🍃🌺🍃
زمانی که کودکی می خندد ، باور دارد که تمام دنیا در حال خندیدن است ، و زمانی که یک انسان ناتوان را خستگی از پای در میآورد ، گمان میبرد که خستگی ، سراسر جهان را از پای درآورده است !
چرا ناامیدان ، دوست دارند که نا امیدی شان را لجوجانه تبلیغ کنند ؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی ابدی قلمداد کنند ؟
چرا پوچ گرایان ، خود را ، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن میجنگیم ، پاره پاره میکنند ؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماریشان به تن و روح دیگران سرایت کند ، دلیل بر رذالت بی حساب ایشان نیست ؟
من هرگز نمیگویم که در هیچ لحظه یی از این سفر دشوار ، گرفتار ناامیدی نباید شد . من میگویم :
به امید بازگردیم . قبل از آن که ناامیدی ، نابودمان کند !
✍🏼 #نادر_ابراهیمی
📙 یک عاشقانه آرام
@book_tips 🐞
زمانی که کودکی می خندد ، باور دارد که تمام دنیا در حال خندیدن است ، و زمانی که یک انسان ناتوان را خستگی از پای در میآورد ، گمان میبرد که خستگی ، سراسر جهان را از پای درآورده است !
چرا ناامیدان ، دوست دارند که نا امیدی شان را لجوجانه تبلیغ کنند ؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی ابدی قلمداد کنند ؟
چرا پوچ گرایان ، خود را ، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن میجنگیم ، پاره پاره میکنند ؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماریشان به تن و روح دیگران سرایت کند ، دلیل بر رذالت بی حساب ایشان نیست ؟
من هرگز نمیگویم که در هیچ لحظه یی از این سفر دشوار ، گرفتار ناامیدی نباید شد . من میگویم :
به امید بازگردیم . قبل از آن که ناامیدی ، نابودمان کند !
✍🏼 #نادر_ابراهیمی
📙 یک عاشقانه آرام
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
مسافر تاکسى آهسته روى شونهى راننده زد.
چون ميخواست ازش يه سوال بپرسه.
راننده داد زد، کنترل ماشين رو از دست داد، نزديک بود که بزنه به يه اتوبوس، از جدول کنار خيابون رفت بالا، نزديک بود که چپ کنه، اما کنار يه مغازه توى پياده رو، متوقف شد.
براى چندين ثانيه، هيچ حرفى بين راننده و مسافر رد و بدل نشد.
تا اين که راننده رو به مسافر کرد و گفت:
هى مرد! ديگه هيچ وقت، اين کار رو تکرار نکن، من رو تا سر حد مرگ ترسوندى!
مسافر عذرخواهى کرد و گفت: من نميدونستم که يه ضربهى کوچولو، آنقدر تو رو ميترسونه.
راننده جواب داد: واقعاً تقصير تو نيست، امروز اولين روزيه که به عنوان يه رانندهى تاکسى، دارم کار ميكنم،
آخه من ۲۵ سال، راننده ماشين نعش کش بودم …
«گاه آنچنان به تکرارهاى زندگى عادت ميکنيم، که فراموش ميکنيم جور ديگر هم ميتوان بود»
@book_tips 🐞
مسافر تاکسى آهسته روى شونهى راننده زد.
چون ميخواست ازش يه سوال بپرسه.
راننده داد زد، کنترل ماشين رو از دست داد، نزديک بود که بزنه به يه اتوبوس، از جدول کنار خيابون رفت بالا، نزديک بود که چپ کنه، اما کنار يه مغازه توى پياده رو، متوقف شد.
براى چندين ثانيه، هيچ حرفى بين راننده و مسافر رد و بدل نشد.
تا اين که راننده رو به مسافر کرد و گفت:
هى مرد! ديگه هيچ وقت، اين کار رو تکرار نکن، من رو تا سر حد مرگ ترسوندى!
مسافر عذرخواهى کرد و گفت: من نميدونستم که يه ضربهى کوچولو، آنقدر تو رو ميترسونه.
