من شاید بتونم بدون آب و غذا همچنان خوشاخلاق و مهربون باشم، اما بدون چایی هرگز
خدایا اینو چرا جزء نوشیدنی حساب میکنی؟ چایی خوراک روحمه
الان خوبه با بندگانت اینطور برخورد میکنم؟ برای خودت خوب نیست بندهت اینطور باشه
خدایا اینو چرا جزء نوشیدنی حساب میکنی؟ چایی خوراک روحمه
الان خوبه با بندگانت اینطور برخورد میکنم؟ برای خودت خوب نیست بندهت اینطور باشه
🤣19
روزه بودن فقط اونقسمتش که میری عکس و فیلم هرچی غذا و نوشیدنی و کیک و شکلاته سرچ میکنی و خودت و نتت رو باهم بهفنا میدی
این آنرمال بازیها چیه خدایی
این آنرمال بازیها چیه خدایی
🤣24❤1
تلویزیون روشن بود، شنیدم از بچههه پرسیدن، چقدر انگشتر داری، کی برات گرفته؟
میگه: این انگشترو بابام داده برای اینکه تو مسابقه برنده شدم.
پرسیدن اون یکی چی؟
میگه: اونم بابام خریده برای تولد هفتسالگیم.
بعد گفتن: اون پس چی؟
_اون؟ اونم بابام داده برای تو مدرسه مقام آوردنم.
میگن: بابات فقط انگشتر هدیه میده ها
میگه: آره. آخه کارش همینه
میگه: این انگشترو بابام داده برای اینکه تو مسابقه برنده شدم.
پرسیدن اون یکی چی؟
میگه: اونم بابام خریده برای تولد هفتسالگیم.
بعد گفتن: اون پس چی؟
_اون؟ اونم بابام داده برای تو مدرسه مقام آوردنم.
میگن: بابات فقط انگشتر هدیه میده ها
میگه: آره. آخه کارش همینه
❤19💔3👍1
ایراد بزرگ جوانی، خیال داشتن فرصتهای بسیار است. فکر میکند حالا که وقت هست، کو تا پیر شود، راه دراز است و...
برای همین است که مدام وقتکشی میکند یا از این شاخه به آن شاخه میپرد. بهگمانش حالاحالاها فرصت دارد، پس بیشتر میخوابد و کمتر میخواند.
نه که بخواهم بگویم فرصت نیست، نه.
وقت هست اما کمتر از آنکه بخواهیم وقتکشی کنیم. آنقدری هست که آدم آزمون و خطا کند، اشتباه کند و از آن درس بگیرد و بعد ادامه دهد. اما آنقدر نیست که غصه بخورد و چندین ماه را بهبطالت بگذراند.
عمر ما مثل ابرها در حرکت هستند. حواسمان به این فرصت طلایی درحال گذر باشد.
برای همین است که مدام وقتکشی میکند یا از این شاخه به آن شاخه میپرد. بهگمانش حالاحالاها فرصت دارد، پس بیشتر میخوابد و کمتر میخواند.
نه که بخواهم بگویم فرصت نیست، نه.
وقت هست اما کمتر از آنکه بخواهیم وقتکشی کنیم. آنقدری هست که آدم آزمون و خطا کند، اشتباه کند و از آن درس بگیرد و بعد ادامه دهد. اما آنقدر نیست که غصه بخورد و چندین ماه را بهبطالت بگذراند.
عمر ما مثل ابرها در حرکت هستند. حواسمان به این فرصت طلایی درحال گذر باشد.
👍13💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزن باران که شاید گریهام پنهان بماند
❤12
درمورد مدارس ژاپن شنیدید؟
توی کانال زینب بهرامی، چیزای زیادی دیدم که واقعا غبطه خوردم.
حالا امروز یه پست درمورد این که چقدر برای رشد تفکر و درک مطلب (و قبلاً هم درمورد اهمیت ورزش و... )دیدم
نه این که بخوام مقایسه کنم، که خب فایدهش چیه؟ فقط چرا نمیشه چیزهای به این سادگی رو شروع کنن به آموزش دادن؟
زمان ما هیچچیزی یاد نمیگرفتیم.
