روح خامنه ایی در اعضای تیم تقسیم شده.
هر اعضای تیم دفترچه خامنه ایی دیگریست.اون فرزند شیطان هم هیچ نقدی رو نمیپذیرفت هر کی نقد میکرد هم از نظرش دشمن بود و مزدور .
#بازگشت_به_قانون_اساسی_مشروطه
هر اعضای تیم دفترچه خامنه ایی دیگریست.اون فرزند شیطان هم هیچ نقدی رو نمیپذیرفت هر کی نقد میکرد هم از نظرش دشمن بود و مزدور .
#بازگشت_به_قانون_اساسی_مشروطه
👌2
Forwarded from Chanteh Podcast
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1405 - Wednesday, 29 April 2026
پس از سه سال هشدار:نقاب از چهره کوتوله های سیاسی افتاده.
28.04.2026 - 20:06
بهرام فرخی
از سه سال پیش، زمانی که
بسیاری هنوز فریب ظاهر آراسته و شعارهای پرطمطراق این باند وابسته به جریان تحکیم وحدت را خورده بودند، من با شناختی عمیق از ماهیت و کارنامه آنان، بارها در مقالاتم در کیهان لندن هشدار دادم که حضور این حلقه فرصتطلب در کنار شاهزاده رضا پهلوی، نه به سود ایشان است و نه به سود آینده ایران. تأکید کردم که اگر قرار است شاهزاده بتواند رسالت تاریخی خود را بهعنوان نماد پادشاهی مشروطه و پدر معنوی همه ایرانیان، فارغ از جناح، عقیده، قومیت و سلیقه سیاسی، ایفا کند، نخستین گام، فاصله گرفتن از چنین عناصر تفرقهافکن و فاقد پایگاه مردمی است.
متأسفانه این باند فریبکار، در این سالها هر آنچه توانستند برای تعمیق شکاف در میان مخالفان جمهوری اسلامی به کار بستند. آنان به جای ایجاد همگرایی، بذر دشمنی پاشیدند، به جای ساختن پل میان نیروهای اپوزیسیون، دیوارهای بیاعتمادی را بلندتر کردند. بدتر آنکه شاهزادهای با منش دموکراتیک را به سمت جبههبندی علیه بخشی از هموطنان سوق دادند و در عرصه بینالمللی نیز کوشیدند چهرهای افراطی و جناحی از او بسازند، تا جایی که نام او را در کنار چهرههای تندرو و جنجالیای چون استیو بنن قرار دادند. این، نه خدمت بود و نه سیاستورزی، بلکه ضربهای آشکار به اعتبار ملی یک سرمایه سیاسی بود.
اکنون، پس از گذشت سه سال از آغاز آن هشدارها، نقاب از چهره بسیاری از این فریبکاران و کوتولههای سیاسی افتاده است. امروز مردم ایران و فعالان سیاسی اپوزیسیون بهتر از همیشه میتوانند چهره واقعی آنان را ببینند، کسانی که نه دغدغه ایران داشتند، نه درد مردم، و نه درکی از مسئولیت تاریخی این لحظه حساس. آنان تنها به منافع مادی خود اندیشیدند و در میانه بحرانیترین روزهای میهن، بر آتش اختلاف دمیدند.
و چه تلخ است که در این میان، بهای این بازیهای حقیر سیاسی را مردم ایران با جان خود پرداختند، هموطنانی که زیر بمباران، در آتش جنگ و بیپناهی در اعتراضات علیه رژیم جنایتکار اسلامی، جان باختند. تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد که در روزگار رنج ملت، چه کسانی به جای همبستگی، سوداگری سیاسی کردند.
امید آن دارم که شاهزاده رضا پهلوی نیز هرچه زودتر خود را از چنگال این بیوطنان و مشاوران مسموم رها سازد و به جایگاه طبیعی و تاریخی خویش بازگردد، جایگاهی در کنار همه نیروهای اصیل اپوزیسیون، در مسیر وحدت ملی، آشتی سیاسی و نجات ایران.
امروز بیش از هر زمان، ایران به صدایی فراگیر نیاز دارد، نه به حلقههای بسته و فرقههای انحصارطلب.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
تریبون آزاد
بهرام فرخی
پس از سه سال هشدار:نقاب از چهره کوتوله های سیاسی افتاده.
28.04.2026 - 20:06
بهرام فرخی
از سه سال پیش، زمانی که
بسیاری هنوز فریب ظاهر آراسته و شعارهای پرطمطراق این باند وابسته به جریان تحکیم وحدت را خورده بودند، من با شناختی عمیق از ماهیت و کارنامه آنان، بارها در مقالاتم در کیهان لندن هشدار دادم که حضور این حلقه فرصتطلب در کنار شاهزاده رضا پهلوی، نه به سود ایشان است و نه به سود آینده ایران. تأکید کردم که اگر قرار است شاهزاده بتواند رسالت تاریخی خود را بهعنوان نماد پادشاهی مشروطه و پدر معنوی همه ایرانیان، فارغ از جناح، عقیده، قومیت و سلیقه سیاسی، ایفا کند، نخستین گام، فاصله گرفتن از چنین عناصر تفرقهافکن و فاقد پایگاه مردمی است.
متأسفانه این باند فریبکار، در این سالها هر آنچه توانستند برای تعمیق شکاف در میان مخالفان جمهوری اسلامی به کار بستند. آنان به جای ایجاد همگرایی، بذر دشمنی پاشیدند، به جای ساختن پل میان نیروهای اپوزیسیون، دیوارهای بیاعتمادی را بلندتر کردند. بدتر آنکه شاهزادهای با منش دموکراتیک را به سمت جبههبندی علیه بخشی از هموطنان سوق دادند و در عرصه بینالمللی نیز کوشیدند چهرهای افراطی و جناحی از او بسازند، تا جایی که نام او را در کنار چهرههای تندرو و جنجالیای چون استیو بنن قرار دادند. این، نه خدمت بود و نه سیاستورزی، بلکه ضربهای آشکار به اعتبار ملی یک سرمایه سیاسی بود.
