زنان مشروطه خواه و پیشرو در انقلاب سفید شاه و مردم
1.52K subscribers
12.8K photos
6.61K videos
76 files
1.17K links
در این پیج سعی میکنم تمام روزمه خود را به دوستان معرفی. کنم.ودر ضمن همیشه خواهان براندازی بودم. و مشروطه خواه هستم یکبار هم سعی کردم گروه زنان مشروطه خواه را رقم بزنم ولی متاسفانه به بن بست رسیدم فعال مستقل هستم از دو واژه متنفرم دمکراسی و حقوق بشر
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻دست مارمولک مهدی نصیری رو شد!

پفیوز علنا داره میگه هدفش از شاهزاده شاهزاده گفتن، فقط بهره برداری به نفع تاجزاده و میرحسینه!

#بچه‌های_آیت‌الله هر کدام منافقانه به طریقی کمر همت به حذف شاه بستن. اینم تئوری از تاجزاده تا شاهزاده ...
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻دست مارمولک مهدی نصیری رو شد!

پفیوز علنا داره میگه هدفش از شاهزاده شاهزاده گفتن، فقط بهره برداری به نفع تاجزاده و میرحسینه!

#بچه‌های_آیت‌الله هر کدام منافقانه به طریقی کمر همت به حذف شاه بستن. اینم تئوری از تاجزاده تا شاهزاده ...
‏«کمال نظام سیاسی در پادشاهی مشروطه»

🖋 سعید س.

▪️از منظر هگل، که سیاست را نه صرفِ سازوکار قدرت بلکه تجسم عقل در تاریخ می‌بیند، کمال دولت در شکل پادشاهی مشروطه، نه یک ترجیح سیاسی دلبخواه، بلکه ضرورت و اوج عقلانیت ایده‌ی آزادی است که در حیات اخلاقی یک ملت و در بستر مدرنیته تحقق می‌یابد. لذا وظیفه فلسفه این است که دولت را به عنوان موجودیتی ذاتاً عقلانی درک و معرفی کند و بپذیرد که قانون اساسی خاص هر کشور باید از «ماهیتِ تکامل‌یافته‌ی خودآگاهی ملی» آن نشأت بگیرد.

از آنجا که تفاوت بنیادینی که جهان مدرن را از دوران باستان و استبدادها متمایز می‌کند، شناسایی و فعلیت بخشیدن به اصل آزادی درونی (آزادی سوبژکتیو) است جهان مدرن به ذات درونی انسان احترام می‌گذارد و خواستار به رسمیت شناخته شدن حقوق، دانش و منافع جزئی افراد است. پیوند زدنِ اراده‌ی فراگیر و این منافع جزئی در قالب دولت، همان سازماندهیِ مفهوم آزادی و تنها پیش‌شرط برای دستیابی به آزادی سوبژکتیو و رفاه است. با این حال، این فعلیت بخشیدن به عقل، به این امر وابسته است که دولت نه صرفاً به عنوان توده‌ای از افراد (اتمیسم)، بلکه به عنوان یک ارگانیسم عقلانی -یک کلیتِ سازمان‌یافته به‌واسطه‌ی نهادها- سامان یابد. از این رو قانون اساسی به عنوان عقلانیتِ تکامل‌یافته و فعلیت‌یافته تعریف می‌شود. پادشاهی مشروطه این ارگانیسم را با تجسم ساختاری هر سه مؤلفه‌ی اراده‌ی سیاسی عقلانی تکمیل می‌کند: فراگیری (universality)، تمایز وجودی (particularity) و فردیت (individuality).
به این منوال، ماهیت نهادهای درونی دولت، بنیان مستحکم دولت و چارچوب ضروری برای دستیابی به آزادی است. این ساختارها به عنوان نظام میانجی‌گرِ ضروری عمل می‌کنند و تضمین می‌کنند که پیوند بین «فراگیری» و «تمایزها» به صورت ارگانیک رخ دهد. علاوه بر این، پادشاهی مشروطه، جایگاهی عقلانی را برای عنصر دموکراسی -آزادی صوری سوبژکتیو- فراهم می‌کند بدون آنکه اجازه دهد به نیرویی انتزاعی و مخرب تبدیل شود. لذا قوه مقننه وظیفه‌ی کلیدیِ تجسمِ خودآگاهیِ عمومی - که چیزی نیست جز فراگیری تجربی دیدگاه‌ها و افکار اکثریت- را ایفا می‌کند. با این حال، اگر کلیت سیاسی صرفاً بر مفهوم انتزاعی «حاکمیت مردمی» یا باورهای سوبژکتیو تکیه کند، فاقد ثبات و سازماندهیِ متشکلِ لازمی خواهد بود که برای عقلانیتِ تکامل‌یافته ضروریست. آزادی عمومی واقعی نه با این انتزاعات بی‌ثبات، بلکه با سازماندهیِ نهادیِ متشکلی تضمین می‌شود که منافع جزئی متمایز را با امر فراگیر پیوند می‌زند.

