Book_tips
21.5K subscribers
7.05K photos
2.33K videos
68 files
587 links
اهدای کتاب اهدای کلمه است.
کلمات نور هستند، باعث می‌شوند زندگی را بهتر ببینیم.

ارتباط با ادمین
@zarnegar503
@Lady_bug_33

تبلیغات
@booktips_ads


❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016

زاپاس
https://t.me/+ZYkaFxh2tAoyMjNk
Download Telegram
🍃🌺🍃
کتاب بر باد رفته
اثر مارگارت میچل

📙مارگارت میچل” در ۸ نوامبر سال ۱۹۰۰ در آتالانتا آمریکا متولد شد. نویسنده‌ای که بعدها و در سال ۱۹۳۷ برای رمان برباد رفته جایزه پولتیزر را دریافت کرد. کتابی که برای همیشه از محبوب‌ترین کتاب‌های تمام دنیاست با بیش از ۲۸ میلیون نسخه و بارها تجدید چاپ به یقین شایسته چنین عنوانی است.او دوران کودکیش را در سال های جنگ‌های شهری آمریکا گذراند و به خوبی با فضا و حال و هوای آن دوران آشنا بود. آن را می‌شناخت و شاید جزییاتی که در کتابش و در میان روابط انسان‌ها به شکل عجیبی قابل لمس هستند، ناشی از زندگی در همان شرایط است.
کتاب بی نظیر بر باد رفته که شاهکار مارگارت میچل است و در سال 1939 پرفروشترین کتاب جهان شد و متعاقب آن فیلمی بر اساس این کتاب ساخته شد که در سراسر جهان رکورد فروش را برای یک فیلم شکست . فیلم به کارگردانی ویکتور فلمینگ و بازی تحسین بر انگیز کلارک گیبل و ویویان لی ساخته شد که جوایز اسکار 1940 را درو کرد و در زمانی که سیاهپوستان تنها حق نشستن در ردیف آخر سینما را داشتند هتی مک دانل ( بازیگر زن سیاهپوست ) برای نقش مکمل زن برنده جایزه اسکار شد که باعث اعتراضات بسیاری در سطح جامعه آمریکا شد .
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

۱۰ اَمرداد زادروز
نویسنده برجسته ایرانی محمود دولت‌آبادی

کلاس دوم دبستان
شیفت بعدازظهر بودم،
باران تندی می‌بارید،
آن روز صبح
یک چتر هفت رنگ دسته صورتی
خریده بودم،
وقتی به مدرسه رفتم
دلم می‌خواست با همان چتر زیبایم
زیر باران بازی کنم
اما …
زنگ خورد.
هر عقل سالمی تشخیص می‌داد که
کلاس درس
واجب‌تر از بازی
زیر باران است.
یادم نیست آن روز
آموزگارم چه درسی به من آموخت،
اما دلم
هنوز
زیر همان باران
توی حیاط مدرسه مانده
بعد از آن روز
شاید هزار بار دیگر
باران باریده باشد
و من
صد بار دیگر چتر نو خریده باشم،
اما …
آن حال خوب هشت سالگی
هرگز
تکرار نخواهد شد… !
این اولین
بدهکاری من
به دلم بود که
در خاطرم مانده
بعد از آن
هر روز به اندازه‌ی
تک تک ساعت‌های عمرم
به دلم بدهکار ماندم،

به بهانه‌ی عقل و منطق
از هزار و یک لذت
چشم پوشیدم،
از ترس آنکه مبادا
آنچه دلم می خواهد پشیمانی به بار آورد
خیلی وقت‌ها
سکوت اختیار کردم،
اما حالا
بعضی شب‌ها
فکر می‌کنم
اگر قرار بر این شود
که من
آمدن صبح فردا را نبینم؛
چقدر پشیمانم
از انجام ندادن
کارهایی که به بهانه‌ی منطق
حماقت نامیدمشان …!
حالا می دانم
هر حال خوبی
سن مخصوص به
خودش را دارد …

#محمود_دولت_آبادی

۱۰ اَمرداد زادروز
نویسنده برجسته ایرانی محمود دولت‌آبادی

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
گاهی اوقات مجبوريم بپذیریم
بعضی از آدم ها فقط میتوانند
در قلبمان بمانند
نه در زندگیمان

#سیلویا_پلات
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

زندگی همیشه یه شانس دیگه بهت میده
و اسم اون فرداست...

