🍃🌺🍃
فصل شانزدهم
یک روز سید و گنجی خان تصادفی هم دیگر را دیدند و قرار گذاشتند تا روز جمعه به همراه خانواده دسته جمعی به گردش بروند.
انهابه قصد دریاچه ی افسانه آمیز نیلوفر راه صحرا را در پیش گرفتند.
مسافرین در سایه ی درختان کنار برکه که در حاشیه ی جاده بود آبی به صورت زدند.
هما که شیطنت همیشگی اش را داشت رو به جوان گفت:
خوب آقای الماس حال شما چطور است؟امروز مسافر خارج از شهر گشته اید،آیا فنر دوچرخه نخواهد شکست ؟!
پیاله ی درشت چشمان سحر انگیزش ب طور سعادت باری او را غسل داد.
مثل اینکه به او گفت:
جوان،مقصود تو را خوب میفهمم،ایام در آینده به کام ماست.
با همان لحن شیطنت بار و وسوسه انگیز خود ادامه داد:
خیلی دلم می خواست درهمان درشکه ی آنروزی سوار می شدم .
سورچی آن قرار است شوهر من بشود.
ما باهم گفتگوهایمان را کرده ایم .
فقط یک شرط من با او این است که اگر مرا در کنار اسبانش بر بستر کاهی می خواباند،اما از شلاق دستش هرگز در پیشم سخنی نگوید که تاب شنیدنش را ندارم.
من آن زنی هستم که فقط باید با شاخه ی گل کتکم زد.
منظور هما از این لودگی ها گشودن باب صحبت با زنان همسفر بود و به خوبی معلوم بود که هیچ منظور خاصی ندارد.
اما الماس گفته او را آنطور که پسند دل بی باک خود بود تعبیر کرد. و با خود گفت:عوض اینکه من شروع کنم او شروع کرده است.
بی پیر ودکای روسی است. یک جرعه اش کافی است ادم را از این عالم بدر کند. این پهلوان جمال ستاره نیست که دست نیافتنی باشد.
داماد در حضور دیگران سعی می کرد خود را مبادی آداب نشان دهد.
گنجی و سید بعد از ناهار به طرف آسیابهای زیر دریاچه رفتند به منظور افتتاح صحبت.
جوان و دختر هم به پیشنهاد هما و همراهی او برخاستند تا با هم سوار قایق شوند.
در کفه ی سنجش مردان،زن نقره ای بود که فقط از رنگ ظاهر و زنگ صدایش عیار خود را آشکار می نمود.
این محک باهمه ی اشکالات اساسی که غالبا به بار می آورد روش متداولی به شمار می رفت که جامعه آن را قبول کرده بود.
قایق گنجایش بیش ازدو نفر را نداشت ابتدا الماس و کلارا سوار شدند که خیلی زود برگشتند گویا صحبتی با هم نداشتند و بعد الماس و هما که با هزار ناز و عشوه و داد و هوار طوری که توجه همه را ب خود جلب کرد پا به درون قایق نهاد.
#شوهر_آهو_خانم
#علی_محمد_افغانی
#فصل_شانزدهم
#برداشتی_از_کتاب
@book_tips🐞
فصل شانزدهم
یک روز سید و گنجی خان تصادفی هم دیگر را دیدند و قرار گذاشتند تا روز جمعه به همراه خانواده دسته جمعی به گردش بروند.
انهابه قصد دریاچه ی افسانه آمیز نیلوفر راه صحرا را در پیش گرفتند.
مسافرین در سایه ی درختان کنار برکه که در حاشیه ی جاده بود آبی به صورت زدند.
هما که شیطنت همیشگی اش را داشت رو به جوان گفت:
خوب آقای الماس حال شما چطور است؟امروز مسافر خارج از شهر گشته اید،آیا فنر دوچرخه نخواهد شکست ؟!
پیاله ی درشت چشمان سحر انگیزش ب طور سعادت باری او را غسل داد.
مثل اینکه به او گفت:
جوان،مقصود تو را خوب میفهمم،ایام در آینده به کام ماست.