در راس این کلِ ارگانیسمِ عقلانی، کارکرد شهریار است که درون پادشاه تجسم می‌یابد و ضرورت اساسی فردیت را نشان می‌دهد. از آنجا که مفهوم دولت مستلزم خودتعیین‌گری مطلق -اراده یا تصمیم نهایی («من می‌خواهم»)- است، این امر باید به یک شخص منفرد محول شود تا به فعلیت برسد. این شخصیت، وحدت کل را کامل می‌کند. وراثتی بودن جانشینی پادشاهی نیز از اینرو ضروریست که تعیین شاه، دور از انگیزه‌ورزی و مستقل از انتخاب دلبخواهی یا کشمکش جناحی قرار گیرد. این جانشینی بلافصل و طبیعی تضمین می‌کند که وحدت مذکور، از انحطاط‌ دور بماند. در حالی که قدرت پادشاه اغلب صرفاً «من می‌خواهمِ» سوبژکتیو را به تصمیماتی ضمیمه می‌کند که به صورت عقلانی توسط نهادهای اجرایی تدوین شده‌اند، حضور او به عنوان راس منفرد و یکتا، چیزی است که به شخصیت دولت فعلیت می‌بخشد.

بر مبنای این استدلال پادشاهی مشروطه عالی‌ترین شکل سیاسی است. زیرا اصل مدرن آزادی سوبژکتیو را (که از طریق نهادهایِ نمایندگی و نهادهای جامعه‌ی مدنی بُروز می‌یابد) با ضرورت عینی وحدت دولت (که توسط شهریار و سایر قوا تضمین می‌شود) کاملاً یکپارچه می‌سازد و آزادی عقلانی را با هماهنگ‌سازی الزامات فراگیر و حقوق فرد، فعلیت می‌بخشد.

#سازمان_مشروطه_ایران
1👌1
‏ماله کشیدن بسه! تمام کسانی که از این طرح حمایت کردند یکسال پیش حرف هاشون کاملا مخالف بود. در طول یکسال چه شد که تغییر نظر دادند؟ جز این است که انچه می بینیم نتیجه یکی از این چند دلیل زیر است؟
رودربایستی و عدم شجاعت در نقد، نمگیر شدن بعلت دعوت به مونیخ، حس کردن اینکه ما خیلی مهم و برگزیده و خاص هستیم که به بارگاه راه پیدا کردیم و اکنون نباید خودمون رو از این موقعیت محروم کنیم، نداشتن توان تحمل فشار از سوی اکانت های مجازی که شما را متهم به سرپیچی از فرمان شاه خواهند کرد.
دلیل شما مدام یک است اقای فرپوری ؟
@ariafarpoori
👌21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سوگواری و تهدید پدر احمد بالدی، استعفای شهردار اهواز

مراسم سوگواری احمد بالدی با حضور جمعی از بزرگان و طوایف بختیاری و عرب اهوازی برگزار شد. احمد بالدی، جوان اهوازی پس از تخریب دکه خانوادگی‌اش در کوی زیتون این شهر، دست به خودسوزی زد. او روز سه‌شنبه ۲۰ آبان جان باخت.

