🍃🌺🍃
در واقع جمعه
باید با یک
-کجایی؟ دلم برایت تنگ شده-
شروع شود ،
و آخرِ شب ،
با یک خداحافظی با طعمِ
-امروز خیلی خوش گذشت-
تمام شود..
غیر از این باشد ،،،
تحمل کردنی نیست!!
#رضا_باقری
@book_tips🐞
در واقع جمعه
باید با یک
-کجایی؟ دلم برایت تنگ شده-
شروع شود ،
و آخرِ شب ،
با یک خداحافظی با طعمِ
-امروز خیلی خوش گذشت-
تمام شود..
غیر از این باشد ،،،
تحمل کردنی نیست!!
#رضا_باقری
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#تکه_ای_از_کتاب
وقتی فردی شما را آزار می دهد، شما را کوچک می کند و اجازه نمی دهد شما در بهترین حالتی که می توانید باشید و دائما حال شما را می گیرد، دیگر جایی برای احساساتی بودن نمی ماند. احساسات درخور عشق و مهربانی است، درخور کسانی ست که اهرم های مثبتی در زندگی شما هستند. احساسات خود را برای کسانی نگه دارید که نسبت به شما با مهربانی و احترام و منزلت رفتار می کنند. احساساتتان را خرج کسانی که سعی در تخریب شما دارند و نمی خواهند به شما اجازه رشد دهند، نکنید
#لیلیان_گلاس
#آدمهای_سمی
@book_tips🐞
#تکه_ای_از_کتاب
وقتی فردی شما را آزار می دهد، شما را کوچک می کند و اجازه نمی دهد شما در بهترین حالتی که می توانید باشید و دائما حال شما را می گیرد، دیگر جایی برای احساساتی بودن نمی ماند. احساسات درخور عشق و مهربانی است، درخور کسانی ست که اهرم های مثبتی در زندگی شما هستند. احساسات خود را برای کسانی نگه دارید که نسبت به شما با مهربانی و احترام و منزلت رفتار می کنند. احساساتتان را خرج کسانی که سعی در تخریب شما دارند و نمی خواهند به شما اجازه رشد دهند، نکنید
#لیلیان_گلاس
#آدمهای_سمی
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#غلط_ننویسیم
بلیت
به معنای تکه کاغذ چاپ شده که خریده می شود وهنگام ورود به سینماو تماشاخانه یا وسایط نقلیه وجز اینها ارائه می شود.
این کلمه از واژه billet فرانسوی از طریق زبان روسی گرفته شده است وبهتر است که با حرف "ت" وبه صورت بلیت نوشته شود ونه بلیط.
*در زبان فارسی باستان به بلیت "پته"می گفتند
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips🐞
#غلط_ننویسیم
بلیت
به معنای تکه کاغذ چاپ شده که خریده می شود وهنگام ورود به سینماو تماشاخانه یا وسایط نقلیه وجز اینها ارائه می شود.
این کلمه از واژه billet فرانسوی از طریق زبان روسی گرفته شده است وبهتر است که با حرف "ت" وبه صورت بلیت نوشته شود ونه بلیط.
*در زبان فارسی باستان به بلیت "پته"می گفتند
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips🐞
🍂🌺 یادآوری 🌺🍂
مطالعه سهم روز سیزدهم کتاب «چشمهایش »
تعداد صفحات: 213صفحه
سهم روزانه:8صفحه
از صفحه 101تا109
97/9/23
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
مطالعه سهم روز سیزدهم کتاب «چشمهایش »
تعداد صفحات: 213صفحه
سهم روزانه:8صفحه
از صفحه 101تا109
97/9/23
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
🍃🌺🍃
#تکه_ای_از_کتاب
به من می گفت: «ممکن نیست بتوانی هنرمند قابلی بشوی. آخر این یک سنگلاخ پرخطریست. تو هرگز زجر ناکامی را نچشیده ای. در محیطی که در تهران پرورش یافته ای، در حلقه ای که اینجا دور خود کشیده ای، نمیتوانی هنرمند بشوی. کسی که در عمرش گرسنگی نکشیده، کسی که از سرما نلرزیده، کسی که شب تا سحر بیخواب نمانده، چگونه ممکن است از سیری، ازگرما، از پرتو آفتاب صبح لذت ببرد.
