💎كمال انسانيت💎
✅مي گويند:
روزی صلاح الدين ايوبی فرمانده مسلمانان در جنگهای صليبی به خاطر كمبود بودجه نظامی نزد شخص ثروتمندی رفت تا شايد بتواند پولی برای ادامه جنگهايش بگيرد.
آن تاجر مبلغ مورد نياز فرمانده مسلمانان را به او پرداخت كرد.
صلاح الدين موقعی كه خواست از خانه بيرون برود رو به آن مرد نمود و پرسيد: به نظر شما بين سه دين يهود و مسيحيت و اسلام كه با هم در جنگ هستند حق با كداميك است؟
آن تاجر بزرگ گفت بنشين تا يك داستان برايت بگويم، بعد خودت نتيجه گيری كن!
♦️گفت: در روزگاران قديم مرد كشاورزی بود كه صاحب يك انگشتر بود و همه ميگفتند اين انگشتر نزد هر كس باشد به كمال انسانيت ميرسد! كشاورز دارای سه پسر شد و وقتی پسران بزرگ شدند، از روی آن انگشتر دو تای ديگر دقيقا شبيه اولی درست كرد و به هر كدام از پسرانش بدون اطلاع دو نفر ديگر، يكی از انگشترها را داد؛ از اين به بعد هر كدام از پسرها ميگفتند كه انگشتر اصلی پيش اوست و هميشه با هم دعوا داشتند بر سر اينكه انگشتر اصلی كه باعث كمال انسانيت ميشود پيش كداميك از آنهاست.
تا بالاخره تصميم گرفتند برای مشخص شدن انگشتر اصلی پيش قاضی بروند.
وقتی شرح ماجرا را برای قاضی گفتند، قاضی گفت: احتمالا انگشتر اصلی گم شده است! چون قرار بر اين بوده كه آن انگشتر پيش هر كس باشد دارای كمالات انسانی باشد، اما شما سه نفر كه هيچ فرقی با هم نداريد و مدام مشغول ناسزا گويی به يكديگر هستيد...
"برگرفته از كتاب تاريخ ويل دورانت"
🌺🌺به درستي يا نادرستي اين حكايت كاري نداريم اما حقيقت اين است كه هدف از استقرار و برپايي دين و نظام ديني، كمالات اخلاقي و پيشرفت انسانيت و اخلاق و تربيت است. چنان كه از پيامبر ص اكرم نقل شده كه فرمود: همانا هدف بعثت من به كمال رساندن كرامت هاي اخلاقي است.
❎حال اگر اين اتفاق يعني تربيت شدن و به كمالات اخلاقي رسيدن كه شيرين ترين ميوه دينداري است نيفتد ديگر فرقي نخواهد بود بين اينكه چه كسي بيشتر نماز مي خواند و به مسجد مي رود و يا مسلماني اصل است يا مسيحيت و يا اديان ديگر ....🌺🌺
@book_tips 🐞
✅مي گويند:
روزی صلاح الدين ايوبی فرمانده مسلمانان در جنگهای صليبی به خاطر كمبود بودجه نظامی نزد شخص ثروتمندی رفت تا شايد بتواند پولی برای ادامه جنگهايش بگيرد.
آن تاجر مبلغ مورد نياز فرمانده مسلمانان را به او پرداخت كرد.
صلاح الدين موقعی كه خواست از خانه بيرون برود رو به آن مرد نمود و پرسيد: به نظر شما بين سه دين يهود و مسيحيت و اسلام كه با هم در جنگ هستند حق با كداميك است؟
آن تاجر بزرگ گفت بنشين تا يك داستان برايت بگويم، بعد خودت نتيجه گيری كن!
♦️گفت: در روزگاران قديم مرد كشاورزی بود كه صاحب يك انگشتر بود و همه ميگفتند اين انگشتر نزد هر كس باشد به كمال انسانيت ميرسد! كشاورز دارای سه پسر شد و وقتی پسران بزرگ شدند، از روی آن انگشتر دو تای ديگر دقيقا شبيه اولی درست كرد و به هر كدام از پسرانش بدون اطلاع دو نفر ديگر، يكی از انگشترها را داد؛ از اين به بعد هر كدام از پسرها ميگفتند كه انگشتر اصلی پيش اوست و هميشه با هم دعوا داشتند بر سر اينكه انگشتر اصلی كه باعث كمال انسانيت ميشود پيش كداميك از آنهاست.
تا بالاخره تصميم گرفتند برای مشخص شدن انگشتر اصلی پيش قاضی بروند.
