*اسفنجمان را کجا بگذاریم؟*
🔺دوستی تعریف میکرد….
پنج سال پیش بود که برای کنفرانسی به شهر بوستون رفته بودم. به همراه یکی از دوستان قدیمی که دورهی پسادکترای خودش را در آنجا میگذارند، داشتیم در خیابانهای اطراف دانشگاه ام آی تی، دنبال یک آدرس میگشتیم. یک نفر از آن طرف خیابان رد میشد و متوجه ما شد که داریم به شکلی پرسانپرسان اطراف خودمان را نگاه میکنیم. آمد سمت ما این طرف خیابان، پرسید: دنبال جایی میگردید؟ میتوانم کمکی بکنم؟ ما هم آدرس را پرسیدیم. دقیق گوش داد. خیلی آرام و به صورت شمرده، مراحل رسیدن به آدرس را به ما گفت. حتی با حرکت دست، دقیقا شکل مسیر را برای ما رسم کرد و بعد هم چند قدمی به همراه ما آمد که مطمئن شود درست میرویم.
هنوز چند قدمی دور نشده بودیم که دوستم گفت «یک ام آی تی ای تیپیکال بود»! گفتم منظورت چیه؟ گفت جالب است که خیلی از آدمهایی که در محیط دانشگاه ام آی تی (ماساچوست) تحصیل یا کار میکنند، ناخودآگاه آدمهایی فروتن و دقیق، با نگاه خیلی سیستماتیک و کاربردی میشوند.
هیچکدام از این ويژگیها را به صورت رسمی، نه مطالعه میکنند و نه دورهای برای آن میگذارنند اما به صورت ناخودآگاه به این ويژگیها میرسند.
*این مثالی از پدیدهی "یادگیری اُسمُزی" است.*
بیش از نیمی از یادگیریهای ما به صورت ناخودآگاه و در اثر نوعی الگوبرداری ناخودآگاه، عمیق و درونیسازی آن از محیط اطرافمان شکل میگیرد.
درست مانند یک اسفنج که وقتی در یک مایع قرار گیرد، به دلیل خاصیت اسمزی، مایع را به خودش میکشد.
🔸 ما هم وقتی با کارآفرینان معاشرت میکنیم ناخودآگاه خلاقتر، جسورتر و آیندهسازتر میشویم،
🔸 وقتی با کسانی که تفکرات عمیق و فلسفی دارند تعامل میکنیم، ناخودآگاه دیدگاهمان به مسائل، عمیقتر میشود
🔸 و زمانی که با آدمهای پرتلاش، حشر و نشر داریم، ناخودآگاه عملگراتر میشویم.
🔸 اگر با مدیران سیاسی- امنیتی دمخور باشید، بعد از مدتی همه چیز را از نگاه سیاست و امنیت تحلیل میکنید.
زمانی جملهای منسوب به چارلی چاپلین را خوانده بودم؛ "افکار هر آدمی، میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آنها میگذراند". پس خود را در محاصرهی افراد موفق قرار دهید.
خب برایم سؤال پیش آمد که:
*بخش زیادی از افراد دور و بر ما؛ خانواده، همسایه، فامیل و همکار، معمولا انتخاب ما نیستند (محدودیت اول)*
*افراد موفقی که بتوانیم آنها را بیابیم و رابطهی تنگاتنگ با آنها داشته باشیم نیز کمیاب، دشوار و محدودند (محدودیت دوم)*
🔹 برای غلبه بر این محدودیتها، شاید سه ایدهی زیر مفید باشد:
1️⃣ *"کتابهای خوب"*
کتابها عصارهی دانش و شخصیت نویسندههای خود هستند. اگر خود را در کتابهای خوب، محاصره کنیم، آنگاه افکارمان رشد میکند. مخصوصا نوع خاصی از کتابها هستند که در مورد زندگی افراد موفق و مشهور در زمینهی کاری شماست. حتما زندگینامهی آنها را بخوانید. این یک جور «همنشینی مجازی» است.
2️⃣ *"محفلهای خوب"*
ممکن است ما همیشه به آدمهای مورد نظرمان دسترسی نداشته باشیم. اما میتوانیم به صورت منظم در محافل و جمعهایی شرکت کنیم که با هدف ما همخوانی بیشتری دارد. به عنوان مثال اگر به شعر علاقهمندیم در شب شعر شرکت کنیم و اگر به کارآفرینی علاقهمند هستیم در رخدادهای استارتآپی.
