پیش از آن‌که فراموش کنم🪻 ౨ৎ
471 subscribers
137 photos
53 videos
51 links
پاره‌هایی از زیسته‌ها، پیش از آن‌که در غبارِ فراموشی رنگ ببازند.
Download Telegram
هر کجا هستم، باشم؛ آسمان مال من است...
پنجره
فکر
هوا
عشق
زمین مال من است!
چه اهمیت دارد گاه اگر می‌رویند قارچ‌های غربت؟

ـ سهراب سپهری
💘1
Forwarded from Soymelica
این عکس رو به چت جی پی تی بدین
و این پرامپت رو بفرستید
Fill the bag with things that resemble me
❤‍🔥1
با تمام خشم خویش
با تمام نفرت دیوانه‌وار خویش
می‌کشم فریاد:
ای جلاد!
ننگت باد.
آه هنگامی که یک انسان
می‌کشد انسان دیگر را
می‌کشد در خویشتن
انسان بودن را.

بشنو ای جلاد!
می‌رسد آخر
روز دیگرگون
روز کیفر
روز کین‌خواهی
روز بار آوردن این شوره‌زار خون
زیر این باران خونین
سبز خواهد گشت بذر کین
وین کویر خشک
بارور خواهد شد از گل‌های نفرین.
آه هنگامی که خون از خشم سرکش
در تنور قلب‌ها می‌گیرد آتش
برق سرنیزه چه ناچیز است!
و خروش خلق
هنگامی که می‌پیچد
چون طنین رعد از آفاق تا آفاق
چه دلاویز است!

بشنو ای جلاد!
می‌خروشد حشم در شیپور
می‌کوبد غضب بر طبل
هر طرف سر می‌کشد عصیان
و درون بستر خونین خشم خلق
زاده می‌شود طوفان.

بشنو ای جلاد!
و مپوشان چهره با دستان خون‌آلود
می‌شناسندت به صد نقش و نشان مردم
می‌درخشد زیر برق چکمه‌های تو
لکه‌های خون دامنگیر
و به کوه و دشت پیچیده‌ست
نام ننگین تو با هر مرده بادِ
خلق کیفرخواه
و به جا مانده‌ست از خون شهیدان
بر سواد سنگ‌فرش راه
نقش یک فریاد:
ای جلاد! ننگت باد.

«هوشنگ ابتهاج.»
💅1
خوابم یا بیدارم؟
گوگوش
اگه این فقط یه خوابه، تا ابد بذار بخوابم
بذار آفتاب شم و تو خواب، از تو چشم تو بتابم
بذار اون پرنده باشم که با تن‌زخمی اسیره
عاشق مرگه که شاید توی دست تو بمیره.
Forwarded from ساقی (Saqhi)
برای من، تنها بودن صد هیچ می‌ارزه به تجربه‌ی بی‌کیفیت، حضور بی‌کیفیت، حرفای بی‌کیفیت، احساساتت بی‌کیفیت، خاطرات بی‌کیفیت،عشق بی‌کیفیت، و ارتباط بی‌کیفیت.
Forwarded from Ocèlu
چی میشد یکی یواشکی میفهمید من چه کتاب هایی دوست دارم و اونا رو برام میخرید و بسته بندی می‌کرد و بهم میدادشون؟
❤‍🔥1
بدرفتاری های زيادی ديده بود؛ زخم‌هايش التيام نمی يافتند و گويا عمداً تلاش می‌كرد با اين رفتار اسرارآميز حتی بر آن‌ها نمک بپاشد و ناسورترشان كند، با اين بی‌اعتمادی به همه‌ی ما؛ تو گويی با اين خودگزينی در درد و رنج، اگر بتوانم اين طور توصيفش كنم، به درد و رنج‌های خودش می‌باليد و از آن‌ها لذت مي‌برد. اين نمک بر زخم خود پاشيدن و از آن لذت بردن برايم فهميدنی‌ نبود و نمی‌توانستم ازش سر در بياورم: اين البته، دلخوشیِ خيلِ بسياری از رنج‌كشيدگان و خوارشدگان است، آن‌ها كه سرنوشت در حقشان ستم كرده و از احساس اين بی‌عدالتی‌ در زجرند.

-رنج كشيدگان و خوارشدگان، داستايفسکی
این مدت اون‌قدر کم خوابیدم و زیر فشار بودم که گاهی احساس می‌کنم دیگه توان ادامه دادن ندارم. خسته‌ام، بیشتر از چیزی که بتونم توضیحش بدم؛ اما با وجود تمام این خستگی‌ها، هنوز به خودم ایمان دارم. می‌دونم این روزها آسون نمی‌گذرن، ولی می‌دونم که از پسشون برمیام.

|19 مهر 1405 |
روز دختر مبارک؛ به دخترانی که خیلی زودتر از آن‌که باید، معنای محدودیت را آموخته‌اند؛ آن‌ها که گاهی پیش از تجربه کردن، با ممنوعیت روبه‌رو شده‌اند، پیش از انتخاب کردن، به پاسخ‌گویی فراخوانده شده‌اند و پیش از آن‌که خودشان را بشناسند، با تعریفی مواجه شده‌اند که جهان از آن‌ها ساخته است.

