زنان مشروطه خواه و پیشرو در انقلاب سفید شاه و مردم
1.47K subscribers
15.3K photos
8.09K videos
112 files
1.34K links
در این پیج سعی میکنم تمام روزمه خود را به دوستان معرفی. کنم.ودر ضمن همیشه خواهان براندازی بودم. و مشروطه خواه هستم یکبار هم سعی کردم گروه زنان مشروطه خواه را رقم بزنم ولی متاسفانه به بن بست رسیدم فعال مستقل هستم از دو واژه متنفرم دمکراسی و حقوق بشر
Download Telegram
‏حذف فیزیکی حسام علاءالدین، فرزند مالک پاساژ علاءالدین، صرفاً به موضوع استارلینک مرتبط نبوده است. دلیل اصلی، آغاز اعتراضاتی با شعار «جاوید شاه» از پاساژ علاءالدین در ۷ دی‌ماه ۱۴۰۴، حدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح بوده است. پس از آن، کسبه بازار چارسو نیز با حضور در خیابان جمهوری به این تجمع پیوستند و شعارهایی مانند «جاوید شاه» و «رضاشاه، روحت شاد» سر داده شد.
2
‏در ادامه‌ی ماجرای حسام علاءالدین، گزارش‌های غیررسمی حاکی از آن است که برادر بزرگ‌ترش، حمید علاءالدین (فرزند حاج رضا)، که هدف گلوله قرار گرفته بود، به مکانی نامعلوم منتقل شده و از سرنوشت او اطلاعی در دست نیست.

رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی چنان از فریاد ‎#جاویدشاه از مبدأ پاساژ حاج رضا علاءالدین دچار شوک و نقطه‌عطفی سهمگین، غیرقابل‌باور و کابوس‌وار شده است که امروز در تلاش برای پاک کردن آثار این کابوس وحشتناک است؛ اما نمی‌داند این کابوس پایان‌ناپذیر است و به‌زودی، با خواست و اراده ملت، طومار آن‌ها پیچیده خواهد شد و پادشاهی مشروطه پهلوی، علیرغم تمامی موانع و دسیسه‌هایی که امروز شاهد آن هستیم، برقرار خواهد شد.

#جاويدشاه_تنهارمزپیروزی
‏این برداشت شخصی من است؛ حاصل بیش از یک سال مطالعه و رصد دقیق تحولات. این یک «تئوری توطئه» نیست.
پیشینه‌ام در حوزه حمل‌ونقل و زیرساخت باعث شده همیشه به مسائل سیاسی هم از زاویه مهندسی و استراتژیک نگاه کنم.

این روزها خیلی‌ها از «خاورمیانه جدید» و «نظم نوین جهانی» سخن می‌گویند، اما کمتر کسی توضیح می‌دهد این مفاهیم دقیقاً به چه معناست. برای درک این تصویر بزرگ، باید به شبکه کریدورهای ترانزیتی نگاه کرد که این روزها از شمال، جنوب، شرق و غرب منطقه در حال شکل‌گیری‌اند. این‌ها فقط خطوط روی نقشه نیستند؛ ستون فقرات نظم اقتصادی و ژئوپولیتیک آینده جهان‌اند.