اگر بتوانیم در محیط کارمان، ۳ تا ۵ نفری که بیشترین تناسب با اهداف ما دارند را نیز انتخاب کنیم و با آنها تعاملات مداوم و منظم داشته باشیم، آنگاه این یادگیری اسمزی اتفاق میافتد.
3️⃣ *"همکاران خوب"*
سه نفر کلیدی محیط کاری خود را با دقت انتخاب کنیم. محیط حرفهای ما شامل افراد زیادی است اما بعضی از آنها نقش کلیدیتری دارند چرا که ما تعاملات بیشتری با آنها داریم. سه نفری که بیش از همه در محیط کار و فعالیت حرفهای با ما ارتباط دارند، بیشترین تاثیر را در یادگیریهای اسمزی ما دارند. انتخاب و گماشتن دقیق این سه نفر، تاثیری بسیار اساسی در حرفهای شدن ما دارد.
🔴 نکته پایانی آنکه هر از گاه از خودمان بپرسیم اسفنجمان را در چه محیطی قرار دادهایم؟ در محیطی که صحبت از ثروتاندوزی دیوانهوار است یا ثروتآفرینی شرافتمندانه؟ محیطی که صحبت از پارتیبازی و رانتخواری است یا تلاش صبورانه؟ محیطی که خوشبختی همگانی مطرح است یا خوشبختی فردى؟
🌸مواظب اسفنج زندگیتان باشید"مکان اسفنج شما "،"سرنوشت شما "را تغییر میدهد.
تـــو اول بگـــــو با کیان زیستی
پس آنگه بگویم که تو، کیستی
✳️
🔺دوستی تعریف میکرد….
پنج سال پیش بود که برای کنفرانسی به شهر بوستون رفته بودم. به همراه یکی از دوستان قدیمی که دورهی پسادکترای خودش را در آنجا میگذارند، داشتیم در خیابانهای اطراف دانشگاه ام آی تی، دنبال یک آدرس میگشتیم. یک نفر از آن طرف خیابان رد میشد و متوجه ما شد که داریم به شکلی پرسانپرسان اطراف خودمان را نگاه میکنیم. آمد سمت ما این طرف خیابان، پرسید: دنبال جایی میگردید؟ میتوانم کمکی بکنم؟ ما هم آدرس را پرسیدیم. دقیق گوش داد. خیلی آرام و به صورت شمرده، مراحل رسیدن به آدرس را به ما گفت. حتی با حرکت دست، دقیقا شکل مسیر را برای ما رسم کرد و بعد هم چند قدمی به همراه ما آمد که مطمئن شود درست میرویم.
هنوز چند قدمی دور نشده بودیم که دوستم گفت «یک ام آی تی ای تیپیکال بود»! گفتم منظورت چیه؟ گفت جالب است که خیلی از آدمهایی که در محیط دانشگاه ام آی تی (ماساچوست) تحصیل یا کار میکنند، ناخودآگاه آدمهایی فروتن و دقیق، با نگاه خیلی سیستماتیک و کاربردی میشوند.
هیچکدام از این ويژگیها را به صورت رسمی، نه مطالعه میکنند و نه دورهای برای آن میگذارنند اما به صورت ناخودآگاه به این ويژگیها میرسند.
*این مثالی از پدیدهی "یادگیری اُسمُزی" است.*
بیش از نیمی از یادگیریهای ما به صورت ناخودآگاه و در اثر نوعی الگوبرداری ناخودآگاه، عمیق و درونیسازی آن از محیط اطرافمان شکل میگیرد.
درست مانند یک اسفنج که وقتی در یک مایع قرار گیرد، به دلیل خاصیت اسمزی، مایع را به خودش میکشد.
🔸 ما هم وقتی با کارآفرینان معاشرت میکنیم ناخودآگاه خلاقتر، جسورتر و آیندهسازتر میشویم،
🔸 وقتی با کسانی که تفکرات عمیق و فلسفی دارند تعامل میکنیم، ناخودآگاه دیدگاهمان به مسائل، عمیقتر میشود
🔸 و زمانی که با آدمهای پرتلاش، حشر و نشر داریم، ناخودآگاه عملگراتر میشویم.
🔸 اگر با مدیران سیاسی- امنیتی دمخور باشید، بعد از مدتی همه چیز را از نگاه سیاست و امنیت تحلیل میکنید.
