آیا می دانید؟
63 subscribers
3.76K photos
133 videos
5 files
93 links
کانالی برای دانستن
امروزهم دانستن مهم است
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه قرآن کریم
نمیدونم تجربه ش کردین یا نه؟
ولی اونی که از چشم میوفته دیگه محاله مثل قبل به دل بشینه...
آیا میدونید به کمک خوراکی های زیر میتونیم بر وسوسه خوردن شیرینی جات غلبه کنیم.

⬅️شکلات تلخ (در حد 20تا 30 گرم در روز)
⬅️خرما
⬅️آدامس بدون قند
⬅️حبوبات
⬅️ماست
⬅️دارچین
⬅️برگه آلو
⬅️تخم مرغ (به ویژه اگر در وعده صبحانه میل شود)
⬅️غلات کامل
⬅️میوه و سبزیجات تازه
یک ساعت را با پدرم در بانک گذراندم ، چون باید یک حواله انجام می‌داد . نتوانستم خودم را کنترل کنم و از او پرسیدم :
«بابا، چرا از بانکداری اینترنتی استفاده نمی‌کنی؟»
به من نگاه کرد و گفت :
«چرا باید این کار رو بکنم؟»
گفتم : «خب ... اینطوری دیگه برای یک حواله ساده لازم نیست ساعت‌ها اینجا وقت بگذرونی . حتی خریدت رو هم می‌تونی از اینترنت انجام بدی . همه‌چیز خیلی راحت‌تر می‌شه!»

با هیجان ادامه دادم تا او را هم به دنیای دیجیتال وارد کنم . بعد از کمی سکوت از من پرسید :
«و اگه این کارها رو بکنم ، دیگه لازم نیست از خونه بیرون بیام ، درسته؟»
با اشتیاق جواب دادم : «کاملاً!»
حتی برایش توضیح دادم که خریدهای سوپرمارکت هم به خانه تحویل داده می‌شود و آمازون هر چیزی را تا دم در می‌آورد .
اما پاسخ او من را ساکت کرد . گفت :
«از وقتی که امروز به این بانک اومدم ، چهار تا از دوستام رو دیدم . با کارمندهایی که منو خوب می‌شناسن ، گپ زدم . می‌دونی که من تنها هستم و به این تماس‌های کوچک انسانی نیاز دارم . من دوست دارم آماده بشم ، از خونه بزنم بیرون و اینجا بیام . من وقت دارم ، ولی چیزی که دنبالش هستم ارتباط با انسان‌هاست.
دو سال پیش که مریض بودم ، اون میوه‌فروش که ازش خرید می‌کنم ، اومد عیادتم . کنار تختم نشست و گریه کرد و وقتی مادرت صبح یکی از پیاده‌روی‌هاش زمین خورد ، کسی که دیدش ، باز هم همون میوه‌فروش بود . دوید ، ماشینش رو آورد و مادرتو به خونه رسوند ، چون می‌دونست کجا زندگی می‌کنیم .
فکر می‌کنی این چیزها توی فضای مجازی ممکنه؟ چرا باید همه‌چیز رو بدون دیدن چهره‌ها ، بدون به اشتراک گذاشتن یه لبخند انجام بدم ؟ من می‌خوام کسانی رو که باهاشون کار می‌کنم ، بشناسم ، نه این که فقط با فروشنده‌های بی‌نام و نشان سر و کار داشته باشم . این چیزها باعث ایجاد پیوند می‌شن ، باعث به‌وجود اومدن رابطه می‌شن. آمازون می‌تونه اینو هم تحویل بده؟»
*فناوری زندگی نیست. با انسان‌ها وقت بگذرانید ، نه فقط با صفحه‌نمایش‌ها. زندگی را با لذت زندگی کنید قبل از آن که دیر شود
یادمه مادر بزرگها میگفتند ننه بخند هم خوشگلتر میشی هم خنده بر هر دردی دوا است
پس بخند و شاد باش که دنیا ارزش غم خوردن را ندارد
مراقب خودتون باشید
بدن شما تا آخر عمر همراه شماست
یک ورژن سالم
و قدرتمند از خودتون بسازید....