امروز از شمال، جنوب، شرق و غرب، کریدورهای مهمی در حال شکل‌گیری‌اند که هر کدام نقش خاصی در شبکه‌های ترانزیت منطقه و جهان دارند:
کریدور آیمک (IMEC): هند → امارات → عربستان → اردن → اسرائیل → اروپا – اتصال خلیج فارس به اروپا از مسیر خاورمیانه.
کریدور میانی: چین → قزاقستان → دریای خزر → آذربایجان → گرجستان → ترکیه → اروپا – ارتباط زمینی چین با اروپا از مسیر آسیای میانه و قفقاز. این مسیر علاوه بر تقویت پیوندهای تجاری، می‌تواند ابزار فشار و اهرم نفوذ برای آمریکا باشد تا معادلات منطقه را متوازن کند.
کریدور لاجورد: افغانستان → ترکمنستان → آذربایجان → گرجستان → ترکیه → اروپا – پیوند افغانستان با اروپا از طریق آسیای میانه و قفقاز، که با کاهش نفوذ چین و ایران می‌تواند فرصت‌های اقتصادی و امنیتی برای غرب ایجاد کند.
کریدور توسعه: بندر فاو (عراق) → ترکیه → اروپا – مسیر دریایی و زمینی خلیج فارس به اروپا که می‌تواند نقش ترکیه و عراق را در شبکه تجارت جهانی ارتقا دهد و به آمریکا امکان مدیریت مسیرهای جایگزین انرژی را بدهد.
کریدور زنگزور: آذربایجان → ارمنستان (زنگزور) → نخجوان → ترکیه – مسیر ترانزیتی قفقاز جنوبی که به همگرایی منطقه‌ای کمک می‌کند. همین هفته گذشته نیز توافقی مرتبط با این کریدور انجام شد که بار دیگر جایگاه آن را در نقشه بزرگ ژئوپولیتیک نشان داد.
کریدور داوود: بندر حیفا (اسرائیل) → سوریه – مسیر تجاری شرق مدیترانه که هنوز در مرحله طرح و مذاکره است.

این کریدورها به‌تنهایی معنا ندارند؛ باید دید چه رویدادهایی در ماه‌های اخیر آن‌ها را به‌هم وصل کرده‌اند:

سفر تاریخی شاهزاده رضا پهلوی به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۳، امضای تفاهم‌نامه کریدور آیمک در نشست G20 دهلی در سپتامبر ۲۰۲۳، بازگشت ترامپ به کاخ سفید در نوامبر ۲۰۲۴، دیدارهای فشرده سران هند، اسرائیل، ایتالیا، آلمان، فرانسه و همین دو هفته پیش پادشاه بحرین با ترامپ، و سفرهای خود ترامپ به عربستان، امارات و قطر سه عضو کلیدی IMEC. این‌ها تصادفی نیستند؛ از جنگ سوریه تا توافقات ابراهیم، همه در مسیر آماده‌سازی یک هدف مشخص پیش می‌رفتند: ایجاد امنیت پایدار برای مسیرهای ترانزیتی منطقه. خروج بشار اسد با کمترین خونریزی و پیوستن اکثر کشورهای منطقه به پیمان ابراهیم هم در همین چارچوب قرار می‌گیرد.
در کنار همه این تحولات، مسئله ایران همچنان نقطه تعیین‌کننده کل معادله است. ایجاد امنیت پایدار در شبکه کریدورها، بدون حل این مسئله، ممکن نیست.
راه‌حل، سه گام اساسی را می‌طلبد: خلع سلاح کامل رژیم، نابودی کامل ظرفیت هسته‌ای، و تثبیت نظام مالی و بانکی کشور برای پیوستن به تجارت جهانی. امروز رژیم اسلامی نه سلاح هسته‌ای دارد و نه توان متعارف قابل‌توجه؛ شاید برخی تصور کنند بازی به پایان رسیده است، اما چنین نیست. با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنند، آن‌ها را شکست می‌دهند. بی‌تردید سایت‌های هسته‌ای در ایران وجود دارد شاید همه آن‌ها رسانه‌ای نشده باشند اما مهم‌تر از هر چیز، باید ساختاری ملی، باثبات و قابل‌اعتماد شکل گیرد تا بتوان «کلید هسته‌ای» را با اطمینان به آن سپرد. نگاه به کارنامه ترامپ نشان می‌دهد که چگونه این رویکرد عمل می‌کند: در دوره اول ریاست‌جمهوری او، بندر چابهار از تحریم‌ها معاف شد، اما در ژانویه ۲۰۲۵، به‌طور مشخص تحریم شد. دلیل روشن است؛ چابهار یک گلوگاه تجاری و اهرم فشار بر نقش هند است—ابزاری برای کنترل منابع و مسیرها، و این همان سیاست ترامپ است: ترکیب فشار اقتصادی سنگین با نمایش قدرت، برای وادار کردن طرف مقابل به پذیرش شرایط و تحقق اهداف راهبردی.

