هر بامداد
تا نور مهر مي دمد از كوه هاي دور
من بال مي گشايم ،چابك تر از نسيم
پيغام صبحدم را
با شعرهاي روشن
پرواز ميدهم و چه زيباست پيغام صبح...
@book_tips🐞
تا نور مهر مي دمد از كوه هاي دور
من بال مي گشايم ،چابك تر از نسيم
پيغام صبحدم را
با شعرهاي روشن
پرواز ميدهم و چه زيباست پيغام صبح...
@book_tips🐞
#جان_اولیور_هاینز
مردم اشتباهات زندگی خود را
روی هم میریزند
و از آنها غولی بوجود می آورند
که نامش تقدیر است!
@book_tips🐞
مردم اشتباهات زندگی خود را
روی هم میریزند
و از آنها غولی بوجود می آورند
که نامش تقدیر است!
@book_tips🐞
🌺 یادآوری 🌺
مطالعه سهم روز بیست ونهم کتاب «سفر عشق»
تعداد صفحات: 465 صفحه
سهم روزانه: 15 صفحه.
۹۷/۴/۸
@book_tips 🐞
مطالعه سهم روز بیست ونهم کتاب «سفر عشق»
تعداد صفحات: 465 صفحه
سهم روزانه: 15 صفحه.
۹۷/۴/۸
@book_tips 🐞
در هر نااميدي ، فرصتي وجود دارد . شبيه جوانه اي كوچك كه اگر ان را در ميان خرابه اي ببينيم تصوير ان خرابه معنا پيدا ميكند . و اگر ان را نبينيم تصوير خرابه تا هميشه تلخ و تيره در ذهن ما باقي خواهد ماند . گاهي ديدنِ يك جوانه كوچك ميتواند اخر داستان را جور ديگري تمام كند .
ايا ميشود انسان باشيم و نااميدي را تجربه نكنيم ؟ نااميدي بخشي از رشد ماست ، بخشي از بزرگ تر شدن ماست .
نااميدي ها ديدِ ما را از شرايط و ادمها تغيير ميدهند و به ما ياد ميدهند كه به دنبال جوانه ها بگرديم !
نااميد شدن ها ، دست ما را ميگيرند و به ما ميگويند: حالا بدون اين شرايط جلو برو ! حالا بدون اين رابطه! حالا مسير رفتن را عوض كن ! حالااگر شبيه قبل نميتواني جلو بروي ، راه ديگري پيدا كن و بعد به جوانه اي كوچك كه نحيف و ظريف تازه سربراورده اشاره ميكند و ميرود !
نااميدي ها تمام ميشوند و ميروند و هميشه قبل از رفتنهايشان با ما حرف ميزنند . حرفهايشان هميشه راه را به ما نشان ميدهد .
تا ما از موقعيت ها و ادمها نااميد نشويم
هيچگاه نااميد شدنتان را جرياني هميشگي در نظر نگيريد . ما نااميد ميشويم تا دوباره از نو شروع كنيم با هويتي مستقل تر و قوي تر .
نااميدي بخشي از قد كشيدن ماست .
اگر در نااميدي هستيد ، اگر از ادمها و شرايط مأيوس شده ايد ، صبر داشته باشيد . تلخي اش را طاقت بياوريد . تمام ميشود . چشمهايتان كه نااميدي را تجربه كنند ، ارام ارام جوانه ها را پيدا ميكنند .
به خودتان فرصت بدهيد . نااميدي ميرود . فقط قبل از رفتنش حرفهايش را گوش دهيد ، او مسيري جديد را به شما نشان خواهد داد.
پونه_مقیمی
@book_tips🐞
ايا ميشود انسان باشيم و نااميدي را تجربه نكنيم ؟ نااميدي بخشي از رشد ماست ، بخشي از بزرگ تر شدن ماست .
نااميدي ها ديدِ ما را از شرايط و ادمها تغيير ميدهند و به ما ياد ميدهند كه به دنبال جوانه ها بگرديم !
نااميد شدن ها ، دست ما را ميگيرند و به ما ميگويند: حالا بدون اين شرايط جلو برو ! حالا بدون اين رابطه! حالا مسير رفتن را عوض كن ! حالااگر شبيه قبل نميتواني جلو بروي ، راه ديگري پيدا كن و بعد به جوانه اي كوچك كه نحيف و ظريف تازه سربراورده اشاره ميكند و ميرود !
نااميدي ها تمام ميشوند و ميروند و هميشه قبل از رفتنهايشان با ما حرف ميزنند . حرفهايشان هميشه راه را به ما نشان ميدهد .
