺴﺖ،۱۲ﻫﺰﺍﺭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺍﺭﯾﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺳﺒﻮﺭﮒ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ.
ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻃﺎﻋﻮﻥ ﮐﺸﺖ. ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻗﺮﻥ ۱۶ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺷﺪ.
ﭘﺎﭖ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻨﺪ !
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﭘﺎﭖ ﻣﺮﺩﻧﺪ ،ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺟﺰﺍﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﮔﻢ ﻧﺸﻮﺩ !
ﻗﺮﻥ ۱۷ ﺍﺩﻋﺎ ﺷﺪ ﻟﻤﺲ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻗﺪﯾﺲ ﺩﺭ ﻓﻠﻮﺭﺍﻧﺲ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ، یک ﺯﯾﺴﺖﺷﻨﺎس، ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺑﺰ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺩﺍﺩ !
"ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﻪ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻰ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺣﻤﻖ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺍﺣﻤﻖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ !
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻯ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ..."
@book_tips 😊
ﮐﻠﯿﺴﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥﺩﺍﻧﺴﺖ،۱۲ﻫﺰﺍﺭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺍﺭﯾﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺳﺒﻮﺭﮒ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ.
ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻃﺎﻋﻮﻥ ﮐﺸﺖ. ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻗﺮﻥ ۱۶ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺷﺪ.
ﭘﺎﭖ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻨﺪ !
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﭘﺎﭖ ﻣﺮﺩﻧﺪ ،ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺟﺰﺍﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﮔﻢ ﻧﺸﻮﺩ !
ﻗﺮﻥ ۱۷ ﺍﺩﻋﺎ ﺷﺪ ﻟﻤﺲ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻗﺪﯾﺲ ﺩﺭ ﻓﻠﻮﺭﺍﻧﺲ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ، یک ﺯﯾﺴﺖﺷﻨﺎس، ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺑﺰ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺩﺍﺩ !
"ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﻪ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻰ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺣﻤﻖ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺍﺣﻤﻖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ !
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻯ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ..."
@book_tips 😊
اردیبهشت را باید لباس نو پوشید. پیراهنی گلدار از جنس بهار.
از جنس شکوفههای گیلاس، با طعم توتفرنگی و عطر یاس.
اردیبهشت را باید یاری برگزید از جنس برگهای سروِ ماندگار.
اردیبهشت را باید بیدغدغه سر کرد. دوشی از شعف گرفت و به میزبانی بوسه و چای بهارنارنجی دوستانه رفت.
اردیبهشت را باید خوشرو بود و پرخنده.
اردیبهشت را باید عاشقی کرد.
همین و تمام!
#شیما_سبحانی
@book_tips
از جنس شکوفههای گیلاس، با طعم توتفرنگی و عطر یاس.
اردیبهشت را باید یاری برگزید از جنس برگهای سروِ ماندگار.
اردیبهشت را باید بیدغدغه سر کرد. دوشی از شعف گرفت و به میزبانی بوسه و چای بهارنارنجی دوستانه رفت.
اردیبهشت را باید خوشرو بود و پرخنده.
اردیبهشت را باید عاشقی کرد.
همین و تمام!
#شیما_سبحانی
@book_tips
6 گام موفقیت از James J. Maguire
1- آماده سازی
اهداف و آرزوهایتان را دقیق مشخص کنید. موفقیت یک ماراتن است.
"اراده برای برنده شدن به اندازه اراده برای آمادگی برنده شدن مهم نیست."
2- شور و انگیزه
درباره رویاهایتان پرشور و مثبت باشید. اگر عاشق آرزوهایتان نباشید هرگز به آنها نمی رسید.
"بایستی آنچه که هستید را باور کنید و تبدیل به آانچه که باور دارید، بشوید."
3- موفقیت
بدین معنی که در راستای اهداف تعیین شده حرفه ای و همانند یک رهبر باشید. تنها خودتان می دانید اگر تمامی تلاش خود را به کار گیرید آن را بدست خواهید آورد.
"با خویشتن خویش صادق باش"، ویلیام شکسپیر
4- دیسیپلین
برای موفقیت، بایستی از نظر فیزیکی و روحی آماده باشی. مثبت و با انگیزه باش.