راننده جواب داد: واقعاً تقصير تو نيست، امروز اولين روزيه که به عنوان يه رانندهى تاکسى، دارم کار ميكنم،
آخه من ۲۵ سال، راننده ماشين نعش کش بودم …
«گاه آنچنان به تکرارهاى زندگى عادت ميکنيم، که فراموش ميکنيم جور ديگر هم ميتوان بود»
@book_tips 🐞
تنها مکانی که در آن جاذبه کار نمیکند تپه های مغناطیسی نیوبرانزویک کانادا است، اگر در این تپه ها ماشین را در شیب و بدون ترمز دستی رها کنید تکان نمیخورد.
@book_tips 🐞
@book_tips 🐞
روستایی به نام Fuckingدر اتریش وجود دارد که تنها جرمی که در آن اتفاق افتاده دزدیدن تابلوی روستاست
جلسهای برای تغییر نام روستا تشکیل شد ولی اعضای جلسه با تغییر نام آن مخالفت کردند
@book_tips 🐞
جلسهای برای تغییر نام روستا تشکیل شد ولی اعضای جلسه با تغییر نام آن مخالفت کردند
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
گاهی وقتها دلت میخواهد با یکی مهربان باشی، دوستش بداری و برایش چای بریزی.
گاهی وقتها، دلت میخواهد یکی را صدا کنی، بگویی سلام، میآیی قدم بزنیم؟!
گاهی وقتها دلت میخواهد یکی را ببینی، شب بروی خانه بنشینی، فکر کنی و کمی برایش بنویسی.
گاهی وقتها، آدم چه چیزهایِ سادهای را ندارد!
#افشین_صالحی
@book_tips 🐞
گاهی وقتها دلت میخواهد با یکی مهربان باشی، دوستش بداری و برایش چای بریزی.
گاهی وقتها، دلت میخواهد یکی را صدا کنی، بگویی سلام، میآیی قدم بزنیم؟!
گاهی وقتها دلت میخواهد یکی را ببینی، شب بروی خانه بنشینی، فکر کنی و کمی برایش بنویسی.
گاهی وقتها، آدم چه چیزهایِ سادهای را ندارد!
#افشین_صالحی
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
سیاه بودن لـبـانم از سیگار نیست...
لبانم مشڪی پُوش حرف هایـے هستند ڪہ نا گفتہ مانده اند...
@book_tips🐞
سیاه بودن لـبـانم از سیگار نیست...
لبانم مشڪی پُوش حرف هایـے هستند ڪہ نا گفتہ مانده اند...
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
#صبح_آمد
باز یک صبحِ زیبا و شوقِ زندگی از نو رسید
آفتاب آمد و روزِ زیبایِ دگر از نو رسید
شبنم گل ذوق کرد اشک شوق از گل و برگش چکید
آفتاب چون عاشقی در باغ ها، به برگ هایِ گل رسید
#منصور_قادری
@book_tips 🐞
#صبح_آمد
باز یک صبحِ زیبا و شوقِ زندگی از نو رسید
آفتاب آمد و روزِ زیبایِ دگر از نو رسید
شبنم گل ذوق کرد اشک شوق از گل و برگش چکید
آفتاب چون عاشقی در باغ ها، به برگ هایِ گل رسید
#منصور_قادری
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
"دوستان و همراهان گرامی سلام "
بدلیل وضعیت تلگرام، دوستان اگر اتصال تلگرامتان با مشکل مواجه می شود
پیج رسمی ما را در اینستاگرام دنبال فرمایید.
https://instagram.com/_u/book_tipsm
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
"دوستان و همراهان گرامی سلام "
بدلیل وضعیت تلگرام، دوستان اگر اتصال تلگرامتان با مشکل مواجه می شود
پیج رسمی ما را در اینستاگرام دنبال فرمایید.
