به اندازهای که میخوای گریه کن،
ولی بایستی اطمینان کنی، بعد اینکه تموم شد، دوباره به همان دلیل گریه نکنی.
@book_tips 🐞
ولی بایستی اطمینان کنی، بعد اینکه تموم شد، دوباره به همان دلیل گریه نکنی.
@book_tips 🐞
مطابق برنامه مطالعه کتاب سفر عشق هم تموم شد، و کتاب منتخب «عشق سالهای وبا» شروع شد،
این سومین کتاب برنامه مطالعه است.
@book_tips 🐞
این سومین کتاب برنامه مطالعه است.
@book_tips 🐞
عشق سالهای وبا
گابریل گارسیا مارکز
قسمتی از کتاب:
فلورنتینو آریثا بدون این که به خود رحم کند هر شب نامه می نوشت. نامه ای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی، و هر چه سعی می کرد نامه هایش بیش تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه اش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می رسیدند، شباهت پیدا کنند، نامه ها طولانی تر و دیوانه وارتر می شدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود، رفته رفته نگران سلامتی او می شد. وقتی از اتاق خواب صدای بانگ اولین خروس ها را می شنید به طرف او فریاد می کشید: ” داری عقلت را از دست می دهی، مغزت معیوب می شود، هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت این همه عشق را داشته باشد.
@book_tips🐞
گابریل گارسیا مارکز
قسمتی از کتاب:
فلورنتینو آریثا بدون این که به خود رحم کند هر شب نامه می نوشت. نامه ای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی، و هر چه سعی می کرد نامه هایش بیش تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه اش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می رسیدند، شباهت پیدا کنند، نامه ها طولانی تر و دیوانه وارتر می شدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود، رفته رفته نگران سلامتی او می شد. وقتی از اتاق خواب صدای بانگ اولین خروس ها را می شنید به طرف او فریاد می کشید: ” داری عقلت را از دست می دهی، مغزت معیوب می شود، هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت این همه عشق را داشته باشد.
@book_tips🐞
🍃🌺🍃
تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده، به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید چه کنم “تقدیرم این بوده” نشانه ی جهالت است، تقدیر همه ی راه نیست، فقط تا سر دوراهی هاست، گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی دست مسافر است، پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی.
#ملت_عشق
#الیف_شافاک
🍃🌺🍃
@book_tips🐞
تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده، به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید چه کنم “تقدیرم این بوده” نشانه ی جهالت است، تقدیر همه ی راه نیست، فقط تا سر دوراهی هاست، گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی دست مسافر است، پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی.
#ملت_عشق
#الیف_شافاک
🍃🌺🍃
@book_tips🐞
#صبح_آمد
میچکد شبنم احساس قشنگ از قلمم
دل من میگوید
میشود در دل تلخی،عسل ناب چشید
میشود زیبا دید
میشود زیبا خواند
میشود زیبا گفت
شرط آن است که زیبایی را
بنشانیم پس پنجرهی دیدهی خویش
گره از گیسوی شب باز کنیم
وببینیم سِپیدی سَحر
بگشاییم در و پنجره را
و به هر رهگذری
کز سر کوچهی ما میگذرد
بفرستیم به لبخند درود
و بگوییم درود و درود
@book_tips🐞
میچکد شبنم احساس قشنگ از قلمم
دل من میگوید
میشود در دل تلخی،عسل ناب چشید
میشود زیبا دید
میشود زیبا خواند
میشود زیبا گفت
شرط آن است که زیبایی را
بنشانیم پس پنجرهی دیدهی خویش
گره از گیسوی شب باز کنیم
وببینیم سِپیدی سَحر
بگشاییم در و پنجره را
و به هر رهگذری
کز سر کوچهی ما میگذرد
بفرستیم به لبخند درود
و بگوییم درود و درود
@book_tips🐞
در من
گنجشک هایی هر صبح
به رسم بودنت آواز می خوانند .
و این یعنی که عشق ،
هنوز از شهرمان
کوچ نکرده است ...
صفا_وهابی
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
گنجشک هایی هر صبح
به رسم بودنت آواز می خوانند .