زمانی جملهای منسوب به چارلی چاپلین را خوانده بودم؛ "افکار هر آدمی، میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آنها میگذراند". پس خود را در محاصرهی افراد موفق قرار دهید.
خب برایم سؤال پیش آمد که:
*بخش زیادی از افراد دور و بر ما؛ خانواده، همسایه، فامیل و همکار، معمولا انتخاب ما نیستند (محدودیت اول)*
*افراد موفقی که بتوانیم آنها را بیابیم و رابطهی تنگاتنگ با آنها داشته باشیم نیز کمیاب، دشوار و محدودند (محدودیت دوم)*
🔹 برای غلبه بر این محدودیتها، شاید سه ایدهی زیر مفید باشد:
1️⃣ *"کتابهای خوب"*
کتابها عصارهی دانش و شخصیت نویسندههای خود هستند. اگر خود را در کتابهای خوب، محاصره کنیم، آنگاه افکارمان رشد میکند. مخصوصا نوع خاصی از کتابها هستند که در مورد زندگی افراد موفق و مشهور در زمینهی کاری شماست. حتما زندگینامهی آنها را بخوانید. این یک جور «همنشینی مجازی» است.
2️⃣ *"محفلهای خوب"*
ممکن است ما همیشه به آدمهای مورد نظرمان دسترسی نداشته باشیم. اما میتوانیم به صورت منظم در محافل و جمعهایی شرکت کنیم که با هدف ما همخوانی بیشتری دارد. به عنوان مثال اگر به شعر علاقهمندیم در شب شعر شرکت کنیم و اگر به کارآفرینی علاقهمند هستیم در رخدادهای استارتآپی.
اگر بتوانیم در محیط کارمان، ۳ تا ۵ نفری که بیشترین تناسب با اهداف ما دارند را نیز انتخاب کنیم و با آنها تعاملات مداوم و منظم داشته باشیم، آنگاه این یادگیری اسمزی اتفاق میافتد.
3️⃣ *"همکاران خوب"*
سه نفر کلیدی محیط کاری خود را با دقت انتخاب کنیم. محیط حرفهای ما شامل افراد زیادی است اما بعضی از آنها نقش کلیدیتری دارند چرا که ما تعاملات بیشتری با آنها داریم. سه نفری که بیش از همه در محیط کار و فعالیت حرفهای با ما ارتباط دارند، بیشترین تاثیر را در یادگیریهای اسمزی ما دارند. انتخاب و گماشتن دقیق این سه نفر، تاثیری بسیار اساسی در حرفهای شدن ما دارد.
🔴 نکته پایانی آنکه هر از گاه از خودمان بپرسیم اسفنجمان را در چه محیطی قرار دادهایم؟ در محیطی که صحبت از ثروتاندوزی دیوانهوار است یا ثروتآفرینی شرافتمندانه؟ محیطی که صحبت از پارتیبازی و رانتخواری است یا تلاش صبورانه؟ محیطی که خوشبختی همگانی مطرح است یا خوشبختی فردى؟
🌸مواظب اسفنج زندگیتان باشید"مکان اسفنج شما "،"سرنوشت شما "را تغییر میدهد.
تـــو اول بگـــــو با کیان زیستی
پس آنگه بگویم که تو، کیستی
✳️
دوست عزیز و همكار محترم
جناب آقای *سلیمان عابدی*
کامپیوتر ستاره شمال
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
جناب آقای *سلیمان عابدی*
کامپیوتر ستاره شمال
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
دوست عزیز و همكار محترم
جناب آقای *آریا فتحی*
نت سرای آریا
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
جناب آقای *آریا فتحی*
نت سرای آریا
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
دوست عزیز و همكار محترم
جناب آقای *مرتضی امیری*
کامپیوتر الکامپ
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
جناب آقای *مرتضی امیری*
کامپیوتر الکامپ
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
دوست عزیز و همكار محترم
جناب آقای *حسین اسمعیل نیا*
کامپیوتر دهکده رایانه
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
جناب آقای *حسین اسمعیل نیا*
کامپیوتر دهکده رایانه
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
دوست عزیز و همكار محترم
جناب آقای *علی لطفی مهر*
کافی نت رهاورد
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
جناب آقای *علی لطفی مهر*
کافی نت رهاورد
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
همكار محترم
سرکار خانم *براری*
کافی عدل گستر آرامیس
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
سرکار خانم *براری*
کافی عدل گستر آرامیس
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
همكار محترم
سرکار خانم *محمدزاده*
کامپیوتر آرین آی تی
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
سرکار خانم *محمدزاده*
کامپیوتر آرین آی تی
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
منظور از کلمه (سخصیو) (شخصی و) بوده😇
File from بهروز عالمیان درونکلایی
File from بهروز عالمیان درونکلایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"روساي محترم و همكاران گرانقدر"
با سلام
برابر دستور العمل صادره ،اتاق و اتحاديه ها نيز پنج شنبه ها تعطيل مي باشند.