دختر بودن، گاهی زیستن در فاصله‌ی میان آن چیزی است که در وجودت امکانِ شدن دارد و آن چیزی که جهان اجازه‌ی ظهورش را می‌دهد؛ میان رؤیاهایی که در خلوت می‌پرورانی و مرزهایی که بیرون از اراده‌ی تو کشیده‌اند. رنجِ ماجرا فقط محرومیت نیست؛ عادی شدنِ محرومیت است، آن‌جا که انسان کم‌کم برای نخواستنِ آنچه حقش بوده، از خودش دلیل می‌خواهد.

روز دختر مبارک؛ به امید روزی که هیچ دختری برای داشتنِ یک زندگی معمولی، به شجاعتی استثنایی نیاز نداشته باشد؛ روزی که آزادی، پاداشِ مقاومت نباشد و انسان بودن، پیش از هر تعریفی، برای زیستن کافی باشد.
|11 October 2026|
❤‍🔥1
بهم گفت: بیشتر از همه برام جالب بود که هر قضیه رو از زاویه‌ های مختلفی می‌دیدی، این تکامل فکریت، اینکه انقدر ذهنت بازه که باعث شده دیدت باز بشه، و میل پذیرفتنت. بعدتر که داستانت رو شنیدم، متوجه شدم چقدر خانومی؛ پخته‌ تر، متین‌ تر و باثبات‌تر. تو توی این سن کم بهش رسیدی.
💘2
هیچ کدوم از کارایی که برات کردم بخاطر این نبود که منو دوست داشته باشی؛ اون کارارو کردم چون دوستت داشتم.
💘1
آخه عزیزم، من چرا باید از این‌همه احساس بودن توی وجودم دست بکشم؟ من دلم می‌خواد قلبم هنوز بلد باشه با یه اتفاق کوچیک بلرزه، با یه شادی ساده از جا کنده بشه و با یه غم، تا عمیق‌ترین نقطه‌ی وجودم فرو بره. دلم می‌خواد غم‌هام رو تا تهِ دریا احساس کنم و شادی‌هام منو تا جایی ببرن که زمین زیر پام گم بشه. من دوست دارم زندگی رو نصفه‌نیمه تجربه نکنم؛ دوست دارم هر چیزی که به دنیام راه پیدا می‌کنه، ردّی از خودش توی من به‌جا بذاره. با احساساتم غریبه نیستم که بخوام ازشون فرار کنم؛ رفیقشونم. گاهی دستشون رو می‌گیرم و باهاشون می‌رم به جاهایی از خودم که در روزهای معمولی پیداشون نمی‌کنم. من حتی از این بالا و پایین شدن‌ها هم بدم نمیاد؛ از این‌که گاهی با یه اتفاق کوچیک غرق بشم و گاهی با یه اتفاق کوچیک، دنیا برام قشنگ‌ترین جای ممکن بشه. عزیزم، من نمی‌خوام برای این‌که کمتر درد بکشم، کمتر زندگی کنم. چه لطفی داره دنیایی که هیچ چیزی توش نتونه تکونت بده؟ من دلم می‌خواد هنوز چیزی در این جهان وجود داشته باشه که منو به وجد بیاره، غافلگیرم کنه، دلم رو بلرزونه و یادم بندازه که هنوز دارم زندگی می‌کنم. من نمی‌خوام سنگ بشم تا از شکستن نجات پیدا کنم؛ من همین قلب رو می‌خوام، با تمام چیزهایی که می‌تونه احساس کنه.
💘3
و شروع فصل جدیدِ زندگی‌م؛ و می‌تونم بگم که از قبولی‌م توی بالینی، خوشحال‌ترینم.

|قبولی ارشد، 27 مهر ماه، پاییز 1405|
❤‍🔥4
منتظرم ببینم از طریق استعداد درخشان چی پیش میاد. 🫠
❤‍🔥3
ممکنه یکی از همین صبح‌ها، چشم‌هامون رو باز کنیم و ببینیم دیگه به اینترنت بین‌الملل دسترسی نداریم. خواستم پیش از اون، بگم که من جز این چنل، هیچ جای دیگه‌ای فعالیت ندارم و نخواهم داشت. نمی‌دونم روزهای پیش رو قراره چه چیزی با خودشون بیارن؛ فقط امیدوارم وقتی دوباره به هم وصل شدیم، سهم کمتری از رنج و آسیب نصیب روان‌هامون شده باشه و هنوز توانِ دوباره ساختن و ادامه دادن رو در خودمون پیدا کنیم.

تک‌تکتون رو دوست دارم. توی این روزها، بیشتر از همیشه هوای همدیگه رو داشته باشید؛ گاهی همین که حواسمون به حال هم باشه، می‌تونه کمی از سنگینی این روزها کم کنه.

به امید روزهایی روشن‌تر، برای ما و برای وطنم، ایران.
🐳2