در چشم عمهی پویا بختیاری خیره میشود و با وقاحت جانباختگان انقلاب را 《اکتورهای خیابانی》مینامد!
تا دیروز یک نفر میگفت رهبران ما در زندانند و ایشون هم ریت میزد، اما حالا لابد ناهید شیرپیشه و منوچهر بختیاری هم چند اکتور زندانی دیگر میداند و خودش و مثلا مریم نمازی را از مغزهای متفکر و تئوریسینهای انقلاب :))
از قضا مغز متفکر این انقلاب همان مجیدرضا رهنوردها هستند.
DEAL WITH IT.
تا دیروز یک نفر میگفت رهبران ما در زندانند و ایشون هم ریت میزد، اما حالا لابد ناهید شیرپیشه و منوچهر بختیاری هم چند اکتور زندانی دیگر میداند و خودش و مثلا مریم نمازی را از مغزهای متفکر و تئوریسینهای انقلاب :))
از قضا مغز متفکر این انقلاب همان مجیدرضا رهنوردها هستند.
DEAL WITH IT.
👍3👎1
انقلاب زنانه یا #انقلاب_ملی ؟
از متن گفتگوی چند ماه گذشتهام با بنیاد زندهیاد داریوش همایون :
حضور فعال زنان و دختران ایرانی در روزها و هفتههای اول از آغاز خیزش سراسری اخیر، میدانداری تظاهرات و به آتش کشیدن روسریها و همراهی مردان با آنان، در درجه نخست تصویری از شجاعت بینظیر زنان ایرانی، و در درجه دوم پیام روشنی مبتنی بر عبور ملت ایران از ارزشهای کهنه نظام اسلامی به دنیا مخابره کرد که موجب برانگیختن حس تحسین غربیها و اعلام پشتیبانی، هرچند نمادین، سیاستمداران، سلبریتیها و فعالین حقوق زنان شد. اما این اولین بار نیست که زنان ایرانی برای مبارزه و ابراز مخالفت با ارزشهای دیکته شده از سوی نظام اسلامی پا به میدان گذاشتهاند. به روایت شاهدان تاریخ، اولین خیزش زنان بر علیه ارزشهای نظام اسلامی، به فاصله کمی پس از روی کار آمدن حکومت در بهمن ۱۳۵۷، به وقوع پیوست. به علاوه زنان ایرانی در تمامی این چهار دهه که از عمر نظام جمهوری اسلامی میگذرد، ارزشهای دیکته شده از سوی نظام اسلامی را به روشهای گوناگون به چالش کشیدهاند. استفاده از روسریهای رنگی، مانتوهای کوتاه و جلوباز، بیرون گذاشتن موها و آرایشهای غلیظ، همگی نوعی به چالش کشیدن قوانین و محدودیتهای اعمال شده بر زنان در این سالها بوده اند. اصرار بر حضور در جامعه، اشتیاق فزاینده به تصحیل در مراکز آموزشی و دانشگاهی، فعالیت در عرصه مشاغل تخصصی و حضور در عرصههای هنری و اجتماعی و ورزشی با وجود تمام محدودیتها، همه مصادیق سالها پیکار زنان ایرانی با نظام مرتجعی هستند که زن را فقط شایسته مقام خانهداری و وسیلهای برای تولید مثل میانگارد. اینکه چرا سالها مبارزه و تلاش بی وقفه زنان ایرانی برای تداوم حضور فعال در جامعه و به چالش کشیدن ارزشهای نظام اسلامی، تا پیش از این توجه و تحسین و حمایت گسترده غربیها را جلب نکرده بود، برای من شخصا کمی پرسش برانگیز است و در خوشبینانهترین حال، آن را با عدم آشنایی و ناآگاهی غربیها از اوضاع داخلی ایران برای خود توجیه میکنم. گویی آنان به تازگی از خواب غفلت در مورد ایران برخواستهاند. در ارتباط با همین موضوع، نکتهای ذهنم را میآزارد که در اینجا مایلم آن را به طور صریح بگویم؛ من مخالف بیش از حد برجسته نشان دادن نقش زنان در این خیزش و مخالف زنانه نامیدن این انقلابم. شاید نام 'انقلاب زنانه' بر این خیزش نهادن، موردپسند فمنیستهای غربی و باعث جلب حمایتهای مالی و معنوی نهادهای حقوق بشری غربی باشد، اما نوعی کژفهمی و کژتابی از اوضاع واقعی