Book_tips
21.8K subscribers
7.05K photos
2.34K videos
68 files
589 links
اهدای کتاب اهدای کلمه است.
کلمات نور هستند، باعث می‌شوند زندگی را بهتر ببینیم.

ارتباط با ادمین
@zarnegar503
@Lady_bug_33

تبلیغات
@booktips_ads


❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016

زاپاس
https://t.me/+ZYkaFxh2tAoyMjNk
Download Telegram
به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق
خود به تنهایی دنیایی است عشق

یا درست در میانش هستی، در آتشش
یا بیرونش هستی، در حسرتش،

ملت عشق
الیف شافاک
❤️❤️❤️

@book_tips 💚
در زندگی مشترک چیزهایی مهمتر از عشق و علاقه هم هست: مثل مدارا با یکدیگر، مهربانی، تفاهم، احترام... و از همه مهمتر چیزی که لازمه همه زندگی های زناشویی است : بخشندگی!
اگر ازتان بر می آید، که باید بر بیاید، وقتی همسرتان اشتباهی کرد که ممکن است بکند، باید هر جور شده بخشیدش

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🌿🌹🌿
این را توی کله ات فرو کن، زنها با مردی که دوستش دارند ازدواج نمی کنند. زن وقتی دید کارد به استخوان رسیده و لازم است برای آینده اش یکی را انتخاب بکند، آن وقت می گردد و مردی را پیدا می کند که حدس می زند پدر خوب و شوهر خوبی از آب در می آید و می شود بهش تکیه کرد. فهمیدی؟ وگرنه عشق حس خوشایندی است که امروز هست و فردا نیست.

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🍀
امروز از اول صبح تا همین یک ساعت پیش کلی عاشق شدم...یک مشت عشق ناکام...!
عاشق پیر مردی شدم که داشت با زنش راه می رفت؛حیف که پیچیدند توی خیابون اصلی و من نشنیدم که سال ها قبل وقتی آقا پاکت نامه رو زیر در خونه هل داد تو،چطور هل شده و فرار کرده...
عاشق مادری شدم که داشت دخترکش رو از مدرسه می آورد و به اون می گفت:فرقی نداره معلمت توی دفترت چه یادداشتی برای من گذاشته باشه؛اگه فقط خودم حس کنم دانش آموز خوبی بودی امروز برات جایزه می خرم...دیگه ندیدم که چیزی خرید یا نه...
عاشق مرد رفتگر شدم که یه تیکه از گوشت ناهارش رو برای یه گربه کوچکی انداخت.همین وقت بود که یه گربه دیگه هم اومد و من سوار تاکسی شدم و دیگه نفهمیدم پیر مرد خودش و مهمونان ناخونده اش رو چه طوری سیر کرد...
دلم برای پیر زنی پر کشید که برای سلامتی هر جوونی که از کنارش رد می شد یه صلوات می فرستاد؛دلم می خواست منم از کنارش رد بشم اما دیگه رسیده بودم به درخونه خودمون...
حالا فکر می کنم بعضی حس ها با همه ی ناتمام موندنشون چقدر خوب اند...

@book_tips ❤️
👍1
این همیشه ها و بیشه ها
این همه بهار و این همه بهشت
این همه بلوغ باغ و بذر و كشت
در نگاه من ،
پر نمی كنند
جای خالی ُ را ... !

@book_tips ❤️❤️
MMT Magazine
Best Musics & pictures collection
Instagram.com/MixMuTure
"دوستت دارم"
در زبان مردان
شکل های مختلفی دارد!
بعضی ها با یک شاخه گل
بعضی ها با یک چشمک در یک مهمانی شلوغ
برخی با بوسه ای آتشین در نیمه های شب
عده ای با گفتنِ "خانم، آستینم را تا میزنی؟"
اما فقط تعداد اندکی از آنها
به جای گفتن "دوستت دارم"
برای معشوقه شان شعر میسرایند...
با این تفاوت که میخواهند تمام دنیا
از این دوست داشتن باخبر شوند.

فریبرز پورشفیع

@book_tips 💚
مردم می‌گن شخصیت هر آدمی تغییر ناپذیره، ولی اغلب این نقابه که بدون تغییر باقی می‌مونه و نه شخصیت ،و در زیر این نقاب غیرقابل تغییر موجودی هست که دیوانه‌وار در حال تکامله و به شکل غیر قابل کنترلی ماهیتش تغییر می‌کنه.

هر کسی که ادعا می‌کنه یکی از دوستانش در طول سال‌ها هیچ تغییری نکرده فرق نقاب و چهره‌ی واقعی رو نمی‌فهمه.