اکنون، پس از گذشت سه سال از آغاز آن هشدارها، نقاب از چهره بسیاری از این فریبکاران و کوتولههای سیاسی افتاده است. امروز مردم ایران و فعالان سیاسی اپوزیسیون بهتر از همیشه میتوانند چهره واقعی آنان را ببینند، کسانی که نه دغدغه ایران داشتند، نه درد مردم، و نه درکی از مسئولیت تاریخی این لحظه حساس. آنان تنها به منافع مادی خود اندیشیدند و در میانه بحرانیترین روزهای میهن، بر آتش اختلاف دمیدند.
و چه تلخ است که در این میان، بهای این بازیهای حقیر سیاسی را مردم ایران با جان خود پرداختند، هموطنانی که زیر بمباران، در آتش جنگ و بیپناهی در اعتراضات علیه رژیم جنایتکار اسلامی، جان باختند. تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد که در روزگار رنج ملت، چه کسانی به جای همبستگی، سوداگری سیاسی کردند.
امید آن دارم که شاهزاده رضا پهلوی نیز هرچه زودتر خود را از چنگال این بیوطنان و مشاوران مسموم رها سازد و به جایگاه طبیعی و تاریخی خویش بازگردد، جایگاهی در کنار همه نیروهای اصیل اپوزیسیون، در مسیر وحدت ملی، آشتی سیاسی و نجات ایران.
امروز بیش از هر زمان، ایران به صدایی فراگیر نیاز دارد، نه به حلقههای بسته و فرقههای انحصارطلب.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
تریبون آزاد
بهرام فرخی
👍2
هشدار :گوادلوپ دوم کلید خورده
مقدمه:
بحث درباره آینده سیاسی ایران، بدون رجوع به تجربههای تعیینکننده گذشته، عملاً ناقص است. آنچه در بزنگاههای تاریخی رخ داده، صرفاً روایت گذشته نیست، بلکه الگویی است که میتواند در شرایط جدید با اشکالی متفاوت تکرار شود.
اگر از پیش این فرض را بپذیریم که تجربه سال ۱۳۵۷ نه یک «تصادف سیاسی» بلکه محصول یک تصمیم آگاهانه در سطح قدرتهای غربی بوده، آنگاه بحث «گوادلوپ دوم» دیگر یک احتمال دور از ذهن نیست، بلکه یک الگوی تکرارشونده در مهندسی قدرت در ایران به نظر میرسد.
در کنفرانس گوادلوپ، کنار گذاشتن شاهنشاه فقید عملاً به معنای باز کردن مسیر برای نیرویی بود که بتواند خلأ قدرت را پر کند؛ نیرویی که در آن مقطع، روحالله خمینی بود. این انتخاب، فارغ از پیامدهای بعدیاش، نشان داد که برای غرب، «قابلیت جایگزینی» مهمتر از «مشروعیت ملی» است. همین منطق، اگر امروز هم مبنا قرار گیرد، بهطور طبیعی این پرسش را بهوجود میآورد که در سناریوی فعلی، اگر حمایت مؤثری از رضا پهلوی صورت نگیرد، چه گزینهای برای پر کردن این خلأ در نظر گرفته شده است؟
در این چارچوب، نقش #فرقه_رجوی (مجاهدین خلق) دیگر صرفاً یک گمانهزنی نیست، بلکه بهعنوان یک «گزینه آماده» قابل تحلیل است. این گروهک طی سالهای اخیر بهصورت هدفمند در حال بازسازی چهره خود در سطح بینالمللی بوده؛ از حضور مستمر در پارلمانهای اروپایی گرفته تا لابیگریهای گسترده در آمریکا. دعوت از مریم رجوی به برخی مجامع رسمی، دقیقاً در همین راستا قابل تفسیر است: ارائه یک آلترناتیو «کنترلپذیر» که بتواند در صورت نیاز، در معادلات آینده ایران بهکار گرفته شود.
اینکه چنین جریانی تا چه اندازه در داخل ایران پایگاه اجتماعی دارد، در این معادله چندان تعیینکننده نیست؛ چرا که تجربه نشان داده برای بازیگران خارجی، «کارکرد» بر «مقبولیت» تقدم دارد. به بیان صریحتر، اگر گزینهای بتواند حداقلی از ثبات و همسویی با منافع آنان را تضمین کند، فقدان پشتوانه مردمی مانع جدی محسوب نمیشود.
از سوی دیگر، محدودیتها و موانعی که در مسیر دیدهشدن و رسمیتیافتن جایگاه بینالمللی رضا پهلوی وجود دارد، بهسختی میتواند صرفاً یک امر تصادفی تلقی شود. وقتی یک چهره با ظرفیت بسیج اجتماعی، نتواند به همان میزان که رقبایش در ساختارهای رسمی غربی تریبون پیدا میکنند، حضور داشته باشد، این گزاره تقویت میشود که مسئله، صرفاً «شناخت» نیست، بلکه «ترجیح» است.
در مجموع، اگر این مؤلفهها را کنار هم قرار دهیم، تصویر نسبتاً روشنی شکل میگیرد: سناریوی «تحمیل آلترناتیو» نهتنها منتفی نیست، بلکه با توجه به نشانههای موجود، میتواند در قالبی مدرنتر در حال پیگیری باشد؛ سناریویی که در آن، #فرقه_رجوی بهعنوان یک ابزار جایگزین، آمادهسازی شده است.
