سفر عشق
78 subscribers
497 photos
97 videos
20 files
79 links
با خودم قرار گذاشته ام که:

"مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن"


خسرو آذربیگ

تماس: @azarbeyg1
Download Telegram
پدرم رفت.

بعد از حدود هشتاد سال.

مهربان بود، اما تندخو. کم حرف بود، اما راستگو و رک گو. اهل گفتگو نبود، اما پشت سر گو هم نبود. اهل کار نبود، اما ریاکار هم نبود. مغرور بود، اما صبور نبود...
ارباب زاده ای که همه مال و اموال به ارث برده از پدر را در قمار خودباوری و عزت نفس و گردن کج نکردن باخت. به خودش و به ما سختی و گرسنگی و فقر شدید مالی تحمیل کرد، اما درشتی و خودمهم انگاری و نگاه تحقیرآمیز رئیس بنیاد شهید و امام جمعه شهرستان که همه کاره منطقه بود را تحمل نکرد.

در برابر ناملایمات و زمختی های جامعه و زندگی یا سکوت کرد یا فریاد زد، حتی یکبار هم بخاطر ندارم که زبان به ناله آلوده باشد.


@azarbeyg
ادامه دادن از زمانی سخت تر و طاقت فرساتر و جانگزاتر شد که دیدم جز خودم کسی نیست که تشویق و تاییدم کند و محرکم باشد برای حرکت، ولو در سراشیبی. خودم باید به خودم روحیه میدادم و با مشکلاتی که بسیار بزرگتر از توانم بود مبارزه می کردم و با ناخن های دو دست کودکانه ام زمین را شخم زده و با کمترین امید رویش بذر پاشیده و با اشک چشمم آبیاری می کردم و آنگاه برای برداشت محصول در خرمنی پا می نهادم که گاو نر می خواست و مرد کهن. چه تلخ بود و گزنده!!! و چه میوه شیرینی داد!!!! از بخت شکر دارم و از روزگار هم.
شب های "تلخ" را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

"همسفر مورچگان"

@azarbeyg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهکارهای پیشگیری و مقابله با ویروس #کرونا

منبع: سازمان جهانی بهداشت
ترجمه: سعید حسین‌زاده
تدوین: دانیال کشانی

این ویدیو را برای دوستان و آشنایان خود ارسال نمایید.

@azarbeyg
نقشه شیوع کرونا در دنیا

ایران هم جزو کشورهایی است که‌ از مرحله زرد عبور کرده و در نقطه قرمز قرار گرفته

اطلاع رسانی کرده و مراقب خودتان و دیگران باشید.

@azarbeyg
دوستان عزیز

نوروز مبارک
با کلی آرزوهای خوب در سال نو

تلگرام گوشی من مدتیه که درست کار نمیکنه و نمیتونم پیامی بگذارم و به پیام هایی که بعضی از دوستان فرستادند جواب بدم.

شاداب و تندرست باشید
کنار عزیزان تون
توی جمع خانواده🌹

@azarbeyg
چند سال پیش توی کرمانشاه با عزیزی آشنا شدم که مرام و مسلک و رفتار و گفتارش عجیب به دلم نشست.
این مرد در عین تنگدستی گشاده دست و دست و دلباز است و بقول مولوی که میگفت:
گر گدا گردم گداخو وی شوم؟
در حالیکه از نظر مالی در رنج است، ولی خوی سرمایه داری و بلند نظری اش به روح آدم جلا و صفا می بخشد.

وسیله ای از یکی از فرزندانش که جوانمرگ شده بود را دوست نداشت پیش خود نگهدارد، از او خریدم و این شد باب آشنایی.
بعد از آن چند بار به بهانه های مختلف به دیدنش رفتم. طی همین دیدارها حسی شکل گرفت شبیه به حس پدر فرزندی.

دیشب خواب به چشمم حرام شد. (با اینکه سالهاست به محضی که سر به بالش میگذارم، میروم در عالم رویا و...)
اما دیشب مثل مرغ سرکنده رقص بسمل کردم تا صبح. دم صبح حدود دوساعتی خوابم برد. دیدم یکی از دوستان با میخ و چکش توی سر وسیله ای میکوبد تا به خیال خود درستش کند. این مرد با حالتی پدرانه و کلافه از ناشنوایی بچه سرتق، سر آن دوست دادی زد که: نکن بچه

این دوست ما بسیار بی ادبانه و به دور از شان و نزاکت، جواب داد: چند بار گفتم به تو ربطی نداره.

