Forwarded from ورد سرا
281=_تست_فیزیک_یازدهم_فصل_اول_و_دوم=ارسالی.docx
89.4 KB
#شماره۲۸۱
#فیزیک
تست فیزیک۲
فیزیک۲
بدون پاسخنامه
کانالی مخصوص فایل های ورد
کانال ورد سرا محتوی فایل هایی با فرمت ورد برای دروس و پایه های مختلف
📚کانال ورد سرا👇
╭┅─═ঊঈ📚ঊঈ═─┅╮
@wordsara101
╰┅─═ঊঈ📓ঊঈ═─┅╯
#فیزیک
تست فیزیک۲
فیزیک۲
بدون پاسخنامه
کانالی مخصوص فایل های ورد
کانال ورد سرا محتوی فایل هایی با فرمت ورد برای دروس و پایه های مختلف
📚کانال ورد سرا👇
╭┅─═ঊঈ📚ঊঈ═─┅╮
@wordsara101
╰┅─═ঊঈ📓ঊঈ═─┅╯
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
Forwarded from ورد سرا
308=فیزیک دوازدهم شبه نهایی.docx
365.4 KB
#شماره۳۰۸
#فیزیک
#دوازدهم
آزمون شبه نهایی فیزیک دوازدهم
پایه دوازدهم
رشته ریاضی و تجربی
بدون پاسخنامه
کانالی مخصوص فایل های ورد
کانال ورد سرا محتوی فایل هایی با فرمت ورد برای دروس و پایه های مختلف
📚کانال ورد سرا👇
╭┅─═ঊঈ📚ঊঈ═─┅╮
@wordsara101
╰┅─═ঊঈ📓ঊঈ═─┅╯
#فیزیک
#دوازدهم
آزمون شبه نهایی فیزیک دوازدهم
پایه دوازدهم
رشته ریاضی و تجربی
بدون پاسخنامه
کانالی مخصوص فایل های ورد
کانال ورد سرا محتوی فایل هایی با فرمت ورد برای دروس و پایه های مختلف
📚کانال ورد سرا👇
╭┅─═ঊঈ📚ঊঈ═─┅╮
@wordsara101
╰┅─═ঊঈ📓ঊঈ═─┅╯
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
#شهود
#فیزیک
#بور
شهود(Intuition) به درک مستقیم، ناخودآگاه و فوری از یک حقیقت یا راهحل اشاره دارد، بدون اینکه فرد بتواند فرآیند منطقی پشت آن را بهطور کامل توضیح دهد. این مفهوم در علم (بهویژه فیزیک)، فلسفه و روانشناسی نقش کلیدی دارد.
شهود صدای خاموش تجربهٔ انباشتهشدهٔ ذهن است که گاهی راهحلها را پیش از منطق آشکار میکند. در علم، این ایدهها تنها زمانی ارزشمندند که بتوان آنها را آزمود.
نقش کلیدی شهود در شکلگیری مدل اتمی بور
نیلز بور در سال ۱۹۱۳ با ترکیب شهود فیزیکی، مشاهدات تجربی و جسارت نظریهپردازی، مدلی را پیشنهاد داد که فیزیک اتمی را متحول کرد. در این بخش، به طور عمیقتر بررسی میکنیم که چگونه شهود بور او را به این مدل انقلابی هدایت کرد:
۱. شهود بور دربارهٔ «پایداری اتم»
- مشکل کلاسیک: طبق الکترودینامیک ماکسول، الکترونِ در حال چرخش باید انرژی تابش کند وبه درون هسته سقوط کند! اما اتمها در واقعیت پایدارند.
- حدس جسورانهٔ بور:
- او به شکل شهودی احساس کرد که الکترونها در «حالتهای خاصی» میتوانند بدون تابش انرژی به چرخش ادامه دهند.
- این ایده مستقیماً از تناقض میان مشاهدات و فیزیک کلاسیک نشأت گرفت. بور جسورانه فرض کرد:
> "قوانین فیزیک در دنیای اتمی باید متفاوت باشند!"
۲. الهام از نظریه کوانتومی پلانک
- شهود ترکیبی: بور دانست که ماکس پلانک در سال ۱۹۰۰ نشان داده بود انرژی در بستههای گسسته (کوانتا) تابش میکند.
- جهش کوانتومی: او این مفهوم را به الکترونها تعمیم داد و حدس زد:
- الکترون تنها هنگام جهش بین مدارهای مجاز انرژی جذب یا تابش میکند.
- این ایده کاملاً برخلاف فیزیک کلاسیک بود و تنها با شهود مبتنی بر کوانتوم قابل توضیح بود.
۳. تشابه منظومه شمسی: یک شهود ناقص اما الهامبخش
- الگوی اولیه: بور ابتدا تصور میکرد الکترونها مانند سیارات به دور هسته میچرخند (مدل رادرفورد).
- اصلاح شهودی:
- او فهمید که اگر مدارها کوانتیده باشند، میتواند طیف خطی هیدروژن را توضیح دهد.
- اینجا شهود او از آنالوژی نادرست (سیارهای) به یک بینش درست (کوانتیده بودن مدارها) تبدیل شد.
۴. محاسبات پس از شهود
بور پس از این حدسهای شهودی، از ریاضیات ساده برای اثبات ایدههایش استفاده کرد:
۱. تعادل نیروها: نیروی کولن = نیروی مرکزگرا
۲. شرط کوانتومی: تکانه زاویهای گسسته:
۵. شهود بور در تفسیر طیف هیدروژن
- مشاهده تجربی: طیف هیدروژن خطوطی با فرکانسهای خاص نشان میداد (مثلاً سری بالمر
- شهود خلاقانه: بور حدس زد این خطوط مربوط به اختلاف انرژی بین مدارها است
۶. تناقضهای شهود بور
- شهود در مقابل واقعیت:
- بور فکر میکرد الکترونها ذرات نقطهای در مدارهای دایرهای هستند، اما مکانیک کوانتومی بعدی نشان داد الکترونها ابرهای احتمال (اوربیتالها) هستند.
