#اصطلاح_شناسی
Tariffتعرفه گمرکی
Route مسیر، راه
Hog خوک، گراز
Theft دزدی، سرقت
Retaliation انتقام
Income درآمد، ماحصل
Frustrate ناامید کردن، قطع کردن، متوقف کردن
@book_tips 🐞
Tariffتعرفه گمرکی
Route مسیر، راه
Hog خوک، گراز
Theft دزدی، سرقت
Retaliation انتقام
Income درآمد، ماحصل
Frustrate ناامید کردن، قطع کردن، متوقف کردن
@book_tips 🐞
شهر آمستردام در هلند به حدی کشتی و قایق شخصی دارد که بیشتر با ترافیک دریایی درون شهری مواجه می شوید تا ترافیک خیابانی!
@book_tips 🐞
@book_tips 🐞
#ایرانشناسی
ایستگاه قطار دوگُل در نزدیکی پل ورسک
تونلهای دوگل یکی از عجایب خط آهن مازندران هستند؛در3دوری که قطار وارد تونل میشود،هر بار در جهتی مخالف خارج شده و دوباره تغییر جهت میدهد
@book_tips 🐞
ایستگاه قطار دوگُل در نزدیکی پل ورسک
تونلهای دوگل یکی از عجایب خط آهن مازندران هستند؛در3دوری که قطار وارد تونل میشود،هر بار در جهتی مخالف خارج شده و دوباره تغییر جهت میدهد
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
دشمنان یعنی افکار منفی خودتان ، تردیدها و ترس ها و واهمه ها ...
چه بسیارند کسانی که به دلیل ترس از دست دادن ، عزیزترین موهبت زندگیشان را مفت باخته اند .
ترس تنها دشمن آدمی ست .
وقتی هراسانید ، آنچه را که از آن بیم دارید به سوی خود می کشانید ...
پس قوی باشید و نترسید ،
به پشت سر نگاه نکنید و به روزگار سخت نیندیشید که دیگر بار گرفتار همان اوضاع خواهید شد .
#فلورانس_اسکاول_شین
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips 🐞
دشمنان یعنی افکار منفی خودتان ، تردیدها و ترس ها و واهمه ها ...
چه بسیارند کسانی که به دلیل ترس از دست دادن ، عزیزترین موهبت زندگیشان را مفت باخته اند .
ترس تنها دشمن آدمی ست .
وقتی هراسانید ، آنچه را که از آن بیم دارید به سوی خود می کشانید ...
پس قوی باشید و نترسید ،
به پشت سر نگاه نکنید و به روزگار سخت نیندیشید که دیگر بار گرفتار همان اوضاع خواهید شد .
#فلورانس_اسکاول_شین
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
صبح زیبا که گذر میکنی از خانه ی یار
برسان از من بیچاره سلامی و بگو
صبح زیبای تو ای دوست بخیر
روزگارت خوش و خرم بادا
دوستت دارم من
و دلم می خواهد
روز را در تپش یاد تو آغاز کنم
#نیره_جهانبین
@book_tips 🐞
صبح زیبا که گذر میکنی از خانه ی یار
برسان از من بیچاره سلامی و بگو
صبح زیبای تو ای دوست بخیر
روزگارت خوش و خرم بادا
دوستت دارم من
و دلم می خواهد
روز را در تپش یاد تو آغاز کنم
#نیره_جهانبین
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
هر شخصی که قدم به زندگی شما می گذارد ، یک معلم است و درسی برای یاد دادن با خود دارد.
اگر شما را عصبی، غمگین، و یا شاد کند، باز هم درسی به شما آموخته است. زیرا محدودیتهاي شما، و یا علایق شما را نشان تان داده است.
پس آگاهانه و با آرامش همواره در پی درسی باشید که در "آن فرد"، در "آن رابطه" و یا در "آن اتفاق" وجود دارد.
زندگی مسیری است با آموختنی های بسیار و همواره به دنبال "یاد دادن" به ما است.
عمیق نگاه کنید تا پیام های هر موضوعی را برداشت کنید.
@book_tips 🐞
هر شخصی که قدم به زندگی شما می گذارد ، یک معلم است و درسی برای یاد دادن با خود دارد.