ایران، اجحاف در حق مردان ایرانی پیکارگر، و نادیده گرفتن تکثر جامعه ایران و دیگر مطالبات ملی است. به عقیده من نهادن نام 'انقلاب زنانه' بر این خیزش ملی، بیشتر مصرف خارجی دارد. موضوع برابری زن و مرد در غرب، چند دهه پس از پیروزی امواج جنبشهای فمنیستی و موفقیت زنان غربی در به دست آوردن حقوق برابر با مردان در قرن بیستم میلادی، کماکان جزو مباحث داغ اجتماعی و سیاسی این جوامع است. بنابراین طبیعی است که غربیها به موضوع مبارزه زنان حساسیت و توجه ویژهای نشان میدهند. اما وقتی برخی در مورد خیزش اخیر ملت ایران میگویند که این انقلاب زنانه است، گویی مردان ما در نظام جمهوری اسلامی از همه جور حقوقی برخوردارند و حال زنان ایران برای ستاندن حقشان از مردان در چهارچوب این نظام برخواستهاند! در حالیکه میدانیم در نظام جمهوری اسلامی حتی مردان شیعه اثنا عشری هم اگر با حکومت و سیاستهای وضع شده، موافق نباشند و به ویژه این مخالفت خود را علنا اعلام و ابراز نمایند، از آسایش و امنیت و حقوق انسانی برخودار نخواهند بود! چه بسیار مردانی که در همین ماههای گذشته، زندانی و شکنجه و اعدام شدهاند. آیا تمام خواستههای آنان را میتوان در آزادی حجاب و مطالبه حقوق زنان خلاصه کرد؟! البته من منکر تبعیض مضاعف بر علیه زنان در قوانین نظام اسلامی نیستم و خود به عنوان زنی متولد دهه شصت که تا ۲۳ سالگی در ایران زندگی کرده و تحصیل و ازدواج کردم، طعم این تبعیض را به خوبی چشیدهام. اما فکر میکنم در وضعیتی که حتی مردان ایرانی از حقوق شهروندی و انسانی برخودار نیستند، اولویت دادن به مطالبات جنسیتی و برجسته کردن این وجه از معضلات کنونی جامعه ایران، به نوعی پاک کردن صورت مسئله اصلی و انحراف از پیگیری راهحل درست و اساسی است. اگر صورت مسئله را به درستی طرح نکنیم، راه حلی که خواهیم یافت پاسخگوی همه نیازهایمان نخواهد بود. ما باید سعی کنیم مسائلمان را از دریچه خودمان ببینیم و تحلیل کنیم، نه آنکه از پس عینک مورد پسند غربیها به خودمان بنگریم.
از متن گفتگوی چند ماه گذشتهام با بنیاد زندهیاد داریوش همایون :
حضور فعال زنان و دختران ایرانی در روزها و هفتههای اول از آغاز خیزش سراسری اخیر، میدانداری تظاهرات و به آتش کشیدن روسریها و همراهی مردان با آنان، در درجه نخست تصویری از شجاعت بینظیر زنان ایرانی، و در درجه دوم پیام روشنی مبتنی بر عبور ملت ایران از ارزشهای کهنه نظام اسلامی به دنیا مخابره کرد که موجب برانگیختن حس تحسین غربیها و اعلام پشتیبانی، هرچند نمادین، سیاستمداران، سلبریتیها و فعالین حقوق زنان شد. اما این اولین بار نیست که زنان ایرانی برای مبارزه و ابراز مخالفت با ارزشهای دیکته شده از سوی نظام اسلامی پا به میدان گذاشتهاند. به روایت شاهدان تاریخ، اولین خیزش زنان بر علیه ارزشهای نظام اسلامی، به فاصله کمی پس از روی کار آمدن حکومت در بهمن ۱۳۵۷، به وقوع پیوست. به علاوه زنان ایرانی در تمامی این چهار دهه که از عمر نظام جمهوری اسلامی میگذرد، ارزشهای دیکته شده از سوی نظام اسلامی را به روشهای گوناگون به چالش کشیدهاند. استفاده از روسریهای رنگی، مانتوهای کوتاه و جلوباز، بیرون گذاشتن موها و آرایشهای غلیظ، همگی نوعی به چالش کشیدن قوانین و محدودیتهای اعمال شده بر زنان در این سالها بوده اند. اصرار بر حضور در