5- احساس مسئولیت
مهمترین اصل من: اطراف خود را با افراد موفق در زندگی و اقتصاد احاطه کنید.
"بزرگترین قدرت تو قدرت انتخاب است. من اطمینان می دهم اگر انتخاب تو مراوده با سگها باشد.... با کک ها بیدار خواهی شد."
6- تعادل
زندگی خود را متعادل کنید. توجه و زمان خود را به فامیل، اقتصاد، فیتنس، و زندگی روحیتان متعادل اختصاص دهید.
" رقابت در زندگی همیشه برای آنهایی که مداوم می دوند سریع السیر. یک زندگی متعادل دوندگیتان را حفظ خواهد کرد."
@book_tips 👌👌
1- آماده سازی
اهداف و آرزوهایتان را دقیق مشخص کنید. موفقیت یک ماراتن است.
"اراده برای برنده شدن به اندازه اراده برای آمادگی برنده شدن مهم نیست."
2- شور و انگیزه
درباره رویاهایتان پرشور و مثبت باشید. اگر عاشق آرزوهایتان نباشید هرگز به آنها نمی رسید.
"بایستی آنچه که هستید را باور کنید و تبدیل به آانچه که باور دارید، بشوید."
3- موفقیت
بدین معنی که در راستای اهداف تعیین شده حرفه ای و همانند یک رهبر باشید. تنها خودتان می دانید اگر تمامی تلاش خود را به کار گیرید آن را بدست خواهید آورد.
"با خویشتن خویش صادق باش"، ویلیام شکسپیر
4- دیسیپلین
برای موفقیت، بایستی از نظر فیزیکی و روحی آماده باشی. مثبت و با انگیزه باش.
5- احساس مسئولیت
مهمترین اصل من: اطراف خود را با افراد موفق در زندگی و اقتصاد احاطه کنید.
"بزرگترین قدرت تو قدرت انتخاب است. من اطمینان می دهم اگر انتخاب تو مراوده با سگها باشد.... با کک ها بیدار خواهی شد."
6- تعادل
زندگی خود را متعادل کنید. توجه و زمان خود را به فامیل، اقتصاد، فیتنس، و زندگی روحیتان متعادل اختصاص دهید.
" رقابت در زندگی همیشه برای آنهایی که مداوم می دوند سریع السیر. یک زندگی متعادل دوندگیتان را حفظ خواهد کرد."
@book_tips 👌👌
سلام دوستان عزیز.
از نتیجه نظر سنجی انتخاب کتاب بسیار خرسندم. خیلی عالی بود. کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک بعنوان کتاب منتخب ماه برگزیده شد.
در ابتدا کتاب را معرفی و فایل پی دی اف کتاب را در کانال درج میکنم. خواهشمندم از تاریخ امروز به مدت یک ماه با برنامه ریزی نسبت به مطالعه کتاب اقدام کنید. در انتها نظرات عزیزان را نسبت به کتاب و ماجراهای آن در کانال منتشر خواهیم کرد.
کتاب در حدود 546 صفحه است. هر ده روز بایستی 180 صفحه و بعبارتی روزی 18 صفحه مطالعه شود. بنابراین میشه براحتی روزانه در حدود 20 صفحه رو خوند.
شروع مطالعه: 11 اردیبهشت 97
پایان مطالعه: 11 خرداد 97.
🌸🌸🌸🌸🌸❤️❤️❤️🍀🍀🍀🍀
@book_tips 📗📗
از نتیجه نظر سنجی انتخاب کتاب بسیار خرسندم. خیلی عالی بود. کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک بعنوان کتاب منتخب ماه برگزیده شد.
در ابتدا کتاب را معرفی و فایل پی دی اف کتاب را در کانال درج میکنم. خواهشمندم از تاریخ امروز به مدت یک ماه با برنامه ریزی نسبت به مطالعه کتاب اقدام کنید. در انتها نظرات عزیزان را نسبت به کتاب و ماجراهای آن در کانال منتشر خواهیم کرد.
