Forwarded from Sadra Noroozi
ساخت انواع ماکت نظامی، مدلهای خارجی و داخلی مانند
پدافند سوم خرداد همراه با کیل مارک گلوبال هاوک
سامانه شهاب و s300
تامکت با استتار خاورمیانه و... با قابلیت سفارشی و شخصیسازی،
🔺️در دو الی سه مرحله برای پرداخت وجه.
برای اطلاعات، استعلام مدل و یا سفارش به آیدی زیر پیغام دهید:👇🏻
@ItsSadraNoroozi
پدافند سوم خرداد همراه با کیل مارک گلوبال هاوک
سامانه شهاب و s300
تامکت با استتار خاورمیانه و... با قابلیت سفارشی و شخصیسازی،
🔺️در دو الی سه مرحله برای پرداخت وجه.
برای اطلاعات، استعلام مدل و یا سفارش به آیدی زیر پیغام دهید:👇🏻
@ItsSadraNoroozi
Forwarded from omid
🔺 *جناب سرهنگ*
سرهنگ بازنشسته ارتشی که سابق فرمانده پادگان بود تعریف می کرد:
*" بعد از بازنشستگی نیازمندی های همشهری را بالا پائین می کردم تا با پیدا کردن شغلی شکم اهل بیتم را هر چه بیشتر سیر کنم!*
چشمم به آگهی فروشندگی برای فروشگاه لوازم ورزشی خورد. زنگ زدم، طرف گفت بیا ببینمت.
*رفتم و از سابقه کاری ام پرسید. صاحب فروشگاه جوانکی زیر ابرو برداشته بود، خجالت کشیدم بگویم سرهنگ بازنشسته و فرمانده پادگان بوده ام. گفتم استوار بازنشسته ارتش هستم!*
گفت از فردا با ماهی یک و دویست سرکار بیا.
*قبول کردم و فردا اول صبح روانه محل کار جدیدم شدم. جوانک همان اول صبح من را دنبال خرید نان سنگک و کره و مربا فرستاد. در حالی که برای خرید کره و مربا می رفتم یادم آمد روزگاری اوایل صبح، به محض ورودم به پادگان شیپور می زدند و یگان تشریفات ایست خبردار می کشیدند. بیش از چند هزار کادری و سرباز جلویم رژه می رفتند... کره مربا و نان سنگک را گرفتم و جلوی رئیس زیر ابرو برداشته ام گذاشتم که بلا درنگ مرا مامور دم کردن چای کرد*.
حوالی ظهر مامور خرید چلوکباب نهار از فلان رستوران شدم و تاکید کرد پیاز هم بیار!
*چلو کباب را گرفتم و جلوی دست صاحب کار گذاشتم و خودم مشغول خوردن عدس پلوی همسرِ بدبختم شدم*.
فردا صبح مجدد خطاب به من گفت برو پنیر لیقوان بگیر، با شرم و خجالت گفتم: *قربان ببخشید من برای فروشندگی اینجا مشغول به کار شدم نه دم کردن چای و خرید پنیر لیقوان!*
جوانک بهم ریخت و جواب داد: *همینه! دوست داری بمون دوست نداری بفرما!*
کارت شناسایی ام را درآوردم و به جوان نشان دادم ، گفتم: من سرهنگ بازنشسته هستم، *فرمانده پادگان بودم زمان جنگ در جبهه بیش از چهل ماموریت برون مرزی داشتم، بارها با عزرائیل سلام علیک کردم! تقصیر تو نیست جوون ، کار از جای دیگه خرابه! و زدم بیرون.*
جوانک هر چقدر صدایم زد: جناب سرهنگ! جناب سرهنگ!... پشت سرم را هم نگاه نکردم و راهی خانه ام شدم".