اگر شما را عصبی، غمگین، و یا شاد کند، باز هم درسی به شما آموخته است. زیرا محدودیتهاي شما، و یا علایق شما را نشان تان داده است.
پس آگاهانه و با آرامش همواره در پی درسی باشید که در "آن فرد"، در "آن رابطه" و یا در "آن اتفاق" وجود دارد.
زندگی مسیری است با آموختنی های بسیار و همواره به دنبال "یاد دادن" به ما است.
عمیق نگاه کنید تا پیام های هر موضوعی را برداشت کنید.
@book_tips 🐞
Forwarded from Book_tips
بابا گفت:
“فقط یک گناه وجود دارد والسلام. آن هم دزدی ست. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است.”
اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی.
وقتی دروغ می گویی، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی.
وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف می دزدی.
می فهمی؟
📓بادبادک باز
خالد_حسینی
@book_tips 📚
“فقط یک گناه وجود دارد والسلام. آن هم دزدی ست. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است.”
اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی.
وقتی دروغ می گویی، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی.
وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف می دزدی.
می فهمی؟
📓بادبادک باز
خالد_حسینی
@book_tips 📚
🍃🌺🍃
برنجِ را دو حصه میکرد، دو بخش میکرد مادربزرگ، و در دو قابلمه خیس میداد؛ یکی را برای مردان و آن یک را برای زنان. برنجِ سهمِ مردان را شب بر طارمی در ظرفِ پر آب میکرد و زیر نور ماه میگذاشت که از ماه بخیسد و طعم ماه بگیرد و قدرالسهم زنان را در قابلمهای زیر آفتاب مینهاد که از خورشید بخیسد و طعم خورشید بگیرد. و این دو را به وقت پخت در یک دیگ میکرد که پلو طعم گرگومیش میداد، گاهی طعم صبح سحر و گاهی مزهی غروب.
نیز لباس مردان و پسران را به وقت شب به زیر ماهتاب میشست و میچلاند و بر بند مینهاد و لباس زنان و دختران را به وقت روز و به زیر نور خورشید، چه معتقد بود زنان خورشیدند و مردان ماه. میگفت: انگور در شب و به زیر نور ماه شراب میشود و به زیر نور خورشید و به روز، سرکه. هم از این رو بود که نوزادان غروبزاد فامیل جمله پسر بودند و سحرزادان، همگی دختر. میگفت: زن چه کسی گفته است که با مرد برابر است و یکیست؟ زن روز است و مرد شب. و جهان به روز و به شب به قدر مساوی حاجت دارد. زن جداست و مرد جداست تا از لذت آمیزش شب با روز، سحر بزاید و غروب بزاید. که سحر زیباتر است از روز و غروب زیباتر است از شب. و مادامی که میپرسیدیم: پس بیبی تکلیف آنها، آن زنان که زن را دوست میدارند و آن مردان که مرد را، تکلیف آنها چیست؟ میگریست و میگفت: آه... اینها تنهایانند. برنج ایشان را در یک دیگ پلو نمیکرد. میگفت: خدا اینها را خیلی دوست میدارد که مثل خودش تنهاشان آفریده. و این آیه میخواند: نه زاده شده است و نه میزاید.
#علیرضا_روشن
#دست_نوشته_های_شما
@book_tips🐞
برنجِ را دو حصه میکرد، دو بخش میکرد مادربزرگ، و در دو قابلمه خیس میداد؛ یکی را برای مردان و آن یک را برای زنان. برنجِ سهمِ مردان را شب بر طارمی در ظرفِ پر آب میکرد و زیر نور ماه میگذاشت که از ماه بخیسد و طعم ماه بگیرد و قدرالسهم زنان را در قابلمهای زیر آفتاب مینهاد که از خورشید بخیسد و طعم خورشید بگیرد. و این دو را به وقت پخت در یک دیگ میکرد که پلو طعم گرگومیش میداد، گاهی طعم صبح سحر و گاهی مزهی غروب.
