🍃🌺🍃
میدانید؛
✨مَرد که خوب باشد،
زن بی شک بهترین میشود...
باور کنید
مَرد، زن را میسازد
پشت هر مَرد موفق
زنی است
که خیالش از مردانگی مَردش
جمع است...✨
@book_tips 🐞
میدانید؛
✨مَرد که خوب باشد،
زن بی شک بهترین میشود...
باور کنید
مَرد، زن را میسازد
پشت هر مَرد موفق
زنی است
که خیالش از مردانگی مَردش
جمع است...✨
@book_tips 🐞
Forwarded from Book_tips (Azar)
🍃🌺🍃
#صبح_آمد
صبح جوانیِ روز است: همه چیز شاداب، تازه و آسان است، احساس نیرومندی میکنیم و همهٔ قابلیت هایمان کاملاً در دسترس هستند. صبح را نباید با خواب طولانی یا مشغولیتها و گفتگوهای بی ارزش تلف کرد بلکه باید به منزلهٔ جوهر زندگی به آن نگریست و آن را تا اندازهای مقدّس داشت... هربار که از خواب بیدار میشویم و برمیخیزیم، تولدی کوچک است و هر صبحِ پُرطراوت به منزلهٔ جوانیِ کوتاهی است.
#آرتور_شوپنهاور
در باب حکمت زندگی
@book_tips 🐞
#صبح_آمد
صبح جوانیِ روز است: همه چیز شاداب، تازه و آسان است، احساس نیرومندی میکنیم و همهٔ قابلیت هایمان کاملاً در دسترس هستند. صبح را نباید با خواب طولانی یا مشغولیتها و گفتگوهای بی ارزش تلف کرد بلکه باید به منزلهٔ جوهر زندگی به آن نگریست و آن را تا اندازهای مقدّس داشت... هربار که از خواب بیدار میشویم و برمیخیزیم، تولدی کوچک است و هر صبحِ پُرطراوت به منزلهٔ جوانیِ کوتاهی است.
#آرتور_شوپنهاور
در باب حکمت زندگی
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#اسکار_وایلد
وقتی نرگس مرد,گلهای باغ همه ماتم گرفتند و از جویبار خواهش کردند,که برای گریستن به آنها چند قطره آب وام دهد.
جویبار آهی کشید و گفت:
به اندازه ای نرگس را دوست می داشتم که اگر تمام آب های من به اشک مبدل شود و آن را بر مرگ نرگس بپاشم,باز کم است. گل ها گفتند: راست می گویی,چگونه ممکن بود,با آن همه زیبایی نرگس را دوست نداشت!!!
جویبار پرسید:مگر نرگس زیبا بود؟؟؟
گل ها گفتند:تویی که نرگس همیشه خم می شد و صورت زیبای خود را در آب های شفاف تو تماشا می کرد,پس باید بهتر از هر کس بدانی که نرگس زیبا بود. جویبار گفت: من نرگس را برای این دوست می داشتم,که وقتی خم می شد و به من نگاه می کرد می توانستم زیبایی خود را در چشمان او تماشا کنم...
@book_tips 🐞
#اسکار_وایلد
وقتی نرگس مرد,گلهای باغ همه ماتم گرفتند و از جویبار خواهش کردند,که برای گریستن به آنها چند قطره آب وام دهد.
جویبار آهی کشید و گفت:
به اندازه ای نرگس را دوست می داشتم که اگر تمام آب های من به اشک مبدل شود و آن را بر مرگ نرگس بپاشم,باز کم است. گل ها گفتند: راست می گویی,چگونه ممکن بود,با آن همه زیبایی نرگس را دوست نداشت!!!
جویبار پرسید:مگر نرگس زیبا بود؟؟؟
گل ها گفتند:تویی که نرگس همیشه خم می شد و صورت زیبای خود را در آب های شفاف تو تماشا می کرد,پس باید بهتر از هر کس بدانی که نرگس زیبا بود. جویبار گفت: من نرگس را برای این دوست می داشتم,که وقتی خم می شد و به من نگاه می کرد می توانستم زیبایی خود را در چشمان او تماشا کنم...
