Book_tips
22K subscribers
7.06K photos
2.34K videos
68 files
591 links
اهدای کتاب اهدای کلمه است.
کلمات نور هستند، باعث می‌شوند زندگی را بهتر ببینیم.

ارتباط با ادمین
@zarnegar503
@Lady_bug_33

تبلیغات
@booktips_ads


❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016

زاپاس
https://t.me/+ZYkaFxh2tAoyMjNk
Download Telegram
#روز_شمار

شمسی
پنج شنبه - ۱۱ بهمن ۱۳۹۷
۱۳۹۷/۱۱/۱۱
قمری
الخميس - ٢٤ جمادي الاولي ١٤٤٠
۱۴۴۰/۰۵/۲۴
میلادی
Thursday - 2019 31 January
2019-01-31

@book_tips 🐞
Forwarded from Book_tips (Azar)
🍃🌺🍃

( لَّا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ )

البقرة (225) Al-Baqara

خداوند شما را بخاطر سوگند هایی که بیهوده و بدون قصد یاد می کنید، مؤاخذه نمی کند، ولی شما را به آنچه دلهایتان کسب کرده (از روی اختیار و قصد بوده) مؤاخذه می کند و خداوند آمرزنده ی بردبار است.

#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
Forwarded from Book_tips (M F)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Helping hands

فوق العاده است

#کلیپ

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

#دست_نوشته_های_شما

با مزرعه ات
از خشکسالی
سخن بگو.
با مترسکها
از تعطیلات ممتد...

بازی آسمان است این،
ابرهای هرزه گرد را
باور مکن.

#مریم_موسوی
#یار_بوک_تیپس
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#دست_نوشته_های_شما

ساعت یک تمام
و انتظاری ناتمام
درچشم های خسته ام نشسته اند
کوک کردم هرلحظه قلبم را روی تو
بیا و زنگ بزن !
دنگ دنگ دنگ!
به خماری نگهش داشته ام
ماه را میگویم
خواب با سرعت برق آسایش می اید
و چنان پلک مرا در خود فرو میبرد انگار که ماهی در اب
2 شهریور
#هاله_عموئی
#یار_بوک_تیپس
@book_tips 🐞
🍂🌺 یادآوری 🌺🍂

مطالعه سهم روز اول کتاب «مامان و معنی زندگی »

تعداد صفحات: 342صفحه
سهم روزانه:11صفحه
از صفحه 16تا27

#شروع_دهمین_کتاب

97/11/11
@book_tips 🐞

🍂🌺🍂
🍃🌺🍃
مقصر نیستند
پنجره های فضول
که رو به دروازه زندگی دیگران بازند
خطاکار نیستند دستهای حریص
که حرمت هر کلبه ای
به مشت بی شرافتی می شکنند
اگر جداییم از هم
اشتباه چشمهای ماست
دور را
نزدیک دید
و قلبهایمان
که انقدر تنگ نشد
تا بی شمار بتپد
پایمان را بیقرار کند
و روحمان
که در حوالی آسمان دیگری
پرواز نکرد
حالا از این بودن
یک اتصال نیمه جان باقی مانده
میدانی
ما فقط رهگذرانی بودیم
در پیاده روی زندگی
لحظه ایی نسیم مهر
تنهاییمان را بهم گره زد و
باد فراموشی آن را
از هم گشود
#لیلی_هژیر
#یار_بوک_تیپس
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

#دست_نوشته_های_شما

فصول سال ایستگاه های زمان هستند انها نمی ایند این ما هستیم که سوار برقطار زمان ازکنار انها میگذریم. انها تا اخر زمان نه تغییر میکنند ونه پیر میشوند انها نطاره گر گردش ایام ماهستند. زمستان نمی اید مابه ایستگاه زمستان رسیده ایم
#گیتی_حسینی
#یار_بوک_تیپس
@book_tips 🐞
Forwarded from Book_tips (M F)
زن از تصاویر ثبت شده از این خانه می رود.می رود زن و تمام صدا و تصویر خود را از روایت بر میدارد ، بر میدارد برای روز مبادایش..برای روزی که از رنج ، صدای خود را فراموش میکند..برای روزی که قاتلش هم بازیِ کودکیَش باشد..برای روزی که قاتلش هم خون هایش باشند..روایت عوض میشود ،
حالا دیگر رنج وجهی به تصاویر نمیدهد، حالا دیگر غم نام دیگر زن است. حالا دیگر تمامی کابوسها رنگی از واقعیت گرفته اند...

