Book_tips
21.9K subscribers
7.06K photos
2.34K videos
68 files
592 links
اهدای کتاب اهدای کلمه است.
کلمات نور هستند، باعث می‌شوند زندگی را بهتر ببینیم.

ارتباط با ادمین
@zarnegar503
@Lady_bug_33

تبلیغات
@booktips_ads


❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016

زاپاس
https://t.me/+ZYkaFxh2tAoyMjNk
Download Telegram
خدا ی زمان‌بندی کاملی داره،


نه دیر، نه زود،

فقط مقداری صبر و ایمان لازم است.


ولی ارزش انتظار کشیدن را دارد.

@book_tips 🐞
Book_tips pinned «دوستان عزیز و گرامی ،به یاری و همت شما عزیزان مطالعه هفتمین کتاب هم به پایان رسید.هشتمین کتاب را جهت مطالعه این ماه انتخاب کنید❤️🌺❤️ anonymous poll 2.چشمهایش،بزرگ علوی – 246 👍👍👍👍👍👍👍 50% 4. جستارهایی در باب عشق، آلن دوباتن – 149 👍👍👍👍 30% 3.اتاق شماره6 ،آنتون…»
🍃🌺🍃

#معرفی_کتاب
#مادر

«مادر» در سال ۱۹۰۲ طرح‌ریزی شد و در ۱۹۰۶ روی کاغذ آمد و این زمانی بود که نهضت کارگری، بر بستر اندیشه‌های کارل مارکس و بر پایه‌ی تفکرات لنین، تازه داشت می‌رویید و می‌بالید و پخته می‌شد. داستان از شهرکی کوچک، در کنار کارخانه‌ای آغاز می‌شود و به شرح زندگانی معمولی مردم آن‌جا می‌پردازد. نخستین شخصیت داستان، شوهر «مادر» است؛ مردی که جز مست کردن و کتک زدن خانواده‌اش، به‌سختی به کار دیگری می‌پردازد. مرگ این شخصیت، پایان نخستین فصل کتاب است و در همین خلال، درست وسط خانواده‌ای کارگر و کاملاً عامی و عادی، جا خوش کرده‌ایم. تنها پسر این خانواده، با خطاب کردن پدرش و گفتن تک‌جمله‌ای به‌یادماندنی، به ما معرفی می‌شود:
«به من دست نزنی‌ها!»

كتاب «مادر». اين كتاب يكي از تاثير گذار ترين كتاب‌هاي گوركي در ادبيات ماركسيستي محسوب مي‌شه، اين كتاب الان در ايران چاپ ميشود اما قبل از انقلاب ممنوع بود. برخي از منتقدين آثار گوركي «مادر» رو تنها اثر انقلابي(يا به عبارتي سياسي) اين نويسنده مي‌دانند

@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#معرفی_کتاب
#چشمهایش

چشمهایش نام رمانی از بزرگ علوی است که برای نخستین بار در سال 1331 خورشیدی منتشر شد. بزرگ علوی در این رمان روش استعلام و استشهاد را به کار برده، بدین‌گونه که قطعات پراکندهٔ یک ماجرا را کنار هم گذاشته و از آن طرحی کلی آفریده است که برحدس و گمان تکیه دارد این شیوه بیشتر در ادبیات پلیسی معمول است. برخی معتقدند این رمان و شخصیت استاد ماکان، با الهام از زندگانی کمال‌الملک نگاشته شده‌است و گروهی دیگر آن را شرح حالی از زندگی تقی ارانی می‌دانند