کتاب در حدود 546 صفحه است. هر ده روز بایستی 180 صفحه و بعبارتی روزی 18 صفحه مطالعه شود. بنابراین میشه براحتی روزانه در حدود 20 صفحه رو خوند.
شروع مطالعه: 11 اردیبهشت 97
پایان مطالعه: 11 خرداد 97.
🌸🌸🌸🌸🌸❤️❤️❤️🍀🍀🍀🍀
@book_tips 📗📗
#معرفی_کتاب
ملت عشق
الیف شافاک
کتاب «ملت عشق» عنوان رمانی پرفروش از«الیف شافاک» نویسندهی ترک است که «ارسلان فصیحی» آن را به فارسی برگردانده است. ملت عشق داستان دلدادگی و رهایی است. داستان زندگی آرام و یکنواخت زنی در غرب است که درگیر اندیشههای عرفانی شرق میشود. «اللا روبینشتاین» چهل ساله در بیست سال اخیر همه زندگیاش را با توجه به زندگی زناشوییاش تنظیم کرده بود. تنها دلیل و عاملی که سمت و سوی زندگیاش را تعیین میکرد خانه و آسایش خانوادهاش بود. تا اینکه بعد از بیست سال زندگی مشترک یک روز صبح خود را از بند این زندگی آزاد کرد و تک و تنها به سفری رفت که پایانی نامعلوم دارد. شاید عشق تنها دلیلی بود که «اللا» را از زندگی آرام و تکراری اش جدا کرد و در مسیری متلاطم قرار داد. در بخشی از کتاب می خوانید: «خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدمهایی شناختم، قصههایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفشهای آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی... مولانا خودش را «خاموش» مینامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیدهای که شاعری، آن هم شاعری که آوازهاش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستیاش، چیستیاش، حتی هوایی که تنفس میکند چیزی نیست جز کلمهها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور میشود که خودش را «خاموش» بنامد؟ کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد. سالهاست به هر جا پا گذاشتهام آن صدا را شنیدهام. هر انسانی را جواهری پنهان و امانت پروردگار دانستهام و به گفتههایش گوش سپردهام. شنیدن را دوست دارم؛ جملهها و کلمهها و حرفها را... اما چیزی که وادارم کرد این کتاب را بنویسم سکوت محض بود. اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تاکید میکنند که این اثر جاودان با حرف «ب» شروع شده است. نخستین کلمهاش «بشنو!» است. یعنی میگویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع میکند؟ راستی، خاموشی را میشود شنید؟ همة بخشهای این رمان نیز با همان حرف بیصدا شروع میشود. نپرس «چرا؟» خواهش میکنم. جوابش را تو پیدا کن و برای خودت نگه دار. چون در این راهها چنان حقیقتهایی هست که حتی هنگام روایتشان هم باید به مثابه راز درآیند.» این نسخه از رمان ملت عشق را انتشارات «ققنوس» در قطع رقعی منتشر کرده است.
@book_tips 📗
ملت عشق
الیف شافاک
کتاب «ملت عشق» عنوان رمانی پرفروش از«الیف شافاک» نویسندهی ترک است که «ارسلان فصیحی» آن را به فارسی برگردانده است. ملت عشق داستان دلدادگی و رهایی است. داستان زندگی آرام و یکنواخت زنی در غرب است که درگیر اندیشههای عرفانی شرق میشود. «اللا روبینشتاین» چهل ساله در بیست سال اخیر همه زندگیاش را با توجه به زندگی زناشوییاش تنظیم کرده بود. تنها دلیل و عاملی که سمت و سوی زندگیاش را تعیین میکرد خانه و آسایش خانوادهاش بود. تا اینکه بعد از بیست سال زندگی مشترک یک روز صبح خود را از بند این زندگی آزاد کرد و تک و تنها به سفری رفت که پایانی نامعلوم دارد. شاید عشق تنها دلیلی بود که «اللا» را از زندگی آرام و تکراری اش جدا کرد و در مسیری متلاطم قرار داد. در بخشی از کتاب می خوانید: «خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدمهایی شناختم، قصههایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفشهای آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی... مولانا خودش را «خاموش» مینامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیدهای که شاعری، آن هم شاعری که آوازهاش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستیاش، چیستیاش، حتی هوایی که تنفس میکند چیزی نیست جز کلمهها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور میشود که خودش را «خاموش» بنامد؟ کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد. سالهاست به هر جا پا گذاشتهام آن صدا را شنیدهام. هر انسانی را جواهری پنهان و امانت پروردگار دانستهام و به گفتههایش گوش سپردهام. شنیدن را دوست دارم؛ جملهها و کلمهها و حرفها را... اما چیزی که وادارم کرد این کتاب را بنویسم سکوت محض بود. اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تاکید میکنند که این اثر جاودان با حرف «ب» شروع شده است. نخستین کلمهاش «بشنو!» است. یعنی میگویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع میکند؟ راستی، خاموشی را میشود شنید؟ همة بخشهای این رمان نیز با همان حرف بیصدا شروع میشود. نپرس «چرا؟» خواهش میکنم. جوابش را تو پیدا کن و برای خودت نگه دار. چون در این راهها چنان حقیقتهایی هست که حتی هنگام روایتشان هم باید به مثابه راز درآیند.» این نسخه از رمان ملت عشق را انتشارات «ققنوس» در قطع رقعی منتشر کرده است.