عصای روزهای پیری شما
عضلات و مفاصل‌تون هستن
نه فرزندان شما
وقتی کلاغ احساس مریضی می‌کند... به سراغ مورچه‌ها می‌رود
هرچند عجیب به نظر می‌رسد، اما وقتی یک کلاغ بیمار می‌شود، به دنبال لانه‌ی مورچه‌ها می‌گردد. روی شاخه‌ای نزدیک می‌نشیند، بال‌هایش را باز می‌کند و بی‌حرکت می‌ماند تا مورچه‌ها روی بدنش حرکت کنند.
دلیل این رفتار عجیب بسیار عمیق است: مورچه‌ها اسید فورمیک ترشح می‌کنند، ترکیبی طبیعی که خاصیت ضدانگلی دارد. این اسید به کلاغ کمک می‌کند تا با قارچ‌ها، باکتری‌ها و انگل‌های مضر مبارزه کند و بدون نیاز به داروی سنتی بهبود یابد.
این رفتار که به آن "مورچه‌مالی" گفته می‌شود، در گونه‌های مختلف پرندگان دیده شده و نمونه‌ای شگفت‌انگیز از خوددرمانی حیوانات در طبیعت است.
طبیعت با تمام حکمت خاموش خود، همواره ما را شگفت‌زده می‌کند!
یادتونه قدیمی ها زمستان همیشه توی یخچال یا پر هلو یا انجیر آب زده داشتند و هر دفعه کمی ازش می خوردند
حالا فایده آب انجیر داغ
آب داغ انجیر می‌تواند شما را از سرطان نجات دهد.
انجیر داغ سلول‌های سرطانی را از بین می‌برد.
2 تا 3 دانه انجیر را به صورت نازک در یک فنجان برش دهید و آب داغ را به آن اضافه کنید تا «آب قلیایی» شود. اگر روزانه آن را بنوشید، برای همه افراد خوب است.
انجیر داغ مواد ضد سرطان آزاد می‌کند. این آخرین پیشرفت در پزشکی برای درمان موثر سرطان است.
میوه گرم انجیر اثر کشتن کیست و تومور را دارد و ثابت شده است که همه انواع سرطان را درمان می‌کند.
آب داغ انجیر تمام میکروب‌ها و سموم بدن به دلیل آلرژی را پاک می‌کند.
دارویی که از آب انجیر به دست می.آید فقط سلول های خشن را از بین می‌برد و روی سلول‌های سالم تأثیر نمی‌گذارد.
همچنین اسیدهای آمینه و پلی‌فنول موجود در انجیر که در آب انجیر داغ آزاد می‌شود، می‌تواند فشارخون بالا را کنترل کند و از انسداد عروق داخلی جلوگیری کند و همچنین گردش خون را بهبود بخشد و لخته شدن خون را کاهش دهد.
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
شاید آن خنده که امروز دریغش کردیم ،
آخرین فرصت خندیدن ماست !
هر کجا خندیدیم ، زندگی هم آنجاست
زندگی شوق رسیدن به خداست
خنده کن بی پروا ، خنده‌هایت زیباست😄😄
جوان کافری عاشق دختر عمویش شد،عمویش یکی از رؤسای قبایل عرب بود.
جوان کافر رفت پیش عمو و گفت: عموجان من عاشق دخترت شده‌ام آمدم برای خواستگاری....
عموگفت:حرفی نیست ولی مهر دختر من سنگین است...!
جوان کافر گفت:عموجان هرچه باشد من می‌پذیرم.
عموگفت:در شهر بدی‌ها (مدینه)
دشمنی دارم که باید سر او را برایم بیاوری آنوقت دختر از آن تو...!!
جوان کافر گفت:عمو جان این دشمن تو اسمش چیست...؟!
عمو گفت :اسم زیاد دارد؛ ولی بیشتر او را به نام علی‌بن ابیطالب می شناسند...
جوان کافر فوراً اسب را زین کرد با شمشیر و نیزه و تیر و کمان و سنان راهی شهر بدی‌ها (مدینه) شد...
به بالای تپّه‌ی شهر که رسید دید در نخلستان جوان عربی در حال باغبانی و بیل زدن است. به نزدیک جوان عرب رفت.
گفت:ای مرد عرب تو علی را می‌شناسی ...؟!
جوان عرب گفت: تو را با علی چه‌کار است...؟!
جوان کافر گفت :آمده‌ام سرش را برای عمویم که رئیس و بزرگ قبیله‌مان است ببرم چون مهر دخترش کرده است...!
جوان عرب گفت: تو حریف علی نمی‌شوی ...!!
جوان کافر گفت :مگر علی را می‌شناسی ...؟!
جوان عرب گفت :بله من هر روز با او هستم و هر روز او را می‌بینم..!
جوان کافر گفت : مگر علی چه هیبتی دارد که من نتوانم سر او رااز تن جدا کنم...؟!
جوان عرب گفت:قدی دارد به اندازه‌ی قد من هیکلی هم‌هیکل من...!
جوان کافر گفت:خب اگر مثل تو باشد که مشکلی نیست...!!
مرد عرب گفت:اول باید بتوانی من را شکست بدهی تا علی را به تو نشان بدهم...!!
خب حالا چی برای شکست علی داری...؟!
جوان کافر گفت:شمشیر و تیر و کمان و سنان...!!
جوان عرب گفت:پس آماده باش..
جوان کافر خنده‌ای بلند کرد و گفت: تو با این بیل می‌خواهی مرا شکست دهی ...؟! پس آماده باش..شمشیر را از نیام کشید.
جوان کافر گفت: اسمت چیست...؟!
مرد جوان عرب جواب داد عبدالله...!!
(بنده‌ی خدا) و
پرسید نام تو چیست...؟!
گفت:فتاح ،و با شمشیر به عبدالله حمله کرد...
عبدالله در یک چشم به‌هم زدن کتف و بازوی جوان کافر را گرفت و به آسمان بلند کرد و به زمین زد وبا خنجر خود جوان کافر خواست تا او را بکشد که دید اشک از چشم‌های جوان کافر جاری شد...
جوان عرب گفت: چرا گریه می‌کنی...؟!
جوان کافر گفت: من عاشق دختر عمویم بودم آمده بودم تا سر علی را ببرم برای عمویم تا دخترش را به من بدهد حالا دارم به‌ دست تو کشته می‌شوم...
مرد عرب جوان کافر را بلند کرد و گفت: بیا با این شمشیر سر مرا ببُر و برای عمویت ببَر...!!
جوان کافر گفت :مگر تو کی هستی ...؟!
جوان عرب گفت منم (( اسدالله الغالب علی‌بن ابیطالب )) که اگر بتوانم دل بنده‌ای از بندگان خدا را شاد کنم؛ حاضرم سر من مِهر دخترعمویت شود..!!!
جوان کافر بلند بلند زد زیر گریه و به پای مولای دو عالم افتاد و گفت :من می‌خواهم از امروز غلام تو شوم یاعلی
پس👈فتاح شد 👈قنبر غلام علی‌بن ابیطالب...
سارکوپنیا چیست؟