#چشمهایش
#بزرگ_علوی
صفحه۱۰۶
@book_tips🐞
#تکه_ای_از_کتاب
به من می گفت: «ممکن نیست بتوانی هنرمند قابلی بشوی. آخر این یک سنگلاخ پرخطریست. تو هرگز زجر ناکامی را نچشیده ای. در محیطی که در تهران پرورش یافته ای، در حلقه ای که اینجا دور خود کشیده ای، نمیتوانی هنرمند بشوی. کسی که در عمرش گرسنگی نکشیده، کسی که از سرما نلرزیده، کسی که شب تا سحر بیخواب نمانده، چگونه ممکن است از سیری، ازگرما، از پرتو آفتاب صبح لذت ببرد.
#چشمهایش
#بزرگ_علوی
صفحه۱۰۶
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#تکه_ای_از_کتاب
انسانها الکل مینوشند برای فراموشی، ماری جوآنا مصرف میکنند برای احساس آرامش، و کوکایین و متامفتامین مصرف میکنند برای کسب هشیاری و اطمینان خاطر؛ اکستازی سرخوشی و خلسه میآورد و اِلاِسدی آدم را به هپروت میبرد.
آنچه را برخی امیدوارند با مطالعه یا کار یا تشکیل خانواده بیابند، دیگران میکوشند به شکلی سادهتر با ترکیب تعداد مشخصی از چند مولکول به دست آورند.
این برای نظم اجتماعی و اقتصادی تهدیدی وجودی است و به همین علت است که کشورها به جنگی بیامان و خونین و بینتیجه با جرم و جنایتِ زیست شیمیایی دست میزنند.
#انسان_خداگونه
#یووال_نوح_هراری
صفحه ۵۴
@book_tips🐞
#تکه_ای_از_کتاب
انسانها الکل مینوشند برای فراموشی، ماری جوآنا مصرف میکنند برای احساس آرامش، و کوکایین و متامفتامین مصرف میکنند برای کسب هشیاری و اطمینان خاطر؛ اکستازی سرخوشی و خلسه میآورد و اِلاِسدی آدم را به هپروت میبرد.
آنچه را برخی امیدوارند با مطالعه یا کار یا تشکیل خانواده بیابند، دیگران میکوشند به شکلی سادهتر با ترکیب تعداد مشخصی از چند مولکول به دست آورند.
این برای نظم اجتماعی و اقتصادی تهدیدی وجودی است و به همین علت است که کشورها به جنگی بیامان و خونین و بینتیجه با جرم و جنایتِ زیست شیمیایی دست میزنند.
#انسان_خداگونه
#یووال_نوح_هراری
صفحه ۵۴
@book_tips🐞
سلام
چند روز پيش يكي از همكاران تصويري از يك برگه ي دفترچه ي بيمه برايم فرستاد كه روي آن با خط نستعليق يك بيت شعر زيبا خطاطي شده بود. آن بيت دلنشين اين بيت بود:
دكتر اين بار برايم نم باران بنويس
دو سه شب پرسه زدن توي خيابان بنويس
من ديدم چه بيت زيبايي است و تصميم گرفتم ابياتي به آن اضافه كنم.
حاصل قصيده ي ذيل شد. نامش را هم گذاشتم كلينيك ويژه!