استیو تولتز
جزء از کل

@book_tips 🍀
آیا بیشعور با احمق برابر است؟!

حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست ...بیمار است....
معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند...
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند...نه....احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند....
بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.
کسی که ساعت سه صبح بوق میزند...بیشعور است.

کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد....بیشعور است.

کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند..بیشعور است.

کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود... بیشعور است.

این ها بیشعورند...

حالا یا از نوع احمق بیشعور 
یا از نوع پرفسور بیشعور....

احمق بودن درد ندارد؛
درمان هم ندارد،
ربطی هم به شعور ندارد،
بیشعوری از جای دیگری می آید...
از خانه و مدرسه...از سرانه مطالعه....از خود شیفتگی..از بی وجدانی..از مرکز فرهنگ فاسد..

بیشعوری واگیر دارد..
هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما، احمق ها نیستند
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.

یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمیاره.
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
این شعور است که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند.

بیشعوری
خاویر کرمنت

@book_tips 🌸🌸
شمس تبریزی گفت: «شریعت مانند چراغ است، روشنایی می بخشد. اما نباید فراموش کرد که چراغ هنگام راه رفتن در تاریکی به کار آن می آید که جلو پایت را ببینی، بعد از شریعت نوبت طریقت است، بعد از طریقت نوبت معرفت و بعد از معرفت هم نوبت حقیقت!. اگر جهت اساسی فراموش بشود، و انسان شریعت را نه وسیله که هدف بشمارد، آن چراغ دیگر چه فایده ای دارد.

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🌸
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
توی این شهرقشنگ یه روزی هیچی نبود
دیوارامون گلی بود تلفن هندلی بود
کارامون هردلی بود گازمون کپسولی بود
برقمون چراغ سیمی لامپ هامونم قدیمی
قفل درها خفتی بود یخچالامون نفتی بود
هرچی بود خوش بود دلا بیخیال مشکلا
زیلوهامون شد قالی همه چی دیجیتالی
کابل، فیبر نوری شد همه چی بلوری شد
حالا چشما وا شده اشکنه پیتزا شده

حالا با اون ور آب جوونا با آب و تاب
شب و روز چت میکنند یعنی صحبت میکنند
آب نباتا قند شده پیکانا سمند شده
کوره ده ها راه دارن چوپونا همراه دارن
توی این بگو بخند عصر همراه و سمند
دل خوش سیری چند!!؟


توکجایی سهراب؟آ
آب را گل کردند،
وچه با دل کردند،
زخمها بردل عاشق کردند،
خون به چشمان شقایق کردند،
درهمین نزدیکی،عشق را دار زدند،
همه جاسایه دیوار زدند،
گفته بودی قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب،
دورخواهم شدازین شهرغریب!
قایقت جا دارد؟

@book_tips 🌽
#شعر💐💐💐

و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی‌آید
و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست
و کتابی که در آن یاخته‌ها بی بعدند
و نخواهیم مگس
از سر انگشت طبیعت بپرد
و نخواهیم پلنگ
از در خلقت برود بیرون
و بدانیم اگر کرم نبود
زندگی چیزی کم داشت
و اگر خنج نبود لطمه
می‌خورد به قانون درخت
و اگر مرگ نبود
دست ما در پی چیزی می‌گشت
و بدانیم اگر نور نبود
منطق زنده پرواز دگرگون می‌شد
و بدانیم که پیش از مرجان
خلایی بود در اندیشه دریا‌ها
و نپرسیم کجاییم
بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست..!

سهراب_سپهری
🌺🥀🌹🌸🌼🌷
@book_tips ❤️
ما هر رابطه را تجربه میکنیم تا برای رابطه ی بعدی آماده تر و پخته تر شویم؛
نه ترسو‌تر و نگران‌تر!
هیچ ناکام ماندن و تمام شدنی، شکست نیست! تمامِ رابطه‌هایی که آزرده‌مان کرده‌ قرار است به ما بیاموزند که چطور در رابطه‌های بعدی جلو برویم.
آدم رو به رویتان را با آدم قبلی مقایسه نکنید. ذهنتان را از ترسِ تکرار دور کنید و به جزئیات آدم رو به رویتان توجه کنید. در اکنون قرار بگیرید و شواهد رابطه را نگاه کنید. نترسید از آینده، آینده هم‌اکنون در حال رخ دادن است. احتیاجی ندارید که با ترسِ گذشته تان و مدام برانگیخته بودن از خودتان محافظت کنید. اگر شواهدی از آزار و آسیب تجربه کنید، میتوانید همان لحظه تصمیمی بگیرید برای محافظت. بدنتان را از گمشدگی‌ بیرون بیاورید و اجازه دهید کمی از اکنون رابطه لذت ببرد...