ریاضی، شیمی، فیزیک، زیست و بعد فارسی و زبان، تنها چیزایی بود که از کل ۱۲ سال تحصیلمون یاد گرفتیم.
همیشه زنگهای ورزشمون رو دبیر ریاضی با گفتن «خیلی عقبیم، وقت نداریم» میگرفت.
زنگ پرورشی مضحکترین بود که هیچی در قالب «پرورش» وجود نداشت. بهقولی پرورشی حکم همون مدادسفید توی جعبهی مدادرنگیمون رو داشت.
ورزش براشون حکم توپبازی داشت و نقاشی یه هنری که کنار درس میشد ادامه داد اگه بازم به درسای دیگه لطمهای وارد نشه .
اصلا قبل ورود به دبیرستان فرصتی هم بود که استعداد بچهها پیدا بشه؟
همیشه توی مدرسه کسی که ریاضیش خوب بود باهوش بهحساب میومد و کسی که نقاشیش خوب بود، بهش میگفتن آفرین، حالا بگو ببینم ریاضیت چند شد؟
غبطه خوردم واقعا...
توی کانال زینب بهرامی، چیزای زیادی دیدم که واقعا غبطه خوردم.
حالا امروز یه پست درمورد این که چقدر برای رشد تفکر و درک مطلب (و قبلاً هم درمورد اهمیت ورزش و... )دیدم
نه این که بخوام مقایسه کنم، که خب فایدهش چیه؟ فقط چرا نمیشه چیزهای به این سادگی رو شروع کنن به آموزش دادن؟
زمان ما هیچچیزی یاد نمیگرفتیم.
ریاضی، شیمی، فیزیک، زیست و بعد فارسی و زبان، تنها چیزایی بود که از کل ۱۲ سال تحصیلمون یاد گرفتیم.
همیشه زنگهای ورزشمون رو دبیر ریاضی با گفتن «خیلی عقبیم، وقت نداریم» میگرفت.
زنگ پرورشی مضحکترین بود که هیچی در قالب «پرورش» وجود نداشت. بهقولی پرورشی حکم همون مدادسفید توی جعبهی مدادرنگیمون رو داشت.
ورزش براشون حکم توپبازی داشت و نقاشی یه هنری که کنار درس میشد ادامه داد اگه بازم به درسای دیگه لطمهای وارد نشه .
اصلا قبل ورود به دبیرستان فرصتی هم بود که استعداد بچهها پیدا بشه؟
همیشه توی مدرسه کسی که ریاضیش خوب بود باهوش بهحساب میومد و کسی که نقاشیش خوب بود، بهش میگفتن آفرین، حالا بگو ببینم ریاضیت چند شد؟
غبطه خوردم واقعا...
👍19❤2
یهچیز خیلی ناراحتکننده که همیشه میبینم، اینه که بچهها کلا گوشی دستشونه. یعنی تا میخوان بچهای گریه نکنه، حرف نزنه، ساکت باشه، خونه بهمریخته نشه و... سریع یه گوشی میدن دستش که بیا بگیر، فقط ساکت باش! خیلی بده ها، مخصوصا برای زیر دوسال که اصلا نباید استفاده کنه.
حالا شما فکر کن، بچهها که باید از راه لمس کردن، دیدن اشیاء سهبعدی(نه صفحه نمایشهای دوبعدی) و چشیدن و کاوش دنیا رو یاد بگیرن، میان این گوشی رو میذارن جلو بچه.
این محتوای سریع و پرنور که جلوی بچه میذارن، یهکاری میکنه که بچه برای یه فعالیت آرومی مثل کتاب خوندن، دیگه تمرکز نداشته باشه.
توی یه مقالهای خوندم که بچههای زیر ۱۸ ماه هرچقدر بیشتر از گوشی و تلویزیون استفاده کنن، دامنه واژگانیشون توی سنین بالاتر کمتر میشه چون اون بچه فرصت زیادی برای تمرین زبان توی دنیای واقعی نداشته.
اینم نوشته بود که نور آبیای که توی گوشی هست، ترشح ملاتونین(هورمون تنظیمکننده خواب) رو مختل میکنه(دیگه تأثیر خواب برای بچه هم خودش یه بحث جداست)
یادگرفتن زبان با تعامل دوطرفهست(صحبت کردن، شنیدن جواب، نگاه کردن) که گوشی اینو یه جریان یهطرفه از راه صدا و تصویر میکنه که مغز کودک وقتی برای دریافت بازخورد فوری نداره.