مجاهد بالدی، پدر او در این مراسم اعلام کرد تا زمانی که شهردار اهواز و یکی از معاونانش اخراج نشوند، پیکر پسرش را تحویل نخواهد گرفت. او تهدید کرد که خود نیز به همراه خانواده‌اش اقدام به خودسوزی خواهند کرد. خبرگزاری ایسنا روز چهارشنبه به نقل از استانداری خوزستان اعلام کرد رضا امینی، شهردار اهواز استعفا داده و چند مقام دیگر نیز از سمت‌ خود برکنار شد‌ه‌اند.

مجاهد بالدی به روزنامه "هم‌میهن" گفته بود که مأموران شهرداری در مقابل تهدید پسرش به خودسوزی، حتی او را تحریک هم کرده بودند. مرگ احمد بالدی موجی از خشم در اهواز و دیگر شهرها برانگیخته و بسیاری از شهروندان و کنشگران خواستار استعفای شهردار شده بودند.
وقتی #امیردله می شود مشاور یعنی باسرعت بسوی ۵۷ دوم
👍2
سورپرایز خواهید شد اگر بدونید پرستو فروهر از آلمان بلند شده خیلی شیک به صورت قانونی وارد تهران شده و قراره سالگرد قتل پدر و مادرش رو با مجوز رژیم تو تهران بگیره!!

هر جور به این ماجرا نگاه میکنم قابل هضم نیست

شما هم نظرتون رو بنویسید

لینک
https://x.com/navidi_sara49/status/1988649017086259486?t=IiZp8c4ylREdWJsnNsZsGg&s=19
🤪21
‏تصاویر تازه از نشست اخیر سازمان بین‌المللی استاندارد در کیگالی، پایتخت رواندا، نشان می‌دهد نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل در یک میز مشترک حضور داشته و به‌طور مستقیم با یکدیگر دیدار و تبادل نظر کرده‌اند.

در این نشست، فرحناز قلاسی، معاون تدوین و ترویج استاندارد سازمان ملی استاندارد ایران، در کنار گیلاد گلوب، مدیرعامل موسسه استاندارد اسرائیل دیده می‌شود. انتشار این تصاویر واکنش تند خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، را برانگیخت.

فارس این دیدار را «مشکوک» توصیف کرد و نوشت این اتفاق در حالی رخ داده که تنها چند هفته از پایان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل گذشته است. این خبرگزاری همچنین یادآور شد که طبق قانون موسوم به «مقابله با اقدامات خصمانه اسرائیل»، هرگونه ارتباط یا تبادل اطلاعات با نهادهای اسرائیلی می‌تواند موجب مجازات حبس و محرومیت دائم از خدمات دولتی شود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏هر کسی در این فضا با مشروطه«پادشاهی موروثی»مخالفت کرد اگر ناآگاه نباشه بدون شک چپِ شارلاتانه«مجاهد،اصلاح‌طلب،تجزیه طلب، عرزشی،سپاهی..»
ببین مسعود رجوی کثافت به شاه گفته سوگندی که بر اساس قانون اساسی مشروطه یاد کرده رو پس بده،بعد که نتیجه نگرفتن اومدن حامیِ مشروطه شدن که از چشم بقیه بندازنش،الانم دارن تخریبش میکنن چه علنی‌هاشون چه مخفی‌هاشون..!!
زنده باد پادشاهی موروثی پهلوی.
#جاویدشاه#رضاشاه_دوم#KingRezaPahlavi
👌5
Forwarded from خیره‌سر متمرد (علی محمدیان)
پرسش: آرش همپای مجاهد مخفی هست و حالا شایان توله‌ یاردبستانی هشدار امنیتی میده!!
آیا اتحاد رانده شدگان از سفره انقلاب (مجاهدین، تجزیه طلبان و چپول) با باند بابا اکبر بهم خورده؟!
جواب: حداقل تا اینجا میدونیم بینشون شکرآب (و تا حدودی شکرابی😝) شده و آینده عمق اختلاف را مشخص میشه
👍2
یه خبرنگار صوتی از عمر ایلخانی زاده معاون عبدالله مهتدی در #کومله_تروریست منتشر کرده که توش ادعا می‌کنه انقلاب ملی ایرانیان که بهش میگن جنبش #زن_زندگی_آزادی توسط کومله درست شده است