@book_tips 📗
Forwarded from Book_tips (M F)
#معرفی_کتاب
ملت عشق
الیف شافاک
کتاب «ملت عشق» عنوان رمانی پرفروش از«الیف شافاک» نویسندهی ترک است که «ارسلان فصیحی» آن را به فارسی برگردانده است. ملت عشق داستان دلدادگی و رهایی است. داستان زندگی آرام و یکنواخت زنی در غرب است که درگیر اندیشههای عرفانی شرق میشود. «اللا روبینشتاین» چهل ساله در بیست سال اخیر همه زندگیاش را با توجه به زندگی زناشوییاش تنظیم کرده بود. تنها دلیل و عاملی که سمت و سوی زندگیاش را تعیین میکرد خانه و آسایش خانوادهاش بود. تا اینکه بعد از بیست سال زندگی مشترک یک روز صبح خود را از بند این زندگی آزاد کرد و تک و تنها به سفری رفت که پایانی نامعلوم دارد. شاید عشق تنها دلیلی بود که «اللا» را از زندگی آرام و تکراری اش جدا کرد و در مسیری متلاطم قرار داد. در بخشی از کتاب می خوانید: «خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدمهایی شناختم، قصههایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفشهای آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی... مولانا خودش را «خاموش» مینامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیدهای که شاعری، آن هم شاعری که آوازهاش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستیاش، چیستیاش، حتی هوایی که تنفس میکند چیزی نیست جز کلمهها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور میشود که خودش را «خاموش» بنامد؟ کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد. سالهاست به هر جا پا گذاشتهام آن صدا را شنیدهام. هر انسانی را جواهری پنهان و امانت پروردگار دانستهام و به گفتههایش گوش سپردهام. شنیدن را دوست دارم؛ جملهها و کلمهها و حرفها را... اما چیزی که وادارم کرد این کتاب را بنویسم سکوت محض بود. اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تاکید میکنند که این اثر جاودان با حرف «ب» شروع شده است. نخستین کلمهاش «بشنو!» است. یعنی میگویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع میکند؟ راستی، خاموشی را میشود شنید؟ همة بخشهای این رمان نیز با همان حرف بیصدا شروع میشود. نپرس «چرا؟» خواهش میکنم. جوابش را تو پیدا کن و برای خودت نگه دار. چون در این راهها چنان حقیقتهایی هست که حتی هنگام روایتشان هم باید به مثابه راز درآیند.» این نسخه از رمان ملت عشق را انتشارات «ققنوس» در قطع رقعی منتشر کرده است.