*دلم آروم و قرار ندارد بعد از ۳۰ سال خدمت و ۸سال جنگ و ۲سال بعد از جنگ در بیابانهای مرزی ایران و عراق در کمترین امکانات و زندگی با همکاران بدبختم در چادرهای گروهی.. حالا باید پادوی یه الف بچه زیرابرو برداشته باشم. آتشی در دلم افتاده که تمام وجودم رو عین خوره داره از بین میبره....*
ما در جامعه حرمت ها را شکسته ایم
*بزرگان را کوچک و افراد کوچک را بزرگ کرده ایم*
ارزشها گم شده و نا مردیها قبح خودش را از دست داده
*واقعا جامعه ما دارد به کجا می رود*؟
برگی از خاطرات سرهنگ دو پیاده محمدرضا اختردانش فرمانده وقت گردان ۱۵۱ پیاده تیپ ۴ لشگر ۹۲ زرهی مکانیزه اهــواز
سرهنگ بازنشسته ارتشی که سابق فرمانده پادگان بود تعریف می کرد:
*" بعد از بازنشستگی نیازمندی های همشهری را بالا پائین می کردم تا با پیدا کردن شغلی شکم اهل بیتم را هر چه بیشتر سیر کنم!*
چشمم به آگهی فروشندگی برای فروشگاه لوازم ورزشی خورد. زنگ زدم، طرف گفت بیا ببینمت.
*رفتم و از سابقه کاری ام پرسید. صاحب فروشگاه جوانکی زیر ابرو برداشته بود، خجالت کشیدم بگویم سرهنگ بازنشسته و فرمانده پادگان بوده ام. گفتم استوار بازنشسته ارتش هستم!*
گفت از فردا با ماهی یک و دویست سرکار بیا.
*قبول کردم و فردا اول صبح روانه محل کار جدیدم شدم. جوانک همان اول صبح من را دنبال خرید نان سنگک و کره و مربا فرستاد. در حالی که برای خرید کره و مربا می رفتم یادم آمد روزگاری اوایل صبح، به محض ورودم به پادگان شیپور می زدند و یگان تشریفات ایست خبردار می کشیدند. بیش از چند هزار کادری و سرباز جلویم رژه می رفتند... کره مربا و نان سنگک را گرفتم و جلوی رئیس زیر ابرو برداشته ام گذاشتم که بلا درنگ مرا مامور دم کردن چای کرد*.
حوالی ظهر مامور خرید چلوکباب نهار از فلان رستوران شدم و تاکید کرد پیاز هم بیار!
*چلو کباب را گرفتم و جلوی دست صاحب کار گذاشتم و خودم مشغول خوردن عدس پلوی همسرِ بدبختم شدم*.
فردا صبح مجدد خطاب به من گفت برو پنیر لیقوان بگیر، با شرم و خجالت گفتم: *قربان ببخشید من برای فروشندگی اینجا مشغول به کار شدم نه دم کردن چای و خرید پنیر لیقوان!*
جوانک بهم ریخت و جواب داد: *همینه! دوست داری بمون دوست نداری بفرما!*
کارت شناسایی ام را درآوردم و به جوان نشان دادم ، گفتم: من سرهنگ بازنشسته هستم، *فرمانده پادگان بودم زمان جنگ در جبهه بیش از چهل ماموریت برون مرزی داشتم، بارها با عزرائیل سلام علیک کردم! تقصیر تو نیست جوون ، کار از جای دیگه خرابه! و زدم بیرون.*
جوانک هر چقدر صدایم زد: جناب سرهنگ! جناب سرهنگ!... پشت سرم را هم نگاه نکردم و راهی خانه ام شدم".
*دلم آروم و قرار ندارد بعد از ۳۰ سال خدمت و ۸سال جنگ و ۲سال بعد از جنگ در بیابانهای مرزی ایران و عراق در کمترین امکانات و زندگی با همکاران بدبختم در چادرهای گروهی.. حالا باید پادوی یه الف بچه زیرابرو برداشته باشم. آتشی در دلم افتاده که تمام وجودم رو عین خوره داره از بین میبره....*
ما در جامعه حرمت ها را شکسته ایم
*بزرگان را کوچک و افراد کوچک را بزرگ کرده ایم*
ارزشها گم شده و نا مردیها قبح خودش را از دست داده
*واقعا جامعه ما دارد به کجا می رود*؟
برگی از خاطرات سرهنگ دو پیاده محمدرضا اختردانش فرمانده وقت گردان ۱۵۱ پیاده تیپ ۴ لشگر ۹۲ زرهی مکانیزه اهــواز
Forwarded from 🚩 امــــاج - اخبار مقاومت جهان اسلام (Dr)
موضوع روز ؛ بحران کم آبی در خوزستان !