نیز لباس مردان و پسران را به وقت شب به زیر ماهتاب میشست و میچلاند و بر بند مینهاد و لباس زنان و دختران را به وقت روز و به زیر نور خورشید، چه معتقد بود زنان خورشیدند و مردان ماه. میگفت: انگور در شب و به زیر نور ماه شراب میشود و به زیر نور خورشید و به روز، سرکه. هم از این رو بود که نوزادان غروبزاد فامیل جمله پسر بودند و سحرزادان، همگی دختر. میگفت: زن چه کسی گفته است که با مرد برابر است و یکیست؟ زن روز است و مرد شب. و جهان به روز و به شب به قدر مساوی حاجت دارد. زن جداست و مرد جداست تا از لذت آمیزش شب با روز، سحر بزاید و غروب بزاید. که سحر زیباتر است از روز و غروب زیباتر است از شب. و مادامی که میپرسیدیم: پس بیبی تکلیف آنها، آن زنان که زن را دوست میدارند و آن مردان که مرد را، تکلیف آنها چیست؟ میگریست و میگفت: آه... اینها تنهایانند. برنج ایشان را در یک دیگ پلو نمیکرد. میگفت: خدا اینها را خیلی دوست میدارد که مثل خودش تنهاشان آفریده. و این آیه میخواند: نه زاده شده است و نه میزاید.
#علیرضا_روشن
#دست_نوشته_های_شما
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
کلمات ،اشکهایی هستند که نوشته شده اند.
اشک ها،کلماتی هستند که باید بیرون ریخته شوند.بدونِ آنها،شادی تلألو خود را از دست می دهد و اندوه به پایان
نمی رسد.
پس به خاطر اشک هایت
متشکرم.
#پائولوکوئلیو
@book_tips 🐞
کلمات ،اشکهایی هستند که نوشته شده اند.
اشک ها،کلماتی هستند که باید بیرون ریخته شوند.بدونِ آنها،شادی تلألو خود را از دست می دهد و اندوه به پایان
نمی رسد.
پس به خاطر اشک هایت
متشکرم.
#پائولوکوئلیو
@book_tips 🐞
Celen Dion
My heart will go on
#lyrics
Every night in my dreams
I see you, I feel you
That is how I know you go on
Far across the distance
And spaces between us
You have come to show you go on
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on
Love can touch us one time
And last for a lifetime
And never let go till we're gone
Love was when I loved you
One true time I hold to
In my life we'll always go on
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on
You're here, there's nothing I fear
And I know that my heart will go on
We'll stay forever this way
You are safe in my heart and
My heart will go on and on
@book_tips 🐞
My heart will go on
#lyrics
Every night in my dreams
I see you, I feel you
That is how I know you go on
Far across the distance
And spaces between us
You have come to show you go on
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on
Love can touch us one time
And last for a lifetime
And never let go till we're gone
Love was when I loved you
One true time I hold to
In my life we'll always go on
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on
You're here, there's nothing I fear
And I know that my heart will go on
We'll stay forever this way
You are safe in my heart and
My heart will go on and on
@book_tips 🐞
🌺 یادآوری 🌺
مطالعه سهم روز نهم کتاب «بر باد رفته»
تعداد صفحات: 627 صفحه
سهم روزانه: 21صفحه.
صفحه 168 تا189
۹۷/۵/۱۹
@book_tips 🐞
مطالعه سهم روز نهم کتاب «بر باد رفته»
تعداد صفحات: 627 صفحه
سهم روزانه: 21صفحه.
صفحه 168 تا189
۹۷/۵/۱۹
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
سر پیچ از هم جدا شدند ،
یکی زندانی بود ، دیگری زندانبان ...
زندانی دوره محکومیتش را گذرانده بود و زندانبان دوره خدمتش را !
چمدانهایشان پر از گذشته بود، حوله کهنه، ریشتراش زنگزده و آینهی جیبی و ...
آنها سرنوشت مشترک داشتند !
هر دو خاطرات خود را پشت میلهها گذاشته بودند و وقتی سر پیچ از هم جدا شدند، برف بر هر دوی آنها یکسان میبارید ...!
#رسول_یونان
@book_tips 🐞
سر پیچ از هم جدا شدند ،
یکی زندانی بود ، دیگری زندانبان ...
زندانی دوره محکومیتش را گذرانده بود و زندانبان دوره خدمتش را !
چمدانهایشان پر از گذشته بود، حوله کهنه، ریشتراش زنگزده و آینهی جیبی و ...