*خانمها و آقایان بالای ۴۰ سال حتما بخوانند*

*پدیده بیولوژیکی (سارکوپنیا) که در سنین پیری در انسان ظاهر می شود چیس ت؟*

  *سارکوپنیا در واقع از دست دادن تودهٔ عضلانی و قدرت اسکلتی در نتیجه افزایش سن است.*
  *وضعیت وحشتناکی است.*
  *بیایید سارکوپنیا را کشف کنیم!*

   *1. برای ایجاد عادت ایستادن... فقط ننشین!  ...و اگر می توانید بنشینید دراز نکشید!*

   *2. اگر سالمندی مریض شد و در خانه یا بیمارستان بستری شد، از او استراحت بیشتری نخواهید و یا توصیه نکنید که دراز بکشد، استراحت کند و از رختخواب خارج نشود!*

   *انسان با دراز کشیدن به مدت یک هفته حداقل پنج درصد از تودهٔ عضلانی خود را از دست می دهد!*
   *و افراد کهن سال دیگر نمی توانند عضلات خود را بازیابی کنند!*

*معمولا بسیاری از سالمندانی که دستیار یا پرستار استخدام می کنند سریعتر عضله های خود را از دست می دهند!*

   *3. سارکوپنیا وحشتناک تر از پوکی استخوان است!*
   *با پوکی استخوان، فقط باید مراقب باشید که زمین نخورید که باعث شکستگی استخوانها بشود.*
*سارکوپنیا نه تنها کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد، بلکه باعث افزایش قند خون به دلیل کمبود تودهٔ عضلانی می شود!*