در بخشی هم به پادشاهی خواهان و ناسیونالیست های ایرانی میگه فاشیست! بعد فواد پاشایی با این افراد دوستی میکنه؟

لینک
https://x.com/navidiii49/status/1988887216798437578?t=8fVOwFvdiL-SKnd0CjM2Lg&s=19
👍1
‏جدال‌هایی در بابِ ایده «رفراندُم» (۲)

رفراندُم‌بازی، نقابی بر پیروزی جمهوری است. توطئه بزرگی ذیل این سفسطه در جریان است که «برحسب دموکراسی، رضاشاه دوم تا زمان نتیجه رفراندُم، خود را نمی‌تواند شاه بخواند.» جهت کشف زوایا و خفایای این توطئه اوّل از همه باید دقّت کرد که در عالم واقعی با تنها دو نوع نظام به‌لحاظ فرم روبرو هستیم:
«پادشاهی یا جمهوری»

جمهوری آن‌جا وجود دارد که پادشاهی حضور ندارد. بنابراین حالت سومی وجود ندارد که کسی بتواند خود را نامزد آن بکند. رضاشاهِ در تبعید طبعاً مرغ باغ ملکوت نیستند. در عالم خاک، ایشان یا در نهاد شاهی مستقر هستند، و یا در پلتفرم جمهوری فعّالیّت می‌کنند. بنابراین نفی فعّالیّت در مقام شاه به معنای جمهوری‌طلبی است. ولاغیر. اصطلاحات مستهجنی چون «پدر» یا «رهبر انقلاب» همه و همه آن نعل وارونه‌ای است که از سوی «تیم» بر سمّ اسب رضاشاه نصب می‌شود تا آدرس غلط بدهند. ایشان اگر در نفی پادشاهی به‌سر می‌برند، پس در دامنه جمهوری فعّالیّت می‌کنند. حالت سومی وجود ندارد. خوان کارلوس برای تظاهر به دموکراتیک‌ملّه‌گی نخست خود را از پادشاهی منعزل نکرد. بلکه دموکراسی را در پیروی از عرف سیاسی دید، نه دنباله‌روی از الهامات شخصیِ متّصل به غیب!

دوم این‌که مرجع حقیقی اراده ملّت، قوّه موسّس است. قوّه‌ای که در «نمایندگی اختیاری» مجلس موسّسان متجلّی می‌شود. نمایندگانی که در مباحثه با همگنان خود مصلحت ملّی را تدوین می‌کنند. خلاف آن، رفراندُم به‌عنوان گونه‌ای «نمایندگی اجباری» (نوعی نمایندگی که نامزدها از قبل از سویِ مردم حوزه خود بی‌اختیارانه ملزم به فقط بلی یا خیر گفتن شده‌اند)، صرفاً ابزاری در دستانِ «حاکم» برای تاییدِ حاکمیّت خویش است. «آری» یا «نه» گفتن در رفراندُم، به معنای امکانی جهتِ «نفی» حاکم نیست. بلکه اعلانی در جهت تایید حاکمی است که قدرتش از پیش مستقر شده است. شیپورچی‌هایی که رفراندُم را به امکانی دموکراتیک جهتِ تجلّی اراده قوّه موسّس جلوه می‌دهند، عوام‌فریبی می‌کنند. چنین امکانی، از طریق قوّه موسّس، مردم را در مقامِ حاکم قرار می‌دهد. وضعیّتی که به دیکتاتوری توده‌ها موسوم است. زیرا مردم تنها در حالتی می‌توانند قدرت خویش را اعمال کنند (حاکم بشوند)، که آن را تفویض کنند. بنابراین نتیجه رفراندُم همواره در تایید منویات قدرت مستقر خواهد بود. چون رفراندُم مامورِ معذور قوّه مشتق است و خارج از آن صلاحیّتی ندارد. به همین خاطر است که اغلب قریب به اتّفاق رفراندُم‌ها در مسائل جزئی درون قانون اساسی منعقد می‌شوند. به همین طریق تنها رفراندُم مشروع برای ایران، رفراندُمی است که مشروعیّت خود را از قانون اساسی مشروطه بگیرد. اگرچه در کشور دموکراتیکی مانند بلژیک نیز که قانون اساسی ما در فُرم از آن اقتباس شده، برگذاری رفراندُم محدودیّت‌های شدیدی دارد. چنانچه در سطح ملّی، رفراندُم‌های الزامی (تصمیم‌گیرنده) یا حتّی مشورتی اساساً غیرقانونی و خلاف قانون اساسی تلقی می‌شوند، زیرا قانون اساسی بلژیک هیچ پایه‌ای برای آن‌ها پیش‌بینی نکرده است.

