خانم شمیم مافی در فرودگاه بینالمللی لسآنجلس به اتهام قاچاق اسلحه به نمایندگی از رژیم جمهوری اسلامی دستگیر شد.
🔴 غزاله قدوسیان اسمش رو عوض کرده به غزل بارانی. تورنتو مراسم ختم خامنه ای
اسم شوهرش محسن فشارکی
اسم شوهرش محسن فشارکی
❤1
Forwarded from غزال مدیریان
🔴 سرنوشت استارلینکهای فاندی و قاچاق در بازار سیاه‼️
بخوانید 🔻
بخوانید 🔻
Forwarded from غزال مدیریان
غزال مدیریان
🔴 سرنوشت استارلینکهای فاندی و قاچاق در بازار سیاه‼️ بخوانید 🔻
🔴 سرنوشت استارلینکهای فاندی و قاچاق در بازار سیاه‼️
ارسال استارلینک به ایران در انحصار شبکه فاندی در کالیفرنیا بوده.
مسیری که بهجای کمک به مردم، به تقویت مافیای قاچاق در کردستان عراق و شکلگیری یک بازار سیاه نجومی در ایران منجر شد.
پیشتر مفصلاً به مهدی یحیینژاد پرداختهام؛ یکی از قدیمیترین بازیگران پروژه اینترنت آزاد که سالها برای دور زدن سانسور و ارسال استارلینک از دولت آمریکا فاند دریافت کرده است.
📍در این پست، به احمد احمدیان نجفآبادی میپردازم؛ یکی از بازیگران اصلی این پروژه و بازوی ارتباطی با شبکههای قاچاق در کشورهای همسایه ایران.
🔶احمد احمدیان، برادر امین احمدیان (همسر بهاره هدایت)، پس از وقایع ۸۸ از ایران خارج شد و در ۲۰۱۲ به آمریکا رسید.
ارتباط و همکاری او با یحیینژاد به همان سالها بازمیگردد. احمدیان بلافاصله پس از ورود به آمریکا از طریق یحیینژاد وارد پروژههای فاندی شد و به یکی از افراد کلیدی در NetFreedom Pioneers تبدیل شد و از این مسیر حدود ۴۵۰ هزار دلار دریافت کرده است.
او همچنین در ساختار «اتحاد برای ایران» (U4I)، یک سازمان فاندی به مدیریت فیروزه محمودی، نقش فعالی داشته و از همین شبکه مسیر فعالیت خود را در آمریکا تثبیت کرده است.
احمدیان در سال ۲۰۲۳ سازمان Holistic Resilience را در کالیفرنیا ثبت کرد؛ سازمانی که طبق اسناد تا ۲۰۲۴ فاندهای قابل توجهی برای خرید استارلینک و ایجاد مسیرهای لجستیکی دریافت کرده است.
🔶کردستان عراق ایستگاه قاچاق
نقطه تاریک پروژه مسیر انتقال از طریق کردستان است.
احمدیان و یحیی نژاد بهجای اینکه چرخه معیوبِ شکلگیری بازار سیاه را شناسایی و متوقف کنند و به فانددهندگان هشدار دهند که ارسال مخفیانه استارلینک به اینترنت آزاد منجر نمیشود، شبکه قاچاق استارلینک را تقویت کردند.
احمدیان رسما تایید کرده که با شبکههای حرفهای قاچاق در اقلیم کردستان همکاری دارد.
دستگاهها ابتدا در اربیل و سلیمانیه تخلیه میشوند، سپس در انبارهای واسطهای نگهداری شده و از آنجا توسط دلالان محلی از مسیرهای مرزی به داخل ایران منتقل میشوند، مسیرهایی مثل بانه، مریوان و پیرانشهر.
توزیع نهایی از طریق «خردهفروشان زیرزمینی» انجام میشود، مدلی که خود احمدیان نیز به آن اشاره کرده است. در این مرحله عملاً کنترل و ردیابی تجهیزات از بین میرود و پروژه وارد چرخه بازار سیاه میشود.