"اتاق اصناف شهرستان بابل"
با سلام
برابر دستور العمل صادره ،اتاق و اتحاديه ها نيز پنج شنبه ها تعطيل مي باشند.
"اتاق اصناف شهرستان بابل"
دوست عزیز و همكار محترم
جناب آقای *بهزاد کیانی*
گیم نت کیان مهر
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
جناب آقای *بهزاد کیانی*
گیم نت کیان مهر
*تولدتان مبارك*
#اتحاديه_كامپيوتروماشينهای_اداري
#شهرستان_بابل
-
🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
همزمان با مصوبه هیات وزیران مبنی بر تعطیلی بانکها و ادارات دولتی یک تصمیم دیگه هم گرفتند که هنوز به کسی اعلام نکردند و اونهم واریز وجه کارت خوان از ساعت ۱۵ تا ۱۶ بعد از ظهر روز بعد است همیشه بار مشکلات و گرفتاریها بر دوش مغازه دار بیچاره است ولی چکها رو همون روز و ساعت اولیه پاس میکنند(چون هیات وزیران در این مورد تصمیمی اتخاذ نکردند)😔🤔🧐🤐
پدیده *«اثر شوفر» در هر کشوری خطرناکتر از هردشمن و هرخیانتکاری است!!*
صاحبنظران معتقدند که در شرایط فعلی، بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ ، آنچه که کشورمان را تهدید میکند، «اثر شوفر» است!
*اثر شوفر چیست؟*
*ماکس پلانک* بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد ، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره *مکانیک کوانتوم* صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند, *راننده اش* احساس می کند که همه مطالب آن دانشمند را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید : شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. اگر اجازه دهیدمن در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، بجای شما سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود. پلانک هم قبول میکند!
*شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند.* در انتهای جلسه فیزیکدانی که درجلسه بود، بلند میشود و سوالی علمی را مطرح میکند. شوفر که جواب سوال را اصلانمی دانست، در نهایت خونسردی میگوید: *من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوالهایی به این اندازه پیش پا افتاده و ساده ازمن میپرسند این سوال شما حتی شوفر من هم میتواند جواب دهد!* سپس ازپشت تریبون رو کرد به ماکس پلانک که درجمع حضار نشسته بود، وگفت جناب شوفر(آقای راننده) ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!
ماکس ازجا برخواست وپاسخ آن فیزک دان را داد.
ازآن پس این *توّهم دانایی* را *«اثر شوفر»* می نامند. این تَوّهُم دانایی گاهی دربسیاری ازامور ازجمله (سیاست، اقتصاد، پزشکی ومدیریت ودین و فرهنگ) برای برخی افراد سطحی نگرواصطلاحا همه چیز دان پیش می آید .
غافل ازاینکه *علم ودانش درهررشته ای مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمیتوان مشاهده کرد.* افراد سطحینگر صرفا بخش قابل مشاهده دانش را میبینند و گمان میکنند که کل دانش را دریافت کردهاند ، در حالی که این فقط *توهمی از دانایی است نه خود دانایی*
توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم همه جوانب مطلبی را میدانیم، بنابراین قاطعانه درمورد آن اظهار نظر می کنیم ،در صورتی که اشتباه میکنیم. یعنی یا نمیدانیم و یا اشتباه و ناقص میدانیم و علت اصلی توهمِ دانایی ، تصور ناقص ما نسبت به تمام جوانب یک مطلب و سپس مقایسهی دانش خودمان با همان تصور است.