و این یعنی که عشق ،
هنوز از شهرمان
کوچ نکرده است ...
صفا_وهابی
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
نشسته ام گوشه ی دنجِ خوشبختی
و به ریشِ غم ها می خندم ...
مگر می شود تو باشی
و حالِ من بد باشد ؟!
من این حالِ خوبِ با تو بودن را
با تمامِ شادی هایِ دنیا عوض نمی کنم !
تمامم را وقفِ تو خواهم کرد ،
تویی که شبیهِ هیچ کس نیستی ...
F,L💜💜💜
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
و به ریشِ غم ها می خندم ...
مگر می شود تو باشی
و حالِ من بد باشد ؟!
من این حالِ خوبِ با تو بودن را
با تمامِ شادی هایِ دنیا عوض نمی کنم !
تمامم را وقفِ تو خواهم کرد ،
تویی که شبیهِ هیچ کس نیستی ...
F,L💜💜💜
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
ﮔﺰﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ احمد_شاملو ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﮐﻠﯽ، ﮐﺎﻟﯿﻔﺮﻧﯿﺎ -۱۳۶۹ﺷﻤﺴﯽ
« ﻣﻦ ﺧﻮﯾﺸﺎﻭﻧﺪ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﻨﺠﺮﯼ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﻧﻪ ﺍﺑﺮﻭ ﺩﺭﻫﻢ ﻣﯽﮐﺸﺪ ﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﺵ ﺗﺮﻓﻨﺪ
ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺑﻪ ﺣﻖ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﯾﻪﺑﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ.
ﻧﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻏﯿﺮﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﻧﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ.
ﻣﻦ ﯾﮏ ﻟﺮِ ﺑﻠﻮﭺِ ﮐﺮﺩِ ﻓﺎﺭﺳﻢ، ﻋﺮﺏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻢ، ﯾﮏ ﻓﺎﺭﺱﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﮎ، ﯾﮏ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎﯾﯽ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﯿﺎﯾﯽ آمریکایی ﺁﺳﯿﺎﯾﯽﺍﻡ،
ﯾﮏ ﺳﯿﺎﻩﭘﻮﺳﺖِ ﺯﺭﺩﭘﻮﺳﺖِ ﺳﺮﺥﭘﻮﺳﺖِ ﺳﻔﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﺣﺸﺖ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﻮﺳﺘﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﮐﻨﻢ.
ﻣﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮ ﺳﯿﺎﺭﻩٔ ﻣﻘﺪﺱ ﺯﻣﯿﻦ، ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ. ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ
ﺷﻌﺮ ﺷﯿﭙﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ،ﻧﻪ ﻻﻻﯾﯽ.»
احمد_شاملو
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
« ﻣﻦ ﺧﻮﯾﺸﺎﻭﻧﺪ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﻨﺠﺮﯼ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﻧﻪ ﺍﺑﺮﻭ ﺩﺭﻫﻢ ﻣﯽﮐﺸﺪ ﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﺵ ﺗﺮﻓﻨﺪ
ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺑﻪ ﺣﻖ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﯾﻪﺑﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ.
ﻧﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻏﯿﺮﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ ﻧﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ.
ﻣﻦ ﯾﮏ ﻟﺮِ ﺑﻠﻮﭺِ ﮐﺮﺩِ ﻓﺎﺭﺳﻢ، ﻋﺮﺏ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻢ، ﯾﮏ ﻓﺎﺭﺱﺯﺑﺎﻥ ﺗﺮﮎ، ﯾﮏ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎﯾﯽ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﯿﺎﯾﯽ آمریکایی ﺁﺳﯿﺎﯾﯽﺍﻡ،
ﯾﮏ ﺳﯿﺎﻩﭘﻮﺳﺖِ ﺯﺭﺩﭘﻮﺳﺖِ ﺳﺮﺥﭘﻮﺳﺖِ ﺳﻔﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﺣﺸﺖ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﻮﺳﺘﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﮐﻨﻢ.
ﻣﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮ ﺳﯿﺎﺭﻩٔ ﻣﻘﺪﺱ ﺯﻣﯿﻦ، ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ. ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﻢ
ﺷﻌﺮ ﺷﯿﭙﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ،ﻧﻪ ﻻﻻﯾﯽ.»
