■ همیشه سکوت نشانه تایید حرف طرف مقابل نیست
گاهی نشانه قطع امید از سطح شعور اوست
#میشل_فوکو
@book_tips🐞
گاهی نشانه قطع امید از سطح شعور اوست
#میشل_فوکو
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم
به جایی دیگر بروم که درخش چیزی
از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد.
جلوتر رفتم تا به شیء درخشان رسیدم.
نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است،
با خودم فکر کردم در زندگی چند بار
چیزهای بی ارزش من را فریب داده
و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است
و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است.
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم
واقعا می فهمیدم که بی ارزش است
یا سالها حسرت آن را میخوردم!
#پائولو_کوئلیو
@book_tips🐞
در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم
به جایی دیگر بروم که درخش چیزی
از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد.
جلوتر رفتم تا به شیء درخشان رسیدم.
نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است،
با خودم فکر کردم در زندگی چند بار
چیزهای بی ارزش من را فریب داده
و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است
و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است.
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم
واقعا می فهمیدم که بی ارزش است
یا سالها حسرت آن را میخوردم!
#پائولو_کوئلیو
@book_tips🐞
🍂🌺 یادآوری 🌺🍂
مطالعه سهم روز بیست و چهارم کتاب «عقاید یک دلقک »
تعداد صفحات: 351صفحه
سهم روزانه:12صفحه.
صفحه 282 تا294
97/9/5
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
مطالعه سهم روز بیست و چهارم کتاب «عقاید یک دلقک »
تعداد صفحات: 351صفحه
سهم روزانه:12صفحه.
صفحه 282 تا294
97/9/5
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
Forwarded from Book_tips (Azar)
🍃🌺🍃
متني قابل تأمل .....
من مي توانم خوب،بد،خائن،وفادار،فرشته خو يا شيطان صفت باشم،
من مي توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم،
من مي توانم سكوت كنم ، نادان يا داناباشم،
زيرا من يك انسانم و اينها صفات انساني است.
و تو هم به ياد داشته باش، من نبايد چيزي باشم كه تو مي خواهي
من را خودم از خودم ساخته ام ،تو را ديگري بايد برايت بسازد.
وتوهم به ياد داشته باش: مني كه من از خود ساخته ام ،آمال من است ،
تويي كه تو از من مي سازي آرزوهايت يا كمبودهايت هستند.
#گاندی
@book_tips🐞
متني قابل تأمل .....
من مي توانم خوب،بد،خائن،وفادار،فرشته خو يا شيطان صفت باشم،
من مي توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفر باشم،
من مي توانم سكوت كنم ، نادان يا داناباشم،
زيرا من يك انسانم و اينها صفات انساني است.
و تو هم به ياد داشته باش، من نبايد چيزي باشم كه تو مي خواهي
من را خودم از خودم ساخته ام ،تو را ديگري بايد برايت بسازد.
وتوهم به ياد داشته باش: مني كه من از خود ساخته ام ،آمال من است ،
تويي كه تو از من مي سازي آرزوهايت يا كمبودهايت هستند.
#گاندی
@book_tips🐞
شب داستان زندگی ماست
گاهی پرنور
گاهی کم نورمیشود
امابخاطر بسپار
هرآفتابی غروبی دارد
وهرغروبی طلوعی....
شب خوش
@book_tips🐞
گاهی پرنور
گاهی کم نورمیشود
امابخاطر بسپار
هرآفتابی غروبی دارد
وهرغروبی طلوعی....
شب خوش
@book_tips🐞
چه زيباست كه چون صبح، پيام ظفر آريم
گل سرخ،
گل نور،
ز باغ سحر آريم.
چه زيباست، چو خورشيد،
درافشان و درخشان
زآفاق پر از نور، جهان را خبر آريم
#فریدون_مشيري
@book_tips🐞
گل سرخ،
گل نور،
ز باغ سحر آريم.
چه زيباست، چو خورشيد،
درافشان و درخشان
زآفاق پر از نور، جهان را خبر آريم
#فریدون_مشيري
@book_tips🐞
در سال ۱۹۵۸ وقتی اصلاحیه قانون
اساسی سوئیس در موضوع عدالت
اجتماعی در حال بررسی بود، رییس
مجلس قانون اساسی در رستورانی
شاهد داستان زیر بود که مسیر بررسی
را تغییر داد و امروز سوئیس بالاترین
سطح عدالت اجتماعی را در دنیا برای
ملت خود یدک میکشد
او میگوید؛ در میز مجاور من مردی يک
ساندويچ برای دوتا پسر كوچيكش گرفت؛
گذاشت روی ميز،
به اولی گفت: تو نصف كن!