تا ما از موقعيت ها و ادمها نااميد نشويم
هيچگاه نااميد شدنتان را جرياني هميشگي در نظر نگيريد . ما نااميد ميشويم تا دوباره از نو شروع كنيم با هويتي مستقل تر و قوي تر .
نااميدي بخشي از قد كشيدن ماست .
اگر در نااميدي هستيد ، اگر از ادمها و شرايط مأيوس شده ايد ، صبر داشته باشيد . تلخي اش را طاقت بياوريد . تمام ميشود . چشمهايتان كه نااميدي را تجربه كنند ، ارام ارام جوانه ها را پيدا ميكنند .
به خودتان فرصت بدهيد . نااميدي ميرود . فقط قبل از رفتنش حرفهايش را گوش دهيد ، او مسيري جديد را به شما نشان خواهد داد.
پونه_مقیمی
@book_tips🐞
👍2
چند ثانیه به این متن فکر کن:
امیدوارم هر جا که میروی
یک نفر مثل خودت سر راهت باشد
ببین که این جمله برای تو دعاست یا نفرین!
@book_tips🐞
امیدوارم هر جا که میروی
یک نفر مثل خودت سر راهت باشد
ببین که این جمله برای تو دعاست یا نفرین!
@book_tips🐞
زندگی، قبل از هرچیز زندگی ست. گل میخواهد، موسیقی میخواهد، زیبایی میخواهد. زندگی حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن میخواهد. عطر شمعدانیها را بوییدن میخواهد. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت اصل که نیست، زایده است، انگل است، مرض است. ما باید به اصلمان برگردیم.
زخم را که مظهر خشونت است با زخم نمیبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند، با محبت، با عشق...
آتش_بدون_دود
نادر_ابراهیمی
@book_tips🐞
زخم را که مظهر خشونت است با زخم نمیبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند، با محبت، با عشق...
آتش_بدون_دود
نادر_ابراهیمی
@book_tips🐞
چه سرنوشـت غمانگیزی،
که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس میبافت،
ولی به فکر پریدن بود
#حسین_منزوی
@book_tips🐞
که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس میبافت،
ولی به فکر پریدن بود
#حسین_منزوی
@book_tips🐞
چارلی چاپلین میگوید
پس ازکلی فقر
به ثروت وشهرت رسیدم
آموخته ام که:
باپول میشود
خانه خرید ولی آشیانه نه…
رختخواب خرید ولی خواب نه…
ساعت خرید ولی زمان نه…
میتوان مقام خرید ولی احترام نه...
میتوان کتاب خرید ولی دانش نه…
دارو خرید ولی سلامتی نه…
میتوان ادم خرید اما دل ...
@book_tips🐞
پس ازکلی فقر
به ثروت وشهرت رسیدم
آموخته ام که:
باپول میشود
خانه خرید ولی آشیانه نه…
رختخواب خرید ولی خواب نه…
ساعت خرید ولی زمان نه…
میتوان مقام خرید ولی احترام نه...
میتوان کتاب خرید ولی دانش نه…
دارو خرید ولی سلامتی نه…
میتوان ادم خرید اما دل ...
@book_tips🐞
روزهای بازنشستگی!
روزهای بازنشستگی روزهای بدون هفته است!
خیلی وقت ها نمی دانی چند شنبه است!
نه که آدم بی خیالی باشی!
نه! زمان، زمانه ی فراموشی هاست!
روزهای بازنشستگی ! نگاهت به دو سرعت گذران عمر است!
و کش آمدن ساعت های خاموش شبانگاهان!!
ز - شیران
@book_tips 🐞
روزهای بازنشستگی روزهای بدون هفته است!
خیلی وقت ها نمی دانی چند شنبه است!
نه که آدم بی خیالی باشی!
نه! زمان، زمانه ی فراموشی هاست!
روزهای بازنشستگی ! نگاهت به دو سرعت گذران عمر است!
و کش آمدن ساعت های خاموش شبانگاهان!!
ز - شیران
@book_tips 🐞
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح آغاز عاشقی است
پایان خواب و بیخبری
در صبح
رودخانه حیات جاری میشود
زلال و پاک
پس چون روز و خورشید
مهربان و گرم و خالص باشیم
@book_tips🐞
پایان خواب و بیخبری
در صبح
رودخانه حیات جاری میشود
زلال و پاک
پس چون روز و خورشید
مهربان و گرم و خالص باشیم
@book_tips🐞
از امروز
شنبه ها را
بیش تر از همیشه
دوست دارم...