تیتر به کار رفته برای این مطلب حاوی طنز بسیار تلخی است ... برای استانی که حدود 30 تا 40 درصد آبهای جاری کشور را داراست ( در 4 درصد مساحت کل کشور) صحبت از بی آبی، خشکسالی، از بین رفتن کشاورزی، تلف شدن دامها و نبود آب شرب بسیار عجیب و باور نکردنی است ؛ اما این واقعیت تلخ و بلایی است که بر سر مردم مظلوم خوزستان آمده است ؛ مردم مظلومی که چند دهه صدایشان به گوش کسی نرسیده و تنها "وعده و وعید" دریافت کردهاند.
اما مشکل آب خوزستان از چه تاریخی شروع شد؟
موضوع تقریبا به 2 شاخه تقسیم میشود:
1- مبحث آب آشامیدنی و تصفیه شده که نبود آن سالهاست مردم اهواز و عمده شهرهای جنوبی استان نظیر شادگان، آبادان، خرمشهر، ماهشهر و ... را آزار داده است.
2- بحران کمبود بارش باران در سال گذشته، کاهش شدید ذخایر سدها و در نتیجه کاهش نرخ دبی آب خروجی از سد که موجب کم شدن حجم رودخانههای جاری و نهرهای جدا شده از آنها به منظور مصارف کشاورزی و دام (عمدتا پرورش گاومیش) شده است.
در رسانهها شاید همین 1 سال اخیر و از زمان بحران آب منطقه غیزانیه در نزدیکی شهرستان اهواز ، به شکل جدی به موضوع محرومیت و مشکلات جدی مردم استان پرداخته شد، اما برای بنده که متولد و بزرگ شده در شهر اهواز هستم قصه سابقهای طولانی تر دارد.
آنچه که در حافظه این حقیر ثبت شده و به خاطر دارم، از حوالی سال 1385 مشکل جدی در شبکه تصفیه و توزیع آب شرب موجب شد تا آب لوله کشی که به منازل مردم منتقل میشد مطلقا قابلیت آشامیدنی نداشته و حتی در مواقعی از سال غلظت املاح و گل در آن به حدی میرسید که برای استحمام نیز مناسب نبود!
در سالهای میانی دهه 80 ابتدا خانوارها به خرید دستگاههای تصفیه 3 فیلتره و حتی بیشتر! روی آوردند اما به تدریج تصفیه کن های آب نیز دیگر پاسخگو نبودند. قشری که از لحاظ درآمدی وضعیت اندکی بهتر داشتند خرید آب معدنی و سایر اقشار خرید بشکههای آب تصفیه شده در کارگاههای محلی را برای رفع مشکل خود در پیش گرفتند.
خوزستان و به ویژه شهر اهواز به هیچ وجه مشکل کمبود آب ورودی نداشته و رودخانه عظیم کارون که رود دز نیز در مناطق شمالی تر به آن میپیوندد حجم کافی و حتی بیش از نیاز آب را به داخل شهر میرساند؛ اما مشکل اصلی در سیستم قدیمی تصفیه و به ویژه توزیع (شاه لولههای انتقال آب) بوده که حجم عظیمی از گل و لای و املاح را با خود به مقصد میبرند.
همچنین نبود سیستم مدرن و کانال کشی مناسب فاضلاب در بسیاری مناطق باعث میشد تا به هنگام بارندگی شدید فصلی در استان بخش زیادی از آبهای زیر زمینی یا سطحی منطقه با فاضلاب جاری شده بر اثر سیل ادغام شده و آلودگی شدید ایجاد شود.
به منظور حل این مشکلات، در سال 1384 (تقریبا شروع بحران) ایران از بانک جهانی مبلغی در حدود 149 میلیون دلار (در زمانی که قیمت دلار کمتر از هزار تومان بود) به منظور بازسازی شبکه آب و فاضلاب استان خوزستان وام دریافت میکند.
نکته جالب اینکه در همین زمان مبلغی در حدود 127 میلیون دلار نیز از بانک جهانی برای حل مشکل مشابه در استان فارس و فاضلاب شهر شیراز وام دریافت شده و بنا بر گزارشات موجود مشکلات این شهر تا حد زیادی برطرف میشود؛ اما در خصوص استان خوزستان به نظر میرسد که بخش اصلی این بودجه بزرگ در زمان خود ناپدید شده و گویی چنین پولی از ابتدا وجود نداشته است که بخش کوچکی از مشکل را نیز حل کند!
