ولی خب از اون سمت ماجرا مقصر منم که کاری نکردم تا از این شرایط بیام بیرون و البته کاری که دهنمو بیشتر پاره کنه نکردم چون همین قدمهایی هم که برداشتم برای اکثریت ته جهنم و بی عدالتیه ولی خب چشم ما عادت کرده به دیدن این چیزها و دیگه میشینیم دورهم ازشون جوک میسازیم میخندیم.
حالا چرا من از درس خوندن پریدم تو لایف استایل درست بقیه و چقدر من عقب موندم و بعدش رسیدم به جنسیت و الان هم میگم هر نر و مادهای صلاحیت بچهدار شدن رو ندارن؟ چون هرچی میکشم از این حیوونهای هاره که نه جامعه جلوشون رو میگیره و نه میترسن و حتی عقیده دارن که خدا ازشون راضیه. چی گفتم من؟ شگفتا از این پرش افکار.
به تازگی فهمیدم شمخانی قبلا خواستگار مامانبزرگم بوده. یعنی اگر جواب مثبت میداد من الان جزو اراذل بودم. ایو. درود به تو زن.
متنهای بلندی که عموما هیچکس نمیخونه رو خوشم میآد. همیشه یه چیز خوبی توشون پیدا میشه.
از یهسری چیزها و آدمها که فاصله میگیری یه شکافی به وجود میآد که دیگه هیچجوره نمیشه پرش کرد. حداقل برای من این بوده تا حالا.
اون تعادل بین جدی بودن و دلقک بودن خیلی مهمه. بهش میگن رفتار تو موقعیت. سه دقیقه پیش خندیدم دلیل نمیشه الان بذارم رو کولم سوار بشی میمون.
عصبی و دلخورم. میل به خراب کردن با شدت زیادی تو مغزم جریان داره. حالا این که این آتیش با چی خاموش میشه رو دیگه نمیدونم.
Forwarded from نباید ساکت میماندیم
تو باید میبودی تا این لحظات سخت نگذره. نیستی. حیف که نیستی.