@book_tips 📗
ملت عشق
الیف شافاک
کتاب «ملت عشق» عنوان رمانی پرفروش از«الیف شافاک» نویسندهی ترک است که «ارسلان فصیحی» آن را به فارسی برگردانده است. ملت عشق داستان دلدادگی و رهایی است. داستان زندگی آرام و یکنواخت زنی در غرب است که درگیر اندیشههای عرفانی شرق میشود. «اللا روبینشتاین» چهل ساله در بیست سال اخیر همه زندگیاش را با توجه به زندگی زناشوییاش تنظیم کرده بود. تنها دلیل و عاملی که سمت و سوی زندگیاش را تعیین میکرد خانه و آسایش خانوادهاش بود. تا اینکه بعد از بیست سال زندگی مشترک یک روز صبح خود را از بند این زندگی آزاد کرد و تک و تنها به سفری رفت که پایانی نامعلوم دارد. شاید عشق تنها دلیلی بود که «اللا» را از زندگی آرام و تکراری اش جدا کرد و در مسیری متلاطم قرار داد. در بخشی از کتاب می خوانید: «خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدمهایی شناختم، قصههایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفشهای آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی... مولانا خودش را «خاموش» مینامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیدهای که شاعری، آن هم شاعری که آوازهاش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستیاش، چیستیاش، حتی هوایی که تنفس میکند چیزی نیست جز کلمهها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور میشود که خودش را «خاموش» بنامد؟ کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد. سالهاست به هر جا پا گذاشتهام آن صدا را شنیدهام. هر انسانی را جواهری پنهان و امانت پروردگار دانستهام و به گفتههایش گوش سپردهام. شنیدن را دوست دارم؛ جملهها و کلمهها و حرفها را... اما چیزی که وادارم کرد این کتاب را بنویسم سکوت محض بود. اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تاکید میکنند که این اثر جاودان با حرف «ب» شروع شده است. نخستین کلمهاش «بشنو!» است. یعنی میگویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع میکند؟ راستی، خاموشی را میشود شنید؟ همة بخشهای این رمان نیز با همان حرف بیصدا شروع میشود. نپرس «چرا؟» خواهش میکنم. جوابش را تو پیدا کن و برای خودت نگه دار. چون در این راهها چنان حقیقتهایی هست که حتی هنگام روایتشان هم باید به مثابه راز درآیند.» این نسخه از رمان ملت عشق را انتشارات «ققنوس» در قطع رقعی منتشر کرده است.
@book_tips 📗
:
انسان دو نوع معلم دارد:
آموزگار و روزگار
هرچه باشیرینی ازاولی نیاموزی،
دومی باتلخی به تو می آموزد.
اولی به قیمت جانش، دومی به قیمت جانت.
دوازدهم اردیبهشت روز معلم مبارک 🌸🌸❤️❤️🌸🌸🌺🌺❤️❤️🌺🌺
@book_tips 🍀
انسان دو نوع معلم دارد:
آموزگار و روزگار
هرچه باشیرینی ازاولی نیاموزی،
دومی باتلخی به تو می آموزد.
اولی به قیمت جانش، دومی به قیمت جانت.
دوازدهم اردیبهشت روز معلم مبارک 🌸🌸❤️❤️🌸🌸🌺🌺❤️❤️🌺🌺
@book_tips 🍀
همین الان تلگرام نسخه جدید Telegram DR را در گوگل پلی ارایه کرد که بدون نیاز به فیلتر شکن کار میکنه، در واقع ترکیبی از سایفون و تلگرامه.
آدرس در گوگل پلی
https://play.google.com/store/apps/details?id=org.telegram.digitalresistance
@book_tips 😊😊
آدرس در گوگل پلی
https://play.google.com/store/apps/details?id=org.telegram.digitalresistance
@book_tips 😊😊
آدم ها
جدا از عطری که،
به خودشون می زنن
عطر دیگه ای هم دارن
که تاثیر گذارتره
عطر نگاهشون
عطرحرفاشون
عطری که فقط و فقط
مختصّ شخصیت اون هاست
و در هیچ مغازه ی عطر فروشی
پیدا نمیشه...
@book_tips 🌸
جدا از عطری که،
به خودشون می زنن
عطر دیگه ای هم دارن
که تاثیر گذارتره
عطر نگاهشون
عطرحرفاشون
عطری که فقط و فقط
مختصّ شخصیت اون هاست
و در هیچ مغازه ی عطر فروشی
پیدا نمیشه...