سال گذشته نیز با دستور ویژه مقام معظم رهبری 50 میلیون یورو از حساب صندوق توسعه ارزی به حل مشکل آب استان تخصیص یافت و قرار شد تا سال آینده (امسال) نیز 50 میلیون یورو دیگر به این مسئله اختصاص یابد.
سوال : آن 149 میلیون دلار سال 1384 چه شد ؟ 50 میلیون یورو سال قبل چه شد ؟ چه کسی تا کنون حاضر به پاسخگویی در این زمینه شده است؟ اگر بحث ناکارآمدی این دولت و آن دولت را کنار بگذاریم، وظیفه دستگاه قضایی، سازمان بازرسی کل کشور یا نمایندگان استان خوزستان در مجلس چیست؟ گناه مردمی که گرفتار چنین مسئولان استانی شدهاند چیست؟
بگذریم ...
🔶🔹اماج
@Amaj24
👇👇👇👇
تیتر به کار رفته برای این مطلب حاوی طنز بسیار تلخی است ... برای استانی که حدود 30 تا 40 درصد آبهای جاری کشور را داراست ( در 4 درصد مساحت کل کشور) صحبت از بی آبی، خشکسالی، از بین رفتن کشاورزی، تلف شدن دامها و نبود آب شرب بسیار عجیب و باور نکردنی است ؛ اما این واقعیت تلخ و بلایی است که بر سر مردم مظلوم خوزستان آمده است ؛ مردم مظلومی که چند دهه صدایشان به گوش کسی نرسیده و تنها "وعده و وعید" دریافت کردهاند.
اما مشکل آب خوزستان از چه تاریخی شروع شد؟
موضوع تقریبا به 2 شاخه تقسیم میشود:
1- مبحث آب آشامیدنی و تصفیه شده که نبود آن سالهاست مردم اهواز و عمده شهرهای جنوبی استان نظیر شادگان، آبادان، خرمشهر، ماهشهر و ... را آزار داده است.
2- بحران کمبود بارش باران در سال گذشته، کاهش شدید ذخایر سدها و در نتیجه کاهش نرخ دبی آب خروجی از سد که موجب کم شدن حجم رودخانههای جاری و نهرهای جدا شده از آنها به منظور مصارف کشاورزی و دام (عمدتا پرورش گاومیش) شده است.
در رسانهها شاید همین 1 سال اخیر و از زمان بحران آب منطقه غیزانیه در نزدیکی شهرستان اهواز ، به شکل جدی به موضوع محرومیت و مشکلات جدی مردم استان پرداخته شد، اما برای بنده که متولد و بزرگ شده در شهر اهواز هستم قصه سابقهای طولانی تر دارد.
آنچه که در حافظه این حقیر ثبت شده و به خاطر دارم، از حوالی سال 1385 مشکل جدی در شبکه تصفیه و توزیع آب شرب موجب شد تا آب لوله کشی که به منازل مردم منتقل میشد مطلقا قابلیت آشامیدنی نداشته و حتی در مواقعی از سال غلظت املاح و گل در آن به حدی میرسید که برای استحمام نیز مناسب نبود!
در سالهای میانی دهه 80 ابتدا خانوارها به خرید دستگاههای تصفیه 3 فیلتره و حتی بیشتر! روی آوردند اما به تدریج تصفیه کن های آب نیز دیگر پاسخگو نبودند. قشری که از لحاظ درآمدی وضعیت اندکی بهتر داشتند خرید آب معدنی و سایر اقشار خرید بشکههای آب تصفیه شده در کارگاههای محلی را برای رفع مشکل خود در پیش گرفتند.
خوزستان و به ویژه شهر اهواز به هیچ وجه مشکل کمبود آب ورودی نداشته و رودخانه عظیم کارون که رود دز نیز در مناطق شمالی تر به آن میپیوندد حجم کافی و حتی بیش از نیاز آب را به داخل شهر میرساند؛ اما مشکل اصلی در سیستم قدیمی تصفیه و به ویژه توزیع (شاه لولههای انتقال آب) بوده که حجم عظیمی از گل و لای و املاح را با خود به مقصد میبرند.