احمد_شاملو
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
پنجشنبه ها،
از صبحِ اولِ وقتَش،
بخواهى نخواهى همه چيز عاشقانه شروع ميشود...
از آوازِ پرندگان بگير
تا صداىِ جاروى رفتگرِ دوست داشتنى روىِ برگها
همه و همه
بودنِ تو را صدا ميزنند!
هنوز دلَت به نيامدن است جانم...؟
على_قاضى_نظام
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
پنجشنبه ها،
از صبحِ اولِ وقتَش،
بخواهى نخواهى همه چيز عاشقانه شروع ميشود...
از آوازِ پرندگان بگير
تا صداىِ جاروى رفتگرِ دوست داشتنى روىِ برگها
همه و همه
بودنِ تو را صدا ميزنند!
هنوز دلَت به نيامدن است جانم...؟
على_قاضى_نظام
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
زن ها می توانند در اوجِ دلتنگی لبخند بزنند، آواز بخوانند، غذای دلخواهت را تدارک ببینند ،
کودکانه با بچه ها بازی کنند
زن ها می توانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند،
ببخشند و بخندند...
تو از طرزِ آرایشِ موهایش یا رنگِ لب هایش ، لباسش یا حتی حرف هایش هرگز نمیتوانی حدس بزنی زنی که روبرویت ایستاده دلتنگ یا دلشکسته است...!
" زن بودن کارِ ساده ای نیست"
#خسرو_شکیبایی
F,L💜💜💜
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
کودکانه با بچه ها بازی کنند
زن ها می توانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند،
ببخشند و بخندند...
تو از طرزِ آرایشِ موهایش یا رنگِ لب هایش ، لباسش یا حتی حرف هایش هرگز نمیتوانی حدس بزنی زنی که روبرویت ایستاده دلتنگ یا دلشکسته است...!
" زن بودن کارِ ساده ای نیست"
#خسرو_شکیبایی
F,L💜💜💜
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
روز قلم
امروز روز قلم است!
می دانید که قلم نازک است! و نازک بین! و نازک نویس!
برای همین است که قلم همیشه دستانی پر توان و ذهنی بیدار طلب می کند!
آهای ای اهل قلم برایتان دعا می کنم:
قلم هایتان همیشه راست قامت و راست نویس باد!
ذهن هایتان همیشه پر از روشنی و روشن بینی باد!
دستانتان نیرومند و عاری از هر کجی و نا راستی باد!
و مرکب دوات تان غلیظ از حقیقت ها و راستی ها و نه مصلحت ها و دو روی ها باد!
ز-شیران
@book_tips 🐞
امروز روز قلم است!
می دانید که قلم نازک است! و نازک بین! و نازک نویس!
برای همین است که قلم همیشه دستانی پر توان و ذهنی بیدار طلب می کند!
آهای ای اهل قلم برایتان دعا می کنم:
قلم هایتان همیشه راست قامت و راست نویس باد!
ذهن هایتان همیشه پر از روشنی و روشن بینی باد!
دستانتان نیرومند و عاری از هر کجی و نا راستی باد!
و مرکب دوات تان غلیظ از حقیقت ها و راستی ها و نه مصلحت ها و دو روی ها باد!
ز-شیران
@book_tips 🐞
خطرناک ترین جمله دنیا چیست؟
گفته میشود خطرناکترین جمله این است:
«من همینم که هستم.»
در این جمله کوتاه میتوانیم غرور، لجاجت، خودرایی، خودخواهی، درجا زدن و به تدریج راندن آدمها از اطراف خود را حس کنیم
پس مراقب باشیم ، هر روز فرصتی هست برای یه قدم بهتر شدن.
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
گفته میشود خطرناکترین جمله این است:
«من همینم که هستم.»
در این جمله کوتاه میتوانیم غرور، لجاجت، خودرایی، خودخواهی، درجا زدن و به تدریج راندن آدمها از اطراف خود را حس کنیم
پس مراقب باشیم ، هر روز فرصتی هست برای یه قدم بهتر شدن.
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
بانو!
تو هم از این همه بی او بودنها ...از این همه فروردین، و اردیبهشت و شکوفه های بهار نارنج بی او ...