#دست_نوشته_های_شما
#نیلوفرانه

@book_tips 🐞

فال ما، با دو سه شکلک ته فنجان پیداست
یکنفر؛ میل عجیبی به پریدن دارد...

#کوروش_آسمانی
#مفردات
#یار_بوک_تیپس

@book_tips 🐞
عشق واقعی، احتیاجی به شیرینی، دسته گل، و هدایای گرانبها ندارد،

بلکه نیازمند ایمان، اعتماد و وفاداری‌است.

@book_tips 🐞
دنیا پر است از آدم‌های خوب،

اگر نمی‌تونی یکی‌شو پیدا کنی،

سعی کن یکی از همون خوب‌ها باشی.

@book_tips 🐞
تفاوت دو کلمه Lo(v) ing و Lo(s) ing

در یک حرف است با یک دنیا درد اختلاف.


@book_tips 🐞
هرگز از انجام کارهای کوچک برای دیگران دریغ نکن،


گاهی همان کارهای کوچک بخش عمده‌ای از قلب ٱنها را اشغال می‌کند.

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#داستان_شب

بربالین دوست بیماری عیادت رفته بودیم
پیرمرد شیک وکراوات زده ای هم آنجاحضور داشت
چند دقیقه. بعداز ورودما اذان مغرب گفتند
آقای پیرکراواتی،باشنیدن اذان ،درب کیف چرم گرانقیمتش را بازکرد وسجاده اش را درآورد و زودتر از سایرین مشغول خواندن نمازشد.!!

برای من جالب بود که یک پیرمردشیک وصورت تراشیده کراواتی اینطورمقیدبه نماز اول وقت باشد
بعد ازاینکه همه نمازشان راخواندند
من ازاو دلیل نمازخواندن اول وقتش راپرسیدم؟

و اوهم قضیه نماز ومرحوم شیخ و رضاشاه را برایم تعریف کرد...
درجوانی مدتی ازطرف سردار سپه(رضاشاه) مسئول اجرای طرح تونل کندوان درجاده چالوس بودم
ازطرفی پسرم مبتلا به سرطان خون شده بود و دکترهای فرنگ هم جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظرمرگ بچه ام بودم.!!
روزی خانمم گفت که برای شفای بچه، مشهد برویم و دست به دامن امام رضا(ع) بشویم...
آنموقع من این حرفها را قبول نداشتم اما چون مادربچه خیلی مضطرب و دل شکسته بود قبول کردم...
رسیدیم مشهدو بچه را بغل کردم و رفتیم وارد صحن حرم که شدیم خانمم خیلی آه و ناله وگریه میکرد...
گفت برویم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه
بچه را گرفت وگریه کنان داخل ضریح آقارفت
پیرمردی توجه ام رابه خودش جلب کردکه رو زمین نشسته بود وسفره کوچکی که مقداری انجیر ونبات خرد شده درآن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند وهرکسی مشکلش را به پیرمرد میگفت و او چند انجیر یا مقداری نبات درون دستش میگذاشت و طرف خوشحال و خندان تشکرمیکرد ومیرفت.!
به خودگفتم ماعجب مردم احمق وساده ای داریم پیرمرد چطورهمه رادل خوش كرده آنهم با انجیر و تکه ای نبات..!!
حواسم ازخانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که پيرمرد نگاهی به من انداخت و پرسید: حاضری باهم شرطی بگذاریم؟
گفتم:چه شرطی وبرای چی؟
شیخ گفت :قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت یکسال نمازهای یومیه راسروقت اذان بخوانی.!
متعجب شدم که او قضيه مرا ازکجا میدانست!؟ كمی فکرکردم دیدم اگرراست بگوید ارزشش را دارد...
خلاصه گفتم :باشه قبوله و بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم واصلا قبول نداشتم گفتم:باشه.!

همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شد ودر ازدحام جمعیت یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید ومردم هم بدنبالش چون شفاء گرفته وخوب شده بود.!!
منهم ازآن موقع طبق قول وقرارم بامرحوم "حسنعلی نخودکی" نمازم را دقیق و سروقت میخوانم.!

اما روزی محل اجرای تونل کندوان مشغول کار بودیم که گفتندسردارسپه جهت بازدید درراهه و ترس واضطراب عجیبی همه جارا گرفت چرا که شوخی نبود رضاشاه خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.!
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهرشد مردد بودم بروم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدیدشاه نمازم را بخوانم
چون به خودم قول داده بودم وبه آن پایبند بودم اول وضو گرفتم وایستادم به نماز..
رکعت سوم نمازم سایه رضاشاه را کنارم دیدم و خیلی ترسیده بودم..!!

