روز قلم
امروز روز قلم است!
می دانید که قلم نازک است! و نازک بین! و نازک نویس!
برای همین است که قلم همیشه دستانی پر توان و ذهنی بیدار طلب می کند!
آهای ای اهل قلم برایتان دعا می کنم:
قلم هایتان همیشه راست قامت و راست نویس باد!
ذهن هایتان همیشه پر از روشنی و روشن بینی باد!
دستانتان نیرومند و عاری از هر کجی و نا راستی باد!
و مرکب دوات تان غلیظ از حقیقت ها و راستی ها و نه مصلحت ها و دو روی ها باد!
ز-شیران
@book_tips 🐞
امروز روز قلم است!
می دانید که قلم نازک است! و نازک بین! و نازک نویس!
برای همین است که قلم همیشه دستانی پر توان و ذهنی بیدار طلب می کند!
آهای ای اهل قلم برایتان دعا می کنم:
قلم هایتان همیشه راست قامت و راست نویس باد!
ذهن هایتان همیشه پر از روشنی و روشن بینی باد!
دستانتان نیرومند و عاری از هر کجی و نا راستی باد!
و مرکب دوات تان غلیظ از حقیقت ها و راستی ها و نه مصلحت ها و دو روی ها باد!
ز-شیران
@book_tips 🐞
خطرناک ترین جمله دنیا چیست؟
گفته میشود خطرناکترین جمله این است:
«من همینم که هستم.»
در این جمله کوتاه میتوانیم غرور، لجاجت، خودرایی، خودخواهی، درجا زدن و به تدریج راندن آدمها از اطراف خود را حس کنیم
پس مراقب باشیم ، هر روز فرصتی هست برای یه قدم بهتر شدن.
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
گفته میشود خطرناکترین جمله این است:
«من همینم که هستم.»
در این جمله کوتاه میتوانیم غرور، لجاجت، خودرایی، خودخواهی، درجا زدن و به تدریج راندن آدمها از اطراف خود را حس کنیم
پس مراقب باشیم ، هر روز فرصتی هست برای یه قدم بهتر شدن.
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
بانو!
تو هم از این همه بی او بودنها ...از این همه فروردین، و اردیبهشت و شکوفه های بهار نارنج بی او ...
از این همه بی او قدم زدن زیر باران ...
از این همه شعر و غزل ها
از این همه خزان و هق هق دل آسمان
از این سرگردانی و پریشانی باد خسته ای؟
بانو!
چه زود دست عروسکهایت را رها کردی.
چه زود عروسک هایت را بی مادر کردی و
چه زود بزرگ شدی
اینهمه عجله
برای اشک و آ ه وسردی کنج اتاق و بیقراری و انتظار بود؟
بانو
کدام عروسک بیرحم نفرینت کرد که هر شب اسیر یک سوختن ناتمامی؟
بانو
چرا شکوفه های سیب دهانت را احتکار میکنی؟
می ترسی قحطی بیاید،یا یوسفت دوباره اسیر چاه گشته؟
چرا هر شب بر تن بالش ات میباری ،مگر آ غوش من چه کم دارد از آ ن پارچه ی خوشبخت؟
بانو
به حرمت ،دل من و آ سمان لختی بیاسا،بگذار جور امشب تو را شعر و غزل و قلم من و این آسمان پر غصه بکشد.
#جبار_فتــــــــــــــاحی_رستا
💜💜💜
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
تو هم از این همه بی او بودنها ...از این همه فروردین، و اردیبهشت و شکوفه های بهار نارنج بی او ...
از این همه بی او قدم زدن زیر باران ...
از این همه شعر و غزل ها
از این همه خزان و هق هق دل آسمان
از این سرگردانی و پریشانی باد خسته ای؟
بانو!
چه زود دست عروسکهایت را رها کردی.