و به دومی گفت: "و تو انتخاب كن!
مات و مبهوت نحوه ی تربيت
وعدالت اين مرد شدم!!
يعنی اگه اولى يک وقت عمدا نامساوى
نصف كند، دومى حق داشته باشد كه
اول انتخاب كند!
فهمیدم که قانون پدر است دولت پسر اول
و ملت پسر دوم و تا امروز این تجربه
در همه ارکان سوئیس حاکم است...
@book_tips 🐞
اساسی سوئیس در موضوع عدالت
اجتماعی در حال بررسی بود، رییس
مجلس قانون اساسی در رستورانی
شاهد داستان زیر بود که مسیر بررسی
را تغییر داد و امروز سوئیس بالاترین
سطح عدالت اجتماعی را در دنیا برای
ملت خود یدک میکشد
او میگوید؛ در میز مجاور من مردی يک
ساندويچ برای دوتا پسر كوچيكش گرفت؛
گذاشت روی ميز،
به اولی گفت: تو نصف كن!
و به دومی گفت: "و تو انتخاب كن!
مات و مبهوت نحوه ی تربيت
وعدالت اين مرد شدم!!
يعنی اگه اولى يک وقت عمدا نامساوى
نصف كند، دومى حق داشته باشد كه
اول انتخاب كند!
فهمیدم که قانون پدر است دولت پسر اول
و ملت پسر دوم و تا امروز این تجربه
در همه ارکان سوئیس حاکم است...
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت، جنازه اش را روی میز کارم پیدا کردم.
یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.
در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است.
با خودم شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم.
غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام!
شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد.
من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته.
شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم.
شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند.
شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند.
شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند.
مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند…
مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی حرکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخاستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست…
بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم:
کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است.
کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی.
کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی.
کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی.
آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که:
عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم.
نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ.
بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد…
#محمدرضا_شعبانعلی
@book_tips 🐞
دیروز پس از یک هفته که مگسی در خانه ام میگشت، جنازه اش را روی میز کارم پیدا کردم.
یک هفته بود که با هم زندگی میکردیم. شبها که دیر میخوابیدم، تا آخرین دقیقه ها دور سرم میچرخید. صبح ها اگر دیر از خواب بیدار می شدم، خبری از او هم نبود. شاید او هم مانند من، سر بر کتابی گذاشته و خوابیده بود.
در گشت و گذار اینترنتی، متوجه شدم که عمر بسیاری از مگس های خانگی در دمای معمولی حدود ۷ تا ۲۱ روز است.
با خودم شمردم. حدود ۷ روز بود که این مگس را میدیدم. این مگس قسمت اصلی یا شاید تمام عمرش را در خانه ی من زندگی کرده بود. احساسم نسبت به او تغییر کرد. به جسدش که بیجان روی میز افتاده بود، خیره شده بودم.
غصه خوردم. این مگس چه دنیای بزرگی را از دست داده است. لابد فکر میکرده «دنیا» یک خانه ی ۵۰ متری است که روزها نور از «ماوراء» به درون آن می تابد و شبها، تاریکی تمام آن را فرا میگیرد. شاید هم مرا بلایی آسمانی میدیده که به مکافات خطاهایش، بر او نازل گشته ام!
شاید نسبت آن مگس به خانه ی من، چندان با نسبت من به عالم، متفاوت نباشد.
من مگس های دیگر خانه ام را با این دقت نگاه نکرده ام. شاید در میان آنها هم رقابت برای اینکه بر کدام طبقه کتابخانه بنشینند وجود داشته.
شاید در میان آنها هم مگس دانشمندی بوده است که به دیگران «تکامل» می آموخته و میگفته که ما قبل از اینکه «بال» در بیاوریم، شبیه این انسانهای بدبخت بوده ایم.
شاید به تناسخ هم اعتقاد داشته باشند و فکر کنند در زندگی قبلی انسانهایی بوده اند که در اثر کار نیک، به مقام «مگسی» نائل آمده اند.
شاید برخی از آنها فیلسوف بوده باشند. شاید در باره فلسفه ی زندگی مگسی، حرف ها گفته و شنیده باشند.
شاید برخی از آنها تمام عمر را با حسرت مهاجرت به خانه ی همسایه سر کرده باشند.
مگسی را یادم میآید که تمام یک هفته ی عمرش را پشت شیشه نشسته بود به امید اینکه روزی درها باز شود و به خانه ی همسایه مهاجرت کند…
مگس دیگری را یادم آمد که تمام هفت روز عمرش را بی حرکت بر سقف دستشویی نشسته بود. تو گویی که فکر میکرد با برخاستن از سقف، سقوط خواهد کرد. یا شاید از ترس اینکه بیرون این اتاق بسته ی محبوس، جهنمی برپاست…
بالای سر مگس مرده نشستم و با او حرف زدم:
کاش میدانستی که دنیا بسیار بزرگ تر از این خانه ی کوچک است.