با همان لحن شیطنت بار و وسوسه انگیز خود ادامه داد:
خیلی دلم می خواست درهمان درشکه ی آنروزی سوار می شدم .
سورچی آن قرار است شوهر من بشود.
ما باهم گفتگوهایمان را کرده ایم .
فقط یک شرط من با او این است که اگر مرا در کنار اسبانش بر بستر کاهی می خواباند،اما از شلاق دستش هرگز در پیشم سخنی نگوید که تاب شنیدنش را ندارم.
من آن زنی هستم که فقط باید با شاخه ی گل کتکم زد.
منظور هما از این لودگی ها گشودن باب صحبت با زنان همسفر بود و به خوبی معلوم بود که هیچ منظور خاصی ندارد.
اما الماس گفته او را آنطور که پسند دل بی باک خود بود تعبیر کرد. و با خود گفت:عوض اینکه من شروع کنم او شروع کرده است.
بی پیر ودکای روسی است. یک جرعه اش کافی است ادم را از این عالم بدر کند. این پهلوان جمال ستاره نیست که دست نیافتنی باشد.
داماد در حضور دیگران سعی می کرد خود را مبادی آداب نشان دهد.
گنجی و سید بعد از ناهار به طرف آسیابهای زیر دریاچه رفتند به منظور افتتاح صحبت.
جوان و دختر هم به پیشنهاد هما و همراهی او برخاستند تا با هم سوار قایق شوند.
در کفه ی سنجش مردان،زن نقره ای بود که فقط از رنگ ظاهر و زنگ صدایش عیار خود را آشکار می نمود.
این محک باهمه ی اشکالات اساسی که غالبا به بار می آورد روش متداولی به شمار می رفت که جامعه آن را قبول کرده بود.
قایق گنجایش بیش ازدو نفر را نداشت ابتدا الماس و کلارا سوار شدند که خیلی زود برگشتند گویا صحبتی با هم نداشتند و بعد الماس و هما که با هزار ناز و عشوه و داد و هوار طوری که توجه همه را ب خود جلب کرد پا به درون قایق نهاد.
#شوهر_آهو_خانم
#علی_محمد_افغانی
#فصل_شانزدهم
#برداشتی_از_کتاب
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#صبح_آمد
جمعه باشد،صبح باشد،یار باشد،چه کم است
آفتابش صورتِ دلدار باشد چه کم است
وه زِ این صبح و چنین عشق و چنین بیداری
هر چه روزم اینچنین تکرار باشد چه کم است
صبح آدینه تون بخیر
@book_tips🐞
#صبح_آمد
جمعه باشد،صبح باشد،یار باشد،چه کم است
آفتابش صورتِ دلدار باشد چه کم است
وه زِ این صبح و چنین عشق و چنین بیداری
هر چه روزم اینچنین تکرار باشد چه کم است
صبح آدینه تون بخیر
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
جمعه ، نتیجه ی آزمونِ فرصت هاست ،
مجموعِ نمراتِ یک هفته !
جذرِ تمامِ کارهایی که در طولِ هفته انجام داده ایم ،
جمعه ، می تواند عالی ترین روزِ هفته باشد !
اگر جمعه ات دلگیر بود ؛ فکر کن و ببین کجایِ هفته ای که گذشت کم گذاشتی ؟!
کجا هوایِ خودت را نداشتی ، کجا نا امید شدی و کجا جا زدی و کنار کشیدی ؟!
اراده کن ...
از این هفته برایِ دلخوشی و حالِ خوبت ، تلاش کن ،
برای موفقیتت چند قدم بردار ،
و با خودت عهد کن که ثانیه هایت را اسراف نکنی ...
هیچ وقت برایِ بهتر شدن ، دیر نیست !
دنیای هرکس ، معلولِ رفتارها و عقایدِ خودش است ...
از همین ثانیه شروع کن ،
هفته ی خوب و موفقی برایِ خودت بساز ،
آن قدر خوب ؛
که حالِ جمعه ی بعدی ات ؛
از همیشه خوب تر باشد !