از این همه بی او قدم زدن زیر باران ...
از این همه شعر و غزل ها
از این همه خزان و هق هق دل آسمان
از این سرگردانی و پریشانی باد خسته ای؟
بانو!
چه زود دست عروسکهایت را رها کردی.
چه زود عروسک هایت را بی مادر کردی و
چه زود بزرگ شدی
اینهمه عجله
برای اشک و آ ه وسردی کنج اتاق و بیقراری و انتظار بود؟
بانو
کدام عروسک بیرحم نفرینت کرد که هر شب اسیر یک سوختن ناتمامی؟
بانو
چرا شکوفه های سیب دهانت را احتکار میکنی؟
می ترسی قحطی بیاید،یا یوسفت دوباره اسیر چاه گشته؟
چرا هر شب بر تن بالش ات میباری ،مگر آ غوش من چه کم دارد از آ ن پارچه ی خوشبخت؟
بانو
به حرمت ،دل من و آ سمان لختی بیاسا،بگذار جور امشب تو را شعر و غزل و قلم من و این آسمان پر غصه بکشد.
#جبار_فتــــــــــــــاحی_رستا
💜💜💜
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
تو هم از این همه بی او بودنها ...از این همه فروردین، و اردیبهشت و شکوفه های بهار نارنج بی او ...
از این همه بی او قدم زدن زیر باران ...
از این همه شعر و غزل ها
از این همه خزان و هق هق دل آسمان
از این سرگردانی و پریشانی باد خسته ای؟
بانو!
چه زود دست عروسکهایت را رها کردی.
چه زود عروسک هایت را بی مادر کردی و
چه زود بزرگ شدی
اینهمه عجله
برای اشک و آ ه وسردی کنج اتاق و بیقراری و انتظار بود؟
بانو
کدام عروسک بیرحم نفرینت کرد که هر شب اسیر یک سوختن ناتمامی؟
بانو
چرا شکوفه های سیب دهانت را احتکار میکنی؟
می ترسی قحطی بیاید،یا یوسفت دوباره اسیر چاه گشته؟
چرا هر شب بر تن بالش ات میباری ،مگر آ غوش من چه کم دارد از آ ن پارچه ی خوشبخت؟
بانو
به حرمت ،دل من و آ سمان لختی بیاسا،بگذار جور امشب تو را شعر و غزل و قلم من و این آسمان پر غصه بکشد.
#جبار_فتــــــــــــــاحی_رستا
💜💜💜
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
🌺 یادآوری 🌺
مطالعه سهم روزچهارم کتاب «عشق سالهای وبا»
تعداد صفحات: 300 صفحه
سهم روزانه: 10 صفحه.
۹۷/۴/۱۴
@book_tips 🐞
مطالعه سهم روزچهارم کتاب «عشق سالهای وبا»
تعداد صفحات: 300 صفحه
سهم روزانه: 10 صفحه.
۹۷/۴/۱۴
@book_tips 🐞
مردمان شهر
برای آزادی تابوت ساختند
و برای عشق مرز
غافل از اینکه
نه آزادی در تابوت جای می گیرد
و نه عشق مرز می شناسد...
ارنستو چگوارا
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
برای آزادی تابوت ساختند
و برای عشق مرز
غافل از اینکه
نه آزادی در تابوت جای می گیرد
و نه عشق مرز می شناسد...
ارنستو چگوارا
#پنجشنبه_نوبت_شما
@book_tips🐞
✅ دلیل دربهدر شدنِ همه پس از شوهر کردنِ پریوش!