@book_tips 🌸
بعد از اتمام جنگ جهانی دوم، کارگری آلمانی، کاری در سیبری پیدا میکند. او میداند که سانسورچیها، همه نامهها را میخوانند. به دوستانش میگوید: "بیایید یک رمز تعیین کنیم؛ اگر نامهای که از طرف من دریافت میکنید، با مرکب آبی معمولی نوشته شده باشد، بدانید که هرچه نوشته ام درست است، اگر با مرکب قرمز نوشته شده باشد، سراپا دروغ است."
یک ماه بعد، دوستانش اولین نامه را که با خودکار آبی نوشته شده بود، با این مضمون، دریافت میکنند: " اینجا همه چیز عالی است، مغازهها پر، غذا فراوان، آپارتمانها بزرگ و گرم و نرم، سینماها فیلمهای غربی نمایش میدهند و تا بخواهی دخترانِ زیبای مشتاقِ دوستی، تنها چیزی که نمیتوان پیدا کرد، مرکّبِ قرمز است..."
#اسلاوی_ژیژک
@book_tips
یک ماه بعد، دوستانش اولین نامه را که با خودکار آبی نوشته شده بود، با این مضمون، دریافت میکنند: " اینجا همه چیز عالی است، مغازهها پر، غذا فراوان، آپارتمانها بزرگ و گرم و نرم، سینماها فیلمهای غربی نمایش میدهند و تا بخواهی دخترانِ زیبای مشتاقِ دوستی، تنها چیزی که نمیتوان پیدا کرد، مرکّبِ قرمز است..."
#اسلاوی_ژیژک
@book_tips
باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد.
آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد.به چیز دیگری فکر کرد.باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد
#آنا_گاوالدا
@book_tips
آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد.به چیز دیگری فکر کرد.باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد
#آنا_گاوالدا
@book_tips
#تووييت
ما نه زندگیهایمان به قشنگی عکسهاست، و نه دوست داشتن هایمان به تندی شعرها!
ما فقط یک مشت آدم معمولی هستیم که صبحها صبحانه میخوریم، ظهرها ناهار و شبها غصه..
@book_tips
ما نه زندگیهایمان به قشنگی عکسهاست، و نه دوست داشتن هایمان به تندی شعرها!
ما فقط یک مشت آدم معمولی هستیم که صبحها صبحانه میخوریم، ظهرها ناهار و شبها غصه..
@book_tips
«دارو» و «دوست»...؛
هر دو دردها را تسکین میدهند...
با این تفاوت كه «دوست»...
نه قیمت دارد؛
نه نياز به بيمهٔ حمايتی ؛
چون خودش حمايت است...!
نه مقدار دارد ؛
نه تاريخ انقضا ،
بلكه هر چه قديمیتر باشد ، اثرش عميقتر و شفابخشتر است...!
هر دارو برای دردی مؤثر است ، و برای يک درد ديگر مُضِر...؛
اما دوست ، بر هر دردی دواست...!
@book_tips ❣
هر دو دردها را تسکین میدهند...
با این تفاوت كه «دوست»...
نه قیمت دارد؛
نه نياز به بيمهٔ حمايتی ؛
چون خودش حمايت است...!
نه مقدار دارد ؛
نه تاريخ انقضا ،
بلكه هر چه قديمیتر باشد ، اثرش عميقتر و شفابخشتر است...!
هر دارو برای دردی مؤثر است ، و برای يک درد ديگر مُضِر...؛
اما دوست ، بر هر دردی دواست...!
@book_tips ❣
من با تمام توان به خاطر عشق مان جنگیدم. اما امروز همه چیز به پایان رسید. سنگی که روزی روی قلبم سنگینی می کرد، اکنون تبدیل به صخره ای شده که دیگر اجازه ی آسیب رساندن به قلبم را نمی دهد. قلبم، با آخرین نفس هایش به من گفت که دنیایی جز این دنیا نیز وجود دارد . دنیایی که در آن نیازی به گدایی کردن همراهی مردان برای پر کردن روزهای فانی و شب های بی همدمم نیست.
جاسوس
پائولو کوئیلو
@book_tips 🌸
جاسوس
پائولو کوئیلو
@book_tips 🌸