- جمله معروف بور:
> "اگر کسی بگوید مکانیک کوانتومی را فهمیده، پس چیزی نفهمیده است!"
- این نشان میدهد حتی خود بور نیز از نتایج شهودش شگفتزده بود!
۷. شهودهای کلیدی بور
| الکترونها بدون تابش میچرخند
مدارهای پایدار
توضیح پایداری اتم
انرژی گسسته است
شرط کوانتومی پایهای برای مکانیک کوانتومی |
طیف ناشی از جهشهاست تطابق با مشاهدات تجربی
۸. درسهایی از شهود بور برای دانشمندان امروز
۱. شهود میتواند از تناقضها زاده شود: بور از تضاد بین فیزیک کلاسیک و مشاهدات الهام گرفت.
۲. شهود نیاز به اثبات ریاضی دارد: بور پس از حدسهایش، آنها را با محاسبات تأیید کرد.
۳. شهود گاهی ناقص است: مدل بور بعدها با مکانیک کوانتومی اصلاح شد، اما گام اولیه حیاتی بود.
مدل بور نمونهٔ درخشان همکاری شهود و علم است. او با جسارت، فیزیک کلاسیک را کنار گذاشت و با ترکیب الهامهای غیرمتعارف و محاسبات دقیق، پنجرهای به دنیای کوانتوم گشود.
> "هیچ نظریهای آنقدر عجیب نیست که نتواند درست باشد!" — نیلز بور
@physics_school
#فیزیک
#بور
شهود(Intuition) به درک مستقیم، ناخودآگاه و فوری از یک حقیقت یا راهحل اشاره دارد، بدون اینکه فرد بتواند فرآیند منطقی پشت آن را بهطور کامل توضیح دهد. این مفهوم در علم (بهویژه فیزیک)، فلسفه و روانشناسی نقش کلیدی دارد.
شهود صدای خاموش تجربهٔ انباشتهشدهٔ ذهن است که گاهی راهحلها را پیش از منطق آشکار میکند. در علم، این ایدهها تنها زمانی ارزشمندند که بتوان آنها را آزمود.
نقش کلیدی شهود در شکلگیری مدل اتمی بور
نیلز بور در سال ۱۹۱۳ با ترکیب شهود فیزیکی، مشاهدات تجربی و جسارت نظریهپردازی، مدلی را پیشنهاد داد که فیزیک اتمی را متحول کرد. در این بخش، به طور عمیقتر بررسی میکنیم که چگونه شهود بور او را به این مدل انقلابی هدایت کرد:
۱. شهود بور دربارهٔ «پایداری اتم»
- مشکل کلاسیک: طبق الکترودینامیک ماکسول، الکترونِ در حال چرخش باید انرژی تابش کند وبه درون هسته سقوط کند! اما اتمها در واقعیت پایدارند.
- حدس جسورانهٔ بور:
- او به شکل شهودی احساس کرد که الکترونها در «حالتهای خاصی» میتوانند بدون تابش انرژی به چرخش ادامه دهند.
- این ایده مستقیماً از تناقض میان مشاهدات و فیزیک کلاسیک نشأت گرفت. بور جسورانه فرض کرد:
> "قوانین فیزیک در دنیای اتمی باید متفاوت باشند!"
۲. الهام از نظریه کوانتومی پلانک
- شهود ترکیبی: بور دانست که ماکس پلانک در سال ۱۹۰۰ نشان داده بود انرژی در بستههای گسسته (کوانتا) تابش میکند.
- جهش کوانتومی: او این مفهوم را به الکترونها تعمیم داد و حدس زد:
- الکترون تنها هنگام جهش بین مدارهای مجاز انرژی جذب یا تابش میکند.
- این ایده کاملاً برخلاف فیزیک کلاسیک بود و تنها با شهود مبتنی بر کوانتوم قابل توضیح بود.
۳. تشابه منظومه شمسی: یک شهود ناقص اما الهامبخش
- الگوی اولیه: بور ابتدا تصور میکرد الکترونها مانند سیارات به دور هسته میچرخند (مدل رادرفورد).
- اصلاح شهودی:
- او فهمید که اگر مدارها کوانتیده باشند، میتواند طیف خطی هیدروژن را توضیح دهد.
- اینجا شهود او از آنالوژی نادرست (سیارهای) به یک بینش درست (کوانتیده بودن مدارها) تبدیل شد.
۴. محاسبات پس از شهود
بور پس از این حدسهای شهودی، از ریاضیات ساده برای اثبات ایدههایش استفاده کرد:
۱. تعادل نیروها: نیروی کولن = نیروی مرکزگرا
۲. شرط کوانتومی: تکانه زاویهای گسسته:
۵. شهود بور در تفسیر طیف هیدروژن
- مشاهده تجربی: طیف هیدروژن خطوطی با فرکانسهای خاص نشان میداد (مثلاً سری بالمر
- شهود خلاقانه: بور حدس زد این خطوط مربوط به اختلاف انرژی بین مدارها است
۶. تناقضهای شهود بور
- شهود در مقابل واقعیت:
- بور فکر میکرد الکترونها ذرات نقطهای در مدارهای دایرهای هستند، اما مکانیک کوانتومی بعدی نشان داد الکترونها ابرهای احتمال (اوربیتالها) هستند.
- جمله معروف بور:
> "اگر کسی بگوید مکانیک کوانتومی را فهمیده، پس چیزی نفهمیده است!"
- این نشان میدهد حتی خود بور نیز از نتایج شهودش شگفتزده بود!
۷. شهودهای کلیدی بور
| الکترونها بدون تابش میچرخند
مدارهای پایدار
توضیح پایداری اتم
انرژی گسسته است
شرط کوانتومی پایهای برای مکانیک کوانتومی |
طیف ناشی از جهشهاست تطابق با مشاهدات تجربی
۸. درسهایی از شهود بور برای دانشمندان امروز
۱. شهود میتواند از تناقضها زاده شود: بور از تضاد بین فیزیک کلاسیک و مشاهدات الهام گرفت.
