قسم حضرت عباس یا دم خروس؟
چرا برای حذف قانون اساسی مشروطه پافشاری میکنید؟ چرا در سکوت خبری دفترچه رو به «سند گذار» ارتقا دادید و پادشاهی مشروطه رو حذف کردید؟ اینهمه تناقض، ریاکاری، حذف و تلاش برای اعتبارزدایی از شاه با «کمپین تشکر» پاک نمیشه #جاويدشاه pic.x.com/beLWPyt0BK
چرا برای حذف قانون اساسی مشروطه پافشاری میکنید؟ چرا در سکوت خبری دفترچه رو به «سند گذار» ارتقا دادید و پادشاهی مشروطه رو حذف کردید؟ اینهمه تناقض، ریاکاری، حذف و تلاش برای اعتبارزدایی از شاه با «کمپین تشکر» پاک نمیشه #جاويدشاه pic.x.com/beLWPyt0BK
👌1
برای وطن پرستی و وطن دوستی انقدر تهمت زدن شنیدن زیادیست .
با گروهی دست پرورده اصلاح طلبان روبه رو هستیم که درس های کثیف خود را خوب اموختند .
اگر این امکان وجود داشت که تمام عزیزانمان که برای پادشاهی جان خود را از دست دادند دوباره زنده شوند بر نشانه اعتراض به این روند و این تیم و این دفترچه لب بگشایند باز با هزاران دوز و کلک، تیم و نوچه هایشان به آنها هم برچسب زده و آنها را متهم به توهین به پادشاه میکردند .
متاسفانه چیزی که ما با آن روبرو هستیم بیشرفی تمام است .
واقعیت این است که پادشاهیخواه قانون اساسی درست بر پایه دولت -ملت وجایگاهی در شأن یک پادشاه برای ایشان میخواهد همین و بس .
#بازگشت_به_قانون_اساسی_مشروطه
#بازگشت_پادشاهی_پهلوی
با گروهی دست پرورده اصلاح طلبان روبه رو هستیم که درس های کثیف خود را خوب اموختند .
اگر این امکان وجود داشت که تمام عزیزانمان که برای پادشاهی جان خود را از دست دادند دوباره زنده شوند بر نشانه اعتراض به این روند و این تیم و این دفترچه لب بگشایند باز با هزاران دوز و کلک، تیم و نوچه هایشان به آنها هم برچسب زده و آنها را متهم به توهین به پادشاه میکردند .
متاسفانه چیزی که ما با آن روبرو هستیم بیشرفی تمام است .
واقعیت این است که پادشاهیخواه قانون اساسی درست بر پایه دولت -ملت وجایگاهی در شأن یک پادشاه برای ایشان میخواهد همین و بس .
#بازگشت_به_قانون_اساسی_مشروطه
#بازگشت_پادشاهی_پهلوی
Forwarded from سازمان مشروطه ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام #منوچهر_بختیاری پدر جاویدنام پویا بختیاری از زندان هرمزگان
-ما از حاکمیت مردم دفاع میکنیم؛ برپایه حاکمیت قانون اساسی مشروطه. قانونی که نیاکان و اجداد ما چون سردار اسعد بختیاریها تا پای جان خود ایستادند، اما شما همان قانونی را که سوگند خوردید نادیده گرفتید و خود را پدر نامیدید.
-هر صدای منتقدی را با برچسب نفوذی خاموش کردید؛ نمیشود از مردم حرف زد اما مردم را نادیده گرفت؛ این ادامه روند سرکوب جمهوری اسلامیست! متاسفانه شما فقط صدای اطرافیانتان را می شنوید کسانیکه به دنبال سهم خواهی و فرصت طلبی هستند و اهدافشان را در قالب دفترچه گذار با استفاده از نام و جایگاه شما به مردم تحمیل میکنند در صورتیکه کوچکترین هزینه ای برای آزادی ایران پرداخت نکردهاند.
-برای آزادی نمیشود روی بیگانه حساب باز کرد؛ بیگانهای که یک روز تمدن این مردم را تهدید به نابودی میکند و روز دیگر با قاتلان همان مردم پشت میز مذاکره مینشیند. ما برای آزادی، نمیتوانیم روی بیگانه حساب کنیم، ما فقط روی خودمان حساب میکنیم.
