زنان مشروطه خواه و پیشرو در انقلاب سفید شاه و مردم
1.5K subscribers
14.3K photos
7.45K videos
109 files
1.27K links
در این پیج سعی میکنم تمام روزمه خود را به دوستان معرفی. کنم.ودر ضمن همیشه خواهان براندازی بودم. و مشروطه خواه هستم یکبار هم سعی کردم گروه زنان مشروطه خواه را رقم بزنم ولی متاسفانه به بن بست رسیدم فعال مستقل هستم از دو واژه متنفرم دمکراسی و حقوق بشر
Download Telegram
پادشاهی خواهان مشروطه اکثریت اپوزیسیون جمهوری اسلامی را به خود اختصاص دادند؛ آنها همواره نشان دادند که بیشترین نقش را در مبارزات علیه جمهوری اسلامی برخوردارند؛ خیزش انقلابی اخیر و شمار پر تعداد کشته شدگان و بازداشتی های مشروطه خواهان در ایران گوه این امر بوده است متاسفانه این واقعیت همیشه از سوی محافل رسانه ای گلوبالیستها و ایران ستیزان و چپ های بی وطن؛ مورد انکار قرار می گیرد.
محکومیت به حبس بانو محبوبه رضایی نمونه بارزی از بایکوت خبری کنشگران پادشاهی خواه است که نشانگر استیلای گلوبالیستها و انیرانی ها بر فضای رسانه های فارسی زبان است
این رسانه ها به حدی مغرض هستند که حتی در صورت انعکاس اخبار معترضان ایرانی هیچ وقت نامی از مشروطه خواه بودن آنها نمی برند!!!
این امر نشان دهنده ترس انیرانی ها از محبوبیت خاندان ایران ساز پهلویست.
#اتاق_فکر_ایران
‌‎#رشته_توییت مهم

خلاصه مهم‌ترین نکات تاریخی از زبان رضاشاه دوم در مصاحبه با ‎@patrickbetdavid :

۱. خامنه‌ای جاسوس روسیه و تعلیم دیده شده در فلسطین بود و به همین دلیل در زندان ساواک و بعد تبعید شد.

۲. غرب و مخصوصا کارتر برای کم کردن قدرت پدرم و همزمان جلوگیری از رواج کمونیسم ، از خمینی و اسلام‌گرایی حمایت کرد اما نمی‌دونستن که ک.گ.ب(KGB) در آن زمان قبل از خمینی 40000 مأمور در ایران داشت.
بسیاری از آخوندها در آن زمان مأمور KGB (منجمله خامنه‌ای که زندانی ساواک بود) بودند.
بایدن همینطور همون ضعف رو در پیش گرفته.

۳. برخلاف ادعای شورشیان ۵۷،در آن زمان ( شاهنشاه آریامهر ) دموکراسی وجود داشت ومخالفان سیاسی گروه های مارکسیست(گروه های مزدور وابسته به اتحاد جماهیر شوروی که بسیاری از آنان زیر نظر کی جی بی آموزش دیده بودند)با حمایت شوروی وجود داشتند و فعالیت میکردند .

۴.شاه نه تنها با نفت، بلکه با ایجاد زیرساخت‌ها ‌و بخش‌های دیگر، بهترین مسیر را برای تبدیل شدن ایران به قدرت بزرگ دنیا به‌ویژه از نظر اقتصادی طی می‌کرد. و ایرانیان موفق در سال ۱۹۷۹ ایران را مجبور به ترک شدن.

۵. تعهد 44 ساله رضاشاه دوم به مردم و کشورش. ایشان اگر نمی خواست تمام توانش را برای آزادی و آبادی کشورش ایران و مردمش بگذارد، می توانست برود و زندگی اش را بگذراند.

۶. رضاشاه دوم نمی‌خواهد صرفا یک شاه سمبولیک باشد، میخواهد مثل رضاشاه بزرگ پهنای ایران را با سازندگی بنوردد.

۷. دفاع رسمی رضاشاه دوم از ساواک و مثال از علی خامنه‌ای و بقیه شورشیان ۵۷.

