Blueaura
27 subscribers
484 photos
103 videos
55 links
چه کسی در لیوان‌های کوچک شکسته، چای می‌خورد؟
ᅠᅠ       ᅠᅠ       ᅠᅠ       ᅠᅠ       ᅠᅠ   ᅠᅠ       𓂃𓊝𓂃𓂃
ᅠᅠ       ᅠᅠ        @lForDialbot 𓂃
Download Telegram
تا حالا به تغییر سبک یک خواننده یا نویسنده وقتی یک تغییر جالب توی زندگیش افتاده، دقت کردید؟
Blueaura
تا حالا به تغییر سبک یک خواننده یا نویسنده وقتی یک تغییر جالب توی زندگیش افتاده، دقت کردید؟
خیلی برام جالبه. و دوسه موردش رو زمانی دیدم که یک آدم مناسب و درخشان وارد زندگیشون شده. کسایی که دارک، خشن، خاکستری‌، سنگین‌ و اشباع شده از حس پوچی کار می‌کردند. نهایت احساساتِ داخل کارهاشون هم یا خشمه یا تخلیه هیجانِ ناپایدار. اما با ورود اون آدمِ درست، سبک‌ آهنگ‌سازی و لیریک‌نویسیشون تغییر کرده یا نوشته‌هاشون رنگی جز خاکستری گرفته :)
این تاثیره خیلی جالبه.
کاور پارت امشب خداست. тт тт
Carry You
Ruelle, Fleurie
it hurts
It's hard to breathe sometimes
These nights are long
Can you lead me to the light?
Tell me it'll all be alright
You are not alone
I've been here the whole time singing you a song
I will carry you
Your heart's a bird without the wings to fly
I will carry you
Blueaura
Ruelle, Fleurie – Carry You
توت نهم بری داخل کاسه افتاد~
امیدوارم از خوندنش لذت ببرید و لبخند بزنید.
Movazebam Bash
The Don
حالا بیشتر پارت با این آهنگ نوشته شده‌ها. ولی شما به روی خودتون نیارید.😂 برای اینکه غمتون گین نشه با همون آهنگ بالا پیش برید. این رو فقط آخر پارت زمانی که جونگکوک می‌گه "من خوب نیستم" پلی کنید تا دلتون براش بیشتر بسوزه.
خسته‌ی نوشتن توت جدید نباشی دیا خانم~ ستاره به موهات☆
- به صاحب‌خانه.
خسته‌ی نوشتن توت جدید نباشی دیا خانم~ ستاره به موهات☆
همگی خسته زندگی کردن نباشید. شب شده، چیل کنید. استراحت کنید. فیلم ببینید و بری‌خون‌ها هم بری بخونید🫐
Forwarded from Sau
Blueaura
Photo
کاور پارت نهم چوکبری. دیوونه‌کننده است.
Forwarded from ‌‌‌ 蒸発
برید چوک‌بری بخونید بنده‌های خدا...خیلی خفنه.
یه خورشید داریم اصلا ماه~ بوس بوسی و بغلی~ همش دلت می‌خواد بغلش کنی.
یه بچه غول هم داریم. ببین، یه چیزی می‌گم یه چیزی می‌شنوید.
دیشب قلبم رو آتیش زد.
Forwarded from ‌‌‌ 蒸発
نویسنده‌اش هم حرف نداره. قلم بی‌نظیر. رفتار و اخلاقش بسیار عالی.
یکی از بهترین نویسنده‌های این قرن.
Blueaura
But you baby, you darl...
تهکوک چوکبری.
و واقعا قلبم فشرده می‌شه می‌بینمش. چون یاد تیکه دبیرستانشون میفتم و این بچه‌غول واقعا همینه...
‌‌‌ 蒸発
چون درد داره و واقعیه باعث می‌شه با تمام جونت لمسش کنی. همینش ترسناکه و در کنار ترسش احساسات زنده‌ای رو بهت می‌ده.
یه چیزی درباره روندِ واقعی بودن توی بری بگم براتون. جالب.

توی پارت دیشب این تهیونگ بود که رفت دنبال جونگکوک، با همون مچ رگ به رگ شده و دردناکش.
فضای مجازی و سوشال مدیا یک سری کد توی ذهن ما تثبیت کردند که واقعا آسیب‌های بزرگی داره‌. یکیش همین قضیه ایده‌آل‌سازیِ نادرسته. اینکه یک سری وظایف همیشه باید روی دوش یک بخش رابطه باشه. مثلا توی روابط استریت، حتما زیاد دیدید ویدئوهایی که خانوم نوشته من پرنسسم و همه‌ کارها رو آقا انجام میده.
یا توی روابط لزبین و گی،این رو زیاد بولد میکنن که تاپ باید سرویس بده. درحالیکه اینا واقعا کلیشه است. جدای ترجیحِ شخصیتی آدم‌ها مثل اینکه بعضی‌ها ذاتا مراقبه‌گرتر هستند و از سرویس دادن لذت می‌برند؛ رابطه‌ها یک جریان دوسویه است.
میخواستم این کلیشه رو توی بری از بین ببرم که چون جونگکوک بری گرینه، یک گلدن رتریوره، و تاپه؛ پس توی تیکه‌های احساسی همیشه اونه که کوتاه میاد یا پا جلو میذاره‌. زندگی واقعی اینطوریه که هر دونفر یک کارهایی رو برای هم و به خاطر هم انجام می‌دن. پس؟ بله. تهیونگ با اینکه آسیب دیده بود و هوا سرد بود، می‌ره دنبال جونگکوک که ببینتش. می‌ره تا دلخور از هم جدا نشن.
‌‌‌ 蒸発
می‌تونست اهمیت نده و ازش بگذره ولی این کار رو نکرد.
بینگو. دقیقا منظورم همین تیکه بود.
فضای مجازی خیلی روی این ماجرا مانور میده که توی ارتباطات باید محاسبه‌گر جلو بری یا همیشه دست بالا رو داشته باشی.
به نظر من وقتی آدمِ مناسب مقابلته، دست بالایی وجود نداره. هردوتون به خاطر همدیگه قدم برمی‌دارید. چون مطمئنید اون حرکت بی‌جواب نمی‌مونه و نتیجه‌ای براش هست. مطمئنید بهش توجه می‌شه.
دیشب گفتیم یکی از آسیب‌های رابطه تهیونگ با مینهو این بود اگر تهیونگ یک قدم عقب می‌رفت مینهو ده قدم عقب‌ می‌رفت. این واقعا ضربه می‌زنه به احساسات.
اگر آدم درستی مقابلمونه که واقعا بهمون اهمیت می‌ده، می‌تونیم به خاطرش یک سری الگوها رو تغییر بدیم.