#سازمان_مشروطه_ایران
-ما از حاکمیت مردم دفاع میکنیم؛ برپایه حاکمیت قانون اساسی مشروطه. قانونی که نیاکان و اجداد ما چون سردار اسعد بختیاریها تا پای جان خود ایستادند، اما شما همان قانونی را که سوگند خوردید نادیده گرفتید و خود را پدر نامیدید.
-هر صدای منتقدی را با برچسب نفوذی خاموش کردید؛ نمیشود از مردم حرف زد اما مردم را نادیده گرفت؛ این ادامه روند سرکوب جمهوری اسلامیست! متاسفانه شما فقط صدای اطرافیانتان را می شنوید کسانیکه به دنبال سهم خواهی و فرصت طلبی هستند و اهدافشان را در قالب دفترچه گذار با استفاده از نام و جایگاه شما به مردم تحمیل میکنند در صورتیکه کوچکترین هزینه ای برای آزادی ایران پرداخت نکردهاند.
-برای آزادی نمیشود روی بیگانه حساب باز کرد؛ بیگانهای که یک روز تمدن این مردم را تهدید به نابودی میکند و روز دیگر با قاتلان همان مردم پشت میز مذاکره مینشیند. ما برای آزادی، نمیتوانیم روی بیگانه حساب کنیم، ما فقط روی خودمان حساب میکنیم.
#سازمان_مشروطه_ایران
پشت لفاظیهای شیک حقوقی در #دفترچههای_گذار، بوی کهنهی تفکرات ضدملی به مشام میرسد. بررسی تبارشناسی تدوینکنندگان این اسناد نشان میدهد که اکثریت آنها متعلق به نحلههایی هستند که یا در فاجعهی ۵۷ دست داشتهاند و یا بقای سیاسی خود را در تضعیف دولت متمرکز ملی میبینند. جریانات متمایل به چپ رادیکال و گروههای قومی، در یک ائتلاف نانوشته، نهاد #پادشاهی_مشروطه را هدف گرفتهاند.
بهزاد آذرنیا
بهزاد آذرنیا
❤1
رشته توئیت:
مهندسی انحلال؛ چه کسانی پشت پردهی حذف #مشروطه هستند؟ 🕵️♂️
رد پای نویسندگان #دفترچههای_گذار به اتاقفکرهایی میرسد که حیاتشان در گروی یک ایران ضعیف و فدرال است. این متنها نه توسط حقوقدانان ملی، بلکه با قلم جریانات چپ جهانی و #بچههای_آیتالله نوشته شده تا پادشاهی را پیش از استقرار، مومیایی کنند. با من همراه باشید تا ذینفعان این بیعت جعلی را بشناسیم. 👇
۱. اگر به اسامی پشت این طرحها (مانند شورای مدیریت گذار) نگاه کنید، با ترکیبی از چپهای سابق و اصلاحطلبان نادم روبرو میشوید. اینها همان جریانی هستند که در ۵۷ ایران را به بنبست کشاندند و امروز با واژهی #پادشاهی_پارلمانی، به دنبال ایجاد همان خلأ قدرتی هستند که خمینی از آن استفاده کرد.
۲. رد پای جریانات قومگرا و طرفداران فدرالیسم ملیتی در این دفترچهها کاملاً مشهود است. حذف اقتدار پادشاه بر ارتش تصادفی نیست؛ این جریانات میخواهند ارتش را به یک نهاد تشریفاتی تبدیل کنند تا در روز مبادا، مانعی برای اعلام خودمختاری و تکهتکه کردن جغرافیای ایران وجود نداشته باشد.
۳. برخی از این دفترچهها با حمایت مالی و سیاسی محافلی در خارج از کشور تدوین شده که از یک ایران مقتدر ملی هراس دارند. برای آنها، یک پادشاه سمبلیک که قدرت دفاع از منافع ملی را ندارد، بهترین گزینه است؛ شاهی که فقط برای نمایش باشد، در حالی که ثروتهای ملی توسط احزاب دستنشانده حراج میشود.
۴. جریانات خاصی که سالهاست علیه تمامیت ارضی ایران فعالیت میکنند، حالا در قالب نخبگان حقوقی ظاهر شدهاند. آنها میدانند که نمیتوانند مستقیماً با پادشاهی مخالفت کنند، پس با پالایش حقوقی و حذف اختیارات مشروطه، سعی در انحلال نرم این نهاد دارند. این یک انتقام تاریخی از پیروزیهای پهلوی است.
