یروز که همه چی تموم شده بود
یروز که آروم بودیم
با هم
دست همو میگیریم میریم جایی که هیچ کس نباشه
میریم جایی که عصر توی منظرش با سکوت و صدای پرنده ها چایی بخوریم و نمیزاریم کسی خلوتمونو بهم بزنه
از قشنگی چشمه اون ور پل برای هم تعریف میکنیم و از ذهن آزاد و قشنگی که داره ساخته میشه با هم میگیم خاطره میسازیم
ما اونجا میمونیم چون اون روز قشنگ رسیده
اون روزی که ما اونجا بودیم
با هم
با آرامش
توی تک تک لحظه هاش قشنگی
همون روزیه که خورشید قشنگ بیرون اومده
اون روز همون روزیه که گفته بودیم
که باید از ته دل لبخند بزنیم
و با خیال راحت قدم بزنیم
و وقتی پامون رو روی زمین میزاریم افکار گذشته از وجودمون به دل خاک برن
اون روز زود میرسه
چون ما قوی میمونیم.
....(:
یروز که آروم بودیم
با هم
دست همو میگیریم میریم جایی که هیچ کس نباشه
میریم جایی که عصر توی منظرش با سکوت و صدای پرنده ها چایی بخوریم و نمیزاریم کسی خلوتمونو بهم بزنه
از قشنگی چشمه اون ور پل برای هم تعریف میکنیم و از ذهن آزاد و قشنگی که داره ساخته میشه با هم میگیم خاطره میسازیم
ما اونجا میمونیم چون اون روز قشنگ رسیده
اون روزی که ما اونجا بودیم
با هم
با آرامش
توی تک تک لحظه هاش قشنگی
همون روزیه که خورشید قشنگ بیرون اومده
اون روز همون روزیه که گفته بودیم
که باید از ته دل لبخند بزنیم
و با خیال راحت قدم بزنیم
و وقتی پامون رو روی زمین میزاریم افکار گذشته از وجودمون به دل خاک برن
اون روز زود میرسه
چون ما قوی میمونیم.
....(:
هر وقت یکی ازم میپرسه خوبی
نمیتونم ریسک کنم بگم نه نیستم
چون اون حتما ازم میپرسه چرا و من واقعا
تعریفی برای حال بدم ندارم
نمیدونم چرا بدم
حوصله ای برای توضیح دادنش ندارم
فقط میدونم خوب نیستم"
نمیتونم ریسک کنم بگم نه نیستم
چون اون حتما ازم میپرسه چرا و من واقعا
تعریفی برای حال بدم ندارم
نمیدونم چرا بدم
حوصله ای برای توضیح دادنش ندارم
فقط میدونم خوب نیستم"
آدمها و بار کلماتشون واقعا عجیب و ترسناکن، میتونن از هزاران کیلومتر اونطرفتر توی بغل بگیرنت یا به سمتت لشکرکشی کنن و کل روزت رو روی سرت آوار کنن.
Forwarded from 𝑱𝒂𝒔𝒎𝒊𝒏𝒆'𝒔 𝒍𝒊𝒇𝒆ꨄ︎
امروزم منتظرت موندم؛
کل افکارم و قدم زدم و اندازه گیریشون کردم..دیگه از حفظم همشو..فقط..
انگار این افکار من هر روز خیلی بیشتر و بیشتر میشه..یعنی میتونین با خریدن افکارم..زمینی با اندازه جادویی داشته باشین..~
ولی این زمین..متعلق به منه..زمینی پر از راز که خودمم هنوز در حال گشتن توشم..
;Jasmine
کل افکارم و قدم زدم و اندازه گیریشون کردم..دیگه از حفظم همشو..فقط..
انگار این افکار من هر روز خیلی بیشتر و بیشتر میشه..یعنی میتونین با خریدن افکارم..زمینی با اندازه جادویی داشته باشین..~
ولی این زمین..متعلق به منه..زمینی پر از راز که خودمم هنوز در حال گشتن توشم..
;Jasmine
من خاطره هاتو هرروز از لابه لا شلوغی،فکرم میکشم بیرون و ساعت ها بهش زل میزنم.
簿𝐁𝐢𝐛𝐥𝐢𝐨𝐩𝐡𝐢𝐥𝐞-
یه روز از خواب بیدار میشید و میبینید صبور ترین آدمی که میشناسید رو یخچال واستون نامه گذاشته: بهتون گفته بودم خسته ام و واسه همیشه رفته...!
ولی من اینو نوشتم برای مامانم...
دادم دستش
دادم دستش