همچنین نبود سیستم مدرن و کانال کشی مناسب فاضلاب در بسیاری مناطق باعث میشد تا به هنگام بارندگی شدید فصلی در استان بخش زیادی از آبهای زیر زمینی یا سطحی منطقه با فاضلاب جاری شده بر اثر سیل ادغام شده و آلودگی شدید ایجاد شود.
به منظور حل این مشکلات، در سال 1384 (تقریبا شروع بحران) ایران از بانک جهانی مبلغی در حدود 149 میلیون دلار (در زمانی که قیمت دلار کمتر از هزار تومان بود) به منظور بازسازی شبکه آب و فاضلاب استان خوزستان وام دریافت میکند.
نکته جالب اینکه در همین زمان مبلغی در حدود 127 میلیون دلار نیز از بانک جهانی برای حل مشکل مشابه در استان فارس و فاضلاب شهر شیراز وام دریافت شده و بنا بر گزارشات موجود مشکلات این شهر تا حد زیادی برطرف میشود؛ اما در خصوص استان خوزستان به نظر میرسد که بخش اصلی این بودجه بزرگ در زمان خود ناپدید شده و گویی چنین پولی از ابتدا وجود نداشته است که بخش کوچکی از مشکل را نیز حل کند!
سال گذشته نیز با دستور ویژه مقام معظم رهبری 50 میلیون یورو از حساب صندوق توسعه ارزی به حل مشکل آب استان تخصیص یافت و قرار شد تا سال آینده (امسال) نیز 50 میلیون یورو دیگر به این مسئله اختصاص یابد.
سوال : آن 149 میلیون دلار سال 1384 چه شد ؟ 50 میلیون یورو سال قبل چه شد ؟ چه کسی تا کنون حاضر به پاسخگویی در این زمینه شده است؟ اگر بحث ناکارآمدی این دولت و آن دولت را کنار بگذاریم، وظیفه دستگاه قضایی، سازمان بازرسی کل کشور یا نمایندگان استان خوزستان در مجلس چیست؟ گناه مردمی که گرفتار چنین مسئولان استانی شدهاند چیست؟
بگذریم ...
🔶🔹اماج
@Amaj24
👇👇👇👇
Forwarded from 🚩 امــــاج - اخبار مقاومت جهان اسلام (Dr)
اما مسئله دوم که اهمیت حتی بیشتر و حیاتی تری دارد، مسئله کمبود شدید آب به منظور مصارف اقتصادی است. به طور کلی سدسازی بی رویه در بالادست رودخانههایی نظیر کارون، کرخه و دز موجب شده تا حقابه مناطق پایین دست استان هر ساله کاهش یابد؛ اگرچه وجود سدهای عظیم ساخته شده در چند دهه اخیر منافع اقتصادی زیادی نیز نصیب کشور کرده و در مبحث مقابله با سیلابها نیز بسیار مفید بودهاند اما به هر ترتیب این موضوع در کنار بحران سد گتوند و شور شدن آب زمینهای پایین دست خسارات زیادی به کشاورزان و دامداران محلی وارد کرده است.
متاسفانه در سال بارشی اخیر نیز کاهش شدید بارندگی و در نتیجه کاهش چشمگیر ذخایر پشت سدهای استان را شاهد بودیم که موجب شد تا در فصل گرما دبی آب خروجی از این سدها کاهش یافته و در برخی مناطق آب ورودی به صفر برسد!
کشاورز و دامداری را تصور کنید که تمام امید به گذران زندگی اش در سالهای گذشته همین حقابه جاری از رودهای استان بوده است ؛ در استانی که 1 دهه میزبان جنگ 8 سالهای بود که در پایان آن بیش از 20 هزار شهید را تقدیم وطن کرد و بیشترین حجم خسارت و ویرانیها را به جان خرید، اما در چند دهه پس از جنگ و با آمدن و رفتن دولتها و مدیران و روسا، تنها وعده آبادانی دریافت کرد و از دین بزرگ استان شهید پرور گرفته تا دادن "حق نفت" به مردمانش را از مسئولان شنید اما آنچه نصیبش شد تنها مظلومیت، محرومیت و در پایان حتی از دست رفتن منابع آبی شد که به راحتی و در میان سکوت مسئولان درون استانی و کشوری از مناطق بالا دست کارون به استانهای مرکزی کشور منتقل میشد و هیچکس جرات مخالفت و مقابله با این طرحها را نداشت.