۸. به بیماری محمدرضاشاه پهلوی اشاره کردن و گفتن پدرشان قصد داشتن از مقام سلطنت کناره‌گیری و او حداکثر تا سن ۲۲ سالگی جانشین پدرش شود.

۹. علیه آپارتاید در آفریقای جنوبی، نازی ها در آلمان، کمونیسم در اتحاد جماهیر شوروی، تمام جهان آزاد مبارزه کردند.
و این رژیم همه اینهاست : فاشیست، نژادپرست، و توتالیتر.
و غرب همچنان به این رژیم متکی و حامیش است چونکه میانه روها و اصلاح طلبها در رژیم وجود دارد. این حمایتشان اونها رو هم در جنایت رژیم ملاها علیه مردم ایران شریک میکنه !

۱۰. در زمان مصدق، مارکسیست ها در تهران پرچم روسیه را به اهتزاز در می آوردند.
و مصدق زمانی که می خواست علیه شاهنشاه کودتا کند، ورشکسته بود.

۱۱. باید ببینیم بعد از حذف این رژیم به چه میرسیم
ما باید از «امید» به «باور» برسیم.
ایران امروز ، میتواند ژاپن خاورمیانه باشد.
چون باور دارم تمام امکاناتش چه داخلی و چه خارجی فراهم است .

۱۲. ایرانی‌ها می‌خواهند و لیاقت آن را دارند که ثروت ملی‌شان برای منافع خودشان از جمله رفاه، بهداشت و درمان هزینه شود، به‌جای آن رژیم می‌خواهد برای دشمن‌آفرینی هزینه‌های نظامی کند.

۱۳. وقتی می‌گویم از دموکراسی سکولار برای ایران و مردمم دفاع می‌کنم، یعنی به بهترین شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها برای ایران فکر می‌کنم که مناسب ایران و شهروندان عادی باشد.
شهروندان عادی در همه مناطق، مانند بهترین سرمایه گذاری که به شهروندان عادی بلوچ کمک می کند تا یک زندگی خوب تضمین شده داشته باشند.

۱۴. اگر دنیای غرب به جای حمایت از ملت ایران و تحولات داخلی که جلوی چشم ما اتفاق می افتد، از دیپلماسی به جنگ برود، آن را
«جنایت تاریخی »می نامم.
از این رو من خواستار حمایت حداکثری از مردم ایران و فشار حداکثری بر رژیم هستم.

۱۵.هر وقت که کشورهای غربی فشار به رژیم اوردن، رژیم ضعیف شده، و هر وقت دنبال دیپلماسی رفتن، رژیم قویتر شده، مثل موقعی که دو روز قبل از امدن بایدن شروع کردن بیشتر اورانیوم بسازن

#جاویدشاه@PahlaviReza
#پهلوی_امید_ملت
‏رشته توییت در مورد جلسه مناظره و گفتگویی که با دغل کاری ‎#سیامک_آرام ترتیب داده شده و نقشه ای بود برای به دام انداختن آقای ‎#وحید_بهمن که پروژه با شکست سختی روبرو شد.سیامک نا آرام و حامی ایشون خانم ‎#مهرانگیز_کار و ‎#لادن_برومند برای همه شناخته شده اند به لطف و تلاش دوستان میهن پرست.
‏پس از شنیدن دعوت ‎#وحید_بهمن به این مناظره، نگران بودیم که ایکاش وحید جان شرکت نمی‌کرد چون نماد این گروه
@Nsgiran
خالی از هویت ملی بود، پرچم سرخ و سفید و سبز بدون شیر و خورشید و انقلاب مهسا به جای
#انقلاب_ملی
و حضور افرادی ایران ستیز از جمله لادن برومند و مهدی خلجی و مجری :
‏مجری برنامه :
#خضر_حیدری از دم و دستگاه ‎#شهیندخت_مولاوردی ، از زنان اصلاح‌طلب، در دولت روحانی هم دستیار ویژه رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی بود و معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور و عضو ائتلاف اسلامی زنان در جبهه مشارکت.
‏ایشون در واشنگتن کار آشپزی می کرد، یک شبه شد روزنامه نگار با عقده های خاص و ذهنیت پریشان.