با حل مسئله ایران، آمریکا می‌تواند فشار واقعی و پایدار بر چین وارد کند، با پشتوانه امنیت کامل در سراسر IMEC و دیگر کریدورها. این فشار فقط بر پکن نیست. اروپا و حتی بریتانیا هم می‌توانند در چارچوب این شبکه با ابزار اقتصادی تحت تأثیر قرار گیرند. در این پازل ژئوپولیتیک، یک مشکل بزرگ در همه کریدورها مشترک است: حاکمیت اسلامی در تهران که با حمایت از نیروهای نیابتی و تأمین مالی تروریسم، منطقه را ناامن کرده است؛ مشکلی که باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن حل شود.
دیدار این هفته ترامپ و پوتین می‌تواند به‌عنوان یکی از تاریخی‌ترین لحظات قرن بیست‌ویکم ثبت شود نه به دلیل بحث درباره جنگ روسیه و اوکراین، بلکه به‌خاطر تمرکز بر منافع راهبردی هر دو کشور در خاورمیانه و هماهنگی ژئوپولیتیک در این منطقه کلیدی. و این مسیر، چه با ایران آزاد و متحد، چه بدون آن، پیش خواهد رفت.
حرف آخر:
این ارزیابی شخصی من است.
رژیم اسلامی عملاً مرده است فقط گذار سیاسی و اداری باقی مانده. جانشین آن، متحد نزدیک آمریکا و اسرائیل خواهد بود.
کریدورها باید امن شوند.
ایران باید آزاد و آباد شود.
بازی تمام نشده تازه شروع شده است.

#خاورمیانه_جدید#نظم_نوین_جهانی#کریدورهای_ترانزیتی#ایران_آزاد#IMEC#زنگزور#لاجورد#چابهار#Trump#ترامپ#RezaPahlavi#رضا_پهلوی#ایران_آباد#همکاری_ملی#Geopolitics#IranFreedom#MiddleEast#TrumpPutin#قرن۲۱
‌‎#شاهْ_فروشی

🟡دوستی از امریکا با من تماس گرفت و تصویر شخصی را برایم ارسال کرد!
گفت: او را میشناسی؟
چهره را جایی دیده بودم اما اشنا نبود!
گفت این ‌فرد چند روز قبل در تجمع لس انجلس بادیگار شاهزاده رضا پهلوی بوده!

گفتم درسته، تصاویرشو اونجا دیدم!
سپس گفت اسمش ...است و دارای سوابق خطرناکی!
در طی گفتگو متوجه شدم که او تامین کننده ی تریاک فلان کارگردان سینماست که هر وقت به امریکا میاید، او برایش تریاک تهیه میکند و چت گفتگوی خود را با فرد کارگردان برایم اسکرین فرستاد!

کارگردان را همگی میشناسیم و تریاکی بودنش را از طریق همکارانش دنبال کردم و جواب مثبت گنده بود!!
کارگردان سینما به صراحت به این دوست من گفته بود: وقتی تصویر این اقای فروشنده ی مواد مخدر را کنار شاهزاده دیدم، تعجب کردم که چگونه میشود چنین فردی را کنار چنین شخص مهمی قرار دهند!!!
( فردی که هرگز سیاسی نیست اما با این حال نگران شده بود)

موضوع را پیگیری کردم و سوابق ضرب و شتم پارتنر در حد م*گ و درگیری اقای توزیع کننده ی مواد مخدر با سایر افراد را در نزاع خیابانی در پرونده های دادگاه بالا زد!!

سعی کردم موضوع را با دیگر افراد مطرح کنم و واسطه ای به دفتر گزارش داده بود و که جواب حیرت انگیز بود:
مسئولیت انتخاب بادیگارد را به گردن کسی انداختند که دهان را بسته و دنبال کردن موضوع را به صورت خیلی ماهرانه جرم نا‌نوشته بیان کردند و اینجا قسمت خطرناک و سوال برانگیز ماجرا بود!

مدتی بعد موضوع را به اعضای نزدیک تر که تصور میکردم با ‎#رضاشاه_دوم‌ در تماس و ارتباط نزدیک هستند، مطرح کردم و اعلام نمودم اسناد را میتوانم ارسال کنم،
جواب برگشتی اینچنین بود:
چندان مهم نیست و این شخص فقط یکروز و انهم برای ۲ ساعت بادیگارد بوده!!!!!

