درک، بالاتر و عمیق تر از دانش است، افراد زیادی هستند که تورو میشناسند، ولی افراد کمی هستند که تورو میفهمند.
@book_tips 🍀
@book_tips 🍀
یاران عزیز بوک تیپس،
لطفا انتقادات و پیشنهادات خود را در راستای بهتر شدن کانال ارایه فرمایید.
ویکتور هوگو:
خوشبخت، کسی است که به یکی از این دو چیز دست رسی دارد، یا کتاب های خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.
ارتباط با ادمین
@Dr_MFaramarz
لطفا انتقادات و پیشنهادات خود را در راستای بهتر شدن کانال ارایه فرمایید.
ویکتور هوگو:
خوشبخت، کسی است که به یکی از این دو چیز دست رسی دارد، یا کتاب های خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.
ارتباط با ادمین
@Dr_MFaramarz
روشن است که خسته ام
زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند
از چه خسته ام، نمی دانم
دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید
زیرا خستگی همان است که هست
سوزش زخم همان است که هست
و آن را با سببش کاری نیست
آری خسته ام
و به نرمی لبخند می زنم
بر خستگی که فقط همین است
در تن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن
@book_tips 🍀
زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند
از چه خسته ام، نمی دانم
دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید
زیرا خستگی همان است که هست
سوزش زخم همان است که هست
و آن را با سببش کاری نیست
آری خسته ام
و به نرمی لبخند می زنم
بر خستگی که فقط همین است
در تن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن
@book_tips 🍀
داشتم راجع به كتابى كه شايد سال ها بعد بنويسمش باهاش صحبت ميكردم. يه جا از حرفم گفتم: "البته اگه عمرى باقى باشه"
گفت: "هست"
گفتم: "مگه نَعوذ بالله خدايى؟"
گفت: "نه، اَستغفرالله. ولى هر آدمى به يه دلخوشى يا هدفى نياز داره كه بخاطر اون، زنده بمونه و زندگى كنه. خودم باعث و بانى زندگيت ميشم.
غمت نباشه اصلاً؛ خودمو دارى. به منى كه تا ابد باهاتم دلخوش باش.
بقيه هر كارى ميخوان بكنن.
تو و من دوتايى دليلِ خوشبختى و دلخوشىِ هم ميشيم. همه ى اين چيزا رو كه ما رديفش كنيم، خدا خودش باقى كارها رو راست و ريست ميكنه."
گفتم: "زنده ميمونم و زندگى ميكنم فقط به عشقِ خودت و تنها دلخوشيم كه خودتى. بقيش هم با بالاسرى"
#طاها_رحيميان
@book_tips
گفت: "هست"
گفتم: "مگه نَعوذ بالله خدايى؟"
گفت: "نه، اَستغفرالله. ولى هر آدمى به يه دلخوشى يا هدفى نياز داره كه بخاطر اون، زنده بمونه و زندگى كنه. خودم باعث و بانى زندگيت ميشم.
غمت نباشه اصلاً؛ خودمو دارى. به منى كه تا ابد باهاتم دلخوش باش.
بقيه هر كارى ميخوان بكنن.
تو و من دوتايى دليلِ خوشبختى و دلخوشىِ هم ميشيم. همه ى اين چيزا رو كه ما رديفش كنيم، خدا خودش باقى كارها رو راست و ريست ميكنه."
گفتم: "زنده ميمونم و زندگى ميكنم فقط به عشقِ خودت و تنها دلخوشيم كه خودتى. بقيش هم با بالاسرى"
#طاها_رحيميان
@book_tips
اما شب...
شب که میشود، حریم و حجابی بر عالم میافتد و انسان در خفای آن میتواند آزادانه خودش باشد و با زشتی و زیباییِ خود روبرو شود و آنرا ببیند؛ و این خاصیت شب است که هر انسانی را به حقیقت خود نزدیک میکند. در شب است که انسان ها عاشق میشوند، گریه میکنند و به یاد میآورند خود را. در شب است که مردان عاشق زنانشان میشوند و حقیقتِ درون خود را بر آنان نمایان میکنند. انسان در شب است که حقیقت درونِ خود را باز مییابد؛ حقیقتِ اینکه به واقع او چه بوده و چه هست؛ اینکه عاشق است، ظالم هست و یا قاتل ...