این که آغاز هفته بفهمی
کسی این چنین دوستت دارد،
تمام زندگی ات
گلستان می شود
نه یک هفته ات...!
@book_tips🐞
شنبه ها را
بیش تر از همیشه
دوست دارم...
این که آغاز هفته بفهمی
کسی این چنین دوستت دارد،
تمام زندگی ات
گلستان می شود
نه یک هفته ات...!
@book_tips🐞
#زمزمه_های_دل
در کویر جوانه زدم اما در آرزوی جنگلی سبزم .
ریشه ام در خاک و سرم درفکر پرواز است .
در بیابان همنشین خاری شدم،
که با هر وزش باد زخمی بر دل نازکم میزند .
در انتظارم تا ابر محبت ببارد...
تشنه ام ؛ کویر خشک میداند ، بهای هر قطره ی باران را.
پر از حرفم ولی خاموش ، پر از احساس ولی سردم ...
خدایا معجزه کردی؟!چشمهایم درکویر ولی بارانی است.
ریشه ام در خاک ودلم در دریاست...
#آذر
نهم تیرماه ۹۷
@book_tips🐞
در کویر جوانه زدم اما در آرزوی جنگلی سبزم .
ریشه ام در خاک و سرم درفکر پرواز است .
در بیابان همنشین خاری شدم،
که با هر وزش باد زخمی بر دل نازکم میزند .
در انتظارم تا ابر محبت ببارد...
تشنه ام ؛ کویر خشک میداند ، بهای هر قطره ی باران را.
پر از حرفم ولی خاموش ، پر از احساس ولی سردم ...
خدایا معجزه کردی؟!چشمهایم درکویر ولی بارانی است.
ریشه ام در خاک ودلم در دریاست...
#آذر
نهم تیرماه ۹۷
@book_tips🐞
🌺 یادآوری 🌺
مطالعه سهم روز سی ام کتاب «سفر عشق»
تعداد صفحات: 465 صفحه
سهم روزانه: 15 صفحه.
۹۷/۴/۹
@book_tips 🐞
مطالعه سهم روز سی ام کتاب «سفر عشق»
تعداد صفحات: 465 صفحه
سهم روزانه: 15 صفحه.
۹۷/۴/۹
@book_tips 🐞
*ای سرزمین من *
ای سرزمین من
به تو می اندیشم
به آواز ِ بلندِ رودهایت
که زاینده است
خنده یِ شادِ کودکانت
که بر زمینِ سبزِ پرگل
پاینده است
ای سرزمین من
تو زاده یِ عشقی
عشق
عشق
عشق
عشق ، هرگز نمی میرد
عاشق ،می شکند
خرد می شود
له می شود
اما امیدوار
دوباره جان می گیرد
می خواهم بشنوم
صدای خنده های شادت را
می خواهم ببینم
لبخند امید پاینده ات را
می خواهم لمس کنم
نرمی رودهای جاودانت را
می خواهم بو کنم
دودِ اجاقِ گرمِ خانه هایت را
می خواهم بچشم
شیرینیِ خنده هایت را
می خواهم ببینم
جنبش و شور و شیدایی ات را
ای سرزمین من
با تو
کوه به کوه
می ایستم
با تو
روستا به روستا
می خندم
با تو
دریا به دریا می گریم
ای سرزمین
اندوهت، در چشم بدخواهانت
که تو می مانی
تو جاودانی
تو زاینده ای
ای سرزمین من
آه سرزمین من
ای سرزمین من
الهام شیروانی شاعنایتی
۵شنبه ۷تیر۱۳۹۷
@book_tips 🐞
ای سرزمین من
به تو می اندیشم
به آواز ِ بلندِ رودهایت
که زاینده است
خنده یِ شادِ کودکانت
که بر زمینِ سبزِ پرگل
پاینده است
ای سرزمین من
تو زاده یِ عشقی
عشق
عشق
عشق
عشق ، هرگز نمی میرد
عاشق ،می شکند
خرد می شود
له می شود
اما امیدوار
دوباره جان می گیرد
می خواهم بشنوم
صدای خنده های شادت را
می خواهم ببینم
لبخند امید پاینده ات را
می خواهم لمس کنم
نرمی رودهای جاودانت را
می خواهم بو کنم
دودِ اجاقِ گرمِ خانه هایت را
می خواهم بچشم
شیرینیِ خنده هایت را
می خواهم ببینم
جنبش و شور و شیدایی ات را
ای سرزمین من
با تو
کوه به کوه
می ایستم
با تو
روستا به روستا
می خندم
با تو
دریا به دریا می گریم
ای سرزمین
اندوهت، در چشم بدخواهانت
که تو می مانی
تو جاودانی
تو زاینده ای
ای سرزمین من
آه سرزمین من
ای سرزمین من
الهام شیروانی شاعنایتی
۵شنبه ۷تیر۱۳۹۷
@book_tips 🐞
می گویند قلب هر کس به اندازه مشت بسته اوست
اما من قلب هایی را دیده ام که به اندازه دنیایی از"محبت" عمیقند
دلهای بزرگی که هیچ وقت در مشت های بسته جای نمی گیرند
مثل غنچه ای با هر طپش شکفته می شوند
دلهای بزرگی که مانند کویر نامحدودند ....