فرداتون درخشان
شب خوش دوستان

@book_tipsc🐞
🍃🌺🍃

#صبح_آمد

صـبح اسـت
و باز روشنـایی جسـورانه خورشیــد
با سماجـت از لاے پـرده اتـاقم
به چشـم هاے خواب آلـودم می تابـد ...

پنجــره راباز میڪـنم
هـواے خنـڪ و باطــراوت صبــح را
عمیـق نفـس میڪشـم
دوبـاره سـرشار از زندگی میشوم....


ژیـلا_معصـومی
#روز_بخیـر_عزیـزان
#دست_نوشته_های_شما
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
به یک چیزی دقت کردین؟

اینکه ما آدم‌ها معمولا با غمگین بودن و افسرده شدن و غصه خوردن و در سطح زندگی کردن، خیلی راحت‌تر هستیم، تا شاد بودن، آرامش داشتن، مثبت نگاه کردن و عمیق زندگی کردن.!

میدونید چرا ؟

یک عارف هندی خیلی زیبا بهش پاسخ داده، میگه:
تموم اون حالت‌های اول به نوعی، سقوط محسوب میشن و سقوط همیشه آسونه و نیاز به صرف هیچ انرژیی نداره.

اما حالت‌های بعدی؛ از نوع صعود هستند و صعود همیشه سخت‌تره و نیاز داره که انرژی زیادی رو براش صرف کنی.

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

آلودگي واقعی در بيرون نيست و در درون است.
در كسوت نيست و در قلب است.
هر لكه‌ی ظاهری، هر چه‌قدر هم كه بد جلوه كند، وقتی شسته شود از بين می‌رود. با آب پاك می‌شود.
تنها آلودگی چرب و كثيفی كه با شستن پاك نمی‌شود، حسادت و سوءنيت است... .

برشی از کتاب عشق
اثر اليف_شافاک

@book_tips 🐞
🦋چسب توتی🦋
تابستون بود یه نسیم خنک صورتمو نوازش میداد و اون موهای خرمایی رنگمو روی صورتم میریخت. موهام همیشه کوتاه بودن اما بازم میومدن رو چشام بااینکه من خوشم نمیومد ولی بقیه ذوقم میکردن!
بامامانم اومده بودیم بازار تا وسایلی که نیاز داره رو بخره. برای برگشت یه پیرمرد رو کنار یه دیوار دیدم که توگرمای تابستون چسب زخم میفروخت ..بااینکه فقط هشت ساله بودم اما دلم سوخت و به مامان گفتم: میشه چسب بخری گفت: چی؟گفتم چسب بخریم تا اون اقا گرمش نشه! مامانم مشغول خرید میوه بود؛ پول داد بهم گفت: برو بخر بیا ؛ منم دوییدم رفتم اما اون اقا بهم چسب نداد گفت: به بچه ها نمیفروشم منم ناراحت برگشتم ...درخت توتی که کنار میوه فروشی بودنظرمو جلب کرد ؛ رفتم روی نیمکتی ک کنار درخت بودوایسادمو با کش و قوسی که به قد کوتاهم دادم چندتا توت چیدمو خوردم .
دستامو دهنم قرمز شده بود یدفه یه فکری اومد به ذهنم؛ با خودم گفتم اگه دستم قرمز باشه فکر میکنه دستم خون اومده وبهم چسب میده .
شروع کردم بیشترو بیشتر توت چیدم و خوردم تا دستام سرخ شد. پولمو برداشتم بدو بدو رفتم گفتم: ببین دستم خون اومده!!! پیرمرده یه نگاهی بهم کردو بلند بلندخندید؛مامانم که ترسیده بود بدو بدو اومد سمتم ولی فهمیده بود چکار کردم وکلی خندید.
اونروز همه چسبارو خریدیم بااینکه توعالم بچگیم فکر میکردم دیگه اون پیرمرد نیاز به کار کردن نداره ...
الان که ۱۶سال از اون هشت سالگیم میگذره هرروز بیشترو بیشتر امثال اون پیرمرد رو میبینم ...