از آنروز به بعد همیشه نگران امنیت رضاشاه دوم بوده ام، هرچند که صدای ما سرکوب و تحقیقات در میان های و هوی مجیز گویان گم میشود و اصولا مراتب نه بر اساس اصول که بر اساس خودی‌و ناخودی و نخودی چیده میشوند و تحقیق و بررسی و اسناد عملا هیچ جایگاهی ندارند!

امروز که میبینم صندوق تامین هزینه ی امنیت راه افتاده، مدام موضوع گذشته به یادم میاید و در تعجب خویش غوطه ور میشوم که این دیگر چه نوعش است!!
پ ن:
پس از این ماجرا، موضوعی دیگر و مشابه رخ داد که باز جوابها اینچنین بود:
ما خودمون خبر داریم !!

( چندی پیش و قبل از حادثه ی برلین باز این موضوع را افراد نزدیک مطرح کردم که اسناد و مدارک موجود است)
امیدوارم حضرات شخص ساقی را راهی هلند نکنند در مسیر انتقام گیری و دیکته کردن سکوت که این روزها از مجاهد و تواب و غرامت گیر و جمهوری اسلامی مدام تهدید جاریست!

جلال جنتی
#پسرعاقل_نوح
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏صرفا جهت تنویر افکار عمومی‌

در ‎#حلقه_کفتاران_اطراف_شاه، مغز فاسد متفکر ‎#سعیدمیرزا تحکیم نژاد هست ‎#امیر_دله_ادواری فقط نقش میرغضب رو بازی میکنه 😏
‏فوری :
#آرشام_رضایی «کنشگر مشروطه خواه» در زندان قزلحصار در خطر از دست دادن شنوایی قرار داره. به دلیل شرایط غیربهداشتی انفرادی دچار عفونت شدید گوش شده،به دلیل امتناع او از پوشیدن لباس زندان و استفاده از پابند، مانع اعزامش به بیمارستان شدن،صدایش باشیم
#جاویدشاه
#IranMassacre‌
❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏توصیف توهین آمیز آقای سعید قاسمی‌نژاد از شاهان پهلوی:
عرصه توسعه اقتصادی در عصر رضاخان ایران را آماده گام نهادن در مسیر توسعه کرده بود که با سقوط رضاخان بعنوان دیکتاتوری تمام عیار و ضعف محمدرضاشاه فرصت آن فراهم شد.

سعیدقاسمی نژاد امروز:
هر کسی نقد کند یعنی تخریب و نیروی سایبری رژیم جمهوری اسلامی است.
من یکی فقط و فقط از شاهم و هموطنانم دفاع و حمایت میکنم هر کسی میخواد خوشش بیاد یا خوشش نیاد به هر کسی هم که لازم ببینم نقد میکنم پرسشگری میکنم من همینم.
در ضمن رژیم شارلاتان اسلامی و سه فاسد همیشه در حال فضولی و پرداختن به شاه و ملت هستند حرف مفت رژیم و حامیانش ذره‌ای برام اهمیت نداره برای من آزادی ایران و شاه و ملت مهمه.
#جاویدشاه
#KingRezaPahlavi‌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏در این مصاحبه آقای سعید قاسمی نژاد به شاه داره درس سیاست میده و میگه:شاه مشروطه یک نقش تشریفاتی هستش من فکر میکنم شما باید در جایگاه یک رهبر نقش آفرینی کنید و رهبر باشید.!