#بابک_زمانی
شبتون بخیر ❤️
@book_tips
شب که میشود، حریم و حجابی بر عالم میافتد و انسان در خفای آن میتواند آزادانه خودش باشد و با زشتی و زیباییِ خود روبرو شود و آنرا ببیند؛ و این خاصیت شب است که هر انسانی را به حقیقت خود نزدیک میکند. در شب است که انسان ها عاشق میشوند، گریه میکنند و به یاد میآورند خود را. در شب است که مردان عاشق زنانشان میشوند و حقیقتِ درون خود را بر آنان نمایان میکنند. انسان در شب است که حقیقت درونِ خود را باز مییابد؛ حقیقتِ اینکه به واقع او چه بوده و چه هست؛ اینکه عاشق است، ظالم هست و یا قاتل ...
#بابک_زمانی
شبتون بخیر ❤️
@book_tips
جان، آجودانِ ستادِ ارتش بود. از صبح که بیرون زده بود، ریگی توی کفشش، حس می کرد. پایش را مدام جمع می کرد تا آنرا به گوشه ای براند یا ثابت نگه دارد تا در یک فرصتِ مناسب، کفشِ خود را در بیاورد و از شرّ ِ ریگ، راحت شود. سرِ ظهر، خیسِ عرق بود که بالاخره وقتش رسید. پشتِ سرِ رییس ارتش، کنارِ ستونی ایستاد و خم شد تا کفش را در بیاورد.
گلوله ای از بالای سرش، صفیر کشید و مغزِ رییسِ ستاد را به دیوار پاشید...
جان، ریگ را حالا قاب کرده و هر روز می بوسد...
گلوله
مری کلارک
@book_tips 😍
جان، آجودانِ ستادِ ارتش بود. از صبح که بیرون زده بود، ریگی توی کفشش، حس می کرد. پایش را مدام جمع می کرد تا آنرا به گوشه ای براند یا ثابت نگه دارد تا در یک فرصتِ مناسب، کفشِ خود را در بیاورد و از شرّ ِ ریگ، راحت شود. سرِ ظهر، خیسِ عرق بود که بالاخره وقتش رسید. پشتِ سرِ رییس ارتش، کنارِ ستونی ایستاد و خم شد تا کفش را در بیاورد.
گلوله ای از بالای سرش، صفیر کشید و مغزِ رییسِ ستاد را به دیوار پاشید...
جان، ریگ را حالا قاب کرده و هر روز می بوسد...
گلوله
مری کلارک
@book_tips 😍
رک بودن یا بی ادبی!
👈 رك يا FRANK به معناى ابراز نظر شخصى در مورد مسائلى است كه مربوط به خود ما میشود.
مثلا من بستنى دوست ندارم و اين موضوع رو به صراحت بازگو میکنم، يا دوستى از من میپرسد مياى بريم بيرون؟ براحتى میگويم نه، الان حوصله ندارم...
اين ميشه نظر شخصى من در مورد خودِ من.
👈 و اما RUDE به معناى گستاخى يا وقاحت است كه نظرات ما در مورد ديگران است.
مثلا من به دوستم میگويم چقدر چاق هستى! يا میگويم بينى تو شبيه بينى عقاب است! ببخشيدا من رك هستم!
🔴 فرق رك بودن و وقاحت را بدانيم و هرچه در ذهن مىآيد در قالب رك بودن تحويل مردم ندهيم .
@book_tips
👈 رك يا FRANK به معناى ابراز نظر شخصى در مورد مسائلى است كه مربوط به خود ما میشود.
مثلا من بستنى دوست ندارم و اين موضوع رو به صراحت بازگو میکنم، يا دوستى از من میپرسد مياى بريم بيرون؟ براحتى میگويم نه، الان حوصله ندارم...
اين ميشه نظر شخصى من در مورد خودِ من.
👈 و اما RUDE به معناى گستاخى يا وقاحت است كه نظرات ما در مورد ديگران است.