۵. این جریانات میخواهند ما را در برابر عمل انجام شده قرار دهند. آنها با تولید انبوه محتوا به زبانهای خارجی، سعی دارند به جامعه جهانی القا کنند که اپوزیسیون واقعی خواهان یک شاه بیاختیار است. بیداری ملی یعنی فهمیدن این نکته که هر متنی که ارتش را از شاه جدا کند، نویسندهاش دشمن تمامیت خاک ایران است.
با از توتیتر بهزاد آذرنیا
مهندسی انحلال؛ چه کسانی پشت پردهی حذف #مشروطه هستند؟ 🕵️♂️
رد پای نویسندگان #دفترچههای_گذار به اتاقفکرهایی میرسد که حیاتشان در گروی یک ایران ضعیف و فدرال است. این متنها نه توسط حقوقدانان ملی، بلکه با قلم جریانات چپ جهانی و #بچههای_آیتالله نوشته شده تا پادشاهی را پیش از استقرار، مومیایی کنند. با من همراه باشید تا ذینفعان این بیعت جعلی را بشناسیم. 👇
۱. اگر به اسامی پشت این طرحها (مانند شورای مدیریت گذار) نگاه کنید، با ترکیبی از چپهای سابق و اصلاحطلبان نادم روبرو میشوید. اینها همان جریانی هستند که در ۵۷ ایران را به بنبست کشاندند و امروز با واژهی #پادشاهی_پارلمانی، به دنبال ایجاد همان خلأ قدرتی هستند که خمینی از آن استفاده کرد.
۲. رد پای جریانات قومگرا و طرفداران فدرالیسم ملیتی در این دفترچهها کاملاً مشهود است. حذف اقتدار پادشاه بر ارتش تصادفی نیست؛ این جریانات میخواهند ارتش را به یک نهاد تشریفاتی تبدیل کنند تا در روز مبادا، مانعی برای اعلام خودمختاری و تکهتکه کردن جغرافیای ایران وجود نداشته باشد.
۳. برخی از این دفترچهها با حمایت مالی و سیاسی محافلی در خارج از کشور تدوین شده که از یک ایران مقتدر ملی هراس دارند. برای آنها، یک پادشاه سمبلیک که قدرت دفاع از منافع ملی را ندارد، بهترین گزینه است؛ شاهی که فقط برای نمایش باشد، در حالی که ثروتهای ملی توسط احزاب دستنشانده حراج میشود.
۴. جریانات خاصی که سالهاست علیه تمامیت ارضی ایران فعالیت میکنند، حالا در قالب نخبگان حقوقی ظاهر شدهاند. آنها میدانند که نمیتوانند مستقیماً با پادشاهی مخالفت کنند، پس با پالایش حقوقی و حذف اختیارات مشروطه، سعی در انحلال نرم این نهاد دارند. این یک انتقام تاریخی از پیروزیهای پهلوی است.
۵. این جریانات میخواهند ما را در برابر عمل انجام شده قرار دهند. آنها با تولید انبوه محتوا به زبانهای خارجی، سعی دارند به جامعه جهانی القا کنند که اپوزیسیون واقعی خواهان یک شاه بیاختیار است. بیداری ملی یعنی فهمیدن این نکته که هر متنی که ارتش را از شاه جدا کند، نویسندهاش دشمن تمامیت خاک ایران است.
با از توتیتر بهزاد آذرنیا
صدای بی صدایان باشیم‼️
هم وطنان جان در خطر
آرمان نوری
محمدرضا حسینایی
آرتین سالاری
فواد نیک پی
مرتضی ابراهیمی
دوستانِ جان قبل از اینکه بخوایم پست تسلیت بذاریم صداشون باشیم
#جان_در_خطر
هم وطنان جان در خطر
آرمان نوری
محمدرضا حسینایی
آرتین سالاری
فواد نیک پی
مرتضی ابراهیمی
دوستانِ جان قبل از اینکه بخوایم پست تسلیت بذاریم صداشون باشیم
#جان_در_خطر
روح خامنه ایی در اعضای تیم تقسیم شده.
هر اعضای تیم دفترچه خامنه ایی دیگریست.اون فرزند شیطان هم هیچ نقدی رو نمیپذیرفت هر کی نقد میکرد هم از نظرش دشمن بود و مزدور .
