🤔 بُهلول عاقل،بُهلول دیوانه👳
1.28K subscribers
9 photos
3 videos
**با خدا باش پادشاهی کن...**
بُهلول
Download Telegram
#پلوی_زندگی
دوستی داشتم که پلوی غذایش را خالی می خورد و گوشت و مرغش را می گذاشت آخر کار. می گفت: می خواهم خوشمزگی اش بماند زیر زبانم. همیشه هم پلو را که می خورد سیر می شد. گوشت و مرغ غذا می ماند گوشه بشقابش؛ نه از خوردن آن پلو لذت می برد، نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغش... برای جاهای خوشمزۀ غذا.
◼️ @bohlool
زندگی هم همین جوریست. گاهی شرایط ناجور زندگی را تحمل می کنیم و لحظه های خوبش را می گذاریم برای بعد، برای روزی که مشکلات تمام شود. خیلی از افراد، زندگی در لحظه را بلد نیستند. همه خوشی ها را حواله می کنند برای فرداها، برای روزی که قرار است دیگر مشکلی نباشد؛ غافل از اینکه زندگی دست و پنجه نرم کردن با همین مشکلات است. پلو زندگی مان را خالی نخوریم و گوشت و مرغ لحظه ها را دست نخورده رها نکنیم... مراقب لحظه لحظه زندگی مان باشیم.
ارسال شده توسط دوست عزیز بُهلول: #مهسا

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
◼️ @bohlool 👈
Forwarded from منصور واحد
Audio
#بیاد_پرکشیدگان_پلاسکو

🤔 بهلول عاقل،بُهلول دیوانه👳

اجرا: سرکار خانم نصیری پور
👳 @bohlool
Forwarded from منصور واحد
#بارون
#بیاد_قربانبان_پلاسکو
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
◼️ @bohlool
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
◼️ @bohlool
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
◼️ @bohlool
ببار ای ابر بهار
با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون
◼️ @bohlool
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
◼️ @bohlool
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
◼️ @bohlool
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
◼️ @bohlool
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
◼️ @bohlool 👈
👍1
Forwarded from منصور واحد
Audio
#دو_دوست

🤔 بهلول عاقل،بُهلول دیوانه👳

خوانش: سرکار خانم نصیری پور
👳 @bohlool
منصور واحد
#دو_دوست 🤔 بهلول عاقل،بُهلول دیوانه👳 خوانش: سرکار خانم نصیری پور 👳 @bohlool
#دو_دوست
دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند. بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم، بر چهره دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود، سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید، روی شنهای بیابان نوشت “امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد”.
◼️ @bohlool
آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند. ناگهان شخصی که سیلی خورده بود، لغزید و در آب افتاد. نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت، بر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد: “امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد”.
◼️ @bohlool
دوستش با تعجب پرسید: بعد از آنکه من با سیلی ترا آزردم، تو آن جمله را روی شنهای بیابان نوشتی ولی حالا این جمله را روی تخته سنگ حک میکنی؟ دیگری لبخند زد و گفت: وقتی کسی ما را آزار میدهد، باید روی شنهای صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش، آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما میکند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد.

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
◼️ @bohlool 👈
Forwarded from منصور واحد
Audio
به یاد شهدای آتشنشانی و جان باختگان #پلاسکو
روحشان شاد

#آتش_در_نیستان

🤔 بهلول عاقل،بُهلول دیوانه👳

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
◼️ @bohlool 👈
منصور واحد
به یاد شهدای آتشنشانی و جان باختگان #پلاسکو روحشان شاد #آتش_در_نیستان 🤔 بهلول عاقل،بُهلول دیوانه👳 قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید... ◼️ @bohlool 👈
#آتشدرنیستان
یک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد
شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نی ای شمع مزار خویش شد
نی به آتش گفت : کاین آشوب چیست؟
مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟
◼️ @bohlool

گفت آتش بی سبب نفروختم
دعوی بی معنی ات را سوختم
زانکه می گفتی نیم با صد نمود
همچنان در بند خود بودی که بود
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است
#شهرام_ناظری

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
◼️ @bohlool 👈
#درویش_تهی_دست
درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ #کریمخان_زند عبور می‌کرد . چشمش به #شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: این اشاره‌ های تو برای چه بود؟ درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟ کریم خان در حال کشیدن #قلیان بود؛ گفت: چه می‌خواهی؟
◼️ @bohlool
درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است! چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌ خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد! روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت: نه من کریمم نه تو؛ کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست...
ارسال شده توسط دوست عزیز بُهلول: #مرتضی

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
◼️ @bohlool 👈
#جنگ_چگونه_آغاز_میشود
سلطان محمود از طلخک پرسید: فکر میکنی جنگ و نزاع چگونه بین مردم آغاز می شود؟ طلخک گفت: ای پدر سوخته!!! سلطان گفت: توهین میکنی، سر از بدنت جدا خواهم کرد. طلخک خندید و گفت: جنگ اینگونه آغاز میشود، کسی غلطی میکند و کسی به غلط جواب میدهد.
ارسال شده توسط دوست عزیز بُهلول: #مرتضی

