یادداشتی در مورد اخت هارون در قرآن
شاید تاکنون، بزرگترین شبهه مضمونی و محتوایی راجع به قرآن، مساله وصف حضرت مریم با عنوان «اخت هارون» بوده باشد. در عهد عتیق، نام خواهر حضرات موسی و هارون، مریم است. شبهه کنندگان بر این نظرند که قرآن هویت خانوادگی مریم مادر عیسی را با این مریم اشتباه گرفته است و برای همین او را اخت هارون وصف کرده است.
با این حال، کشفیاتی جدید در زیارتگاهی مسیحی متعلق به قرن پنجم میلادی (قبل از اسلام) در نزدیکی بیتالمقدس نشان میدهد که در زیارتنامه موجود در این مکان، حضرت مریم با عنوان «خواهر هارون» وصف شده است.
نیمه اول این ویدئو و به طور خاص، دقیقه ۱۶ به بعد را ببینید:
https://www.youtube.com/live/rDuZ60QFkKo?si=JhC4x1fxUn6gsSlZ
پینوشت: احتمالا این وصف، ارتباطی هم با خدمتکار بودن حضرت مریم در معبد داشته باشد. چرا که بر اساس شریعت یهود، خادمان معبد باید از نسل هارون میبودند.
#ظرایف_قرآن
@besharatha
شاید تاکنون، بزرگترین شبهه مضمونی و محتوایی راجع به قرآن، مساله وصف حضرت مریم با عنوان «اخت هارون» بوده باشد. در عهد عتیق، نام خواهر حضرات موسی و هارون، مریم است. شبهه کنندگان بر این نظرند که قرآن هویت خانوادگی مریم مادر عیسی را با این مریم اشتباه گرفته است و برای همین او را اخت هارون وصف کرده است.
با این حال، کشفیاتی جدید در زیارتگاهی مسیحی متعلق به قرن پنجم میلادی (قبل از اسلام) در نزدیکی بیتالمقدس نشان میدهد که در زیارتنامه موجود در این مکان، حضرت مریم با عنوان «خواهر هارون» وصف شده است.
نیمه اول این ویدئو و به طور خاص، دقیقه ۱۶ به بعد را ببینید:
https://www.youtube.com/live/rDuZ60QFkKo?si=JhC4x1fxUn6gsSlZ
پینوشت: احتمالا این وصف، ارتباطی هم با خدمتکار بودن حضرت مریم در معبد داشته باشد. چرا که بر اساس شریعت یهود، خادمان معبد باید از نسل هارون میبودند.
#ظرایف_قرآن
@besharatha
YouTube
Two Chosen Women: Lady Fatima (s) and Lady Maryam (a), Dr. Ghoddoussi, 9
دو زن برگزیده: حضرت فاطمه (س) و حضرت مریم (ع)_۹، تصویر حضرت مریم (ع) در منابع حدیثی شیعه (بخش دوم)
در جلسه نهم از این مجموعه در نیمه اول به برسی کلیسای کاثیسما (به معنی محل نشستن و استراحت) پرداخته شد.
در سال ۱۹۹۳ کارگران ساختمانی در هنگام تعریض و…
در جلسه نهم از این مجموعه در نیمه اول به برسی کلیسای کاثیسما (به معنی محل نشستن و استراحت) پرداخته شد.
در سال ۱۹۹۳ کارگران ساختمانی در هنگام تعریض و…
یادداشت
نام عیسی در زبان سریانی یا آرامی (زبان خود عیسی)، یشوع (ܝܫܘܥ) نوشته میشود ولی «ایشع» (به ضم ش) تلفظ میشود. نمونههای مشابه دیگری همچون کلمه «یلد» (به دنیا آمد) که «ایلد» یا «یدع» (دانست) که «ایدع» تلفظ میشوند در این زبان وجود دارند. بنابراین لفظ «عیسی» در قرآن کریم، گویش دوری از نام اصلی این پیامبر (ایشع) نیست و پرداختن به دلایل این دوری از اساس، بیمورد است.
@besharatha
نام عیسی در زبان سریانی یا آرامی (زبان خود عیسی)، یشوع (ܝܫܘܥ) نوشته میشود ولی «ایشع» (به ضم ش) تلفظ میشود. نمونههای مشابه دیگری همچون کلمه «یلد» (به دنیا آمد) که «ایلد» یا «یدع» (دانست) که «ایدع» تلفظ میشوند در این زبان وجود دارند. بنابراین لفظ «عیسی» در قرآن کریم، گویش دوری از نام اصلی این پیامبر (ایشع) نیست و پرداختن به دلایل این دوری از اساس، بیمورد است.
@besharatha
Forwarded from مرکز دینپژوهی حنیف
📼 اهمیت یادگیری زبانهای سامی در دینپژوهی و مطالعات فرهنگی منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا بر کسی پوشیده نیست. بااینحال دورههای معدودی وجود دارند تا به آموزش این زبانها بپردازند.
🔆 مرکز دینپژوهی حنیف در همکاری با 🔵 انعکاس بر آن شده تا با برگزاری دورۀ مقدمات زبانهای سامی کمکی به علاقهمندان و پژوهشگران این حوزه کند. این دوره با چهار کلاس حبشی (گعز)، عبری، سریانی و صفایی در پاییز و زمستان ۱۴۰۲ برگزار خواهد.
🖋 لینک ثبتنام:
https://evnd.co/ib6AV
🗓 مهلت ثبت نام تا پایان 14 مهر ماه
🎓 طرح درس کلاسها:
🔵 حبشی (گعز)
🔵 عبری
🔵 سریانی
🔵 صفایی
⬇️ در صورت ثبتنام در بیش از یک کلاس، هزینه دوره شامل تخفیفهای پلکانی خواهد بود.
🎁 تعداد محدودی کمکهزینه برای ثبتنام در این دوره فراهم شده است. در صورت تمایل درخواست خود را به همراه رزومه به info@inekas.org ارسال نمایید.
⭐️ کلاسهای این دوره یک ترمه بوده و برگزاری ترمهای آتی منوط به تعداد داوطلبین و دیگر شرایط اجرایی است.
📄 در پایان دوره و در صورت قبولی در امتحان پایانی، به زبان آموزان مدرک ارائه خواهد شد.
🔆 @hanifcrs
⚫️ @inekas
https://evnd.co/ib6AV
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
«دیوید روبنی» (David Reubeni)، کسی که اوایل قرن ۱۵۰۰ میلادی در ایتالیا و پرتغال، خودش را سفیر حکومتی بنیاسرائیلی در عربستان و برادر پادشاه آن حکومت معرفی میکرده و در صدد جذب کمکهای نظامی از پادشاهان اروپایی برای حمله به بندر «جده» بوده، دفتر خاطراتی به زبان عبری دارد که سفر او را از شمالشرق آفریقا تا ورود به اسپانیا و بازداشت در آنجا پوشش میدهد. مدتها پیش این دفتر خاطرات به زبان عبری چاپ شده بود.
اخیرا انتشارات دانشگاه استنفورد، ترجمه انگلیسی این دفترچه را با مقدمه و پاورقیهای مترجمش (Alan Verskin) منتشر کرده. به نظرم بد نیست ترجمه فارسی این کتاب در ایران منتشر شود.
کتاب را تازه دست گرفتم. از نکات جالبش این است که روبنی در مسیر سفرش، در کشورهای اسلامی، خودش را مسلمان، «سید» و از نسل حضرت محمد معرفی میکند.
@besharatha
اخیرا انتشارات دانشگاه استنفورد، ترجمه انگلیسی این دفترچه را با مقدمه و پاورقیهای مترجمش (Alan Verskin) منتشر کرده. به نظرم بد نیست ترجمه فارسی این کتاب در ایران منتشر شود.
کتاب را تازه دست گرفتم. از نکات جالبش این است که روبنی در مسیر سفرش، در کشورهای اسلامی، خودش را مسلمان، «سید» و از نسل حضرت محمد معرفی میکند.
@besharatha
یک دستگاه تبلیغاتی اگر دست من بود در موضوع اسرائیل فقط روی این محورها کار میکردم:
- ابراهیمی، اسرائیلی، اسماعیلی بودن غالب ساکنان مسلمان و مسیحی عرب فلسطین. اسرائیلیهایشان عمدتا همان ده سبطی هستند که برای انکار ریشه اسرائیلی بخشی از فلسطینیها، به عنوان ده سبط گمشده جا زده شدهاند. در حالی که آنها گم نشدهاند، ابتدا به مسیحیت و پس از آن غالبا به اسلام گرویدهاند.