مثلا من به دوستم میگويم چقدر چاق هستى! يا میگويم بينى تو شبيه بينى عقاب است! ببخشيدا من رك هستم!
🔴 فرق رك بودن و وقاحت را بدانيم و هرچه در ذهن مىآيد در قالب رك بودن تحويل مردم ندهيم .
@book_tips
خرده نگیرید
به هوای این روزهای بهار
بوسه گرفتن از ابرهای اردیبهشت
اینگونه روانی اش کرده است!
#علی_سلطانی
@book_tips
به هوای این روزهای بهار
بوسه گرفتن از ابرهای اردیبهشت
اینگونه روانی اش کرده است!
#علی_سلطانی
@book_tips
پشت پلکِ ترِ من
خواب یک گلدان بود
پشت پلک تر من
بین دست کوتاه خیال، باغ زرد پاییز
سیب سرخی آویزان بود
پشت پلک تر من
دشت آبی و قشنگ دریا ، ریشه ی سبز گیاهان
شادی چلچله ها ، ماهیانی که به کبوترها می اندیشند ،
همگی از پس پلک ترم پیدا بود
اجازه میفرمایید گاهی خواب شما را ببینم
محمدصالح اعلا
نشر پوینده
صفحه ۸۰
@book_tips 🌸
خواب یک گلدان بود
پشت پلک تر من
بین دست کوتاه خیال، باغ زرد پاییز
سیب سرخی آویزان بود
پشت پلک تر من
دشت آبی و قشنگ دریا ، ریشه ی سبز گیاهان
شادی چلچله ها ، ماهیانی که به کبوترها می اندیشند ،
همگی از پس پلک ترم پیدا بود
اجازه میفرمایید گاهی خواب شما را ببینم
محمدصالح اعلا
نشر پوینده
صفحه ۸۰
@book_tips 🌸
از سندرم سیندرلا چه می دانید ؟
دخترها را پرورش می دهیم. زمانی که دختر 3 ساله در عروسی با لباس سفید می رقصد می گوییم:
«انشاءالله عروس شوی!» زمانی که 15 ساله شد گفته می شود: «کی می شود که خوشبختی تو را ببینم دخترم؟!» زمانی که 25 ساله شد در عروسی گفته می شود:
«انشاءالله که بخت تو هم باز شود!» یعنی چه؟
یعنی اینکه در این دوران بخت تو بسته بود و یک رویدادی رخ می دهد و ناگهان درهای سعادت باز می شود و تو از فردای روز ازدواج خوشبخت می شوی!
سندرم سيندرلا یعنی همین؛
یعنی اینکه سواری با اسب های سفید و کالسکه طلایی به دنبال دختر می آید و خوشبختش می کند.
با این تفکر سیندرلایی پس من از فردای عقد نیازی به تلاش ندارم و همه چیز مهیاست و نیازهای من برآورده خواهد شد!
یعنی آموزشی داده نشده که از فردای ازدواج، زندگی مانند موتور هندلی خواهد بود که شما باید تا 50 سال این هندل را صبح اول وقت و در هوایی زمستانی که اتفاقا موتور یخ زده بایستی با زور و بدبختی روشن کنید و تا شب بچرخانید تا صبح فردا که دوباره این فرایند تکرار خواهد شد...
زندگی به این صورت نیست که همینطوری چرخ آن بچرخد!
#دكتر_سليمى
@book_tips
دخترها را پرورش می دهیم. زمانی که دختر 3 ساله در عروسی با لباس سفید می رقصد می گوییم:
«انشاءالله عروس شوی!» زمانی که 15 ساله شد گفته می شود: «کی می شود که خوشبختی تو را ببینم دخترم؟!» زمانی که 25 ساله شد در عروسی گفته می شود:
«انشاءالله که بخت تو هم باز شود!» یعنی چه؟
یعنی اینکه در این دوران بخت تو بسته بود و یک رویدادی رخ می دهد و ناگهان درهای سعادت باز می شود و تو از فردای روز ازدواج خوشبخت می شوی!
سندرم سيندرلا یعنی همین؛
یعنی اینکه سواری با اسب های سفید و کالسکه طلایی به دنبال دختر می آید و خوشبختش می کند.