نتیجه:
بر این اساس، مسئله صرفاً تحلیل گذشته یا حدس درباره آینده نیست، بلکه فهم یک الگوی تکرارشونده در سیاست بینالملل است؛ الگویی که در آن، ترجیحات قدرتهای خارجی میتواند بر چینش گزینهها و مسیر تحولات اثر تعیینکننده بگذارد حتی اگر آن گزینه از پشتوانه اجتماعی معناداری برخوردار نباشد. در چنین چارچوبی، سناریوی «تحمیل آلترناتیو» از جمله برجستهسازی #فرقه_رجوی قابل تصور است؛ نه بهعنوان بازتاب اراده عمومی، بلکه بهمثابه گزینهای کارکردی در معادلات بیرونی. پیامد این وضعیت آن است که وزندهی به بازیگران، بیش از آنکه از دل مقبولیت داخلی برآید، از محاسبات راهبردی خارج از کشور تغذیه میشود و همین، جهتگیری نهایی تحولات را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد.
✍️پگاه شیرازی
#اتاق_فکر_ایران
مقدمه:
بحث درباره آینده سیاسی ایران، بدون رجوع به تجربههای تعیینکننده گذشته، عملاً ناقص است. آنچه در بزنگاههای تاریخی رخ داده، صرفاً روایت گذشته نیست، بلکه الگویی است که میتواند در شرایط جدید با اشکالی متفاوت تکرار شود.
اگر از پیش این فرض را بپذیریم که تجربه سال ۱۳۵۷ نه یک «تصادف سیاسی» بلکه محصول یک تصمیم آگاهانه در سطح قدرتهای غربی بوده، آنگاه بحث «گوادلوپ دوم» دیگر یک احتمال دور از ذهن نیست، بلکه یک الگوی تکرارشونده در مهندسی قدرت در ایران به نظر میرسد.
در کنفرانس گوادلوپ، کنار گذاشتن شاهنشاه فقید عملاً به معنای باز کردن مسیر برای نیرویی بود که بتواند خلأ قدرت را پر کند؛ نیرویی که در آن مقطع، روحالله خمینی بود. این انتخاب، فارغ از پیامدهای بعدیاش، نشان داد که برای غرب، «قابلیت جایگزینی» مهمتر از «مشروعیت ملی» است. همین منطق، اگر امروز هم مبنا قرار گیرد، بهطور طبیعی این پرسش را بهوجود میآورد که در سناریوی فعلی، اگر حمایت مؤثری از رضا پهلوی صورت نگیرد، چه گزینهای برای پر کردن این خلأ در نظر گرفته شده است؟
در این چارچوب، نقش #فرقه_رجوی (مجاهدین خلق) دیگر صرفاً یک گمانهزنی نیست، بلکه بهعنوان یک «گزینه آماده» قابل تحلیل است. این گروهک طی سالهای اخیر بهصورت هدفمند در حال بازسازی چهره خود در سطح بینالمللی بوده؛ از حضور مستمر در پارلمانهای اروپایی گرفته تا لابیگریهای گسترده در آمریکا. دعوت از مریم رجوی به برخی مجامع رسمی، دقیقاً در همین راستا قابل تفسیر است: ارائه یک آلترناتیو «کنترلپذیر» که بتواند در صورت نیاز، در معادلات آینده ایران بهکار گرفته شود.
اینکه چنین جریانی تا چه اندازه در داخل ایران پایگاه اجتماعی دارد، در این معادله چندان تعیینکننده نیست؛ چرا که تجربه نشان داده برای بازیگران خارجی، «کارکرد» بر «مقبولیت» تقدم دارد. به بیان صریحتر، اگر گزینهای بتواند حداقلی از ثبات و همسویی با منافع آنان را تضمین کند، فقدان پشتوانه مردمی مانع جدی محسوب نمیشود.
از سوی دیگر، محدودیتها و موانعی که در مسیر دیدهشدن و رسمیتیافتن جایگاه بینالمللی رضا پهلوی وجود دارد، بهسختی میتواند صرفاً یک امر تصادفی تلقی شود. وقتی یک چهره با ظرفیت بسیج اجتماعی، نتواند به همان میزان که رقبایش در ساختارهای رسمی غربی تریبون پیدا میکنند، حضور داشته باشد، این گزاره تقویت میشود که مسئله، صرفاً «شناخت» نیست، بلکه «ترجیح» است.
در مجموع، اگر این مؤلفهها را کنار هم قرار دهیم، تصویر نسبتاً روشنی شکل میگیرد: سناریوی «تحمیل آلترناتیو» نهتنها منتفی نیست، بلکه با توجه به نشانههای موجود، میتواند در قالبی مدرنتر در حال پیگیری باشد؛ سناریویی که در آن، #فرقه_رجوی بهعنوان یک ابزار جایگزین، آمادهسازی شده است.
نتیجه:
بر این اساس، مسئله صرفاً تحلیل گذشته یا حدس درباره آینده نیست، بلکه فهم یک الگوی تکرارشونده در سیاست بینالملل است؛ الگویی که در آن، ترجیحات قدرتهای خارجی میتواند بر چینش گزینهها و مسیر تحولات اثر تعیینکننده بگذارد حتی اگر آن گزینه از پشتوانه اجتماعی معناداری برخوردار نباشد. در چنین چارچوبی، سناریوی «تحمیل آلترناتیو» از جمله برجستهسازی #فرقه_رجوی قابل تصور است؛ نه بهعنوان بازتاب اراده عمومی، بلکه بهمثابه گزینهای کارکردی در معادلات بیرونی. پیامد این وضعیت آن است که وزندهی به بازیگران، بیش از آنکه از دل مقبولیت داخلی برآید، از محاسبات راهبردی خارج از کشور تغذیه میشود و همین، جهتگیری نهایی تحولات را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد.
✍️پگاه شیرازی
#اتاق_فکر_ایران
👎1
👆👆👆👆نمونه بارزی که برای بسیاری از مردم مبهم ماند، نقش مهندس رضا قطبی، رئیس رادیو و تلویزیون ملی ایران، پسردایی شهبانو فرح پهلوی و پسرخاله شاپور بختیار است؛ کسی که خط فکری چپ داشت و دوران ریاست او بر رادیو و تلویزیون ملی ایران، دوران یکهتازی کمونیستها و چپهای اساساً مخالف شاه شده بود.