به چه دلیل ریشه اسرائیلی بخشی از فلسطینیها تعمدا مغفول نگه داشته شده؟ چون صهیونیستها افکار عمومی صدها میلیون مسیحی را که عهد عتیق نیز کتاب مقدس آنها است اینگونه حامی خود نگه داشتهاند که خدا سرزمین فلسطین را به فرزندان ابراهیم و به خصوص بنیاسرائیل وعده داده و سکونت ما در فلسطین، تحقق این وعده است، پس یک مسیحی مومن، باید مدافع تحقق این وعده الهی باشد. در صورتی که با تلقی کردن مردم عربزبان و مسلمان فلسطین به عنوان ترکیبی از بنیاسرائیلیهای تغییر دین داده و بنیاسماعیلیها، مشخص میشود وعده خدا به ابراهیم، اساسا قرنها پیش محقق شده است.
- مانور دادن روی ریشه غیرسامی بخش عمده صهیونیستهای فلسطین. پژوهشهای خوبی نشان دادهاند، بخش عمده جمعیت صهیونیستها اساسا تبار یهودی و اسرائیلی ندارند و از تبار دیگر اقوام به خصوص قوم خزر هستند. به چه دلیل رد تبارشناسانه صهیونیستها مهم است؟ به این دلیل که اساسا خود آنها با تلقی خونی از دین یهود، مدعی هستند که الزاما ما از نسل ابراهیم و یعقوب (اسرائیل) هستیم و فلسطین به ما وعده داده شدهاست.
- به مباهله کشاندن صهیونیستها برای آزمایش ژنتیک و مشخص شدن اینکه فلسطینیها بیشتر سامی هستند یا اسرائیلیها. لازم است اشاره شود بیشتر از ۸۰ سال است هرگونه نقد صهیونیستها با برچسب سامیستیزی منکوب میشود در حالی که اولا خود آنها سامی نیستند، ثانیا بزرگترین مصداق سامیستیزی خودشان هستند. خوب است اساسا یک ان.جی.او بینالمللی تشکیل شود و اسپانسر مالی این آزمایشها شود.
- ترجمه تلمود، به خصوص بخشهای ضد مسیحی آن و قسمتهایی که شامل توهینهای شنیع به حضرت مریم و عیسی است، برای مخاطب مسیحی و ترجمه بخشهایی از عهد عتیق همچون کتاب یوشع برای مخاطبان بیدین، به عنوان بخشهایی از کتاب مقدس که مانیفست آرمانی صهیونیستهای مذهبی به خصوص طیف شهرکنشین است و اگر به طور تمام و کمال به آن عمل نمیکنند فقط به خاطر فراهم نبودن شرایط و نرسیدن زمان آن است.
همینها و احتمالا دیگر هیچ.
#یاجوج_و_ماجوج
@besharatha
- ابراهیمی، اسرائیلی، اسماعیلی بودن غالب ساکنان مسلمان و مسیحی عرب فلسطین. اسرائیلیهایشان عمدتا همان ده سبطی هستند که برای انکار ریشه اسرائیلی بخشی از فلسطینیها، به عنوان ده سبط گمشده جا زده شدهاند. در حالی که آنها گم نشدهاند، ابتدا به مسیحیت و پس از آن غالبا به اسلام گرویدهاند.
به چه دلیل ریشه اسرائیلی بخشی از فلسطینیها تعمدا مغفول نگه داشته شده؟ چون صهیونیستها افکار عمومی صدها میلیون مسیحی را که عهد عتیق نیز کتاب مقدس آنها است اینگونه حامی خود نگه داشتهاند که خدا سرزمین فلسطین را به فرزندان ابراهیم و به خصوص بنیاسرائیل وعده داده و سکونت ما در فلسطین، تحقق این وعده است، پس یک مسیحی مومن، باید مدافع تحقق این وعده الهی باشد. در صورتی که با تلقی کردن مردم عربزبان و مسلمان فلسطین به عنوان ترکیبی از بنیاسرائیلیهای تغییر دین داده و بنیاسماعیلیها، مشخص میشود وعده خدا به ابراهیم، اساسا قرنها پیش محقق شده است.
- مانور دادن روی ریشه غیرسامی بخش عمده صهیونیستهای فلسطین. پژوهشهای خوبی نشان دادهاند، بخش عمده جمعیت صهیونیستها اساسا تبار یهودی و اسرائیلی ندارند و از تبار دیگر اقوام به خصوص قوم خزر هستند. به چه دلیل رد تبارشناسانه صهیونیستها مهم است؟ به این دلیل که اساسا خود آنها با تلقی خونی از دین یهود، مدعی هستند که الزاما ما از نسل ابراهیم و یعقوب (اسرائیل) هستیم و فلسطین به ما وعده داده شدهاست.
- به مباهله کشاندن صهیونیستها برای آزمایش ژنتیک و مشخص شدن اینکه فلسطینیها بیشتر سامی هستند یا اسرائیلیها. لازم است اشاره شود بیشتر از ۸۰ سال است هرگونه نقد صهیونیستها با برچسب سامیستیزی منکوب میشود در حالی که اولا خود آنها سامی نیستند، ثانیا بزرگترین مصداق سامیستیزی خودشان هستند. خوب است اساسا یک ان.جی.او بینالمللی تشکیل شود و اسپانسر مالی این آزمایشها شود.
- ترجمه تلمود، به خصوص بخشهای ضد مسیحی آن و قسمتهایی که شامل توهینهای شنیع به حضرت مریم و عیسی است، برای مخاطب مسیحی و ترجمه بخشهایی از عهد عتیق همچون کتاب یوشع برای مخاطبان بیدین، به عنوان بخشهایی از کتاب مقدس که مانیفست آرمانی صهیونیستهای مذهبی به خصوص طیف شهرکنشین است و اگر به طور تمام و کمال به آن عمل نمیکنند فقط به خاطر فراهم نبودن شرایط و نرسیدن زمان آن است.
همینها و احتمالا دیگر هیچ.
#یاجوج_و_ماجوج
@besharatha
در روزهای اخیر و در بحبوحه کشتار غزه، تشبیه فلسطینیها به عمالقه توسط نتانیاهو و استناد مایک جانسون، رئیس جدید کنگره آمریکا به کتاب مقدس برای بیان لزوم حمایت از رژیم صهیونیستی، بار دیگر اهمیت زیاد پرداختن به تفسیرها و تاویلهای معوج و تحریفگرانه از کتاب مقدس را گوشزد کرد.
یادداشتهای مرتبط از کانال:
https://t.me/besharatha/75
https://t.me/besharatha/142
#صهیونیسم_مسیحی
یادداشتهای مرتبط از کانال:
https://t.me/besharatha/75
https://t.me/besharatha/142
#صهیونیسم_مسیحی
Telegram
بشارتها
کارکرد حقوق بشری پرداختن به مساله اسماعیل در تورات
چرا پرداختن به مساله اسماعیل در تورات مهم است؟
صرفنظر از اینکه نفس واقعیت و حقیقت اهمیت دارد، پرداختن به مساله اسماعیل، اهمیتی کارکردی و برخلاف ظاهر، اهمیتی به روز دارد.
تورات فعلی، فقط کتاب مقدس یهودیان…
چرا پرداختن به مساله اسماعیل در تورات مهم است؟
صرفنظر از اینکه نفس واقعیت و حقیقت اهمیت دارد، پرداختن به مساله اسماعیل، اهمیتی کارکردی و برخلاف ظاهر، اهمیتی به روز دارد.
تورات فعلی، فقط کتاب مقدس یهودیان…
خیلی جالب است که اگر مسیحیان معتقدند عیسی «پسر خدا» است، مسلمانان معتقدند که او «روح خدا» است. آشکارا، دومی تکریم و تعظیم بیشتری در خود دارد.