@book_tips
مردی که تو را ندارد ، شب ها به آینه می گوید شب بخیر . آرام مثل یک مُرده در رختخواب کهنه دلگیرش دراز می کشد ، تا صبح به سقف خاکستری سلولش نگاه می کند ، به تو فکر می کند ، به داشتنت ، نوازش کردنت ، بوسیدنت ، نوشیدنت . فکر می کند و روز از راه می رسد ، مجهز به سلاح روشنایی دردناکی که نبودن تو را به رخ می کشد . 
صبح که شد ، مرد بیچاره از بین نقابهای مختلف یکی را به صورتش می زند ، با لبخند به شهر می پیوندد و سعی می کند در هر گوشه شهر ، در هر نگاه ، در هر دست ، در هر لبخند تکه ای از تو را پیدا کند ، که نیست . شهر پر از صداست ، و از صدای تو عاری . 
مرد ، عصرها عابر کور و کر و لالی است که بیهوده بین مردم است . نه می بیند ، نه می شنود ، نه حرف می زند . کاری ندارد با جهانی که از تو خالی مانده .
به مرد ، بعد از تو سخت می گذرد .

#حمیدسلیمی
@book_tips
👍1
قاضی‌القضات با اعوان و انصارش به کلبه‌ی درویشیمان آمده بود. به نظرم این ملاقات ناگهانی صرفا نشانه‌ی نزاکت نبود. قاضی که همه می‌دانستند اهل تصوف را دوست ندارد، می‌خواست ما را نیز مانند همه‌ی صوفی‌های منطقه از نزدیک زیر نظر بگیرد. لابد آمده بود به ما بفهماند که چشم از ما برنخواهد داشت. قاضی‌القضات آدم حریصی بود؛ صورتش درهم‌رفته، شکمش بزرگ و آویزان. انگشت‌های گرد و قلنبه‌اش پر بود از انگشتر گران‌قیمت. برای سلامتی‌اش بهتر بود این‌قدر پرخوری نکند، اما به گمانم هیچ‌کس، حتی طبیب خودش، جرات نداشت این را به او یادآوری کند. از آنجا که به خانواده مشهور و با نفوذ منسوب بود و پدرانش از دیرباز عالم دینی بودند، از قدرتمندترین شخصیت‌های منطقه به شمار می رفت. با یک کلمه که از دهانش در می آمد ممکن بود آدمهایی بالای دار بروند. همینطور با یک کلمه می توانست بدترین محکومان را از سیاهچال‌های مخوف برهاند. قاضی که هروقت می دیدمش جامه های حریر و زربافت به تن داشت، مانند کسانی که نسبت به عظمت خود ذره ای شک ندارند با غرور و نخوت راه می رفت. می دانستم که نفسش چقدر فربه است و برای سلامت درویش هایم سعی می کردم با این مرد دهن به دهن نشوم.»


ملت عشق

الیف شافاک

@book_tips 🌸
اينجا 'ارديبهشت' است به وقتِ زن بودنِ من
امّا گوئى چيزى كم دارد
مثل گلهاى اقاقى به عطر تنِ تو
من كه هيچ!
فكرى به حال طبيعت كن....

هدى انصارى

@book_tips ❤️❤️
God is coming soon

@book_tips 🌸
Forwarded from Mohammadamin
بانو
پابرهنه تا کجا دویده‌ای؟
که این همه گل رسته است...؟



👤کیکاووس یاکیده


پر از متن های جذاب و زیبا و دیالوگ های عالی, لذت استفاده از این کانال رو از دست ندید:
@book_tell
اصلا به فکر این نباشید که بیشعورهای "تمام عیار" یک روز تحلیل بروند، پیر شوند و خود خلع سلاح شوند.

آن‌ها بنیه و استقامت وحشتناکی دارند.
سردرد یا زخم معده نمی گیرند بلکه خودشان باعث این امراض در ما می‌شوند.

به نظر می رسد که روئین تنند.
آدم هایی که درباره شان گفته می شود:
" خدا آنها را نمی‌خواهد و شیطان هم می ترسد که زیاد بهشان نزدیک شود"

و بنابراین ما از بخت بد گیر این بیشعورهای تمام عیار افتاده ایم.

بیشعوری
خاویر_کرمنت

@book_tips 🌸
حسادت احساس وحشتناکیه. به هیچ کدام از رنج ها شبیه نیست. چون هیچ شادی و یا حتی غم واقعی تو حسادت وجود نداره. فقط رنج میده و بس. نفرت انگیزه!

جرج اورول

@book_tips 🌸