🔶بازار سیاه با سرمایه فاندی
قیمتهای نجومی: دستگاههایی که قرار بود رایگان و بهعنوان ابزار آزادیبخش توزیع شوند، امروز در بازارهای زیرزمینی با قیمت ۱۰۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار فروخته میشوند.
سهم دلالان از مالیات آمریکا: تجهیزاتی که با بودجه دولتی خریداری شدند، حالا توسط واسطههای متصل به این شبکه با قیمتهای نجومی فروخته میشوند.
چه کسی توان خرید این دستگاهها را دارد؟
معترضان دیماه ۱۴۰۴؟
واضح است که این تجهیزات عمدتاً به دست همان قشری میرسد که به رانت و سیمکارتهای خاص دسترسی دارند.
پکیج کامل مدارم در تلگرام:
https://t.me/Reasondoubt/3252
ارسال استارلینک به ایران در انحصار شبکه فاندی در کالیفرنیا بوده.
مسیری که بهجای کمک به مردم، به تقویت مافیای قاچاق در کردستان عراق و شکلگیری یک بازار سیاه نجومی در ایران منجر شد.
پیشتر مفصلاً به مهدی یحیینژاد پرداختهام؛ یکی از قدیمیترین بازیگران پروژه اینترنت آزاد که سالها برای دور زدن سانسور و ارسال استارلینک از دولت آمریکا فاند دریافت کرده است.
📍در این پست، به احمد احمدیان نجفآبادی میپردازم؛ یکی از بازیگران اصلی این پروژه و بازوی ارتباطی با شبکههای قاچاق در کشورهای همسایه ایران.
🔶احمد احمدیان، برادر امین احمدیان (همسر بهاره هدایت)، پس از وقایع ۸۸ از ایران خارج شد و در ۲۰۱۲ به آمریکا رسید.
ارتباط و همکاری او با یحیینژاد به همان سالها بازمیگردد. احمدیان بلافاصله پس از ورود به آمریکا از طریق یحیینژاد وارد پروژههای فاندی شد و به یکی از افراد کلیدی در NetFreedom Pioneers تبدیل شد و از این مسیر حدود ۴۵۰ هزار دلار دریافت کرده است.
او همچنین در ساختار «اتحاد برای ایران» (U4I)، یک سازمان فاندی به مدیریت فیروزه محمودی، نقش فعالی داشته و از همین شبکه مسیر فعالیت خود را در آمریکا تثبیت کرده است.
احمدیان در سال ۲۰۲۳ سازمان Holistic Resilience را در کالیفرنیا ثبت کرد؛ سازمانی که طبق اسناد تا ۲۰۲۴ فاندهای قابل توجهی برای خرید استارلینک و ایجاد مسیرهای لجستیکی دریافت کرده است.
🔶کردستان عراق ایستگاه قاچاق
نقطه تاریک پروژه مسیر انتقال از طریق کردستان است.
احمدیان و یحیی نژاد بهجای اینکه چرخه معیوبِ شکلگیری بازار سیاه را شناسایی و متوقف کنند و به فانددهندگان هشدار دهند که ارسال مخفیانه استارلینک به اینترنت آزاد منجر نمیشود، شبکه قاچاق استارلینک را تقویت کردند.
احمدیان رسما تایید کرده که با شبکههای حرفهای قاچاق در اقلیم کردستان همکاری دارد.
دستگاهها ابتدا در اربیل و سلیمانیه تخلیه میشوند، سپس در انبارهای واسطهای نگهداری شده و از آنجا توسط دلالان محلی از مسیرهای مرزی به داخل ایران منتقل میشوند، مسیرهایی مثل بانه، مریوان و پیرانشهر.
توزیع نهایی از طریق «خردهفروشان زیرزمینی» انجام میشود، مدلی که خود احمدیان نیز به آن اشاره کرده است. در این مرحله عملاً کنترل و ردیابی تجهیزات از بین میرود و پروژه وارد چرخه بازار سیاه میشود.