https://instagram.com/_u/book_tipsm
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
Forwarded from Book_tips (Azar)
🍃🌺🍃
وقتی در یک سفر دریایی، کشتی لنگر میاندازد، از کشتی خارج می شوی تا نفسی تازه کنی و گیاه و صدفی جمع کنی. ولی همواره باید ذهنت را معطوف به کشتی نگاه داری و مدام مراقب باشی مبادا ناخدای کشتی فراخوان دهد، و باید به ان فراخوان گوش دهی و همه ی آن چیزها را رها کنی و بازگردی وگرنه با تو همچون گوسفندی رفتار می شود که با ریسمان میبندندش و به درون انبار کشتی میافکنند. زندگی انسان نیز چنین است. اگر همسر و فرزند جای گیاه و صدف را بگیرند، نباید برای حفظشان جلودارمان باشد. ولی آنگاه که ناخدا فرا بخواندمان، باید به سوی کشتی دوید، همه ی آن چیزها را گذاشت و پشت سر را هم نگاه نکرد. و اگر در کهنسالی باشی، هرگز از کشتی زیاد دور مشو، مبادا که ناخدا فرا بخواندت و تو آماده نباشی، فیلیپ خواندن را تمام کرد و جوری دستانش را گشود که انگار بگوید " همین"
#درمان_شوپنهاور
#اروین_د_یالوم
@book_tips🐞
وقتی در یک سفر دریایی، کشتی لنگر میاندازد، از کشتی خارج می شوی تا نفسی تازه کنی و گیاه و صدفی جمع کنی. ولی همواره باید ذهنت را معطوف به کشتی نگاه داری و مدام مراقب باشی مبادا ناخدای کشتی فراخوان دهد، و باید به ان فراخوان گوش دهی و همه ی آن چیزها را رها کنی و بازگردی وگرنه با تو همچون گوسفندی رفتار می شود که با ریسمان میبندندش و به درون انبار کشتی میافکنند. زندگی انسان نیز چنین است. اگر همسر و فرزند جای گیاه و صدف را بگیرند، نباید برای حفظشان جلودارمان باشد. ولی آنگاه که ناخدا فرا بخواندمان، باید به سوی کشتی دوید، همه ی آن چیزها را گذاشت و پشت سر را هم نگاه نکرد. و اگر در کهنسالی باشی، هرگز از کشتی زیاد دور مشو، مبادا که ناخدا فرا بخواندت و تو آماده نباشی، فیلیپ خواندن را تمام کرد و جوری دستانش را گشود که انگار بگوید " همین"
#درمان_شوپنهاور
#اروین_د_یالوم
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
پرنده ی خسته منم
تو قفس بنشسته منم
چه میدونی قفس چیه
با بال بشکسته منم
تو آسمون ندیدم از اون بالا شمارو
ندیدم و چشیدم سختی میله هارو
دون می دی که من برات بخونم
گولم زدی که تو قفس بمونم
آبم دادی رمق بیاد بجونم
فکر می کنی قدرتو من میدونم؟
تو فکر اینم که قفس وابشه
بالهای من تو آسمون وابشه
رو شاخه ی درخت پاهام جا بشه
به جای من یکی باهام ما بشه
پر بکشم تو آسمون بخونم
لذت این لحظه هارو بدونم
بال هامو باز به همدیگه بکوبم
تا وقت مرگ تو آسمون بمونم
درد دل پرنده
ترانه سرا :
#خوشنگار
#یار_بوک_تیپس
@book_tips🐞
پرنده ی خسته منم
تو قفس بنشسته منم
چه میدونی قفس چیه
با بال بشکسته منم
تو آسمون ندیدم از اون بالا شمارو
ندیدم و چشیدم سختی میله هارو
دون می دی که من برات بخونم
گولم زدی که تو قفس بمونم
آبم دادی رمق بیاد بجونم
فکر می کنی قدرتو من میدونم؟
تو فکر اینم که قفس وابشه
بالهای من تو آسمون وابشه
رو شاخه ی درخت پاهام جا بشه
به جای من یکی باهام ما بشه
پر بکشم تو آسمون بخونم
لذت این لحظه هارو بدونم
بال هامو باز به همدیگه بکوبم
تا وقت مرگ تو آسمون بمونم
درد دل پرنده
ترانه سرا :
#خوشنگار
#یار_بوک_تیپس
@book_tips🐞
گاهی شاپرکی را از تار عنکبوت میگیری تا خیلی آرام رهایش کنی،شاپرک میان دستانت له میشود....
نیت تو کجا و سرنوشت کجا...
@book_tips 🐞
نیت تو کجا و سرنوشت کجا...
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
یک بار به مترسکی گفتم : «لابد از ایستادن در این دشتِ خلوت خسته شدهای؟»
گفت : «لذتِ ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمیشوم.»