وقتی شرح ماجرا را برای قاضی گفتند، قاضی گفت: احتمالا انگشتر اصلی گم شده است! چون قرار بر اين بوده كه آن انگشتر پيش هر كس باشد دارای كمالات انسانی باشد، اما شما سه نفر كه هيچ فرقی با هم نداريد و مدام مشغول ناسزا گويی به يكديگر هستيد...
"برگرفته از كتاب تاريخ ويل دورانت"
🌺🌺به درستي يا نادرستي اين حكايت كاري نداريم اما حقيقت اين است كه هدف از استقرار و برپايي دين و نظام ديني، كمالات اخلاقي و پيشرفت انسانيت و اخلاق و تربيت است. چنان كه از پيامبر ص اكرم نقل شده كه فرمود: همانا هدف بعثت من به كمال رساندن كرامت هاي اخلاقي است.
❎حال اگر اين اتفاق يعني تربيت شدن و به كمالات اخلاقي رسيدن كه شيرين ترين ميوه دينداري است نيفتد ديگر فرقي نخواهد بود بين اينكه چه كسي بيشتر نماز مي خواند و به مسجد مي رود و يا مسلماني اصل است يا مسيحيت و يا اديان ديگر ....🌺🌺
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
فکر، سایه ای از احساس ماست: تیره تر، تهیتر و ساده تر.
این روزها حقيقت، دیگر مرگبار نیست، چرا که پادزهرهای زیادی برایش تدارک دیده اند." "از کتابی که ما را به ورای نوشته های دیگر رهنمون نسازد، چه سود؟
#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_یالوم
#مطالعه_ی_شخصی
@book_tips 🐞
فکر، سایه ای از احساس ماست: تیره تر، تهیتر و ساده تر.
این روزها حقيقت، دیگر مرگبار نیست، چرا که پادزهرهای زیادی برایش تدارک دیده اند." "از کتابی که ما را به ورای نوشته های دیگر رهنمون نسازد، چه سود؟
#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_یالوم
#مطالعه_ی_شخصی
@book_tips 🐞
باارزش ترین متاع در دنیا زمان است،
درست مانند تیری که از کمان رها شده،
هیچ گاه باز نمی گردد.
#سنگفرش_هر_خیابان_طلاست
#کیم_وو_چونگ
@book_tips 🐞
درست مانند تیری که از کمان رها شده،
هیچ گاه باز نمی گردد.
#سنگفرش_هر_خیابان_طلاست
#کیم_وو_چونگ
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#غلط_ننویسیم
عُمران / عِمران
این دوکلمه رانباید به جای هم به کار برد .عُمران به معنای "آباد کردن آبادانی" به ضم اول تلفظ میشود ونه به کسر.
اما عِمران به کسر اول وسکون دوم نام پدر موسی کلیم الله است ویکی از سوره های قران مجید نیز سوره آل عِمران است.
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips 🐞
#غلط_ننویسیم
عُمران / عِمران
این دوکلمه رانباید به جای هم به کار برد .عُمران به معنای "آباد کردن آبادانی" به ضم اول تلفظ میشود ونه به کسر.
اما عِمران به کسر اول وسکون دوم نام پدر موسی کلیم الله است ویکی از سوره های قران مجید نیز سوره آل عِمران است.
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips 🐞
❤1
🍂🌺 یادآوری 🌺🍂
مطالعه سهم روز بیست و ششم کتاب «وقتی نیچه گریست »
تعداد صفحات: 453صفحه
سهم روزانه:16صفحه
از صفحه 422تا438
97/11/6
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
مطالعه سهم روز بیست و ششم کتاب «وقتی نیچه گریست »
تعداد صفحات: 453صفحه
سهم روزانه:16صفحه
از صفحه 422تا438
97/11/6
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
#روز_شمار
شمسی
یکشنبه - ۷ بهمن ۱۳۹۷
۱۳۹۷/۱۱/۰۷
قمری
الأحد - ٢٠ جمادي الاولي ١٤٤٠
۱۴۴۰/۰۵/۲۰
میلادی
Sunday - 2019 27 January
@book_tips 🐞
شمسی
یکشنبه - ۷ بهمن ۱۳۹۷
۱۳۹۷/۱۱/۰۷
قمری
الأحد - ٢٠ جمادي الاولي ١٤٤٠
۱۴۴۰/۰۵/۲۰
میلادی
Sunday - 2019 27 January
@book_tips 🐞
( وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ )
البقرة (265) Al-Baqara
و مثل کسانی که اموال خود را برای طلب خشنودی خدا،و بخاطر یقین و باوری که در دلهایشان(به پاداش خدا) دارند، انفاق می کنند؛ همچون مثل باغی است که بر پشته ای قرار دارد، و باران تندی به آن برسد. پس میوه های خود را دو چندان دهد. و اگر باران تند به آن نرسد، باران نرمی(برای آن کافی است).و خداوند به آنچه می کنید؛ بیناست.
