بی خوابی
120 members
82 photos
41 videos
8 files
187 links
حمیدرضا منایی


@hamidrezamanaee
Download Telegram
to view and join the conversation
با وجودی که فیلم چندان خوبی نیست، ببینیدش... به لحاظ کارگاهی و شیوه ی قصه گویی اما کار خوبی است و زیاد می شود از آن آموخت... سعی می کنم به زودی تحلیل ساختار داستانش را اینجا بنویسم...
طوفان؛ 1916
جان ویلیام واترهوس
.
#دربارۀ_ساختار_رمان
با محوریت داستان فیلم عواقب
در نگاهی کلی ساختار رمان دو گونه است؛
1) خطی یا کلاسیک
2) خرده روایی
در شیوه ی خطی داستان که در اینجا بدان می پردازیم، شکل گیری این عناصر ضروری است؛
1) پیرنگ کلان داستان یا خط داستانی که از ابتدا تا انتها ادامه دارد.
2) خرده پیرنگ هایی که به تناسب به خط اصلی اضافه می شوند.
3) بستر داستان یا پوزیسیون(موقعیت مندی)
در فیلم عواقب پیرنگ اصلی داستان مبتنی است بر مثلثی عاشقانه...
خرده پیرنگ ها عبارتند از؛ کشته شدن فرزند زن و شوهر انگلیسی و کشته شدن مادر خانواده ی آلمانی... خرده پیرنگ های ضعیف تری هم در ان میان فعالند مثل؛ رابطه ی مرد آلمانی با محیط یا اطرافیان زن و شوهر انگلیسی و یا ارتباط دختر با گروه تروریست های نازی...
اما درباره ی پوزیسیون داستان؛ داستان این فیلم را در موقعیتی می شد گفت، فرقی نمی کرد داستان در قرن 21 و زمان حال اتفاق بیفتد یا در دوره ی قرون وسطی... چنین داستانی فی نفسه وابسته به موقیعیت زمانی و جغرافیایی مشخص نیست... این جا داستان نویس تصمیم می گیرد که داستانش در موقیعیت های زمانی و جغرافیایی خرده پیرنگ های مناسب تری برای "گسترش داستان" پیدا می کند و بر اساس آن داستان را "موقعیت مند" می کند...
در فیلم عواقب موقعیت تاریخی و جغرافیایی آلمان، درست بعد از پایان جنگ جهانی نقش پوزیسیون را دارد که هم بستر ظهور داستان به حساب می آید و هم شرایط محیطی اش به تولید خرده پیرنگ های مرتبط با محور اصلی کمک می کند...
https://t.me/bikhabi54
پل استر؛
ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﮑﺸﯿﺪﻡ، ﻭ ﻫﯿﻮﻻﺋﯽ ﺷﺪﻡ . ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﻧمی خوﺍﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺮ ﭼﻬﺮﮤ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺳﯿﻠﯽ ﺑﺰﻧﻢ ﻭ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﻢ . ﭘﺲ ﺑﺮﺁﻥ ﺷﺪﻡ ﺗﺎبه جاﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺪﯼ ﺑﺎﺷﻢ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺰﯾﻨﻢ. ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﺸﯿﺪﻥ.


زندگی انسان پر است از انتخاب هایی که لزومأ با منطق جاری و منفعت طلب هم راستا نیست... عرصه های کمی در زندگی هست که ما می توانیم بین خوب و بد انتخاب کنیم، هولناکی آن جاست که غالب انتخاب های ما بین بد و بدتر و بدترین است...
https://t.me/bikhabi54
دو تکنیک برای دورماندن از ساختار قهرمان پرور یا رسیدن به #ضد_قهرمان؛
1) ایجاد شخصیت های موازی با خط های داستانی مستقل در نسبت با ساختار اصلی داستان و پیرنگ، در این تکنیک بی ارزش ترین کاراکتر حتی، ارزشی داستانی مستقل و همسان با کاراکترهای مهم را دارد...
2) ایجاد شخصیت های خاکستری از نظر کاکردهای خیر و شر، به این معنا که هیچ شخصیتی تمامأ خیر یا شر نیست و بلکه از ترکیب این دو ساخته می شود... بدیهی است بزرگترین تقابل خیر و شر در درون افراد اتفاق می افتد نه در تقابل دو نیروی بیرونی...
متن هایی برای هیچ/ساموئل بکت :

یا با هم قدم می زدیم،دست در دست،ساکت،غرق دنیاهای خودمان،هر کس غرق دنیاهای خود،دست در دست فراموش شده.این طور است که تا حال دوام آورده ام،و امروز عصرهم انگار باز نتیجه می دهد،در آغوشم هستم،من خود را در آغوش گرفته ام،نه چندان با لطافت،اما وفادار،وفادار.گویی زیر آن چراغ قدیمی،به هم ریخته،خسته و کوفته،از این همه حرف زدن،این همه شنیدن،این همه مشقت،این همه بازی ...
چاپ دوم برج سکوت با دو تفاوت عمده نسبت به چاپ اول، امروز بیرون آمد؛ یک این که در این چاپ ویرایش دقیقی اعمال شده است و انسجام برآمده از آن، به خوش خوانی اثر کمک می کند... دو این که برای صرفه جویی در کاغذ و قیمت تمام شده، هر سه کتاب در یک جلد چاپ شد... امروز که داشتم برج را نگاه می کردم، سطور به نظرم کمی فشرده آمد، اما به پایین آوردن قیمت و خوش دست شدن کتاب می ارزید...
و دیگر دو تشکر دارم؛ از برادر ارجمندم آقای سیدعلی شجاعی که از فراهم کردن چاپ با کیفیت برج سکوت کم نگذاشت و تمام قد پشت کتاب ایستاد... دوم برادر عزیزم آقای مهدی سجودی مقدم که متن کتاب به قلم فرهیخته و سخت گیرش آراست...
و آخر؛ می ماند سهم مخاطب که اگر خواند و خوشش آمد، در سکوت برگزار نکند و برای ترویج ادبیات دور از ابتذال، برج را به دیگران معرفی کند...
https://t.me/bikhabi54
Audio
هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد
گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشد
ور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد
آخر نه منم تنها در بادیه سودا
عشق لب شیرینت بس شور برانگیزد
سعدی
.
Negarina
Ali Labbeyki
نگارینا دل و جانم ته دیری
همه پیدا و پنهانم ته دیری
نمیدانم که این درد از که دیرم
همیدانم که درمانم ته دیری
بابا طاهر
.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفت و گو با برنامه ی شب روایت درباره ی رمان اجتماعی و سیاه نمایی و ممیزی و باقی گرفتاری ها...
ببینید تقابل دراماتیک یعنی چه!⬆️