@besharatha
@besharatha
Forwarded from قرآنپژوهی
گفتگوی اصلاحگرانه و اعجازانگیزِ قرآن با سنتهای الهیاتیِ مجاور
سالهاست به این نتیجه رسیدهام که پژوهشهای غربی درباره قرآن نه همگی مفید فایده برای فهم بهتر قرآن هستند و نه همگی چنان که برخی از سنتگرایان تبلیغش میکنند، دورریختنی هستند. از قضا هم فضای روشنفکری (یا بعضا موسوم به نواندیشی)دینی باید از آنها بهرهمند شوند و هم تفاسیر و ترجمهها بدون اطلاع از کارهای جدی و به روز و با ابزارها و پرسشهای متفاوت از متن، در دهکده جهانی و عصر هوش مصنوعی چندان فایدهای که باید را برای انسان مدرن به همراه دارند. به واقع یک مؤمن به قرآن باید آغوشش را باز کند برای هر آنچه «شاید» حقیقتی از این دریای بیکران را به او نمایان میکند. پرسشها و روشهای غربیان گاهی ممکن است دغدغه مؤمنانه نداشته باشند ولی نوری از جهت دیگر بر این کتاب شگفتانگیز بعضا میاندازند که معشوق را به ما بهتر مینمایاند!
نمونه زیر در بین دهها نمونه که در سالهای اخیر با آنها آشنا شدهام، جالب توجه و فقط یک مثال است:
در میشنای یهودی داریم: «همه اسرائیل در جهان آینده سهم دارند.»
قرآن پاسخ میدهد: یهودیانی که عهد خدا را میفروشند «هیچ سهمی در جهان آخرت ندارند».
در واقع قرآن به خلاصهترین وجه با تلمیح
(allusion)
به زبان عربی پاسخ این بخش از میشنای عبری را میدهد. این نمونه و مدل برای ارتباط با متون مقدس پیشینیِ قرآن به نسبت آنجه گاهی در ادبیات تجدیدنظرطلبانه به «اقتباس» یا موارد مشابه شناخته میشود با واقعیت متن قرآن و متون سریانی/عبری/یونانی/حبشی پیشین بسیار بیشتر هماهنگی دارد.
عبارت عبری "کول اسرائیل یش لَهِم حلق..."
پاسخ در عبارت عربی "لا خلاق لَهُم..."
جالب و مهم آن که این بخش آیه ۷۷ العمران از آیه بعدش مشخص است کاملا در مورد یهودیان است.
تعداد و تنوع جغرافیایی و کلامی این پاسخها و تلمیحها و اصلاحگریها و هیمنتِ قرآن اینقدر زیاد است که نگاه مؤمنانه به قرآن، در بررسیهای جدید به قرآن، بیباکتر و مؤمنانهتر هم میشود و راه را برای پروژه فهم قرآن در دنیای مدرن، باز میکند!
منبع مطلب
@QuranPazhoohi
سالهاست به این نتیجه رسیدهام که پژوهشهای غربی درباره قرآن نه همگی مفید فایده برای فهم بهتر قرآن هستند و نه همگی چنان که برخی از سنتگرایان تبلیغش میکنند، دورریختنی هستند. از قضا هم فضای روشنفکری (یا بعضا موسوم به نواندیشی)دینی باید از آنها بهرهمند شوند و هم تفاسیر و ترجمهها بدون اطلاع از کارهای جدی و به روز و با ابزارها و پرسشهای متفاوت از متن، در دهکده جهانی و عصر هوش مصنوعی چندان فایدهای که باید را برای انسان مدرن به همراه دارند. به واقع یک مؤمن به قرآن باید آغوشش را باز کند برای هر آنچه «شاید» حقیقتی از این دریای بیکران را به او نمایان میکند. پرسشها و روشهای غربیان گاهی ممکن است دغدغه مؤمنانه نداشته باشند ولی نوری از جهت دیگر بر این کتاب شگفتانگیز بعضا میاندازند که معشوق را به ما بهتر مینمایاند!
نمونه زیر در بین دهها نمونه که در سالهای اخیر با آنها آشنا شدهام، جالب توجه و فقط یک مثال است:
در میشنای یهودی داریم: «همه اسرائیل در جهان آینده سهم دارند.»
قرآن پاسخ میدهد: یهودیانی که عهد خدا را میفروشند «هیچ سهمی در جهان آخرت ندارند».
در واقع قرآن به خلاصهترین وجه با تلمیح
(allusion)
به زبان عربی پاسخ این بخش از میشنای عبری را میدهد. این نمونه و مدل برای ارتباط با متون مقدس پیشینیِ قرآن به نسبت آنجه گاهی در ادبیات تجدیدنظرطلبانه به «اقتباس» یا موارد مشابه شناخته میشود با واقعیت متن قرآن و متون سریانی/عبری/یونانی/حبشی پیشین بسیار بیشتر هماهنگی دارد.
عبارت عبری "کول اسرائیل یش لَهِم حلق..."
پاسخ در عبارت عربی "لا خلاق لَهُم..."
جالب و مهم آن که این بخش آیه ۷۷ العمران از آیه بعدش مشخص است کاملا در مورد یهودیان است.
تعداد و تنوع جغرافیایی و کلامی این پاسخها و تلمیحها و اصلاحگریها و هیمنتِ قرآن اینقدر زیاد است که نگاه مؤمنانه به قرآن، در بررسیهای جدید به قرآن، بیباکتر و مؤمنانهتر هم میشود و راه را برای پروژه فهم قرآن در دنیای مدرن، باز میکند!
منبع مطلب
@QuranPazhoohi
Telegram
آرشیو
Forwarded from مقالات بانوان و دین
اعتبارسنجی_النساء_نواقص_العقول_در_نهج_البلاغة.pdf
739.2 KB
🔖 اعتبارسنجی «النساء نواقص العقول» در نهجالبلاغه
-(آینه پژوهش، آذر و دی ۱۴۰۲)
🔴 خطبۀ ۸۰ نهجالبلاغه از دیرباز محل بحث بود ولی در دوران معاصر که نهجالبلاغه از منظر اجتماعی برای شیعیان محوریت یافت، بیش از پیش جدالانگیز شد. در برخی پژوهشها تلاش شد تا منبع خطبه شناسایی و نقد گردد، اما از آنجا که این خطبه نیز مانند اکثر خطبههای نهجالبلاغه بدون اسناد و منبع نقل شده، پژوهشها به سرانجام نمیرسید. برخی محققان حدس زدند که سید رضی خطبۀ ۸۰ را از نامهای منسوب به امام علی ع در کتاب المسترشد برگرفته است، ولی این حدس با چند اشکال مواجه است و نمیتوانیم پژوهش پیرامون منبع خطبه را خاتمهیافته تلقی کنیم.
این نوشتار، گام به گام، با سیر تدوین نهجالبلاغه همراه میشود و با روش «نقد منبع» نشان میدهد که چگونه این خطبه، حاصل ادغام دو سخن کوتاهتر است که اولی آنها، شامل عبارت «النساء نواقص العقول»، برگرفته از تحریری ساختگی از نامهای منسوب به امام علی ع است.
در گام نخست خواهیم دید که سیدرضی این خطبه را از اثر پیشین خود، خصائصالائمه، برگرفته و در بخش خطبههای نهجالبلاغه گنجانده است. نتیجۀ این کار، ادغام دو سخن مستقل پیاپی از خصائصالائمه و ارائۀ آنها در قالب خطبۀ ۸۰ است.
در گام بعدی، با کنار هم گذاشتن شواهد گوناگون خواهیم دید که سخن اول در کتاب خصائصالائمه، که بعدتر نیمۀ اول خطبۀ ۸۰ را شکل داده، از تحریر بلند نامهای منسوب به امام علی ع در کتاب رسائل الائمة کلینی برگرفته شده است. پس برای اعتبارسنجی خطبۀ ۸۰ نیاز است که به سراغ منبع اصلی سیدرضی برویم. آنجاست که مقایسۀ تحریر منبع سیدرضی با دیگر تحریرهایی که از آن نامه در دست است، کمک میکند تا دربارۀ میزان اعتبار بخش اول خطبۀ ۸۰ به قضاوت نهایی دست یابیم.
حاصل این تحقیق نشان میدهد که نامهای که منبع سیدرضی به آن رجوع کرده، متنی تحریفشده بوده و عبارت «النساء نواقص العقول» از جملۀ زیاداتی است که در طی زمان به متن اولیة آن راه یافته است.
در گام آخر، به جستجوی منبع عبارت مشهور این تحریر دربارۀ زنان میپردازیم و با این مطلب مواجه میشویم که این بخش -که در تحریرهای کهن نامه وجود ندارد- نقل به مضمون روایتی منسوب به صحابه است که در منابع اهل سنت رواج داشته و سیدرضی با تقطیع این بخش تحریفشده از نامه، آن را به طور مستقل آورده و عنوانی نادرست، بر آن نهاده است.