   *4. سریعترین امکان از دست دادن آتروفی عضلانی در عضلات پاها است!*
*زیرا زمانی که فرد نشسته یا دراز کشیده است، پاها حرکت نمی کنند و عضلات پاها تحت تاثیر قرار می گیرند و قدرت خود را از دست می دهند ... این موضوع اهمیت ویژه ای دارد!*

   *شما باید مراقب سارکوپنیا باشید!*

   *بالا و پایین رفتن از پله ها...دویدن و دوچرخه سواری، همگی ورزش های عالی هستند و می توانند حجم عضلانی را افزایش دهند!*

  *برای کیفیت زندگی بهتر برای همه در دوران پیری...*

   *حرکت کن... ماهیچه هایت را هدر نده!!*

  *پیری از پاها شروع می شود!*
      
   *پاهای خود را فعال و قوی نگه دارید!!*

   با افزایش سن و پیری روزانه، پاهای ما باید همیشه فعال و قوی بمانند.*

  اگر فقط 2 هفته پاهای خود را حرکت ندهید، قدرت واقعی پای شما 10 سال کاهش می یابد.*
*بنابراین ورزش منظم مانند پیاده روی بسیار مهم است*.

   *پاها نوعی ستون هستند که تمام وزن بدن انسان را تحمل می کنند*.
   *هر روز پیاده روی کنید.*
   *جالب اینجاست که %50 پنجاه درصد استخوان ها و %50 پنجاه درصد ماهیچه های یک فرد در پاها هستند.*
   *آیا الان داری راه میروی؟*
*آیا امروز به اندازهٔ کافی حرکت داشتی*

  *بزرگترین و قوی ترین مفصل ها و استخوان های بدن انسان نیز در پاها یافت می شود.*

  *هفتاد درصد %70*
*فعالیت انسان و انرژی سوزی در زندگی انسان توسط پاهای ما انجام می شود.

   پا مرکز حرکت بدن است
  هر دو پا با هم شامل %50 پنجاه درصد اعصاب بدن انسان، %50 پنجاه درصد رگ های خونی و %50 پنجاه درصد از خونی است که در آنها جریان دارد.
  پیری از پا به بالا شروع می شود
  ورزش پاها حتی بعد از هفتاد، هشتاد سالگی هم هیچ وقت دیر نیست
  حداقل 30 تا 40 دقیقه در روز پیاده روی کنید تا مطمئن شوید که پاهایتان به اندازه کافی ورزش می کنند و از سالم ماندن عضلات پایتان مطمئن شوید.
روزی سلطان محمّدخدابنده بر همسر خود خشم گرفت و در یک جلسه او را سه طلاقه کرد؛ ولی به دلیل علاقۀ بسیاری که به وی داشت, خیلی زود از کردارِ خویش پشیمان شد و به همین خاطر عالمان سنی را دعوت نمود و از آنان مشورت خواست.
آنها گفتند: هیچ راهی وجود ندارد، مگر این که نخست فرد محلّل (فردی غیر از سلطان) با او ازدواج کند, سپس مجدداً سلطان میتواند با او ازدواج کند.
سلطان گفت: برای من پذیرشِ این امر، بسیار سخت است. آیا راه دیگری وجود ندارد؟ شما علما در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلافِ نظر دارید , فقط در همین یک مسئله همه باهم اتفاق نظر دارید؟! گفتند : بله.
در این هنگام یکی از مشاوران اجازۀ سخن خواست و اظهار داشت:
جناب سلطان! در شهر علامه ای زندگی میکند که چنین طلاقی را باطل میداند، خوب است او را نیز احضار نموده و نظر او را جویا شوید.(منظورِ وی، علامه حلی بود.)