او، علیرغم خواست اعلیحضرت محمدرضا شاه مبنی بر نخستوزیری دکتر صدیقی—که معتقد به ماندن شاه در ایران و تداوم حضور ایشان برای حفظ انسجام ارتش و فرمانبرداری ژنرالها بود و همچنین ساواک را نقطه اتکای دولت خود برای مهار جریانهای چپ میدانست—بهیکباره با اجبار خود، اطرافیانش و نیز شخص نصیری، شاپور بختیار، پسرخالهاش را که از زمان ترور پسرعمویش تیمور بختیار کینهای دیرینه از شاه داشت، به شاه تحمیل کردند.
بختیار، برخلاف دکتر صدیقی، شروطی چون ترک کشور توسط شاه و انحلال ساواک را مطرح کرد و متأسفانه روند تحولات با انحلال ساواک شتاب گرفت؛ از جمله آزادی زندانیان سیاسی مانند طالقانی، مسعود رجوی، موسی خیابانی، اکبر هاشمی رفسنجانی، اکبر ناطق نوری و...
همچنین، بهیکباره ارتش از هم پاشید و بیطرفی آن، با خیانت افرادی نزدیک به او مانند تیمسار فردوست و قرهباغی، رقم خورد.
و نتیجه آن، ۵۰ سال تباهی و نابودی برای ملت ایران و خود ایران بود.
ملت هوشیار باشید؛ هرکس گفت اگر شاهزاده را قبول دارید باید تیم را هم بپذیرید، او را با قاطعیت متوجه اشتباه خود کنید؛ چرا که یا نمیداند، یا میداند و در مسیر خیانت و اجرای خواستههای بیگانگان و جمهوری اسلامی حرکت میکند.
او، علیرغم خواست اعلیحضرت محمدرضا شاه مبنی بر نخستوزیری دکتر صدیقی—که معتقد به ماندن شاه در ایران و تداوم حضور ایشان برای حفظ انسجام ارتش و فرمانبرداری ژنرالها بود و همچنین ساواک را نقطه اتکای دولت خود برای مهار جریانهای چپ میدانست—بهیکباره با اجبار خود، اطرافیانش و نیز شخص نصیری، شاپور بختیار، پسرخالهاش را که از زمان ترور پسرعمویش تیمور بختیار کینهای دیرینه از شاه داشت، به شاه تحمیل کردند.
بختیار، برخلاف دکتر صدیقی، شروطی چون ترک کشور توسط شاه و انحلال ساواک را مطرح کرد و متأسفانه روند تحولات با انحلال ساواک شتاب گرفت؛ از جمله آزادی زندانیان سیاسی مانند طالقانی، مسعود رجوی، موسی خیابانی، اکبر هاشمی رفسنجانی، اکبر ناطق نوری و...
همچنین، بهیکباره ارتش از هم پاشید و بیطرفی آن، با خیانت افرادی نزدیک به او مانند تیمسار فردوست و قرهباغی، رقم خورد.
و نتیجه آن، ۵۰ سال تباهی و نابودی برای ملت ایران و خود ایران بود.
ملت هوشیار باشید؛ هرکس گفت اگر شاهزاده را قبول دارید باید تیم را هم بپذیرید، او را با قاطعیت متوجه اشتباه خود کنید؛ چرا که یا نمیداند، یا میداند و در مسیر خیانت و اجرای خواستههای بیگانگان و جمهوری اسلامی حرکت میکند.
👌4👎1
الان مصلحت نیست که صدام خمینی را بکُشد!
جمله عکس سمت راستی جعفر شریف امامی فراماسون،نزدیک به شاهنشاه ولی در اصل دشمن و خائن به شاهنشاه آریامهر.!
عکس سمت چپ:امیر شریف امامی مدیر پروژه شکوفایی
آیا اینها باهم نسبتی دارند!!؟
#جاویدشاه
جمله عکس سمت راستی جعفر شریف امامی فراماسون،نزدیک به شاهنشاه ولی در اصل دشمن و خائن به شاهنشاه آریامهر.!
عکس سمت چپ:امیر شریف امامی مدیر پروژه شکوفایی
آیا اینها باهم نسبتی دارند!!؟
#جاویدشاه
👍1
در طول چند هفتهی اخیر، شاهد تحرکات تأملبرانگیزی در فضای مجازی بودهایم که قلب هویت تاریخی ایران را نشانه رفته است. اقدام یکی از تحلیلگران ارشد سازمان FDD ، که از قضا در پروژههای معطوف به آیندهی ایران، در زمرهی مشاوران قرار دارد ، در کنار رویکرد اخیر وزیر جنگ و رئیسجمهور ایالات متحده در بهکارگیری نامی مجعول برای «خلیج فارس» و «تنگه هرمز»، فراتر از یک لغزش کلامی، زنگ خطری برای تمامیت معنوی این سرزمین است.
تاریخ به یاد دارد که ایزدمنشان ایرانزمین، بهویژه #محمدرضا_شاه_پهلوی ، در مواجهه با خبرنگاران و دیپلماتهای غربی، کمترین تسامحی را در قبال تحریف نام خلیج فارس برنمیتافتند. ایشان بدون ملاحظات سیاسی دستوپاگیر، با صلابتی تمامعیار، هرگونه دستاندازی به بنمایههای تاریخی ایران را با شدیدترین هشدارها پاسخ میدادند.
امروز نیز، در ادامهی همان میثاق ملی، #رضاشاه_دوم_پهلوی همواره بر اصل خدشهناپذیر «تمامیت ارضی ایران» بهعنوان خط قرمز بنیادین خویش تأکید ورزیدهاند.