نرگس_صرافیان_طوفان
@book_tips 🐞
جمعه ، نتیجه ی آزمونِ فرصت هاست ،
مجموعِ نمراتِ یک هفته !
جذرِ تمامِ کارهایی که در طولِ هفته انجام داده ایم ،
جمعه ، می تواند عالی ترین روزِ هفته باشد !
اگر جمعه ات دلگیر بود ؛ فکر کن و ببین کجایِ هفته ای که گذشت کم گذاشتی ؟!
کجا هوایِ خودت را نداشتی ، کجا نا امید شدی و کجا جا زدی و کنار کشیدی ؟!
اراده کن ...
از این هفته برایِ دلخوشی و حالِ خوبت ، تلاش کن ،
برای موفقیتت چند قدم بردار ،
و با خودت عهد کن که ثانیه هایت را اسراف نکنی ...
هیچ وقت برایِ بهتر شدن ، دیر نیست !
دنیای هرکس ، معلولِ رفتارها و عقایدِ خودش است ...
از همین ثانیه شروع کن ،
هفته ی خوب و موفقی برایِ خودت بساز ،
آن قدر خوب ؛
که حالِ جمعه ی بعدی ات ؛
از همیشه خوب تر باشد !
نرگس_صرافیان_طوفان
@book_tips 🐞
Forwarded from Book_tips (Azar)
🌺سلام و عرض ادب خدمت یاران بوک تیپس 🌺
🔔🔔🔔
دوستان این آدینه نگاه و صحبتمون درباره ی "نقش تقدیر و سرنوشت "در گروه بوک تیپس خواهد بود.
هرگونه چت و ارسال مطالب خارج از موضوع در روز آدینه ممنوع می باشد .
تاریخ :جمعه ۳۰شهریور۹۷
موضوع: تقدیر و سرنوشت
〰〰〰🍃🌺🍃〰〰〰
روزگار بر وفق مرادتان باد .
کانال بوک تیپس
لینک گروه:
https://t.me/joinchat/BOEO6RDd_e-PUl9SI-2KAg
🔔🔔🔔
دوستان این آدینه نگاه و صحبتمون درباره ی "نقش تقدیر و سرنوشت "در گروه بوک تیپس خواهد بود.
هرگونه چت و ارسال مطالب خارج از موضوع در روز آدینه ممنوع می باشد .
تاریخ :جمعه ۳۰شهریور۹۷
موضوع: تقدیر و سرنوشت
〰〰〰🍃🌺🍃〰〰〰
روزگار بر وفق مرادتان باد .
کانال بوک تیپس
لینک گروه:
https://t.me/joinchat/BOEO6RDd_e-PUl9SI-2KAg
🍃🌺🍃
برای هیچ متعصبی دلیل نیاور!
با او مجادله نکن،او جبهه می گیرد
کسی که جبهه گرفت دیگر فکر
آموختن نیست بلکه به فکر پیروزی است.
بگذار او خودش کنجکاو شود و
عقایدش را نقد کند.
تنها به او دو کلمه بیاموز؛
شک کن این آغاز تغییر است ...
#وینستون_چرچیل
@book_tips 🐞
برای هیچ متعصبی دلیل نیاور!
با او مجادله نکن،او جبهه می گیرد
کسی که جبهه گرفت دیگر فکر
آموختن نیست بلکه به فکر پیروزی است.
بگذار او خودش کنجکاو شود و
عقایدش را نقد کند.
تنها به او دو کلمه بیاموز؛
شک کن این آغاز تغییر است ...
#وینستون_چرچیل
@book_tips 🐞
این جهان همچون رحم مادر است و ما مانند جنین؛
مرگ مانند تولد جنین است. در واقع مرگی در کار نیست؛
بلکه تولد در افقی جدید و سطحی برتر است...
@book_tips🐞
مرگ مانند تولد جنین است. در واقع مرگی در کار نیست؛
بلکه تولد در افقی جدید و سطحی برتر است...