در رادیو فردا [ رادیو اصلاح‌طلبان حکومتی و محل اراجیف علی افشاری] کار می کرد.
‏شرکت کننده دیگر:

یک آخوند-زاده، مُلا ‎#مهدی_خلجی با نعلین [ که به دروغ می گوید دکترا از فرانسه دارد اما ۱ کلمه فرانسه بلد نیست و اراجیف حوزه را تحویل می دهد و از دوستان فابریک ‎#مهدی_جامی]
میباشد.
‏اما و اما ....
آقای ‎#وحید_بهمن که به عنوان سخنگویی از پادشاهی خواهان دعوت شده بود. قبل از رفتن به برنامه اعلام کرد در جایی برنامه در مورد ایران باشد، باید پرچم شیر و خورشید نیز باشد وگرنه شرکت نخواهند کرد.
👏👏
پس مجبور شدند پرچم را در جلسه قرار دهند.
عکس زیر نمادین می باشد :
‏مجری برنامه "خانم آشپزباشی" ، با بی ادبی تمام صحبت های وحید را متوقف می‌کرد ولی وحید عقب نشینی نکرد و سخنان حقیقی و مستندش در مورد ‎#مسیح_علینژاد و ‎#لادن_برومند باعث شد که لادن جلسه را ترک کند چون پاسخی و دفاعی نداشت.
‏پس از اینکه وحید قبول کرد در جلسه شرکت کند و اعلام کرد که توانایی و تسلط برای مناظره با ۳ شخص مخالف با میزبانی مخالفین را دارد ، تنها درخواستی که کردم از دوستان فقط آرزوی موفقیت و تشویق وحید جان پیش از رفتن به جلسه بود.