《خلاصه ای از داستان چشمهایش》

استاد ماکان نقاش بزرگ که یک مبارز سیاسی علیه دیکتاتوری رضا شاه است در تبعید درمی‌گذرد. یکی از آثار باقی‌مانده از او، پرده‌ای است به‌نام «چشمهایش»، چشم‌های زنی که گویا رازی را در خود پنهان کرده‌است. راوی داستان که ناظم مدرسه و نمایشگاه آثار استاد ماکان است، سخت کنجکاو است راز این چشم‌ها را دریابد. بنا بر این سعی می‌کند زن در تصویر را بیابد و از ارتباط او با استاد ماکان بپرسد. پس از سال‌ها ناظم زن مورد نظر را می‌یابد و در خانهٔ او با هم گفتگو می‌کنند. زن به او می‌گوید که او دختری از خاندانی ثروتمند بوده‌است و به خاطر زیبایی‌اش توجه مردان بسیاری را جلب خود می‌کرده اما آن‌ها برای او سرگرمی‌ای بیش نبودند و تنها استاد ماکان بود که توجهی به زیبایی و جاذبه‌اش نداشته‌است. زن برای جلب توجه استاد با تشکیلات مخفی سیاسی زیر نظر استاد همکاری می‌کند اما استاد نه فداکاری او را جدی می‌گیرد و نه احساسات و عشق او را درمی‌یابد. در آخر استاد توسط پلیس دستگیر می‌شود و زن به درخواست ازدواج رئیس شهربانی که از خواستاران قدیمی او بوده‌است به شرط نجات استاد از مرگ پاسخ مثبت می‌دهد. استاد به تبعید می‌رود و هرگز از فداکاری زن آگاه نمی‌شود. در تبعید پردهٔ چشمهایش را می‌کشد، چشم‌هایی که زنی مرموز اما هوس‌باز و خطرناک را نمایان می‌کند. زن می‌داند که استاد هرگز او را نشناخته است و این چشم‌ها از آن او نیست

@book_tips🐞
🍃🌺🍃

#معرفی_کتاب
#اتاق_شماره_شش
کتاب اتاق شماره ۶ اثر داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس روسی آنتوان چخوف است که در زمان حیاتش بیش از ۷۰۰ اثر ادبی خلق کرد

دکتر آندره یفیمیچ در جوانی به علوم دینی بسیار علاقه‌مند بود؛ ولی به دلیل مخالفت پدرش، در رشته پزشکی تحصیل کرد. یکی از بیماران اتاق شماره ۶ فردی است که قبلا وکیل دادگستری بوده است. دکتر یفیمیچ به این بیمار نزدیک می‌شود و پای صحبت او می‌نشیند. می‌توان گفت آن‌ها با همدیگر درد دل می‌کنند و از رابطه دکتر و بیمار خارج شده‌اند.

روزی که یک دکتر جدید وارد تیمارستان می‌شود، دکتر یفیمیچ را در حال گفت‌‌وگویی گرم با وکیل دادگستری می‌بیند و به این شک دچار می‌شود که ممکن است خود دکتر یفیمیچ نیز دیوانه شده باشد. از این رو مسئولان دکتر یفیمیچ را به بهانه‌ای فرامی‌خوانند و از او سوال‌هایی می‌کند تا ببیند آیا دکتر یفیمیچ هنوز هوش و حواس درست دارد یا نه. اتفاقات اصلی کتاب را می‌توان از اینجا به بعد شاهد بود

در این کتاب یک سر سیاه و تاریک تنها یک نقطه روشن وجود داشت و آن دوستی دو انسان اندیشمند با دو نگاه به هستی در جامعه‌ای غیرانسانی بود. متاسفم که این نیز با سرکوب‌های بی جا به بن بست رسید. پایان تلخ کتاب یادآور سوالی بود که مدت‌ها قبل در ذهنم ته نشین شده بود. اینکه چرا دردهای بشر را راه پایانی نیست
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#معرفی_کتاب
#جستارهایی_در_باب_عشق


کتاب جستارهایی در باب عشق با عنوان اصلی Essays in love اثر برجسته و شناخته شده‌ی آلن دوباتن است که با نگاهی فلسفی موضوع عشق را زوایای مختلف مورد بررسی قرار می‌دهد.

یکی از هنرهای آلن دوباتن این است که یک موضوع را انتخاب می‌کند و از نظر ادبیات، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و فلسفی تحلیل می‌کند و توضیح می‌دهد که هر کدام از این موارد چه بازتاب‌‌هایی دارند و سرانجام، عاقبت کار به کجا می‌انجامد.