حال سوال از دوستداران و مدعیان وطن پرستی اینجاست:
چگونه میتوان مدعی دلسوزی برای فردای ایران بود، اما در برابر مصادرهی شناسنامهی دریایی این مرز و بوم به نام اشخاص، سکوت پیشه کرد؟
چشمپوشی و سکوت در قبال این دستاندازیهای وقیحانه، تنها یک بیتفاوتی ساده نیست؛ بلکه آمیزهای از خیانت به مام میهن، نادیده گرفتن میراث پادشاهان پهلوی و پایمال کردن خون پاک جوانانی است که برای حفظ هر وجب از این خاک، جان نثار کردهاند. صیانت از نام «خلیج همیشه فارس»، آزمونی برای سنجش عیارِ میهنپرستی مدعیان است.
#پاينده_ایران_جاویدشاه
#KingRezaPahlaviForIran
تاریخ به یاد دارد که ایزدمنشان ایرانزمین، بهویژه #محمدرضا_شاه_پهلوی ، در مواجهه با خبرنگاران و دیپلماتهای غربی، کمترین تسامحی را در قبال تحریف نام خلیج فارس برنمیتافتند. ایشان بدون ملاحظات سیاسی دستوپاگیر، با صلابتی تمامعیار، هرگونه دستاندازی به بنمایههای تاریخی ایران را با شدیدترین هشدارها پاسخ میدادند.
امروز نیز، در ادامهی همان میثاق ملی، #رضاشاه_دوم_پهلوی همواره بر اصل خدشهناپذیر «تمامیت ارضی ایران» بهعنوان خط قرمز بنیادین خویش تأکید ورزیدهاند.
حال سوال از دوستداران و مدعیان وطن پرستی اینجاست:
چگونه میتوان مدعی دلسوزی برای فردای ایران بود، اما در برابر مصادرهی شناسنامهی دریایی این مرز و بوم به نام اشخاص، سکوت پیشه کرد؟
چشمپوشی و سکوت در قبال این دستاندازیهای وقیحانه، تنها یک بیتفاوتی ساده نیست؛ بلکه آمیزهای از خیانت به مام میهن، نادیده گرفتن میراث پادشاهان پهلوی و پایمال کردن خون پاک جوانانی است که برای حفظ هر وجب از این خاک، جان نثار کردهاند. صیانت از نام «خلیج همیشه فارس»، آزمونی برای سنجش عیارِ میهنپرستی مدعیان است.
#پاينده_ایران_جاویدشاه
#KingRezaPahlaviForIran
❤2
نام قاسمینژاد در وبسایت اف دی دی حذف شده و اکانت تنها شاغل عضو خانواده آیتالله لوگوی این نهاد نیز ندارد.
#بچههای_آیتالله هیچ نگرانی درباره از دست دادن شغل و ابهام در پیشنهادهای جدید ندارند، چون مزدور همیشه مزدوری میکند و به وظیفهاش پایبند است.
#جاویدشاه
#پاينده_ایران
#بچههای_آیتالله هیچ نگرانی درباره از دست دادن شغل و ابهام در پیشنهادهای جدید ندارند، چون مزدور همیشه مزدوری میکند و به وظیفهاش پایبند است.
#جاویدشاه
#پاينده_ایران
👍1
جاویدنام سعید هاشمیان
متولد ۴ آبان ۱۳۶۴
کشتهشده در ۱۸ دی ۱۴۰۴
بر اساس اطلاعات دریافتی از نزدیکان ایشان، سعید هاشمیان در تاریخ ۱۸ دیماه در تهران، محدوده نارمک (هفتحوض)، هدف شلیک گلوله قرار گرفت. او بلافاصله به بیمارستان منتقل شد و خانواده در حالی که منتظر پایان عمل جراحی بودند، پس از حدود سه ساعت با خبر فوت او مواجه شدند.
اما پس از تحویل پیکر، مشخص شد که علاوه بر اصابت گلوله، آثار ضربات چاقو نیز بر بدن او وجود داشته است؛ بنا بر این اطلاعات، این ضربات چاقو پس از انتقال به بیمارستان و در زمان بستری شدن او وارد شدهاند.
جاویدنام سعید هاشمیان دارای یک دختر ۴ ساله است. نزدیکان او اعلام کردهاند که تا مدتها به دلیل فشارها و تهدیدها، از انتشار نام و جزئیات این پرونده خودداری کرده بودند. با این حال، با وجود ادامه این فشارها، تصمیم گرفتهاند سکوت را بشکنند و اطلاعات مربوط به این قتل را منتشر کنند.
به گفته منبع مطلع، به دلیل نگرانی از شنود و مسائل امنیتی، امکان گفتوگوی کامل فراهم نبوده و اطلاعات تنها در همین حد منتقل شده است. با این حال، منبع خبر از بستگان نزدیک خانواده بوده و صحت این روایت تأیید شده است.
متولد ۴ آبان ۱۳۶۴
کشتهشده در ۱۸ دی ۱۴۰۴
بر اساس اطلاعات دریافتی از نزدیکان ایشان، سعید هاشمیان در تاریخ ۱۸ دیماه در تهران، محدوده نارمک (هفتحوض)، هدف شلیک گلوله قرار گرفت. او بلافاصله به بیمارستان منتقل شد و خانواده در حالی که منتظر پایان عمل جراحی بودند، پس از حدود سه ساعت با خبر فوت او مواجه شدند.
اما پس از تحویل پیکر، مشخص شد که علاوه بر اصابت گلوله، آثار ضربات چاقو نیز بر بدن او وجود داشته است؛ بنا بر این اطلاعات، این ضربات چاقو پس از انتقال به بیمارستان و در زمان بستری شدن او وارد شدهاند.
جاویدنام سعید هاشمیان دارای یک دختر ۴ ساله است. نزدیکان او اعلام کردهاند که تا مدتها به دلیل فشارها و تهدیدها، از انتشار نام و جزئیات این پرونده خودداری کرده بودند. با این حال، با وجود ادامه این فشارها، تصمیم گرفتهاند سکوت را بشکنند و اطلاعات مربوط به این قتل را منتشر کنند.