این محتوای سریع، یهجور وابستگی مثل اعتیاد برای بچه داره که وقتی گوشی رو ندی بهش، همهاش بیقرار و بداخلاق و عصبی میشه.
مهارتهای اجتماعی و همدلی مثل حالات چهره و زبان بدن و لحن صدا هم که هیچ...
اصلا سازمانهایی مثل آکادمی آمریکایی اطفال(App)، برای کودکان زیر ۱۸ ماه کلا استفاده از گوشی(جز صحبت ویدئوکال با والدین) رو ممنوع کرده و برای ۱۸_۲۴ ماه هم گفته فقط محتوای آموزشی مفید باکیفیت اونم باحضور والدین استفاده بشه.
خلاصه که اون گوشی رو ندید دست بچه، گناه داره خودش نمیدونه طفلی:(
حالا شما فکر کن، بچهها که باید از راه لمس کردن، دیدن اشیاء سهبعدی(نه صفحه نمایشهای دوبعدی) و چشیدن و کاوش دنیا رو یاد بگیرن، میان این گوشی رو میذارن جلو بچه.
این محتوای سریع و پرنور که جلوی بچه میذارن، یهکاری میکنه که بچه برای یه فعالیت آرومی مثل کتاب خوندن، دیگه تمرکز نداشته باشه.
توی یه مقالهای خوندم که بچههای زیر ۱۸ ماه هرچقدر بیشتر از گوشی و تلویزیون استفاده کنن، دامنه واژگانیشون توی سنین بالاتر کمتر میشه چون اون بچه فرصت زیادی برای تمرین زبان توی دنیای واقعی نداشته.
اینم نوشته بود که نور آبیای که توی گوشی هست، ترشح ملاتونین(هورمون تنظیمکننده خواب) رو مختل میکنه(دیگه تأثیر خواب برای بچه هم خودش یه بحث جداست)
یادگرفتن زبان با تعامل دوطرفهست(صحبت کردن، شنیدن جواب، نگاه کردن) که گوشی اینو یه جریان یهطرفه از راه صدا و تصویر میکنه که مغز کودک وقتی برای دریافت بازخورد فوری نداره.
این محتوای سریع، یهجور وابستگی مثل اعتیاد برای بچه داره که وقتی گوشی رو ندی بهش، همهاش بیقرار و بداخلاق و عصبی میشه.
مهارتهای اجتماعی و همدلی مثل حالات چهره و زبان بدن و لحن صدا هم که هیچ...
اصلا سازمانهایی مثل آکادمی آمریکایی اطفال(App)، برای کودکان زیر ۱۸ ماه کلا استفاده از گوشی(جز صحبت ویدئوکال با والدین) رو ممنوع کرده و برای ۱۸_۲۴ ماه هم گفته فقط محتوای آموزشی مفید باکیفیت اونم باحضور والدین استفاده بشه.
خلاصه که اون گوشی رو ندید دست بچه، گناه داره خودش نمیدونه طفلی:(
👌13👍2❤1
روزای بارونی رو دوست دارم. اون لحظهای که بارون شروع به باریدن میکنه. وقتی اولینقطرههای بارون میخورن به پیشونیم و میگم «آاا! چی بود؟!» و بعد میبینم که بارون شروع شده
اون لحظه رو خیلی دوست دارم♥️🌂
اون لحظه رو خیلی دوست دارم♥️🌂
❤13😍5👍1🍓1
بهعنوان یهآدم استرسی که دوست داره همهچیز رو به نحو احسن و بدون کوچیکترین کموکاستیای انجام بده، به آدمهای ریلکس و خونسرد شدیدا غبطه میخورم.
البته گاهی این خونسردی بهحدی میرسه که آدم دلش میخواد طرف رو جوری بزنه که بهقول داوود، بره بچسبه به تاریخ و جغرافیا.