🔶بازار سیاه با سرمایه فاندی
قیمتهای نجومی: دستگاههایی که قرار بود رایگان و بهعنوان ابزار آزادیبخش توزیع شوند، امروز در بازارهای زیرزمینی با قیمت ۱۰۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار فروخته میشوند.
سهم دلالان از مالیات آمریکا: تجهیزاتی که با بودجه دولتی خریداری شدند، حالا توسط واسطههای متصل به این شبکه با قیمتهای نجومی فروخته میشوند.
چه کسی توان خرید این دستگاهها را دارد؟
معترضان دیماه ۱۴۰۴؟
واضح است که این تجهیزات عمدتاً به دست همان قشری میرسد که به رانت و سیمکارتهای خاص دسترسی دارند.
پکیج کامل مدارم در تلگرام:
https://t.me/Reasondoubt/3252
Telegram
غزال مدیریان
اول اردیبهشت روز سعدی گرامی.
به گمانم سعدی را در دو ساحت جدا باید کاوید: نخست اینکه شعر سعدی علیرغم همه توان و امکان بی نظیری که در ادب پارسی آفریده است را باید آغاز گسست شعر پارسی از جریان اصلی اندیشه ایرانشهری دانست که از فردوسی آغاز شده بود. خرد (از مهمترین عناصر اندیشه ایرانشهری) که با شعر فردوسی وارد ادب پارسی شده بود و همانجا هم به اوج قله بالندگی رسیده بوده، چند سده بعد آخرین ظهور و تداوم در ادب و شعر پارسی را با حافظ تجربه کرد.
شعر سعدی از این جهت که فاقد عناصر اصلی اندیشه ایرانشهری در ادب پارسی بوده است را باید سرآغاز چنان گسستی دانست که بعداً در شعر مولانا عمق و وسعت یافت.
نکته بدیع آنست که عناصر جهانی یا یونیورسال اما در شعر سعدی حضوری پررنگ دارند. از این جهت است که سعدی را میتوان شاعر ایرانی اما در طراز جهانی دانست.
ساحت دیگر که میتوان سعدی را در آن کاوید گلستان اوست که بخشهای بسیاری از آن به سنت سیاستنامه نویسی ایرانی نزدیک میشود. در این وجهِ نوشتههای سعدی است که عناصر اندیشه سیاسی یا شیوه اندیشیدن سیاسیِ ایران را میتوان در آن پر رنگ دید. به این ترتیب سعدی که با شعرش از جریان اصلی اندیشه ایرانی در ادب پارسی فاصله میگیرد (جهانی میشود) با گلستانش به اندیشه سیاسی و سیاست ورزی ایرانی نزدیک میشود و اینگونه دوباره به ایران باز میگردد.
اما خارج از این که گفته شد:
افصح المتکلمین و استاد سخن شیخ اجل را در هیچ جای جهان نمیتوان همانندی برایش یافت آنچنان که ملکالشعرایمان گفته است که:
سعدیا چون تو کجا نادره گفتاری هست؟
یا چو شیرین سخنت نخل شکرباری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟
هیچم ار نیست تمنای توام باری هست.
به گمانم سعدی را در دو ساحت جدا باید کاوید: نخست اینکه شعر سعدی علیرغم همه توان و امکان بی نظیری که در ادب پارسی آفریده است را باید آغاز گسست شعر پارسی از جریان اصلی اندیشه ایرانشهری دانست که از فردوسی آغاز شده بود. خرد (از مهمترین عناصر اندیشه ایرانشهری) که با شعر فردوسی وارد ادب پارسی شده بود و همانجا هم به اوج قله بالندگی رسیده بوده، چند سده بعد آخرین ظهور و تداوم در ادب و شعر پارسی را با حافظ تجربه کرد.
شعر سعدی از این جهت که فاقد عناصر اصلی اندیشه ایرانشهری در ادب پارسی بوده است را باید سرآغاز چنان گسستی دانست که بعداً در شعر مولانا عمق و وسعت یافت.