دَمی اندیشیدم و گفتم : «درست است؛ چون که من هم مزه این لذت را چشیدهام.»
گفت : «فقط کسانی که سرشان از کاه پُر شده باشد، این لذت را میشناسند!»
#جبران_خلیل_جبران
پیامبر و دیوانه
@book_tips 🐞
یک بار به مترسکی گفتم : «لابد از ایستادن در این دشتِ خلوت خسته شدهای؟»
گفت : «لذتِ ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمیشوم.»
دَمی اندیشیدم و گفتم : «درست است؛ چون که من هم مزه این لذت را چشیدهام.»
گفت : «فقط کسانی که سرشان از کاه پُر شده باشد، این لذت را میشناسند!»
#جبران_خلیل_جبران
پیامبر و دیوانه
@book_tips 🐞
🌺 یادآوری 🌺
مطالعه سهم روز هفتم کتاب «بر باد رفته»
تعداد صفحات: 627 صفحه
سهم روزانه: 21صفحه.
صفحه 126 تا147
۹۷/۵/۱۷
@book_tips 🐞
مطالعه سهم روز هفتم کتاب «بر باد رفته»
تعداد صفحات: 627 صفحه
سهم روزانه: 21صفحه.
صفحه 126 تا147
۹۷/۵/۱۷
@book_tips 🐞
بالاخره یک نفر باید گردن سرنوشت را بشکند.
اگر هر از گاهی یک نفر، به سرنوشت دهن کجی نمی کرد، انسان، هنوز روی شاخه های درخت ها زندگی می کرد.
📔 شرق بهشت
#جان_اشتاین_بک
@book_tips 🐞
اگر هر از گاهی یک نفر، به سرنوشت دهن کجی نمی کرد، انسان، هنوز روی شاخه های درخت ها زندگی می کرد.
📔 شرق بهشت
#جان_اشتاین_بک
@book_tips 🐞
ساده است زندگی مطابق نظر دنیا
ساده است در انزوا زندگی کردن
مطابق میل شخصی
ولی مرد بزرگ کسی است که: در میانهی جمع قادر است
از استقلال و تنهاییاش لذت ببرد...!
جزء از کل
استیو تولتز
@book_tips 🐞
ساده است در انزوا زندگی کردن
مطابق میل شخصی
ولی مرد بزرگ کسی است که: در میانهی جمع قادر است
از استقلال و تنهاییاش لذت ببرد...!
جزء از کل
استیو تولتز
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
یک جایی در زندگی آدم باید راهنما بزند، آرام آرام بیاید کنار جاده بایستد. بعد که ایستاد از ماشین پیاده شود برود در عقب را باز کند رو کند به خودِ کهنه اش و بگوید بفرمایید پایین. باید رو کند به خود منفی بافش، به خود اهل شکایتش، به خود بی جنبه اش، به خود قدرنشناسش و بگوید که پیاده شو. باید خیلی بی تعارف زل بزند به چشم خود قدیمی اش و توضیح بدهد که دیگر ادامه این وضع ممکن نیست و زمان خداحافظی رسیده. آنوقت خود کهنه اگر پیاده نشد باید دستش را دراز کند و یقه خود کهنه را بگیرد و بیاندازدش بیرون. لازم شد وسایلش را هم از صندوق بردارد پرت کند جلویش. بعد هم خود کهنه را رها کند کنار همان جاده برود دوباره بنشیند پشت فرمان. راه بیافتد در جاده. در آیینه به پشت سر هم نگاه نکند. راه بیافتد به جستجوی خودی نو. بگردد دنبال خود نویی که قدرشناس و سپاسگزار باشد. خود نویی که قدر لحظه لحظه زندگی را بداند. خودی که آرامش بیاورد. خودی که لبخند بیاورد. خودی که اهل مهربانی باشد. خودی که جایی کنار جاده ایستاده است به انتظار. خودی که تا خود کهنه هست سوار نخواهد شد.