@Archive_fem
-(آینه پژوهش، آذر و دی ۱۴۰۲)
🔴 خطبۀ ۸۰ نهجالبلاغه از دیرباز محل بحث بود ولی در دوران معاصر که نهجالبلاغه از منظر اجتماعی برای شیعیان محوریت یافت، بیش از پیش جدالانگیز شد. در برخی پژوهشها تلاش شد تا منبع خطبه شناسایی و نقد گردد، اما از آنجا که این خطبه نیز مانند اکثر خطبههای نهجالبلاغه بدون اسناد و منبع نقل شده، پژوهشها به سرانجام نمیرسید. برخی محققان حدس زدند که سید رضی خطبۀ ۸۰ را از نامهای منسوب به امام علی ع در کتاب المسترشد برگرفته است، ولی این حدس با چند اشکال مواجه است و نمیتوانیم پژوهش پیرامون منبع خطبه را خاتمهیافته تلقی کنیم.
این نوشتار، گام به گام، با سیر تدوین نهجالبلاغه همراه میشود و با روش «نقد منبع» نشان میدهد که چگونه این خطبه، حاصل ادغام دو سخن کوتاهتر است که اولی آنها، شامل عبارت «النساء نواقص العقول»، برگرفته از تحریری ساختگی از نامهای منسوب به امام علی ع است.
در گام نخست خواهیم دید که سیدرضی این خطبه را از اثر پیشین خود، خصائصالائمه، برگرفته و در بخش خطبههای نهجالبلاغه گنجانده است. نتیجۀ این کار، ادغام دو سخن مستقل پیاپی از خصائصالائمه و ارائۀ آنها در قالب خطبۀ ۸۰ است.
در گام بعدی، با کنار هم گذاشتن شواهد گوناگون خواهیم دید که سخن اول در کتاب خصائصالائمه، که بعدتر نیمۀ اول خطبۀ ۸۰ را شکل داده، از تحریر بلند نامهای منسوب به امام علی ع در کتاب رسائل الائمة کلینی برگرفته شده است. پس برای اعتبارسنجی خطبۀ ۸۰ نیاز است که به سراغ منبع اصلی سیدرضی برویم. آنجاست که مقایسۀ تحریر منبع سیدرضی با دیگر تحریرهایی که از آن نامه در دست است، کمک میکند تا دربارۀ میزان اعتبار بخش اول خطبۀ ۸۰ به قضاوت نهایی دست یابیم.
حاصل این تحقیق نشان میدهد که نامهای که منبع سیدرضی به آن رجوع کرده، متنی تحریفشده بوده و عبارت «النساء نواقص العقول» از جملۀ زیاداتی است که در طی زمان به متن اولیة آن راه یافته است.
در گام آخر، به جستجوی منبع عبارت مشهور این تحریر دربارۀ زنان میپردازیم و با این مطلب مواجه میشویم که این بخش -که در تحریرهای کهن نامه وجود ندارد- نقل به مضمون روایتی منسوب به صحابه است که در منابع اهل سنت رواج داشته و سیدرضی با تقطیع این بخش تحریفشده از نامه، آن را به طور مستقل آورده و عنوانی نادرست، بر آن نهاده است.
@Archive_fem
بررسیهای بیشتر در متن «پیشگویی کودک» (نبوئت هیلد / در ایران مشهور به وحی کودک) که موضوع پایاننامه کارشناسی ارشد من بود، بنده را به این نتیجه رساند که متن «نبوئت هیلد»، حتی اگر اصلی هم داشته باشد، به شکل فعلی آن، جعل ربی «ابراهام بن الیعازر هالوی»، کابالیست اسپانیایی (متولد دهه ۱۴۶۰ میلادی و متوفای بعد از ۱۵۲۸ میلادی) است. به هر حال این متن که آغاز استفاده متکلمانه از آن در ایران و از سال ۱۲۰۰ هجری قمری بودهاست، آنگونه که مرحوم فخرالاسلام در «انیس الاعلام» صریحا یا خانم طاهره عظیمزاده در مقاله سال ۱۳۸۷ خود تلویحا نظر دادهاند، ساخته خاخامهای جدیدالاسلام ایرانی دوره قاجار نیست و از حدود ۲۵۰ سال قبل از استناد به آن در ایران، در برخی محافل یهودی اروپایی و فلسطینی شناخته شده بودهاست. منتها به سختی میتوان برای آن اصلی قائل شد و جاعل آن را نیز میتوان شخصی که از آن نام بردم دانست.
انشاءالله فرصتی باشد بیشتر به این موضوع خواهم پرداخت. این پست از این باب منتشر شد که سالها پیش در وبسایتی اینترنتی، جستارهای جدیدی به قلم من در مورد این متن منتشر شده بود که با وجود صحت داشتن مضمونشان، بدون این جمعبندی و نتیجهگیری جدید، ناقص به نظر میرسند. آن جستارها را قبلا در همین کانال نیز بازنشر کرده بودم:
https://t.me/besharatha/12
۸ اسفند ۱۴۰۲
انشاءالله فرصتی باشد بیشتر به این موضوع خواهم پرداخت. این پست از این باب منتشر شد که سالها پیش در وبسایتی اینترنتی، جستارهای جدیدی به قلم من در مورد این متن منتشر شده بود که با وجود صحت داشتن مضمونشان، بدون این جمعبندی و نتیجهگیری جدید، ناقص به نظر میرسند. آن جستارها را قبلا در همین کانال نیز بازنشر کرده بودم:
https://t.me/besharatha/12
۸ اسفند ۱۴۰۲
Telegram
بشارتها
جستارهایی نو در مورد «پیشگوییهای کودک» کتاب دیده نشده یهودیان / قسمت اول
کمی تامل نشان می دهد پرونده «بشارات»، هنوز که هنوز است جای کار فراوان دارد و عرصه های بکر و دست نخورده در آن فراوانند که همت و تلاش مشتاقان را می طلبد. یکی از این عرصه ها، کتابی کمتر…
کمی تامل نشان می دهد پرونده «بشارات»، هنوز که هنوز است جای کار فراوان دارد و عرصه های بکر و دست نخورده در آن فراوانند که همت و تلاش مشتاقان را می طلبد. یکی از این عرصه ها، کتابی کمتر…
بشارتها
وحشی یا پرثمر (قسمت سوم) در قسمتهای گذشته گفتیم، بافت لفظی باب ۱۶ از کتاب آفرینش و بابهای بعد از آن به گونه ای است که برای حفظ یکدستی این بافت، مناسبتر است که کلمه פרא در فراز ۱۲ از این باب را که با علامتگذاری خاصی، "گورخر" یا "وحشی" معنا می دهد از ریشه کلمه…
وحشی یا پرثمر (قسمت چهارم)
به نظر بنده با توجه به رویهای معمول در تورات عبری، بسیار محتمل است که نوعی رابطه معنایی بین کلمههای פרא (که به عنوان وصف اسماعیل، گورخر یا حیوان وحشی ترجمه شده) و פארן (پاران که سکونتگاه هاجر و اسماعیل معرفی شده و از ریشه معنایی پر برکت و جلال و عظمت و ثمر است) وجود داشته باشد. منظورم از رویه معمول در تورات عبری، روابط معنایی و جناس بین نام اماکن با نام اشخاص مرتبط یا رویدادهای رخ داده در آن اماکن است که برخی نمونههای آن را انشاءالله در فرصتی دیگر نشان خواهم داد.
اگر این رویه را به شباهت دو کلمه פרא و פארן و حلقه وصل این دو کلمه به یکدیگر (اسماعیل) تسری دهیم، دانستن معنای پاران (کلمه دوم به معنی سرزمین برکت و جلال) میتواند قرینهای دیگر در اشتباه بودن ترجمه رایج از کلمه פרא در وصف اسماعیل و در تایید ترجمه پیشنهادی ما (پرثمر و پربرکت) برای این کلمه باشد.