آنها سرنوشت مشترک داشتند !
هر دو خاطرات خود را پشت میلهها گذاشته بودند و وقتی سر پیچ از هم جدا شدند، برف بر هر دوی آنها یکسان میبارید ...!
#رسول_یونان
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
از پیری پرسیدند ،
چه زمانی انسان پیر می گردد؟
فرمود:
درست آن زمان که
از گذشته خود پشیمان شده
و
افسوس آن را بخورد.
@book_tips 🐞
از پیری پرسیدند ،
چه زمانی انسان پیر می گردد؟
فرمود:
درست آن زمان که
از گذشته خود پشیمان شده
و
افسوس آن را بخورد.
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#هزار_خورشید_تابان
#سید_خالد_حسینی
#رمان
توضیحات :
همانند بادبادک باز نویسنده روایت و داستانپردازی عمدتا خطی و سرراستی دارد ، شیوهای از نویسندگی که در عین سادگی به سبب مهارت خالد حسینی ،چیزی از زیبایی نوشتار ، نمیکاهد. داستان رمان هزار خورشید درخشان درباره دو زن بهنام مریم و لیلا است. مریم دختر نامشروع یک بازرگان افغانی است که تا ۱۵ سالگی به همراه مادر ، جدا ازپدرش از زندگی میکند ، مرگ مادر باعث میشود که پدرش وادار شود مدتی کوتاه او را در جمع خانواده «واقعی» خود بپذیرد ، ولی در نهایت پدر مجبور میشود که برای حفظ آبرو ، دختر را به ازدواج یک مرد مسن و خشن اهل کابل دربیاورد لیلا ، اما ، دختری کاملا متفاوت است ، او دختر باهوش یک روشنفکر افغانی است. دست سرنوشت باعث میشود که این دو زن با هم همخانه شوند ، روابط خصمانه ابتدایی آنها ،مبدل به رابطهای دوستانه میشود که در انتها بیشتر شبیه رابطه یک مادر و دختر میشود
@book_tips 🐞
#هزار_خورشید_تابان
#سید_خالد_حسینی
#رمان
توضیحات :
همانند بادبادک باز نویسنده روایت و داستانپردازی عمدتا خطی و سرراستی دارد ، شیوهای از نویسندگی که در عین سادگی به سبب مهارت خالد حسینی ،چیزی از زیبایی نوشتار ، نمیکاهد. داستان رمان هزار خورشید درخشان درباره دو زن بهنام مریم و لیلا است. مریم دختر نامشروع یک بازرگان افغانی است که تا ۱۵ سالگی به همراه مادر ، جدا ازپدرش از زندگی میکند ، مرگ مادر باعث میشود که پدرش وادار شود مدتی کوتاه او را در جمع خانواده «واقعی» خود بپذیرد ، ولی در نهایت پدر مجبور میشود که برای حفظ آبرو ، دختر را به ازدواج یک مرد مسن و خشن اهل کابل دربیاورد لیلا ، اما ، دختری کاملا متفاوت است ، او دختر باهوش یک روشنفکر افغانی است. دست سرنوشت باعث میشود که این دو زن با هم همخانه شوند ، روابط خصمانه ابتدایی آنها ،مبدل به رابطهای دوستانه میشود که در انتها بیشتر شبیه رابطه یک مادر و دختر میشود
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
چرا همیشه گفته میشود . . .
سکوت نشانه ی رضایت است
چرا نمی گویند :
نشانه ی دردیست عظیم ،
که لب ها رابه هم دوخته است...!!!
چرا نمی گویند :
نشانه ی ناتوانی گفتار ،
از بیان سنگینی رفتار افراد است...!!!
چرا نمی گویند :
نشانه ی دلی شکسته است که
نمیخواهد با باز شدن لب ها از همدیگر
صدای شکسته شدنش را
نامحرمان متوجه شوند...
پس سکوت همیشه نشانه ی رضایت نیست...
سکوت سر شار از ناگفتنی هاست
@book_tips 🐞
چرا همیشه گفته میشود . . .
سکوت نشانه ی رضایت است
چرا نمی گویند :
نشانه ی دردیست عظیم ،
که لب ها رابه هم دوخته است...!!!