مهرداد نعیمی | بی قانون
اساسا همه مشکلات این مملکت از وقتی شروع شد که پریوش شوهر کرد. خیر نبینه این پریوش که دختری کمرو بود که هی خجالت میکشید و از غم شوهر ملالت میکشید و هی توی خانه برای خودش مینشست و ماتیک میکشید و دور لب یک خط باریک میکشید و آخرش هم چقدر بد کرد و غلط کرد که شوهر کرد و همه رو دربهدر کرد و جلال رو خونین جگر کرد. لابد میپرسید جلال کیه؟
جلال برای خودش کسی بود یه موقع... پسری بود سی ساله، که شغل پر درآمدی داشت و مامور گمرک بود. تو زندگیش رک بود، تفریحش شکار اردک بود، اهل هنر و عاشق تنبک بود. بامزه و به قول معروف فلفل و نمک بود، تو هیکلها تک بود، داداشِ کرامت بود (کرامت اون زمان سلبریتی معروفی بود) خونه و عمارت هم داشت و برای خودش حکایتی داشت و فقط یک زن کم داشت که از شانسِ بدش عاشق پریوش بود. جلال دیوانهی پریوش بود اما رویش نمیشد به او ابراز علاقه کند. او برای تمام مردم شهر از بالا بلند بودن و ابرو کمند بودن و حتی خالِ سمندِ و چالِ چونهی پریوش حرف زده بود. همه ندیده تمام جزئیاتِ پریوش را حفظ بودند. جلال هر شب با خودش خلوت میکرد و به یاد پریوش میخواند که چرا همچین میکنی؟ دلو چینچین میکنی؟ بعد به خودش فحش میداد که چرا همچین میشی تو؟ کج و کوله میشی تو؟ مثل حوله میشی تو؟ بمیری که یه ابراز علاقه نمیتونی بکنی اوزگل....
تا اینکه یک روز جلال به پیشنهاد اطرافیان تصمیم گرفت روز تولد پریوش مهمانی بگیرد. صبح بلند شد، سر و رویش را صفا داد و همه را به باغ نو دعوت کرد. دو مدل غذا هم سفارش داد. عدس پلو (آخ جون)، لوبیا پلو (آخ جون)! و با شعار بخور و برو همهی اهالی شهر را به مهمانیاش دعوت کرد. خودش هم رفت وسط و شروع به خواندن کرد که وااای واااای دلبر میخوام یالا... پیرهن میخوام یالاااا، دستبند میخوام یالا.... جوراب میخوام یالاااا.
آن روز همه آمدند. از پریوش بگیرید تا محمود فری و خانم پری و خانم زری! (که هر دو اون روزها بصورت همزمان همسر محمود فری بودند!) و شد آنچه نباید میشد... توی این مهمونی قبل از اینکه جلال به پریوش ابراز علاقه کند، محمود فری عاشق و دلباختهی پریوش شد. در این حد که حاضر شد هم پری و هم زری را بخاطر پریوش طلاق بدهد! جلال شوکه شدهبود و فقط به پریوش نگاه میکرد و خدا خدا میکرد او به محمود فری جوابِ رد بدهد! اما پریوش حتی نگفت قصد ادامه تحصیل دارد، زارت جواب مثبت داد و دنیا را روی سر جلال خراب کرد. پریوش و محمود فری با هم رفتند و جلال تازه شیر شد و آمد وسط داد زد که: گله از چرخ ستمگر بکنم یا نکنم؟ فوتِ قایم تو سماور بکنم یا نکنم؟ لاستیکِ محمود رو پنچر بکنم یا نکنم؟ آش داغی برایت بپزم یا نپزم؟ روغنشو دو برابر بریزم یا نریزم؟
که خب همه، منجمله پری و زری با هم سرش داد زدند که میخوای بکن میخوای نکن. دیگه چه فایده داره؟ اون لحظه که باید حرفت رو میزدی و اعتراض میکردی نکردی. حالا میخوای بکن میخوای نکن. دیگه به درد عمهت میخوره... همه به ریش جلال خندیدند. جلال دیوانه شد و خونین جگر شد و هر روز آشفتهتر شد و فکرِ سفر شد و دربهدر شد و تنها وسط جنگل تب کرد و مُرد و از وقتی رفت، آه و نفرینش مملکت را گرفت و از آن روز هیچکس نمیتواند حرفش را به موقع بزند و همه هی این دست آن دست میکنند تا فرصت از دست میرود و دربهدر میشوند. خلاصه که اینجوریاااا. دیگه حالی به آدم میمونه؟ احوالی به آدم میمونه؟
🔻🔻🔻
روزنامه طنز بی قانون
@book_tips 🐞
مهرداد نعیمی | بی قانون