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#خالد_حسینی
#بادبادک_باز
در دنیا فقط یک گناه هست و آن دزدی ست! ...
ﻣﺮﺩ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﺠﻮﺍ ﮐﺮﺩ :
" ﭘﺴﺮﻡ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ "
ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺳﺖ ﮐﺞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ..
ﭘﺪﺭ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ :
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،
خيانت ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ
،ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻧﮑﻦ که ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،
ﻧﺎﺣﻖ ﻧﮕﻮ که ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ
،ﺑﯽ ﺣﯿﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ که ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ ..
ﭘﺲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ..!!
@book_tips 🐞
#خالد_حسینی
#بادبادک_باز
در دنیا فقط یک گناه هست و آن دزدی ست! ...
ﻣﺮﺩ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﺠﻮﺍ ﮐﺮﺩ :
" ﭘﺴﺮﻡ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ "
ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺳﺖ ﮐﺞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ..
ﭘﺪﺭ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ :
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،
خيانت ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ
،ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻧﮑﻦ که ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،
ﻧﺎﺣﻖ ﻧﮕﻮ که ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ
،ﺑﯽ ﺣﯿﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ که ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ ..
ﭘﺲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ..!!
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻧﺪ .
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﭘﺮﯼ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺍﺩ ،
ﻭ ﺷﺎﻋﺮ ، ﺷﻌﺮﯼ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ .
ﺷﺎﻋﺮ ﭘﺮ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻻﯼ ﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﺶ ﺑﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺖ .
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺷﻌﺮ ﺷﺎﻋﺮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﮔﺮﻓﺖ.
ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ . ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...!
ﺯﯾﺮﺍ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ، ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﭽﺸﺪ ، ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ.
#شل_سیلور_استاین
@book_tips 🐞
ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻧﺪ .
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﭘﺮﯼ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺍﺩ ،
ﻭ ﺷﺎﻋﺮ ، ﺷﻌﺮﯼ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ .
ﺷﺎﻋﺮ ﭘﺮ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻻﯼ ﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﺶ ﺑﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺖ .
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺷﻌﺮ ﺷﺎﻋﺮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﮔﺮﻓﺖ.
ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ . ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...!
ﺯﯾﺮﺍ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ، ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﭽﺸﺪ ، ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ.
#شل_سیلور_استاین
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#چرا_دریا_طوفانی_شد
#صادق_چوبک
توضیحات
«چرا دریا توفانی شده بود» یکی از بهترین داستانهای کوتاه صادق چوبک است که با وجود گذشت نیم قرن از نوشته شدن آن هنوز خواندنی و جذاب به نظر میرسد و واجد نکات آموختنی بسیاری هم برای علاقمندان داستاننویسی ست، خاصه در روزگاری که بسیاری از داستانهای کوتاه فاقد عنصر تعلیق، گرهافکنی و گرهگشاییاند (بگذریم از آن نمونههایی که ویژگیهای سبکیشان چنین اقتضا میکند). این داستان همچنین بهلحاظ فضاسازی غنی و از تصاویری زنده – در عین ایجاز قلم چوبک -برخوردار است. شاید مجموعهی همین ویژگی ها بود که باعث شد ابراهیم گلستان سراغ آن رفته و این داستان کوتاه را دستمایهی ساخت فیلم «دریا» قرار داد. فیلمی که از بد حادثه نیمه تمام ماند و چه حیف! چرا که فروغ فرخزاد یکی از بازیگران اصلی این فیلم بود.
@book_tips 📚
#چرا_دریا_طوفانی_شد
#صادق_چوبک
توضیحات
«چرا دریا توفانی شده بود» یکی از بهترین داستانهای کوتاه صادق چوبک است که با وجود گذشت نیم قرن از نوشته شدن آن هنوز خواندنی و جذاب به نظر میرسد و واجد نکات آموختنی بسیاری هم برای علاقمندان داستاننویسی ست، خاصه در روزگاری که بسیاری از داستانهای کوتاه فاقد عنصر تعلیق، گرهافکنی و گرهگشاییاند (بگذریم از آن نمونههایی که ویژگیهای سبکیشان چنین اقتضا میکند). این داستان همچنین بهلحاظ فضاسازی غنی و از تصاویری زنده – در عین ایجاز قلم چوبک -برخوردار است. شاید مجموعهی همین ویژگی ها بود که باعث شد ابراهیم گلستان سراغ آن رفته و این داستان کوتاه را دستمایهی ساخت فیلم «دریا» قرار داد. فیلمی که از بد حادثه نیمه تمام ماند و چه حیف! چرا که فروغ فرخزاد یکی از بازیگران اصلی این فیلم بود.
