Book_tips
21.5K subscribers
7.05K photos
2.34K videos
68 files
587 links
اهدای کتاب اهدای کلمه است.
کلمات نور هستند، باعث می‌شوند زندگی را بهتر ببینیم.

ارتباط با ادمین
@zarnegar503
@Lady_bug_33

تبلیغات
@booktips_ads


❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️
26, March, 2016

زاپاس
https://t.me/+ZYkaFxh2tAoyMjNk
Download Telegram
شبتون بخیر

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
وقتی در یک سفر دریایی، کشتی لنگر میاندازد، از کشتی خارج می شوی تا نفسی تازه کنی و گیاه و صدفی جمع کنی. ولی همواره باید ذهنت را معطوف به کشتی نگاه داری و مدام مراقب باشی مبادا ناخدای کشتی فراخوان دهد، و باید به ان فراخوان گوش دهی و همه ی آن چیزها را رها کنی و بازگردی وگرنه با تو همچون گوسفندی رفتار می شود که با ریسمان میبندندش و به درون انبار کشتی میافکنند. زندگی انسان نیز چنین است. اگر همسر و فرزند جای گیاه و صدف را بگیرند، نباید برای حفظشان جلودارمان باشد. ولی آنگاه که ناخدا فرا بخواندمان، باید به سوی کشتی دوید، همه ی آن چیزها را گذاشت و پشت سر را هم نگاه نکرد. و اگر در کهنسالی باشی، هرگز از کشتی زیاد دور مشو، مبادا که ناخدا فرا بخواندت و تو آماده نباشی، فیلیپ خواندن را تمام کرد و جوری دستانش را گشود که انگار بگوید " همین"

#درمان_شوپنهاور
#اروین_د_یالوم
@book_tips🐞
کمی آنسوتر از پرچین تنهایی
کمی بالاتر از مرز شکوفایی
کنار حس باران خورده مریم
کسی با یک بغل گندم
کسی با یک سبد شبنم
به تصویر اقاقی ها
گل لبخند می دوزد
و از چشمان خورشیدی
شراب عشق می نوشد
کسی انگار از گلدان تنهایی
گل تردید می چیند
و خواب نیلگون یک قناری را
به فال نیک می گیرد
کسی انگار از پشت پریشانی آب
آواز می خواند
کسی با تکیه گاه نور و آینه
به بزم خلوت خورشید می آید
کسی با قطره های روشن شبنم
وضوی عشق می سازد
کسی هم بر مزار آرزوها سخت می گرید
کسی انگار
در زندان پاییزی غربت، رنگ می بازد
من اما
در حصار لحظه های سخت محبوسم
کسی آیا
به فکر پلک خیس شمعدانی های باران خورده می افتد
چرا تصویر ویرانی ما
آنقدر نزدیک است
چرا مرز میان گریه و لبخند
باریک است
چرا دیگر
نشانی از حضور عشق
پیدا نیست🍀

#بدریه_صحرانورد
#دست_نوشته_های_شما
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

نوشتن غذای روح است به همان اندازه که از نخوردن و ننوشیدن جسم بی توان و فرسوده خواهد شد روح هم میمیرد یخ میزند میان کوهی از دلتنگی و اندوه.
مثل بارانی که پنجره را میشوید و غبار پنهانش را می زداید.وقتی دل فریاد میزند برای گفتن اما هیچ گوش شنوایی پیدا نمیشود که حرف هایت را بفهمد بشنود و به اشتباه تو را به چیزی که نیستی تفسیر نکند.
خیلی از حرف ها را نمیشود به زبان آورد که اگر به زبان بیاوری غصه ی کهنه ی دلت افزون تر از آنی میشود که هست.غم دیروز و امروز که نیست صحبت از یک عمر دربه دری و نشنیده شدن نفهمیده شدن است.گاهی دل پر از گفتنی هاست اما خوب خیلی وقت ها حرف ها گفتنی نیست باید نوشت حتی اگر دیگری و دیگری ها نخوانند. . .