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
البقرة (265) Al-Baqara
و مثل کسانی که اموال خود را برای طلب خشنودی خدا،و بخاطر یقین و باوری که در دلهایشان(به پاداش خدا) دارند، انفاق می کنند؛ همچون مثل باغی است که بر پشته ای قرار دارد، و باران تندی به آن برسد. پس میوه های خود را دو چندان دهد. و اگر باران تند به آن نرسد، باران نرمی(برای آن کافی است).و خداوند به آنچه می کنید؛ بیناست.
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
کتاب خوب به منزله ی بهترین دوست و مونس انسان است. اخلاق و صفات کتاب، مانند انسان تغییرپذیر نیست و همیشه هم به همان حال باقی خواهد ماند. کتاب، از تمام دوستان انسان ثابت قدم تر، باوفاتر و صبورتر است و هرگز در ایام بدبختی و محنت به انسان پشت نمی کند. برعکس آغوش مهربان و رافت آن برای استقبال همیشگی همه ی افراد گشوده شده است. در دوره ی جوانی انسان را سرگرم و دل مشغول می سازد و در روزگار پیری و شکستگی او را تسلیت و دلداری می دهد.
#ساموئل_اسمایلز
@book_tips 🐞
کتاب خوب به منزله ی بهترین دوست و مونس انسان است. اخلاق و صفات کتاب، مانند انسان تغییرپذیر نیست و همیشه هم به همان حال باقی خواهد ماند. کتاب، از تمام دوستان انسان ثابت قدم تر، باوفاتر و صبورتر است و هرگز در ایام بدبختی و محنت به انسان پشت نمی کند. برعکس آغوش مهربان و رافت آن برای استقبال همیشگی همه ی افراد گشوده شده است. در دوره ی جوانی انسان را سرگرم و دل مشغول می سازد و در روزگار پیری و شکستگی او را تسلیت و دلداری می دهد.
#ساموئل_اسمایلز
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#تلنگر
آرامش یک بسته ی شگفت انگیز نیست...
که یک نفر به شما هدیه دهد و تا آخر عمر کنارتان باشد.
چیزی نیست که در میان کتاب ها دنبالش بگردید و با هر روز از نو خواندنش آرام تر شوید.
انجام دادن و ندادن کارهایی که خوب و بدش را برایتان تعیین کرده اند هم نیست.
آرامش یک حس درونیست که برای هرکس یک شکل دارد، آن تابلو نقاشی است که خودتان تصمیم گرفته اید بوم و قلمو را بردارید یک گوشه بنشینید و بکشید.
برای یکی یک روز بارانیست بدون چتر...
برای دیگری رنگ سرخ غروب دریاست...
برای یک نفر هم تصویر خنده های عزیزانش... شاید هم کسی چندین و چند تابلو داشته باشد.
شکل و اندازه و تعدادش اهمیت ندارد مهم این است که این پرده را شما رنگ میکنید از بیرون به شما تزریق نمیشود نتیجه ی سکون اطرافتان نیست بلکه نتیجه ی صلح و خودباوری درونتان است.همان حسیست که وقتی در اوج عصبانیت به این فکر میکنید که باید آرام باشید گوشه ی ذهنتان نقش میبندد.
خلاصه که بدنبالش نگردید آرامشتان را بسازید
@book_tips🐞
#تلنگر
آرامش یک بسته ی شگفت انگیز نیست...
که یک نفر به شما هدیه دهد و تا آخر عمر کنارتان باشد.
چیزی نیست که در میان کتاب ها دنبالش بگردید و با هر روز از نو خواندنش آرام تر شوید.
انجام دادن و ندادن کارهایی که خوب و بدش را برایتان تعیین کرده اند هم نیست.
آرامش یک حس درونیست که برای هرکس یک شکل دارد، آن تابلو نقاشی است که خودتان تصمیم گرفته اید بوم و قلمو را بردارید یک گوشه بنشینید و بکشید.
برای یکی یک روز بارانیست بدون چتر...
برای دیگری رنگ سرخ غروب دریاست...
برای یک نفر هم تصویر خنده های عزیزانش... شاید هم کسی چندین و چند تابلو داشته باشد.