کاش جرأت امتحان کردن دنیاهای جدید را داشتی.
کاش تمام عمر هفت روزه ی خود را بر نخستین دانه ی شیرینی که روی میز من دیدی، صرف نمیکردی.
کاش لحظه ای از بال زدن خسته نمیشدی، وقتی که قرار بود برای همیشه اینجا روی این میز، متوقف شوی.
آن مگس را روی میزم نگاه خواهم داشت تا با هر بار دیدنش به خاطر بیاورم که:
عمر من در مقایسه با عمر جهان از عمر این مگس نیز کوتاه تر است. شاید در خاطرم بماند که دنیا، بزرگتر و پیچیده تر از چیزی است که می بینم و می فهمم. شاید در خاطرم بماند که بر روی نخستین شیرینی زندگی، ماندگار نشوم.
نمیخواهم مگس گونه زندگی کنم. بر می خیزم. دنیا را میگردم و به خاطر خواهم سپرد که عمر کوتاه است و دنیا، بزرگ.
بزرگتر و متنوع تر از چیزی که چشمانم، به من نشان میدهد…
#محمدرضا_شعبانعلی
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
فلسفه در يک اتاق سياه به دنبال یک گربه سياه است.
متافيزيک در یک اتاق سياه به دنبال گربه سياهيست كه وجود ندارد.
علم در يك اتاق سياه با چراغ قوه به دنبال یک گربه سياه است.
خرافات در يك اتاق سياه درحالى كه به دنبال گربه سياهى كه وجود ندارد مىگردد، مرتب فرياد ميزند: پيدايش كردم !
@book_tips🐞
فلسفه در يک اتاق سياه به دنبال یک گربه سياه است.
متافيزيک در یک اتاق سياه به دنبال گربه سياهيست كه وجود ندارد.
علم در يك اتاق سياه با چراغ قوه به دنبال یک گربه سياه است.
خرافات در يك اتاق سياه درحالى كه به دنبال گربه سياهى كه وجود ندارد مىگردد، مرتب فرياد ميزند: پيدايش كردم !
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#غلط_ننویسیم
اَقشار
این کلمه در سالهای اخیر به عنوان جمع قشر رایج شده است در عربی به کار نمی رود واستعمال آن غلط است جمع قشر در عربی قشور است که در فارسی مستعمل نیست به جای آن می توان گفت "قشرها".
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips🐞
#غلط_ننویسیم
اَقشار
این کلمه در سالهای اخیر به عنوان جمع قشر رایج شده است در عربی به کار نمی رود واستعمال آن غلط است جمع قشر در عربی قشور است که در فارسی مستعمل نیست به جای آن می توان گفت "قشرها".
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips🐞
🍂🌺 یادآوری 🌺🍂
مطالعه سهم روز بیست و پنجم کتاب «عقاید یک دلقک »
تعداد صفحات: 351صفحه
سهم روزانه:12صفحه.
صفحه 294 تا306
97/9/6
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
مطالعه سهم روز بیست و پنجم کتاب «عقاید یک دلقک »
تعداد صفحات: 351صفحه
سهم روزانه:12صفحه.
صفحه 294 تا306
97/9/6
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
. " هیچ گاه "
به خاطر " هیچ کس "
دست از " ارزشهایت " نکش؛
چون ... زمانی که آن فرد از تو دست بکشد؛
تو می مانی و یک " منِ " بی ارزش ...!
@book_tips🐞
به خاطر " هیچ کس "
دست از " ارزشهایت " نکش؛
چون ... زمانی که آن فرد از تو دست بکشد؛
تو می مانی و یک " منِ " بی ارزش ...!