حاتمه ابراهیم زاده


@book_tips🐞
چشم میبندم؛
ترا میبینم...
بیدارم و شب در من، پرپر شده
چشم باز میکنم
تو رفته ای و
نمیبینم، جز سپیدی
زندگی؛ تکرار همان خواب ست
گاهی شیرین
اغلب تلخ...
شعله ور میشوم
سیاهی میماند
و دلی که روی دستم مانده
#کوروش_آسمانی
از مجموعه #سالمرگ
#یار_بوک_تیپس
@book_tips 🐞
قاعده سی و نهم – حتی اگر نقطه ها مدام عوض شوند، کل همان است. به جای دزدی که از این دنیا می رود، دزدی دیگر به دنیا می آید. جای هر انسان درستکاری را انسانی درستکار می گیرد. کل هیچگاه دچار خلل نمی شود، همه چیز سرجایش می ماند، در مرکزش… هیچ چیز هم از امروز تا فردا به یک شکل نمی ماند، تغییر می کند. به جای هر صوفی ای که می میرد، صوفی ای دیگر می زاید.

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🐞
قاعده چهلم(آخرین و زیباترین قاعده)

– عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.

@book_tips 🐞
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#عشق

تعریف دقیقی از عشق

بعد از این تعریف، اکثر ما متوجه میشیم که تا حالا فقط فکر میکردیم عاشق بودیم!

@book_tips 🐞
#چهل قاعده عشق شمس، یکجا

اول – کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می بریم، همچون آینه ایست که خود را در آن می بینیم. هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید به این معناست که تو نیز بیشتر مواقع در ترس و شرم به سر می بری. اما اگر هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید، بدین معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است.

دوم – پیمودن راه حق کار دل است نه کار عقل. راهنمایت همیشه دلت باشد نه سری که بالای شانه هایت است. از کسانی باش که به نفس خود آگاهند، نه از کسانی که نفس خود را نادیده می گیرند.

سوم – قرآن را می توان در چهار سطح خواند. سطح اول معنای ظاهری است. بعدی معنای باطنی است. سومی بطنِ بطن است. سطح چهارم چنان عمیق است که در وصف نمی گنجد.

چهارم – صفات خدا را می توانی در هر ذره کائنات بیابی. چون او نه در مسجد و کلیسا و دیر و صومعه، بلکه هر آن همه جا هست. همانطور که کسی نیست که او را دیده و زنده مانده باشد، کسی هم نیست که او را دیده و مرده باشد. هر که او را بیابد تا ابد نزدش می ماند.

پنجم – کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد. عقل محتاط است. ترسان و لرزان گام بر می دارد. با خودش می گوید: «مراقب باش آسیبی نبینی.» اما مگر عشق اینطور است؟ تنها چیزی که عشق می گوید این است: «خودت را رها کن. بگذار برود!» عقل به آسانی خراب نمی شود. عشق اما خودش را ویران می کند. گنج ها و خزانه ها هم در دل ویرانه ها یافت می شود، پس هرچه هست در دل خراب است!

ششم – اکثر درگیری ها، پیش داوری ها و دشمنی های این دنیا از زبان منشأ می گیرد. تو خودت باش و به کلمه ها زیاد بها نده. در دیار عشق زبان حکم نمی راند. عاشق بی زبان است.

هفتم – در این زندگانی اگر تک و تنها در گوشه ی انزوا بمانی و فقط پژواک صدای خود را بشنوی، نمی توانی حقیقت را کشف کنی، فقط در آینه ی انسانی دیگر است که می توانی خودت را کامل ببینی.

هشتم – هیچ گاه نومید مشو. اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز می کند. حتی اگر هم اکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاه های دشوار باغ های بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواسته ات شکر کردن آسان است. صوفی آن است که حتی وقتی خواسته اش محقق نشده، شکر گوید.

نهم – صبر کردن به معنای ماندن و انتظار کشیدن نیست. به معنای آینده نگر بودن است. صبر چیست؟ به تیغ نگریستن و گل را پیش چشم مجسم کردن است، به شب نگریستن و روز را در خیال دیدن است. عاشقانِ خدا صبر را همچون شهد شیرین به کام می کشند و هضم می کنند. می دانند زمان لازم است تا هلال ماه به بدر کامل بدل شود.