جامعه، اشتیاق فزاینده به تصحیل در مراکز آموزشی و دانشگاهی، فعالیت در عرصه مشاغل تخصصی و حضور در عرصههای هنری و اجتماعی و ورزشی با وجود تمام محدودیتها، همه مصادیق سالها پیکار زنان ایرانی با نظام مرتجعی هستند که زن را فقط شایسته مقام خانهداری و وسیلهای برای تولید مثل میانگارد. اینکه چرا سالها مبارزه و تلاش بی وقفه زنان ایرانی برای تداوم حضور فعال در جامعه و به چالش کشیدن ارزشهای نظام اسلامی، تا پیش از این توجه و تحسین و حمایت گسترده غربیها را جلب نکرده بود، برای من شخصا کمی پرسش برانگیز است و در خوشبینانهترین حال، آن را با عدم آشنایی و ناآگاهی غربیها از اوضاع داخلی ایران برای خود توجیه میکنم. گویی آنان به تازگی از خواب غفلت در مورد ایران برخواستهاند. در ارتباط با همین موضوع، نکتهای ذهنم را میآزارد که در اینجا مایلم آن را به طور صریح بگویم؛ من مخالف بیش از حد برجسته نشان دادن نقش زنان در این خیزش و مخالف زنانه نامیدن این انقلابم. شاید نام 'انقلاب زنانه' بر این خیزش نهادن، موردپسند فمنیستهای غربی و باعث جلب حمایتهای مالی و معنوی نهادهای حقوق بشری غربی باشد، اما نوعی کژفهمی و کژتابی از اوضاع واقعی ایران، اجحاف در حق مردان ایرانی پیکارگر، و نادیده گرفتن تکثر جامعه ایران و دیگر مطالبات ملی است. به عقیده من نهادن نام 'انقلاب زنانه' بر این خیزش ملی، بیشتر مصرف خارجی دارد. موضوع برابری زن و مرد در غرب، چند دهه پس از پیروزی امواج جنبشهای فمنیستی و موفقیت زنان غربی در به دست آوردن حقوق برابر با مردان در قرن بیستم میلادی، کماکان جزو مباحث داغ اجتماعی و سیاسی این جوامع است. بنابراین طبیعی است که غربیها به موضوع مبارزه زنان حساسیت و توجه ویژهای نشان میدهند. اما وقتی برخی در مورد خیزش اخیر ملت ایران میگویند که این انقلاب زنانه است، گویی مردان ما در نظام جمهوری اسلامی از همه جور حقوقی برخوردارند و حال زنان ایران برای ستاندن حقشان از مردان در چهارچوب این نظام برخواستهاند! در حالیکه میدانیم در نظام جمهوری اسلامی حتی مردان شیعه اثنا عشری هم اگر با حکومت و سیاستهای وضع شده، موافق نباشند و به ویژه این مخالفت خود را علنا اعلام و ابراز نمایند، از آسایش و امنیت و حقوق انسانی برخودار نخواهند بود! چه بسیار مردانی که در همین ماههای گذشته، زندانی و شکنجه و اعدام شدهاند. آیا تمام خواستههای آنان را میتوان در آزادی حجاب و مطالبه حقوق زنان خلاصه کرد؟! البته من منکر تبعیض مضاعف بر علیه زنان در قوانین نظام اسلامی نیستم و خود به عنوان زنی متولد دهه شصت که تا ۲۳ سالگی در ایران زندگی کرده و تحصیل و ازدواج کردم، طعم این تبعیض را به خوبی چشیدهام. اما فکر میکنم در وضعیتی که حتی مردان ایرانی از حقوق شهروندی و انسانی برخودار نیستند، اولویت دادن به مطالبات جنسیتی و برجسته کردن این وجه از معضلات کنونی جامعه ایران، به نوعی پاک کردن صورت مسئله اصلی و انحراف از پیگیری راهحل درست و اساسی است. اگر صورت مسئله را به درستی طرح نکنیم، راه حلی که خواهیم یافت پاسخگوی همه نیازهایمان نخواهد بود. ما باید سعی کنیم مسائلمان را از دریچه خودمان ببینیم و تحلیل کنیم، نه آنکه از پس عینک مورد پسند غربیها به خودمان بنگریم.
👍2👎1
Forwarded from Nahid Shahin
درود بانو ناهید امروز وین اتریش