كلينيك ويژه
"دكتر اين بار برايم نم باران بنويس
دو سه شب پرسه زدن توي خيابان بنويس"
دوسه روزي نه! دوسه هفته و شايد هم بيش
"سر" نهادن به در و دشت و بيابان بنويس
عكسي از اين دل پژمرده برايم تو بگير
تستي از سينه ي افسرده ي ياران بنويس
اسكني از دل ريشم بنما جانِ طبيب
عشق تجويز نما، مهر فراوان بنويس
اي حكيم از حسد و حرص تو پرهيزم دهْ
سوپي از سادگي و پاكي انسان بنويس
سايه دستي كه شوم دور ز كين و نخوت
نسخه اي ناب ز بخشيدن آسان بنويس
گاهگاهي تو مرا پيش مشاور بفرست
دست برداشتن از رزق فراوان بنويس
مشي درويشي و آداب قناعت كردن
شادمان زيستن و مسلك رندان بنويس
بنويسيد مرتب بروم كوه و كمر
گاهگاهي سفر نهر لواسان بنويس
يزد بِنْويس كه با جمع رفيقان بروم
سفر دور نشد گردش تهران بنويس
گر ميسّر نشدم خارجه و هند و فرنگ
بهتر از چين و ختن گردش ايران بنويس
نسخه بنويس هوايي بخورد احساسم
سايه ي نارون و زلف پريشان بنويس
به پريشاني احوال و دل زار نگر
طَرْف باغ و چمن و لاله و ريحان بنويس
فصل گرما چو شود توصيه كن آبتني
كرسي و چاي ذغالي به زمستان بنويس
چو بهار آيد و فصل گل و بلبل گردد
سايه ي نسترن و صوت هَزاران بنويس
گاه تجويز نما سوي خراسان بروم
نسخه ي ويژه اي از شاه خراسان بنويس
ز گراني خبرت هست حكيم دانا
لطف فرموده مرا نسخه ي ارزان بنويس
سيدمنصور گتميري
آبان ١٣٩٧
@book_tips 🐞
چند روز پيش يكي از همكاران تصويري از يك برگه ي دفترچه ي بيمه برايم فرستاد كه روي آن با خط نستعليق يك بيت شعر زيبا خطاطي شده بود. آن بيت دلنشين اين بيت بود:
دكتر اين بار برايم نم باران بنويس
دو سه شب پرسه زدن توي خيابان بنويس
من ديدم چه بيت زيبايي است و تصميم گرفتم ابياتي به آن اضافه كنم.
حاصل قصيده ي ذيل شد. نامش را هم گذاشتم كلينيك ويژه!
كلينيك ويژه
"دكتر اين بار برايم نم باران بنويس
دو سه شب پرسه زدن توي خيابان بنويس"
دوسه روزي نه! دوسه هفته و شايد هم بيش
"سر" نهادن به در و دشت و بيابان بنويس
عكسي از اين دل پژمرده برايم تو بگير
تستي از سينه ي افسرده ي ياران بنويس
اسكني از دل ريشم بنما جانِ طبيب
عشق تجويز نما، مهر فراوان بنويس
اي حكيم از حسد و حرص تو پرهيزم دهْ
سوپي از سادگي و پاكي انسان بنويس
سايه دستي كه شوم دور ز كين و نخوت
نسخه اي ناب ز بخشيدن آسان بنويس
گاهگاهي تو مرا پيش مشاور بفرست
دست برداشتن از رزق فراوان بنويس
مشي درويشي و آداب قناعت كردن
شادمان زيستن و مسلك رندان بنويس
بنويسيد مرتب بروم كوه و كمر
گاهگاهي سفر نهر لواسان بنويس
يزد بِنْويس كه با جمع رفيقان بروم
سفر دور نشد گردش تهران بنويس
گر ميسّر نشدم خارجه و هند و فرنگ
بهتر از چين و ختن گردش ايران بنويس
نسخه بنويس هوايي بخورد احساسم
سايه ي نارون و زلف پريشان بنويس
به پريشاني احوال و دل زار نگر
طَرْف باغ و چمن و لاله و ريحان بنويس
فصل گرما چو شود توصيه كن آبتني
كرسي و چاي ذغالي به زمستان بنويس
چو بهار آيد و فصل گل و بلبل گردد
سايه ي نسترن و صوت هَزاران بنويس
گاه تجويز نما سوي خراسان بروم
نسخه ي ويژه اي از شاه خراسان بنويس
ز گراني خبرت هست حكيم دانا
لطف فرموده مرا نسخه ي ارزان بنويس
سيدمنصور گتميري
آبان ١٣٩٧
@book_tips 🐞
این شب ها ؛
چقدر ماه ، زیباتر شده ،
ستاره ها چه قشنگ می خندند ،
جیرجیرک ها چه صدای خوبی دارند ،
و سیاهیِ شب ، چه خواستنی و روح نواز است !