شکل و اندازه و تعدادش اهمیت ندارد مهم این است که این پرده را شما رنگ میکنید از بیرون به شما تزریق نمیشود نتیجه ی سکون اطرافتان نیست بلکه نتیجه ی صلح و خودباوری درونتان است.همان حسیست که وقتی در اوج عصبانیت به این فکر میکنید که باید آرام باشید گوشه ی ذهنتان نقش میبندد.
خلاصه که بدنبالش نگردید آرامشتان را بسازید
@book_tips🐞
مرز میان مردگان و زندگان مخدوش است. چه بسیار مردگانی که هنوز هم در یاد دیگران زنده اند و چه بسیار زندگانی که سالهاست در قلب خویش هم مرده اند.
#کم_گفته_های_بی_پایان
#نجمه_مصلح
@book_tips 🐞
#کم_گفته_های_بی_پایان
#نجمه_مصلح
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#غلط_ننویسیم
پیژامه/پیژاما/بیجامه
اصل این چند کلمه "پای جامه" جامه ای که در پا کنند بوده است که از فارسی به زبانهای هندی رفته واز آنجا به انگلیسی داخل شده وسپس فرانسویان آن را از انگلیسی گرفته و پیژاما "pyjama" گفته اند. آن گاه این واژه راه ایران را درپیش گرفته و این بار با تلفظ فرانسوی وارد فارسی شده است. اکنون مردم آن را به چندصورت تلفظ می کنند. پیژامه پیژاما بیجامه.
اما پیژامه در زبان نوشتار نیز وارد شده است و به نظر می آید از بقیه راحت تر است.
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips 🐞
#غلط_ننویسیم
پیژامه/پیژاما/بیجامه
اصل این چند کلمه "پای جامه" جامه ای که در پا کنند بوده است که از فارسی به زبانهای هندی رفته واز آنجا به انگلیسی داخل شده وسپس فرانسویان آن را از انگلیسی گرفته و پیژاما "pyjama" گفته اند. آن گاه این واژه راه ایران را درپیش گرفته و این بار با تلفظ فرانسوی وارد فارسی شده است. اکنون مردم آن را به چندصورت تلفظ می کنند. پیژامه پیژاما بیجامه.
اما پیژامه در زبان نوشتار نیز وارد شده است و به نظر می آید از بقیه راحت تر است.
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
و تنومندترین درختان به بلندترین بلندی ها دست می یابند و با عمیق ترین ریشه ها به عمق تاریکی فرو می روند، حتی اگر به هلاکت بینجامد؛ ولی او نه بالا می رود و نه به پایین رخنه میکند. شهوت حیوانی، قدرت و خردش را خشک و زایل می کند.
#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_د_یالوم
#مطالعه_ی_شخصی
@book_tips 🐞
و تنومندترین درختان به بلندترین بلندی ها دست می یابند و با عمیق ترین ریشه ها به عمق تاریکی فرو می روند، حتی اگر به هلاکت بینجامد؛ ولی او نه بالا می رود و نه به پایین رخنه میکند. شهوت حیوانی، قدرت و خردش را خشک و زایل می کند.
#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_د_یالوم
#مطالعه_ی_شخصی
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
«بیماری، مرا با حقیقت مرگ نیز آشنا کرد.گاهی باور می کنم به بیماری لاعلاجی مبتلا هستم که به زودی مرا از پای درخواهد آورد. چشم انداز مرگ قریب الوقوع، موهبتی عظیم است: از ترس فرا رسیدن مرگ پیش از به پایان رسیدن آنچه باید بنویسم، بی وقفه کار کرده ام. آیا هر چه پایان مصیبت بارتر باشد، اثر هنری عظیم تری خلق نخواهد شد؟ چشیدن طعم مرگ به من وسعت دید و شجاعت بخشیده است. در مقام استاد، زبان شناس یا فیلسوف بودن مهم نیست. آنچه مهم است، شجاعت خود بودن است!
#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_د_یالوم
#مطالعه_ی_شخصی
@book_tips 🐞
«بیماری، مرا با حقیقت مرگ نیز آشنا کرد.گاهی باور می کنم به بیماری لاعلاجی مبتلا هستم که به زودی مرا از پای درخواهد آورد. چشم انداز مرگ قریب الوقوع، موهبتی عظیم است: از ترس فرا رسیدن مرگ پیش از به پایان رسیدن آنچه باید بنویسم، بی وقفه کار کرده ام. آیا هر چه پایان مصیبت بارتر باشد، اثر هنری عظیم تری خلق نخواهد شد؟ چشیدن طعم مرگ به من وسعت دید و شجاعت بخشیده است. در مقام استاد، زبان شناس یا فیلسوف بودن مهم نیست. آنچه مهم است، شجاعت خود بودن است!