دهم – به هر سو که می خواهی – شرق، غرب، شمال یا جنوب – برو، اما هر سفری که آغاز می کنی سیاحتی به درون خود بدان! آنکه به درون خود سفر می کند، سرانجام ارض را طی می کند.

یازدهم – قابله می داند که زایمان بی درد نمی شود. برای آنکه “تو”یی نو و تازه از تو ظهور کند باید برای تحمل سختی ها و دردها آماده باشی.

دوازدهم – عشق سفر است. مسافر این سفر چه بخواهد چه نخواهد، از سر تا پا عوض می شود. کسی نیست که رهرو این راه شود و تغییر نکند.

سیزدهم – در این دنیا بیش از ستاره های آسمان،مرشدنما و شیخ نما هست. مرشد حقیقی آن است که تو را به دیدن درون خودت و کشف کردن زیبایی های باطنت رهنمون می شود. نه آن که به مریدپروری مشغول شود.

چهاردهم – به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، تسلیم شو. بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بی تو. نگران این نباش که زندگی ات زیر و رو شود. از کجا معلوم زیر زندگی ات بهتر از رویش نباشد.

پانزدهم – خدا هر لحظه در حال کامل کردنِ ماست، چه از درون و چه از بیرون. هر کدام ما اثر هنریِ ناتمامی است. هر حادثه ای که تجربه می کنیم، هر مخاطره ای که پشت سر می گذاریم، برای رفع نواقصمان طرح ریزی شده است. پروردگار به کمبودهایمان جداگانه می پردازد، زیرا اثری که انسان نام دارد در پی کمال است.

شانزدهم – خدا بی نقص و کامل است، او را دوست داشتن آسان است. دشوار آن است که انسان فانی را با خطا و صوابش دوست داشته باشی. فراموش نکن که انسان هر چیزی را فقط تا آن حد که دوستش دارد، می تواند بشناسد. پس تا دیگری را حقیقتا در آغوش نکشی، تا آفریده را به خاطر آفریدگار دوست نداشته باشی، نه به قدر کافی ممکن است بدانی، نه به قدر کافی ممکن است دوست داشته باشی.

هفدهم – آلودگی اصلی نه در بیرون و در ظاهر، بلکه در درون و دل است. لکه طاهری هر قدر هم بد به نظر بیاید، با شستن پاک می شود، با آب تمیز می شود. تنها کثافتی که با شستن پاک نمی شود حسد و خباثت باطنی است که قلب را مثل پیه در میان می گیرد.

هجدهم – تمام کائنات با همه لایه ها و با همه بغرنجی اش در درون انسان پنهان است. شیطا
ن مخلوقی ترسناک نیست که بیرون از ما در پی فریب دادنمان باشد، بلکه صدایی است در درونِ خودمان. در خودت دنبال شیطان بگرد، نه در بیرون و در دیگران. و فراموش نکن هر که نفسش را بشناسد، پروردگارش را شناخته است. انسانی که نه به دیگران، بلکه به خود بپردازد، سرانجام پاداشش شناخت آفریدگار است.

نوزدهم – اگر چشم انتظار احترام و توجه و محبت دیگرانی، ابتدا این ها را به خودت بدهکاری. کسی که خودش را دوست نداشته باشد ممکن نیست دیگران دوستش داشته باشند. خودت را که دوست داشته باشی، اگر دنیا پر از خار هم بشود، نومید نشو، چون به زودی خارها گل می شود.

بیستم – اندیشیدن به پایانِ راه کاری بیهوده است. وظیفه تو فقط اندیشیدن به نخستین گامی است که بر می داری. ادامه اش خود به خود می آید.

بیست و یکم – به هر کدام ما صفاتی جدا گانه عطا شده است. اگر خدا می خواست همه عینا مثل هم باشند، بدون شک همه را مثل هم می آفرید. محترم نشمردن اختلاف ها و تحمیل عقاید صحیح خود به دیگران بی احترامی است نسبت به نظام مقدس خدا.