چه زود عروسک هایت را بی مادر کردی و
چه زود بزرگ شدی
اینهمه عجله
برای اشک و آ ه وسردی کنج اتاق و بیقراری و انتظار بود؟
بانو
کدام عروسک بیرحم نفرینت کرد که هر شب اسیر یک سوختن ناتمامی؟
بانو
چرا شکوفه های سیب دهانت را احتکار میکنی؟
می ترسی قحطی بیاید،یا یوسفت دوباره اسیر چاه گشته؟
چرا هر شب بر تن بالش ات میباری ،مگر آ غوش من چه کم دارد از آ ن پارچه ی خوشبخت؟
بانو
به حرمت ،دل من و آ سمان لختی بیاسا،بگذار جور امشب تو را شعر و غزل و قلم من و این آسمان پر غصه بکشد.
#جبار_فتــــــــــــــاحی_رستا
💜💜💜
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
🌺 یادآوری 🌺
مطالعه سهم روزچهارم کتاب «عشق سالهای وبا»
تعداد صفحات: 300 صفحه
سهم روزانه: 10 صفحه.
۹۷/۴/۱۴
@book_tips 🐞
مطالعه سهم روزچهارم کتاب «عشق سالهای وبا»
تعداد صفحات: 300 صفحه
سهم روزانه: 10 صفحه.
۹۷/۴/۱۴
@book_tips 🐞
مردمان شهر
برای آزادی تابوت ساختند
و برای عشق مرز
غافل از اینکه
نه آزادی در تابوت جای می گیرد
و نه عشق مرز می شناسد...
ارنستو چگوارا
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
برای آزادی تابوت ساختند
و برای عشق مرز
غافل از اینکه
نه آزادی در تابوت جای می گیرد
و نه عشق مرز می شناسد...
ارنستو چگوارا
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
✅ دلیل دربهدر شدنِ همه پس از شوهر کردنِ پریوش!
مهرداد نعیمی | بی قانون
اساسا همه مشکلات این مملکت از وقتی شروع شد که پریوش شوهر کرد. خیر نبینه این پریوش که دختری کمرو بود که هی خجالت میکشید و از غم شوهر ملالت میکشید و هی توی خانه برای خودش مینشست و ماتیک میکشید و دور لب یک خط باریک میکشید و آخرش هم چقدر بد کرد و غلط کرد که شوهر کرد و همه رو دربهدر کرد و جلال رو خونین جگر کرد. لابد میپرسید جلال کیه؟
جلال برای خودش کسی بود یه موقع... پسری بود سی ساله، که شغل پر درآمدی داشت و مامور گمرک بود. تو زندگیش رک بود، تفریحش شکار اردک بود، اهل هنر و عاشق تنبک بود. بامزه و به قول معروف فلفل و نمک بود، تو هیکلها تک بود، داداشِ کرامت بود (کرامت اون زمان سلبریتی معروفی بود) خونه و عمارت هم داشت و برای خودش حکایتی داشت و فقط یک زن کم داشت که از شانسِ بدش عاشق پریوش بود. جلال دیوانهی پریوش بود اما رویش نمیشد به او ابراز علاقه کند. او برای تمام مردم شهر از بالا بلند بودن و ابرو کمند بودن و حتی خالِ سمندِ و چالِ چونهی پریوش حرف زده بود. همه ندیده تمام جزئیاتِ پریوش را حفظ بودند. جلال هر شب با خودش خلوت میکرد و به یاد پریوش میخواند که چرا همچین میکنی؟ دلو چینچین میکنی؟ بعد به خودش فحش میداد که چرا همچین میشی تو؟ کج و کوله میشی تو؟ مثل حوله میشی تو؟ بمیری که یه ابراز علاقه نمیتونی بکنی اوزگل....
تا اینکه یک روز جلال به پیشنهاد اطرافیان تصمیم گرفت روز تولد پریوش مهمانی بگیرد. صبح بلند شد، سر و رویش را صفا داد و همه را به باغ نو دعوت کرد. دو مدل غذا هم سفارش داد. عدس پلو (آخ جون)، لوبیا پلو (آخ جون)! و با شعار بخور و برو همهی اهالی شهر را به مهمانیاش دعوت کرد. خودش هم رفت وسط و شروع به خواندن کرد که وااای واااای دلبر میخوام یالا... پیرهن میخوام یالاااا، دستبند میخوام یالا.... جوراب میخوام یالاااا.