با این تفکر سیندرلایی پس من از فردای عقد نیازی به تلاش ندارم و همه چیز مهیاست و نیازهای من برآورده خواهد شد!
یعنی آموزشی داده نشده که از فردای ازدواج، زندگی مانند موتور هندلی خواهد بود که شما باید تا 50 سال این هندل را صبح اول وقت و در هوایی زمستانی که اتفاقا موتور یخ زده بایستی با زور و بدبختی روشن کنید و تا شب بچرخانید تا صبح فردا که دوباره این فرایند تکرار خواهد شد...
زندگی به این صورت نیست که همینطوری چرخ آن بچرخد!
#دكتر_سليمى
@book_tips
📗 معرفی کتاب
زیر پوست من: لسینگ به روایت لسینگ
نویسنده: دوریس لسینگ
مترجم: مهرشید متولی
لسینگ به روایت لسینگ
سرگذشت خود نوشت دوریس لسینگ
کتاب برای این که نشان بدهد چهطور دوریس لسینگ به چنین نویسنده قابلی تبدیل شده که توانسته جایزه نوبل را ببرد بسیار گویاست. لسینگ از دورانی شروع میکند به حرف زدن از زندگیاش که خیلی کوچک بوده و از تاثیر تمام اتفاقاتی میگوید که کودکیاش را شکل داده. این که مثلا زندگی در کردستان ایران٬ در حال و هوای نسبتا بدوی کردستان آن سالها٬ چه تاثیری در شیوه زندگی خودش و خانوادهاش داشته٬ تاثیرش روی پدرش که همه زندگی از تجمل متنفر بوده و مادری که همه زندگی دوست داشته به چشم دیگران بیاید و در رفاه و تجمل زندگی کند. لسینگ در خاطراتاش ریز ریز شخصیت مادر و پدرش را برای خواننده شرح میدهد٬ این که رفتار و منش هر کدام از اینها چهطور نگاه او را به دنیا عوض کرده است. لسینگ در این خاطرات مدام خودش را با برادرش قیاس میکند که محبوب خانواده و اطرافیان بوده و درباره این حرف میزند که همین نگاه ویژه دیگران به برادرش تا چه اندازه روی او تاثیر گذاشته است.
@book_tips 📗
زیر پوست من: لسینگ به روایت لسینگ
نویسنده: دوریس لسینگ
مترجم: مهرشید متولی
لسینگ به روایت لسینگ
سرگذشت خود نوشت دوریس لسینگ
کتاب برای این که نشان بدهد چهطور دوریس لسینگ به چنین نویسنده قابلی تبدیل شده که توانسته جایزه نوبل را ببرد بسیار گویاست. لسینگ از دورانی شروع میکند به حرف زدن از زندگیاش که خیلی کوچک بوده و از تاثیر تمام اتفاقاتی میگوید که کودکیاش را شکل داده. این که مثلا زندگی در کردستان ایران٬ در حال و هوای نسبتا بدوی کردستان آن سالها٬ چه تاثیری در شیوه زندگی خودش و خانوادهاش داشته٬ تاثیرش روی پدرش که همه زندگی از تجمل متنفر بوده و مادری که همه زندگی دوست داشته به چشم دیگران بیاید و در رفاه و تجمل زندگی کند. لسینگ در خاطراتاش ریز ریز شخصیت مادر و پدرش را برای خواننده شرح میدهد٬ این که رفتار و منش هر کدام از اینها چهطور نگاه او را به دنیا عوض کرده است. لسینگ در این خاطرات مدام خودش را با برادرش قیاس میکند که محبوب خانواده و اطرافیان بوده و درباره این حرف میزند که همین نگاه ویژه دیگران به برادرش تا چه اندازه روی او تاثیر گذاشته است.
@book_tips 📗
📔 زیر پوست من
✍ دوریس لسینگ
🔃 مهرشید متولی
880 صفحه
💢 سرگذشت خود نوشت دوریس لسینگ
دوریس لسینگ
@book_tips 📗
✍ دوریس لسینگ
🔃 مهرشید متولی
880 صفحه
💢 سرگذشت خود نوشت دوریس لسینگ
دوریس لسینگ
@book_tips 📗