#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_د_یالوم
#مطالعه_ی_شخصی
@book_tips 🐞
👏1
🍂🌺 یادآوری 🌺🍂
مطالعه سهم روز بیست و هفتم کتاب «وقتی نیچه گریست »
تعداد صفحات: 453صفحه
سهم روزانه:16صفحه
از صفحه 438 تا453
#پایان_نهمین_دوره_کتابخوانی...
97/11/7
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
مطالعه سهم روز بیست و هفتم کتاب «وقتی نیچه گریست »
تعداد صفحات: 453صفحه
سهم روزانه:16صفحه
از صفحه 438 تا453
#پایان_نهمین_دوره_کتابخوانی...
97/11/7
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
#روز_شمار
شمسی
دوشنبه - ۸ بهمن ۱۳۹۷
۱۳۹۷/۱۱/۰۸
قمری
الإثنين - ٢١ جمادي الاولي ١٤٤٠
۱۴۴۰/۰۵/۲۱
میلادی
Monday - 2019 28 January
@book_tips 🐞
شمسی
دوشنبه - ۸ بهمن ۱۳۹۷
۱۳۹۷/۱۱/۰۸
قمری
الإثنين - ٢١ جمادي الاولي ١٤٤٠
۱۴۴۰/۰۵/۲۱
میلادی
Monday - 2019 28 January
@book_tips 🐞
( وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ )
النحل (12) An-Nahl
و شب و روز و خورشید و ماه را برای شما مسخر کرد ، و ستارگان (نیز) به فرمان او مسخر هستند ، بی تردید در این نشانه ای است برای گروهی که خرد می ورزند .
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
النحل (12) An-Nahl
و شب و روز و خورشید و ماه را برای شما مسخر کرد ، و ستارگان (نیز) به فرمان او مسخر هستند ، بی تردید در این نشانه ای است برای گروهی که خرد می ورزند .
#کلام_پروردگار
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
دوشنبه ها،گِرِه خورده اند به سه شنبه ها
و هفته ها به تمامی سال
زمان نمیتواند بُریده شود
با قیچی زنگْ خورده ی تو
و تمامی نامهای روز را
آب های شب سِتُرده اند
هیچکس نمیتواند نامِ پدرو را بر خود بگذارد
هیچکس رُزا یا ماریا نیست
همه ی ما از غُبار یا شن هستیم
همه ی ما باران در زیر باران...
#پابلو_نرودا
@book_tips 🐞
دوشنبه ها،گِرِه خورده اند به سه شنبه ها
و هفته ها به تمامی سال
زمان نمیتواند بُریده شود
با قیچی زنگْ خورده ی تو
و تمامی نامهای روز را
آب های شب سِتُرده اند
هیچکس نمیتواند نامِ پدرو را بر خود بگذارد
هیچکس رُزا یا ماریا نیست
همه ی ما از غُبار یا شن هستیم
همه ی ما باران در زیر باران...
#پابلو_نرودا
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#معرفی_کتاب
#وداع_با_اسلحه
#ارنست_همینگوی
رمان وداع با اسلحه در زمان جنگ جهانی اول روایت می شود. شخصیت اصلی داستان، جوانی به نام “فردریک هنری” است که با درجه ستوان در جنگ جهانی اول در بخش آمبولانس ها در ارتش ایتالیا خدمت می کند. جنگ در “وداع با اسلحه” از نقطه ای کوچکی در حال رصد شدن است. “ارنست همینگوی” این رمان را مانند آثار دیگرش با زبانی ساده و بی پیرایه روایت می کند. به نظر می رسد که اتفاقات رمان “وداع با اسلحه” نیز مانند جملات روان آن، روان و راحت پیش می رود.
