[سَعید دِلـنِوِشتـِه ]
46 subscribers
2.01K photos
99 videos
26 files
69 links
من یک نویسنده ام
🔥نوشته های من هیچ مخاطب خاصی ندارند🔥
🚫کپی کردن مطالب با ذکر منبع مجاز است🚫
∂єρ тєχт😔
∂єρ νσι¢є 🎧
ℓσνє gιƒ 🌅
کانال وویس ما
@depvc
ارتباط با ادمین
@saeidrjb
Download Telegram
شب ایستاده است!
خیره‌ی نگاه‌ او
بر چهارچوب پنجره‌ی من.
سر تا به پای پرسش، اما
اندیشناک مانده و خاموش:
شاید
از هیچ سو جواب نیاید...


👤سهراب سپهری
شب بهانه ای بود
تا سیاهی چشم هایت
در میان انبوهی از تاریکی
زیر کور سوی چراغ خیال ارزو هایم
درخشان شود
#saeid_rjb
هر شب
در رویای با تو بودن
پلک هایم را روی هم میگذارم
ب امید آنکه
همین صبح
با چشمانی گشوده تو را ببینم
#saeid_rjb
#hogo
هزار دام بسته‌ام! هزار دانه داده‌ام

کبوتر سپید من ! بگو به بام کیستی؟؟
💜❤️
#علی سلطانی نژاد
@azaddel
جز شعر

ڪجا را دارم

ڪه دلتنگیم را خالی ڪنم .....


#سیده_مریم_وهابی🧚‍♀
@azaddel
روزی اگر نبودم،
یک آرزویم را برآورده کن!
و زیر لب بگو:
یادش بخیر...


#سیمین_دانشور🧚‍♀
@azaddel
سی سالگی به بعد که عاشق شوی
دیگر اسمش را نمی نویسی
کف دستت
و دورش قلب بکشی
یا عکسش را بگذاری
لای کتاب درسی‌ات
و هی نگاهش کنی
سی سالگی به بعد
که عاشق شوی
یک عصر جمعه ی زمستانی
یک لیوان چای می ریزی
می نشینی پشت پنجره
و تمام شهر را در بارانی
که نمی بارد با خیالش قدم می زنی...
💜❤️
#میترا
@azaddel
🎤#کامران‌مولایی


بیا به تک درخت قلبم جون بده😔 ...☔️🍃


@azaddel
#جـهـان 🥀🎧

دنـیـای آروم...👌🏿☑️
خیـلـی قشــنــگه√♪

💽◁◆▷𖣬◉━━ ♥️🔝
@azaddel
چشم هایم را شستم
جور دیگر دیدم
اما باز هم چیزی جز بی وفایی از او ندیدم
فرصت های زیادی را خرجش کردم
عاشق بودم ...
بی صدا شکستم
حتی دردم را به بالشتی که هر شب شاهد گریه هایم بود نگفتم
آه ای عشق
زندگی ام را به پای تو سوزاندم
جوانیم را از من گرفتی
و رخت پیری به تنم کردی
#saeidrjb
@azaddel
تمام زندگی ام در حسرت دست های گرمش بودم
حتی در تنهایی ام صدایش میکردم
مردم شهر به من دیوانه میگفتند
اما این دیوانگی حال عجیبی داشت
وقتی در مخیله ان عشقت را میبینی
بهترین نوع دیوانگیست‌...
#saeidrjb
@azaddel
رفتنش واسم درد نداشت
تنها چیزی که باعث شد روزای زندگیم سخت بگذره حرف هایی بود ک وقتی میرفت زد و رفت
تهمت،دروغ،خورد کردن،له کردن ادما خیلی راحته ولی باعث میشه تا اخر عمر زندگی یکی رو نابود کنین
خواهشا میرید بی صدا برید... بدون دلیل... بدون علت...
#saeidrjb
@azaddel
بهم میگفت سیگار نکش
نکشیدم...
حالا ک نیست...
تلافی روزایی ک پیشم بود و نکشیدم رو یکجا دارم رو ریه هام خالی میکنم
تا این قلب لعنتی بار دیگه عاشق نشه و درد نکشه...
#saeidrjb
@azaddel
چگونه به گل سرخی
که در دستانم منتظر توست
بگویم: رفته‌ای!؟
برای یبارم که شده
دل ی عاشق رو خوش کن
مثلا پیام بده
"اسمم" رو صدا کن
همین...
باور کن چیز زیادی نیست...
#saeidrjb
@azaddel
دیدی وقتی کسی میمیره
هنوز عزیزاش باورشون نمیشه که دیگه هیچوقت کنارشون نیست
دل منم هنوز باورش نشده که رفتی
هنوزم ازم میخواد همون جای همیشگی بیام کنارت
هنوزم داره اشک میریزه
هنوزم هر روز شکسته تر از دیروز میشه
دله دیگه
نمیفهمه
هنوزم دوس داره لباسایی که تو دوس داری رو بپوشم
هنوزم دوس داره اهنگی که دوس داری رو با گیتار بزنم
هنوزم ازم میخواد دستاتو بگیرم ...😔
کجا باید برم...
#saeidrjb
@azaddel
ی روز به ی جایی از زندگی میرسی که میبینی هیچ خوشی ای توی این دنیا نیست و دیگه امیدی به این زندگی نداری
نه بخاطر فقر و عشق و این داستان ها...
میفهمی این زندگی اصلا ارزشی نداره و اون موقست که ارزوی مرگ میکنی
#saeidrjb
@azaddel
می‌دانی دلبر؟ حکایت من و تو، حکایت شب و کولی و آتش بود! شب که آغوش گشود، حکایت آغاز شد! تو به زیباییِ تمام شعله می‌کشیدی و گیسو می‌افشاندی، و من واله و مجنون دائما دور تو می‌گشتم، دور تو می‌رقصیدم اما... اما چقدر کوتاه! چقدر شقایق‌گونه! سپیده که سر زد، تو فرونشستی. من هم نشستم. سپیده که سر زد، از آن رقص شبانه دیگر هیچ نماند جز خاکستری سرد و یک کولی خسته. و من رفتم. مثل تمام کولی‌های دنیا که باید بروند! رفتم چون رفتن، سرنوشت من بود. رفتم اما قصهٔ تو پایان نگرفت. آتشت در من ماند، آتشت در دل ماند، و سخت می‌سوزاند، می‌سوزاند، می‌سوزاند...
.