حال *اگر درجامعه ای، روال اینگونه شودکه هرکسی بی محابا درهر امری مدعی دانستن شود.ومردم تفاوت بین فهم متخصص ومدعی تشخیص ندهند،یا به اصطلاح شوفر جای دانشمند اظهار نظر کند ودانشمندبخواهد ماشین راهدایت کند،یعنی شوفر در مسند دانشمندان و دانشمندان در جایگاه شوفر ادامه فعالیت دهندامور جامعه به قهقرا می گراید*. گروه عمده ای ازمدیران و سیاستمداران وگردانندگان اقتصاد باروش هایی غیر علمی برمسند نشسته اند وتوهم دانایی آنها را بدانجا کشانده است. واین بیماری درمیان اقشار مختلف جامعه هم سرایت نموده وبقول معروف *همه خود رادر همه امور عقل کل می دانند.تاجایی که کلمه *(نمی دانم)* راتحقیر خود می دانند.
سقراط می گفت *(من داناترین فردم! چون تنها کسی هستم که می دانم که نمیدانم)* در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند.
این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را
*جهل فرهیخته*
نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و پژوهش وجستجو گری نیازمند آنیم.
*زیرا نخستین گام در تلاش برای کسب دانایی، غلبه بر*
*توهم دانایی*
*است .*
*ما زمانی می توانیم به درک و فهم و دانایی خود امیدوار شویم که آنچه را که نمی دانیم با شهامت وجسارت بگوییم: نمی دانم.*
صاحبنظران معتقدند که در شرایط فعلی، بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ ، آنچه که کشورمان را تهدید میکند، «اثر شوفر» است!
*اثر شوفر چیست؟*
*ماکس پلانک* بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد ، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره *مکانیک کوانتوم* صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند, *راننده اش* احساس می کند که همه مطالب آن دانشمند را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید : شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. اگر اجازه دهیدمن در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، بجای شما سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود. پلانک هم قبول میکند!
*شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند.* در انتهای جلسه فیزیکدانی که درجلسه بود، بلند میشود و سوالی علمی را مطرح میکند. شوفر که جواب سوال را اصلانمی دانست، در نهایت خونسردی میگوید: *من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوالهایی به این اندازه پیش پا افتاده و ساده ازمن میپرسند این سوال شما حتی شوفر من هم میتواند جواب دهد!* سپس ازپشت تریبون رو کرد به ماکس پلانک که درجمع حضار نشسته بود، وگفت جناب شوفر(آقای راننده) ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!
ماکس ازجا برخواست وپاسخ آن فیزک دان را داد.
ازآن پس این *توّهم دانایی* را *«اثر شوفر»* می نامند. این تَوّهُم دانایی گاهی دربسیاری ازامور ازجمله (سیاست، اقتصاد، پزشکی ومدیریت ودین و فرهنگ) برای برخی افراد سطحی نگرواصطلاحا همه چیز دان پیش می آید .
غافل ازاینکه *علم ودانش درهررشته ای مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمیتوان مشاهده کرد.* افراد سطحینگر صرفا بخش قابل مشاهده دانش را میبینند و گمان میکنند که کل دانش را دریافت کردهاند ، در حالی که این فقط *توهمی از دانایی است نه خود دانایی*
توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم همه جوانب مطلبی را میدانیم، بنابراین قاطعانه درمورد آن اظهار نظر می کنیم ،در صورتی که اشتباه میکنیم. یعنی یا نمیدانیم و یا اشتباه و ناقص میدانیم و علت اصلی توهمِ دانایی ، تصور ناقص ما نسبت به تمام جوانب یک مطلب و سپس مقایسهی دانش خودمان با همان تصور است.
حال *اگر درجامعه ای، روال اینگونه شودکه هرکسی بی محابا درهر امری مدعی دانستن شود.ومردم تفاوت بین فهم متخصص ومدعی تشخیص ندهند،یا به اصطلاح شوفر جای دانشمند اظهار نظر کند ودانشمندبخواهد ماشین راهدایت کند،یعنی شوفر در مسند دانشمندان و دانشمندان در جایگاه شوفر ادامه فعالیت دهندامور جامعه به قهقرا می گراید*. گروه عمده ای ازمدیران و سیاستمداران وگردانندگان اقتصاد باروش هایی غیر علمی برمسند نشسته اند وتوهم دانایی آنها را بدانجا کشانده است. واین بیماری درمیان اقشار مختلف جامعه هم سرایت نموده وبقول معروف *همه خود رادر همه امور عقل کل می دانند.تاجایی که کلمه *(نمی دانم)* راتحقیر خود می دانند.