این کتاب به گفته ی خود نویسنده، ۳۶ پایان مختلف را تجربه کرده تا اینکه در نهایت به شکل آن چه منتشر شد درآمده است. نام این کتاب نیز مانند پایان بندی داستان، انتخاب های زیادی را از سر گذرانده تا در نهایت از شعری انگلیسی که برای ملکه سروده شده بوده است، نام “وداع با اسلحه” برای آن انتخاب شد. اما آنچه که پس از این همه تصمیم گیری و سخت گیری های نویسنده حاصل شد، چیست؟ در تحلیل رمان وداع با اسلحه باید گفت شاید بتوان صرف نظر از هر چیز در “وداع با اسلحه” واقعیت جنگ را به شکلی ملموس و جهانی دریافت. شخصیت اصلی داستان، “فردریک هنری” سرانجام از جنگ جان سالم به در می برد اما این جنگ انگار تنها قصد جان آدم ها را ندارد و همه ی هستی آن ها را نشانه گرفته است. بعد از جنگ جهانی اول- جوانانی که با شورو شوق به جبهه رفته بودند از آنچه که در آن دوران از عبارات و کلمات پر طمطراق و مقدس برایشان گفته بودند سرخورده میشوند و به دنبال آن- حالتی از آشوب و وازدگی آنان را فرا می گیرد.
@book_tips 🐞
#معرفی_کتاب
#وداع_با_اسلحه
#ارنست_همینگوی
رمان وداع با اسلحه در زمان جنگ جهانی اول روایت می شود. شخصیت اصلی داستان، جوانی به نام “فردریک هنری” است که با درجه ستوان در جنگ جهانی اول در بخش آمبولانس ها در ارتش ایتالیا خدمت می کند. جنگ در “وداع با اسلحه” از نقطه ای کوچکی در حال رصد شدن است. “ارنست همینگوی” این رمان را مانند آثار دیگرش با زبانی ساده و بی پیرایه روایت می کند. به نظر می رسد که اتفاقات رمان “وداع با اسلحه” نیز مانند جملات روان آن، روان و راحت پیش می رود.
این کتاب به گفته ی خود نویسنده، ۳۶ پایان مختلف را تجربه کرده تا اینکه در نهایت به شکل آن چه منتشر شد درآمده است. نام این کتاب نیز مانند پایان بندی داستان، انتخاب های زیادی را از سر گذرانده تا در نهایت از شعری انگلیسی که برای ملکه سروده شده بوده است، نام “وداع با اسلحه” برای آن انتخاب شد. اما آنچه که پس از این همه تصمیم گیری و سخت گیری های نویسنده حاصل شد، چیست؟ در تحلیل رمان وداع با اسلحه باید گفت شاید بتوان صرف نظر از هر چیز در “وداع با اسلحه” واقعیت جنگ را به شکلی ملموس و جهانی دریافت. شخصیت اصلی داستان، “فردریک هنری” سرانجام از جنگ جان سالم به در می برد اما این جنگ انگار تنها قصد جان آدم ها را ندارد و همه ی هستی آن ها را نشانه گرفته است. بعد از جنگ جهانی اول- جوانانی که با شورو شوق به جبهه رفته بودند از آنچه که در آن دوران از عبارات و کلمات پر طمطراق و مقدس برایشان گفته بودند سرخورده میشوند و به دنبال آن- حالتی از آشوب و وازدگی آنان را فرا می گیرد.
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#معرفی_کتاب
#جاناتان_مرغ_دریایی
#ریچارد_باخ
جاناتان مرغ دریایی یک رمان کوتاه، پرمغز، سرشار از امید و مناسب برای همهی افراد است
بدون شک داستان جاناتان الهامبخش همهی آدمهایی است که به نحوی متفاوت هستند و جامعه به همین دلیل متفاوت بودن حاضر نیست آنها را بپذیرد. الهامبخش آدمهای طرد شدهای که به دنبال هدفی رفتهاند که همگان قادر به درک آن نیستند. الهامبخش آدمهایی که به مسئلهی زندگی فکر میکنند و میخواهند معنایی برای آن پیدا کنند. الهامبخش آدمهایی که از انگشتنما شدن ترسی ندارند و به هر طریقی هدف والای خود را دنبال میکنند.
در این رمان با مرغ دریاییای روبهرو هستیم که حاضر نیست تحقیر دیگران را بپذیرد و عصیانگر میشود. به مخالفت میپردازد و از کاری که کرده است پشیمان نمیشود
@book_tips 🐞
#معرفی_کتاب
#جاناتان_مرغ_دریایی
#ریچارد_باخ
جاناتان مرغ دریایی یک رمان کوتاه، پرمغز، سرشار از امید و مناسب برای همهی افراد است
بدون شک داستان جاناتان الهامبخش همهی آدمهایی است که به نحوی متفاوت هستند و جامعه به همین دلیل متفاوت بودن حاضر نیست آنها را بپذیرد. الهامبخش آدمهای طرد شدهای که به دنبال هدفی رفتهاند که همگان قادر به درک آن نیستند. الهامبخش آدمهایی که به مسئلهی زندگی فکر میکنند و میخواهند معنایی برای آن پیدا کنند. الهامبخش آدمهایی که از انگشتنما شدن ترسی ندارند و به هر طریقی هدف والای خود را دنبال میکنند.