عزیز کرمانشاهی ما یکهو غیب شد و در کویری برهوت مانند دوست ما تنها ماند و با ترس و دلهره به چموشی خود ادامه داد. چکش را محکم تر می کوبید تا به ترس و تنهایی خود غلبه کند.

بیدار شدم.
زنگ زده و سراغ دوست کرمانشاهی را گرفتم. گفتند دو روز است که به دلیل مشکل قلبی که قبلا هم او را چند بار روانه بیمارستان کرده بوده، بستری شده.

حیرت کردم از عمق رابطه و حسی که امواج را راهی کرده تا خبری از دوستی برساند که خود نیز میداند عزیز و گرامی است، البته هر چند خبر ناخوش.

در حال کلنجار رفتن با موضوعم تا مثل ماهی جسته از تنگ تنگ قرنطینه را شکسته و راهی کرمانشاه شوم، با قبول همه خطرات. مگر غیر از این است که من آمده ام تا دوست داشته باشم و دوست داشته شده باشم؟
بقول زوربای یونانی: آنچه را که می خورم تبدیل به عشق و محبت و شادی و نشاط و... کنم و هر چه دارم را در پای دوستی بریزم....


@azarbeyg
در حالیکه در سربالایی جاده در حال کلنجار رفتن با باد مخالف بودم که به سینه ام می کوفت، با خودم حرف می زدم، که: تارهای سفید روییده بر سرم نشان می دهد که من از هر آنچه می خواست بشکندم مقاوم ترم و چین و چروک نشسته بر چهره ام برملا کننده تعداد دفعات مبارزه هایی است که پشت سر نهاده ام، که یا درس آموخته و تجربه اندوخته ام و یا پیروز شده ام. هرگز شکست نخورده ام.
بقول اقبال لاهوری
"تمام حاصل عمرم سه حرف است.
تراشیدم. پرستیدم. شکستم."

هر چه کردم خودم کردم. بارها و بارها ساختم. دلخواهم نبود. ویران کردم.

در این تراشیدن ها و آجر بر آجر نهادن ها و ساختن ها نه تنها هرگز حامی و پشتیبان نداشتم، بلکه در پیچ و خم سنگلاخ هایی که برای گرد آوردن مصالح پا نهاده ام، به تخته سنگهای بزرگی برخورده ام که توسط دست های غیبی بر سر راهم گذاشته شده بودند و برای عبور از تنگناها همیشه در حال مبارزه بوده ام.
و در همه آن میدان ها اگر بردم، خودم‌بردم و اگر باختم خودم باختم. تنها، اما پر امید. هر چه دارم و هر که هستم، نتیجه تلاش های فردی خودم بوده و...

"همسفر مورچگان"

@azarbeyg
من به جنگل رفتم،
چون سر آن داشتم که آگاهانه زندگی کنم.

من بر آن شدم که ژرف بزیم
و تمامی جوهر حیات را بمکم
و هر آنچه را که زندگی نیست ریشه کن کنم.

که آن دم که مرگ به سراغم می آید،
چنین نپندارم که نزیسته ام.


هنری دیوید ثورو

@azarbeyg
خود را بر رویا بیفکن
وگرنه تکرار سرنگونت خواهد کرد
به قلب خود مومن باش
حتی اگر دریاها شعله ور شوند
و با عشق زی
حتی اگر ستارگان واپس روند.

ادوارد کامینز

-------------؛-----
عکس مربوط به سفر دریایی از بندر ایگومنتیستا در یونان به آنکونا در ایتالیاست.


@azarbeyg
نوشتم:
راستی، این گفته عرب ها را بیاد داری؟ که در تلخی ها و ناکامی ها و سختی ها به زبان می آوردم:
"واحد یم واحد بالمرا والحلوا سوویه"
بیاد داری که گفتم: من آدم در تلخی ها در کنار دوست بودن ام؟
و بیاد داری که هر وقت ناسازگاری می کردی می گفتم: من با خودم عهد کرده ام که در تلخی ها و شیرینی ها کنار هم باشیم؟ اما نگذار ببرم.
این شعر مولوی هم که دستکاری کرده بودم را بیاد داری؟ که هر وقت موجب آزارم می شدی برایت میخواندم و تاکید می کردم "مرو مرو که پشیمان شوی از این دوری..."
"گفتم نرو. رفتی و بد بیراه رفتی." و دقت کردی که با پشت کردن به من و رفتن به سراغ آنهای دیگر، به من خیانت نکردی، بلکه به خودت خیانت کردی؟
من همان آدمم. با همان دیوانگی ها و دلخوشی ها و همان شور و هیجان و همان آمال و آرزوها، با این تفاوت که افتادن و بلند شدن های پی در پی و متکی به خود بودن ها و چشم همت به دوردست ها دوختن پر امید تر و جسور تر و صبورترم کرده...