اساسا همه مشکلات این مملکت از وقتی شروع شد که پریوش شوهر کرد. خیر نبینه این پریوش که دختری کمرو بود که هی خجالت میکشید و از غم شوهر ملالت میکشید و هی توی خانه برای خودش مینشست و ماتیک میکشید و دور لب یک خط باریک میکشید و آخرش هم چقدر بد کرد و غلط کرد که شوهر کرد و همه رو دربهدر کرد و جلال رو خونین جگر کرد. لابد میپرسید جلال کیه؟
جلال برای خودش کسی بود یه موقع... پسری بود سی ساله، که شغل پر درآمدی داشت و مامور گمرک بود. تو زندگیش رک بود، تفریحش شکار اردک بود، اهل هنر و عاشق تنبک بود. بامزه و به قول معروف فلفل و نمک بود، تو هیکلها تک بود، داداشِ کرامت بود (کرامت اون زمان سلبریتی معروفی بود) خونه و عمارت هم داشت و برای خودش حکایتی داشت و فقط یک زن کم داشت که از شانسِ بدش عاشق پریوش بود. جلال دیوانهی پریوش بود اما رویش نمیشد به او ابراز علاقه کند. او برای تمام مردم شهر از بالا بلند بودن و ابرو کمند بودن و حتی خالِ سمندِ و چالِ چونهی پریوش حرف زده بود. همه ندیده تمام جزئیاتِ پریوش را حفظ بودند. جلال هر شب با خودش خلوت میکرد و به یاد پریوش میخواند که چرا همچین میکنی؟ دلو چینچین میکنی؟ بعد به خودش فحش میداد که چرا همچین میشی تو؟ کج و کوله میشی تو؟ مثل حوله میشی تو؟ بمیری که یه ابراز علاقه نمیتونی بکنی اوزگل....
تا اینکه یک روز جلال به پیشنهاد اطرافیان تصمیم گرفت روز تولد پریوش مهمانی بگیرد. صبح بلند شد، سر و رویش را صفا داد و همه را به باغ نو دعوت کرد. دو مدل غذا هم سفارش داد. عدس پلو (آخ جون)، لوبیا پلو (آخ جون)! و با شعار بخور و برو همهی اهالی شهر را به مهمانیاش دعوت کرد. خودش هم رفت وسط و شروع به خواندن کرد که وااای واااای دلبر میخوام یالا... پیرهن میخوام یالاااا، دستبند میخوام یالا.... جوراب میخوام یالاااا.
آن روز همه آمدند. از پریوش بگیرید تا محمود فری و خانم پری و خانم زری! (که هر دو اون روزها بصورت همزمان همسر محمود فری بودند!) و شد آنچه نباید میشد... توی این مهمونی قبل از اینکه جلال به پریوش ابراز علاقه کند، محمود فری عاشق و دلباختهی پریوش شد. در این حد که حاضر شد هم پری و هم زری را بخاطر پریوش طلاق بدهد! جلال شوکه شدهبود و فقط به پریوش نگاه میکرد و خدا خدا میکرد او به محمود فری جوابِ رد بدهد! اما پریوش حتی نگفت قصد ادامه تحصیل دارد، زارت جواب مثبت داد و دنیا را روی سر جلال خراب کرد. پریوش و محمود فری با هم رفتند و جلال تازه شیر شد و آمد وسط داد زد که: گله از چرخ ستمگر بکنم یا نکنم؟ فوتِ قایم تو سماور بکنم یا نکنم؟ لاستیکِ محمود رو پنچر بکنم یا نکنم؟ آش داغی برایت بپزم یا نپزم؟ روغنشو دو برابر بریزم یا نریزم؟
که خب همه، منجمله پری و زری با هم سرش داد زدند که میخوای بکن میخوای نکن. دیگه چه فایده داره؟ اون لحظه که باید حرفت رو میزدی و اعتراض میکردی نکردی. حالا میخوای بکن میخوای نکن. دیگه به درد عمهت میخوره... همه به ریش جلال خندیدند. جلال دیوانه شد و خونین جگر شد و هر روز آشفتهتر شد و فکرِ سفر شد و دربهدر شد و تنها وسط جنگل تب کرد و مُرد و از وقتی رفت، آه و نفرینش مملکت را گرفت و از آن روز هیچکس نمیتواند حرفش را به موقع بزند و همه هی این دست آن دست میکنند تا فرصت از دست میرود و دربهدر میشوند. خلاصه که اینجوریاااا. دیگه حالی به آدم میمونه؟ احوالی به آدم میمونه؟
🔻🔻🔻
روزنامه طنز بی قانون
@book_tips 🐞
🍃🌺🍃
شاهکار قلم 📝
از همان کودکی، یاد گرفتم که با قلم میتوان خلق کرد .