بیست و دوم – عاشق حقیقی خدا وارد میخانه که بشود، آنجا برایش نمازخانه می شود. اما آدم دائم الخمر وارد نمازخانه هم که بشود، آن جا برایش میخانه می شود. در این دنیا هر کاری که بکنیم، مهم نیتمان است، نه صورتمان.

بیست و سوم – زندگی اسباب بازی پر زرق و برقی است که به امانت به ما سپرده اند. بعضی ها اسباب بازی را آن قدر جدی می گیرند که به خاطرش می گریند و پریشان می شوند. بعضی ها هم همین که اسباب بازی را به دست می گیرند کمی با آن بازی می کنند و بعد می شکنندش و می اندازندش دور. یا زیاده بهایش می دهیم یا بهایش را نمی دانیم. از زیاده روی بپرهیز. صوفی نه افراط می کند و نه تفریط. صوفی همیشه میانه را بر می گزیند.

بیست و چهارم – حال که انسان اشرف مخلوقات است، باید در هر گام به خاطر داشته باشد که خلیفه ی خدا بر زمین است و طوری رفتار کند که شایسته ی این مقام باشد. انسان اگر فقیر شود، به زندان افتد، آماج افترا شود، حتی به اسارت رود، باز هم باید مانند خلیفه ای سرافراز، چشم و دل سیر و با قلبی مطمئن رفتار کند.

بیست و پنجم – فقط در آینده دنبال بهشت و جهنم نگرد. هرگاه بتوانیم یکی را بدون چشمداشت و حساب و کتاب و معامله دوست داشته باشیم، در اصل در بهشتیم. هرگاه با یکی منازعه کنیم و به نفرت و حسد و کین آلوده شویم، با سر به جهنم افتاده ایم.

بیست و ششم – کائنات وجودی واحد است. همه چیز و همه کس با نخی نامرئی به هم بسته اند. مبادا آه کسی را برآوری؛ مبادا دیگری را، به خصوص اگر از تو ضعیف تر باشد، بیازاری. فراموش نکن اندوه آدمی تنها در آن سوی دنیا ممکن است همه انسان ها را اندوهگین کند . و شادمانی یک نفر ممکن است همه را شادمان کند.

بیست و هفتم – این دنیا به کوه می ماند، هر فریادی که بزنی، پژواک همان را میشنوی. اگر سخنی خیر از دهانت برآید، سخنی خیر پژواک می یابد. اگر سخنی شر بر زبان برانی، همان شر به سراغت می آید. پس هر که درباره ات سخنی زشت بر زبان راند، تو چهل شبانه روز درباره آن انسان سخن نیکو بگو. در پایان چهلمین روز می بینی همه چیز عوض شده. اگر دلت دگرگون شود، دنیا دگرگون می شود.

بیست و هشتم – گذشته مهی است که روی ذهنمان را پوشانده. آینده نیز پس پرده خیال است. نه آینده مان مشخص است، نه گذشته مان را می توانیم عوض کنیم. صوفی همیشه حقیقت زمان حال را در می یابد.

بیست و نهم – تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده. به همین سبب این که انسان گردن خم کند و بگوید: «چه کنم، تقدیرم اینبوده»، نشانه جهالت است. تقدیر همه راه نیست، فقط تا سر دو راهی هاست. گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی در دست مسافر است. پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آن.

سی ام – صوفی حقیقی آن است که اگر دیگران سرزنشش کنند، عیبش بجویند، بدش بگویند، حتی به او افترا ببندند، دهانش را بسته نگه دارد و درباره کسی حتی یک کلمه حرف ناشایست نزند. صوفی عیب را نمی بیند، عیب را می پوشاند.