امیرعلی بنی اسد
@book_tips 🐞
یک جایی در زندگی آدم باید راهنما بزند، آرام آرام بیاید کنار جاده بایستد. بعد که ایستاد از ماشین پیاده شود برود در عقب را باز کند رو کند به خودِ کهنه اش و بگوید بفرمایید پایین. باید رو کند به خود منفی بافش، به خود اهل شکایتش، به خود بی جنبه اش، به خود قدرنشناسش و بگوید که پیاده شو. باید خیلی بی تعارف زل بزند به چشم خود قدیمی اش و توضیح بدهد که دیگر ادامه این وضع ممکن نیست و زمان خداحافظی رسیده. آنوقت خود کهنه اگر پیاده نشد باید دستش را دراز کند و یقه خود کهنه را بگیرد و بیاندازدش بیرون. لازم شد وسایلش را هم از صندوق بردارد پرت کند جلویش. بعد هم خود کهنه را رها کند کنار همان جاده برود دوباره بنشیند پشت فرمان. راه بیافتد در جاده. در آیینه به پشت سر هم نگاه نکند. راه بیافتد به جستجوی خودی نو. بگردد دنبال خود نویی که قدرشناس و سپاسگزار باشد. خود نویی که قدر لحظه لحظه زندگی را بداند. خودی که آرامش بیاورد. خودی که لبخند بیاورد. خودی که اهل مهربانی باشد. خودی که جایی کنار جاده ایستاده است به انتظار. خودی که تا خود کهنه هست سوار نخواهد شد.
امیرعلی بنی اسد
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
من همیشه خوشحالم ...!
میدانید چرا ؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم. انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...
زندگی کوتاه است ...
پس به زندگی ات عشق بورز، خوشحال باش و لبخند بزن و فقط براى خودت زندگى كن ...
زندگی این است ...!
#ویلیام_شکسپیر
@book_tips 🐞
من همیشه خوشحالم ...!
میدانید چرا ؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم. انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...
زندگی کوتاه است ...
پس به زندگی ات عشق بورز، خوشحال باش و لبخند بزن و فقط براى خودت زندگى كن ...
زندگی این است ...!
#ویلیام_شکسپیر
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
برای هر قسمت روز، کاری در نظر بگیر. حتی یک ربع هم نباید خالی بماند.
هر کاری را هم با روش و حساب و کتاب انجام بده، با نظم و انضباط. در اینصورت روز هنوز شروع نشده به آخر میرسد، بدون اینکه خودت متوجه بشوی. مدیون کسی هم نمیشوی که کمکت کند تا بیکاریات پر بشود. مجبور نمیشوی دنبال گپ و همدلی و سنگ صبور بگردی.
#جین_ایر
#شارلوت_برونته
@book_tips 🐞
برای هر قسمت روز، کاری در نظر بگیر. حتی یک ربع هم نباید خالی بماند.
هر کاری را هم با روش و حساب و کتاب انجام بده، با نظم و انضباط. در اینصورت روز هنوز شروع نشده به آخر میرسد، بدون اینکه خودت متوجه بشوی. مدیون کسی هم نمیشوی که کمکت کند تا بیکاریات پر بشود. مجبور نمیشوی دنبال گپ و همدلی و سنگ صبور بگردی.
#جین_ایر
#شارلوت_برونته
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#صبح_آمد
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
فريدون_مشیری
@book_tips 🐞
#صبح_آمد
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
فريدون_مشیری
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
در هر لحظه از زندگیتان این فرصت به شما داده میشود که بین عشق و ترس یکی را انتخاب کنید،و این انتخاب رادارید که به اوج اسمان پرواز کنید ، ترس یک راه تنگ وباریک است
ترس قول میدهد شما را به هرجایی که دوست دارید ببرد
وعشق میگوید بالهایت را بپوش و با من پرواز کن ، امین که عاشق باشیم .
#یار_بوک_تیپس
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips 🐞
در هر لحظه از زندگیتان این فرصت به شما داده میشود که بین عشق و ترس یکی را انتخاب کنید،و این انتخاب رادارید که به اوج اسمان پرواز کنید ، ترس یک راه تنگ وباریک است
ترس قول میدهد شما را به هرجایی که دوست دارید ببرد
وعشق میگوید بالهایت را بپوش و با من پرواز کن ، امین که عاشق باشیم .
#یار_بوک_تیپس
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips 🐞