#بازگشت_به_قانون_اساسی_مشروطه
هر اعضای تیم دفترچه خامنه ایی دیگریست.اون فرزند شیطان هم هیچ نقدی رو نمیپذیرفت هر کی نقد میکرد هم از نظرش دشمن بود و مزدور .
#بازگشت_به_قانون_اساسی_مشروطه
👌1
Forwarded from Chanteh Podcast
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1405 - Wednesday, 29 April 2026
پس از سه سال هشدار:نقاب از چهره کوتوله های سیاسی افتاده.
28.04.2026 - 20:06
بهرام فرخی
از سه سال پیش، زمانی که
بسیاری هنوز فریب ظاهر آراسته و شعارهای پرطمطراق این باند وابسته به جریان تحکیم وحدت را خورده بودند، من با شناختی عمیق از ماهیت و کارنامه آنان، بارها در مقالاتم در کیهان لندن هشدار دادم که حضور این حلقه فرصتطلب در کنار شاهزاده رضا پهلوی، نه به سود ایشان است و نه به سود آینده ایران. تأکید کردم که اگر قرار است شاهزاده بتواند رسالت تاریخی خود را بهعنوان نماد پادشاهی مشروطه و پدر معنوی همه ایرانیان، فارغ از جناح، عقیده، قومیت و سلیقه سیاسی، ایفا کند، نخستین گام، فاصله گرفتن از چنین عناصر تفرقهافکن و فاقد پایگاه مردمی است.
متأسفانه این باند فریبکار، در این سالها هر آنچه توانستند برای تعمیق شکاف در میان مخالفان جمهوری اسلامی به کار بستند. آنان به جای ایجاد همگرایی، بذر دشمنی پاشیدند، به جای ساختن پل میان نیروهای اپوزیسیون، دیوارهای بیاعتمادی را بلندتر کردند. بدتر آنکه شاهزادهای با منش دموکراتیک را به سمت جبههبندی علیه بخشی از هموطنان سوق دادند و در عرصه بینالمللی نیز کوشیدند چهرهای افراطی و جناحی از او بسازند، تا جایی که نام او را در کنار چهرههای تندرو و جنجالیای چون استیو بنن قرار دادند. این، نه خدمت بود و نه سیاستورزی، بلکه ضربهای آشکار به اعتبار ملی یک سرمایه سیاسی بود.
اکنون، پس از گذشت سه سال از آغاز آن هشدارها، نقاب از چهره بسیاری از این فریبکاران و کوتولههای سیاسی افتاده است. امروز مردم ایران و فعالان سیاسی اپوزیسیون بهتر از همیشه میتوانند چهره واقعی آنان را ببینند، کسانی که نه دغدغه ایران داشتند، نه درد مردم، و نه درکی از مسئولیت تاریخی این لحظه حساس. آنان تنها به منافع مادی خود اندیشیدند و در میانه بحرانیترین روزهای میهن، بر آتش اختلاف دمیدند.
و چه تلخ است که در این میان، بهای این بازیهای حقیر سیاسی را مردم ایران با جان خود پرداختند، هموطنانی که زیر بمباران، در آتش جنگ و بیپناهی در اعتراضات علیه رژیم جنایتکار اسلامی، جان باختند. تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد که در روزگار رنج ملت، چه کسانی به جای همبستگی، سوداگری سیاسی کردند.
امید آن دارم که شاهزاده رضا پهلوی نیز هرچه زودتر خود را از چنگال این بیوطنان و مشاوران مسموم رها سازد و به جایگاه طبیعی و تاریخی خویش بازگردد، جایگاهی در کنار همه نیروهای اصیل اپوزیسیون، در مسیر وحدت ملی، آشتی سیاسی و نجات ایران.
امروز بیش از هر زمان، ایران به صدایی فراگیر نیاز دارد، نه به حلقههای بسته و فرقههای انحصارطلب.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
تریبون آزاد
بهرام فرخی
پس از سه سال هشدار:نقاب از چهره کوتوله های سیاسی افتاده.