عالمان سنی بر آشفتند و گفتند: آن عالم، رافضی مذهب بوده و رافضیان, افرادی کم عقل و بی خِرَد میباشند و اصلا در شأنِ سلطان نیست که چنین فردی را به حضور بپذیرد.
سلطان گفت: به هر حال دیدن او خالی از فایده نیست و دستور داد علامه حلی را در محضر او احضار نمایند.
وقتی علامه وارد مجلس سلطان محمّد خدابنده شد, علمای مذاهب چهارگانه ی اهل سنت نیز در آن جلسه حاضر بودند.
علامه بدون هیچ ترس و واهمه ای نعلینِ (کفش)
خود را به دست گرفت و خطاب به همۀ حاضران سلام کرد و آنگاه یک راست به سمت سلطان رفت و در کنار او نشست.
عالمان سنی رو به سلطان کرده و گفتند :
دیدید؟ ما نگفتیم شیعیان, افرادی سبک سر و بی عقل میباشند؟!
سلطان گفت: او عالِم است.
دربارۀ رفتار او از خودش سؤال کنید.
آنها به علامه گفتند: چرا به سلطان سجده نکردی و آداب تشریفاتِ حضور را به جا نیاوردی؟
علامه گفت: رسولِ خدا از هر سلطانی برتر و بالاتر بود و کسی بر او سجده نکرد، بلکه فقط به آن حضرت سلام می‌کردند و خدای تعالی نیز فرموده است :
(چون داخل خانه ای شدید به یکدیگر سلام کنید، سلام و درودی که نزد خداوند مبارک و پاک است.)
از سوی دیگر به اتفاق ما و شما، سجده برای غیر خدا حرام است.
پرسیدند: چرا جسارت کردی و کنار سلطان نشستی؟ علامه پاسخ داد: چون جای دیگری برای
نشستن نبود و از طرفی سلطان و غیرسلطان با یکدیگر مساوی اند و این جسارت به محضر سلطان نیست.
پرسیدند: چرا کفش های خود را به داخل مجلس آوردی؟ آیا هیچ آدم عاقلی در محضرِ سلطان و چنین مجلسی این گونه رفتار میکند؟
علامه گفت: ترسیدم حَنَفی ها کفش هایم را بدزدند همانگونه که ابوحنیفه، نعلینِ رسول اکرم را دزدید.
علمای حنفیِ حاضر در آن مجلس برآشفتند و فریاد زدند : چرا دروغ میگویی؟ این تهمت است. ابوحنیفه کجا و زمان پیامبر کجا؟ ابوحنیفه صد سال پس از پیامبر تازه به دنیا آمد.
علامه گفت: ببخشید اشتباه از من بود.
احتمالا شافعی , نعلینِ پیامبر را سرقت کرده است. این بار صدای شافعی ها درآمد که شافعی در روز مرگِ ابوحنیفه و دویست سال پس از شهادت پیامبر دیده به جهان گشوده است.
علامه گفت: چه میدانم! شاید کار مالِک بوده است. علمای مالکی هم مثل حنفی ها و شافعی ها و به همان شیوه اعتراض کردند.
علامه گفت:
پس فقط احمد بن حنبل میماند.قطعا سارق احمد بن حَنبل است. حنبلی ها هم برآشفتند و به اعتراض و انکار پرداختند.
در این لحظه علامه رو به سلطان کرد و گفت : جناب سلطان! ملاحظه کردید که اینان اقرار کردند هیچ یک از رؤسای این مذاهبِ چهارگانۀ اهل سنت در زمان حیات رسول خدا حاضر نبوده اند و حتی صحابۀ آن حضرت را هم ندیده اند...
سلطان گفت: آیا این حرف صحیح است؟ عالمان سنی گفتند: بله هیچ یک از این چهار نفری (که رئیس مذاهب اهل سنت میباشند), رسول خدا و صحابۀ آن حضرت را درک نکرده اند
آنگاه علامه گفت : ولی ما شیعیان , پیرو آن آقایی هستیم که به منزلۀ نَفس و جانِ رسول خدا بود و از کودکی در دامان پیامبر پرورش یافت و بارها و بارها از سوی آن حضرت به عنوان وصی و جانشین رسول خدا معرفی شد.
سلطان که متوجه حقانیت مذهب شیعه شده بود
پرسید: نظر شیعه دربارۀ این طلاق چیست؟
علامه پرسدید: آیا جنابعالی طلاق را در سه مجلس و در محضر دو نفرِ عادل , جاری نموده اید
سلطان گفت: نه! علامه گفت:
در این صورت طلاق باطل میباشد چون فاقد شرایط صحت است. آنگاه سلطان محمّد خدابنده به دست علامه شیعه شد و به حاکمان شهرهای تحت فرمانش نامه نوشت که از این پس با نام ائمۀ دوازدهگانه ی شیعه خطبه بخوانند و به نام ائمە ی اطهار , سکه ضرب کنند و نام آنان را بر در و دیوار مساجد و مشاهد مشرفه حک نمایند.
نام : قرآن مجید
شهرت : فرقان،تنزیل,...
محل تولد : مکه،غارحراء
شماره شناسنامه : یک
فرستنده : خداوند تعالی
گیرنده : محمدِامین(ص)
ملکه وحی : جبرئیل
تعدادسوره : ١١۴
تعدادآیه : ۶٢٣۶
تعداد کلمات : ٧٧٨٠٧ کلمه
تعدادحروف : ٣٢٢٣٧۴ حرف
تعدادجزء : ٣٠جزء
تعدادحزب : ١٢٠حزب
اولین سوره نازل شده: سوره علق
آخرین سوره نازل شده : سوره نصر
بزرگترین سوره : سوره بقره
کوچکترین سوره : سوره کوثر
قلب قرآن : سوره یس
عروس قرآن : سوره الرحمن
تعدادسوره های مکی : ٨۶سوره
تعداد سوره های مدنی : ٢٨سوره
سوره ایکه بسم ا... ندارد : سوره توبه
سوره ایکه دوبسم ا...دارد : سوره نمل
اولین گردآورنده به ترتیب نزول وتاویل : حضرت علی(ع)