به گفته منبع مطلع، به دلیل نگرانی از شنود و مسائل امنیتی، امکان گفتوگوی کامل فراهم نبوده و اطلاعات تنها در همین حد منتقل شده است. با این حال، منبع خبر از بستگان نزدیک خانواده بوده و صحت این روایت تأیید شده است.
.
ایران طی حدود سه هفته با کمبود ظرفیت ذخیرهسازی مواجه خواهد شد. در صورت تداوم محاصره، کاهش تولید اجتنابناپذیر است و بیش از یک ماه توقف تولید میتواند آسیب بلندمدت به مخازن نفتی وارد کند و امکان احیای میادین قدیمی قطعی نخواهد بود
#ایندیپندنت_فارسی
در حالی که جمهوری اسلامی با اعمال فشار بر تنگه هرمز عرضه جهانی انرژی را محدود میکند، صنعت نفت ایران نیز با اقدام آمریکا به محاصره دریایی ایران با تهدید فزایندهای مواجه است.
به گزارش اسوشیتدپرس، کارشناسان میگویند با نبود امکان صادرات نفت تولیدی و کاهش فضای ذخیرهسازی در داخل، جمهوری اسلامی ممکن است ناچار شود تولید برخی چاههای نفت ایران را بهشدت کاهش دهد یا حتی متوقف کند، روندی که ممکن است ظرف دو هفته آغاز شود.
این وضعیت احتمالا به اندازهای که دونالد ترامپ توصیف کرده بود بحرانی نیست؛ او گفته بود خطوط لوله ممکن است ظرف چند روز منفجر شوند. اما پس از توقف، تولید نفت از چاههای قدیمی بهسادگی از سر گرفته نخواهد شد و این موضوع میتواند تولید نفت ایران را در آینده تضعیف کند. تحلیلگران میگویند جمهوری اسلامی احتمالا از هماکنون برای جلوگیری از توقف کامل، تولید را کاهش داده است.
فشارها در حالی افزایش پیدا میکند که وزارت خزانهداری آمریکا تحریمها علیه محمولههای نفتی ایران در دریا را تشدید کرده است. ارتش آمریکا نیز دستکم دو نفتکش در آسیا را که گفته میشود حامل نفت ایران بودهاند، توقیف کرده است.
با محدود شدن تجارت نفت، ورود ارز خارجی به اقتصاد ایران که در اثر هفتهها جنگ، ماهها ناآرامی و دههها تحریم آسیب دیده، کاهش پیدا کرده است. در عین حال، کاهش تعداد نفتکشها باعث تشدید آثار اختلال در تنگه هرمز شده و به کمبود سوخت جت و افزایش قیمت بنزین در سطح جهان منجر شده است.
#ایندیپندنت_فارسی
برای دسترسی به کل مقاله، به لینک 🔗 در روایتگر (story) مراجعه کنید.
ایران طی حدود سه هفته با کمبود ظرفیت ذخیرهسازی مواجه خواهد شد. در صورت تداوم محاصره، کاهش تولید اجتنابناپذیر است و بیش از یک ماه توقف تولید میتواند آسیب بلندمدت به مخازن نفتی وارد کند و امکان احیای میادین قدیمی قطعی نخواهد بود
#ایندیپندنت_فارسی
در حالی که جمهوری اسلامی با اعمال فشار بر تنگه هرمز عرضه جهانی انرژی را محدود میکند، صنعت نفت ایران نیز با اقدام آمریکا به محاصره دریایی ایران با تهدید فزایندهای مواجه است.
به گزارش اسوشیتدپرس، کارشناسان میگویند با نبود امکان صادرات نفت تولیدی و کاهش فضای ذخیرهسازی در داخل، جمهوری اسلامی ممکن است ناچار شود تولید برخی چاههای نفت ایران را بهشدت کاهش دهد یا حتی متوقف کند، روندی که ممکن است ظرف دو هفته آغاز شود.
این وضعیت احتمالا به اندازهای که دونالد ترامپ توصیف کرده بود بحرانی نیست؛ او گفته بود خطوط لوله ممکن است ظرف چند روز منفجر شوند. اما پس از توقف، تولید نفت از چاههای قدیمی بهسادگی از سر گرفته نخواهد شد و این موضوع میتواند تولید نفت ایران را در آینده تضعیف کند. تحلیلگران میگویند جمهوری اسلامی احتمالا از هماکنون برای جلوگیری از توقف کامل، تولید را کاهش داده است.
فشارها در حالی افزایش پیدا میکند که وزارت خزانهداری آمریکا تحریمها علیه محمولههای نفتی ایران در دریا را تشدید کرده است. ارتش آمریکا نیز دستکم دو نفتکش در آسیا را که گفته میشود حامل نفت ایران بودهاند، توقیف کرده است.
با محدود شدن تجارت نفت، ورود ارز خارجی به اقتصاد ایران که در اثر هفتهها جنگ، ماهها ناآرامی و دههها تحریم آسیب دیده، کاهش پیدا کرده است. در عین حال، کاهش تعداد نفتکشها باعث تشدید آثار اختلال در تنگه هرمز شده و به کمبود سوخت جت و افزایش قیمت بنزین در سطح جهان منجر شده است.
#ایندیپندنت_فارسی
برای دسترسی به کل مقاله، به لینک 🔗 در روایتگر (story) مراجعه کنید.
Forwarded from عکس نگار
«خلیج فارس به ایرانمان گره خورده است»
یادداشتی از #دکتر_اصغر_دادبه
▪️امروز، دهم اردیبهشتماه، روز ملی خلیج فارس است؛ خلیجی که همیشه به صفت ایرانی یا فارسی موصوف بوده و موصوف خواهد بود و با مضافٌالیه فارس معنا مییافته است و معنا خواهد یافت.