@book_tips🐞
پاییز نزدیک است
صدای خش خش
برگها....
بوی مهر،عطرتلخ یار،،
نم نم باران به زیر چتر
با لبخند بی بهانه
بر لبانت،
و بوی خوش مهربانی،
حس خوب پاییز
نثارت ای دوست..
@book_tips🐞
صدای خش خش
برگها....
بوی مهر،عطرتلخ یار،،
نم نم باران به زیر چتر
با لبخند بی بهانه
بر لبانت،
و بوی خوش مهربانی،
حس خوب پاییز
نثارت ای دوست..
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#اندکی_تفکر
در ایران پدرها و مادرها مقابل فرزندشون همدیگر را نوازش نمی کنند و در آغوش نمی کشند و اینکار رو مقابل کودک زشت می دانند.
اما هنگام مشاجره رعایت فرزند را نمی کنند و مقابل او با هم مشاجره می کنند و فرزند چه بسا از داد و بیداد آنها به گریه می افتد
در ایران کودکان از کجا مهرورزی بیاموزند؟
نوازش و مهرورزی در رسانه ها ممنوع است
در مدرسه ممنوع است.
در خانواده ممنوع است...
پس ذهن کودک در ایران بیشتر از مهرورزی ، خشونت را می آموزد ...
جان لنون چه زیبا گفته : در جهانی زندگی میکنیم که باید پنهانی عشق بازی کرد ، در حالی که در روز روشن خشونت را تمرین میکنند...
#دکتر_هلاکویی
@book_tips🐞
#اندکی_تفکر
در ایران پدرها و مادرها مقابل فرزندشون همدیگر را نوازش نمی کنند و در آغوش نمی کشند و اینکار رو مقابل کودک زشت می دانند.
اما هنگام مشاجره رعایت فرزند را نمی کنند و مقابل او با هم مشاجره می کنند و فرزند چه بسا از داد و بیداد آنها به گریه می افتد
در ایران کودکان از کجا مهرورزی بیاموزند؟
نوازش و مهرورزی در رسانه ها ممنوع است
در مدرسه ممنوع است.
در خانواده ممنوع است...
پس ذهن کودک در ایران بیشتر از مهرورزی ، خشونت را می آموزد ...
جان لنون چه زیبا گفته : در جهانی زندگی میکنیم که باید پنهانی عشق بازی کرد ، در حالی که در روز روشن خشونت را تمرین میکنند...
#دکتر_هلاکویی
@book_tips🐞
لذت بردن از زندگی؛ مهارت می خواهد؛ اگر مشتاق هستید از زندگیتون لذت ببرید و شاد باشید..
لطفاً روی لینک 👇 کلیک بفرمایید..
https://t.me/joinchat/AAAAAELSYvxNhQvvDRNlhQ
لطفاً روی لینک 👇 کلیک بفرمایید..
https://t.me/joinchat/AAAAAELSYvxNhQvvDRNlhQ
🍃🌺🍃
هر صبح یک روز جدید در انتظار ماست. انسانها میگویند که اگر خوششانس باشی بهتر است. اما من ترجیح میدهم که هوشیار باشم، چراکه وقتی شانس به سراغم بیاید از دستش نخواهم داد.
آدم را برای شکست نساخته اند.
آدم ممکن است از بین برود،
ولی شکست نمی خورد.
#ارنست_همینگوی
@book_tips🐞
هر صبح یک روز جدید در انتظار ماست. انسانها میگویند که اگر خوششانس باشی بهتر است. اما من ترجیح میدهم که هوشیار باشم، چراکه وقتی شانس به سراغم بیاید از دستش نخواهم داد.
آدم را برای شکست نساخته اند.
آدم ممکن است از بین برود،
ولی شکست نمی خورد.