التماس دعا
...درپناه قران باشيد
حتما به اشتراک بزارید تا همه بدونند . 
🍃 معنای اسم سوره ها
حیف نیست خودمان را مسلمان بدانیم اما معنای اسم سوره ها را ندانیم؟
بسم الله

1- فاتحه👈گشاينده
2- بقره👈گاو ماده
3- آل عمران👈خانواده حضرت عمران علیه السلام
4- نساء👈زنان
5- مائده👈سفره و خوان غذا
6- انعام👈احشام و چهار پايان
7- اعراف👈جائى است ميان بهشت و جهنم
8- انفال👈منابع و ثروت هاى عمومى در طبيعت
9- توبه👈بازگشت
10- يونس👈نام يكى از پيامبران
11- هود👈نام يكى از پيامبران
12- يوسف👈نام يكى از پيامبران
13- رعد👈غرش آسمان و ابر
14- ابراهيم👈نام يكى از انبياء
15- حجر👈نام سرزمين قوم ثمود
16- نحل👈زنبور عسل
17- اسراء👈حركت شبانه
18- كهف👈غار
19- مريم👈مادر حضرت عيسى
20- طه👈رمزى است خطاب به پيامبر اسلام صلی الله علیه وسلم
21- انبياء👈پيامبران
22- حجّ👈قصد و آهنگ و نام يكى از عبادات اسلامى كه از فروع دين است
23- مؤمنون👈ايمان آوردگان
24- نور👈روشنایی و روشنی
25- فرقان👈جدا كننده
26- شعراء👈شاعران
27- نمل👈مورچه
28- قصص👈قصّه
29- عنكبوت👈نوعی حشره
30- روم👈نام كشورى است
31- لقمان👈نام مردی حکیم که اصلش حبشی بوده و در روزگار داود می زیسته است
32- سجده👈سجده كردن
33- احزاب👈حزب ها و گروه ها
34- سبا👈نام شهری که بلقیس دختر هدهاد در کشور یمن، پادشاه آن بود. او به عقد حضرت سلیمان علیه السلام در آمد
35- فاطر👈شكافنده، پديد آورنده
36- يس👈از حروف رمز قرآن و خطاب به پيامبر
37- صافّات👈به صفّ كشيده ها
38- ص👈از حروف مقطع رمز
39- زمر👈جمع زمره: گروه ها و دسته ها
40- مؤمن👈ايمان آورنده
41- فصّلت👈بخش بخش و فصل فصل شده
42- شورى👈مشورت و هم فكرى و نظر خواهى
43- زخرف👈زينت و زيور
44- دُخان👈دود
45- جاثيه👈به زانو افتاده
46- احقاف👈نام سرزمين قوم عاد در نزديكى يمن
47- محمّد👈صلی الله عیله وسلم[نام پيامبر بزرگ اسلام
48- فتح👈پيروزى
49- حجرات👈حجره ها و اطاق ها
50- ق👈از حروف رمز اوائل سوره ها
51- ذاريات👈پراكنده كنندگان
52- طور👈نام کوهی که حضرت موسی برای مناجات با خدا به آنجا رفت
53- نجم👈ستاره
54- قمر👈ماه
55- رحمن👈بخشنده
56- واقعه👈پيش آمد، حادثه
57- حديد👈آهن
58- مجادله👈گفت و گو و جَدَل
59- حشر👈بيرون آمدن، بر انگيخته شدن
60- ممتحنه👈زن امتحان شده
61- صفّ👈رديف و صفّ
62- جمعه👈یکی ازایام هفته
63- منافقون👈دو چهره ها
64- تغابن👈گول خوردگى و حسرت و خسران