آدم وقتی عاشق باشد ؛
همه چیزِ دنیا برایش زیباست ،
شب که دیگر جایِ خود دارد ... !
نرگس صرافیان طوفان
@book_tips🐞
چقدر ماه ، زیباتر شده ،
ستاره ها چه قشنگ می خندند ،
جیرجیرک ها چه صدای خوبی دارند ،
و سیاهیِ شب ، چه خواستنی و روح نواز است !
آدم وقتی عاشق باشد ؛
همه چیزِ دنیا برایش زیباست ،
شب که دیگر جایِ خود دارد ... !
نرگس صرافیان طوفان
@book_tips🐞
■ صبح را [برای خود] با دیر بیدارشدن کوتاه نکنید؛ بهصبح مانند پنجمین عنصر حیات بنگرید که قدری نیز مقدس است.
#آرتور_شوپنهاور
#در_باب_حكمت_زندگی
@book_tips🐞
#آرتور_شوپنهاور
#در_باب_حكمت_زندگی
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#غلط_ننویسیم
بها / بهاء
بها واژه فارسی وبه معنای قیمت است ودرپایان همزه ندارد .
بنابراین نباید گفت :" بهاء این کتاب هزار ریال است بلکه باید گفت بهای این کتاب هزار ریال است."
اما بهاء با همزه پایانی کلمه عربی وبه معنای فروغ وروشنایی است وبرای اینکه با بهای فارسی اشتباه نشود بهتر است که همزه پایانی آن درنوشتن حفظ شود.
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips🐞
#غلط_ننویسیم
بها / بهاء
بها واژه فارسی وبه معنای قیمت است ودرپایان همزه ندارد .
بنابراین نباید گفت :" بهاء این کتاب هزار ریال است بلکه باید گفت بهای این کتاب هزار ریال است."
اما بهاء با همزه پایانی کلمه عربی وبه معنای فروغ وروشنایی است وبرای اینکه با بهای فارسی اشتباه نشود بهتر است که همزه پایانی آن درنوشتن حفظ شود.
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#سخنان_برگزیده
دستانم را میتوانی ببندی
پاهایم را میتوانی ببندی
دهانم را میتوانی ببندی
اماذهنم را هرگز!
یک روز
از ذهن من، از ذهن تو
از ذهن ما هزاران پرستوی وحشی
به آسمان خواهد پرید..
#ژان_پل_سارتر
@book_tips🐞
#سخنان_برگزیده
دستانم را میتوانی ببندی
پاهایم را میتوانی ببندی
دهانم را میتوانی ببندی
اماذهنم را هرگز!
یک روز
از ذهن من، از ذهن تو
از ذهن ما هزاران پرستوی وحشی
به آسمان خواهد پرید..
#ژان_پل_سارتر
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
میان پرواز تا پرتاب تفاوت از زمین تا آسمان است، پرواز که کنی، آنجا میرسی که خودت می خواهی، پرتابت که کنند، آنجا می روی که آنان می خواهند. پس پرواز را بیاموز. پرنده ای که پرواز بلد نیست، به قفس می گوید تقدیر...
@book_tips🐞
میان پرواز تا پرتاب تفاوت از زمین تا آسمان است، پرواز که کنی، آنجا میرسی که خودت می خواهی، پرتابت که کنند، آنجا می روی که آنان می خواهند. پس پرواز را بیاموز. پرنده ای که پرواز بلد نیست، به قفس می گوید تقدیر...
@book_tips🐞
🍂🌺 یادآوری 🌺🍂
مطالعه سهم روزچهاردهم کتاب «چشمهایش »
تعداد صفحات: 213صفحه
سهم روزانه:8صفحه
از صفحه 109تا 117
97/9/24
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
مطالعه سهم روزچهاردهم کتاب «چشمهایش »
تعداد صفحات: 213صفحه
سهم روزانه:8صفحه
از صفحه 109تا 117
97/9/24
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
🍃🌺🍃
این روزها قاب یک لبخند بردیوار سرزمین من کم است ؛
کبوترهای شادی در قفس ها زندانی شده اند و هر روز فصل تازه ای از غم در فصلی سرد ورق می خورد ...
بارانی نیست که بشوید ؛
زمستانیست عجب سرد و غمگین و آسمانی بغض آلود که نمی بارد از سر غرور...