۲. شهود نیاز به اثبات ریاضی دارد: بور پس از حدسهایش، آنها را با محاسبات تأیید کرد.
۳. شهود گاهی ناقص است: مدل بور بعدها با مکانیک کوانتومی اصلاح شد، اما گام اولیه حیاتی بود.
مدل بور نمونهٔ درخشان همکاری شهود و علم است. او با جسارت، فیزیک کلاسیک را کنار گذاشت و با ترکیب الهامهای غیرمتعارف و محاسبات دقیق، پنجرهای به دنیای کوانتوم گشود.
> "هیچ نظریهای آنقدر عجیب نیست که نتواند درست باشد!" — نیلز بور
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
چرا دایره را به ۳۶۰ درجه تقسیم کردند ؟
این یک سؤال بسیار هوشمندانه و عمیق است که به تاریخ، ریاضیات، نجوم و فرهنگ باستانی برمیگردد. انتخاب عدد ۳۶۰ برای تقسیم دایره، اتفاقی یا دلخواه نبوده، بلکه نتیجه یک فرآیند محاسباتی و کاربردی بسیار هوشمندانه توسط تمدنهای باستانی، به ویژه بابلیها است.
در اینجا دلایل اصلی به تفکیک حوزهها آورده شده است:
۱. دلیل ریاضی و محاسباتی (مهمترین دلیل)
ادامه مطلب در پست زیر
@physics_school
این یک سؤال بسیار هوشمندانه و عمیق است که به تاریخ، ریاضیات، نجوم و فرهنگ باستانی برمیگردد. انتخاب عدد ۳۶۰ برای تقسیم دایره، اتفاقی یا دلخواه نبوده، بلکه نتیجه یک فرآیند محاسباتی و کاربردی بسیار هوشمندانه توسط تمدنهای باستانی، به ویژه بابلیها است.
در اینجا دلایل اصلی به تفکیک حوزهها آورده شده است:
۱. دلیل ریاضی و محاسباتی (مهمترین دلیل)
ادامه مطلب در پست زیر
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
1=کتاب کار حرکت بر خط راست.pdf
263.7 KB
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
2=پاسخنامه_کتاب_کار_حرکت_بر_خط_راست.pdf
358.6 KB
#پاسخنامه_کتاب_کار
#فیزیک۳
#فصل۱
قسمت اول پاسخنامه کتاب کار فیزیک۳ فصل اول
حرکت بر خط راست
@physics_school
#فیزیک۳
#فصل۱
قسمت اول پاسخنامه کتاب کار فیزیک۳ فصل اول
حرکت بر خط راست
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
1=کتاب کار حرکت بر خط راست-1.pdf
558.9 KB
#کتاب_کار
#فیزیک۳
#فصل۱
کتاب کار فیزیک۳ فصل اول
حرکت بر خط راست
شامل۲۱۸ نمونه سوال نهایی و شبه نهایی و تست و سوالات تکمیلی
@physics_school
#فیزیک۳
#فصل۱
کتاب کار فیزیک۳ فصل اول
حرکت بر خط راست
شامل۲۱۸ نمونه سوال نهایی و شبه نهایی و تست و سوالات تکمیلی
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
3=کتاب کار دینامیک.pdf
590.1 KB
#کتاب_کار
#فیزیک۳
#فصل۲
کتاب کار فیزیک۳ فصل دوم
دینامیک و حرکت دایره ای
مبحث به مبحث طبق ترتیب کتاب درسی
شامل۲۷۰ نمونه سوال نهایی و شبه نهایی و تست و سوالات تکمیلی
@physics_school
#فیزیک۳
#فصل۲
کتاب کار فیزیک۳ فصل دوم
دینامیک و حرکت دایره ای
مبحث به مبحث طبق ترتیب کتاب درسی
شامل۲۷۰ نمونه سوال نهایی و شبه نهایی و تست و سوالات تکمیلی
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
#گالیله
#تلسکوپ
#انسان
گالیله و تلسکوپ:
---
🌌 گالیله و پنجرهای تازه به آسمان
در سال ۱۶۰۹، مردی در پیزای ایتالیا لولهای شیشهای را به آسمان گرفت. این لوله همان تلسکوپ بود. گالیله اولین کسی نبود که تلسکوپ ساخت، اما اولین کسی بود که آن را به سوی آسمان نشانه گرفت.
وقتی چشمش را به عدسی چسباند، جهانی که کلیسا قرنها به مردم آموخته بود، فرو ریخت:
ماه دیگر یک کرهٔ صاف و بینقص نبود؛ پر از کوهها و درهها بود.
سیارهٔ مشتری، چهار قمر داشت که دورش میچرخیدند.
نوار شیری آسمان، پر از ستارههای بیشمار بود، نه فقط یک مه سفید.
⚖️ کشف علمی
این کشفیات ساده اما عمیق، نشان دادند که:
زمین مرکز عالم نیست.
جهان بینهایت پیچیدهتر و بزرگتر از چیزی است که تصور میکردند.
گالیله فقط یک دانشمند نبود؛ او یک فلسفهساز جدید بود.
با تلسکوپش، «انسان» را از مرکز کیهان برداشت و او را به گوشهای در میان میلیاردها ستاره پرتاب کرد.
پرسش بزرگ: آیا ما واقعاً آنقدر مهمیم که تصور میکردیم؟
کلیسا این نگاه را خطرناک میدانست؛ چون اگر زمین مرکز جهان نباشد، دیگر هیچ تضمینی برای مرکزیت انسان و حتی اقتدار مذهبی باقی نمیماند.
گالیله با آن لولهی ساده، فلسفهای نو ساخت:
حقیقت را باید با مشاهده و تجربه جست، نه فقط با سنت و مرجعیت.
جهان آنقدر بزرگ است که ما فقط ذرهای در آنیم.
اما همین ذره، توانایی دارد پنجرهای تازه بسازد و هستی را بازخوانی کند.