#ارنست_همینگوی
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
حال و هوای دلت گرم بماند که شهریور پایان گرمای تابستانی ماست نه آغاز دلتنگی های سرد پاییزی. نکند با هر باد و بارانی بلرزد بخشکد زیر انبوهی از برگ ها. باران اگر بارید، سیل اگر جاری شد و جاده ها خیس از نبودن، تو اما حال و هوای دلت گرم بماند.دلبسته ی واژه ها، نگاه ها و دست ها نباید بود که با تکان خوردن هر شاخه بی درنگ، دلی یخ بزند. .! حال و هوای دلت گرم بماند که پاییز، فصل دلسپردن و ورق زدن خاطرات کهنه ی دل نیست.
حاتمه_ابراهیم_زاده
@book_tips🐞
حال و هوای دلت گرم بماند که شهریور پایان گرمای تابستانی ماست نه آغاز دلتنگی های سرد پاییزی. نکند با هر باد و بارانی بلرزد بخشکد زیر انبوهی از برگ ها. باران اگر بارید، سیل اگر جاری شد و جاده ها خیس از نبودن، تو اما حال و هوای دلت گرم بماند.دلبسته ی واژه ها، نگاه ها و دست ها نباید بود که با تکان خوردن هر شاخه بی درنگ، دلی یخ بزند. .! حال و هوای دلت گرم بماند که پاییز، فصل دلسپردن و ورق زدن خاطرات کهنه ی دل نیست.
حاتمه_ابراهیم_زاده
@book_tips🐞
( هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ )
الرعد (12) Ar-Ra'd
او کسی است که برق را برای ترساندن ، و امیدوارشدن به شما می نمایاند، و ابرهای سنگین (بار) را پدید می آورد.
.( وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلَائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ )
الرعد (13) Ar-Ra'd
و رعد به ستایش او و فرشتگان از ترس او تسبیح می گویند. و صاعقه ها را می فرستد ، پس هر کس که بخواهد بدان آسیب می رساند ، و آنها (با وجود مشاهده این همه آیات الهی همچنان ) در باره ی خدا مجادله می کنند ، و او بسیار نیرومند (و سخت گیر) است .
#کلام_روزانه_پروردگار
@book_tips 🐞
الرعد (12) Ar-Ra'd
او کسی است که برق را برای ترساندن ، و امیدوارشدن به شما می نمایاند، و ابرهای سنگین (بار) را پدید می آورد.
.( وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلَائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ )
الرعد (13) Ar-Ra'd
و رعد به ستایش او و فرشتگان از ترس او تسبیح می گویند. و صاعقه ها را می فرستد ، پس هر کس که بخواهد بدان آسیب می رساند ، و آنها (با وجود مشاهده این همه آیات الهی همچنان ) در باره ی خدا مجادله می کنند ، و او بسیار نیرومند (و سخت گیر) است .
#کلام_روزانه_پروردگار
@book_tips 🐞
#سخن_روز
وقتی نگرانیتان را به عبادت تبدیل کنید،
خداوند....
تلاشهای شما را به نعمات تبدیل خواهد کرد.
@book_tips 🐞
وقتی نگرانیتان را به عبادت تبدیل کنید،
خداوند....
تلاشهای شما را به نعمات تبدیل خواهد کرد.
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#سخن_ناب
- برعكس عمل كن! دَه روز، بجاى اينكه احساسِ يك آدم ضعيف و غمگين را داشته باشى
احساسِ يك انسانِ با اقتدار و قوى را داشته باش و از تهِ دل اقتدار و شادى را حس كن.
+ يعنى به خودم دروغ بگويم؟!
- چه فكر كنى ضعيف هستى و چه قوى، در هر دو صورت دارى به خودت دروغ ميگويى، پس چه بهتر كه دروغِ باارزشى باشد.
+ اين كار چه سودى دارد؟!
- جهانت تو را به سمتِ آنچه كه رفتار ميكنى سوق ميدهد.
#كارلوس_كاستاندا
@book_tips 🐞
#سخن_ناب
- برعكس عمل كن! دَه روز، بجاى اينكه احساسِ يك آدم ضعيف و غمگين را داشته باشى
احساسِ يك انسانِ با اقتدار و قوى را داشته باش و از تهِ دل اقتدار و شادى را حس كن.
+ يعنى به خودم دروغ بگويم؟!