چرا نمی گویند :
نشانه ی ناتوانی گفتار ،
از بیان سنگینی رفتار افراد است...!!!
چرا نمی گویند :
نشانه ی دلی شکسته است که
نمیخواهد با باز شدن لب ها از همدیگر
صدای شکسته شدنش را
نامحرمان متوجه شوند...
پس سکوت همیشه نشانه ی رضایت نیست...
سکوت سر شار از ناگفتنی هاست
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
این شب ها ؛
چقدر ماه ، زیباتر شده ،
ستاره ها چه قشنگ می خندند ،
جیرجیرک ها چه صدای خوبی دارند ،
و سیاهیِ شب ، چه خواستنی و روح نواز است !
آدم وقتی عاشق باشد ؛
همه چیزِ دنیا برایش زیباست ،
شب که دیگر جایِ خود دارد ... !
این روزها تا می توانید عاشق باشید ،
آدمِ عاشق حواسش به تورم و فساد و ناحقی نیست ،
تویِ حالِ خودش با معشوقه اش ، خوش و خرم زندگی می کند !
دردِ عشق ، خیلی شیرین تر از دردِ فهمیدن است !
هرجایِ دنیا که کم آوردید ؛
يک آدمِ بالیاقت پیداکنید و عاشقش شوید !
حتی عاشقِ گل ،
حتی عاشقِ آسمان ،
حتی عاشقِ درخت ...
عشق ، تنها دردی است که حالِ آدم را خوب می کند ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@book_tips 🐞
این شب ها ؛
چقدر ماه ، زیباتر شده ،
ستاره ها چه قشنگ می خندند ،
جیرجیرک ها چه صدای خوبی دارند ،
و سیاهیِ شب ، چه خواستنی و روح نواز است !
آدم وقتی عاشق باشد ؛
همه چیزِ دنیا برایش زیباست ،
شب که دیگر جایِ خود دارد ... !
این روزها تا می توانید عاشق باشید ،
آدمِ عاشق حواسش به تورم و فساد و ناحقی نیست ،
تویِ حالِ خودش با معشوقه اش ، خوش و خرم زندگی می کند !
دردِ عشق ، خیلی شیرین تر از دردِ فهمیدن است !
هرجایِ دنیا که کم آوردید ؛
يک آدمِ بالیاقت پیداکنید و عاشقش شوید !
حتی عاشقِ گل ،
حتی عاشقِ آسمان ،
حتی عاشقِ درخت ...
عشق ، تنها دردی است که حالِ آدم را خوب می کند ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#صبح_آمد
زیباست گلستان خدا
رنگ به رنگ است
لبخند بزن
خنده دوای دل تنگست
صبح است بزن بوسه
تو بر ساحت خورشید
ترکیب گل و شادی و
لبخند قشنگ است
هفته تون سراسر شادی و مهر
@book_tips 🐞
#صبح_آمد
زیباست گلستان خدا
رنگ به رنگ است
لبخند بزن
خنده دوای دل تنگست
صبح است بزن بوسه
تو بر ساحت خورشید
ترکیب گل و شادی و
لبخند قشنگ است
هفته تون سراسر شادی و مهر
@book_tips 🐞
Forwarded from Book_tips (Azar)
🍃🌺🍃
دوباره شنبه است
همان شنبه ای که قرار است در آن عادت هایمان را تغیير دهیم،
دستی به خانه بکشیم،
به فلانی زنگ بزنیم وآشتی کنیم،
دیگر آن طور برخورد نکنیم،
شروع به درس خواندن و تلاش کنیم و دیگر تنبلی نکنیم،
پس انداز کنیم،
صبورباشیم و هزار کار دیگر که هربار وعده میدهیم برای شنبه و میگوییم از این شنبه شروع میکنیم شنبه ی این هفته دارد شروع میشود
همان روز بیچاره ای که همه ی کارهای نکرده یمان را به گردنش می اندازیم
خواهشا بیایید شنبه ی موعود را این شنبه قراردهیم
بیچاره شنبه دیگر ظرفیت ندارد.
بیا برای یکبار هم که شده شروع کنیم
شاید شنبه ی دیگری برای کارهای نکرده نباشد و دیر شود
بیاحالا ماهی را از آب بگیریم.