#شادی_صبری

#پنجشنبه_نوشت_شما

@book_tips 🐞
#شعر

اگر
رودیارد کیپلینگ

اگر بتوانی سرافراز بمانی،
آنگاه که همه اطرافیانت سرافکنده‌اند و
برای شکست ها و ناکامی های‌‌شان، تو را متهم می‌کنند،
اگر بتوانی به خودت اعتماد کنی،
در همان زمانی که همه نسبت به تو تردید دارند،
و البته حق تردید کردن را هم به آنها بدهی،
اگر بتوانی صبر کنی و از این صبر و شکیبایی خسته نشوی،
دروغ بشنوی و در میان دروغ‌گویان باشی و وارد بازی دروغ نشوی،
منفور شوی اما نفرت نورزی،
و در عین حال،
گرفتار بازی “زیادی خوب بودن” و “زیادی حکیم بودن” نشوی
اگر رویاپرداز شوی،
اما برده‌ی رویاهایت نشوی،
اگر بتوانی بیاندیشی،
اما اندیشیدن به تنها هدف زندگی‌ات تبدیل نشود،
اگر بتوانی با کامیابی‌ها و ناکامی‌ها،
به یک اندازه بی‌تفاوت برخورد کنی،
اگر بتوانی تحمل کنی و بشنوی که فریب‌کاران،
کلام حق تو را
برای فریب ساده انگاران تحریف کرده اند
یا به تماشای ویرانی همه آن‌چه عمری صرف ساختنش کرده‌ای بنشینی،
و البته بتوانی با همه‌ی ابزارهایت – که دیگر فرسوده شده – دوباره ساختن آنها را آغاز کنی،
اگر بتوانی همۀ دستاوردهای زندگی ات را یک جا جمع کنی،
و در یک چشم بر هم زدن همه را ببازی
و بازی را دوباره آغاز کنی
بی آنکه حتی یک بار از آنچه باخته‌ای، با حسرت سخن بگویی
اگر بتوانی قلب و جان را که دیر زمانی‌ است از تو گریخته‌اند،
دوباره به بند تن بکشی
آن‌هم وقتی هیچ چیز در توانت نمانده،
جز اراده‌ای که بر سر قلب و جانت فریاد زند و آنها را به ماندن امر کند،
اگر بتوانی در میان مردم باشی اما فضیلت‌هایت را حفظ کنی،
و بتوانی با پادشاهان هم‌قدم شوی و هنوز، حال و روز مردم را فراموش نکنی،
اگر هر دقیقه زمانی را که می‌تواند صرف نبخشیدن دیگران شود،
صرف شصت ثانیه تلاش کنی،
آن گاه زمین و هر آن چه در آن است از آن تو خواهد بود،
و مهم‌تر از آن : تو یک انسان خواهی بود،‌ فرزندم.

درباره شاعر :
رودیارد کیپلینگ، نویسنده و شاعر انگلیسی متولد هندوستان است او در سال ۱۹۰۷ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. کیپلینگ در سال ۱۹۳۶ فوت کرده است. ویژگی بارز کارهای او قدرت مشاهده ، تخیل قوی و توصیفی بی نظیر است.

#پنجشنبه_نوشت_شما

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

حسین پناهی چه زیبا گفت:
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ...!!!
ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!
ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!
ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...!
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!!!
ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ...!!!
ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ...!!!
ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ
ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...!
ﺭﺍﺳﺘﯽ ، ﻋﺸﻖ ﻗﺪﯾﻤﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ...!
ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ، ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ می برﺩ...!
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...!
ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ
ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ...!!!
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ
ﻣﻦ می مانم ﻭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ
ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ می ماند...!!!
من می مانم و خدا.....
با احساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند..
چرا.؟؟؟؟؟

#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

داشتن باور مثبت
همچون آب دادن به یک دانه است...
در ابتدا چیزی مشخص نمی شود
ولی بعد از مدتی
میوه باور مثبت‌تان را خواهید دید....
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

بخاطر داشته باش
عشق ورزیدن به انسانی دیگر،
مانند ملاقات کردن با خداست...!