این‌که «تیم» وانمود می‌کند که قرار است «پادشاهی» به رفراندُم گذاشته شود، نوعی بندبازی است برای مخفی کردن تصمیمی که پیشتر بدونِ نظرخواهی از ملّت ایران در خفا گرفته شده، مبنی بر این‌که رضاشاهِ در تبعید، خارج از پلتفرمِ پادشاهی فعّالیّت کنند! بنابراین سخن گفتن از رفراندُم پی نخود سیاه فرستادن است! چه کسی به ایشان چنین اجازه‌ای داده؟ ایشان حتّی قبل از تولّد به‌عنوان شاه برگزیده شده بوده‌اند! و چنین سرمایه عظیم تاریخ ملّی را بدون نظرخواهی از ملّت نمی‌توانند یک‌طرفه وتو کنند. در واقع همه‌پرسی حقیقی دقیقاً در همان لحظه‌ای رُخ داده، که مردم خواب بوده‌اند، در نتیجه ایشان به‌عنوان متولّی (نه مالک) نهاد شاهی، با استبداد رای ناشیِ از احساسِ نبوّت در رسالت اکتیویستی خویش، یک‌نفره تصمیم به عزل نهاد شاهی و فعّالیّت در پلتفرم جمهوری گرفته‌اند. آن یکی رفراندُمی که در آینده وعده داده می‌شود صرفاً نوعی ظاهرسازی است جهت تایید تصمیمِ از پیش گرفته شده حاکم است. بنابراین پیروز رفراندُم جمهوری است. افزون بر آن، وقتی در وضع آزمایشگاهی، هرگونه اعتراضی به فعّالیّت‌های جمهوری‌خواهانه ولیعهد با پاسخ قاطع «بروید گزینه مطلوب خود را بیابید» روبرو می‌شود، در وضع آنارشی لحظات اسقاطِ نظام، که مردم به سرعت در پی استقرار ثبات اند، آیا با چنین پاسخی روبرو نخواهد بود:
«هرکه جمهوری نمی‌خواهد، برود شاه خود را بیابد!» بی‌آن‌که بابت برقراری وضع جنگ علیه همه، امکان مخالفت بیابند؟
👍1👎1💯1
‏جدال‌هایی در بابِ ایده «رفراندُم» (۲)

رفراندُم‌بازی، نقابی بر پیروزی جمهوری است. توطئه بزرگی ذیل این سفسطه در جریان است که «برحسب دموکراسی، رضاشاه دوم تا زمان نتیجه رفراندُم، خود را نمی‌تواند شاه بخواند.» جهت کشف زوایا و خفایای این توطئه اوّل از همه باید دقّت کرد که در عالم واقعی با تنها دو نوع نظام به‌لحاظ فرم روبرو هستیم:
«پادشاهی یا جمهوری»