آن روز همه آمدند. از پریوش بگیرید تا محمود فری و خانم پری و خانم زری! (که هر دو اون روزها بصورت همزمان همسر محمود فری بودند!) و شد آنچه نباید میشد... توی این مهمونی قبل از اینکه جلال به پریوش ابراز علاقه کند، محمود فری عاشق و دلباختهی پریوش شد. در این حد که حاضر شد هم پری و هم زری را بخاطر پریوش طلاق بدهد! جلال شوکه شدهبود و فقط به پریوش نگاه میکرد و خدا خدا میکرد او به محمود فری جوابِ رد بدهد! اما پریوش حتی نگفت قصد ادامه تحصیل دارد، زارت جواب مثبت داد و دنیا را روی سر جلال خراب کرد. پریوش و محمود فری با هم رفتند و جلال تازه شیر شد و آمد وسط داد زد که: گله از چرخ ستمگر بکنم یا نکنم؟ فوتِ قایم تو سماور بکنم یا نکنم؟ لاستیکِ محمود رو پنچر بکنم یا نکنم؟ آش داغی برایت بپزم یا نپزم؟ روغنشو دو برابر بریزم یا نریزم؟
که خب همه، منجمله پری و زری با هم سرش داد زدند که میخوای بکن میخوای نکن. دیگه چه فایده داره؟ اون لحظه که باید حرفت رو میزدی و اعتراض میکردی نکردی. حالا میخوای بکن میخوای نکن. دیگه به درد عمهت میخوره... همه به ریش جلال خندیدند. جلال دیوانه شد و خونین جگر شد و هر روز آشفتهتر شد و فکرِ سفر شد و دربهدر شد و تنها وسط جنگل تب کرد و مُرد و از وقتی رفت، آه و نفرینش مملکت را گرفت و از آن روز هیچکس نمیتواند حرفش را به موقع بزند و همه هی این دست آن دست میکنند تا فرصت از دست میرود و دربهدر میشوند. خلاصه که اینجوریاااا. دیگه حالی به آدم میمونه؟ احوالی به آدم میمونه؟
🔻🔻🔻
روزنامه طنز بی قانون
@book_tips 🐞
مهرداد نعیمی | بی قانون
اساسا همه مشکلات این مملکت از وقتی شروع شد که پریوش شوهر کرد. خیر نبینه این پریوش که دختری کمرو بود که هی خجالت میکشید و از غم شوهر ملالت میکشید و هی توی خانه برای خودش مینشست و ماتیک میکشید و دور لب یک خط باریک میکشید و آخرش هم چقدر بد کرد و غلط کرد که شوهر کرد و همه رو دربهدر کرد و جلال رو خونین جگر کرد. لابد میپرسید جلال کیه؟
جلال برای خودش کسی بود یه موقع... پسری بود سی ساله، که شغل پر درآمدی داشت و مامور گمرک بود. تو زندگیش رک بود، تفریحش شکار اردک بود، اهل هنر و عاشق تنبک بود. بامزه و به قول معروف فلفل و نمک بود، تو هیکلها تک بود، داداشِ کرامت بود (کرامت اون زمان سلبریتی معروفی بود) خونه و عمارت هم داشت و برای خودش حکایتی داشت و فقط یک زن کم داشت که از شانسِ بدش عاشق پریوش بود. جلال دیوانهی پریوش بود اما رویش نمیشد به او ابراز علاقه کند. او برای تمام مردم شهر از بالا بلند بودن و ابرو کمند بودن و حتی خالِ سمندِ و چالِ چونهی پریوش حرف زده بود. همه ندیده تمام جزئیاتِ پریوش را حفظ بودند. جلال هر شب با خودش خلوت میکرد و به یاد پریوش میخواند که چرا همچین میکنی؟ دلو چینچین میکنی؟ بعد به خودش فحش میداد که چرا همچین میشی تو؟ کج و کوله میشی تو؟ مثل حوله میشی تو؟ بمیری که یه ابراز علاقه نمیتونی بکنی اوزگل....