28.04.2026 - 20:06
بهرام فرخی
از سه سال پیش، زمانی که
بسیاری هنوز فریب ظاهر آراسته و شعارهای پرطمطراق این باند وابسته به جریان تحکیم وحدت را خورده بودند، من با شناختی عمیق از ماهیت و کارنامه آنان، بارها در مقالاتم در کیهان لندن هشدار دادم که حضور این حلقه فرصتطلب در کنار شاهزاده رضا پهلوی، نه به سود ایشان است و نه به سود آینده ایران. تأکید کردم که اگر قرار است شاهزاده بتواند رسالت تاریخی خود را بهعنوان نماد پادشاهی مشروطه و پدر معنوی همه ایرانیان، فارغ از جناح، عقیده، قومیت و سلیقه سیاسی، ایفا کند، نخستین گام، فاصله گرفتن از چنین عناصر تفرقهافکن و فاقد پایگاه مردمی است.
متأسفانه این باند فریبکار، در این سالها هر آنچه توانستند برای تعمیق شکاف در میان مخالفان جمهوری اسلامی به کار بستند. آنان به جای ایجاد همگرایی، بذر دشمنی پاشیدند، به جای ساختن پل میان نیروهای اپوزیسیون، دیوارهای بیاعتمادی را بلندتر کردند. بدتر آنکه شاهزادهای با منش دموکراتیک را به سمت جبههبندی علیه بخشی از هموطنان سوق دادند و در عرصه بینالمللی نیز کوشیدند چهرهای افراطی و جناحی از او بسازند، تا جایی که نام او را در کنار چهرههای تندرو و جنجالیای چون استیو بنن قرار دادند. این، نه خدمت بود و نه سیاستورزی، بلکه ضربهای آشکار به اعتبار ملی یک سرمایه سیاسی بود.
اکنون، پس از گذشت سه سال از آغاز آن هشدارها، نقاب از چهره بسیاری از این فریبکاران و کوتولههای سیاسی افتاده است. امروز مردم ایران و فعالان سیاسی اپوزیسیون بهتر از همیشه میتوانند چهره واقعی آنان را ببینند، کسانی که نه دغدغه ایران داشتند، نه درد مردم، و نه درکی از مسئولیت تاریخی این لحظه حساس. آنان تنها به منافع مادی خود اندیشیدند و در میانه بحرانیترین روزهای میهن، بر آتش اختلاف دمیدند.
و چه تلخ است که در این میان، بهای این بازیهای حقیر سیاسی را مردم ایران با جان خود پرداختند، هموطنانی که زیر بمباران، در آتش جنگ و بیپناهی در اعتراضات علیه رژیم جنایتکار اسلامی، جان باختند. تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد که در روزگار رنج ملت، چه کسانی به جای همبستگی، سوداگری سیاسی کردند.
امید آن دارم که شاهزاده رضا پهلوی نیز هرچه زودتر خود را از چنگال این بیوطنان و مشاوران مسموم رها سازد و به جایگاه طبیعی و تاریخی خویش بازگردد، جایگاهی در کنار همه نیروهای اصیل اپوزیسیون، در مسیر وحدت ملی، آشتی سیاسی و نجات ایران.
امروز بیش از هر زمان، ایران به صدایی فراگیر نیاز دارد، نه به حلقههای بسته و فرقههای انحصارطلب.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
تریبون آزاد
بهرام فرخی
👍2
هشدار :گوادلوپ دوم کلید خورده
مقدمه:
بحث درباره آینده سیاسی ایران، بدون رجوع به تجربههای تعیینکننده گذشته، عملاً ناقص است. آنچه در بزنگاههای تاریخی رخ داده، صرفاً روایت گذشته نیست، بلکه الگویی است که میتواند در شرایط جدید با اشکالی متفاوت تکرار شود.
اگر از پیش این فرض را بپذیریم که تجربه سال ۱۳۵۷ نه یک «تصادف سیاسی» بلکه محصول یک تصمیم آگاهانه در سطح قدرتهای غربی بوده، آنگاه بحث «گوادلوپ دوم» دیگر یک احتمال دور از ذهن نیست، بلکه یک الگوی تکرارشونده در مهندسی قدرت در ایران به نظر میرسد.