نکته بدیع آنست که عناصر جهانی یا یونیورسال اما در شعر سعدی حضوری پررنگ دارند. از این جهت است که سعدی را میتوان شاعر ایرانی اما در طراز جهانی دانست.
ساحت دیگر که میتوان سعدی را در آن کاوید گلستان اوست که بخشهای بسیاری از آن به سنت سیاستنامه نویسی ایرانی نزدیک میشود. در این وجهِ نوشتههای سعدی است که عناصر اندیشه سیاسی یا شیوه اندیشیدن سیاسیِ ایران را میتوان در آن پر رنگ دید. به این ترتیب سعدی که با شعرش از جریان اصلی اندیشه ایرانی در ادب پارسی فاصله میگیرد (جهانی میشود) با گلستانش به اندیشه سیاسی و سیاست ورزی ایرانی نزدیک میشود و اینگونه دوباره به ایران باز میگردد.
اما خارج از این که گفته شد:
افصح المتکلمین و استاد سخن شیخ اجل را در هیچ جای جهان نمیتوان همانندی برایش یافت آنچنان که ملکالشعرایمان گفته است که:
سعدیا چون تو کجا نادره گفتاری هست؟
یا چو شیرین سخنت نخل شکرباری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟
هیچم ار نیست تمنای توام باری هست.
❤2
«موسسه FDD و پروژه تجزیه ایران»
بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) صرفاً یک اندیشکده نیست، بلکه هسته مرکزی پروژهای برای «تجزیه ایران» است که تحت پوشش تغییر رژیم فعالیت میکند. ریشههای این دستور کار به سند «گسست کامل» (A Clean Break) در سال ۱۹۹۶ بازمیگردد؛ راهبردی که توسط ریچارد پرل، داگلاس فیث و دیوید وورمسر برای بنیامین نتانیاهو تدوین شد و خواستار بازسازی خاورمیانه از طریق مداخلات نظامی متوالی در عراق، سوریه و در نهایت ایران بود. معماران این دکترین، که زلمی خلیلزاد هم جزو آنان بود و مدیریت خلاء قدرت در افغانستان و عراق را بر عهده داشت، در کنار مهرههایی چون جان هانا (مشاور امنیت ملی دیک چنی) و روئل مارک گرشت (افسر سابق سیا)، زیرساخت نهادی FDD را برای هدف قرار دادن ایران بنا کردند. الگوی این شبکهی معروف به «حلقه دیک چِنی»، در عراق، سوریه، افغانستان و لیبی یکسان بوده است: ضربه به کشور، توخالی کردن مرکزیت قدرت و ایجاد زونهای مستقل که کشور را به یک دولت ورشکسته تبدیل میکند.
در این طرح، «مدل یوگسلاوی» به عنوان نقشه راه عملیاتی استفاده میشود؛ یعنی بازتعریف یک کشور به عنوان ساختاری مصنوعی از ملیتهای تحت ستم و تبدیل مطالبات مشروع به ابزاری برای تجزیه. این مکانیسم از طریق پروژه «تکهتکه سازی قومی» برندا شفر عضو ارشد FDD توضیحداده شده. او در مقاله خود با عنوان «ایران چیزی بیش از پرشیا است»، ایران را ساختاری مصنوعی توصیف میکند که بر روی اقلیتهای تحت ستم حکومت میکند. در نشستهای رسمی FDD هم گزارش شده سخنرانان صراحتاً مسیر حرکت از فدرالیسم به کنفدرالیسم و سپس «استقلال کامل» برای آذربایجانیها، کردها، عربها و بلوچها را ترسیم میکنند. تضاد منافع شفر که به عنوان مشاور شرکت نفت دولتی آذربایجان (SOCAR) و دولت اسرائیل فعالیت کرده و استقبال او از بمباران شهر تبریز نشان از ماهیت پروژه FDD دارد.