در عوض دلهایی هم هستند که حتی از یک
مشت بسته هم کوچک ترند
و تو هر وقت خواستی بدانی قلبت چقدر بزرگ است
به دستت نگاه کن، وقتی که عشق و مهربانیت رابهدوستان و عزیزانت تعارف می کنی...
@book_tips🐞
اما من قلب هایی را دیده ام که به اندازه دنیایی از"محبت" عمیقند
دلهای بزرگی که هیچ وقت در مشت های بسته جای نمی گیرند
مثل غنچه ای با هر طپش شکفته می شوند
دلهای بزرگی که مانند کویر نامحدودند ....
در عوض دلهایی هم هستند که حتی از یک
مشت بسته هم کوچک ترند
و تو هر وقت خواستی بدانی قلبت چقدر بزرگ است
به دستت نگاه کن، وقتی که عشق و مهربانیت رابهدوستان و عزیزانت تعارف می کنی...
@book_tips🐞
ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ
ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ
ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ
ﻭﻟﯽ ﺣﺮﯾﻒ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ...
ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ،
ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ
ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ !!!...
ﮐﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩ ..
ﭘﯿﺮ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﯾﻢ ..
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺭﺧﺪﺍﺩ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ
ﺳﭙﺲ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ
ﻭﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽتاریک ،
ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺁﺭﺍﻡ
ﻣﯿﻤﺮﺩﯾﻢ ...
@book_tips🐞
ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ
ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ
ﻭﻟﯽ ﺣﺮﯾﻒ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ ...
ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ،
ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ
ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ !!!...
ﮐﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩ ..
ﭘﯿﺮ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﯾﻢ ..
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺭﺧﺪﺍﺩ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ
ﺳﭙﺲ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ
ﻭﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽتاریک ،
ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺁﺭﺍﻡ
ﻣﯿﻤﺮﺩﯾﻢ ...
@book_tips🐞
Forwarded from اتچ بات
💕 این شعر فوق العاده زیبا و پر از امید، تقدیم به همه شما دوستان بوک تیپس💕
ماه من غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر
که هنوز
بعدِ صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد
یا زمینی را
که دلش از سردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغازِ بهار
دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز
پُرِ امنیتِ احساس خداست
ماه من ، غصه چرا ؟!
تو مرا داری و من هر شب و روز
آرزویم ، همه خوشبختی توست
ماه من!
غم و اندوه اگر هم روزی
مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات
از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود
که خدا هست ، خدا هست هنوز
او همانی است که در تارترین لحظه شب ، راه نورانی امید
نشانم میداد …
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد
همه زندگی ام ، غرق شادی باشد …
ماه من! غصه اگر هست ، بگو تا باشد
معنی خوشبختی ، بودن اندوه است …
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ، میوه یک باغــند
همه را با هم و با عشق بچیین
ولی از یاد مبر ،
پشت هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند
که خدا هست ، خدا هست
خدا هست هنوز ...
غصه چرا؟!
خوانش:
#آذر
@book_tips🐞
ماه من غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر
که هنوز
بعدِ صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد
یا زمینی را
که دلش از سردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغازِ بهار
دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز
پُرِ امنیتِ احساس خداست
ماه من ، غصه چرا ؟!
تو مرا داری و من هر شب و روز
آرزویم ، همه خوشبختی توست
ماه من!
غم و اندوه اگر هم روزی
مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات
از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود
که خدا هست ، خدا هست هنوز
او همانی است که در تارترین لحظه شب ، راه نورانی امید
نشانم میداد …
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد
همه زندگی ام ، غرق شادی باشد …
ماه من! غصه اگر هست ، بگو تا باشد
معنی خوشبختی ، بودن اندوه است …
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ، میوه یک باغــند
همه را با هم و با عشق بچیین
ولی از یاد مبر ،
پشت هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند
که خدا هست ، خدا هست
خدا هست هنوز ...
غصه چرا؟!
خوانش:
#آذر
@book_tips🐞
Telegram