در کنفرانس گوادلوپ، کنار گذاشتن شاهنشاه فقید عملاً به معنای باز کردن مسیر برای نیرویی بود که بتواند خلأ قدرت را پر کند؛ نیرویی که در آن مقطع، روحالله خمینی بود. این انتخاب، فارغ از پیامدهای بعدیاش، نشان داد که برای غرب، «قابلیت جایگزینی» مهمتر از «مشروعیت ملی» است. همین منطق، اگر امروز هم مبنا قرار گیرد، بهطور طبیعی این پرسش را بهوجود میآورد که در سناریوی فعلی، اگر حمایت مؤثری از رضا پهلوی صورت نگیرد، چه گزینهای برای پر کردن این خلأ در نظر گرفته شده است؟
در این چارچوب، نقش #فرقه_رجوی (مجاهدین خلق) دیگر صرفاً یک گمانهزنی نیست، بلکه بهعنوان یک «گزینه آماده» قابل تحلیل است. این گروهک طی سالهای اخیر بهصورت هدفمند در حال بازسازی چهره خود در سطح بینالمللی بوده؛ از حضور مستمر در پارلمانهای اروپایی گرفته تا لابیگریهای گسترده در آمریکا. دعوت از مریم رجوی به برخی مجامع رسمی، دقیقاً در همین راستا قابل تفسیر است: ارائه یک آلترناتیو «کنترلپذیر» که بتواند در صورت نیاز، در معادلات آینده ایران بهکار گرفته شود.
اینکه چنین جریانی تا چه اندازه در داخل ایران پایگاه اجتماعی دارد، در این معادله چندان تعیینکننده نیست؛ چرا که تجربه نشان داده برای بازیگران خارجی، «کارکرد» بر «مقبولیت» تقدم دارد. به بیان صریحتر، اگر گزینهای بتواند حداقلی از ثبات و همسویی با منافع آنان را تضمین کند، فقدان پشتوانه مردمی مانع جدی محسوب نمیشود.
از سوی دیگر، محدودیتها و موانعی که در مسیر دیدهشدن و رسمیتیافتن جایگاه بینالمللی رضا پهلوی وجود دارد، بهسختی میتواند صرفاً یک امر تصادفی تلقی شود. وقتی یک چهره با ظرفیت بسیج اجتماعی، نتواند به همان میزان که رقبایش در ساختارهای رسمی غربی تریبون پیدا میکنند، حضور داشته باشد، این گزاره تقویت میشود که مسئله، صرفاً «شناخت» نیست، بلکه «ترجیح» است.
در مجموع، اگر این مؤلفهها را کنار هم قرار دهیم، تصویر نسبتاً روشنی شکل میگیرد: سناریوی «تحمیل آلترناتیو» نهتنها منتفی نیست، بلکه با توجه به نشانههای موجود، میتواند در قالبی مدرنتر در حال پیگیری باشد؛ سناریویی که در آن، #فرقه_رجوی بهعنوان یک ابزار جایگزین، آمادهسازی شده است.
نتیجه:
بر این اساس، مسئله صرفاً تحلیل گذشته یا حدس درباره آینده نیست، بلکه فهم یک الگوی تکرارشونده در سیاست بینالملل است؛ الگویی که در آن، ترجیحات قدرتهای خارجی میتواند بر چینش گزینهها و مسیر تحولات اثر تعیینکننده بگذارد حتی اگر آن گزینه از پشتوانه اجتماعی معناداری برخوردار نباشد. در چنین چارچوبی، سناریوی «تحمیل آلترناتیو» از جمله برجستهسازی #فرقه_رجوی قابل تصور است؛ نه بهعنوان بازتاب اراده عمومی، بلکه بهمثابه گزینهای کارکردی در معادلات بیرونی. پیامد این وضعیت آن است که وزندهی به بازیگران، بیش از آنکه از دل مقبولیت داخلی برآید، از محاسبات راهبردی خارج از کشور تغذیه میشود و همین، جهتگیری نهایی تحولات را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد.
✍️پگاه شیرازی
#اتاق_فکر_ایران
مقدمه:
بحث درباره آینده سیاسی ایران، بدون رجوع به تجربههای تعیینکننده گذشته، عملاً ناقص است. آنچه در بزنگاههای تاریخی رخ داده، صرفاً روایت گذشته نیست، بلکه الگویی است که میتواند در شرایط جدید با اشکالی متفاوت تکرار شود.