آرزوهایمان زیر آوارو به دست دریا ربوده شده ؛کبوترهای شادی را آب و دانه کنیم تا نشود عادت غم ،
شاید در پایان این دریای آتش ساحلی آرام به انتظارمان نشسته باشد...
ناهید_آقاطبا
@book_tips🐞
این روزها قاب یک لبخند بردیوار سرزمین من کم است ؛
کبوترهای شادی در قفس ها زندانی شده اند و هر روز فصل تازه ای از غم در فصلی سرد ورق می خورد ...
بارانی نیست که بشوید ؛
زمستانیست عجب سرد و غمگین و آسمانی بغض آلود که نمی بارد از سر غرور...
آرزوهایمان زیر آوارو به دست دریا ربوده شده ؛کبوترهای شادی را آب و دانه کنیم تا نشود عادت غم ،
شاید در پایان این دریای آتش ساحلی آرام به انتظارمان نشسته باشد...
ناهید_آقاطبا
@book_tips🐞
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_نرم_افزار
Persian Dictionary
معرفی و آموزش نحوه استفاده از نرم افزار دیکشنری و قابلیتهای فوق العاده اش،
قسمت اول
@book_tips 🐞
Persian Dictionary
معرفی و آموزش نحوه استفاده از نرم افزار دیکشنری و قابلیتهای فوق العاده اش،
قسمت اول
@book_tips 🐞
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_نرم_افزار
Persian Dictionary
معرفی و آموزش نحوه استفاده از نرم افزار دیکشنری و قابلیتهای فوق العاده اش،
قسمت دوم
@book_tips 🐞
Persian Dictionary
معرفی و آموزش نحوه استفاده از نرم افزار دیکشنری و قابلیتهای فوق العاده اش،
قسمت دوم
@book_tips 🐞
میگویند آقا محمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک روباه میتاخته، بعد آن بیچاره را میگرفته و دور گردنش، زنگولهای آویزان میکرده و بعد رهایش میکرده.
تا اینجا ظاهراً مشکلی نیست. البته که روباه بسیار دَویده، وحشت کرده، اما زنده است؛ هم جانش را دارد، هم دُمش و هم پوستش، میماند آن زنگوله!
از این به بعد روباه هر جا که برود، زنگوله توی گردنش صدا میکند.
دیگر نمیتواند شکار کند، چون صدای زنگوله، شکار را فراری میدهد. بنابراین گرسنه میماند.
صدای زنگوله، جفتش را هم فراری میدهد، پس تنها میماند.
از همه بدتر، صدای زنگوله، خود روباه را آشفته میکند و آرامش را از او میگیرد.
این همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش میآورد. فکر و خیال رهایش نمیکند.
زنگولهای از افکار منفی، دور گردنش قلاده میکند. بعد خودش را گول میزند و فکر میکند که آزاد است، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آنها را با خودش میبرد. آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای یک زنگوله!
راستی هر یک از ما چقدر اسیر این زنگوله هستیم؟
داود همراز (پورعبداله )
@book_tips 🐞
تا اینجا ظاهراً مشکلی نیست. البته که روباه بسیار دَویده، وحشت کرده، اما زنده است؛ هم جانش را دارد، هم دُمش و هم پوستش، میماند آن زنگوله!
از این به بعد روباه هر جا که برود، زنگوله توی گردنش صدا میکند.
دیگر نمیتواند شکار کند، چون صدای زنگوله، شکار را فراری میدهد. بنابراین گرسنه میماند.
صدای زنگوله، جفتش را هم فراری میدهد، پس تنها میماند.
از همه بدتر، صدای زنگوله، خود روباه را آشفته میکند و آرامش را از او میگیرد.
این همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش میآورد. فکر و خیال رهایش نمیکند.
زنگولهای از افکار منفی، دور گردنش قلاده میکند. بعد خودش را گول میزند و فکر میکند که آزاد است، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آنها را با خودش میبرد. آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای یک زنگوله!
راستی هر یک از ما چقدر اسیر این زنگوله هستیم؟
داود همراز (پورعبداله )
@book_tips 🐞