پس داستان گالیله فقط داستان یک ابزار علمی نیست؛ داستان جابهجایی نگاه بشر از «مرکزیت مطلق» به «تواضع کیهانی» است.
@physics_school
#تلسکوپ
#انسان
گالیله و تلسکوپ:
---
🌌 گالیله و پنجرهای تازه به آسمان
در سال ۱۶۰۹، مردی در پیزای ایتالیا لولهای شیشهای را به آسمان گرفت. این لوله همان تلسکوپ بود. گالیله اولین کسی نبود که تلسکوپ ساخت، اما اولین کسی بود که آن را به سوی آسمان نشانه گرفت.
وقتی چشمش را به عدسی چسباند، جهانی که کلیسا قرنها به مردم آموخته بود، فرو ریخت:
ماه دیگر یک کرهٔ صاف و بینقص نبود؛ پر از کوهها و درهها بود.
سیارهٔ مشتری، چهار قمر داشت که دورش میچرخیدند.
نوار شیری آسمان، پر از ستارههای بیشمار بود، نه فقط یک مه سفید.
⚖️ کشف علمی
این کشفیات ساده اما عمیق، نشان دادند که:
زمین مرکز عالم نیست.
جهان بینهایت پیچیدهتر و بزرگتر از چیزی است که تصور میکردند.
گالیله فقط یک دانشمند نبود؛ او یک فلسفهساز جدید بود.
با تلسکوپش، «انسان» را از مرکز کیهان برداشت و او را به گوشهای در میان میلیاردها ستاره پرتاب کرد.
پرسش بزرگ: آیا ما واقعاً آنقدر مهمیم که تصور میکردیم؟
کلیسا این نگاه را خطرناک میدانست؛ چون اگر زمین مرکز جهان نباشد، دیگر هیچ تضمینی برای مرکزیت انسان و حتی اقتدار مذهبی باقی نمیماند.
گالیله با آن لولهی ساده، فلسفهای نو ساخت:
حقیقت را باید با مشاهده و تجربه جست، نه فقط با سنت و مرجعیت.
جهان آنقدر بزرگ است که ما فقط ذرهای در آنیم.
اما همین ذره، توانایی دارد پنجرهای تازه بسازد و هستی را بازخوانی کند.
پس داستان گالیله فقط داستان یک ابزار علمی نیست؛ داستان جابهجایی نگاه بشر از «مرکزیت مطلق» به «تواضع کیهانی» است.
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
1=نمونه جزوه برای فصل اول.pdf
129 KB
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
#معرفی_کتاب
#هنر_ظریف_بی_خیالی
کتاب «هنر ظریف بیخیالی » از جمله کتابهای پرفروش و معروف در حوزه روانشناسی اجتماعی و مهارتهای زندگی است.
نویسنده کتاب
نویسنده این کتاب مارک منسون (Mark Manson) است.
اطلاعات کلی
نویسنده: مارک منسن
سال نشر اصلی: ۲۰۱۶
تعداد فصلها: ۹ فصل
فهرست فصلها
این کتاب شامل ۹ فصل است با عناوین زیر:
Don’t Try (تلاش نکنید)
Happiness Is a Problem (خوشبختی یک مشکل است)
You Are Not Special (شما خاص نیستید)
The Value of Suffering (ارزش رنج)
You Are Always Choosing (شما همیشه در حال انتخاب هستید)
You’re Wrong About Everything (But So Am I) (شما درباره همه چیز اشتباه میکنید ــ ولی من هم همینطورم)
Failure Is the Way Forward (شکست مسیر پیش رو است)
The Importance of Saying No (اهمیت نه گفتن)
…And Then You Die (و سپس شما میمیرید)
#نکاتی در مورد فصل اول کتاب:
فصل اول کتاب با عنوان "نباید تلاش برای 'خوب' بودن" (در نسخه اصلی: Don't Try) پایه و اساس کل فلسفه کتاب را بنا میگذارد. در اینجا نکات کلیدی و عمیقتر این فصل را با جزئیات بیشتر بررسی میکنیم:
نکات کلیدی فصل اول:
۱. نقد کوبنده «مثبتاندینی افراطی» (The Cult of Positivity):
· منسون استدلال میکند که صنعت خودیاری و انگیزشی مدرن، با شعارهای توخالی مانند «همیشه مثبت باش»، «بهترین خودت باش» و «همیشه موفق شو»، در واقع یک «جریان فرهنگیِ مخرب» ایجاد کرده است.
· این فرهنگ به ما القا میکند که همیشه باید احساس خوب داشته باشیم و هرگونه احساس منفی (غم، عصبانیت، ناامیدی) نشانهای از شکست و ضعف است. این نگرش باعث میشود وقتی به طور طبیعی احساسات منفی را تجربه میکنیم، خود را به خاطر آن سرزنش کنیم و یک دور باطل از نارضایتی ایجاد شود.
۲. پارادوکس اصلی: «تلاش برای بیشتر احساس خوب داشتن، منجر به احساس بدتر شدن میشود»:
· این فصل حول یک پارادوکس میچرخد: هرچه بیشتر بر روی "احساس خوب" تمرکز و بر آن اصرار کنیم، در مواجهه با ناملایمات زندگی شکنندهتر میشویم و در نهایت کمتر احساس رضایت میکنیم.
· منسون معتقد است مشکل، خودِ احساسات منفی نیستند، بلکه نگرش ما نسبت به آن احساسات است. وقتی قبول کنیم که احساسات منفی بخشی طبیعی و اجتنابناپذیر از زندگی هستند، قدرت خود را برای آزار دادن از دست میدهند.
۳. تفاوت بین «بیتفاوتی» و «بیخیالیِ رندانه»:
· این فصل به شدت بر توضیح این تفاوت کلیدی متمرکز است. منسون اصلاً از «بیتفاوتی مطلق» (Apathy) یا تنبلی دفاع نمیکند.