مرتبط از آرشیو کانال:
https://t.me/besharatha/75
https://t.me/besharatha/143
پینوشت: مدتها بود این نکته را در ذهن داشتم و در نظر داشتم آن را به نحو کاملتری انتشار دهم. متاسفانه فرصت بیان کاملتر آن پیش نیامد، اما خواندن یادداشت دو قسمتی زیر از دوستی نکتهسنج، انگیزهای شد تا نکته مذکور را نیز به خلاصه منتشر کنم:
https://t.me/RasaelKanaanie/60
نگاشته حامد فتاحی
۱۱ اسفند ۱۴۰۲
(ادامه دارد)
قسمت پنجم:
https://t.me/besharatha/160
@besharatha
به نظر بنده با توجه به رویهای معمول در تورات عبری، بسیار محتمل است که نوعی رابطه معنایی بین کلمههای פרא (که به عنوان وصف اسماعیل، گورخر یا حیوان وحشی ترجمه شده) و פארן (پاران که سکونتگاه هاجر و اسماعیل معرفی شده و از ریشه معنایی پر برکت و جلال و عظمت و ثمر است) وجود داشته باشد. منظورم از رویه معمول در تورات عبری، روابط معنایی و جناس بین نام اماکن با نام اشخاص مرتبط یا رویدادهای رخ داده در آن اماکن است که برخی نمونههای آن را انشاءالله در فرصتی دیگر نشان خواهم داد.
اگر این رویه را به شباهت دو کلمه פרא و פארן و حلقه وصل این دو کلمه به یکدیگر (اسماعیل) تسری دهیم، دانستن معنای پاران (کلمه دوم به معنی سرزمین برکت و جلال) میتواند قرینهای دیگر در اشتباه بودن ترجمه رایج از کلمه פרא در وصف اسماعیل و در تایید ترجمه پیشنهادی ما (پرثمر و پربرکت) برای این کلمه باشد.
مرتبط از آرشیو کانال:
https://t.me/besharatha/75
https://t.me/besharatha/143
پینوشت: مدتها بود این نکته را در ذهن داشتم و در نظر داشتم آن را به نحو کاملتری انتشار دهم. متاسفانه فرصت بیان کاملتر آن پیش نیامد، اما خواندن یادداشت دو قسمتی زیر از دوستی نکتهسنج، انگیزهای شد تا نکته مذکور را نیز به خلاصه منتشر کنم:
https://t.me/RasaelKanaanie/60
نگاشته حامد فتاحی
۱۱ اسفند ۱۴۰۲
(ادامه دارد)
قسمت پنجم:
https://t.me/besharatha/160
@besharatha
Forwarded from رسائل کنعانیه (مهدی صالح)
«صلوات ابراهیمی» یا دعا برای تحقق امامت محمد و آل محمد ص (فرستهٔ اول)
📜 میراثی از حافظهٔ جمعی مسلمانان نخستین
بیدلیل نیست که میان رواج کتابت و تثبیت سنت حدیثی همبستگی زمانی مشاهده میشود. کتابت است که «علم را در بند میکشد» و بدون آن، روایت بر بنیادِ برآبِ حافظه سوار خواهد شد. به همین خاطر، هر چه به صدر اسلام نزدیکتر شویم چالشهای تاریخگذاری حدیث جدیتر میشوند؛ چه در قرن اول تنها عدهٔ انگشتشماری موفق به کتابت دفاتر روایی شدند و باقی نقلها شفاهی بودند. با این حال، دستهٔ بسیار کوچکی از روایات میتوانند از گزند آسیبهای نقل شفاهی نجات بیابند. اینها نقلهایی هستند که در زندگی روزمرهٔ عموم جامعه مرتباً حضور دارند و به این ترتیب به حصار «حافظهٔ جمعی» راه یافتهاند. بخش بسیار اندکی از ادبیات کهن اسلامی چنین وضعی دارند. حتی دربارهٔ قرآن، تنها بخشهایی مانند فاتحةالکتاب که صورتی عبادی به خود گرفتند در حافظهٔ جمعی مسلمین حضور داشتهاند.
یکی از آیاتی که مبنایی برای یک عمل عبادی روزمره در میان مسلمانان شد آیهٔ صلوات در سورهٔ احزاب است. علاوه بر این آیه، احادیث بسیاری به صلوات بر پیامبر اکرم ص توصیه میکنند. در میان فقهای متقدم عدهای ذکر صلوات را مستحب میدانند، اما جمعی از آنان صلوات را فیالجمله واجب دانسته و عدهای گفتن آن را در نماز لازم میدانند (نک المغني ابنقدامه، ج۱، ص۳۸۸ به نقل از مالک، شافعی و دیگر فقها).
با این وصف، میتوان انتظار داشت که گزارشهای متقدم بسیاری کیفیت صلوات را بیان کرده باشند، و مراجعه به منابع حدیثی نشان میدهد که واقعیت از همین قرار است. احمد یاسین فرقدانی در کتاب جامع خود در باب صلوات بیش از سی حدیث در کیفیت صلوات آورده که هر یک با اسناد متعددی روایت شدهاند. برای نمونه، روایت کیفیت صلوات به نقل از صحابهای به نام کعببنعجره به تنهایی بیش از چهل طریق دارد. بررسی اجمالی طرق گردآوریشده در کتاب فرقدانی نشانگر حضور افرادی متعلق به اواخر قرن اول و قرن دوم در حلقهٔ مشترک نقلهای این صلوات است که در مناطق جغرافیای بسیار گوناگونی به فعالیت علمی مشغول بودهاند (برای مثال، ابنابیلیلی (کوفه)، مالک (مدینه)، حسن بصری (بصره) و ابنلهیعه (مصر)) که گویای رواج زودهنگام این صلوات در پهنهٔ ممالک اسلامی است. نکتهٔ قابل توجه در احادیث کیفیت صلوات این است که علیرغم نقل آن از سوی افراد مختلف و در بومهای حدیثی متفاوت، متون آنها تا حد زیادی به یکدیگر شبیه است، که نشان میدهد این ذکر بسیار زود به عنوان یک عمل عبادی در جمع مسلمانان اولیه جا افتاده بوده است. عمدهٔ نقلهای صلوات با اختلافاتی اندک مطابق نقل زیر از کعببنعجره هستند:
به علاوه، صلوات ابراهیمی از نمونههای بسیار نادر حدیث نبوی است که شواهد مادی به قدمت آن گواهی میدهند. دو سنگنوشته در اطراف مدینه، منسوب به افرادی به نامهای ابنسبره و عبیداللهبنابیهریره متن صلوات را به صورتی بسیار مشابه با نقلهای رایج در باب کیفیت صلوات آوردهاند. شان آنتونی این دو سنگنوشته را «بسیار کهن» میداند.
📜 زیرمتن قرآنی صلوات ابراهیمی
همچنان که برخی از محققان سنتی دریافتهاند (ن.ک. جلاء الأفهام ابنقیم، ص۳۱۸) متن صلوات ابراهیمی یادآور آیهٔ ۷۳ سورهٔ هود است.
نزدیکی درونمایهٔ صلوات ابراهیمی و این آیه واضح است، چه هر دو مشتمل بر نعتی از جانب خداوند بر اهل بیت ابراهیم ع هستند. اما علاوه بر این، از مرتبهٔ عبارتپردازی هم شباهتهایی غیرقابل چشمپوشی این دو قطعه را به یکدیگر متصل میکنند. آیه با یک قافیهٔ منحصربهفرد در سراسر قرآن به پایان میرسد: «إنه حمید مجید»؛ ذکر صلوات ابراهیمی هم همین عبارت را در پایان خود دارد. همچنین، آنچه در آیه از سوی خدا به اهل بیت ابراهیم ع وعده داده میشود رحمت و «برکت» الهی است، و همین مفهوم است که تکهٔ دوم صلوات ابراهیمی را شکل میدهد.
بنابراین، درک معنای ذکر صلوات در گرو فهم مراد قرآن از برکتیافتگی ابراهیم و آل ابراهیم ع است. برای درک معنای قرآنی برکتیافتگی ابراهیمی سری به سفر پیدایش میزنیم.
@RasaelKanaanie
📜 میراثی از حافظهٔ جمعی مسلمانان نخستین
بیدلیل نیست که میان رواج کتابت و تثبیت سنت حدیثی همبستگی زمانی مشاهده میشود. کتابت است که «علم را در بند میکشد» و بدون آن، روایت بر بنیادِ برآبِ حافظه سوار خواهد شد. به همین خاطر، هر چه به صدر اسلام نزدیکتر شویم چالشهای تاریخگذاری حدیث جدیتر میشوند؛ چه در قرن اول تنها عدهٔ انگشتشماری موفق به کتابت دفاتر روایی شدند و باقی نقلها شفاهی بودند. با این حال، دستهٔ بسیار کوچکی از روایات میتوانند از گزند آسیبهای نقل شفاهی نجات بیابند. اینها نقلهایی هستند که در زندگی روزمرهٔ عموم جامعه مرتباً حضور دارند و به این ترتیب به حصار «حافظهٔ جمعی» راه یافتهاند. بخش بسیار اندکی از ادبیات کهن اسلامی چنین وضعی دارند. حتی دربارهٔ قرآن، تنها بخشهایی مانند فاتحةالکتاب که صورتی عبادی به خود گرفتند در حافظهٔ جمعی مسلمین حضور داشتهاند.