با قلم میتوان لحظه ها را در خاطرها ماندگار کرد.
یاد گرفتم با قلم می توان به اوج عزت رسید.
همچنان، زنگ بیداری بر نوک قلم بست و برای بیداری خفتگان به صدا درآورد...
قلم درختی است که در بستر کاغذ جوانه می زند ، با دستهای اندیشه ام نوبرانه ی این درخت را دست چین می کنم و به خورد ذهن خفته ام میدهم تا جانی تازه کند .
قلم خسته ام!! با آهنگ سکوت تنهایی ام آنچنان زیبا برقص تا تلخی قهوه ی زندگی را به کامم شیرین کنی...
#یار_بوک_تیپس
#آذر
🍃🌺🍃
@book_tips🐞
شاهکار قلم 📝
از همان کودکی، یاد گرفتم که با قلم میتوان خلق کرد .
با قلم میتوان لحظه ها را در خاطرها ماندگار کرد.
یاد گرفتم با قلم می توان به اوج عزت رسید.
همچنان، زنگ بیداری بر نوک قلم بست و برای بیداری خفتگان به صدا درآورد...
قلم درختی است که در بستر کاغذ جوانه می زند ، با دستهای اندیشه ام نوبرانه ی این درخت را دست چین می کنم و به خورد ذهن خفته ام میدهم تا جانی تازه کند .
قلم خسته ام!! با آهنگ سکوت تنهایی ام آنچنان زیبا برقص تا تلخی قهوه ی زندگی را به کامم شیرین کنی...
#یار_بوک_تیپس
#آذر
🍃🌺🍃
@book_tips🐞
#Lyrics
Christina Aguilera
Hurt
by denostyles
این آهنگو برا باباش خونده ک باهاش قطع رابطه کرده ولی بعد باباهه مرده و اونم پشیمون شده و اینو نوشته خیلی احساسیه خیلی با احساس خونده
Seems like it was yesterday when I saw your face
اینطور به نظرمیاد که انگار دیروز بود که صورتتو دیدم
You told me how proud you were but I walked away
تو بهم گفتی که چقد بهم افتخار میکنی ولی من ازت دور شدم
If only I knew what I know today
اگ فقط اون چیزی ک الان میدونمو میدونستم
I would hold you in my arms
تورو تو بازوهام نگه میداشتم
I would take the pain away
میتونستم درد توی وجودمو دور کنم
Thank you for all you've done
بابت هر کاری ک کردی ممنونم
Forgive all your mistakes
تمام اشتباهاتو میبخشم
There's nothing I wouldn't do
هیچی وجود نداره ک نخوام انجام بدم
To hear your voice again
تا صداتو دوباره بشنوم
Sometimes I wanna call you but I know you won't be there
بعضی وقتا دلم میخواد بهت زنگ بزنم ولی میدونم ک اونجا نیستی
Oh, I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
اوه من متاسفم ک ب خاطر هر کاری ک نتونستم انجام بدم تورو مقصر دونستم
And I've hurt myself by hurting you
و من با آزار دادن تو خودمو آزار دادم
Some days I feel broke inside but I won't admit
بعضی وقتا حس میکنم ک از درون شکستم ولی من اینو اقرار نخواهم کرد
Sometimes I just wanna hide cause it's you I miss
بعضی وقتا میخوام قایم بشم چون این تویی ک من براش دلتنگم
And it's so hard to say goodbye when it comes to this
و وقتی این به اینجا میرسه خیلی سخته ک بگی خدانگهدار
Would you tell me I was wrong?
به من میگی که من اشتباه میکردم؟
Would you help me understand?
ب من کمک میکنی ک متوجه شم؟
Are you looking down upon me?
ایا تو به من نگاه میندازی؟
Are you proud of who I am?