سی و یکم – برای نزدیک شدن به حق باید قلبی مثل مخمل داشت. هر انسانی به شکلی نرم شدن را فرا می گیرد. بعضی ها حادثه ای را پشت سر می گذراند، بعضی ها مرضی کشنده را؛ بعضی ها درد فراق می کشند، بعضی ها درد از دست دادن مال… همگی بلاهای ناگهانی را پشت سر می گذاریم، بلاهایی که فرصتی فراهم می آورند برای نرم کردن سختی های قلب. بعضی هایمان حکمت این بلایا را درک می کنیم و نرم می شویم، بعضی هایمان اما افسوس که سخت تر از پیش می شویم.

سی و دوم – همه پرده های میانتان را یکی یکی بردار تا بتوانی با عشقی خالص به خدا بپیوندی. قواعدی داشته باش، اما از قواعدت برای راندن دیگران یا داوری درباره شان استفاده نکن. به ویژه از بت ها بپرهیز، ای دوست. و مراقب باش از راستی هایت بت نسازی! ایمانت بزرگ باشد، اما با ایمانت در پی بزرگی مباش!
سی و سوم – در این دنیا که همه می کوشند چیزی شوند، تو “هیچ” شو. مقصدت فنا باشد. انسان باید مثل گلدان باشد. همان طور که در گلدان نه شکل ظاهر، بلکه خلا درون مهم است، در انسان نیز نه ظن منیت، بلکه معرفت هیچ بودن اهمیت دارد.

سی و چهارم – تسلیم شدن در برابر حق نه ضعف است نه انفعال. برعکس، چنین تسلیم شدنی قوی شدن است به حد اعلی. انسان تسلیم شده سرگردانی در میان موج ها و گرداب ها را رها می کند و در سرزمینی امن زندگی می کند.

سی و پنجم – در این زندگی فقط با تضادهاست که می توانیم پیش برویم. مومن با منکر درونش آشنا شود، ملحد با مومن درونش. شخص تا هنگامی که به مرتبه انسان کامل برسد پله پله پیش می رود. و فقط تا حدی که تضادها را پذیرفته، بالغ می شود.

سی و ششم – از حیله و دسیسه نترس. اگر کسانی دامی برایت بگسترانند تا صدمه ای به تو بزنند، خدا هم برای آنان دام می گسترد. چاه کن اول خودش ته چاه است. این نظام بر جزا استوار است. نه یک ذره خیر بی جزا می ماند، نه یک ذره شر. تا او نخواهد برگی از درخت نمی افتد. فقط به این ایمان بیاور.

سی و هفتم – ساعتی دقیق تر از ساعت خدا نیست. آن قدر دقیق است که در سایه اش همه چیز سر موقعش اتفاق می افتد. نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر. برای هر انسانی یک زمان عاشق شدن هست، یک زمان مردن.

سی و هشتم – برای عوض کردن زندگیمان، برای تغییردادن خودمان هیچگاه دیر نیست. هر چند سال که داشته باشیم، هر گونه که زندگی کرده باشیم، هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم، باز هم نو شدن ممکن است. حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و در هر نفسی نو شد. برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مُرد.

سی و نهم – حتی اگر نقطه ها مدام عوض شوند، کل همان است. به جای دزدی که از این دنیا می رود، دزدی دیگر به دنیا می آید. جای هر انسان درستکاری را انسانی درستکار می گیرد. کل هیچگاه دچار خلل نمی شود، همه چیز سرجایش می ماند، در مرکزش… هیچ چیز هم از امروز تا فردا به یک شکل نمی ماند، تغییر می کند. به جای هر صوفی ای که می میرد، صوفی ای دیگر می زاید.

چهلم – عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.

ملت عشق
الیف شافاک

@book_tips 🐞
#به_خودت_وفادار_بمان

زندگی خودش براي خود یک دلیل است.
لحظه اي که دیگري را دلیل زنده بودنت کنی،
به راهی خطا رفته اي.
تو براي خودت زنده نبوده اي و
زندگی خودت را زندگی نکرده ای،
همیشه به کسی نیاز داشته اي تا دلیل زنده بودنت باشد. آن دلیل در هر لحظه می تواند از بین برود؛
پدر خواهد مرد، مادر خواهد مرد، همسر می تواند با دیگري برود، تجارت می تواند ورشکسته شود.
اگر تو هر چیزي غیر از خودت و وجود راستینت را دلیل زنده بودنت بسازي، به خودت توهین کرده اي،
خودت را تحقیر کرده اي.
به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نباش,
به خودت وفادار بمان.