یکی از آیاتی که مبنایی برای یک عمل عبادی روزمره در میان مسلمانان شد آیهٔ صلوات در سورهٔ احزاب است. علاوه بر این آیه، احادیث بسیاری به صلوات بر پیامبر اکرم ص توصیه میکنند. در میان فقهای متقدم عدهای ذکر صلوات را مستحب میدانند، اما جمعی از آنان صلوات را فیالجمله واجب دانسته و عدهای گفتن آن را در نماز لازم میدانند (نک المغني ابنقدامه، ج۱، ص۳۸۸ به نقل از مالک، شافعی و دیگر فقها).
با این وصف، میتوان انتظار داشت که گزارشهای متقدم بسیاری کیفیت صلوات را بیان کرده باشند، و مراجعه به منابع حدیثی نشان میدهد که واقعیت از همین قرار است. احمد یاسین فرقدانی در کتاب جامع خود در باب صلوات بیش از سی حدیث در کیفیت صلوات آورده که هر یک با اسناد متعددی روایت شدهاند. برای نمونه، روایت کیفیت صلوات به نقل از صحابهای به نام کعببنعجره به تنهایی بیش از چهل طریق دارد. بررسی اجمالی طرق گردآوریشده در کتاب فرقدانی نشانگر حضور افرادی متعلق به اواخر قرن اول و قرن دوم در حلقهٔ مشترک نقلهای این صلوات است که در مناطق جغرافیای بسیار گوناگونی به فعالیت علمی مشغول بودهاند (برای مثال، ابنابیلیلی (کوفه)، مالک (مدینه)، حسن بصری (بصره) و ابنلهیعه (مصر)) که گویای رواج زودهنگام این صلوات در پهنهٔ ممالک اسلامی است. نکتهٔ قابل توجه در احادیث کیفیت صلوات این است که علیرغم نقل آن از سوی افراد مختلف و در بومهای حدیثی متفاوت، متون آنها تا حد زیادی به یکدیگر شبیه است، که نشان میدهد این ذکر بسیار زود به عنوان یک عمل عبادی در جمع مسلمانان اولیه جا افتاده بوده است. عمدهٔ نقلهای صلوات با اختلافاتی اندک مطابق نقل زیر از کعببنعجره هستند:
عبد الله بن عيسى، سمع عبد الرحمن بن أبي ليلى، قال: لقيني كعب بن عجرة، فقال: ألا أهدي لك هدية سمعتها من النبي صلى الله عليه وسلم؟ فقلت: بلى، فأهدها لي، فقال: سألنا رسول الله صلى الله عليه وسلم فقلنا: يا رسول الله، كيف الصلاة عليكم أهل البيت، فإن الله قد علمنا كيف نسلم عليكم؟ قال: قولوا: اللهم صل على محمد وعلى آل محمد، كما صليت على إبراهيم، وعلى آل إبراهيم، إنك حميد مجيد، اللهم بارك على محمد وعلى آل محمد، كما باركت على إبراهيم، وعلى آل إبراهيم إنك حميد مجيد. (صحیح بخاری، حدیث ۳۳۷۰)
به علاوه، صلوات ابراهیمی از نمونههای بسیار نادر حدیث نبوی است که شواهد مادی به قدمت آن گواهی میدهند. دو سنگنوشته در اطراف مدینه، منسوب به افرادی به نامهای ابنسبره و عبیداللهبنابیهریره متن صلوات را به صورتی بسیار مشابه با نقلهای رایج در باب کیفیت صلوات آوردهاند. شان آنتونی این دو سنگنوشته را «بسیار کهن» میداند.
📜 زیرمتن قرآنی صلوات ابراهیمی
همچنان که برخی از محققان سنتی دریافتهاند (ن.ک. جلاء الأفهام ابنقیم، ص۳۱۸) متن صلوات ابراهیمی یادآور آیهٔ ۷۳ سورهٔ هود است.
قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ الله رَحْمَتُ الله وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ
نزدیکی درونمایهٔ صلوات ابراهیمی و این آیه واضح است، چه هر دو مشتمل بر نعتی از جانب خداوند بر اهل بیت ابراهیم ع هستند. اما علاوه بر این، از مرتبهٔ عبارتپردازی هم شباهتهایی غیرقابل چشمپوشی این دو قطعه را به یکدیگر متصل میکنند. آیه با یک قافیهٔ منحصربهفرد در سراسر قرآن به پایان میرسد: «إنه حمید مجید»؛ ذکر صلوات ابراهیمی هم همین عبارت را در پایان خود دارد. همچنین، آنچه در آیه از سوی خدا به اهل بیت ابراهیم ع وعده داده میشود رحمت و «برکت» الهی است، و همین مفهوم است که تکهٔ دوم صلوات ابراهیمی را شکل میدهد.
بنابراین، درک معنای ذکر صلوات در گرو فهم مراد قرآن از برکتیافتگی ابراهیم و آل ابراهیم ع است. برای درک معنای قرآنی برکتیافتگی ابراهیمی سری به سفر پیدایش میزنیم.
@RasaelKanaanie
Forwarded from رسائل کنعانیه (مهدی صالح)
«صلوات ابراهیمی» یا دعا برای تحقق امامت محمد و آل محمد ص (فرستهٔ دوم)
📜 برکتیافتگی ابراهیمی در سفر پیدایش
«برکت» مفهوم محوری سفر پیدایش است. از آغاز خلقت حیات بر روی زمین تا ماجرای فرزندان یعقوب در پایان کتاب، سفر پیدایش روایتی است از جریان برکت الهی بر روی زمین و انتقال آن در نسلهای متمادی. دال مرکزی برکت در این کتاب از همان ابتدا تا حدی روشن میشود؛ آنگاه که خداوند در روز چهارم آفرینش به حیوانات مژدهٔ باروری و گسترش در زمین را میدهد و به این ترتیب آنان را مبارک میگرداند. این دلالت بر «فزونی» تا پایان کتاب و هرگاه که فردی از سوی خداوند برکت مییابد موجود است، اما آنگاه که انسانی برگزیده دریافتکنندهٔ برکت الهی است، برکت دلالت دیگری از جنس سیطره و سروری هم به خود میگیرد. آدم و حوا ع با این عبارت از سوی خداوند برکت مییابند:
این برکت الهی نسلاندرنسل از آدم به نوح و از او ابراهیم میرسد و پس از آن مرتباً در نسل ابراهیم از پدر به فرزند انتقال مییابد. کریستوفر میشل در تعریف این نوع برکتیافتگی که متضمن ریاست فرزند بر قوم پدر پس از اوست مینویسد:
به همین خاطر است که انتقال برکت الهی از پدر به فرزند در سفر پیدایش همواره مسالمتآمیز نیست و گاهی بر سر تصاحب برکت پدر نزاع در میگیرد. (نک. پیدایش ۲۷)
📜 خوانش قرآن از برکتیافتگی ابراهیمی
قرآن برکتیافتگی ابراهیم ع را با عبارت «امامت» صورتبندی میکند. سفر پیدایش دو مرتبه از برکت یافتن ابراهیم سخن میگوید؛ یک بار در پیدایش ۱۲ و یک بار در پیدایش ۱۷، که در آن علاوه بر بیان برکتیافتگی خود ابراهیم به برکت یافتن اسحاق و اسماعیل و همچنین پدید آمدن ۱۲ امیر از نسل اسماعیل اشاره میشود. پژوهشها نشان میدهند که آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره یک بازخوانی از پیدایش ۱۷ ارائه میدهد. (نک. تقوی، قندهاری و فیضبخش، دوازده امام در تورات و کارملی، Circumcision in Early Islam) یوناتان کارملی به درستی نشان میدهد که در این آیه عبارت «جعل ابراهیم به امامت» با اعلام برکتیافتگی الهی ابراهیم در پیدایش ۱۷ متناظر است. (نک. نمودار تناظر عبارات میان پیدایش ۱۷ و بقره ۱۲۴-۱۲۶) مشاهدهٔ او توسط خود قرآن تأیید میشود؛ چرا که در آیات ۱۰۶-۱۱۳ سورهٔ صافات که ارتباط متنی روشنی با آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره دارند (البلاء/ابتلی - ذريتي/ذریتهما - ظالم لنفسه/الظالمین)، عبارت «بارکنا علیه» جایگزین «إني جاعلك للناس اماما» شده است.