@book_tips 📚
🍃🌺🍃
یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت:
به تو توصیه میکنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل میتوانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفتهای:
تو به خدا نیاز داری...!
#فیل(داستانکهای فلسفی)
#برتولت_برشت
مترجم: علی_عبداللهی
@book_tips 🐞
یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت:
به تو توصیه میکنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل میتوانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفتهای:
تو به خدا نیاز داری...!
#فیل(داستانکهای فلسفی)
#برتولت_برشت
مترجم: علی_عبداللهی
@book_tips 🐞
👍1
🍃🌺🍃
بهتر این بود که از روز نخست ما را طوری میآفریدند که قدرت ارتکاب گناه را نداشته باشیم نه آنکه ما را بیافرینند و بعد کیفر بدهند.
#جهان_بزرگ_و_انسان
#موریس_مترلینگ
@book_tips 🐞
بهتر این بود که از روز نخست ما را طوری میآفریدند که قدرت ارتکاب گناه را نداشته باشیم نه آنکه ما را بیافرینند و بعد کیفر بدهند.
#جهان_بزرگ_و_انسان
#موریس_مترلینگ
@book_tips 🐞
سلام دوستان با عرض پوزش از همه علاقمندان به مطالعه کتاب،
فایل صحیح «بربادرفته» رو مجددا بارگذاری میکنم،👇👇👇
دوجلدی
@book_tips 🐞
فایل صحیح «بربادرفته» رو مجددا بارگذاری میکنم،👇👇👇
دوجلدی
@book_tips 🐞
🌺 یادآوری 🌺
مطالعه سهم روز دوم کتاب «بر باد رفته»
تعداد صفحات: 627 صفحه
سهم روزانه: 21صفحه.
صفحه 21 تا 42
۹۷/۵/۱۲
@book_tips 🐞
مطالعه سهم روز دوم کتاب «بر باد رفته»
تعداد صفحات: 627 صفحه
سهم روزانه: 21صفحه.
صفحه 21 تا 42
۹۷/۵/۱۲
@book_tips 🐞
به به چه نسیمی،
چه هوایی سرِ صبح
به به چه سرودِ دلگشایی سرِ صبح
صبحانه یِ من
بهشتی از زیبایی ست
پیچیده چه عطرِ
خوشِ چایی سرصبح
صبح زیبای
شنبه تون پراز موفقیت 🌸
@book_tips🐞
چه هوایی سرِ صبح
به به چه سرودِ دلگشایی سرِ صبح
صبحانه یِ من
بهشتی از زیبایی ست
پیچیده چه عطرِ
خوشِ چایی سرصبح
صبح زیبای
شنبه تون پراز موفقیت 🌸
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
قاعده سی و هشتم شمس :
برای عوض کردن زندگیمان، برای تغییردادن خودمان هیچگاه دیر نیست. هر چند سال که داشته باشیم، هر گونه که زندگی کرده باشیم، هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم، باز هم نو شدن ممکن است. حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و در هر نفسی نو شد. برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مُرد.
#ملت_عشق
#الیف_شافاک
@book_tips 🐞
قاعده سی و هشتم شمس :
برای عوض کردن زندگیمان، برای تغییردادن خودمان هیچگاه دیر نیست. هر چند سال که داشته باشیم، هر گونه که زندگی کرده باشیم، هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم، باز هم نو شدن ممکن است. حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و در هر نفسی نو شد. برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مُرد.