اسناد مالی هم نشاندهنده یک چرخه نفوذ خطرناک است: دالک فیث در حالی بودجه FDD را تأمین میکرد که پسرش، داگلاس فیث، مسئول واحد «دفتر طرحهای ویژه» در پنتاگون برای جعل اطلاعات جنگ عراق بود. همچنین گزارشهای آسوشیتدپرس و ایمیلهای افشا شده نشان میدهند که جورج نادر، مشاور محمد بن زاید مبلغ ۲.۷ میلیون دلار را از طریق یک شرکت صوری کانادایی برای تأمین مالی کنفرانسهای FDD و مؤسسه هادسن منتقل کرده است تا سیاستهای منطقهای علیه ایران را هماهنگ کنند. ایمیل.های اقشا شده جان هانا و مارک دوبوویتز نیز نشان میدهد آنها در چندین نوبت جلسات برنامهریزیشدهای با خود ولیعهد امارات، محمد بن زاید، و سایر مقامات امارات داشتهاند. دستور کار این نشستها، که نشاندهنده هماهنگی مستقیم است، چند صفحه و متمرکز بر سیاست ایران بود.
در این میان، سازمان «نوفدی» نقش ویترین ایرانی-آمریکایی پروژه را ایفا میکند. سعید قاسمینژاد به عنوان پل ارتباطی، همزمان عضو تیم ایران در FDD و شورای مشورتی نوفدی است. طرح «شکوفایی ایران» در نوفدی، مدیریت دوران گذار را از طریق واگذاری قدرت به «نمایندگان قومی و نهادهای منطقهای» پیشنهاد میدهد که همان واژگان عملیاتی برای فدرالیزاسیون و نابودی حاکمیت ملی است.
این شبکه از طریق مؤسسه هادسن و سازمان UNPO، کنفرانسهایی با حضور نمایندگان گروههای تجزیهطلب برگزار میکند تا پروژه «موزاییک ایرانی» را در پارلمانهای غربی مشروعیت ببخشند. هدفگذاری جغرافیایی این فعالیتها تصادفی نیست؛ آنها دقیقاً بر روی زیرساختهای نفتی در خوزستان، دسترسی دریایی به تنگه هرمز در بلوچستان و مرزهای شمال غربی ایران متمرکز شدهاند.
ادعاهای FDD درباره احترام به «تمامیت ارضی ایران» صرفاً یک پوشش حقوقی است که با هر سند عملیاتی، هر کنفرانس و هر دلار دریافتی آنها نقض میشود. این پروژه نه برای تفییر رژیم و آزادی ایرانیان بلکه برای پروژهای برای پیشبرد آجندای تجزیه ایران و کوچکسازی کشورهای خاورمیانه است.
#Iran
#IranWar
بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) صرفاً یک اندیشکده نیست، بلکه هسته مرکزی پروژهای برای «تجزیه ایران» است که تحت پوشش تغییر رژیم فعالیت میکند. ریشههای این دستور کار به سند «گسست کامل» (A Clean Break) در سال ۱۹۹۶ بازمیگردد؛ راهبردی که توسط ریچارد پرل، داگلاس فیث و دیوید وورمسر برای بنیامین نتانیاهو تدوین شد و خواستار بازسازی خاورمیانه از طریق مداخلات نظامی متوالی در عراق، سوریه و در نهایت ایران بود. معماران این دکترین، که زلمی خلیلزاد هم جزو آنان بود و مدیریت خلاء قدرت در افغانستان و عراق را بر عهده داشت، در کنار مهرههایی چون جان هانا (مشاور امنیت ملی دیک چنی) و روئل مارک گرشت (افسر سابق سیا)، زیرساخت نهادی FDD را برای هدف قرار دادن ایران بنا کردند. الگوی این شبکهی معروف به «حلقه دیک چِنی»، در عراق، سوریه، افغانستان و لیبی یکسان بوده است: ضربه به کشور، توخالی کردن مرکزیت قدرت و ایجاد زونهای مستقل که کشور را به یک دولت ورشکسته تبدیل میکند.