جمهوری آن‌جا وجود دارد که پادشاهی حضور ندارد. بنابراین حالت سومی وجود ندارد که کسی بتواند خود را نامزد آن بکند. رضاشاهِ در تبعید طبعاً مرغ باغ ملکوت نیستند. در عالم خاک، ایشان یا در نهاد شاهی مستقر هستند، و یا در پلتفرم جمهوری فعّالیّت می‌کنند. بنابراین نفی فعّالیّت در مقام شاه به معنای جمهوری‌طلبی است. ولاغیر. اصطلاحات مستهجنی چون «پدر» یا «رهبر انقلاب» همه و همه آن نعل وارونه‌ای است که از سوی «تیم» بر سمّ اسب رضاشاه نصب می‌شود تا آدرس غلط بدهند. ایشان اگر در نفی پادشاهی به‌سر می‌برند، پس در دامنه جمهوری فعّالیّت می‌کنند. حالت سومی وجود ندارد. خوان کارلوس برای تظاهر به دموکراتیک‌ملّه‌گی نخست خود را از پادشاهی منعزل نکرد. بلکه دموکراسی را در پیروی از عرف سیاسی دید، نه دنباله‌روی از الهامات شخصیِ متّصل به غیب!

دوم این‌که مرجع حقیقی اراده ملّت، قوّه موسّس است. قوّه‌ای که در «نمایندگی اختیاری» مجلس موسّسان متجلّی می‌شود. نمایندگانی که در مباحثه با همگنان خود مصلحت ملّی را تدوین می‌کنند. خلاف آن، رفراندُم به‌عنوان گونه‌ای «نمایندگی اجباری» (نوعی نمایندگی که نامزدها از قبل از سویِ مردم حوزه خود بی‌اختیارانه ملزم به فقط بلی یا خیر گفتن شده‌اند)، صرفاً ابزاری در دستانِ «حاکم» برای تاییدِ حاکمیّت خویش است. «آری» یا «نه» گفتن در رفراندُم، به معنای امکانی جهتِ «نفی» حاکم نیست. بلکه اعلانی در جهت تایید حاکمی است که قدرتش از پیش مستقر شده است. شیپورچی‌هایی که رفراندُم را به امکانی دموکراتیک جهتِ تجلّی اراده قوّه موسّس جلوه می‌دهند، عوام‌فریبی می‌کنند. چنین امکانی، از طریق قوّه موسّس، مردم را در مقامِ حاکم قرار می‌دهد. وضعیّتی که به دیکتاتوری توده‌ها موسوم است. زیرا مردم تنها در حالتی می‌توانند قدرت خویش را اعمال کنند (حاکم بشوند)، که آن را تفویض کنند. بنابراین نتیجه رفراندُم همواره در تایید منویات قدرت مستقر خواهد بود. چون رفراندُم مامورِ معذور قوّه مشتق است و خارج از آن صلاحیّتی ندارد. به همین خاطر است که اغلب قریب به اتّفاق رفراندُم‌ها در مسائل جزئی درون قانون اساسی منعقد می‌شوند. به همین طریق تنها رفراندُم مشروع برای ایران، رفراندُمی است که مشروعیّت خود را از قانون اساسی مشروطه بگیرد. اگرچه در کشور دموکراتیکی مانند بلژیک نیز که قانون اساسی ما در فُرم از آن اقتباس شده، برگذاری رفراندُم محدودیّت‌های شدیدی دارد. چنانچه در سطح ملّی، رفراندُم‌های الزامی (تصمیم‌گیرنده) یا حتّی مشورتی اساساً غیرقانونی و خلاف قانون اساسی تلقی می‌شوند، زیرا قانون اساسی بلژیک هیچ پایه‌ای برای آن‌ها پیش‌بینی نکرده است.