65- طلاق👈رها ساختن و طلاق دادن زن
66- تحريم👈حرام و ممنوع ساختن
67- ملك👈فرمانروائى
68- قلم👈وسیله نوشتن
69- حاقّه👈آن چه سزاوار و مسلم و حقّ است
70- معارج 👈نردبان ها، رتبه هاى بالا برنده
71- نوح👈از پيامبران بزرگ
72- جن👈موجودى نامرئى با ويژگيهائى عجيب
73- مزمّل👈گليم به خود پيچيده
74- مدثّر👈جامه به خود پيچيده
75- قيامت👈برخاستن
76- دهر👈روزگار، دوران
77- مرسلات👈فرستاده شده ها
78- نبا👈خبر
79- نازعات👈آنها كه از روى قوت مى كشند
80- عبس👈چهره در هم كشيد
81- تكوير👈 هم پيچيده شدن
82- انفطار👈شكافته شدن
83- مطففين👈كم فروشان
84- انشقاق👈دو شقه شدن و شكاف برداشتن
85- بروج👈برج ها
86- طارق👈ستاره ظاهر شونده
87- اعلى👈برتر
88- غاشيه👈فرا گيرنده
89- فجر👈سپيده دم
90- بلد👈شهر
91- شمس👈خورشيد
92- ليل👈شب
93- ضحى👈نور و روشنائى
94- انشراح👈گشاده شدن، وسيع شدن
95- تين👈انجير
96- علق👈خون بسته، زالو، كرم
97- قدر👈اندازه، سنجش، ارزش
98- بيّنه👈دليل روشن و حجت آشكار
99- زلزال👈لرزش و زلزله
100- العاديات 👈دوندگان
101- قارعه👈كوبنده
102- تكاثر👈افتخار به زيادى ثروت و عزّت
103- عصر👈زمان، بعد از ظهر، فشار و ...
104- همزه👈عيب جو و طعنه زن
105- فيل👈نوعی حیوان
106- ايلاف👈الفت دادن
107- ماعون👈ظرف غذا
108- كوثر👈خير فراوان
109- كافرون👈كافرها
110- نصر👈يارى
111- تبّت👈شكسته باد
112- اخلاص 👈خالص كردن
113- فلق 👈صبح
114- ناس👈مردم
اسم "جبار" یکی از نام‌های زیبای خداوند است که در قرآن نیز به کار رفته است. معنی آن یعنی «جبران‌کننده»
خداوند جبار قادر است دل‌ها و روح‌های انسان‌ها را هم ترمیم می کند. وقتی که دل شکسته و دل‌سوخته‌ای به او روی می‌آورد، او با اسم جبار خود می‌تواند آن را التیام ببخشد و دل‌ها را آرام کند.❤️👌

یکی از روش‌های زیبای تجربه این اسم، ذکر «یا جبار» است. وقتی این اسم را با دل و آرامش تکرار کنی، به نوعی دعوت می‌کنی که خداوند نقص‌ها و کمبودهای درونی‌ات را جبران کند. این ذکر می‌تواند باعث آرامش درونی و تسکین قلب شود، چرا که یادآوری قدرت خداوند به انسان احساس امنیت و اطمینان می‌دهد.
آرامش دل:

در مواقعی که دل‌ت پر از اضطراب و نگرانی است، به یاد داشته باش که خداوند با اسم «جبار»، در لحظات نیاز می‌تواند قلب‌ت را آرام کند. همه‌ی دردها و زخم‌های روحی قابل درمان هستند، فقط به خداوند توکل کن و به این اسم زیبا پناه ببر.