سقراط می گفت *(من داناترین فردم! چون تنها کسی هستم که می دانم که نمیدانم)* در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند.
این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را
*جهل فرهیخته*
نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و پژوهش وجستجو گری نیازمند آنیم.
*زیرا نخستین گام در تلاش برای کسب دانایی، غلبه بر*
*توهم دانایی*
*است .*
*ما زمانی می توانیم به درک و فهم و دانایی خود امیدوار شویم که آنچه را که نمی دانیم با شهامت وجسارت بگوییم: نمی دانم.*
✳️هم اکنون
✅جلسه مشترک
🔸پلیس اطلاعات امنیت استان مازندران
و↘️↙️
اصناف شهرستان بابل
⬅️موضوع جلسه
(سامانه مها)
بمنظور امنیت عمومی بازار
با⬅️حضور جناب سرهنگ باقرزاده رئیس محترم اداره اماکن نیروی انتظامی استان،
🔸مهندس قلییان مسئول سامانه مها 🔸سرهنگپولائی رئیس محترم پلیس اطلاعات امنیت بابل
🔸مهندس تشکافیروزجاه
⬅️ریاست محترم اداره صمت
🔸ریاست ودبیرمحترم اتاق اصناف.
⬅️روسای محترم اتحادیه های صنفی
🔸لوازم خانگی
🔸فروش وخدمات کامپیوتر.
🔸فروش وخدمات موبایل.
و
🔸️اتحادیه معاملات اتومبیل
در سالن همایش اتاق اصناف شهرستان بابل
✅جلسه مشترک
🔸پلیس اطلاعات امنیت استان مازندران
و↘️↙️
اصناف شهرستان بابل
⬅️موضوع جلسه
(سامانه مها)
بمنظور امنیت عمومی بازار
با⬅️حضور جناب سرهنگ باقرزاده رئیس محترم اداره اماکن نیروی انتظامی استان،
🔸مهندس قلییان مسئول سامانه مها 🔸سرهنگپولائی رئیس محترم پلیس اطلاعات امنیت بابل
🔸مهندس تشکافیروزجاه
⬅️ریاست محترم اداره صمت
🔸ریاست ودبیرمحترم اتاق اصناف.
⬅️روسای محترم اتحادیه های صنفی
🔸لوازم خانگی
🔸فروش وخدمات کامپیوتر.
🔸فروش وخدمات موبایل.
و
🔸️اتحادیه معاملات اتومبیل
در سالن همایش اتاق اصناف شهرستان بابل
در بسیاری از مواقع این رخداد پیش آمده است که پس از فعال شدن سیستم دزدگیر و تماس با شماره های از قبل ثبت شده توسط دزدگیر مالک مکان سراسیمه خود را به مکان مورد نظر رسانده است در صورتی که ممکن است، اعلام هشدار اشتباه باشد یا حتی مواردی سابقه داشته است که بعد از حضور مالک مکان و رو به رو شدن با سارق درگیری رخ داده است و موجب جرح مالک و یا سارق شده است که در هر صورت موجب مشکلات و عواقب قانونی، مالی و جانی یرای مالک شده است.
سامانه مها، سامانه اطلاع رسانی و اعلام خطر آنلاین و هوشمندی است، که به صورت ۲۴ ساعته به کمک حسگرهای حرکتی، لرزشی هر نوع تهدید از جمله: سرقت، زورگیری و… را در زمان حضور یا عدم حضور مالک به مرکز هشدار الکترونیک اعلام میکند و به محض وقوع حرکت غیر عادی در محل های متصل به این سامانه (مغازه، خونه، انبار) مرکز پلیس اطلاع پیدا کرده و گشت پلیس با فوریت یک برای بررسی موضوع به محل اعزام میشود.
سامانه مها، سامانه اطلاع رسانی و اعلام خطر آنلاین و هوشمندی است، که به صورت ۲۴ ساعته به کمک حسگرهای حرکتی، لرزشی هر نوع تهدید از جمله: سرقت، زورگیری و… را در زمان حضور یا عدم حضور مالک به مرکز هشدار الکترونیک اعلام میکند و به محض وقوع حرکت غیر عادی در محل های متصل به این سامانه (مغازه، خونه، انبار) مرکز پلیس اطلاع پیدا کرده و گشت پلیس با فوریت یک برای بررسی موضوع به محل اعزام میشود.