اگر از پیش این فرض را بپذیریم که تجربه سال ۱۳۵۷ نه یک «تصادف سیاسی» بلکه محصول یک تصمیم آگاهانه در سطح قدرتهای غربی بوده، آنگاه بحث «گوادلوپ دوم» دیگر یک احتمال دور از ذهن نیست، بلکه یک الگوی تکرارشونده در مهندسی قدرت در ایران به نظر میرسد.
در کنفرانس گوادلوپ، کنار گذاشتن شاهنشاه فقید عملاً به معنای باز کردن مسیر برای نیرویی بود که بتواند خلأ قدرت را پر کند؛ نیرویی که در آن مقطع، روحالله خمینی بود. این انتخاب، فارغ از پیامدهای بعدیاش، نشان داد که برای غرب، «قابلیت جایگزینی» مهمتر از «مشروعیت ملی» است. همین منطق، اگر امروز هم مبنا قرار گیرد، بهطور طبیعی این پرسش را بهوجود میآورد که در سناریوی فعلی، اگر حمایت مؤثری از رضا پهلوی صورت نگیرد، چه گزینهای برای پر کردن این خلأ در نظر گرفته شده است؟
در این چارچوب، نقش #فرقه_رجوی (مجاهدین خلق) دیگر صرفاً یک گمانهزنی نیست، بلکه بهعنوان یک «گزینه آماده» قابل تحلیل است. این گروهک طی سالهای اخیر بهصورت هدفمند در حال بازسازی چهره خود در سطح بینالمللی بوده؛ از حضور مستمر در پارلمانهای اروپایی گرفته تا لابیگریهای گسترده در آمریکا. دعوت از مریم رجوی به برخی مجامع رسمی، دقیقاً در همین راستا قابل تفسیر است: ارائه یک آلترناتیو «کنترلپذیر» که بتواند در صورت نیاز، در معادلات آینده ایران بهکار گرفته شود.
اینکه چنین جریانی تا چه اندازه در داخل ایران پایگاه اجتماعی دارد، در این معادله چندان تعیینکننده نیست؛ چرا که تجربه نشان داده برای بازیگران خارجی، «کارکرد» بر «مقبولیت» تقدم دارد. به بیان صریحتر، اگر گزینهای بتواند حداقلی از ثبات و همسویی با منافع آنان را تضمین کند، فقدان پشتوانه مردمی مانع جدی محسوب نمیشود.
از سوی دیگر، محدودیتها و موانعی که در مسیر دیدهشدن و رسمیتیافتن جایگاه بینالمللی رضا پهلوی وجود دارد، بهسختی میتواند صرفاً یک امر تصادفی تلقی شود. وقتی یک چهره با ظرفیت بسیج اجتماعی، نتواند به همان میزان که رقبایش در ساختارهای رسمی غربی تریبون پیدا میکنند، حضور داشته باشد، این گزاره تقویت میشود که مسئله، صرفاً «شناخت» نیست، بلکه «ترجیح» است.
در مجموع، اگر این مؤلفهها را کنار هم قرار دهیم، تصویر نسبتاً روشنی شکل میگیرد: سناریوی «تحمیل آلترناتیو» نهتنها منتفی نیست، بلکه با توجه به نشانههای موجود، میتواند در قالبی مدرنتر در حال پیگیری باشد؛ سناریویی که در آن، #فرقه_رجوی بهعنوان یک ابزار جایگزین، آمادهسازی شده است.
نتیجه:
بر این اساس، مسئله صرفاً تحلیل گذشته یا حدس درباره آینده نیست، بلکه فهم یک الگوی تکرارشونده در سیاست بینالملل است؛ الگویی که در آن، ترجیحات قدرتهای خارجی میتواند بر چینش گزینهها و مسیر تحولات اثر تعیینکننده بگذارد حتی اگر آن گزینه از پشتوانه اجتماعی معناداری برخوردار نباشد. در چنین چارچوبی، سناریوی «تحمیل آلترناتیو» از جمله برجستهسازی #فرقه_رجوی قابل تصور است؛ نه بهعنوان بازتاب اراده عمومی، بلکه بهمثابه گزینهای کارکردی در معادلات بیرونی. پیامد این وضعیت آن است که وزندهی به بازیگران، بیش از آنکه از دل مقبولیت داخلی برآید، از محاسبات راهبردی خارج از کشور تغذیه میشود و همین، جهتگیری نهایی تحولات را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد.
✍️پگاه شیرازی
#اتاق_فکر_ایران
👎1