#ملت_عشق
#الیف_شافاک
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#گاهی_انسان_بودن_گناه_بزرگیست
ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩ.
ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.
ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﯾﺎﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ:
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ. ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻣﺮﺍ به دﺳﺘﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯽﺳﭙﺎﺭﻧﺪ.
ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯿﻤﯿﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ.
ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺩﺭ 70 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ 317 ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ به ناﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﯼ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﻢ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑﻨﯿﺎﺩﻫﺎﯼ ﺧﯿﺮﯾﻪ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺪ..
@book_tips 🐞
#گاهی_انسان_بودن_گناه_بزرگیست
ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺮﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩ.
ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪ.
ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﯾﺎﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ:
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ. ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻣﺮﺍ به دﺳﺘﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯽﺳﭙﺎﺭﻧﺪ.
ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯿﻤﯿﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭﮔﯿﺴﺖ.
ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺩﺭ 70 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ 317 ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ به ناﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﯼ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﻢ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺑﻨﯿﺎﺩﻫﺎﯼ ﺧﯿﺮﯾﻪ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺷﺪ..
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#یک_دقیقه_مطالعه
کتاب نخوانید ، هیچ چیز نمی شود
سکانس اول :
@book_tips
توی فرودگاه نشسته ام.
یک ایرانی آن ور چیپس می خورد، ایرانی دیگر انگشت دستش را تا میانه در گوش خود فرو کرده و با تکانه ی زیاد در حال تکان دادن است.
ایرانی دیگر که خودم باشم، آهنگ گوش می کنم و...
آن ور سالن اما یک توریست خارجی که کمِ کم ۸۵ سال سن دارد ، پاهایش را بدون اینکه کفش هایش را در آورده باشد روی چمدانش گذاشته و سخت مشغول مطالعه است چنان که هیچ چیز توجه او را جلب نمی کند.
خب با این سن کتاب بخواند که چه شود؟
این اولین سوال یک ایرانی است که خودم باشم. خب مگر کتاب بخوانی منفعت و مالی می بری؟
این هم دومین سوال یک ایرانی که خودم باشم.
سکانس دوم :
@book_tips
توی رستورانی نشسته ام که یک گروه توریستی فرانسوی وارد می شوند ، همه سالمند.
با بگو و بخند شام میل می کنند و بعد سرحال تر از من به هتلشان برمی گردند
اما پیرمرد و پیرزن ایرانی که پدر و مادر خودم باشند ، اولا از بس خودشان را صرف فرزندانی چون من کرده اند ، هزار جور درد و بیماری گرفته اند و ثانیا وقتی می گویی مادر جان فلان کار را یاد بگیر ، رانندگی یاد بگیر ، می گویند از ما گذشته
پیر شدیم ، در حالی که تازه در آستانه پختگی و بلوغ کامل فکری هستند.
ارتباط این دو سکانس چیزی جز همان کتاب هایی که آنها می خوانند و ما نمی خوانیم نیست.
طیاره ای که آنها می سازند و ما نمی توانیم ، فرقش در همین کتاب خواندن ها و دانستن ها و میل به شکوفا شدن ها و شکوفا کردن هاست.
پیشرفتی که آب در دهان امثال من و هم سن و سالانم می اندازد ، که برویم آنجا زندگی کنیم و همین دانش اندکی را هم که داریم در خدمت آنها بگذاریم ، تازه اگر گوشه چشمی به ما داشته باشند و چشم انعام ز انعامی چند داشته باشیم هم ، حاصل همین کتاب خواندن های آنها و نخواندن های ماست ولو با تاثیر غیر مستقیم.
کتاب نخوانیم ،
کارهای مهمتری داریم ،
سرک کشیدن به کار این و آن و مسخره کردن آنها و چک کردن مداوم اینستاگرام و لایک کردن چرند و پرندیات و حرف های بی سر و ته و . . . خیلی کارهای دیگر !
جالب این است که توجیه مان هم این است که وقت نداریم ، اما.......
@book_tips 🐞
#یک_دقیقه_مطالعه
کتاب نخوانید ، هیچ چیز نمی شود
سکانس اول :
@book_tips
توی فرودگاه نشسته ام.