#ویکتور_هوگو

@book_tips 🐞
Forwarded from اتچ بات
#یک_دقیقه_مطالعه

شاگرد سال‌های آخر دبیرستان بود.
از خیابان شاه (جمهوری) رد می‌شد که چشمش به چند جهانگرد افتاد. پیدا بود بدجوری سرگردان شده‌اند.
جلوتر که رفت، صدای غرولندشان واضح‌تر شد.

فرانسوی بودند. نه خودشان فارسی بلد بودند و نه مردم آن دور و بر فرانسه می‌دانستند.

عباس، زبان فرانسه را سال‌ها قبل از پدر یاد گرفته بود، سر صحبت را با جهانگردها باز کرد. دنبال نقشه راهنمایی از تهران بودند.

عباس گقت چنین نقشه‌ای وجود ندارد. جهانگردها که می‌دیدند کشور بزرگی مثل ایران یک نقشه راهنما از پایتختش ندارد تعجب کرده بودند

تا چند روز طعم تلخ طعنه‌های فرانسوی‌ها از ذهنش بیرون نرفت.
عاقبت تصمیم گرفت یک نقشه از شهر تهیه کند.

تمام دارایی‌اش که 27 ریال بیشتر نبود،‌همه را کاغذ و جوهر خرید و دست به کار شد .

همه این‌ها را سرمایه کارش کرد و اولین نقشه توریستی شهر تهران را به زبان فرانسه کشید.

"سحاب" برای تهیه نقشه دقیق دور دست‌ترین نقاط ایران، به بیشتر از سی هزار شهر و روستای کشور سفر کرد.

با همت بالای او موسسه‌ای که سنگ بنایش را در زیرزمین خانه‌اش گذاشته بود، به مرور تبدیل به تشکیلات بزرگی شد که با مراکز مهم جغرافیایی دنیا رقابت می‌کرد.
اولین کره جغرافیایی ایرانی در همین موسسه ساخته شد.

برای تامین هزینه‌های آن، خانه‌ای که محل زندگی و کار "سحاب" بود به ناچار در گرو بانک گذاشته شد.

مطبوعات آن زمان تیتر زده بودند:
"خانه‌ای گرو رفت و اولین کره جغرافیایی تهیه شد!"

او "عباس سحاب" جغرافی دانِ شهیر و پدر علم نقشه كشی ایران بود

راهت پر رهرو باد ...

📕 از کتاب در کوی نیک نامان
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips 🐞
🌺 یادآوری 🌺

مطالعه سهم روز اول کتاب «بر باد رفته»

تعداد صفحات: 623 صفحه
سهم روزانه: 21صفحه.
صفحه 1تا21
۹۷/۵/۱۱
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

تا یک جایی تنهایی هایت را درون خودت می‌ریزی،
پشت لبخندهایت پنهان می‌کنی
بغض می‌کنی، سرت را پایین می‌اندازی و بیخودی با انگشتانت ور می‌روی
وقتت را با گوشی و کتاب خواندن و فیلم دیدن پر می‌کنی اما اینها همه تا یک‌جایی می‌توانند مسکنی شوند برای تنهایی‌هایت
یک روز بالاخره تنهایی‌ات سر می‌رود
تو می‌مانی و یک دنیا که دیگر نه با دیدن هیچ فیلمی و نه با خواندن هیچ کتابی نمی‌شود تنهایی هایش را ندید
شاید هیچکس نبیند اما با خنده‌هایت هم اشک می‌ریزی
انگار که یک منفی گذاشته باشند پشت پرانتز تمام اتفاقات زندگی‌ات
انگار که یک چیزی آمده تا نگذارد تو از همیشگی‌های زندگی‌ات لذت ببری
و درست از همینجاست که آدم دیگری می‌شوی
و درست از همینجاست که از خودت دور می‌شوی
و درست از همینجاست که دیگر هیچوقت خودت را دوست نخواهی داشت
تو به مصرف آدمها مبتلا می‌شوی
هربار از تنهایی به دامان کسی می‌گریزی و اسمش را عشق می‌گذاری
#مسلم_علادی
#پنجشنبه_نوبت_شما