#اشو
@book_tips🐞
🌺 یادآوری 🌺

مطالعه سهم روز سیزدهم کتاب «عشق سالهای وبا»

تعداد صفحات: 300 صفحه
سهم روزانه: 10 صفحه.
صفحه 120تا130
۹۷/۴/۲۳
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
#روانشناسی

یه سری کارها که باید همیشه رعایت کنیم:

👈در جمع کسی را نصیحت نکنیم
👈 به هرچیزی نخندیم، به هر قیمتی جمع را نخندانیم!
👈 بدون اجازه کسی از او فیلم و عکس نگیریم.
👈 میزان درآمد و حقوق دیگران به ما ربطی ندارد.
👈 تا در جمعی نشستی سریع ۲ تا اصطلاحی که در یک کتاب خوانده ایم را به رخ دیگران نکشیم.
👈 خودت را صاحب نظر ندانی تا رسیدی به کسی در مورد مدل مو و رنگ مو آرایشش و چاقی و لاغری او نظر دهی.
👈 لهجه دیگران را مسخره نکنیم.
👈 تا از خونه کسی بیرون آمدیم و در را بستیم شروع نکنیم به بدگویی و غیبت از میزبان.
👈 دوست‌هایت را مقابل جنس مخالف ضایع نکنی.
👈 آشغال از ماشین بیرون نریزیم.
👈 از چت خصوصی اسکرین نگیریم
👈 به پشت صندلی جلویی فشار نیاوریم
👈 از چشمی درب خانه مان رفت و آمد همسایه ها را چک نکنیم.
👈 تا کسی برایمان کادو خرید سریع قیمت آن را در نیاوریم.
👈 به خاطر ۱ دقیقه پیاده روی دوبل پارک نکنیم.
👈 رعایت نکردن قوانین رانندگی نشانه زرنگی ما نیست.

@book_tips 🐞
از قديسى پرسيدند: خشم چيست ؟! او پاسخ زيبايى داد : خشم مجازاتى ست كه
ما به خودمان ميدهيم، به خاطر اشتباه يكنفر ديگه .

@book_tips 🐞
#اصطلاح_شناسی

Upset= ناراحت، آشفته، شکست غیر منتظره ورزشی،

I. up‧set1 S2 /ˌʌpˈset◂/ BrE AmE adjective
[Word Family: adjective: ↑upset, ↑upsetting; verb: ↑upset; noun: ↑upset]
1. [not before noun] unhappy and worried because something unpleasant or disappointing has happened
upset by/about/at etc
She was deeply upset about the way her father treated her.
عمیقا درباره رفتار پدرش با او ناراحته.

upset that
Debbie was upset that he didn’t spend more time with her.
دبی بخاطر اینکه نتونست وقت بیشتری را با او بگذرونه، غمگینه

@book_tips 🐞
#اصطلاح_شناسی

Jersey= تن پوش تنگ یا گشاد، مخصوص ورزشکاران یا ملوانان، بی دکمه

jer‧sey /ˈdʒɜːzi $ -ɜːr-/ BrE AmE noun

1. [countable] a shirt made of soft material, worn by players of sports such as football and ↑rugby

@book_tips 🐞
#اصطلاح_شناسی

Intimidate= ترساندن، مرعوب کردن، تشر زدن، نهیب زدن

1. to frighten or threaten someone into making them do what you want
intimidate somebody into doing something
They tried to intimidate the young people into voting for them.
آنها تلاش کردند جوانان را برای رای دادن به آنها بترسانند.

