جای افسوس دارد اگر روز را به شب برسانید بی آنکه از گام برداشتن بر روی زمین لذت برده باشید.
تیچ نات هان
نیلوفر و مرداب
تیچ نات هان
نیلوفر و مرداب
تصویرت مدت ها بود از ذهنم پاک شده بود. اما چشمانت را شناختم. همان چشمان زیبای آشنا. دوباره با چشم هایی برخورد کردم که امن ترین و البته غمگین ترین نگاه جهان را داشت. امن چون همیشه منتظرم بوده و غمگین از گمشدگی طولانی اش.
باهم عبور خواهیم کرد از دردها و بحران ها.
باهم عبور خواهیم کرد از تغییراتی که لازم است انجام دهیم.
با هم گذر خواهیم کرد از هرلحظه ی این زندگی غیرقابل پیش بینی.
تکه هایی از یک کل منسجم پونه مقیمی
باهم عبور خواهیم کرد از دردها و بحران ها.
باهم عبور خواهیم کرد از تغییراتی که لازم است انجام دهیم.
با هم گذر خواهیم کرد از هرلحظه ی این زندگی غیرقابل پیش بینی.
تکه هایی از یک کل منسجم پونه مقیمی
از فکر به اوقاتی که می رسند و تو نیستی شهامتم را از دست می دهم.
نامه های البرکامو به ماریا کاسارس
نامه های البرکامو به ماریا کاسارس
پرسید: چه چیزی در "صمیمیت"
از همه بیشتر تو را به هراس میاندازد؟
جواب داد: شتاب.
امبرتو اکو
نام من گل
از همه بیشتر تو را به هراس میاندازد؟
جواب داد: شتاب.
امبرتو اکو
نام من گل