در این طرح، «مدل یوگسلاوی» به عنوان نقشه راه عملیاتی استفاده میشود؛ یعنی بازتعریف یک کشور به عنوان ساختاری مصنوعی از ملیتهای تحت ستم و تبدیل مطالبات مشروع به ابزاری برای تجزیه. این مکانیسم از طریق پروژه «تکهتکه سازی قومی» برندا شفر عضو ارشد FDD توضیحداده شده. او در مقاله خود با عنوان «ایران چیزی بیش از پرشیا است»، ایران را ساختاری مصنوعی توصیف میکند که بر روی اقلیتهای تحت ستم حکومت میکند. در نشستهای رسمی FDD هم گزارش شده سخنرانان صراحتاً مسیر حرکت از فدرالیسم به کنفدرالیسم و سپس «استقلال کامل» برای آذربایجانیها، کردها، عربها و بلوچها را ترسیم میکنند. تضاد منافع شفر که به عنوان مشاور شرکت نفت دولتی آذربایجان (SOCAR) و دولت اسرائیل فعالیت کرده و استقبال او از بمباران شهر تبریز نشان از ماهیت پروژه FDD دارد.
اسناد مالی هم نشاندهنده یک چرخه نفوذ خطرناک است: دالک فیث در حالی بودجه FDD را تأمین میکرد که پسرش، داگلاس فیث، مسئول واحد «دفتر طرحهای ویژه» در پنتاگون برای جعل اطلاعات جنگ عراق بود. همچنین گزارشهای آسوشیتدپرس و ایمیلهای افشا شده نشان میدهند که جورج نادر، مشاور محمد بن زاید مبلغ ۲.۷ میلیون دلار را از طریق یک شرکت صوری کانادایی برای تأمین مالی کنفرانسهای FDD و مؤسسه هادسن منتقل کرده است تا سیاستهای منطقهای علیه ایران را هماهنگ کنند. ایمیل.های اقشا شده جان هانا و مارک دوبوویتز نیز نشان میدهد آنها در چندین نوبت جلسات برنامهریزیشدهای با خود ولیعهد امارات، محمد بن زاید، و سایر مقامات امارات داشتهاند. دستور کار این نشستها، که نشاندهنده هماهنگی مستقیم است، چند صفحه و متمرکز بر سیاست ایران بود.
در این میان، سازمان «نوفدی» نقش ویترین ایرانی-آمریکایی پروژه را ایفا میکند. سعید قاسمینژاد به عنوان پل ارتباطی، همزمان عضو تیم ایران در FDD و شورای مشورتی نوفدی است. طرح «شکوفایی ایران» در نوفدی، مدیریت دوران گذار را از طریق واگذاری قدرت به «نمایندگان قومی و نهادهای منطقهای» پیشنهاد میدهد که همان واژگان عملیاتی برای فدرالیزاسیون و نابودی حاکمیت ملی است.
این شبکه از طریق مؤسسه هادسن و سازمان UNPO، کنفرانسهایی با حضور نمایندگان گروههای تجزیهطلب برگزار میکند تا پروژه «موزاییک ایرانی» را در پارلمانهای غربی مشروعیت ببخشند. هدفگذاری جغرافیایی این فعالیتها تصادفی نیست؛ آنها دقیقاً بر روی زیرساختهای نفتی در خوزستان، دسترسی دریایی به تنگه هرمز در بلوچستان و مرزهای شمال غربی ایران متمرکز شدهاند.
ادعاهای FDD درباره احترام به «تمامیت ارضی ایران» صرفاً یک پوشش حقوقی است که با هر سند عملیاتی، هر کنفرانس و هر دلار دریافتی آنها نقض میشود. این پروژه نه برای تفییر رژیم و آزادی ایرانیان بلکه برای پروژهای برای پیشبرد آجندای تجزیه ایران و کوچکسازی کشورهای خاورمیانه است.
#Iran
#IranWar
❤1👌1