این‌که «تیم» وانمود می‌کند که قرار است «پادشاهی» به رفراندُم گذاشته شود، نوعی بندبازی است برای مخفی کردن تصمیمی که پیشتر بدونِ نظرخواهی از ملّت ایران در خفا گرفته شده، مبنی بر این‌که رضاشاهِ در تبعید، خارج از پلتفرمِ پادشاهی فعّالیّت کنند! بنابراین سخن گفتن از رفراندُم پی نخود سیاه فرستادن است! چه کسی به ایشان چنین اجازه‌ای داده؟ ایشان حتّی قبل از تولّد به‌عنوان شاه برگزیده شده بوده‌اند! و چنین سرمایه عظیم تاریخ ملّی را بدون نظرخواهی از ملّت نمی‌توانند یک‌طرفه وتو کنند. در واقع همه‌پرسی حقیقی دقیقاً در همان لحظه‌ای رُخ داده، که مردم خواب بوده‌اند، در نتیجه ایشان به‌عنوان متولّی (نه مالک) نهاد شاهی، با استبداد رای ناشیِ از احساسِ نبوّت در رسالت اکتیویستی خویش، یک‌نفره تصمیم به عزل نهاد شاهی و فعّالیّت در پلتفرم جمهوری گرفته‌اند. آن یکی رفراندُمی که در آینده وعده داده می‌شود صرفاً نوعی ظاهرسازی است جهت تایید تصمیمِ از پیش گرفته شده حاکم است. بنابراین پیروز رفراندُم جمهوری است. افزون بر آن، وقتی در وضع آزمایشگاهی، هرگونه اعتراضی به فعّالیّت‌های جمهوری‌خواهانه ولیعهد با پاسخ قاطع «بروید گزینه مطلوب خود را بیابید» روبرو می‌شود، در وضع آنارشی لحظات اسقاطِ نظام، که مردم به سرعت در پی استقرار ثبات اند، آیا با چنین پاسخی روبرو نخواهد بود:
«هرکه جمهوری نمی‌خواهد، برود شاه خود را بیابد!» بی‌آن‌که بابت برقراری وضع جنگ علیه همه، امکان مخالفت بیابند؟
1👎1👌1
‏چرا نایاک بهتر از نوفدی است ؟

فرض کنیم اصلاح‌طلبان از نایاک بخواهند که برنامه‌ای دقیقاً مشابه با برنامه‌های نوفدیدی تهیّه کند. برنامه‌ای برای گذار از ولایت‌فقیه، برگزاری رفراندُم، دفترچه‌ای برای حذف شاه و تعلیق مشروطیّت، تشکیل لویه‌جرگه قبایل، فدرالیسم، تجدید مرزهای دریایی و زمینی، فاندریزینگ و ...

وقتی محتوای ویرانگر برنامه‌های نایاک و نوفدیدی یکی باشد، ترجیح شما این است که کدام پیروز میدان مبارزه باشد؟

اگر نایاک پیروز شود، ما ملّی‌گرایان همواره این امکان را داریم تا از موضع اپوزیسیون بر نامشروع بودن رفراندُم، قبیله‌گرایی، تجدید مرزها، حذف شاه و مشروطیّت پای بفشاریم. یعنی مشروعیّت دوژور با ماست! امّا اگر نوفدیدی پیروز شود، تمام کثافات مشابه پشت عنوان پادشاهی به ما حقنه خواهد شد. در آن وقت هرگونه اعتراضی با اتّهام خیانت روبرو خواهد شد. چون قوای پیروز به وجه دوژور نیز مشروعیّت خواهد داشت! آن وقت تنها کاری که می‌توان کرد این است که دهان را بست و تجلّی نهایتِ ۵۷ را مشاهده کرد.

این دقیقاً همان بلایی است که فرزندانِ ۵۷ با زدن نقابِ پادشاهی‌خواهی هم‌اکنون بر سر ما دارند می‌آورند. رضاشاه دوم نیز که شوربختانه غرق در الهامات شخصی خویش هستند به‌واسطه تشابه ظاهری اصولِ مذهب خود با فرقه‌های اطراف‌شان به تفاوت در محتوای پادشاهی‌خواهانه‌ای که ملّت ایران دنبال آن هستند با این تظاهرات اکتیویستی بی‌التفات اند.
👎1💯1