خلیج فارس پارهای جداییناپذیر از تن میهن ما، ایران است و میهندوستی فضیلتی است که نهتنها از منظر ملی ستوده است که از منظر دینی، و به گفتۀ استاد سخن، سعدی، بر طبق یک «حدیث صحیح» ــ که نزد فریقین (شیعه و سنی) استوارترین نوع حدیث محسوب میشود ــ بخشی یا جزئی از ایمان به شمارآمده است و ستایشِ آن در حکم ستایشِ ایمان است: «حبّ الوطن من الایمان»(۱)
جزیرۀ بوموسو = بوم سبز یا ابوموسی
چند سال پیش (اردیبهشت سال ۱۳۹۲) بههمراه دوست فاضل و شاعر خوشسخن، #حسن_قریبی ، نیز با تنی چند از فرهنگیان هرمزگان، که آفت نسیان نامهای عزیزشان را از خاطرم برده است، به جزیرۀ ابوموسی رفتیم، برای یک سخنرانی به مناسبت افتتاح کتابخانۀ شعبۀ دانشگاه پیام نور در آن جزیره. نخستین چیزی که نظرم را جلب کرد نام جزیره بود؛ ابوموسی! پهنۀ گستردۀ ایران بزرگ را به یاد آوردم و این نام را غریب یافتم. به جستوجو برخاستم. بدین نتیجه رسیدم که نام جزیره، طبق اسناد و نقشههای تاریخی، «بوموو» (BoumOuw)، یعنی «جای آب» بوده است. همچنین با نام «بوم سوز» یا «بوموسو» (BoumSou)، یعنی «بوم سبز» یا «سرزمین سرسبز» (جزء اول، «بوم» است و جزء آخر «سو»، صورتی است از «سوز» به معنی «سبز»)(۲). با گذشت زمان و با حضور عربها در میان ایرانیان آن منطقه، بخش اول «بوم»، یعنی «بو»، به «ابو»، و بخش دوم، یعنی «موسو» به «موسی» تبدیل شده است.
دومین روز اقامتمان، دهمین روز اردیبهشت بود؛ روز ملی خلیج فارس. مراسمی برپا شد. بخشی از آن مراسم چشمگیر و تکاندهنده بود: جوانان دانشجو و دانشآموز، بههمراه دیگر حاضران، در فضایی در اطراف دریای پارس، دست در دست هم، حلقه زده و سینهها سپر ساخته بودند تا به زبان حال فریاد برآورند که گرداگرد ایران حلقه میزنیم، در برابر دشمن سینه سپر میکنیم و با همۀ وجود به دفاع از آب و خاک و ارزشهای خود برمیخیزیم.
ما هم به این جمع پیوستیم و این حرکت نمادین در من، که شاعر هم نیستم، اما با شعر زندگی میکنم، بداهتاً تأثیری ژرف بر جای نهاد. احساس کردم که شوری در من پدید آمده است؛ شوری که فرمان میدهد: بگو، بسرای!
به یاد دارم که این بیت در ذهنم شکلگرفت:
به حکم حبّ وطن هرکجای این بر و بوم
چو پیکریست که با جانمان گره خوردهست
خوشبختانه، چنانکه گفتم، شاعری خوشسخن و توانا در کنارم بود، مدد کرد و این است حاصل آن روز فراموشناشدنی:
خلیج فارس به ایرانمان گره خوردهست
به سرزمین نیاکانمان گره خوردهست
به حکم «حُبّ وطن» هرکجای این بر و بوم
چو پیکریست که با جانمان گره خوردهست
به گونهای که نهاد و نژاد فردوسی
به خاک پاک خراسانمان گره خوردهست
خلیج فارس، خلیج حماسه و غیرت
که با غرور جوانانمان گره خوردهست
بگو به تخمۀ ضحاک شانه خالی کن
درفش کاوه به ایمانمان گره خوردهست
«هزار دشمنش ار میکنند قصد هلاک»
هزار دست به دستانمان گره خوردهست
یادداشتها:
۱) در باب حدیث «حبّ الوطن من الایمان» بنگرید به: تاریخ الاسلام، محمد بن احمد ذهبی، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتب العربی، ج ۴۰، ص ۵۹؛
امل الآمل، حر ریاحی، تحقیق سید احمد الحسینی، بغداد، مکتبة الاندلس [بیتا]، قسم الاول، ص ۱۱.
۲) برای آگاهی بیشتر در باب نام اصلی و ایرانی جزیرۀ ابوموسی، بنگرید به: اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان، محمد عجم، تهران، انتشارات تهران، ۱۳۸۸.
#خلیج_همیشگی_فارس
#سازمان_مشروطه_ایران
@mashrootehorg
یادداشتی از #دکتر_اصغر_دادبه
▪️امروز، دهم اردیبهشتماه، روز ملی خلیج فارس است؛ خلیجی که همیشه به صفت ایرانی یا فارسی موصوف بوده و موصوف خواهد بود و با مضافٌالیه فارس معنا مییافته است و معنا خواهد یافت.