· «هنر رندانه به تخم گرفتن» که او از آن صحبت میکند، به معنای «بیخیالیِ انتخابی و هوشمندانه» است. یعنی ما به طور فعال تصمیم میگیریم به چه چیزهایی اهمیت دهیم و از چه چیزهایی بگذریم. این یک عمل آگاهانه و قدرتمند است.
۴. مثال محوری: «چارلز بوکوفسکی» و شعار «Don't Try»:
· منسون برای اثبات حرفش از زندگی و فلسفه شاعر و نویسنده معروف، چارلز بوکوفسکی، استفاده میکند. شعاری که روی سنگ قبر بوکوفسکی حک شده: "Don't Try" (سعی نکن).
· این به چه معناست؟ منسون تفسیر میکند که «سعی نکن» به معنای تنبلی نیست، بلکه به این معناست که:
· خودت را به زور نبند به چیزی که نیستی.
· برای جلب توجه و تأیید دیگران تلاش نکن.
· به جای «سعی کردن» برای خاص بودن، فقط باش و بر روی کاری که دوست داری و برایت معنادار است، متمرکز شو. وقتی کاری را از صمیم قلب و با اشتیاق انجام میدهی، موفقیت خودش میآید.
۵. پایهگذاری برای کل کتاب:
· تمام فصلهای بعدی کتاب در واقع توضیح و بسط همین ایده اولیه هستند:
· چگونه ارزشهای درست را انتخاب کنیم (فصل ۴)؟
· چگونه مسئولیت چیزهایی که به آنها اهمیت میدهیم را بپذیریم (فصل ۵)؟
· چگونه با شکستهایی که در این راه رخ میدهد کنار بیاییم (فصل ۷)؟
· فصل اول مانند یک «چرکنویس» یا «پیشنیاز» است که ذهن خواننده را از انباشتِ آموزههای انگیزشیِ مخرب پاک میکند تا ایدههای اصلی کتاب بر زمین حاصلخیزی بنشیند.
جمعبندی نهایی فصل اول:
فصل اول نمیگوید «به هیچ چیز اهمیت نده». بلکه میگوید: «همه چیز را به یک اندازه اهمیت نده». این فصل دعوتی است برای کنار گذاشتن فشارهای اجتماعی برای همیشه خوب و مثبت بودن و شروع به اولویتبندی هوشمندانهٔ انرژی و توجه خود بر اساس آنچه که واقعاً برایتان عمیقاً مهم و ارزشمند است.
این فصل شما را برای یک تغییر پارادایم اساسی آماده میکند: عبور از زندگی مبتنی بر «اجتناب از درد» به سمت زندگی مبتنی بر «جستجوی معنا»، حتی اگر همراه با درد باشد.
@physics_school
#هنر_ظریف_بی_خیالی
کتاب «هنر ظریف بیخیالی » از جمله کتابهای پرفروش و معروف در حوزه روانشناسی اجتماعی و مهارتهای زندگی است.
نویسنده کتاب
نویسنده این کتاب مارک منسون (Mark Manson) است.
اطلاعات کلی
نویسنده: مارک منسن
سال نشر اصلی: ۲۰۱۶
تعداد فصلها: ۹ فصل
فهرست فصلها
این کتاب شامل ۹ فصل است با عناوین زیر:
Don’t Try (تلاش نکنید)
Happiness Is a Problem (خوشبختی یک مشکل است)
You Are Not Special (شما خاص نیستید)
The Value of Suffering (ارزش رنج)
You Are Always Choosing (شما همیشه در حال انتخاب هستید)
You’re Wrong About Everything (But So Am I) (شما درباره همه چیز اشتباه میکنید ــ ولی من هم همینطورم)
Failure Is the Way Forward (شکست مسیر پیش رو است)
The Importance of Saying No (اهمیت نه گفتن)
…And Then You Die (و سپس شما میمیرید)
#نکاتی در مورد فصل اول کتاب:
فصل اول کتاب با عنوان "نباید تلاش برای 'خوب' بودن" (در نسخه اصلی: Don't Try) پایه و اساس کل فلسفه کتاب را بنا میگذارد. در اینجا نکات کلیدی و عمیقتر این فصل را با جزئیات بیشتر بررسی میکنیم:
نکات کلیدی فصل اول:
۱. نقد کوبنده «مثبتاندینی افراطی» (The Cult of Positivity):
· منسون استدلال میکند که صنعت خودیاری و انگیزشی مدرن، با شعارهای توخالی مانند «همیشه مثبت باش»، «بهترین خودت باش» و «همیشه موفق شو»، در واقع یک «جریان فرهنگیِ مخرب» ایجاد کرده است.
· این فرهنگ به ما القا میکند که همیشه باید احساس خوب داشته باشیم و هرگونه احساس منفی (غم، عصبانیت، ناامیدی) نشانهای از شکست و ضعف است. این نگرش باعث میشود وقتی به طور طبیعی احساسات منفی را تجربه میکنیم، خود را به خاطر آن سرزنش کنیم و یک دور باطل از نارضایتی ایجاد شود.
۲. پارادوکس اصلی: «تلاش برای بیشتر احساس خوب داشتن، منجر به احساس بدتر شدن میشود»:
· این فصل حول یک پارادوکس میچرخد: هرچه بیشتر بر روی "احساس خوب" تمرکز و بر آن اصرار کنیم، در مواجهه با ناملایمات زندگی شکنندهتر میشویم و در نهایت کمتر احساس رضایت میکنیم.
· منسون معتقد است مشکل، خودِ احساسات منفی نیستند، بلکه نگرش ما نسبت به آن احساسات است. وقتی قبول کنیم که احساسات منفی بخشی طبیعی و اجتنابناپذیر از زندگی هستند، قدرت خود را برای آزار دادن از دست میدهند.
۳. تفاوت بین «بیتفاوتی» و «بیخیالیِ رندانه»:
· این فصل به شدت بر توضیح این تفاوت کلیدی متمرکز است. منسون اصلاً از «بیتفاوتی مطلق» (Apathy) یا تنبلی دفاع نمیکند.