از پاکی و نجابت، عرق به وطن و فداکاری که این مردم برای کشور و انقلابشان کردند هر چه بگوییم حق مطلب را ادا نخواهد کرد؛ حق مردم خوزستان زندگی در چنین شرایطی نیست!
این مردم سالها سکوت کردند یا صدای اعتراضان به گوش هیچکس نرسید و به ناچار به آنچه که در اختیار داشتند راضی بودند و دیگر کسی رویای دستیابی مردم استان به "سهم نفت" را در سر نداشت، تا اینکه تنها راه حیات و ادامه زندگیشان که "آب" است نیز از آنها گرفته شد...
سخن پایانی : مسئولین عزیز و خدوم! خوزستان به اندازه کافی رنج کشیده است ... نگذارید بغض فرو خفته این مردم شریف به فریاد بی پایان تبدیل شود.
این کشور، این نظام و این انقلاب تا ابد مدیون خون و از خودگذشتگی مردم عزیز خوزستان است.
🔶🔹اماج
@Amaj24
متاسفانه در سال بارشی اخیر نیز کاهش شدید بارندگی و در نتیجه کاهش چشمگیر ذخایر پشت سدهای استان را شاهد بودیم که موجب شد تا در فصل گرما دبی آب خروجی از این سدها کاهش یافته و در برخی مناطق آب ورودی به صفر برسد!
کشاورز و دامداری را تصور کنید که تمام امید به گذران زندگی اش در سالهای گذشته همین حقابه جاری از رودهای استان بوده است ؛ در استانی که 1 دهه میزبان جنگ 8 سالهای بود که در پایان آن بیش از 20 هزار شهید را تقدیم وطن کرد و بیشترین حجم خسارت و ویرانیها را به جان خرید، اما در چند دهه پس از جنگ و با آمدن و رفتن دولتها و مدیران و روسا، تنها وعده آبادانی دریافت کرد و از دین بزرگ استان شهید پرور گرفته تا دادن "حق نفت" به مردمانش را از مسئولان شنید اما آنچه نصیبش شد تنها مظلومیت، محرومیت و در پایان حتی از دست رفتن منابع آبی شد که به راحتی و در میان سکوت مسئولان درون استانی و کشوری از مناطق بالا دست کارون به استانهای مرکزی کشور منتقل میشد و هیچکس جرات مخالفت و مقابله با این طرحها را نداشت.
از پاکی و نجابت، عرق به وطن و فداکاری که این مردم برای کشور و انقلابشان کردند هر چه بگوییم حق مطلب را ادا نخواهد کرد؛ حق مردم خوزستان زندگی در چنین شرایطی نیست!
این مردم سالها سکوت کردند یا صدای اعتراضان به گوش هیچکس نرسید و به ناچار به آنچه که در اختیار داشتند راضی بودند و دیگر کسی رویای دستیابی مردم استان به "سهم نفت" را در سر نداشت، تا اینکه تنها راه حیات و ادامه زندگیشان که "آب" است نیز از آنها گرفته شد...
سخن پایانی : مسئولین عزیز و خدوم! خوزستان به اندازه کافی رنج کشیده است ... نگذارید بغض فرو خفته این مردم شریف به فریاد بی پایان تبدیل شود.
این کشور، این نظام و این انقلاب تا ابد مدیون خون و از خودگذشتگی مردم عزیز خوزستان است.