خلیج فارس پارهای جداییناپذیر از تن میهن ما، ایران است و میهندوستی فضیلتی است که نهتنها از منظر ملی ستوده است که از منظر دینی، و به گفتۀ استاد سخن، سعدی، بر طبق یک «حدیث صحیح» ــ که نزد فریقین (شیعه و سنی) استوارترین نوع حدیث محسوب میشود ــ بخشی یا جزئی از ایمان به شمارآمده است و ستایشِ آن در حکم ستایشِ ایمان است: «حبّ الوطن من الایمان»(۱)
جزیرۀ بوموسو = بوم سبز یا ابوموسی
چند سال پیش (اردیبهشت سال ۱۳۹۲) بههمراه دوست فاضل و شاعر خوشسخن، #حسن_قریبی ، نیز با تنی چند از فرهنگیان هرمزگان، که آفت نسیان نامهای عزیزشان را از خاطرم برده است، به جزیرۀ ابوموسی رفتیم، برای یک سخنرانی به مناسبت افتتاح کتابخانۀ شعبۀ دانشگاه پیام نور در آن جزیره. نخستین چیزی که نظرم را جلب کرد نام جزیره بود؛ ابوموسی! پهنۀ گستردۀ ایران بزرگ را به یاد آوردم و این نام را غریب یافتم. به جستوجو برخاستم. بدین نتیجه رسیدم که نام جزیره، طبق اسناد و نقشههای تاریخی، «بوموو» (BoumOuw)، یعنی «جای آب» بوده است. همچنین با نام «بوم سوز» یا «بوموسو» (BoumSou)، یعنی «بوم سبز» یا «سرزمین سرسبز» (جزء اول، «بوم» است و جزء آخر «سو»، صورتی است از «سوز» به معنی «سبز»)(۲). با گذشت زمان و با حضور عربها در میان ایرانیان آن منطقه، بخش اول «بوم»، یعنی «بو»، به «ابو»، و بخش دوم، یعنی «موسو» به «موسی» تبدیل شده است.
دومین روز اقامتمان، دهمین روز اردیبهشت بود؛ روز ملی خلیج فارس. مراسمی برپا شد. بخشی از آن مراسم چشمگیر و تکاندهنده بود: جوانان دانشجو و دانشآموز، بههمراه دیگر حاضران، در فضایی در اطراف دریای پارس، دست در دست هم، حلقه زده و سینهها سپر ساخته بودند تا به زبان حال فریاد برآورند که گرداگرد ایران حلقه میزنیم، در برابر دشمن سینه سپر میکنیم و با همۀ وجود به دفاع از آب و خاک و ارزشهای خود برمیخیزیم.
ما هم به این جمع پیوستیم و این حرکت نمادین در من، که شاعر هم نیستم، اما با شعر زندگی میکنم، بداهتاً تأثیری ژرف بر جای نهاد. احساس کردم که شوری در من پدید آمده است؛ شوری که فرمان میدهد: بگو، بسرای!
به یاد دارم که این بیت در ذهنم شکلگرفت:
به حکم حبّ وطن هرکجای این بر و بوم
چو پیکریست که با جانمان گره خوردهست
خوشبختانه، چنانکه گفتم، شاعری خوشسخن و توانا در کنارم بود، مدد کرد و این است حاصل آن روز فراموشناشدنی:
خلیج فارس به ایرانمان گره خوردهست
به سرزمین نیاکانمان گره خوردهست
به حکم «حُبّ وطن» هرکجای این بر و بوم
چو پیکریست که با جانمان گره خوردهست
به گونهای که نهاد و نژاد فردوسی
به خاک پاک خراسانمان گره خوردهست
خلیج فارس، خلیج حماسه و غیرت
که با غرور جوانانمان گره خوردهست
بگو به تخمۀ ضحاک شانه خالی کن
درفش کاوه به ایمانمان گره خوردهست
«هزار دشمنش ار میکنند قصد هلاک»
هزار دست به دستانمان گره خوردهست
یادداشتها:
۱) در باب حدیث «حبّ الوطن من الایمان» بنگرید به: تاریخ الاسلام، محمد بن احمد ذهبی، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتب العربی، ج ۴۰، ص ۵۹؛
امل الآمل، حر ریاحی، تحقیق سید احمد الحسینی، بغداد، مکتبة الاندلس [بیتا]، قسم الاول، ص ۱۱.
۲) برای آگاهی بیشتر در باب نام اصلی و ایرانی جزیرۀ ابوموسی، بنگرید به: اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان، محمد عجم، تهران، انتشارات تهران، ۱۳۸۸.
#خلیج_همیشگی_فارس
#سازمان_مشروطه_ایران
@mashrootehorg
حذف فیزیکی حسام علاءالدین، فرزند مالک پاساژ علاءالدین، صرفاً به موضوع استارلینک مرتبط نبوده است. دلیل اصلی، آغاز اعتراضاتی با شعار «جاوید شاه» از پاساژ علاءالدین در ۷ دیماه ۱۴۰۴، حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح بوده است. پس از آن، کسبه بازار چارسو نیز با حضور در خیابان جمهوری به این تجمع پیوستند و شعارهایی مانند «جاوید شاه» و «رضاشاه، روحت شاد» سر داده شد.
❤1
در ادامهی ماجرای حسام علاءالدین، گزارشهای غیررسمی حاکی از آن است که برادر بزرگترش، حمید علاءالدین (فرزند حاج رضا)، که هدف گلوله قرار گرفته بود، به مکانی نامعلوم منتقل شده و از سرنوشت او اطلاعی در دست نیست.
رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی چنان از فریاد #جاویدشاه از مبدأ پاساژ حاج رضا علاءالدین دچار شوک و نقطهعطفی سهمگین، غیرقابلباور و کابوسوار شده است که امروز در تلاش برای پاک کردن آثار این کابوس وحشتناک است؛ اما نمیداند این کابوس پایانناپذیر است و بهزودی، با خواست و اراده ملت، طومار آنها پیچیده خواهد شد و پادشاهی مشروطه پهلوی، علیرغم تمامی موانع و دسیسههایی که امروز شاهد آن هستیم، برقرار خواهد شد.
#جاويدشاه_تنهارمزپیروزی
رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی چنان از فریاد #جاویدشاه از مبدأ پاساژ حاج رضا علاءالدین دچار شوک و نقطهعطفی سهمگین، غیرقابلباور و کابوسوار شده است که امروز در تلاش برای پاک کردن آثار این کابوس وحشتناک است؛ اما نمیداند این کابوس پایانناپذیر است و بهزودی، با خواست و اراده ملت، طومار آنها پیچیده خواهد شد و پادشاهی مشروطه پهلوی، علیرغم تمامی موانع و دسیسههایی که امروز شاهد آن هستیم، برقرار خواهد شد.
#جاويدشاه_تنهارمزپیروزی