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
◼️ @bohlool 👈
#ازدواج_شیر
شیر- سلطان جنگل- می خواست #ازدواج کنه همه حیوونا رو دعوت کرد. تو مراسم یه #موش هم حضور داشت و هی از میون جمع فریاد میزد: تبریک میگم داداش... مبارکه #داداش... ایشاله خوشبخت بشی داداش...یهو یه #ببر عصبانی شد؛ موشه رو گرفت و سرش داد زد: تو یه موش فسقلی! چطور به خودت اجازه می دی شیر رو داداش خودت خطاب کنی؟ موش گفت: عصبانی نشو داداش... منم قبل از اینکه ازدواج کنم یه شیر بودم!
#طنز

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
👳 @bohlool 👈
#سلام
خار خندید و به گل گفت سلام
و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی نزدیک آمد،
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید
👳 @bohlool
صبح فردا که رسید
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صميمانه به او گفت سلام...
👳 @bohlool
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر كبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی، عشق، اسارت،
همه بی معنا بود...
#فریدون_مشیری

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
👳 @bohlool 👈
مردی به ابن سیرین گفت: دیشب خواب دیدم که قلاده ای از جواهر به گردن سگی بستم. ابن سیرین گفت: حکمت، به کسی گفته ای که اهل آن نبوده است.

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
👳 @bohlool 👈
یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود: شما در این مکان غذا میل بفرمایید؛ ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد. راننده ای با خواندن این تابلو اتومبیلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد و نوش جان کرد. بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که بیرون برود، ولی دید...
👳 @bohlool
خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا جلویش سبز شده است. با تعجب گفت: مگر شما ننوشته اید که پول غذا را از نوه من خواهید گرفت؟!خدمتگزار با لبخند جواب داد: چرا قربان، ما پول غذای امروز شما را از نوه تان خواهیم گرفت، ولی این صورتحساب مال مرحوم پدربزرگ شماست...

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
👳 @bohlool 👈
😁4
#شیرین_تر
مردی به زنی گفت: خواهم ترا بِچِشَم تا دریابم تو شیرین‌تری یا زن من!
زن گفت: این حدیث از شویم پُرس که وی من و او را چشیده باشد!
#عبید_زاکانی

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
👳 @bohlool 👈
در قرن 13طاعون شایع شد، کلیسا آن را نشانه گناهان یهودیان دانست. 12هزار یهودی در باواریا و استراسبورگ سوزانده شدند. البته بقیه مردم را طاعون کشت. در پایان قرن ۱۶ برای مدتی جراحی ممنوع شد زیرا پاپ معتقد بود که در روز رستاخیز قطعات بدن نمی توانند یکدیگر را پیدا کنند! در نتیجه هزاران نفر بخاطر این اعتقاد پاپ جان باختند تا بلکه اجزای بدنشان در روز رستاخیز گم نشود!
👳 @bohlool
در قرن ۱۷ ادعا شد لمس استخوان‌های یک قدیس در فلورانس باعث شفا می‌شود. زیست‌شناسی بطور تصادفی کشف کرد که استخوان‌های مزبور، استخوان یک بز است. اما استخوانها همچنان شفا می‌داد!!!
انسان ها نادان به دنیا مى آیند نه احمق، آنها توسط آموزش اشتباه، احمق میشوند!
بزرگترین دشمن سعادت و آزادى انسان ها دفاع کورکورانه از عقاید و باورهاى غلط است.
#برتراند_راسل

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
👳 @bohlool 👈
#ماههای_کهنه
عده ای برای ریشخند، از ملا پرسیدند: زمانی که ماه تازه در آسمان پیدا می شود، ماه های کهنه را چه می کنند؟!
ملا جواب داد: آن ماه های کهنه را ریز ریز کرده، ستاره می سازند!!!
#ملانصرالدین

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
👳 @bohlool 👈
#ماههای_کهنه
عده ای برای ریشخند، از ملا پرسیدند: زمانی که ماه تازه در آسمان پیدا می شود، ماه های کهنه را چه می کنند؟!
ملا جواب داد: آن ماه های کهنه را ریز ریز کرده، ستاره می سازند!!!
#ملانصرالدین

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
👳 @bohlool 👈
#اشتها_و_غذا
فقیری از راهی می گذشت. مردی غنی را دید، گفت: به کجا می روی؟! گفت: می گردم تا اشتها پیدا کنم! تو کجا میروی؟ فقیر گفت: می گردم تا غذا پیدا کنم!!

قرار ما، ساعت22 هرشب، بُهلولو به بقیه هم معرفی کنید...
👳 @bohlool 👈