تا اینکه یک روز جلال به پیشنهاد اطرافیان تصمیم گرفت روز تولد پریوش مهمانی بگیرد. صبح بلند شد، سر و رویش را صفا داد و همه را به باغ نو دعوت کرد. دو مدل غذا هم سفارش داد. عدس پلو (آخ جون)، لوبیا پلو (آخ جون)! و با شعار بخور و برو همهی اهالی شهر را به مهمانیاش دعوت کرد. خودش هم رفت وسط و شروع به خواندن کرد که وااای واااای دلبر میخوام یالا... پیرهن میخوام یالاااا، دستبند میخوام یالا.... جوراب میخوام یالاااا.
آن روز همه آمدند. از پریوش بگیرید تا محمود فری و خانم پری و خانم زری! (که هر دو اون روزها بصورت همزمان همسر محمود فری بودند!) و شد آنچه نباید میشد... توی این مهمونی قبل از اینکه جلال به پریوش ابراز علاقه کند، محمود فری عاشق و دلباختهی پریوش شد. در این حد که حاضر شد هم پری و هم زری را بخاطر پریوش طلاق بدهد! جلال شوکه شدهبود و فقط به پریوش نگاه میکرد و خدا خدا میکرد او به محمود فری جوابِ رد بدهد! اما پریوش حتی نگفت قصد ادامه تحصیل دارد، زارت جواب مثبت داد و دنیا را روی سر جلال خراب کرد. پریوش و محمود فری با هم رفتند و جلال تازه شیر شد و آمد وسط داد زد که: گله از چرخ ستمگر بکنم یا نکنم؟ فوتِ قایم تو سماور بکنم یا نکنم؟ لاستیکِ محمود رو پنچر بکنم یا نکنم؟ آش داغی برایت بپزم یا نپزم؟ روغنشو دو برابر بریزم یا نریزم؟
که خب همه، منجمله پری و زری با هم سرش داد زدند که میخوای بکن میخوای نکن. دیگه چه فایده داره؟ اون لحظه که باید حرفت رو میزدی و اعتراض میکردی نکردی. حالا میخوای بکن میخوای نکن. دیگه به درد عمهت میخوره... همه به ریش جلال خندیدند. جلال دیوانه شد و خونین جگر شد و هر روز آشفتهتر شد و فکرِ سفر شد و دربهدر شد و تنها وسط جنگل تب کرد و مُرد و از وقتی رفت، آه و نفرینش مملکت را گرفت و از آن روز هیچکس نمیتواند حرفش را به موقع بزند و همه هی این دست آن دست میکنند تا فرصت از دست میرود و دربهدر میشوند. خلاصه که اینجوریاااا. دیگه حالی به آدم میمونه؟ احوالی به آدم میمونه؟
🔻🔻🔻
روزنامه طنز بی قانون
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
شاهکار قلم 📝
از همان کودکی، یاد گرفتم که با قلم میتوان خلق کرد .
با قلم میتوان لحظه ها را در خاطرها ماندگار کرد.
یاد گرفتم با قلم می توان به اوج عزت رسید.
همچنان، زنگ بیداری بر نوک قلم بست و برای بیداری خفتگان به صدا درآورد...
قلم درختی است که در بستر کاغذ جوانه می زند ، با دستهای اندیشه ام نوبرانه ی این درخت را دست چین می کنم و به خورد ذهن خفته ام میدهم تا جانی تازه کند .
قلم خسته ام!! با آهنگ سکوت تنهایی ام آنچنان زیبا برقص تا تلخی قهوه ی زندگی را به کامم شیرین کنی...
#یار_بوک_تیپس
#آذر
🍃🌺🍃
@book_tips🐞
شاهکار قلم 📝
از همان کودکی، یاد گرفتم که با قلم میتوان خلق کرد .
با قلم میتوان لحظه ها را در خاطرها ماندگار کرد.
یاد گرفتم با قلم می توان به اوج عزت رسید.
همچنان، زنگ بیداری بر نوک قلم بست و برای بیداری خفتگان به صدا درآورد...
قلم درختی است که در بستر کاغذ جوانه می زند ، با دستهای اندیشه ام نوبرانه ی این درخت را دست چین می کنم و به خورد ذهن خفته ام میدهم تا جانی تازه کند .
قلم خسته ام!! با آهنگ سکوت تنهایی ام آنچنان زیبا برقص تا تلخی قهوه ی زندگی را به کامم شیرین کنی...