یادم میاد یه پارچهای رو به یه خیاط دادیم تا بدوزه. وقتی تحویل گرفتیم اینقدر بدقواره بود که انگار برای یه آدم دیگه دوخته شده بود. شونههاش افتاده، آستینش تا روی چهارتا استخون دست، ایستاییش شبیه قیافهی وارفتهی پنجعلی وسط اثاثکشی...
گفتیم درستش کن بهتر بشه
رفت، یه بشکاف برداشت و آورد و گذاشت کف دستمون که بیا! برو خونهتون، خودت بشکاف، بعد بیار بدوزم.
ما رو میگی؟ اولش شوکه، مبهوت و بعد که به خودمون اومدیم چشمهامون اندازهی یک جفت تخممرغاردک(میدانم خودم) شد.
حالا ما عصبانی، اون خونسرد و پررو... پررو نه ها، پرررررو... از همون آدمها که به سنگپای قزوین میگفتن زکی!
بعد هم جوری دست پیش گرفت و برخورد کرد که انگار ما لباس خانمخانما رو بهفنای اعظم دادیم. حتی باید یه پولی هم میدادیم که ببخشید مصدع اوقات شریف حضرت عالی شدیم، دیگه گندیه که زده شده شما خودت رو ناراحت نکن فشار مشارت اوکی باشه عسیسم:)
البته گاهی این خونسردی بهحدی میرسه که آدم دلش میخواد طرف رو جوری بزنه که بهقول داوود، بره بچسبه به تاریخ و جغرافیا.
یادم میاد یه پارچهای رو به یه خیاط دادیم تا بدوزه. وقتی تحویل گرفتیم اینقدر بدقواره بود که انگار برای یه آدم دیگه دوخته شده بود. شونههاش افتاده، آستینش تا روی چهارتا استخون دست، ایستاییش شبیه قیافهی وارفتهی پنجعلی وسط اثاثکشی...
گفتیم درستش کن بهتر بشه
رفت، یه بشکاف برداشت و آورد و گذاشت کف دستمون که بیا! برو خونهتون، خودت بشکاف، بعد بیار بدوزم.
ما رو میگی؟ اولش شوکه، مبهوت و بعد که به خودمون اومدیم چشمهامون اندازهی یک جفت تخممرغاردک(میدانم خودم) شد.
حالا ما عصبانی، اون خونسرد و پررو... پررو نه ها، پرررررو... از همون آدمها که به سنگپای قزوین میگفتن زکی!
بعد هم جوری دست پیش گرفت و برخورد کرد که انگار ما لباس خانمخانما رو بهفنای اعظم دادیم. حتی باید یه پولی هم میدادیم که ببخشید مصدع اوقات شریف حضرت عالی شدیم، دیگه گندیه که زده شده شما خودت رو ناراحت نکن فشار مشارت اوکی باشه عسیسم:)
👌9❤1
دارم چندتا مقاله و مطلب درمورد ذهنآگاهی میخونم
میخواستم ساده و خلاصهش کنم بذارم، نمیدونم دوست دارید اینجا هم بذارم یا نه
من خودم مغزم درد گرفت
یه پیدیاف هم خوندم ۱۶ صفحه بود همهشم سنگین فکر کن بعدش نشستم ساهره دیدم اونم یهجور دیگه مغزم رو درگیر کرد
هنگ خالصم😭😂
میخواستم ساده و خلاصهش کنم بذارم، نمیدونم دوست دارید اینجا هم بذارم یا نه
من خودم مغزم درد گرفت
یه پیدیاف هم خوندم ۱۶ صفحه بود همهشم سنگین فکر کن بعدش نشستم ساهره دیدم اونم یهجور دیگه مغزم رو درگیر کرد
هنگ خالصم😭😂
😍15👌4❤3
۱_ذهنآگاهی چیه؟
مدیتیشن ذهنآگاهی یهجور تمرین ذهنیه که به شما یاد میده افکار شتابزده رو کند کنید، شر افکار منفی رو کم کنید و هم ذهن و هم بدنتونو آروم کنین. ذهنآگاهی یه حالت ذهنیه که در اون شما کاملاً روی “همین لحظه” متمرکزید و میتونید افکار، احساسات و حواس خود را بدون قضاوت ببینید و بپذیرید.