در این رمان با مرغ دریاییای روبهرو هستیم که حاضر نیست تحقیر دیگران را بپذیرد و عصیانگر میشود. به مخالفت میپردازد و از کاری که کرده است پشیمان نمیشود
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#معرفی_کتاب
#مامان_و_معنی_زندگی
#اروین_د_یالوم
اگر بخواهیم از دید تخصصی نگاه کنیم میتوان گفت موضوع این کتاب، و یا کتابهای دیگر یالوم، روشهای مختلف و تکنیکهای روان درمانی، با درونمایهی سنگینِ فلسفی است. ولی یالوم انقدر ماهرانه تمام اینها را به شکل داستان بازگو میکند که تو متوجه بارِ سنگینِ کتاب نمیشوید. و در حالی که از خواندن رمانِ جذابی که در دست دارید لذت میبرید، ناخوداگاه مفاهیمِ روانشناسی و فلسفیِ عمیقی ذره ذره در ذهنت تزریق میشوند.
کتاب مامان و معنی زندگی شامل شش داستان است که مانند دیگر کتابهای یالوم به زبان ساده نوشته شده است و مخاطب عام هم میتواند آن را درک کند و از آن لذت ببرید. ترجمه مامان و معنی زندگی هم که توسط سپیده حبیب انجام شده، ترجمهای خوب و روان است.
یالوم برخلاف بیشتر رواندرمانگرانها، موضوعات مورد نظر خودش را با استفاده از کلمات و اصطلاحات سنگین و تخصصی بیان نمیکند. او از شیوه داستانسرایی و قصه گویی استفاده میکند. خواننده کتابهای او در حین خواندن یک داستان جذاب، مفاهیمی را یاد میگیرد که یالوم سالها روی آن تحقیق و بررسی داشته است. و این هنر یالوم است
@book_tips 🐞
#معرفی_کتاب
#مامان_و_معنی_زندگی
#اروین_د_یالوم
اگر بخواهیم از دید تخصصی نگاه کنیم میتوان گفت موضوع این کتاب، و یا کتابهای دیگر یالوم، روشهای مختلف و تکنیکهای روان درمانی، با درونمایهی سنگینِ فلسفی است. ولی یالوم انقدر ماهرانه تمام اینها را به شکل داستان بازگو میکند که تو متوجه بارِ سنگینِ کتاب نمیشوید. و در حالی که از خواندن رمانِ جذابی که در دست دارید لذت میبرید، ناخوداگاه مفاهیمِ روانشناسی و فلسفیِ عمیقی ذره ذره در ذهنت تزریق میشوند.
کتاب مامان و معنی زندگی شامل شش داستان است که مانند دیگر کتابهای یالوم به زبان ساده نوشته شده است و مخاطب عام هم میتواند آن را درک کند و از آن لذت ببرید. ترجمه مامان و معنی زندگی هم که توسط سپیده حبیب انجام شده، ترجمهای خوب و روان است.