#یار_بوک_تیپس
#آذر
🍃🌺🍃
@book_tips🐞
#Lyrics
Christina Aguilera
Hurt
by denostyles
این آهنگو برا باباش خونده ک باهاش قطع رابطه کرده ولی بعد باباهه مرده و اونم پشیمون شده و اینو نوشته خیلی احساسیه خیلی با احساس خونده
Seems like it was yesterday when I saw your face
اینطور به نظرمیاد که انگار دیروز بود که صورتتو دیدم
You told me how proud you were but I walked away
تو بهم گفتی که چقد بهم افتخار میکنی ولی من ازت دور شدم
If only I knew what I know today
اگ فقط اون چیزی ک الان میدونمو میدونستم
I would hold you in my arms
تورو تو بازوهام نگه میداشتم
I would take the pain away
میتونستم درد توی وجودمو دور کنم
Thank you for all you've done
بابت هر کاری ک کردی ممنونم
Forgive all your mistakes
تمام اشتباهاتو میبخشم
There's nothing I wouldn't do
هیچی وجود نداره ک نخوام انجام بدم
To hear your voice again
تا صداتو دوباره بشنوم
Sometimes I wanna call you but I know you won't be there
بعضی وقتا دلم میخواد بهت زنگ بزنم ولی میدونم ک اونجا نیستی
Oh, I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
اوه من متاسفم ک ب خاطر هر کاری ک نتونستم انجام بدم تورو مقصر دونستم
And I've hurt myself by hurting you
و من با آزار دادن تو خودمو آزار دادم
Some days I feel broke inside but I won't admit
بعضی وقتا حس میکنم ک از درون شکستم ولی من اینو اقرار نخواهم کرد
Sometimes I just wanna hide cause it's you I miss
بعضی وقتا میخوام قایم بشم چون این تویی ک من براش دلتنگم
And it's so hard to say goodbye when it comes to this
و وقتی این به اینجا میرسه خیلی سخته ک بگی خدانگهدار
Would you tell me I was wrong?
به من میگی که من اشتباه میکردم؟
Would you help me understand?
ب من کمک میکنی ک متوجه شم؟
Are you looking down upon me?
ایا تو به من نگاه میندازی؟
Are you proud of who I am?
آیا ب کسی ک هستم افتخار میکنی؟
There's nothing I wouldn't do
هیچی وجود نداره ک نخوام انجام بدم
To have just one more chance
ک ی شانس دیگه داشته باشم
To look into your eyes and see you looking back
ک به چشات نگاه کنم و ببینم ک تو ام داری نگاهم میکنی
Oh, I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
اوه من متاسفم ک ب خاطر هر کاری ک نتونستم انجام بدم تورو مقصر دونستم
And I've hurt myself
و من خودمو آزار دادم
If I had just one more day
اگ فقط یه روز بیشتر داشتم
I would tell you how much that I've missed you since you've been away
میخواستم بهت بگم ک از وقتی ک دور بودی چقد دلم برات تنگ شده
Oh, it's dangerous
اوه این خطرناکه
It's so out of line
این خیلی از خطش (مسیرش)دوره
To try and turn back time
ک تلاش کنی و زمانو ب عقب برگردونی
And I hurting you
و من تورو آزار میدم
___
@book_tips 🐞
Christina Aguilera
Hurt
by denostyles
این آهنگو برا باباش خونده ک باهاش قطع رابطه کرده ولی بعد باباهه مرده و اونم پشیمون شده و اینو نوشته خیلی احساسیه خیلی با احساس خونده
Seems like it was yesterday when I saw your face
اینطور به نظرمیاد که انگار دیروز بود که صورتتو دیدم
You told me how proud you were but I walked away
تو بهم گفتی که چقد بهم افتخار میکنی ولی من ازت دور شدم
If only I knew what I know today
اگ فقط اون چیزی ک الان میدونمو میدونستم
I would hold you in my arms
تورو تو بازوهام نگه میداشتم
I would take the pain away
میتونستم درد توی وجودمو دور کنم
Thank you for all you've done
بابت هر کاری ک کردی ممنونم
Forgive all your mistakes
تمام اشتباهاتو میبخشم
There's nothing I wouldn't do
هیچی وجود نداره ک نخوام انجام بدم
To hear your voice again
تا صداتو دوباره بشنوم
Sometimes I wanna call you but I know you won't be there
بعضی وقتا دلم میخواد بهت زنگ بزنم ولی میدونم ک اونجا نیستی
Oh, I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
اوه من متاسفم ک ب خاطر هر کاری ک نتونستم انجام بدم تورو مقصر دونستم
And I've hurt myself by hurting you
و من با آزار دادن تو خودمو آزار دادم
Some days I feel broke inside but I won't admit
بعضی وقتا حس میکنم ک از درون شکستم ولی من اینو اقرار نخواهم کرد
Sometimes I just wanna hide cause it's you I miss
بعضی وقتا میخوام قایم بشم چون این تویی ک من براش دلتنگم
And it's so hard to say goodbye when it comes to this
و وقتی این به اینجا میرسه خیلی سخته ک بگی خدانگهدار
Would you tell me I was wrong?