آیا ب کسی ک هستم افتخار میکنی؟
There's nothing I wouldn't do
هیچی وجود نداره ک نخوام انجام بدم
To have just one more chance
ک ی شانس دیگه داشته باشم
To look into your eyes and see you looking back
ک به چشات نگاه کنم و ببینم ک تو ام داری نگاهم میکنی
Oh, I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
اوه من متاسفم ک ب خاطر هر کاری ک نتونستم انجام بدم تورو مقصر دونستم
And I've hurt myself
و من خودمو آزار دادم
If I had just one more day
اگ فقط یه روز بیشتر داشتم
I would tell you how much that I've missed you since you've been away
میخواستم بهت بگم ک از وقتی ک دور بودی چقد دلم برات تنگ شده
Oh, it's dangerous
اوه این خطرناکه
It's so out of line
این خیلی از خطش (مسیرش)دوره
To try and turn back time
ک تلاش کنی و زمانو ب عقب برگردونی
And I hurting you
و من تورو آزار میدم
___
@book_tips 🐞
Christina Aguilera
Hurt
by denostyles
این آهنگو برا باباش خونده ک باهاش قطع رابطه کرده ولی بعد باباهه مرده و اونم پشیمون شده و اینو نوشته خیلی احساسیه خیلی با احساس خونده
Seems like it was yesterday when I saw your face
اینطور به نظرمیاد که انگار دیروز بود که صورتتو دیدم
You told me how proud you were but I walked away
تو بهم گفتی که چقد بهم افتخار میکنی ولی من ازت دور شدم
If only I knew what I know today
اگ فقط اون چیزی ک الان میدونمو میدونستم
I would hold you in my arms
تورو تو بازوهام نگه میداشتم
I would take the pain away
میتونستم درد توی وجودمو دور کنم
Thank you for all you've done
بابت هر کاری ک کردی ممنونم
Forgive all your mistakes
تمام اشتباهاتو میبخشم
There's nothing I wouldn't do
هیچی وجود نداره ک نخوام انجام بدم
To hear your voice again
تا صداتو دوباره بشنوم
Sometimes I wanna call you but I know you won't be there
بعضی وقتا دلم میخواد بهت زنگ بزنم ولی میدونم ک اونجا نیستی
Oh, I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
اوه من متاسفم ک ب خاطر هر کاری ک نتونستم انجام بدم تورو مقصر دونستم
And I've hurt myself by hurting you
و من با آزار دادن تو خودمو آزار دادم
Some days I feel broke inside but I won't admit
بعضی وقتا حس میکنم ک از درون شکستم ولی من اینو اقرار نخواهم کرد
Sometimes I just wanna hide cause it's you I miss
بعضی وقتا میخوام قایم بشم چون این تویی ک من براش دلتنگم
And it's so hard to say goodbye when it comes to this
و وقتی این به اینجا میرسه خیلی سخته ک بگی خدانگهدار
Would you tell me I was wrong?
به من میگی که من اشتباه میکردم؟
Would you help me understand?
ب من کمک میکنی ک متوجه شم؟
Are you looking down upon me?
ایا تو به من نگاه میندازی؟
Are you proud of who I am?
آیا ب کسی ک هستم افتخار میکنی؟
There's nothing I wouldn't do
هیچی وجود نداره ک نخوام انجام بدم
To have just one more chance
ک ی شانس دیگه داشته باشم
To look into your eyes and see you looking back
ک به چشات نگاه کنم و ببینم ک تو ام داری نگاهم میکنی
Oh, I'm sorry for blaming you for everything I just couldn't do
اوه من متاسفم ک ب خاطر هر کاری ک نتونستم انجام بدم تورو مقصر دونستم
And I've hurt myself
و من خودمو آزار دادم
If I had just one more day
اگ فقط یه روز بیشتر داشتم
I would tell you how much that I've missed you since you've been away
میخواستم بهت بگم ک از وقتی ک دور بودی چقد دلم برات تنگ شده
Oh, it's dangerous
اوه این خطرناکه
It's so out of line
این خیلی از خطش (مسیرش)دوره
To try and turn back time
ک تلاش کنی و زمانو ب عقب برگردونی
And I hurting you
و من تورو آزار میدم
___
@book_tips 🐞