آذر
5.73K subscribers
46 links
یه روزی مه می‌شم و می‌خزم لابه‌لای جنگل‌ها. هرجا رسیدم به آتیش صدات می‌زنم.

معرفی چنل‌هاتون:
@tablighazar

http://t.me/HidenChat_Bot?start=6635876813
Download Telegram
حاضرم فردا برم قبرستون ولی برای کار اداری نرم دانشگاه.
Forwarded from ufo
خشم دارم.
امیدوارم فردا که بیدار شدم پستچی تورو کادو شده تحویل من بده.
آره عزیزم تو شاهکار خالقی.
به این صورت که اگر دهنم رو باز کنم یا جیغ ازش می‌زنه بیرون یا فحش رکیک.
از همه‌چیز عقبم. هیچ‌کاری نمی‌کنم.
شام لازانیا داریم و از الان برای روزی که لازانیا نداریم ناراحتم.
هربار صدات رو می‌شنوم یه دور خرابت می‌شم.
شاید امروز روز بهتریه.
فقط یادت نره تو واینستادی یه نفره. یکی داره شبیه خودت از این کوه و دره می‌گذره. من رو یادت نره.
انقدر عصبیم که ممکنه خودم و آموزش دانشگاه رو باهم آتیش بزنم. یا شایدم نشستم رو زمین و زدم زیر گریه.
اومدم بازار برای دختر خوشگله که من باشم کلی چیز میز بگیرم که یهو دیدم نشستم تو ماشین دارم می‌رم خونه درحالی که هیچ‌چیزی نخریدم. پناه بر خدا از من.
تو مرز بین چقدر نق می‌زنی و تو غر نزنی کی بزنه گیر کردم. نه حوصله‌ی آدم وارفته رو دارم نه توان هیچی نگفتن.
آدم می‌تونه بین صدها نگاه باشه و هنوز حس کنه هیچ‌کس نمی‌بیندش.
نشستم پای کارهام چون بالاخره زندگی نازکش خوبی نیست و به وقتش خیلی خوشگل می‌زنه تو ملاجت.
یه صدایی تو سرم می‌خونه مرا ببوس.
انگار امروز روز بهتریه.
می‌گه تو تنها کسی هستی که می‌بینم صبح‌ها انقدر انرژی داری و حتی می‌رقصی. هاه. مورنینگ پرسن خالص‌.
مغزم یه داستان‌هایی می‌سازه که بعدش می‌شینیم من و خودش بهشون می‌خندیم.