به من میگی که من اشتباه میکردم؟
Would you help me understand?
ب من کمک میکنی ک متوجه شم؟
Are you looking down upon me?
ایا تو به من نگاه میندازی؟
Are you proud of who I am?
آیا ب کسی ک هستم افتخار میکنی؟
There's nothing I wouldn't do
هیچی وجود نداره ک نخوام انجام بدم
To have just one more chance
ک ی شانس دیگه داشته باشم
To look into your eyes and see you looking back
ک به چشات نگاه کنم و ببینم ک تو ام داری نگاهم میکنی
Oh, I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
اوه من متاسفم ک ب خاطر هر کاری ک نتونستم انجام بدم تورو مقصر دونستم
And I've hurt myself
و من خودمو آزار دادم
If I had just one more day
اگ فقط یه روز بیشتر داشتم
I would tell you how much that I've missed you since you've been away
میخواستم بهت بگم ک از وقتی ک دور بودی چقد دلم برات تنگ شده
Oh, it's dangerous
اوه این خطرناکه
It's so out of line
این خیلی از خطش (مسیرش)دوره
To try and turn back time
ک تلاش کنی و زمانو ب عقب برگردونی
And I hurting you
و من تورو آزار میدم
___
@book_tips 🐞
کدوم بخش از کانال بوک تیپس را بیشتر میپسندید؟
anonymous poll
متن کتاب و سخنان بزرگان – 75
👍👍👍👍👍👍👍 43%
معرفی کتاب – 33
👍👍👍 19%
مطالعه ماهانه یک کتاب – 29
👍👍👍 17%
پنجشنبه نوشت شما – 11
👍 6%
زبان – 10
👍 6%
موسیقی – 8
👍 5%
عکس نوشت – 7
👍 4%
👥 173 people voted so far.
anonymous poll
متن کتاب و سخنان بزرگان – 75
👍👍👍👍👍👍👍 43%
معرفی کتاب – 33
👍👍👍 19%
مطالعه ماهانه یک کتاب – 29
👍👍👍 17%
پنجشنبه نوشت شما – 11
👍 6%
زبان – 10
👍 6%
موسیقی – 8
👍 5%
عکس نوشت – 7
👍 4%
👥 173 people voted so far.
این شب ها ؛
چقدر ماه ، زیباتر شده ،
ستاره ها چه قشنگ می خندند ،
جیرجیرک ها چه صدای خوبی دارند ،
و سیاهیِ شب ، چه خواستنی و روح نواز است !
آدم وقتی عاشق باشد ؛
همه چیزِ دنیا برایش زیباست ،
شب که دیگر جایِ خود دارد ... !
این روزها تا می توانید عاشق باشید ،
آدمِ عاشق حواسش به تورم و فساد و ناحقی نیست ،
تویِ حالِ خودش با معشوقه اش ، خوش و خرم زندگی می کند !
دردِ عشق ، خیلی شیرین تر از دردِ فهمیدن است !
هرجایِ دنیا که کم آوردید ؛
يک آدمِ بالیاقت پیداکنید و عاشقش شوید !