@book_tips 🐞
دوباره شنبه است
همان شنبه ای که قرار است در آن عادت هایمان را تغیير دهیم،
دستی به خانه بکشیم،
به فلانی زنگ بزنیم وآشتی کنیم،
دیگر آن طور برخورد نکنیم،
شروع به درس خواندن و تلاش کنیم و دیگر تنبلی نکنیم،
پس انداز کنیم،
صبورباشیم و هزار کار دیگر که هربار وعده میدهیم برای شنبه و میگوییم از این شنبه شروع میکنیم شنبه ی این هفته دارد شروع میشود
همان روز بیچاره ای که همه ی کارهای نکرده یمان را به گردنش می اندازیم
خواهشا بیایید شنبه ی موعود را این شنبه قراردهیم
بیچاره شنبه دیگر ظرفیت ندارد.
بیا برای یکبار هم که شده شروع کنیم
شاید شنبه ی دیگری برای کارهای نکرده نباشد و دیر شود
بیاحالا ماهی را از آب بگیریم.
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
فرودگاه بهترین جای دنیاست، به شرط آنکه مسافر باشی و نه مهاجر... مسافر میداند که برمیگردد، دلش به ریشههایش خوش است، به دوستان و آشنایان، به خانه گرم و نرمش، به آرامشی که بعد از بازگشت در انتظار اوست و بابت همین آرامش حتمی هم خطر میکند، تجربه میکند و ته جیبهایش را درمیآورد. مسافر میتواند ساعتهای طولانی ترانزیت را در فرودگاههای جهان بنشیند به تماشای آدمهایی از ملیتهای مختلف. مسافر نه اضطرابی دارد و نه دلنگرانی خاصی... چمدانش نیامد هم نیامد، چمدان مسافر حامل چند تکه لباس سفری است و وسایل دمدستی. نیامد، میشود همه را از اول خرید و گذاشت سرجایش. اما وضعیت مهاجر فرق میکند. فرودگاه جهنم مهاجر است. میداند قرار نیست برگردد...میداند ریشههایش را جا گذاشته. نه به زبانش اطمینان دارد، نه به ظاهرش، نه به داشتههایش. فرودگاه مکان اضطراب و تردید است برای مهاجر. دلش میخواهد زودتر از این جهنم بیرون بیاید و زودتر برود به جایی که باید. چمدان مهاجر همه زندگی اوست. چمدانش هم حامل چیزهایی است که آورده و هم حامل چیزهایی که نیاورده. محتویات چمدان مهاجر، تنها دلگرمی اوست...
#نغمه_ثمینى
@book_tips 🐞
فرودگاه بهترین جای دنیاست، به شرط آنکه مسافر باشی و نه مهاجر... مسافر میداند که برمیگردد، دلش به ریشههایش خوش است، به دوستان و آشنایان، به خانه گرم و نرمش، به آرامشی که بعد از بازگشت در انتظار اوست و بابت همین آرامش حتمی هم خطر میکند، تجربه میکند و ته جیبهایش را درمیآورد. مسافر میتواند ساعتهای طولانی ترانزیت را در فرودگاههای جهان بنشیند به تماشای آدمهایی از ملیتهای مختلف. مسافر نه اضطرابی دارد و نه دلنگرانی خاصی... چمدانش نیامد هم نیامد، چمدان مسافر حامل چند تکه لباس سفری است و وسایل دمدستی. نیامد، میشود همه را از اول خرید و گذاشت سرجایش. اما وضعیت مهاجر فرق میکند. فرودگاه جهنم مهاجر است. میداند قرار نیست برگردد...میداند ریشههایش را جا گذاشته. نه به زبانش اطمینان دارد، نه به ظاهرش، نه به داشتههایش. فرودگاه مکان اضطراب و تردید است برای مهاجر. دلش میخواهد زودتر از این جهنم بیرون بیاید و زودتر برود به جایی که باید. چمدان مهاجر همه زندگی اوست. چمدانش هم حامل چیزهایی است که آورده و هم حامل چیزهایی که نیاورده. محتویات چمدان مهاجر، تنها دلگرمی اوست...
#نغمه_ثمینى
@book_tips 🐞