· «هنر رندانه به تخم گرفتن» که او از آن صحبت میکند، به معنای «بیخیالیِ انتخابی و هوشمندانه» است. یعنی ما به طور فعال تصمیم میگیریم به چه چیزهایی اهمیت دهیم و از چه چیزهایی بگذریم. این یک عمل آگاهانه و قدرتمند است.
۴. مثال محوری: «چارلز بوکوفسکی» و شعار «Don't Try»:
· منسون برای اثبات حرفش از زندگی و فلسفه شاعر و نویسنده معروف، چارلز بوکوفسکی، استفاده میکند. شعاری که روی سنگ قبر بوکوفسکی حک شده: "Don't Try" (سعی نکن).
· این به چه معناست؟ منسون تفسیر میکند که «سعی نکن» به معنای تنبلی نیست، بلکه به این معناست که:
· خودت را به زور نبند به چیزی که نیستی.
· برای جلب توجه و تأیید دیگران تلاش نکن.
· به جای «سعی کردن» برای خاص بودن، فقط باش و بر روی کاری که دوست داری و برایت معنادار است، متمرکز شو. وقتی کاری را از صمیم قلب و با اشتیاق انجام میدهی، موفقیت خودش میآید.
۵. پایهگذاری برای کل کتاب:
· تمام فصلهای بعدی کتاب در واقع توضیح و بسط همین ایده اولیه هستند:
· چگونه ارزشهای درست را انتخاب کنیم (فصل ۴)؟
· چگونه مسئولیت چیزهایی که به آنها اهمیت میدهیم را بپذیریم (فصل ۵)؟
· چگونه با شکستهایی که در این راه رخ میدهد کنار بیاییم (فصل ۷)؟
· فصل اول مانند یک «چرکنویس» یا «پیشنیاز» است که ذهن خواننده را از انباشتِ آموزههای انگیزشیِ مخرب پاک میکند تا ایدههای اصلی کتاب بر زمین حاصلخیزی بنشیند.
جمعبندی نهایی فصل اول:
فصل اول نمیگوید «به هیچ چیز اهمیت نده». بلکه میگوید: «همه چیز را به یک اندازه اهمیت نده». این فصل دعوتی است برای کنار گذاشتن فشارهای اجتماعی برای همیشه خوب و مثبت بودن و شروع به اولویتبندی هوشمندانهٔ انرژی و توجه خود بر اساس آنچه که واقعاً برایتان عمیقاً مهم و ارزشمند است.
این فصل شما را برای یک تغییر پارادایم اساسی آماده میکند: عبور از زندگی مبتنی بر «اجتناب از درد» به سمت زندگی مبتنی بر «جستجوی معنا»، حتی اگر همراه با درد باشد.
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
#ملیلیکان
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۱
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
چکیده:
رابرت اندروز میلیکان(۱۹۵۳-۱۸۶۸) یکی از تأثیرگذارترین فیزیکدانان تجربی آمریکایی در نیمه اول قرن بیستم بود. شهرت اصلی او به دلیل آزمایشهای دقیق و نبوغآمیزی است که منجر به اندازهگیری دقیق بار الکترون (e) و تعیین مقدار ثابت پلانک (h) شد؛ دستاوردهایی که در سال ۱۹۲۳ جایزه نوبل فیزیک را برای او به ارمغان آورد. میلیکان نه تنها یک دانشمند برجسته، بلکه یک مدیر آموزشی موفق، نویسندهای پرکار و یکی از چهرههای کلیدی در توسعه مؤسسات علمی آمریکا بود.
این نوشته به بررسی زندگینامه، دستاوردهای علمی کلیدی (بهویژه آزمایش قطره روغن)، نقش او در اثبات نظریه کوانتومی، تحقیقاتش در مورد پرتوهای کیهانی و همچنین فعالیتهایش به عنوان یک مربی و سازمانده علمی میپردازد.
سالهای آغازین و تحصیلات
رابرت میلیکان در ۲۲ مارس ۱۸۶۸ در موریسون، ایلینوی، در خانوادهای با پیشینه کشیشی به دنیا آمد. خانواده او شرایط مالی نسبتا ضعیفی داشتند، اما بر اهمیت تحصیل و سختکوشی تأکید میکردند. میلیکان در دوران نوجوانی بهعنوان منشی در یک رستوران کار میکرد تا هزینههای تحصیل خود را تأمین کند.
او در سال ۱۸۹۱ از کالج اوبرلین (Oberlin College) فارغالتحصیل شد. در ابتدا علاقهای به علوم نداشت و بیشتر به زبانهای یونانی و ریاضیات میپرداخت. اما به درخواست کالج، برای تدریس فیزیک در مقطع دبیرستان، که با کمبود معلم مواجه بود، تشویق شد. این تجربه بود که جرقه علاقه او به فیزیک را زد. پس از آن، برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به دانشگاه کلمبیا رفت و در سال ۱۸۹۵ تحت نظر آلبرت مایکلسون، اولین آمریکایی برنده جایزه نوبل فیزیک، موفق به اخذ دکترای فیزیک شد. میلیکان با دریافت یک بورسیه تحصیلی، یک سال را در دانشگاههای برلین و گوتینگن در آلمان گذراند و با بزرگانی مانند ماکس پلانک و والتر نرنست آشنا شد. این سفر، دیدگاه او را نسبت به فیزیک مدرن گسترش داد.
#ادامه دارد
@physics_school
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۱
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
چکیده:
رابرت اندروز میلیکان(۱۹۵۳-۱۸۶۸) یکی از تأثیرگذارترین فیزیکدانان تجربی آمریکایی در نیمه اول قرن بیستم بود. شهرت اصلی او به دلیل آزمایشهای دقیق و نبوغآمیزی است که منجر به اندازهگیری دقیق بار الکترون (e) و تعیین مقدار ثابت پلانک (h) شد؛ دستاوردهایی که در سال ۱۹۲۳ جایزه نوبل فیزیک را برای او به ارمغان آورد. میلیکان نه تنها یک دانشمند برجسته، بلکه یک مدیر آموزشی موفق، نویسندهای پرکار و یکی از چهرههای کلیدی در توسعه مؤسسات علمی آمریکا بود.