حتی عاشقِ گل ،
حتی عاشقِ آسمان ،
حتی عاشقِ درخت ...
عشق ، تنها دردی است که حالِ آدم را خوب می کند ...
F,l💜💜💜
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
چقدر ماه ، زیباتر شده ،
ستاره ها چه قشنگ می خندند ،
جیرجیرک ها چه صدای خوبی دارند ،
و سیاهیِ شب ، چه خواستنی و روح نواز است !
آدم وقتی عاشق باشد ؛
همه چیزِ دنیا برایش زیباست ،
شب که دیگر جایِ خود دارد ... !
این روزها تا می توانید عاشق باشید ،
آدمِ عاشق حواسش به تورم و فساد و ناحقی نیست ،
تویِ حالِ خودش با معشوقه اش ، خوش و خرم زندگی می کند !
دردِ عشق ، خیلی شیرین تر از دردِ فهمیدن است !
هرجایِ دنیا که کم آوردید ؛
يک آدمِ بالیاقت پیداکنید و عاشقش شوید !
حتی عاشقِ گل ،
حتی عاشقِ آسمان ،
حتی عاشقِ درخت ...
عشق ، تنها دردی است که حالِ آدم را خوب می کند ...
F,l💜💜💜
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
پرستو باشم و از بام هستی
بخوانم نغمههای شوق و مستی
سرودی سر کنم با خاطری شاد
سرود عشق وآزادی پرستی
پرستو باشم از بامی به بامی
صفای صبح را گویم سلامی
@book_tips🐞
بخوانم نغمههای شوق و مستی
سرودی سر کنم با خاطری شاد
سرود عشق وآزادی پرستی
پرستو باشم از بامی به بامی
صفای صبح را گویم سلامی
@book_tips🐞
جان پس از عمری دویدن لحظهای آسوده بود
عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود
عقل با دل روبهرو شد صبح دلتنگی بخیر
عقل برمیگشت راهی را که دل پیموده بود
عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود
عقل منطق داشت حرفش را به کرسی مینشاند
دل سراسر دست و پا میزد ولی بیهوده بود
حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت
گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود
من کیم؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود
ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق
از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود
فاضل نظری
@book_tips🐞
عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود
عقل با دل روبهرو شد صبح دلتنگی بخیر
عقل برمیگشت راهی را که دل پیموده بود
عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود
عقل منطق داشت حرفش را به کرسی مینشاند
دل سراسر دست و پا میزد ولی بیهوده بود
حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت
گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود
من کیم؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود
ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق
از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود
فاضل نظری
@book_tips🐞
ریشه که داشته باشی؛
به لبه پرتگاه میایی
اما سقوط نمیکنی،
ریشه شعور، تربیت، شخصیت
و انسانیت و شرف واقعی یک انسان است
و ربطی به پول و تحصیلات ندارد.
#گوته
@book_tips🐞
به لبه پرتگاه میایی
اما سقوط نمیکنی،
ریشه شعور، تربیت، شخصیت
و انسانیت و شرف واقعی یک انسان است
و ربطی به پول و تحصیلات ندارد.
#گوته
@book_tips🐞
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن fears (ترس ها)
شرح داستان : با زبانی ساده رویارویی روزمره ی انسان ها با ترس هایشان را به نحوه ی زیبایی به تصویر کشیده است...
@book_tips🐞
شرح داستان : با زبانی ساده رویارویی روزمره ی انسان ها با ترس هایشان را به نحوه ی زیبایی به تصویر کشیده است...
@book_tips🐞
اگر رازم را مسکوت نگه دارم،آن راز زندانی من است؛ اگر بگذارم از دهانم خارج شود ، این منم که زندانی آنم .بار درخت سکوت، میوه ی آرامش است .
#درمان_شوپنهاور
@book_tips🐞
#درمان_شوپنهاور
@book_tips🐞
اگر بتوانم یکبار دیگر زندگی کنم
میکوشم بیشتر اشتباه کنم
نمیکوشم بینقص باشم.