اما نفرستادم. می دانستم که بعد از رنجاندن های پی در پی و پشت کردن به من که موجب جدا شدنم از او شد، پریشان شده و خواب آشفته و خوارک نامرتب تحلیلش داده است و روزگار خوشی را سپری نمیکند. دیدم از مروت به دور است که زخمش را خراشیده و نمک به آن بپاشم و خاطر آزرده اش را آزرده تر کنم...

"همسفر مورچگان"

@azarbeyg
سفری در پیش است.
سفر به جایی که آسمان لحظه به لحظه تغییر رنگ می دهد. گاهی پوشیده از ابر و گاهی صاف و زلال به رنگ بی نهایت می شود و گاهی ابرها دره جلویی روستا را کاملا می پوشاند و زمین شکل دریا پیدا می کند و آنگاه خورشید با دست و دلبازی تمام نور و گرما می پراکند و زندگی می بخشد و به تعبیر نیکوس کازانتزاکیس "زندگی در کف دست ها همچون دل پرنده ای عاشق می تپید".

به همراه یکی از دوستان خوش ذوق که خانمی هنرمند است و گریزان از تنش و نیش و کنایه و کشمکش، تصمیم داریم مدتی در ییلاقات قائم شهر زندگی کرده و تعدادی تابلو خط و نقاشی و نقاشیخط آماده کنیم برای برپایی یک نمایشگاه.

اگر به اینترنت دسترسی داشتیم، از زندگی آرام و بدون حاشیه و از روزهای بدون کشمکش مطالبی و بخصوص عکس و فیلم هایی توی کانال خواهیم گذاشت.

با آرزوهای خوب برای همه
شاداب و تندرست باشید.

@azarbeyg
Audio
یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم

یک روز می‌آیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین، مست و خمارت نیستم

شب‌زنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی 
تو بیقراری می کنی، من بیقرارت نیستم

پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد
گل میدهی، نو می شوی، من در بهارت نیستم

زنگارها را شسته‌ام دور از کدورت‌های دور
آیینه‌ای رو به توام، اما کنارت نیستم

دور دلم دیوار نیست، انکار من دشوار نیست
اصلا منی در کار نیست، امن ام حصارت نیستم.
 

افشین یداللهی


@azarbeyg
از لحظه ای در آنی لذت ببر.
سفر کن.
عشقبازی کن.
دوست داشته باش و دوست داشتنی باش.
و
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن.
زندگی زیباست و فرصت حضور در این دنیا فقط یکبار... آن را از دست نباید داد.

@azarbeyg
گفتم: تو به شرط رعایت اخلاق، هم میتونی با من بیای و توی لذت موفقیتی که سر راهه سهیم باشی و توی جشن پیروزی شادی کنی و طعم یک زندگی متفاوت رو بچشی و هم میتونی رویه خودتو پیش بگیری و راهتو جدا کنی و از دور خبر موفقیت منو بشنوی و ناظر شادی و نشاط و سرزندگی ام باشی. انتخاب با تو.
و آن وقت برای تجربه یک زندگی جدید مثل کسانی که قصه هاشان را در کتابها خوانده و یا افسانه هاشان را هنگام خوابیدن از بزرگترها شنیده ایم، همه قفل و بندهای دلبستگی را وا کرده و غل و زنجیرهای وابستگی را شکستم و "خود را ز بد و نیک جدا کردم و رفتم"...

"همسفر مورچگان"

@azarbeyg
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 30 days, that account will self-destruct and this channel may no longer have an owner.
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 27 days, that account will self-destruct and this channel may no longer have an owner.
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 19 days, that account will self-destruct and this channel may no longer have an owner.
The account of the user that owns this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 10 days, that account will self-destruct and this channel may no longer have an owner.