برای پشت جلد کتاب جستارهایی در باب عشق قسمتی جالب و پرکشش که ممکن است هر نوع مخاطبی را جذب خودش بکند از متن کتاب انتخاب شده است

کتاب جستارهایی در باب عشق یک کتاب مهم و حتی ضروری در رابطه با عشق است که پیشنهاد می‌کنیم حتما آن را مطالعه کنید. (فرقی نمی‌کند که هم‌اکنون درگیر رابطه عاشقانه هستید و یا در آینده قصد دارید وارد یک رابطه عاشقانه شوید، به هر حال ما خواندن این کتاب را توصیه می‌کنیم.) آلن دوباتن کتاب مهم دیگری درباره عشق به نام سیر عشق نیز دارد که در کنار خواندن این کتاب به شدت پیشنهاد می‌شود. در کتاب سیر عشق دوباتن به بررسی زندگی یک زوج از ابتدای آشنایی آن‌ها با همدیگر می‌پردازد و در مسیر زندگی، هر اتفاق مهمی که برای آن‌ها پیش بیاید را تحلیل و بررسی می‌کند

خلاصه کتاب جستارهایی در باب عشق
ماجرای این کتاب درباره زن و مردی است که به طور اتفاقی در پروازی کنار هم قرار می‌گیرند و پس از اینکه گفت‌و‌گویی کاملا عادی میان آن‌ها شکل می‌گیرد، بیشتر به هم توجه می‌کنند و بعد از پایان پرواز نیز تصمیم می‌گیرند همدیگر را ملاقات کنند.



که این دو نفر بیشتر با هم آشنا می‌شوند، سعی می‌کنند همدیگر را تحت‌تاثیر قرار دهند و کارهایی برای هم انجام دهند. رفته رفته عاشق می‌شوند و دیگر جنبه‌های این رابطه خود را نمایان می‌کند. درگیری‌ها و فراز و نشیب‌هایی را تجربه می‌کنند و… آلن دوباتن نیز در این مسیر از ابتدا همه‌ی رفتارها، احساسات، واکنش‌ها و هرآنچه را که در یک رابطه عاشقانه مهم و قابل توجه باشد زیر نظر می‌گیرد و به بررسی آن می‌پردازد.

@book_tips🐞
هیچ آسانسوری برای موفقیت وجود ندارد.


باید پله به پله به موفقیت رسید.


@book_tips 🐞
شهری که بیشترین ساخت و ساز جهان را دارد.
طبق آمار تا حدودا 3سال پیش24% از تمامی جرثقیل های برجی جهان دردبی هستند
این امار اکنون به نزدیک۱/۴ تمام جرثقیلهای جهان رسیده

@book_tips 🐞
قطره های ڪوچڪ آب
اقیانوسِ بزرگ را می سازند !

دانه های ڪوچڪ شن ساحلِ زیبا را ...

لحظه هایِ ڪوتاه
شاید بی ارزش به نظر برسند
اما زندگی را می سازند

@book_tips🐞
( مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً ۚ وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ )

البقرة (245) Al-Baqara

کیست که به خدا قرض دهد قرض نیکو تا آن را برای او چندین برابر کند؟ و خداوند است که (روزی بندگان را) تنگ و گشاده می سازد، و به سوی او باز گردانده می شوید.
#کلام_پروردگار
@book_tips🐞
🍃🌺🍃

نه تنها پزشکی، مهندسی و نقاشی هنر است، بلکه زیستن نیز خود هنر است و در حقیقت مهم‌ترین و در عین‌حال مشکل‌ترین و پیچیده‌ترین هنری است که انسان تجربه می‌کند. هدف این هنر، انجام کار به‌خصوصی نیست، بلکه هدف آن، زندگیِ شایانِ تحسین و پرورش استعدادهای ذاتی است. در پهنهٔ هنرِ زیستن، انسان هم هنرمند است و هم محصول هنر، هم پیکرتراش است و هم سنگ مرمر، هم پزشک است و هم بیمار...

#انسان_برای_خویشتن
#اریک_فروم
@book_tips🐞
کهن‌ترین تصویر از فردوسی

مربوط به سال ۷۴۱ قمری،
که در شاهنامه نسخه قوام ‌الدین حسن وزیر آمده ‌است و در ژنو نگهداری می‌شود.
‏فردوسی نفر اول از سمت چپ و سه نفر دیگر هم عبارتند از فرخی، عنصری، و عسجدی، شاعران دربار مخصوص سلطان محمود غزنوی!