ای کاش متوجه بشیم که فقط و فقط فقط و فقط و فقط از شاهمون و هموطنامون حمایت کنیم.
‏این نوع درخواست کمک‌های «مردمی»، که در سیاست نمونه‌هاش بیشماره، معنایی ورای اونچه به نظر می‌رسه داره و نوعی «آگهی فروش»ه. معنیش اینه:
«یک تیم پیمانکارِ امور سیاسی در حوزه ایران، به دلیل قطع قرارداد کارفرمای قبلی، حاضر به همکاری با کارفرمای جدیدی که بالاترین قیمت را پیشنهاد بدهد می‌باشد».
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏اینجا هستیم که از نهاد شاهنشاهی ایران در برابر فرصت طلبان دفاع کنیم،
بزودی پادشاهی نماها و ‎#بچه‌های_آیت‌الله رسوا می‌شوند.
#نه_به_لویه_جرگه
#جاویدشاه
‏در این روزها و بر اساس سیر تحولات ماههای اخیر در ایران و آمریکا، شاید تنها امید و آخرین دریچه بازگشت به مسیر براندازی با رهبری وارث پادشاهی، عزل نوچه های ‎#اکبر و دلقکان کیفکش دموکراتها باشد
اگر اراده‌ای بر اصلاح امورست ...
#غلامبچگان_بی‌پدر
‏همیشه یاد این جمله طلایی فریدون فرخزاد میوفتم که میگفت:
اگر بهشتی در کار بود، آخوندها آن را برای خودشان نگه می‌داشتند و به شما نمی‌گفتند.
‏خیانت در پوشش فدایی؛ چگونه هواداران فصلی و ‎#سوپرپادشاهی‌خواهان در حال ذبح شأن حاکمیتی ‎#رضاشاه_دوم هستند؟

در شطرنج سیاسی ایران، جریانی شکل گرفته است که با نقاب وفاداری مطلق، هرگونه بازخوانی حقوقی یا نقد استراتژیک به رویکرد رضاشاه دوم را توهین قلمداد می‌کند. این جریانات که اغلب فاقد عمق تئوریک و ریشه‌ی تاریخی در مبارزات مشروطه‌خواهی هستند، با ادبیاتی تهاجمی، عملاً نقش فیلتر اطلاعاتی را بازی می‌کنند.

هدف ناخواسته‌ی (یا شاید مهندسی‌شده‌ی) این سوپرپادشاهی‌خواهان، فراری دادن مشروطه‌خواهان استخوان‌خردکرده و تحلیل‌گران مقتدری است که معیارشان ‎#قانون_اساسی_مشروطه است، نه شخص‌پرستی. وقتی نقد دلسوزانه به ‎#دفترچه‌های_گذار با برچسب خیانت روبرو شود، پادشاه در محاصره‌ی بله‌قربان‌گوهایی قرار می‌گیرد که او را به سمت بن‌بست‌های سیاسی سوق می‌دهند.

دشمنان پادشاهی و تجزیه‌طلبان، بیشترین نفع را از این فضای متشنج می‌برند. آن‌ها با نفوذ در میان این هواداران احساسی، شعله‌ی اختلافات داخلی را باد می‌زنند تا نشان دهند پادشاهی‌خواهان توان تحمل کوچکترین نقد درونی را ندارند. این رادیکالیسم کاذب، چهره‌ی دموکراتیک و ملی نهاد پادشاهی را در افکار عمومی مخدوش می‌کند.

این پیاده‌نظام ناخواسته، با مقدس‌سازی تصمیمات تاکتیکی رضاشاه دوم، عملاً شأن فرادستی و حاکمیتی او را به شأن لیدری یک فرقه تنزل می‌دهند. آن‌ها متوجه نیستند که صیانت از پادشاه، یعنی صیانت از حق نقد در چارچوب مشروطه، تا پادشاه از مسیر اصلی که حفظ تمامیت ارضی و پیوستگی حقوقی ایران است منحرف نشود.

وفاداری واقعی، در سکوت در برابر خطا نیست؛ بلکه در ایستادگی بر اصول است. هواداران فصلی که امروز با نقاب سوپرپادشاهی‌خواه، نخبگان مشروطه‌خواه را طرد می‌کنند، در حقیقت در حال جاده‌صاف‌کنی برای کسانی هستند که می‌خواهند پادشاهی را به یک خاطره‌ی تاریخی و نه یک ضرورت آینده تبدیل کنند. نقد ملی به دیپلماسی گذار، نه تنها توهین نیست، بلکه تنها راه نجات نهاد پادشاهی از غرق شدن در مرداب ائتلاف‌های بی‌ریشه است.
👌1