آری وحید سربلندمان کردی و‌ پیروز گشتی.درود بر تو دوست گرامی
‏حداقل در ظاهر، برنده‌ی مناظره مهدی خلجی بود؛ «خلجی خیلی پرت بود». در جایی از بحث، خلجی از هندسه شروع کرد تا رسید به فلسفه و بعد از افلاطون پرید به زمین‌فوتبال و بلافاصله رسید به امانوئل کانت که در روستایی در فرانسه مشغول نوشتن کتاب بوده. «پرتی خلجی» دقیقا سنخیت داشت با محتوای
‏نشست. برگزارکنندگان نشون دادند که به جای وحید بهمن، انتظار فرد سطح‌بالاتری رو داشتند و از همون اول دلخوریشون رو نسبت به این مسئله نشون دادند؛ «فهیمه اول برنامه گفت که لادن برومند کار داره و نمی‌تونه تا انتهای مناظره حاضر باشه» که نشونه‌ای بود از دلخوری. حتی وسطای برنامه لادن باز‏دلخوریش رو نشون داد و به وحید گفت که نمی‌دونم از کجا اومدی؟ و وحید جواب داد که بچه‌ی تبریزه و از تبریز اومده. دلخوریشون تو چیدمان هم مشخص بود؛ صندلی‌های ناراحتی که مناسب نشست دوساعته نبود. بطری‌های آبی که روی زمین گذاشته شده بود. دو تا نگهبان کمی اون‌طرف‌تر روی صندلی‏وول می‌خوردند. صدابرداری مشکل داشت و یه‌جا یه بلندگو سوت کشید. همه چیز شلخته بود؛ «دقیقا مثل شکل و شمایل خلجی». چهل و پنج‌دقیقه یک‌ساعتی گذشته بود که یهو لادن وسط حرفهای وحید ول کرد رفت. وحید چونه‌گرمه. اینقدر گرم حرف‌زدن شده بود و حواسش پرت بود که متوجه رفتن لادن نشد. آخرای
‏صحبتش یهو برگشت دید لادن نیست. اگه نکته رو گرفته بود بعد از تموم شدن حرفهاش اونم بلند می‌شد و می‌رفت اما نگرفت. آخرش وحید با خلجی ادامه داد. جایی از بحث، وحید حواسش نبود و به خلجی گفت خزعلی. فهیمه که «سرخ و سیاه» پوشیده بود تصحیح کرد که این خلجیه نه خزعلی. خلجی کفشش رو انداخته‏بود سر پاش. بطری آب رو نمی‌تونست از رو زمین برداره. یکی از اینور اومد داخل و بطری آب رو داد دستش. یه جا هم یه خانومه از وسط اومد جلو و یه دستمال داد به خلجی. تو این نشست از هر زاویه که به مسئله نگاه می‌کردی می‌خوردی به خلجی.
سرگذشت تکان‌دهنده #حامد_سلحشور از اکانت پادشاهی خواهان ایذه بخش دوم
اما همچنان از دادن خبر کشته شدن حامد به خانواده ی او خودداری میکنند.
وقتی اصرار خانواده ی حامد و پدر او مبنی بر ملاقات با حامد را میبینند ناچار میشوند در ازای گرفتن یک تعهد بسیار سنگین از پدر ایشان، کشته شدن حامد را به پدر اطلاع دهند.اما اینبار هم نیروهای امنیتی ار تحویل جنازه حامد به خانواده خودداری کرده و شبانه جنازه ی حامد را در حومه ی شهر قلعه تل واقع در ۲۰ کیلومتری ‎#ایذه دفن کنند و بعد از دفن محل جنازه را به خانواده ی او اطلاع میدهند.
وقتی خانواده و دوستان حامد از کشته شدن و محل دفن حامد مطلع شدند ، در حدود ۵۰ نفر از جوانان غیور ایذه شامل دوستان و فامیل حامد و از جمله شخص سید.م به سمت قلعه تل روانه میشوند.
جنازه ی حامد را درحالی که لای یک پلاستیک پیچانده شده و درون گودالی(شبیه به قبر!) دفن کرده بودند یافتند.
نیروهای امنیتی که حالا متوجه اشتباه مهلک خود شده اند از ترس درگیری شدید با دوستان و بستگان حامد دستور داده بودند کسی از نیروهای نظامی به آنها نزدیک نشود تا بتوانند
جنازه حامد را به ایذه منتقل کنند.
اینگونه بود که جنازه حامد را در حالی که تمام ناخن های او کشیده شده و چندین بند از انگشتان دست و پایش نیز هر دو گوش او بریده شده یافتند.دوستان حامد که جنازه او را بغل کرده بودند میگفتند حامد را که بلند کردیم انگار یک تکه خمیر بلند کرده بودیم.
از شدت خرد شدن تمام استخوان های حامد، تمام کسانی که جنازه حامد را لمس کرده بودند میگفتند یک استخوان سالم در بدن او باقی نگذاشته بودند!
جنازه ی حامد پس از انتقال به ایذه در قبرستان روستای پیان در نزدیکی ایذه دفن شد و نام ‎#حامد_سلحشور تا ابد در تاریخ این سرزمین ماندگار شد.
‏‍ مردم ایران یک عذرخواهی بزرگ هم به والاحضرت شاهدخت ‎#اشرف_پهلوی بدهکارند.
چند درصد مردم از خدماتی که این بانو برای ایران انجام داد باخبر هستند؟!

از کمکهای بی‌دریغ او به سازمان های زنان.

آرامگاه سعدی بنا نمی‌شد اگر حمایت مالی و معنوی او نبود. یکی از بانیان سازمان مبارزه با
‏بی‌سوادی بود به طوری که شخصن شهر به شهر و روستا به روستا سفر می‌کرد برای پیشبرد کار این سازمان.

اولین آموزشگاه پرستاری را در ایران، او بنیان نهاد.

یکی از خدمات ماندگارش، جمع آوری پنجاه عنوان کتاب نایاب و نفیس درباره ایران از سرتاسر جهان به زبان های مختلف و چاپ آنها در مجموعه‌ای