این نوشته به بررسی زندگینامه، دستاوردهای علمی کلیدی (بهویژه آزمایش قطره روغن)، نقش او در اثبات نظریه کوانتومی، تحقیقاتش در مورد پرتوهای کیهانی و همچنین فعالیتهایش به عنوان یک مربی و سازمانده علمی میپردازد.
سالهای آغازین و تحصیلات
رابرت میلیکان در ۲۲ مارس ۱۸۶۸ در موریسون، ایلینوی، در خانوادهای با پیشینه کشیشی به دنیا آمد. خانواده او شرایط مالی نسبتا ضعیفی داشتند، اما بر اهمیت تحصیل و سختکوشی تأکید میکردند. میلیکان در دوران نوجوانی بهعنوان منشی در یک رستوران کار میکرد تا هزینههای تحصیل خود را تأمین کند.
او در سال ۱۸۹۱ از کالج اوبرلین (Oberlin College) فارغالتحصیل شد. در ابتدا علاقهای به علوم نداشت و بیشتر به زبانهای یونانی و ریاضیات میپرداخت. اما به درخواست کالج، برای تدریس فیزیک در مقطع دبیرستان، که با کمبود معلم مواجه بود، تشویق شد. این تجربه بود که جرقه علاقه او به فیزیک را زد. پس از آن، برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به دانشگاه کلمبیا رفت و در سال ۱۸۹۵ تحت نظر آلبرت مایکلسون، اولین آمریکایی برنده جایزه نوبل فیزیک، موفق به اخذ دکترای فیزیک شد. میلیکان با دریافت یک بورسیه تحصیلی، یک سال را در دانشگاههای برلین و گوتینگن در آلمان گذراند و با بزرگانی مانند ماکس پلانک و والتر نرنست آشنا شد. این سفر، دیدگاه او را نسبت به فیزیک مدرن گسترش داد.
#ادامه دارد
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
وقتی چیزی زیبا در کسی میبینی، به او بگو.
شاید گفتنش تنها یک ثانیه طول بکشد،
اما برای او ممکن است یک عمر تأثیر داشته باشد.
@physics_school
شاید گفتنش تنها یک ثانیه طول بکشد،
اما برای او ممکن است یک عمر تأثیر داشته باشد.
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نوستالژیک
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پردهها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه؟
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
@physics_school
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پردهها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه؟
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
#دینامیک
#پرتکرار
خلاصه ای عالی برای جمع بندی دینامیک
بررسی انواع مثال های پرتکرار در دینامیک و رسم نیروها و نوشتن روابط مربوطه
_______
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
#پرتکرار
خلاصه ای عالی برای جمع بندی دینامیک
بررسی انواع مثال های پرتکرار در دینامیک و رسم نیروها و نوشتن روابط مربوطه
_______
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
❓آیا درسته که
وقتی من سوار ماشین می شم
و در اتوبان حرکت میکنم
قوانین مکسول برقرار نباشه !
اما
وقتی به مقصد رسیدم و از ماشین پیاده شدم،
قوانین مکسول برقرار باشه؟!
🖍فیزیکدانان دنبال این بودند
که قوانین فیزیک در این دو حالت فرق نداشته باشه.
«فیزیکدانها نمیخواستند قوانین الکترومغناطیس وابسته به سرعت ناظر باشه. یعنی چه در حال حرکت باشی، چه ایستاده، همون قوانین برقرار باشند.»
🖍اینشتین اومد گفت:
❓چرا قوانین مکانیک در همه چارچوب های مرجع لخت یکسان باشه؟!
(نسبیت گالیله ای فقط شامل قوانین مکانیک بود )
🖍اینشتین پرسید:
چرا فقط قوانین مکانیک در همهی چارچوبهای لَخت یکسان باشه؟
✅باید همهی قوانین فیزیک (از جمله الکترومغناطیس) در چارچوبهای لخت یکسان باشند.
این شد اصل اول نسبیت خاص.
یعنی الکترومغناطیس رو هم به مکانیک اضافه کرد.
و این شد اصل اول نسبیت خاص.
(البته اضافه کردن الکترومغناطیس به مکانیک خیلی جسارت میخواست .
چون سرعت نور ثابت بود و جمع گالیله ای سرعت ها در موردش صادق نبود.)
🖍و بعد .....
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
@physics_school
وقتی من سوار ماشین می شم
و در اتوبان حرکت میکنم
قوانین مکسول برقرار نباشه !
اما
وقتی به مقصد رسیدم و از ماشین پیاده شدم،
قوانین مکسول برقرار باشه؟!
🖍فیزیکدانان دنبال این بودند
که قوانین فیزیک در این دو حالت فرق نداشته باشه.
«فیزیکدانها نمیخواستند قوانین الکترومغناطیس وابسته به سرعت ناظر باشه. یعنی چه در حال حرکت باشی، چه ایستاده، همون قوانین برقرار باشند.»
🖍اینشتین اومد گفت:
❓چرا قوانین مکانیک در همه چارچوب های مرجع لخت یکسان باشه؟!
(نسبیت گالیله ای فقط شامل قوانین مکانیک بود )
🖍اینشتین پرسید:
چرا فقط قوانین مکانیک در همهی چارچوبهای لَخت یکسان باشه؟
✅باید همهی قوانین فیزیک (از جمله الکترومغناطیس) در چارچوبهای لخت یکسان باشند.
این شد اصل اول نسبیت خاص.
یعنی الکترومغناطیس رو هم به مکانیک اضافه کرد.
و این شد اصل اول نسبیت خاص.
(البته اضافه کردن الکترومغناطیس به مکانیک خیلی جسارت میخواست .
چون سرعت نور ثابت بود و جمع گالیله ای سرعت ها در موردش صادق نبود.)
🖍و بعد .....