- چه فكر كنى ضعيف هستى و چه قوى، در هر دو صورت دارى به خودت دروغ ميگويى، پس چه بهتر كه دروغِ باارزشى باشد.
+ اين كار چه سودى دارد؟!
- جهانت تو را به سمتِ آنچه كه رفتار ميكنى سوق ميدهد.
#كارلوس_كاستاندا
@book_tips 🐞
💡کسی که خداوند تبارکوتعالی به او نور ندهد، هرگز به روشنایی نمیرسد. اگر کسی عقل را مصداق نور بداند، از روی گزاف سخن نگفته است. نفس ناطقۀ انسان بهواسطۀ نور عقل، عاقل شناخته میشود. عقل نیز بهحکم اینکه نور است، خود را بدون هرگونه واسطه، ادراک میکند و به همین دلیل، هر امر معقول دیگری را نیز ادراک میکند؛ بنابراین هرآنچه معقول است، بهواسطۀ نور عقل، معقول میشود. هر چیزی که منوَر است نیز بهواسطۀ نور، منوَر شناخته میشود. نور همواره در منوَر بهظهور میرسد؛ چنانچه عقل نیز در امور معقول، ظاهر میگردد. بهطور کلی میتوان گفت هر ادراکی نور است و همان گونه که نور در منوَر دیده میشود، هرگونه ادراکی نیز در آنچه مورد ادراک واقع میشود، بهظهور میرسد.
📘 کتاب ”اندیشیدن باور یا باور به یک اندیشه” ص171
🖊 غلامحسین ابراهیمی دینانی
@book_tips 🐞
📘 کتاب ”اندیشیدن باور یا باور به یک اندیشه” ص171
🖊 غلامحسین ابراهیمی دینانی
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
معرفی کتاب درباره معنی زندگی:
درباره معنی زندگی کتابی از ویل دورانت، تاریخ شناس معروف آمریکایی است. او در این کتاب، دیدگاه های خود و تعدادی از اندیشمندان و صاحب نظران جهان معاصر را برای انگیزه و معنای زندگی گردآورده است.
در پشت جلد کتاب نوشته شده:
روزى مردى به نزد ویل دورانت، مورخ و اندیشمند مشهور، رفت و از او درخواست کرد دلیلى به دست او بدهد که “چرا نباید خودکشى کند؟” دورانت در آن وقت محدود، جواب هایى به او داد و مدتى بعد، نامه اى براى بیش از صد شخصیت مشهور فرستاد و درباره ى معنى زندگى از آن ها نظر خواست.
دورانت نشست و نامه اى نوشت، نامه اى که در طرح پرسش ها، فلسفى بود و طنینى شاعرانه داشت. او آن نامه را براى صد نفر فرستاد و از آن ها دعوت کرد نه تنها به پرسش بنیادى معنى زندگى (به نحو انتزاعى) جواب بدهند، بلکه بگویند خودشان (به طور عینى و خاص) در زندگى چگونه معنى، هدف و رضایتمندى یافتند. به تعبیر دورانت :
“سرچشمه هاى الهام و انرژى شما چیست؟ هدف یا انگیزه ى نیروبخشِ زحمت و تلاش شما چیست؟ از کجا تسلى خاطر و شادمانى مى یابید؟ و دست آخر ، گنجتان در کجا نهفته ؟ “
پاسخ خواندنى بسیارى از این شخصیت ها در چند بخش شامل اهل ادبیات، هنرمندان، رهبران بزرگ،دینداران و بازیگران، آمده است.
#درباره_معنی_زندگی
#ویل_دورانت
@book_tips🐞
معرفی کتاب درباره معنی زندگی:
درباره معنی زندگی کتابی از ویل دورانت، تاریخ شناس معروف آمریکایی است. او در این کتاب، دیدگاه های خود و تعدادی از اندیشمندان و صاحب نظران جهان معاصر را برای انگیزه و معنای زندگی گردآورده است.