🔶🔹اماج
@Amaj24
Forwarded from NAVY FORCE (Elias Omara)
در جریان ماکس 2021 نیروی دریایی روسیه اطلاعات رسمی جدید راجب نسل اول ردوت منتشر کرد
یا بهتر بگیم ، اسمش الان بصورت رسمی «ریشور»
اطلاعات منتشره یک نرف وحشت ناک ، در نتیجه تمام داده های ارائه شده برای ردوت نسل اول در سایت های اینترنتی که بروی کلاس استراگاشچی عملیاتی اشتباه
سامانه «ریشور» تنها 2 موشک داره
9ام96ائی و 9ام100ائی
9ام96ائی تنها 28 کیلومتر برد داره و حداکثر ارتفاع قابل دست رسش 20 کیلومتر
9ام100ائی به خدمت گرفته شده در نیروی دریایی روسیه هم نسخه هدایت فعال راداری و خبری از شلیک منظم نیست
و رادار فورک 2 توان درگیری با 5 هدف همزمان رو داره
@navy_force
یا بهتر بگیم ، اسمش الان بصورت رسمی «ریشور»
اطلاعات منتشره یک نرف وحشت ناک ، در نتیجه تمام داده های ارائه شده برای ردوت نسل اول در سایت های اینترنتی که بروی کلاس استراگاشچی عملیاتی اشتباه
سامانه «ریشور» تنها 2 موشک داره
9ام96ائی و 9ام100ائی
9ام96ائی تنها 28 کیلومتر برد داره و حداکثر ارتفاع قابل دست رسش 20 کیلومتر
9ام100ائی به خدمت گرفته شده در نیروی دریایی روسیه هم نسخه هدایت فعال راداری و خبری از شلیک منظم نیست
و رادار فورک 2 توان درگیری با 5 هدف همزمان رو داره
@navy_force
Forwarded from Red Lion Corps (Southpaw)
چتربازان فرانسوی در منطقه Dien Bien Phu فرود می آیند تا نیروهای محاصره شده توسط ویت مین ها (کمونیست ها) را تقویت کنند
16 مارس 1954، جنگ اول هندوچین
Southpaw
@RedLionCorps
16 مارس 1954، جنگ اول هندوچین
Southpaw
@RedLionCorps
وسیله بیسرنشین و کنترل از راه دور Kfz. 300 Borgward متعلق به آلمان نازی، مجهز به غلطک مین روب در سمت راست تصویر...
در سمت چپ تصویر خودور فرماندهی SdKfz 265 که وسیله مین روب را کنترل میکند.
@Bashkochgrad
در سمت چپ تصویر خودور فرماندهی SdKfz 265 که وسیله مین روب را کنترل میکند.
@Bashkochgrad
Forwarded from Mostafa
♦️درکانال ما اخبار میلیتاری را بروز دریافت کنید
♦️شناخت و آشنایی با تسلیحات و ارتش ها ونیروهای مسلح در سرتاسر جهان
♦️در کانال ما از ناگفته های میلیتاری مطلع شوید
♦️جواب تمام سوالات خود در حوزه نظامی و میلیتاری و تسلیحات را اینجا خواهید یافت
⬅️لازم نیست برای شناخت و آشنایی و دریافت اخبار میلیتاری و نظامی در کانالهای متعدد عضو باشید همه موارد بالا را در کانال ما خواهید یافت پس کافیست فقط باما همراه باشید
کانال تسلیحات↙️↙️
@ArmsControlSt
♦️شناخت و آشنایی با تسلیحات و ارتش ها ونیروهای مسلح در سرتاسر جهان
♦️در کانال ما از ناگفته های میلیتاری مطلع شوید
♦️جواب تمام سوالات خود در حوزه نظامی و میلیتاری و تسلیحات را اینجا خواهید یافت
⬅️لازم نیست برای شناخت و آشنایی و دریافت اخبار میلیتاری و نظامی در کانالهای متعدد عضو باشید همه موارد بالا را در کانال ما خواهید یافت پس کافیست فقط باما همراه باشید
کانال تسلیحات↙️↙️
@ArmsControlSt
تصویری بسیار جالب از شاه سابق ایران که در حال خروج از کاکپیت جنگنده De haviland Vampire است.
این تصویر در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۲۷ در جریان بازدید شاه از پایگاه نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در Odiham انگلستان ثبت شده است
@Bashkochgrad
این تصویر در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۲۷ در جریان بازدید شاه از پایگاه نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در Odiham انگلستان ثبت شده است
@Bashkochgrad
جنگنده P_51D mustang مجهز به یک جفت موتور Ford PJ-31-1 pulsejet است
این موتور کپی موتور Argus As 014 نصب شده روی بمب پرنده V-1 میباشد.
جنگنده روسی I-153DM که یک نمونه خاص از Polikarpov I-153 Chaika مجهز به دو موتور ramjet بنزین سوز بود.
@bashkochgrad
این موتور کپی موتور Argus As 014 نصب شده روی بمب پرنده V-1 میباشد.
جنگنده روسی I-153DM که یک نمونه خاص از Polikarpov I-153 Chaika مجهز به دو موتور ramjet بنزین سوز بود.
@bashkochgrad