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
#نیوتون
#شرودینگر
#مقایسه
مقایسه در مورو قانون دوم نیوتن و معادله شرودینگر، یکی از عمیقترین و زیباترین مقایسهها در فیزیک است که به قلب تفاوت بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتومی میزند.
در یک نگاه کلی:
قانون دوم نیوتن دنیای کلاسیک و قطعیت را توصیف میکند.
معادله شرودینگر دنیای کوانتومی و احتمال را توصیف می کند.
۱. از نظر نوع توصیف سامانه (سیستم)
· قانون دوم نیوتن (F=ma):
· یک معادله برای مکان (x) و تکانه (p) ذره است. این کمیتها دقیقاً در هر لحظه قابل محاسبه هستند.
مسیر حرکت ذره (مثلاً یک سیاره یا توپ) به طور دقیق و قطعی مشخص میشود. اگر موقعیت و سرعت اولیه را بدانید، میتوانید مسیر آینده را با قطعیت پیشبینی کنید.
· نتیجه: در فیزیک کلاسیک، جهان مانند یک ماشین قطعی عمل میکند.
· معادله شرودینگر:
· یک معادله برای تابع موج (Ψ) ذره است. تابع موج خود یک کمیت فیزیکی مستقیم نیست، بلکه یک موجود ریاضی است که حاوی اطلاعات درباره سامانه است.
این معادله مسیر حرکت را توصیف نمیکند، بلکه نحوه تغییر و انتشار تابع موج در مکان و زمان را بیان ...
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
@physics_school
#شرودینگر
#مقایسه
مقایسه در مورو قانون دوم نیوتن و معادله شرودینگر، یکی از عمیقترین و زیباترین مقایسهها در فیزیک است که به قلب تفاوت بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتومی میزند.
در یک نگاه کلی:
قانون دوم نیوتن دنیای کلاسیک و قطعیت را توصیف میکند.
معادله شرودینگر دنیای کوانتومی و احتمال را توصیف می کند.
۱. از نظر نوع توصیف سامانه (سیستم)
· قانون دوم نیوتن (F=ma):
· یک معادله برای مکان (x) و تکانه (p) ذره است. این کمیتها دقیقاً در هر لحظه قابل محاسبه هستند.
مسیر حرکت ذره (مثلاً یک سیاره یا توپ) به طور دقیق و قطعی مشخص میشود. اگر موقعیت و سرعت اولیه را بدانید، میتوانید مسیر آینده را با قطعیت پیشبینی کنید.
· نتیجه: در فیزیک کلاسیک، جهان مانند یک ماشین قطعی عمل میکند.
· معادله شرودینگر:
· یک معادله برای تابع موج (Ψ) ذره است. تابع موج خود یک کمیت فیزیکی مستقیم نیست، بلکه یک موجود ریاضی است که حاوی اطلاعات درباره سامانه است.
این معادله مسیر حرکت را توصیف نمیکند، بلکه نحوه تغییر و انتشار تابع موج در مکان و زمان را بیان ...
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#قفس_فارادی
#لباس_فارادی
#میدان_الکتریکی
#فیزیک۲
مکانیزم لباس فارادی
1. لباس فارادی از فلزات رسانا یا الیاف فلزی ساخته میشود.
2. این پوشش تمام بدن را میپوشاند و مانند یک قفس فارادی عمل میکند.
3. وقتی جریان برق یا میدان الکترومغناطیسی به لباس برخورد میکند، جریان در سطح لباس جریان مییابد.
4. فلز لباس بار الکتریکی را به خود جذب نمیکند بلکه آن را در سطح لباس پخش میکند. میدان الکتریکی در الکترواستاتیک درون رسانا صفره.
5. به همین دلیل، برق وارد بدن فرد نمیشود.
6. این پخش شدن بار باعث میشود فرد در داخل لباس ایمن بماند.
7. لباس فارادی از شوک الکتریکی ناشی از تماس با برق قوی محافظت میکند.
8. حتی اگر فرد در معرض صاعقه یا تخلیه الکتریکی قرار بگیرد، جریان به سطح لباس هدایت میشود.
9. این مکانیزم همان قانونی است که در قفس فارادی دیده میشود.
10. قفس فارادی و لباس فارادی اصول یکسانی دارند: جلوگیری از نفوذ جریان به داخل.
11. لباس به ویژه در آزمایشگاهها و صنعت برق و آزمایشهای الکترومغناطیسی کاربرد دارد.
12. برای کارآمد بودن، لباس باید تمام بدن را بدون شکاف بپوشاند.
@physics_school
#لباس_فارادی
#میدان_الکتریکی
#فیزیک۲
مکانیزم لباس فارادی
1. لباس فارادی از فلزات رسانا یا الیاف فلزی ساخته میشود.
2. این پوشش تمام بدن را میپوشاند و مانند یک قفس فارادی عمل میکند.
3. وقتی جریان برق یا میدان الکترومغناطیسی به لباس برخورد میکند، جریان در سطح لباس جریان مییابد.
4. فلز لباس بار الکتریکی را به خود جذب نمیکند بلکه آن را در سطح لباس پخش میکند. میدان الکتریکی در الکترواستاتیک درون رسانا صفره.
5. به همین دلیل، برق وارد بدن فرد نمیشود.
6. این پخش شدن بار باعث میشود فرد در داخل لباس ایمن بماند.
7. لباس فارادی از شوک الکتریکی ناشی از تماس با برق قوی محافظت میکند.
8. حتی اگر فرد در معرض صاعقه یا تخلیه الکتریکی قرار بگیرد، جریان به سطح لباس هدایت میشود.
9. این مکانیزم همان قانونی است که در قفس فارادی دیده میشود.
10. قفس فارادی و لباس فارادی اصول یکسانی دارند: جلوگیری از نفوذ جریان به داخل.
11. لباس به ویژه در آزمایشگاهها و صنعت برق و آزمایشهای الکترومغناطیسی کاربرد دارد.
12. برای کارآمد بودن، لباس باید تمام بدن را بدون شکاف بپوشاند.
@physics_school