در پشت جلد کتاب نوشته شده:
روزى مردى به نزد ویل دورانت، مورخ و اندیشمند مشهور، رفت و از او درخواست کرد دلیلى به دست او بدهد که “چرا نباید خودکشى کند؟” دورانت در آن وقت محدود، جواب هایى به او داد و مدتى بعد، نامه اى براى بیش از صد شخصیت مشهور فرستاد و درباره ى معنى زندگى از آن ها نظر خواست.
دورانت نشست و نامه اى نوشت، نامه اى که در طرح پرسش ها، فلسفى بود و طنینى شاعرانه داشت. او آن نامه را براى صد نفر فرستاد و از آن ها دعوت کرد نه تنها به پرسش بنیادى معنى زندگى (به نحو انتزاعى) جواب بدهند، بلکه بگویند خودشان (به طور عینى و خاص) در زندگى چگونه معنى، هدف و رضایتمندى یافتند. به تعبیر دورانت :
“سرچشمه هاى الهام و انرژى شما چیست؟ هدف یا انگیزه ى نیروبخشِ زحمت و تلاش شما چیست؟ از کجا تسلى خاطر و شادمانى مى یابید؟ و دست آخر ، گنجتان در کجا نهفته ؟ “
پاسخ خواندنى بسیارى از این شخصیت ها در چند بخش شامل اهل ادبیات، هنرمندان، رهبران بزرگ،دینداران و بازیگران، آمده است.
#درباره_معنی_زندگی
#ویل_دورانت
@book_tips🐞
#تکه_ای_از_کتاب
هرچیز معنوى وقتى به فروش مىرسد یا به نمایشى رنگ و وارنگ بدل میشود، مىمیرد.
#درباره_معنی_زندگی
#ویل_دورانت
@book_tips🐞
هرچیز معنوى وقتى به فروش مىرسد یا به نمایشى رنگ و وارنگ بدل میشود، مىمیرد.
#درباره_معنی_زندگی
#ویل_دورانت
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#به_یاد_صمد_بهرنگی
به یاد او که ماهی سیاه کوچولو اش را در 10 سالگی به وجود من پیوند زد..تا من از کودکی به فکر دریا باشم،..هیچ وقت برایم مهم نبوده و مهم نیست که (( یازده هزار و نهصد و نود و نه ماهی کوچولو شب بخیر گفتند و رفتند خوابیدند...))*.. من بیدار می ماندم و می مانم تا به دریا فکر کنم،گرچه تمام رودخانه را سد زدند و سد می زنند .. من همچنان به دریا فکر می کنم،گرچه ماهی های سیاه کوچولوی زیادی را در راه دریا زیر سیمان و آجر سد ها گذاشتند...ولی من همچنان به دریا فکر می کنم.. چون ماهی کوچولوی صمد یادم داد و آرام در گوشِ ده سالگی ام گفت : ((
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید،
اما من تا میتوانم زندگی میکنم.
نباید به پیشواز مرگ بروم.
البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که می شوم مهم نیست.
مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.))
بیایید با هم به دریا فکر کنیم و طول این رودخانه تنگ که نفس کشیدن را سخت کرده را شنا کنیم.. شاید به دریا برسیم..
پی نوشت : اگر ماهی سیاه کوچولو را برای کودکیِ تان نخواندند،شما برای کودکان امروز ماهی سیاهِ کوچولو را بخوانید...حسنی نگو یه دسته گل را بگذارید لایِ سد ها...
@book_tips🐞
#به_یاد_صمد_بهرنگی
به یاد او که ماهی سیاه کوچولو اش را در 10 سالگی به وجود من پیوند زد..تا من از کودکی به فکر دریا باشم،..هیچ وقت برایم مهم نبوده و مهم نیست که (( یازده هزار و نهصد و نود و نه ماهی کوچولو شب بخیر گفتند و رفتند خوابیدند...))*.. من بیدار می ماندم و می مانم تا به دریا فکر کنم،گرچه تمام رودخانه را سد زدند و سد می زنند .. من همچنان به دریا فکر می کنم،گرچه ماهی های سیاه کوچولوی زیادی را در راه دریا زیر سیمان و آجر سد ها گذاشتند...ولی من همچنان به دریا فکر می کنم.. چون ماهی کوچولوی صمد یادم داد و آرام در گوشِ ده سالگی ام گفت : ((
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید،
اما من تا میتوانم زندگی میکنم.
