Berghof
49 subscribers
177 photos
344 videos
2 files
32 links
Smile.
Download Telegram
𝖁𝖎𝖆𝖓𝖉𝖆𝖓𝖙𝖊 𝖓𝖔𝖙𝖙𝖚𝖗𝖓𝖔
Photo
داستان ارتباط ماریا اورسیک و نیکولا تسلا، در روایت‌های مربوط به محافل Vril، از اواخر دههٔ ۱۹۲۰ آغاز می‌شود.


ماریا اورسیک در مونیخ در میان محافل باطنی و رازآمیز فعالیت می‌کرد و بعدها به‌عنوان چهرهٔ اصلی گروهی که با نام Vril شناخته شد، معرفی شد. در روایت‌ها، او ادعا می‌کرد که از طریق حالت‌های خلسه و ارتباط ذهنی، پیام‌هایی از موجوداتی فرازمینی دریافت می‌کند. این پیام‌ها بعدها به تمدنی در سیارهٔ آلده‌باران نسبت داده شدند.

در همین دوره، نام نیکولا تسلا وارد داستان می‌شود. تسلا به دریافت سیگنال‌های ناشناخته از فضا و امکان وجود حیات هوشمند در خارج از زمین علاقه داشت. بر اساس این روایت، فعالیت‌های اورسیک توجه او را جلب کرد و میان آن دو نوعی ارتباط و تبادل اطلاعات و عاطفی شکل گرفت.

موضوع اصلی این ارتباط، سیگنال‌ها، فرکانس‌ها و امکان ارتباط با یک تمدن غیرزمینی بود. اورسیک اطلاعاتی را که از طریق جلسات خود دریافت می‌کرد، در اختیار حلقه نخبگانش قرار می‌داد و تسلا، که سال‌ها روی برق، امواج و انتقال بی‌سیم انرژی کار کرده بود، در این روایت به‌عنوان دانشمندی معرفی می‌شود که می‌توانست جنبهٔ فنی این اطلاعات را بررسی کند.

اما داستان در آلمان متوقف نمی‌شود.

با شکل‌گیری و گسترش جنبش ناسیونال‌سوسیالیستی، محافل باطنی‌ای که بعدها به Vril و Thule نسبت داده شدند، در روایت‌های بعدی با محیط فکری پیرامون حزب نازی و اس‌اس پیوند داده شدند. در این روایت، علاقه به اساطیر ژرمنی، مفهوم نژاد آریایی، هایپربورئا و دانش‌های باستانی بخشی از فضای فکری این محافل بود.

پس از به قدرت رسیدن هیتلر در سال ۱۹۳۳، داستان وارد مرحلهٔ دیگری می‌شود. گفته می‌شود برخی از افراد مرتبط با این محافل تلاش کردند دانش و اطلاعاتی را که از طریق اورسیک به دست می‌آمد، به پروژه‌های تحقیقاتی آلمان منتقل کنند.

در این روایت، هدف دیگر صرفاً برقراری ارتباط با موجودات فرازمینی نبود؛ بلکه تلاش برای تبدیل این اطلاعات به فناوری نیز مطرح شد.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان، پروژهٔ ساخت وسیله‌ای پرنده است که بعدها با نام Vril شناخته شد. گفته می‌شد این وسیله بر اساس اصولی متفاوت از موتورهای معمولی کار می‌کرد و از انرژی یا نیرویی ناشناخته استفاده می‌کرد برای بکار گیری فناوری موتور ضد جاذبه.

در روایت‌های بعدی، این پروژه‌ها با SS و ساختارهای تحقیقاتی آلمان نازی نیز ارتباط داده شدند. نام‌هایی مانند Ahnenerbe نیز در این داستان مطرح می‌شوند؛ سازمانی وابسته به اس‌اس که به تحقیق دربارهٔ تاریخ، اسطوره‌شناسی و گذشتهٔ اقوام ژرمنی و آریایی می‌پرداخت.

در همین فضای افسانه‌ای، نقش تسلا نیز دوباره مطرح می‌شود. گفته می‌شود برخی از تحقیقات او دربارهٔ انرژی، فرکانس و انتقال بی‌سیم می‌توانست برای پروژه‌های محرمانهٔ آلمان اهمیت داشته باشد و اطلاعات فنی او به‌صورت غیرمستقیم وارد این جریان شده باشد.

به این ترتیب، در روایت Vril، سه عنصر به یکدیگر متصل می‌شوند:

ماریا اورسیک و پیام‌های آلده‌باران؛
تسلا و تحقیقات مربوط به انرژی و فرکانس؛
و محافل محرمانهٔ آلمان نازی که می‌خواستند این دانش را به فناوری تبدیل کنند.

با شروع جنگ جهانی دوم، پروژه‌ها محرمانه‌تر شدند. گفته می‌شود آزمایش‌هایی دربارهٔ دیسک‌های پرنده و فناوری‌های ناشناخته ادامه پیدا کرد و برخی از این پروژه‌ها تحت پوشش برنامه‌های تحقیقاتی نظامی آلمان قرار گرفتند.

در پایان جنگ، آلمان نازی سقوط کرد و اسناد و تجهیزات بسیاری از پروژه‌های محرمانه یا نابود شدند یا به دست متفقین افتادند.

ماریا اورسیک نیز ناپدید شد.

آخرین بخش داستان به پیامی نسبت داده می‌شود که گفته می‌شود او پیش از ناپدیدشدن برای اعضای گروه فرستاد:

«هیچ‌کس اینجا نمی‌ماند.»

از آنجا، روایت وارد افسانه‌ای بزرگ‌تر می‌شود: اینکه اورسیک و گروهش توانستند با استفاده از فناوری Vril زمین را ترک کنند و به سوی آلده‌باران بروند؛ همان تمدنی که گفته می‌شد نخستین پیام‌ها را از آن دریافت کرده بودند.

در این روایت، ارتباط تسلا و اورسیک در نهایت بخشی از داستان بزرگ‌تری می‌شود که در آن تسلا نمایندهٔ دانش علمی، اورسیک واسطهٔ پیام‌های کیهانی، و آلمان نازی قدرت سیاسی و نظامی برای تبدیل این دانش به فناوری معرفی می‌شود.

منابع:

Maximillien de Lafayette — Maria Orsic, Nikola Tesla, Their Extraterrestrials Messages, Occult UFOs

Maximillien de Lafayette — Vol. 2: Maria Orsic, Nikola Tesla, Their Extraterrestrials Messages, Occult UFOs

Rune.ws_maria orsic

Paradox News — «Tesla and Orsic: The Invisible Dialogue of Antigravity»

Dia-noesis_The Witches of the Reich


Daniele Mansuino_maria orsic
Revolt against the modern world
this is the message of your fathers
The Cypress Tree (Symbol of Life After Death)

Another symbol that can still be found carved on old tombstones in Iran—particularly during (the Islamic period, drawing upon ancient traditions) is the cypress tree. Because it remains evergreen, the cypress came to symbolize the idea that a person’s soul continues to live and remains eternal after the death of the physical body.

In ancient Iranian mythology, the words and concepts associated with “tree” and “immortality” (Amərətāt / Ameretat) are etymologically related. Zoroastrians believed that the cypress was a tree that never truly dies and does not shed its leaves; therefore, it became a manifestation of Ameretat (immortality and eternal life).

(The tradition of planting cypress trees near fire temples and ancient burial sites is also said to have originated from this belief, serving as a reminder to the viewer that death is not the end of the soul’s existence).


#Zoroastrianism
#Zoroastra


𓄂
#Trumpets_of_ohrmazd 𓆃

@GODISDAED