۲_چه تاثیری داره؟
فواید اصلی ذهنآگاهی کنترل احساسات، افزایش تمرکز و توجه، و کم کردن نشخوار فکریه(فکر کردن زیادی درباره گذشته یا نگرانی درباره آینده)
تحقیقات نشون داده که ذهنآگاهی نهفقط برای خود شخص مفیده، بلکه میتونه نتایج بهتری در درمانها و روابط هم داشته باشه.
تاثیرش در استرس و زندگی روزمره چیه؟
ذهنآگاهی در مدیریت استرس خیلی تاثیر داره چون واکنش خودکار مغز به استرس (حالت “جنگ یا گریز”) رو تغییر میده و به ما یک رویکرد آگاهانهتر میده.
وقتی ما با حضور کامل، استرسزاها رو مشاهده میکنیم و فوراً واکنش نشون نمیدیم، میتونیم تأثیرات جسمی و روانی فشارهای روزمره رو کم کنیم. تو زندگی روزمره هم به ما کمک میکنه تا کمتر دچار حواسپرتی بشیم و از لحظات کوچیک بیشتر لذت ببریم.
۳_چه کنیم حالا برای ذهنآگاهی؟
۱.راحت باشید: یک جای آروم و راحت پیدا کنید. صاف بنشینید (نه خشک و سفت).
۲.روی تنفس تمرکز کنید: توجه خود را به حس ورود و خروج هوا از بدنتون معطوف کنید. بالا و پایین رفتن شکم را حس کنید.
۳.متوجه افکارتون بشید: هدف این نیست که فکر کردن را متوقف کنید، بلکه هدف اینه که وقتی فکری به ذهنتون میاد، اونو ببینید و سپس به آرومی تمرکزتون رو بدون سرزنش کردن خودتون، به تنفس بازگردانید.
مدیتیشن ذهنآگاهی یهجور تمرین ذهنیه که به شما یاد میده افکار شتابزده رو کند کنید، شر افکار منفی رو کم کنید و هم ذهن و هم بدنتونو آروم کنین. ذهنآگاهی یه حالت ذهنیه که در اون شما کاملاً روی “همین لحظه” متمرکزید و میتونید افکار، احساسات و حواس خود را بدون قضاوت ببینید و بپذیرید.
۲_چه تاثیری داره؟
فواید اصلی ذهنآگاهی کنترل احساسات، افزایش تمرکز و توجه، و کم کردن نشخوار فکریه(فکر کردن زیادی درباره گذشته یا نگرانی درباره آینده)
تحقیقات نشون داده که ذهنآگاهی نهفقط برای خود شخص مفیده، بلکه میتونه نتایج بهتری در درمانها و روابط هم داشته باشه.
تاثیرش در استرس و زندگی روزمره چیه؟
ذهنآگاهی در مدیریت استرس خیلی تاثیر داره چون واکنش خودکار مغز به استرس (حالت “جنگ یا گریز”) رو تغییر میده و به ما یک رویکرد آگاهانهتر میده.
وقتی ما با حضور کامل، استرسزاها رو مشاهده میکنیم و فوراً واکنش نشون نمیدیم، میتونیم تأثیرات جسمی و روانی فشارهای روزمره رو کم کنیم. تو زندگی روزمره هم به ما کمک میکنه تا کمتر دچار حواسپرتی بشیم و از لحظات کوچیک بیشتر لذت ببریم.
۳_چه کنیم حالا برای ذهنآگاهی؟
۱.راحت باشید: یک جای آروم و راحت پیدا کنید. صاف بنشینید (نه خشک و سفت).
۲.روی تنفس تمرکز کنید: توجه خود را به حس ورود و خروج هوا از بدنتون معطوف کنید. بالا و پایین رفتن شکم را حس کنید.
۳.متوجه افکارتون بشید: هدف این نیست که فکر کردن را متوقف کنید، بلکه هدف اینه که وقتی فکری به ذهنتون میاد، اونو ببینید و سپس به آرومی تمرکزتون رو بدون سرزنش کردن خودتون، به تنفس بازگردانید.
❤6👌2
لیوانآبخوری مدرسه رو یادتونه؟
تنها چیزی که نمیتونست نگه داره دوچیکه آب بود.