نباید به پیشواز مرگ بروم.
البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که می شوم مهم نیست.
مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.))
بیایید با هم به دریا فکر کنیم و طول این رودخانه تنگ که نفس کشیدن را سخت کرده را شنا کنیم.. شاید به دریا برسیم..
پی نوشت : اگر ماهی سیاه کوچولو را برای کودکیِ تان نخواندند،شما برای کودکان امروز ماهی سیاهِ کوچولو را بخوانید...حسنی نگو یه دسته گل را بگذارید لایِ سد ها...
@book_tips🐞
The heart has eyes which the brain knows nothing of.
قلب چشمانی دارد که مغز چیزی از آن نمیداند.
© Charles Perkhurst
@book_tips 🐞
قلب چشمانی دارد که مغز چیزی از آن نمیداند.
© Charles Perkhurst
@book_tips 🐞
تجربه ، مطلقاً به کار عاشق نمیآید ...!
کسی که تجربه دارد ،
قبل از هر چیز میداند که نباید عاشق بشود ...
تجربه ، عشق را باطل میکند ؛
بنابراین، تجربه کل زندگی را باطل میکند ...
عشق ، چیزیست یگانه و یکباره ،
اما تجربه یعنی تکرار ، یعنی بیش از یک بار ...
عاشق شدن، شرط اولش بیتجربگی است ...
نادر_ابراهیمی
آتش بدون درد
@book_tips 🐞
کسی که تجربه دارد ،
قبل از هر چیز میداند که نباید عاشق بشود ...
تجربه ، عشق را باطل میکند ؛
بنابراین، تجربه کل زندگی را باطل میکند ...
عشق ، چیزیست یگانه و یکباره ،
اما تجربه یعنی تکرار ، یعنی بیش از یک بار ...
عاشق شدن، شرط اولش بیتجربگی است ...
نادر_ابراهیمی
آتش بدون درد
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#سخن_ناب
امروزه همه میدانند که تحمل انتقاد نشانهٔ بارز فرهنگ است؛ حتی بعضی ها میدانند که مردان برجسته خواهان و تحریک کنندهٔ این انتقاد هستند زیرا این انتقاد به آنها نشان میدهد که بی عدالتی آنها در کجاست و اگر این نشانه وجود نداشته باشد آنها از بی عدالتی خود مطلع نمیشوند.
اما «توان انتقاد کردن و حفظ وجدان صادق» در مخالفت با آنچه «همیشگی» ، «سنتی» و «مقدس» است هنری والاتر از تحمل و تحریک انتقاد است و این هنر در فرهنگ ما حقیقتا بزرگ، نو و شگفت آور است. این هنر گامی نهایی در آزاد اندیشی است،اما این موضوع را چه کسی میداند؟
#فریدریش_نیچه
@book_tips 🐞
#سخن_ناب
امروزه همه میدانند که تحمل انتقاد نشانهٔ بارز فرهنگ است؛ حتی بعضی ها میدانند که مردان برجسته خواهان و تحریک کنندهٔ این انتقاد هستند زیرا این انتقاد به آنها نشان میدهد که بی عدالتی آنها در کجاست و اگر این نشانه وجود نداشته باشد آنها از بی عدالتی خود مطلع نمیشوند.
اما «توان انتقاد کردن و حفظ وجدان صادق» در مخالفت با آنچه «همیشگی» ، «سنتی» و «مقدس» است هنری والاتر از تحمل و تحریک انتقاد است و این هنر در فرهنگ ما حقیقتا بزرگ، نو و شگفت آور است. این هنر گامی نهایی در آزاد اندیشی است،اما این موضوع را چه کسی میداند؟
#فریدریش_نیچه
@book_tips 🐞