یالوم برخلاف بیشتر رواندرمانگرانها، موضوعات مورد نظر خودش را با استفاده از کلمات و اصطلاحات سنگین و تخصصی بیان نمیکند. او از شیوه داستانسرایی و قصه گویی استفاده میکند. خواننده کتابهای او در حین خواندن یک داستان جذاب، مفاهیمی را یاد میگیرد که یالوم سالها روی آن تحقیق و بررسی داشته است. و این هنر یالوم است
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#معرفی_کتاب
#در_بهشت_پنج_نفر_منتظر_شما_هستند
#میچ_البوم
«در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند» داستانی است که با «پایان» شروع می شود. داستانی است درمورد مردی به نام ادی و عجیب هم نیست که از پایان آغاز می شود؛ چون «همه ی پایان ها آغاز هم هستند، فقط ما در آن لحظه این را نمی دانیم.» این جمله، دلیلی است که خود نویسنده در همان آغاز قصه می آورد. ادی از کهنه سربازهای بازنشسته است که احساس می کند در دنیای پوچ و بی معنای تعمیر وسایل بازی در پارکی تفریحی، کنار دریا محبوس افتاده. پارک در طول سال ها چهره عوض کرده و وسایل قدیمیش را با وسایل پیشرفته جای گزین کرده؛ ادی هم مثل پارک تغییر کرده است: از جوانکی خوش بین به پیرمردی تلخ نگر و بدعنق. روزگارش را هم به کار تکراری و تنهایی و حسرت می گذراند. ادی در هشتاد و سومین روز تولدش سعی می کند جان دختربچه ای را نجات بدهد، اما جان خودش را در این راه از دست می دهد. چشم که باز می کند خود را در بهشت می بیند و پنج نفر در انتظار او هستند تا ارزش و معنای حقیقی زندگی او را به خودش نشان بدهند. این شخصیت هایی که همه شان برای ادی غیرمترقبه و پیش بینی ناپذیر هستند، یک به یک، یاد او می آورند که قصه ی زندگی همه ی ما مشترک است و ولو ذره ای به ظاهر ناچیز ایثار و وفا و عشق، آن قدر ارزش و زیبایی دارد که حتا در تصور ما نمی گنجد. ادی در زندگی اخروی چشم باز می کند و درمی یابد بهشت، همان باغ عدن سرسبز نیست؛ بلکه جایی است که پنج نفر از ساکنانش باید زندگی دنیویش را به او «توضیح» بدهند. و این پنج نفر کسانی هستند که به ایشان مهر ورزیده و یا غریبه ها، اما همه شان مسیر زندگی او را به نحوی تغییر داده اند. پنج نفر ادی، یکی به یک ، پیوندهای نادیدنی زندگی دنیویش را به او نشان می دهند. داستان که به فرجام خود نزدیک می شود، ادی نومیدانه در آخرین عمل زندگیش، به دنیال رستگاری می گردد: آیا کارش موفقیتی قهرمانانه بوده یا شکستی مفتضحانه؟ جواب این سوال، که از جایی بس غریب و دور از ذهن می آید، به اندازه ی لمحه ای دیدن بهشت، الهام بخش است.
@book_tips 🐞
#معرفی_کتاب
#در_بهشت_پنج_نفر_منتظر_شما_هستند
#میچ_البوم
«در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند» داستانی است که با «پایان» شروع می شود. داستانی است درمورد مردی به نام ادی و عجیب هم نیست که از پایان آغاز می شود؛ چون «همه ی پایان ها آغاز هم هستند، فقط ما در آن لحظه این را نمی دانیم.» این جمله، دلیلی است که خود نویسنده در همان آغاز قصه می آورد. ادی از کهنه سربازهای بازنشسته است که احساس می کند در دنیای پوچ و بی معنای تعمیر وسایل بازی در پارکی تفریحی، کنار دریا محبوس افتاده. پارک در طول سال ها چهره عوض کرده و وسایل قدیمیش را با وسایل پیشرفته جای گزین کرده؛ ادی هم مثل پارک تغییر کرده است: از جوانکی خوش بین به پیرمردی تلخ نگر و بدعنق. روزگارش را هم به کار تکراری و تنهایی و حسرت می گذراند. ادی در هشتاد و سومین روز تولدش سعی می کند جان دختربچه ای را نجات بدهد، اما جان خودش را در این راه از دست می دهد. چشم که باز می کند خود را در بهشت می بیند و پنج نفر در انتظار او هستند تا ارزش و معنای حقیقی زندگی او را به خودش نشان بدهند. این شخصیت هایی که همه شان برای ادی غیرمترقبه و پیش بینی ناپذیر هستند، یک به یک، یاد او می آورند که قصه ی زندگی همه ی ما مشترک است و ولو ذره ای به ظاهر ناچیز ایثار و وفا و عشق، آن قدر ارزش و زیبایی دارد که حتا در تصور ما نمی گنجد. ادی در زندگی اخروی چشم باز می کند و درمی یابد بهشت، همان باغ عدن سرسبز نیست؛ بلکه جایی است که پنج نفر از ساکنانش باید زندگی دنیویش را به او «توضیح» بدهند. و این پنج نفر کسانی هستند که به ایشان مهر ورزیده و یا غریبه ها، اما همه شان مسیر زندگی او را به نحوی تغییر داده اند. پنج نفر ادی، یکی به یک ، پیوندهای نادیدنی زندگی دنیویش را به او نشان می دهند. داستان که به فرجام خود نزدیک می شود، ادی نومیدانه در آخرین عمل زندگیش، به دنیال رستگاری می گردد: آیا کارش موفقیتی قهرمانانه بوده یا شکستی مفتضحانه؟ جواب این سوال، که از جایی بس غریب و دور از ذهن می آید، به اندازه ی لمحه ای دیدن بهشت، الهام بخش است.
@book_tips 🐞