۱ فروردین ۱۴۰۵؛ پارادوکس|
باورت نمیشود چه سالی را پشت سر گذاشتم.
بدترین و بهترین سال زندگیام؛
یکی شده بود!
چهارصدوچهارِ:
به تناقض، مانند درد ناشی از یک داروی مسکن!
باورت نمیشود چه سالی را پشت سر گذاشتم.
بدترین و بهترین سال زندگیام؛
یکی شده بود!
چهارصدوچهارِ:
به تناقض، مانند درد ناشی از یک داروی مسکن!
💔8
۱۸ فروردین ۱۴۰۵؛ آتشبس|
بعضی آتشها خودشان بس میشوند!
البته بعد از سوزاندن و ویران کردن؛ آن هم به مقدار لازم.
بعضی آتشها خودشان بس میشوند!
البته بعد از سوزاندن و ویران کردن؛ آن هم به مقدار لازم.
❤8
۲۸ فروردین ۱۴۰۵؛ بیستودومین|
امسال، آن بیست و چهار ساعتی که منتسب به روز تولدم بود شبیه ۴۰۴ بود: حوالی بامداد، تلخ و بعد از طلوع آفتاب شیرین.
البته نقطه برش طلوع آفتاب نبود؛
حضور کسی بود که زخم تمام از دست دادنها را التیام میبخشید.
نقطه برش، همان شوق برآورده شدن خواسته، دقیقا در جایی که کاملا ناامید شدهای است...
امسال، آن بیست و چهار ساعتی که منتسب به روز تولدم بود شبیه ۴۰۴ بود: حوالی بامداد، تلخ و بعد از طلوع آفتاب شیرین.
البته نقطه برش طلوع آفتاب نبود؛
حضور کسی بود که زخم تمام از دست دادنها را التیام میبخشید.
نقطه برش، همان شوق برآورده شدن خواسته، دقیقا در جایی که کاملا ناامید شدهای است...
❤8
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ دزد|
خلاصه بگویم...
بعد چندماه، ما زنده ماندیم! البته فکر میکردیم که تمام شده، که قرار است به زندگی عادی برگردیم.
اما برگشتن به زندگی عادی هزینه داشت. باید پول میدادی تا حقت را بخری.
رسما از اپراتورها پیامک ارسال میشد: سلام! من دزدم...
خلاصه بگویم...
بعد چندماه، ما زنده ماندیم! البته فکر میکردیم که تمام شده، که قرار است به زندگی عادی برگردیم.
اما برگشتن به زندگی عادی هزینه داشت. باید پول میدادی تا حقت را بخری.
رسما از اپراتورها پیامک ارسال میشد: سلام! من دزدم...
نانت را میدزدند
سپس تکه ای به تو میدهند،
آنگاه امر میکنند
که برای این سخاوتشان
از آنها تشکر کنی،
امان از این وقاحتشان...
- غسان کنفانی
💔6❤1
چیزی که تورو نکشه، باعث میشه ساعت ۳ صبح بشینی و زل بزنی به دیوار
👍10
حال و هوای امروز یجوریه که انگار عجله داشتم میخواستم لب تابو خاموش کنم ولی دستم خورده رو گزینهی Update and restart :(
😭6
House With No Mirrors
Sasha Sloan
If I lived in a house with no mirrors
Where the walls didn't talk back at me
Maybe I'd dream a bit bigger
If there was nothin' to see
Where the walls didn't talk back at me
Maybe I'd dream a bit bigger
If there was nothin' to see
❤🔥3
زندهباد
عکسایی که هیچجا آپلود نکردیم،
خاطراتی که برای هیچکس تعریف نشدن،
و لحظههایی که هیچکس نمیدونه اتفاق افتادن؛
عکسایی که هیچجا آپلود نکردیم،
خاطراتی که برای هیچکس تعریف نشدن،
و لحظههایی که هیچکس نمیدونه اتفاق افتادن؛
👍5❤4
Paola (Mikis Theodorakis).
@donteatthisshit
میکیس تئودوراکیس؛ آهنگساز برجستهای که این قطعه را ساخته و نواخته میگوید:
هفت ماه قبل از کودتای نظامی دیکتاتور معروفِ کشور شیلی ” اگوستو پینوشه”؛ با دختری به نام “پائولا ” آشنا شدم، او هنگام حرف زدن تمام احساسات و عواطفش درحرکات و خطوط چهره اش جوری به نمایش در میآمد که حتی اگر حرف هم نمی زد متوجه مقصود و منظورش میشدم. یک هفته قبل از کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میخواستم از پائولا تقاضای ازدواج کنم ولی هربار موضوعی پیش میآمد که این مسئله را به تعویق میانداخت؛ تا روز ۱۱سپتامبر که دفتر خاطراتِ این عشق برای همیشه بسته شد؛ زیرا پائولا به همراه چندصد نفر دیگر از انقلابیون دستگیر و به ورزشگاه سانتیاگو منتقل شده و همگی اعدام شدند.
تئودراکیس میگوید: “از فردای آن روز به چنان درجهای از افسردگی رسیدم که دنیا برایم بیارزش بود و آرزوی مرگ میکردم. روزی یکی از دوستانم که ماجرای عشق مرا میدانست پیشنهاد داد که برای گرامیداشت پائولا آهنگی بسازم؛ آن موقع بود که من با تمام احساسم ملودی این آهنگ را نوشتم.”
هفت ماه قبل از کودتای نظامی دیکتاتور معروفِ کشور شیلی ” اگوستو پینوشه”؛ با دختری به نام “پائولا ” آشنا شدم، او هنگام حرف زدن تمام احساسات و عواطفش درحرکات و خطوط چهره اش جوری به نمایش در میآمد که حتی اگر حرف هم نمی زد متوجه مقصود و منظورش میشدم. یک هفته قبل از کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میخواستم از پائولا تقاضای ازدواج کنم ولی هربار موضوعی پیش میآمد که این مسئله را به تعویق میانداخت؛ تا روز ۱۱سپتامبر که دفتر خاطراتِ این عشق برای همیشه بسته شد؛ زیرا پائولا به همراه چندصد نفر دیگر از انقلابیون دستگیر و به ورزشگاه سانتیاگو منتقل شده و همگی اعدام شدند.
تئودراکیس میگوید: “از فردای آن روز به چنان درجهای از افسردگی رسیدم که دنیا برایم بیارزش بود و آرزوی مرگ میکردم. روزی یکی از دوستانم که ماجرای عشق مرا میدانست پیشنهاد داد که برای گرامیداشت پائولا آهنگی بسازم؛ آن موقع بود که من با تمام احساسم ملودی این آهنگ را نوشتم.”
💔4
قدیمیای شیراز، جدی جدی «او» میزارن ته اکثر کلمات:
دخترو، پسرو، قرصو، میزو حتی زیرگذرو =)
دخترو، پسرو، قرصو، میزو حتی زیرگذرو =)
Golhaye Barankhordeh
Alireza Ghorbani
بیتو آغاز سکوتم
بیتو پایانِ ترانه
خندههایم بیدلیلو
گریههایم بیبهانه؛
بیتو پایانِ ترانه
خندههایم بیدلیلو
گریههایم بیبهانه؛
اگه پنجاه میلیون نفر به یه چیز احمقانه اعتقاد داشته باشن، اون چیز همچنان احمقانهس!
چرا توی دلايل لغو سفر اسنپ، گزینه «فكر نمیكردم انقدر سريع قبول كنه، هنوز حاضر نيستم» نداره؟