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#تکه_ای_از_کتاب
وقتی فردی شما را آزار می دهد، شما را کوچک می کند و اجازه نمی دهد شما در بهترین حالتی که می توانید باشید و دائما حال شما را می گیرد، دیگر جایی برای احساساتی بودن نمی ماند. احساسات درخور عشق و مهربانی است، درخور کسانی ست که اهرم های مثبتی در زندگی شما هستند. احساسات خود را برای کسانی نگه دارید که نسبت به شما با مهربانی و احترام و منزلت رفتار می کنند. احساساتتان را خرج کسانی که سعی در تخریب شما دارند و نمی خواهند به شما اجازه رشد دهند، نکنید
#لیلیان_گلاس
#آدمهای_سمی
@book_tips🐞
#تکه_ای_از_کتاب
وقتی فردی شما را آزار می دهد، شما را کوچک می کند و اجازه نمی دهد شما در بهترین حالتی که می توانید باشید و دائما حال شما را می گیرد، دیگر جایی برای احساساتی بودن نمی ماند. احساسات درخور عشق و مهربانی است، درخور کسانی ست که اهرم های مثبتی در زندگی شما هستند. احساسات خود را برای کسانی نگه دارید که نسبت به شما با مهربانی و احترام و منزلت رفتار می کنند. احساساتتان را خرج کسانی که سعی در تخریب شما دارند و نمی خواهند به شما اجازه رشد دهند، نکنید
#لیلیان_گلاس
#آدمهای_سمی
@book_tips🐞
تلخ مًنم،
همچون چایِ سرد
که ساعات طولانی نگاهش کرده باشی،
و ننوشیدِ باشی،
تلخ منم!
چایِ سرد که هیچ کس ندارد
هوسش را.....
#سید_علی_صالحی
@book_tips 🐞
همچون چایِ سرد
که ساعات طولانی نگاهش کرده باشی،
و ننوشیدِ باشی،
تلخ منم!
چایِ سرد که هیچ کس ندارد
هوسش را.....
#سید_علی_صالحی
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
دلم یک کلبه میخواهد،
برای حال امروزم...
برای قلب پروانه،
مثال شمع میسوزم ....
عجب حال خوشی دارم،
من واین حال رویایی...
خدایاشُکرمیگویم،
چه دنیایی،چه دنیایی....
دلم یک کلبه می خواهد،
یه فنجان چای آویشن.....
مرورخاطرات خوب،
چه غوغایی شده درمن.....
دلم یک کلبه می خواهد.....
@book_tips🐞
دلم یک کلبه میخواهد،
برای حال امروزم...
برای قلب پروانه،
مثال شمع میسوزم ....
عجب حال خوشی دارم،
من واین حال رویایی...
خدایاشُکرمیگویم،
چه دنیایی،چه دنیایی....
دلم یک کلبه می خواهد،
یه فنجان چای آویشن.....
مرورخاطرات خوب،
چه غوغایی شده درمن.....
دلم یک کلبه می خواهد.....
@book_tips🐞
اگر همگی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم، نخستین چیزی که در جهان از بین می رفت عشق بود.
#برتراند_راسل
@book_tips🐞
#برتراند_راسل
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#غلط_ننویسیم
امپراتور
از کلمات دخیل در فارسی است که از زبانهای فرنگی ظاهرا از طریق ترکی عثمانی گرفته شده است. بهتر است با حرف "ت" وبه صورت امپراتور نوشته شود ونه امپراطور.
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips🐞
#غلط_ننویسیم
امپراتور
از کلمات دخیل در فارسی است که از زبانهای فرنگی ظاهرا از طریق ترکی عثمانی گرفته شده است. بهتر است با حرف "ت" وبه صورت امپراتور نوشته شود ونه امپراطور.
#کتاب_غلط_ننویسیم
#ابوالحسن_نجفی
@book_tips🐞
برای مدت طولانى؛
از كسی متنفر نباشيد،
چون تنفر تبديل به
نقطه ضعفتان می شود
ياد بگيريد
فرد مورد نظر را
از دايره توجه تان خارج کنید...
#زيگموند_فرويد
@book_tips🐞
از كسی متنفر نباشيد،
چون تنفر تبديل به
نقطه ضعفتان می شود
ياد بگيريد
فرد مورد نظر را
از دايره توجه تان خارج کنید...
#زيگموند_فرويد
@book_tips🐞
🍂🌺 یادآوری 🌺🍂
مطالعه سهم روز بیست و ششم کتاب «عقاید یک دلقک »
تعداد صفحات: 351صفحه
سهم روزانه:12صفحه.
صفحه 306تا 318
97/9/7
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
مطالعه سهم روز بیست و ششم کتاب «عقاید یک دلقک »
تعداد صفحات: 351صفحه
سهم روزانه:12صفحه.
صفحه 306تا 318
97/9/7
@book_tips 🐞
🍂🌺🍂
🍃🌺🍃
چه دلپذیر است این که گناهانمان پیدا نیستند
و اگر نه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیر و نیکوست، اینکه دروغ هایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در این صورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم، تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس.
#فدریکو_گارسیا_لورکا
@book_tips🐞
چه دلپذیر است این که گناهانمان پیدا نیستند
و اگر نه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیر و نیکوست، اینکه دروغ هایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در این صورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم، تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس.
#فدریکو_گارسیا_لورکا
@book_tips🐞