@book_tips🐞
🍂🌺 یادآوری 🌺🍂

مطالعه سهم روز بیست و هشتم کتاب «عقاید یک دلقک »

تعداد صفحات: 351صفحه
سهم روزانه:12صفحه.
صفحه 330 تا 342

97/9/9
@book_tips 🐞

🍂🌺🍂
🍃🌺🍃

#تکه_ای_از_کتاب

بخشی از پریشانی تو،ناشی از یک خشم مدفون شده است.
چیزی در تو هست،نوعی ترس و کم رویی، که اجازه ی ابراز خشمت را نمیدهد.
به جای آن به فروتنی ات می نازی!نوعی پاکدامنی اجباری برای خود پدید آورده ای:
احساسات را در عمق مدفون می کنی،و چون دیگر خشمی را تجربه نمیکنی،تصور میکنی یک قدیسی!
فرو خوردن خشم، انسان را بیمار می کند.

#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_دی_یالوم


@book_tips🐞
جمعه آرامش

هیچ زمان مثل امروز ، جمعه را دوست نمیدارم.
 بی دغدغه و در فراغ بال ، نشسته ام در خانه. پنجره ها را باز کرده ام تا نور آفتاب در تمام زوایای خانه بدود ...

نشسته ام به دور از هیاهوی بیرون  و همه دل نگرانی ها و افسوس ها و ترس ها را از خود بیرون کرده ام و در خلسه آرام اکنون ، نفس میکشم و به این می اندیشم که چرا میگویند جمعه ها دلگیر است؟ چرا میگویند  عصر جمعه ها غم انگیز است ؟
 به گمانم جمعه یعنی سکون در سطح  و غوطه وری سرمستانه و لذتبخش در اعماق وجود..

وقتی به انسان با تمام کمبودها و توانایی هایش ایمان بیاوریم و باور کنیم محدویتهای زمان و مکان و عالم ماده را ، و با شکیبایی بپذیریم ، وقتی حقیقت را باور کنیم آنچنان که هست ، عریان و درخشان، بدون اینکه لباسی از تزویر و خودفریبی بر آن بپوشانیم  ، وقتی دست از اسطوره و افسانه سرایی برداریم و قبول کنیم که ما موجود دوپا ، گونه ای از میلیونها گونه روی زمین ، بیش نیستیم ، دیگر هیچ چیز نمیتواند ما را غمگین کند آنچنان که نتوانیم شاد زیست کنیم مانند سایر گونه های حیات و ما چه کم از باکتری خوشحال کف اقیانوس آرام داریم یا قناری عاشق بر شاخه درخت...

کلید "در" زندگی شاد گونه ، تسلیم و پذیرش واقعیت و تلاش برای فهم حقایق است !

جمعه تان آرام و دلپذیر.

فاطمه جرفی
#یار_بوک_تیپس

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#غلط_ننویسیم

برائت / براعت

این دوکلمه را نباید باهم اشتباه کرد. برائت به معنای بیگناهی وپاکدامنی است اما براعت به معنای کمال فضل وادب وبرتری بردیگران به علم است.
#کتاب_غلط_ننویسیم
     #عبدالحسن_نجفی

@book_tips🐞
بادکنک رو که زیاد باد کنی، اول تو صورت خودت میترکه…

هیچوقت زیادی از کسی بُت نساز…!



@book_tips🐞
یه چیزی که خیلی روم تأثیر گذاشت این خانومه بود که بغلم نشسته بود و همه ش گریه می‌کرد. آدم فکر می‌کرد چون آدم مهربونیه داره گریه میکنه ولی از این خبرا نبود. من بغلش نشسته بودم و خوب می دونم. یه بچه همراهش بود که طفلک خیلی خسته شده بود و می‌خواست بره دستشویی ولی خانوم هی بهش می‌گفت آروم بگیره و مواظب رفتارش باشه. اندازه یه گرگ مهربون بود. بعضی‌ها اینطورین واسه یه فیلم چرت و پرت اشک میریزن ولی تو بیشتر موارد حرومزاده های پستن !

 #جی_دی_سلینجر
ناطور دشت

@book_tips 🐞
گاهی اشک، از لبخند با ارزش تر است،

چون لبخند را به هر کسی میتوانی هدیه کنی، اما اشک را فقط برای کسی میریزی، که نمیخواهی او را از دست بدهی…

@book_tips🐞
شما خوشحالی را نمی توانيد بخريد ،
اما كتاب را چرا ؛
و این‌ها هر دو از يک جنس هستند ...

@book_tips🐞