زمانبندی فاصلهی پر کردن لیوان با خوردن آب خیلی مهم بود
یه اشتباه محاسباتی کل آب رو هدر میداد
این چی بود آخه ساختن
تنها چیزی که نمیتونست نگه داره دوچیکه آب بود.
زمانبندی فاصلهی پر کردن لیوان با خوردن آب خیلی مهم بود
یه اشتباه محاسباتی کل آب رو هدر میداد
این چی بود آخه ساختن
🤣14👌1
زمان مدرسه، برای یه درسی معلممون گفت فردا همراه خودتون گچ بیارید، قراره ستون بسازیم.
برام خیلی جالب بود. بهنظرم کار سادهای میاومد اما گچ بیشتر از اونی که فکر میکردم، ظریف و شکننده بود.
وقتی اولین گچ رو تراشیدم، شکست. دومیش، ترک خورد، سومیش هم دوام نیاورد و همینطور پشتهم نمیشد که نمیشد.
گاهی خسته، گاهی ناامید و حتی بعضیوقتها اونقدر عصبانی و کلافه میشدم که میخواستم همهی گچها رو تبدیل به پودر و همراه با چهارتا ناسزای ریز و درشت مشتیوار، راهی سطلزبالهی گوشهی کلاس کنم.
اما نمیشد. نه که نخوام، مجبور بودم ادامه بدم. نمیدونم با چندمین تلاش بود که بالاخره شد. عالی و فوقالعاده و بینقص بود؟ ابدا! من فقط تونستم از اون گچ ظریف یه ستون با هزار ترک ریز و کوچیک دربیارم که ایستاده و سرپا بود!
این گچ مثال خوبی از زندگی ما آدماست. زندگی مثل همون کاردکی که به جون گچ افتاد، بارها با انواع و اقسام چالشها و سختیها، بهجونمون افتاد و شکست ما رو. اونقدر که هردفعه فروریختیم و دوباره سرپا شدیم.
ما هم عالی و بینقص نیستیم اما هچنان سرپاییم.با همون ترکهای ریز و کوچیک بهجامونده. و همچنان مجبور به ادامه دادن.
برام خیلی جالب بود. بهنظرم کار سادهای میاومد اما گچ بیشتر از اونی که فکر میکردم، ظریف و شکننده بود.
وقتی اولین گچ رو تراشیدم، شکست. دومیش، ترک خورد، سومیش هم دوام نیاورد و همینطور پشتهم نمیشد که نمیشد.
گاهی خسته، گاهی ناامید و حتی بعضیوقتها اونقدر عصبانی و کلافه میشدم که میخواستم همهی گچها رو تبدیل به پودر و همراه با چهارتا ناسزای ریز و درشت مشتیوار، راهی سطلزبالهی گوشهی کلاس کنم.
اما نمیشد. نه که نخوام، مجبور بودم ادامه بدم. نمیدونم با چندمین تلاش بود که بالاخره شد. عالی و فوقالعاده و بینقص بود؟ ابدا! من فقط تونستم از اون گچ ظریف یه ستون با هزار ترک ریز و کوچیک دربیارم که ایستاده و سرپا بود!
این گچ مثال خوبی از زندگی ما آدماست. زندگی مثل همون کاردکی که به جون گچ افتاد، بارها با انواع و اقسام چالشها و سختیها، بهجونمون افتاد و شکست ما رو. اونقدر که هردفعه فروریختیم و دوباره سرپا شدیم.
ما هم عالی و بینقص نیستیم اما هچنان سرپاییم.با همون ترکهای ریز و کوچیک بهجامونده. و همچنان مجبور به ادامه دادن.
👌8
ما مشهدیها بهجای «شد» از «رفت» استفاده میکنیم.
مثلا میگیم «چقدر دلوم وا رفت» بهجای «چقدر دلوم وا شد»
بهجای «شد» از چی استفاده میکنیم؟ همون «شد» رو میگیم🙂↔️
تا آموزههای دیگری از زبانها و لهجهها، با ما همراه باشید
مثلا میگیم «چقدر دلوم وا رفت» بهجای «چقدر دلوم وا شد»
بهجای «شد» از چی استفاده میکنیم؟ همون «شد» رو میگیم🙂↔️
تا آموزههای دیگری از زبانها و لهجهها، با ما همراه باشید
🤣8