Attempts to intimidate her failed.
2. to make someone feel worried and not confident:
The whole idea of going to Oxford intimidated me.
ایده رفتن به دانشگاه آکسفورد مرا میترساند


@book_tips 🐞
چرا ما همه با هم مثل برادر نیستیم؟
چرا حتی بهترین آدمها همیشه چیزی را پنهان می کنند؟چرا حرف چیزهایی که در دل دارند با هم نمی زنند؟
جایی که می دانند که حرفهایشان با باد هوا هدر نمی رود. چرا چیزهایی که در دل دارند بر زبان نمی آورند؟چرا ظاهر همه طوری است که انگاری تلخ اندیش تر از آنند که به راستی هستند، طوری که انگاری می ترسند اگر آنچه در دل دارند به صراحت بگویند احساسات خود را لگد مال کرده باشند؟

شبهای روشن
فئودور داستایفسکی

@book_tips 🐞
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍی ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎی ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ
ﺑﺮﺍی ﺷﻴﻄﻨﺖ ﻫﺎی بی ﻭﻗﻔﻪ،
بی خیالی ﻫﺎی ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ،
ﻧﺎﺯ ﻭ ﻛﺮﺷﻤﻪ ﻫﺎی ﻣﻦ ﻭ ﺁیینه،
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎی ﺑﻠﻨﺪ ﻭ بی ﺩﻟﻴﻞ،
ﺑﺮﺍی ﺁﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻣﻬﺎﺭ ﻧﺸﺪنی...

ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ
ﺩﺧﺘﺮﻙ ﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﺯﻙ ﻧﺎﺭنجی ﺩﺭﻭﻧﻢ
ﭼﻪ بی ﻫﻮﺍ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ،
ﭼﻪ ﻗﺪی ﻛﺸﻴﺪﻩ ﻃﺎﻗﺘﻢ ،
ﺿﺮﺑﺎﻫﻨﮓ ﻗﻠﺒﻢ
ﭼﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ منطقی می زند...!

من ﭼﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺍی ﺑﻮﺩﻡ ﺭﻭﺯی،
ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺳﺨﺖ ﺷﺪﻥ ﻫﻢ ﺭﺿﺎیت نمی دهم،
ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ﺷﺪﻥ می ﺍﻧﺪﻳﺸﻢ،
این طوری ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻧﺶ خیلی ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ... !

ﺟﺎی بستنی یخی ﻫﺎی ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻛﻮﺩکی ﺍﻡ ﺭﺍ
ﻗﻬﻮﻩ ﻫﺎی ﺗﻠﺦ ﻭ ﭘﺮ از ﺳﻜﻮﺕ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ... !

ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻟﺤﻦ ﺣﺮف هاﻳﻢ آن قدﺭ ﺟﺪی ﺳﺖ ﻛﻪ
ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ
ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺣﺴﺎﺏ می برم ...
ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺷﺎﺩی ﻫﻢ ﻗﻬﻘﻬﻪ ﺳﺮ نمی ﺩﻫﻢ
ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪی ﺍﻛﺘﻔﺎ می ﻛﻨﻢ ....

ﭼﻪ ﭘﻴﺸﻮﻧﺪ عجیبی ﺳﺖ ﻛﻠﻤﻪ ی ﺧﺎﻧﻢ... !!!

ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺳﻤﺖ می نشیند ،
ﺗﻤﺎمی ﺳﺮ ﺧﻮشی ﻭ بی ﺧﻴالی ات ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ می گیرد،
ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﺶ ﻭﺯﻧﻪ ی ﻭﻗﺎﺭ ﻭﻣﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ
ﺭﻭی ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺕ می ﮔﺬﺍﺭﺩ...

ﻧﻪاین که ﺗﻤﺎمی این ها ﺑﺪ ﺑﺎﺷﺪ،،،

ﻧﻪ

ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﻛﻨﺪ ﻭﺯنش آن قدر ﺳﻨﮕﻴﻦ ﻧﺸﻮﺩ
ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮﻙ ﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﺩﺭﻭﻧﻢ
ﺯﻳﺮ سنگینی ﺁﻥ ﺑﻤﻴﺮﺩ ...

امروز شاید روز من نباشد،

اما

من همان دختر دیروزم ...

روزم مبارک ...🌹

❤️دختر دیروز
روزت مبارک ...🌹
@book_tips ❤️