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
گاهی
تمام نبودنت
میشود همین من غرق در سکوت
و چشمانی که گردش عقربه ها را به سوی هیچ دنبال میکنند
گل های این دوست داشتن
همیشه لبخند بر لب دارند
و تو,
گم شده در هیاهوی بی صدای این روزها
اگر جایی رسم وفا را آموختی
لااقل سری به این گل های چشم به راه بزن...
#نرجس_قهرمانی
#دست_نوشته_های_شما
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
می‌دانید؛
مَرد که خوب باشد،
زن بی شک بهترین می‌شود...
باور کنید
مَرد، زن را می‌سازد
پشت هر مَرد موفق
زنی است
که خیالش از مردانگی مَردش
جمع است...

@book_tips 🐞
Forwarded from Book_tips (Azar)
🍃🌺🍃
#صبح_آمد

صبح جوانیِ روز است: همه چیز شاداب، تازه و آسان است، احساس نیرومندی میکنیم و همهٔ قابلیت هایمان کاملاً در دسترس هستند. صبح را نباید با خواب طولانی یا مشغولیتها و گفتگوهای بی ارزش تلف کرد بلکه باید به منزلهٔ جوهر زندگی به آن نگریست و آن را تا اندازه‌ای مقدّس داشت... هربار که از خواب بیدار میشویم و برمی‌خیزیم، تولدی کوچک است و هر صبحِ پُرطراوت به منزلهٔ جوانیِ کوتاهی است.


#آرتور_شوپنهاور
در باب حکمت زندگی
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

#اسکار_وایلد

وقتی نرگس مرد,گلهای باغ همه ماتم گرفتند و از جویبار خواهش کردند,که برای گریستن به آنها چند قطره آب وام دهد.

جویبار آهی کشید و گفت:
به اندازه ای نرگس را دوست می داشتم که اگر تمام آب های من به اشک مبدل شود و آن را بر مرگ نرگس بپاشم,باز کم است. گل ها گفتند: راست می گویی,چگونه ممکن بود,با آن همه زیبایی نرگس را دوست نداشت!!!
جویبار پرسید:مگر نرگس زیبا بود؟؟؟

گل ها گفتند:تویی که نرگس همیشه خم می شد و صورت زیبای خود را در آب های شفاف تو تماشا می کرد,پس باید بهتر از هر کس بدانی که نرگس زیبا بود. جویبار گفت: من نرگس را برای این دوست می داشتم,که وقتی خم می شد و به من نگاه می کرد می توانستم زیبایی خود را در چشمان او تماشا کنم...

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

#خالد_حسینی

#بادبادک_باز

در دنیا فقط یک گناه هست و آن دزدی ست! ...
ﻣﺮﺩ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﺠﻮﺍ ﮐﺮﺩ :
" ﭘﺴﺮﻡ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ "

ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺳﺖ ﮐﺞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ..
ﭘﺪﺭ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ :

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،
خيانت ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ
،ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻧﮑﻦ که ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،
ﻧﺎﺣﻖ ﻧﮕﻮ که ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ
،ﺑﯽ ﺣﯿﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ که ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ ..
ﭘﺲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ..!!

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻧﺪ .
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﭘﺮﯼ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺍﺩ ،
ﻭ ﺷﺎﻋﺮ ، ﺷﻌﺮﯼ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ .
ﺷﺎﻋﺮ ﭘﺮ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﻻﯼ ﺩﻓﺘﺮ ﺷﻌﺮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﺶ ﺑﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺖ .
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺷﻌﺮ ﺷﺎﻋﺮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﮔﺮﻓﺖ.
ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ . ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...!
ﺯﯾﺮﺍ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ، ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺰﻩ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﭽﺸﺪ ، ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ.

#شل_سیلور_استاین

@book_tips 🐞