بنابراین، با توجه به ارجاع صلوات ابراهیمی به قرآن و خصوصاً تأکید آن بر تداوم برکت در آل ابراهیم، میتوان گفت «برکت» در این صلوات به برکتیافتگی ابراهیمی در سفر پیدایش یا به تعبیر قرآنی آن، امامت ابراهیم و نسل ایشان اشاره دارد. درخواست برکت برای محمد و آل محمد ص همانند ابراهیم و آل ابراهیم در این صلوات، دعایی است برای فزونی در نسل و پیروان، مصون ماندن از شر دشمنان و تحقق امامت و سروری الهی ایشان بر روی زمین.
🏷 تکمله. یکی از دلالتهای برکتیافتگی ابراهیمی در سفر پیدایش آن است که فرد نهتنها خود از سوی خداوند برکت مییابد، بلکه در نقش واسطهای برای انتقال برکت الهی به مفهوم عام آن به افراد دیگر هم عمل میکند. آنگاه که خداوند برای نخستین بار ابراهیم را مبارک میگرداند به او چنین میگوید:
بنابراین، سازوکار نشر برکت الهی در میان انسانها چنین است: خداوند فردی را به امامت برمیگزیند و مبارک میگرداند، و برکتیافتگی باقی افراد منوط به معاملهٔ آنان با اوست. مشابه این سازوکار در قرآن برای پیامبر ص (آیهٔ ۳۳ سورهٔ آلعمران) و در احادیث برای امامان پس از ایشان ایشان تعریف شده است (مثلاً عبارت معروف نبوی در حدیث غدیر: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله).
نیمهٔ شعبان ۱۴۴۵
@RasaelKanaanie
📜 برکتیافتگی ابراهیمی در سفر پیدایش
«برکت» مفهوم محوری سفر پیدایش است. از آغاز خلقت حیات بر روی زمین تا ماجرای فرزندان یعقوب در پایان کتاب، سفر پیدایش روایتی است از جریان برکت الهی بر روی زمین و انتقال آن در نسلهای متمادی. دال مرکزی برکت در این کتاب از همان ابتدا تا حدی روشن میشود؛ آنگاه که خداوند در روز چهارم آفرینش به حیوانات مژدهٔ باروری و گسترش در زمین را میدهد و به این ترتیب آنان را مبارک میگرداند. این دلالت بر «فزونی» تا پایان کتاب و هرگاه که فردی از سوی خداوند برکت مییابد موجود است، اما آنگاه که انسانی برگزیده دریافتکنندهٔ برکت الهی است، برکت دلالت دیگری از جنس سیطره و سروری هم به خود میگیرد. آدم و حوا ع با این عبارت از سوی خداوند برکت مییابند:
بارور و زياد شويد، زمين را پُر سازيد، بر آن تسلط يابيد، و بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و همهٔ حيوانات فرمانروايی کنید. (پیدایش ۱:۲۸)
این برکت الهی نسلاندرنسل از آدم به نوح و از او ابراهیم میرسد و پس از آن مرتباً در نسل ابراهیم از پدر به فرزند انتقال مییابد. کریستوفر میشل در تعریف این نوع برکتیافتگی که متضمن ریاست فرزند بر قوم پدر پس از اوست مینویسد:
در بشارتهای پدرسالارانه (patriarchal)، برکت عبارت است از اعطای نسل، شهرت، امارت بر دیگران، {اعطای} سرزمین و حضور و حمایت خداوند. (Christopher Mitchell 2007, 33)
به همین خاطر است که انتقال برکت الهی از پدر به فرزند در سفر پیدایش همواره مسالمتآمیز نیست و گاهی بر سر تصاحب برکت پدر نزاع در میگیرد. (نک. پیدایش ۲۷)
📜 خوانش قرآن از برکتیافتگی ابراهیمی
قرآن برکتیافتگی ابراهیم ع را با عبارت «امامت» صورتبندی میکند. سفر پیدایش دو مرتبه از برکت یافتن ابراهیم سخن میگوید؛ یک بار در پیدایش ۱۲ و یک بار در پیدایش ۱۷، که در آن علاوه بر بیان برکتیافتگی خود ابراهیم به برکت یافتن اسحاق و اسماعیل و همچنین پدید آمدن ۱۲ امیر از نسل اسماعیل اشاره میشود. پژوهشها نشان میدهند که آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره یک بازخوانی از پیدایش ۱۷ ارائه میدهد. (نک. تقوی، قندهاری و فیضبخش، دوازده امام در تورات و کارملی، Circumcision in Early Islam) یوناتان کارملی به درستی نشان میدهد که در این آیه عبارت «جعل ابراهیم به امامت» با اعلام برکتیافتگی الهی ابراهیم در پیدایش ۱۷ متناظر است. (نک. نمودار تناظر عبارات میان پیدایش ۱۷ و بقره ۱۲۴-۱۲۶) مشاهدهٔ او توسط خود قرآن تأیید میشود؛ چرا که در آیات ۱۰۶-۱۱۳ سورهٔ صافات که ارتباط متنی روشنی با آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره دارند (البلاء/ابتلی - ذريتي/ذریتهما - ظالم لنفسه/الظالمین)، عبارت «بارکنا علیه» جایگزین «إني جاعلك للناس اماما» شده است.
بنابراین، با توجه به ارجاع صلوات ابراهیمی به قرآن و خصوصاً تأکید آن بر تداوم برکت در آل ابراهیم، میتوان گفت «برکت» در این صلوات به برکتیافتگی ابراهیمی در سفر پیدایش یا به تعبیر قرآنی آن، امامت ابراهیم و نسل ایشان اشاره دارد. درخواست برکت برای محمد و آل محمد ص همانند ابراهیم و آل ابراهیم در این صلوات، دعایی است برای فزونی در نسل و پیروان، مصون ماندن از شر دشمنان و تحقق امامت و سروری الهی ایشان بر روی زمین.
🏷 تکمله. یکی از دلالتهای برکتیافتگی ابراهیمی در سفر پیدایش آن است که فرد نهتنها خود از سوی خداوند برکت مییابد، بلکه در نقش واسطهای برای انتقال برکت الهی به مفهوم عام آن به افراد دیگر هم عمل میکند. آنگاه که خداوند برای نخستین بار ابراهیم را مبارک میگرداند به او چنین میگوید:
و برکت دهم به آنانی که تو را مبارک خوانند (= تو را نصرت نمایند، در حزب تو باشند؛ نک. مدخل Blessing در Anchor Bible Dictionary)، و لعنت کنم به آنکه تو را ملعون خواند. و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت. (پیدایش ۱۲:۳)
بنابراین، سازوکار نشر برکت الهی در میان انسانها چنین است: خداوند فردی را به امامت برمیگزیند و مبارک میگرداند، و برکتیافتگی باقی افراد منوط به معاملهٔ آنان با اوست. مشابه این سازوکار در قرآن برای پیامبر ص (آیهٔ ۳۳ سورهٔ آلعمران) و در احادیث برای امامان پس از ایشان ایشان تعریف شده است (مثلاً عبارت معروف نبوی در حدیث غدیر: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله).
نیمهٔ شعبان ۱۴۴۵
@RasaelKanaanie
رمضان و قرآن- ۱
(جزء ۱)
ظرایف قرآن- ۱
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿بقره / ۵۴﴾
این آیه، در میانه تعدادی از آیاتی است که در آنها بنیاسرائیل مخاطب قرار گرفتهاند. به کارگیری وصف «بارء» در مورد خدا به جای کلمات متداولتر در عربی در همین مفهوم، آن هم دو بار، از این لحاظ جالب است که به نظر میآید مقصود همزبانی با مخاطب آیه نیز در این به کارگیری مورد نظر بوده. از این لحاظ که کلمه بارء، از ریشهای مشترک در زبانهای عربی و عبری است و اولین آیه از تورات را که آیه مشهوری نیز هست به ذهن متبادر میکند:
בראשית ברא אלהים את השמים ואת הארץ
برشیت بارا الوهیم ات هشمیم و ات هارص
در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید.