یک ایرانی آن ور چیپس می خورد، ایرانی دیگر انگشت دستش را تا میانه در گوش خود فرو کرده و با تکانه ی زیاد در حال تکان دادن است.
ایرانی دیگر که خودم باشم، آهنگ گوش می کنم و...
آن ور سالن اما یک توریست خارجی که کمِ کم ۸۵ سال سن دارد ، پاهایش را بدون اینکه کفش هایش را در آورده باشد روی چمدانش گذاشته و سخت مشغول مطالعه است چنان که هیچ چیز توجه او را جلب نمی کند.
خب با این سن کتاب بخواند که چه شود؟
این اولین سوال یک ایرانی است که خودم باشم. خب مگر کتاب بخوانی منفعت و مالی می بری؟
این هم دومین سوال یک ایرانی که خودم باشم.
سکانس دوم :
@book_tips
توی رستورانی نشسته ام که یک گروه توریستی فرانسوی وارد می شوند ، همه سالمند.
با بگو و بخند شام میل می کنند و بعد سرحال تر از من به هتلشان برمی گردند
اما پیرمرد و پیرزن ایرانی که پدر و مادر خودم باشند ، اولا از بس خودشان را صرف فرزندانی چون من کرده اند ، هزار جور درد و بیماری گرفته اند و ثانیا وقتی می گویی مادر جان فلان کار را یاد بگیر ، رانندگی یاد بگیر ، می گویند از ما گذشته
پیر شدیم ، در حالی که تازه در آستانه پختگی و بلوغ کامل فکری هستند.
ارتباط این دو سکانس چیزی جز همان کتاب هایی که آنها می خوانند و ما نمی خوانیم نیست.
طیاره ای که آنها می سازند و ما نمی توانیم ، فرقش در همین کتاب خواندن ها و دانستن ها و میل به شکوفا شدن ها و شکوفا کردن هاست.
پیشرفتی که آب در دهان امثال من و هم سن و سالانم می اندازد ، که برویم آنجا زندگی کنیم و همین دانش اندکی را هم که داریم در خدمت آنها بگذاریم ، تازه اگر گوشه چشمی به ما داشته باشند و چشم انعام ز انعامی چند داشته باشیم هم ، حاصل همین کتاب خواندن های آنها و نخواندن های ماست ولو با تاثیر غیر مستقیم.
کتاب نخوانیم ،
کارهای مهمتری داریم ،
سرک کشیدن به کار این و آن و مسخره کردن آنها و چک کردن مداوم اینستاگرام و لایک کردن چرند و پرندیات و حرف های بی سر و ته و . . . خیلی کارهای دیگر !
جالب این است که توجیه مان هم این است که وقت نداریم ، اما.......
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
دوستان و همراهان گرامی
پیج رسمی ما را در اینستاگرام دنبال فرمایید
https://instagram.com/_u/book_tipsm
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
دوستان و همراهان گرامی
پیج رسمی ما را در اینستاگرام دنبال فرمایید
https://instagram.com/_u/book_tipsm
🍃🌺🍃
@book_tips 🐞
#اصطلاح_شناسی
Overturn واژگون شدن،
Sink غرق شدن، فرو رفتن، سینک
Lake دریاچه
Enterainment سرگرمی، تفریح
Blame سرزنش، گناه، تقصیر، مقصر دانستن
Survive نجات یافتن، زنده ماندن
Injure صدمه دیدن، آسیب رساندن، مصدوم شدن
Victim قربانی
Tragedy غمناک، تراژدی
Barge کرجی، قایق ته پهن، با قایق حمل کردن
@book_tips 🐞
Overturn واژگون شدن،
Sink غرق شدن، فرو رفتن، سینک
Lake دریاچه
Enterainment سرگرمی، تفریح
Blame سرزنش، گناه، تقصیر، مقصر دانستن
Survive نجات یافتن، زنده ماندن
Injure صدمه دیدن، آسیب رساندن، مصدوم شدن
Victim قربانی
Tragedy غمناک، تراژدی
Barge کرجی، قایق ته پهن، با قایق حمل کردن
@book_tips 🐞