راحتتر خواهم بود
سرشارتر خواهم بود از آنچه حالا هستم
در واقع، چیزهای کوچک را جدیتر میگیرم
کمتر بهداشتی خواهم زیست
بیشتر ریسک میکنم
بیشتر به سفر میروم
غروبهای بیشتری را تماشا میکنم
از کوههای بیشتری صعود خواهم کرد
در رودخانههای بیشتری شنا خواهم کرد
جاهایی را خواهم دید که هرگز در آنها نبودهام
بیشتر بستنی خواهم خورد، کمتر لوبیا
مشکلات واقعی بیشتری خواهم داشت و دشواریهای تخیلی کمتری
من از کسانی بودم
که در هر دقیقهی عمرشان
زندگی محتاط و حاصلخیزی داشتند
بیشک لحظات خوشی بود اما
اگر میتوانستم برگردم
میکوشیدم فقط لحظات خوش داشته باشم
اگر نمیدانی که زندگی را چه میسازد
این دم را از دست مده!
از کسانی بودم که هرگز به جایی نمیروند
بدون دماسنج
بدون بطری آب گرم
بدون چتر و چتر نجات
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم- سبک سفر خواهم کرد
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم - میکوشم پابرهنه کار کنم
از آغاز بهار تا پایان پاییز
بیشتر دوچرخهسواری میکنم
طلوعهای بیشتری را خواهم دید و با بچههای بیشتری بازی خواهم کرد
اگر آنقدر عمر داشته باشم
اما حالا هشتادو پنج سالهام
و میدانم رو به موتم.
#خورخه_لوئیس_بورخس
@book_tips🐞
میکوشم بیشتر اشتباه کنم
نمیکوشم بینقص باشم.
راحتتر خواهم بود
سرشارتر خواهم بود از آنچه حالا هستم
در واقع، چیزهای کوچک را جدیتر میگیرم
کمتر بهداشتی خواهم زیست
بیشتر ریسک میکنم
بیشتر به سفر میروم
غروبهای بیشتری را تماشا میکنم
از کوههای بیشتری صعود خواهم کرد
در رودخانههای بیشتری شنا خواهم کرد
جاهایی را خواهم دید که هرگز در آنها نبودهام
بیشتر بستنی خواهم خورد، کمتر لوبیا
مشکلات واقعی بیشتری خواهم داشت و دشواریهای تخیلی کمتری
من از کسانی بودم
که در هر دقیقهی عمرشان
زندگی محتاط و حاصلخیزی داشتند
بیشک لحظات خوشی بود اما
اگر میتوانستم برگردم
میکوشیدم فقط لحظات خوش داشته باشم
اگر نمیدانی که زندگی را چه میسازد
این دم را از دست مده!
از کسانی بودم که هرگز به جایی نمیروند
بدون دماسنج
بدون بطری آب گرم
بدون چتر و چتر نجات
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم- سبک سفر خواهم کرد
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم - میکوشم پابرهنه کار کنم
از آغاز بهار تا پایان پاییز
بیشتر دوچرخهسواری میکنم
طلوعهای بیشتری را خواهم دید و با بچههای بیشتری بازی خواهم کرد
اگر آنقدر عمر داشته باشم
اما حالا هشتادو پنج سالهام
و میدانم رو به موتم.
#خورخه_لوئیس_بورخس
@book_tips🐞
👍1
کاش میشد: بچگی را زنده کرد
کودکی شد،کودکانه گریه کرد
شعر ” قهر قهر تا قیامت” را سرود
آن قیامت، که دمی بیش نبود
فاصله با کودکی هامان چه کرد؟ کاش میشد، بچگانه خنده کرد...
@book_tips🐞
کودکی شد،کودکانه گریه کرد
شعر ” قهر قهر تا قیامت” را سرود
آن قیامت، که دمی بیش نبود
فاصله با کودکی هامان چه کرد؟ کاش میشد، بچگانه خنده کرد...
@book_tips🐞
همیشه که صبر کردن , بخشیدن , ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست می شود ...
لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری ,
باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ وقتی میمانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...
ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...
#گریز_دلپذیر
#آنا_گاوالدا
@book_tips🐞
لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری ,
باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ وقتی میمانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...
ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...
#گریز_دلپذیر
#آنا_گاوالدا
@book_tips🐞