آذر
5.73K subscribers
46 links
یه روزی مه می‌شم و می‌خزم لابه‌لای جنگل‌ها. هرجا رسیدم به آتیش صدات می‌زنم.

معرفی چنل‌هاتون:
@tablighazar

http://t.me/HidenChat_Bot?start=6635876813
Download Telegram
یه جوری شده تخمدون‌هام بیشتر از خودم نیاز به توجه دارن. شگفتا.
فقط تو بلدی نور رو حتی تو تاریک‌ترین حالتم ببینی.
می‌بوسمت.
نمی‌دونم چرا خودم رو لایق اتفاق‌های خوب و گنده‌ی بدون زحمت نمی‌دونم. برای دریافت هرچیزی لازمه دهن خودم رو سرویس کنم. وا.
نیاز به یه نیروی محرکه برای گریه دارم. انگار که هرچیزی که تا الان بوده هنوز کافی نیست.
کار این روزها از هورمون گذشته دیگه کم‌کم رو می‌اندازم به استرولوژی.
گاهی پیش می‌آد که اصلا آدم روشنی نیستم. کدرم. تیره و تارم. بی‌رحم و بدجنسم. از هیچ‌کس خوشم نمی‌آد و آدم‌ها برام اهمیتشون رو از دست می‌دن. می‌شم همون کرکتر منفی تو فیلم‌ها که قشنگن اما بی‌روح. معمولا هم دوست داشتنی نیستن. زخمی می‌کنم اما خب یادم می‌مونه کی من رو دید زمانی که ابدا دیدنی نبودم.
حاضرم فردا برم قبرستون ولی برای کار اداری نرم دانشگاه.
Forwarded from ufo
خشم دارم.
امیدوارم فردا که بیدار شدم پستچی تورو کادو شده تحویل من بده.
آره عزیزم تو شاهکار خالقی.
به این صورت که اگر دهنم رو باز کنم یا جیغ ازش می‌زنه بیرون یا فحش رکیک.
از همه‌چیز عقبم. هیچ‌کاری نمی‌کنم.
شام لازانیا داریم و از الان برای روزی که لازانیا نداریم ناراحتم.
هربار صدات رو می‌شنوم یه دور خرابت می‌شم.
شاید امروز روز بهتریه.
فقط یادت نره تو واینستادی یه نفره. یکی داره شبیه خودت از این کوه و دره می‌گذره. من رو یادت نره.
انقدر عصبیم که ممکنه خودم و آموزش دانشگاه رو باهم آتیش بزنم. یا شایدم نشستم رو زمین و زدم زیر گریه.
اومدم بازار برای دختر خوشگله که من باشم کلی چیز میز بگیرم که یهو دیدم نشستم تو ماشین دارم می‌رم خونه درحالی که هیچ‌چیزی نخریدم. پناه بر خدا از من.