مرتبط:
https://t.me/besharatha/131
https://t.me/besharatha/132
#ظرایف_قرآن
(جزء ۱)
ظرایف قرآن- ۱
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿بقره / ۵۴﴾
این آیه، در میانه تعدادی از آیاتی است که در آنها بنیاسرائیل مخاطب قرار گرفتهاند. به کارگیری وصف «بارء» در مورد خدا به جای کلمات متداولتر در عربی در همین مفهوم، آن هم دو بار، از این لحاظ جالب است که به نظر میآید مقصود همزبانی با مخاطب آیه نیز در این به کارگیری مورد نظر بوده. از این لحاظ که کلمه بارء، از ریشهای مشترک در زبانهای عربی و عبری است و اولین آیه از تورات را که آیه مشهوری نیز هست به ذهن متبادر میکند:
בראשית ברא אלהים את השמים ואת הארץ
برشیت بارا الوهیم ات هشمیم و ات هارص
در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید.
مرتبط:
https://t.me/besharatha/131
https://t.me/besharatha/132
#ظرایف_قرآن
رمضان و قرآن- ۲
(جزء ۱)
ظرایف قرآن- ۲ / نیازمند به بررسی
قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَا فَارِضٌ وَلَا بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ ﴿بقره / ۶۸﴾
مخاطب این آیه نیز بنیاسرائیلاند. آیه، فرازی از ماجرای گاوی است که خدا ذبح آن را از بنیاسرائیل خواسته است. در این آیه، کلمه «فارض» که معنی پیر بر آن حمل شده به جای کلمات متداولتری همچون «مسن» به کار رفته است. محتمل است به قصد همزبانی بیشتر با مخاطب، ارتباطی بین کلمه فارض و ریشه عبری פרץ (پرز، پرص) وجود داشته باشد. البته کلمه بکر نیز که در عربی متداول است برای مخاطب عبری نیز کاملا آشنا است.
#ظرایف_قرآن
(جزء ۱)
ظرایف قرآن- ۲ / نیازمند به بررسی
قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَا فَارِضٌ وَلَا بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ ﴿بقره / ۶۸﴾
مخاطب این آیه نیز بنیاسرائیلاند. آیه، فرازی از ماجرای گاوی است که خدا ذبح آن را از بنیاسرائیل خواسته است. در این آیه، کلمه «فارض» که معنی پیر بر آن حمل شده به جای کلمات متداولتری همچون «مسن» به کار رفته است. محتمل است به قصد همزبانی بیشتر با مخاطب، ارتباطی بین کلمه فارض و ریشه عبری פרץ (پرز، پرص) وجود داشته باشد. البته کلمه بکر نیز که در عربی متداول است برای مخاطب عبری نیز کاملا آشنا است.
#ظرایف_قرآن
رمضان و قرآن- ۳
(جزء ۱)
قرآن و موضوع شناخت پیشینی اهل کتاب از حضرت محمد- ۱
وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿بقره / ۸۹﴾
(جزء ۱)
قرآن و موضوع شناخت پیشینی اهل کتاب از حضرت محمد- ۱
وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿بقره / ۸۹﴾
رمضان و قرآن - ۴
(جزء ۱)
قرآن و موضوع شناخت پیشینی اهل کتاب از حضرت محمد- ۲
وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ *كَأَنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿بقره / ۱۰۱﴾
(جزء ۱)
قرآن و موضوع شناخت پیشینی اهل کتاب از حضرت محمد- ۲
وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ *كَأَنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿بقره / ۱۰۱﴾
رمضان و قرآن - ۵
(جزء ۱)
قرآن و موضوع شناخت پیشینی اهل کتاب از حضرت محمد - ۳
البته این آیه را با قطعیت نمیتوان ذیل موضوعی که تیتر زدهام قرا داد، اما بدون حکم قطعی، چنین قابلیتی دارد. آن حقی که برای اهل کتاب روشن شده، هم میتواند حقانیت رسالت حضرت محمد به طور کلی باشد، هم روشن شدن اینکه مصداق مشخص امری که منتظرش بودند و آن را میشناختند چه کسی است:
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿بقره / ۱۰۹﴾
(جزء ۱)
قرآن و موضوع شناخت پیشینی اهل کتاب از حضرت محمد - ۳
البته این آیه را با قطعیت نمیتوان ذیل موضوعی که تیتر زدهام قرا داد، اما بدون حکم قطعی، چنین قابلیتی دارد. آن حقی که برای اهل کتاب روشن شده، هم میتواند حقانیت رسالت حضرت محمد به طور کلی باشد، هم روشن شدن اینکه مصداق مشخص امری که منتظرش بودند و آن را میشناختند چه کسی است:
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿بقره / ۱۰۹﴾
رمضان و قرآن - ۶
(جزء ۱)
قرآن و موضوع شناخت پیشینی اهل کتاب از حضرت محمد - ۴
در هنگام خواندن چنین آیاتی، لازم است در این نکته تامل شود که آن چیز یا چیزهایی که نزد کتمان کننده بوده و از کتمان آنها سخن رفته، چیستند:
أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿بقره /۱۴۰﴾
تکمیلی:
در روزهای آینده، آدرس آیات با موضوع «کتمان» که با قطعیت کمتری میتوان آنها را مربوط به شناخت پیشینی از رسالت حضرت محمد دانست به مرور اینجا اضافه خواهند شد:
سوره بقره / آیه ۷۶
سوره بقره / آیه ۱۰۱
سوره بقره / ۱۴۴
سوره بقره / ۱۵۹
سوره بقره / ۱۷۴
سوره هود / ۱۷
سوره رعد / ۳۶
سوره رعد / ۴۳ (؟)
سوره اسراء / ۱۰۷
سوره طه / ۱۳۳
سوره نمل / ۷۶
سوره قصص / ۵۲- ۵۵
صافات/ ۳۷
سوره عنکبوت / ۴۷
سوره احقاف / ۱۰
سوره محمد / ۱۶
سوره فتح / ۲۸
سوره حدید / ۸
سوره مدثر / ۳۱
سوره بینه / ۱-۵
(جزء ۱)
قرآن و موضوع شناخت پیشینی اهل کتاب از حضرت محمد - ۴
در هنگام خواندن چنین آیاتی، لازم است در این نکته تامل شود که آن چیز یا چیزهایی که نزد کتمان کننده بوده و از کتمان آنها سخن رفته، چیستند:
أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿بقره /۱۴۰﴾
تکمیلی:
در روزهای آینده، آدرس آیات با موضوع «کتمان» که با قطعیت کمتری میتوان آنها را مربوط به شناخت پیشینی از رسالت حضرت محمد دانست به مرور اینجا اضافه خواهند شد:
سوره بقره / آیه ۷۶
سوره بقره / آیه ۱۰۱
سوره بقره / ۱۴۴
سوره بقره / ۱۵۹
سوره بقره / ۱۷۴
سوره هود / ۱۷
سوره رعد / ۳۶
سوره رعد / ۴۳ (؟)
سوره اسراء / ۱۰۷
سوره طه / ۱۳۳
سوره نمل / ۷۶
سوره قصص / ۵۲- ۵۵
صافات/ ۳۷
سوره عنکبوت / ۴۷
سوره احقاف / ۱۰
سوره محمد / ۱۶
سوره فتح / ۲۸
سوره حدید / ۸
سوره مدثر / ۳۱
سوره بینه / ۱-۵
رمضان و قرآن - ۷
(جزء ۲)
قرآن و موضوع شناخت پیشینی اهل کتاب از حضرت محمد - ۵
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿بقره / ۱۴۶﴾
پینوشت: نظر به یکی از موضوعات این کانال است که به این دسته از آیات در قرآن کریم، توجه بیشتری نشان میدهیم. ضمن اینکه بر این نظریم این موضوع در قرآن فقط در دو سه آیهای که مشهورتر هستند، مطرح نشده.
(جزء ۲)
قرآن و موضوع شناخت پیشینی اهل کتاب از حضرت محمد - ۵
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿بقره / ۱۴۶﴾
پینوشت: نظر به یکی از موضوعات این کانال است که به این دسته از آیات در قرآن کریم، توجه بیشتری نشان میدهیم. ضمن اینکه بر این نظریم این موضوع در قرآن فقط در دو سه آیهای که مشهورتر هستند، مطرح نشده.