اگرعصبانی میشدیاعمل منو توهین تلقی میکرد کارم تمام بود...
نمازم که تمام شد بلندشدم دیدم درست پشت سرم ایستاده، لذا عذرخواهی کردم وگفتم :
قربان درخدمتگذاری حاضرم
شرمنده ام اگروقت شما تلف شد و...

رضاشاه هم پرسید :مهندس همیشه نماز اول وقت میخوانی!؟
گفتم : قربان ازوقتی پسرم شفا گرفت نماز میخوانم چون درحرم امام رضا(ع)شرط کردم

رضاشاه نگاهی به همراهانش کرد وبا چوب تعلیمی محکم به یکی زد وگفت:
مردیکه پدرسوخته،کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفابده، ونماز اول وقت بخوانه دزد و عوضی نمیشه.!
اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این مرد.!

بعدها متوجه شدم،آن شخص زیرآب منو زده بود و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من، نظرش راعوض کرده بود و جانم را خریده بود.!!

ازآن تاریخ دیگرهرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم
و به روح مرحوم"حسنعلی نخودکی" فاتحه و درود میفرستم

@book_tips 🐞
#روز_شمار

شمسی
جمعه - ۱۲ بهمن ۱۳۹۷
۱۳۹۷/۱۱/۱۲
قمری
الجمعة - ٢٥ جمادي الاولي ١٤٤٠
۱۴۴۰/۰۵/۲۵
میلادی
Friday - 2019 01 February
2019-02-01

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
( وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا ۚ قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ ۚ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ )

الجمعة (11) Al-Jumu'a

و (ای پیامبر! برخی از این مردم) هنگامی که تجارتی یا سرگرمیی را ببینند به سوی آن پراکنده می‌شوند و تو را ایستاده (بر منبر) رها می‌کنند، بگو: «آنچه در نزد الله است بهتر از سرگرمی و تجارت است، و الله بهترین روزی‌دهندگان است».

#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#تکه_ای_از_کتاب

می‌بینم که بسیاری مردم همچون مورچگان، از صبح تا شب در پی افزودن ثروت‌شان هستند. این‌ها چیزی فراتر از افق تنگی که ابزار رسیدن به این هدف را در بر می‌گیرد، نمی‌شناسند. ذهن‌شان خالی است و در نتیجه پذیرای هیچ چیز دیگری نیستند.

این‌ها به عالی‌ترین لذت‌ها، که لذت‌های ذهنی است، دسترسی ندارند و بیهوده تلاش می‌کنند تا لذت‌های فراحسی را که مستلزم وقت کم اما پول زیاد است و آن را بر خود روا می‌دارند، جانشین لذت‌های دیگر کنند و سرانجام، اگر بخت یاری‌شان کند، حاصل زندگی‌شان این خواهد بود که تل بزرگی از پول را، یا برای افزودن یا برای بر باد دادن، به وارثین خود واگذار کنند.

بنابراین چنین زندگانی که با قیافه‌ای جدی و حالتی حاکی از اهمیت سپری شده باشد به همان اندازه ابلهانه است که زندگانی کسانی که نمادشان کلاه زنگوله‌دار است دلقگان.

#آرتور_شوپنهاور

@book_tips 🐞
مرا بخوان،
در این فصل سرد
این زمان که
خدا هم قربانی خودکامگی انسان است


بِرهان مرا
از معجزه های قرون گذشته؛

بیا تا عصری جدید را آغاز کنیم
عصری که در خاورمیانه
زنان پیامبر میشوند...

فاطمه جرفی
#یار_بوک_تیپس

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#تکه_ای_از_کتاب

دل آدمی تمایل ناگواری دارد که هر آن چیزی را که لگدمالش می‌کند، صرفاً سرنوشت بنامد. اما خوشبختی شیوه‌ی خود را دارد، دلیل نمی‌خواهد چون گریزناپذیر است. با وجود این، انسان عصر نو، هنگامی که بتواند آن ‌را بشناسد، خود را سزاوار داشتنش می‌داند.

#اسطوره_سیزیف
#آلبر_کامو
صفحه ۱۶۱

@book_tips 🐞
یک نوع ميمون در اتیوپی شروع به اهلى كردن گرگ برای محافظت از خودش كرده !

اين نوع همزيستى مسالمت آميز در قبال تغذيه گرگها با جوندگان كوچك در ازا دريافت محافظت در مقابل ساير حيوانات درنده صورت ميگيرد.

@book_tips 🐞